|
از سوى شعبه ۷۱ دادگاه كيفرى صادر شد
|
|
|
|
با تلاش تيم عمليات ويژه آگاهى استان تهران انجام گرفت
|
|
|
|
|
|
شكايت زن در دادگاه خانواده
|
|
|
|
|
|
سخنگوى قوه قضاييه خبر داد
|
|
|
|
|
از سوى شعبه ۷۱ دادگاه كيفرى صادر شد
قصاص براى برقكار سارق
|
|
قضات شعبه ۷۱ دادگاه كيفرى پس از مشورت متهم را به قصاص محكوم كردند...
|
گروه حوادث: مرد برقكارى كه به انگيزه سرقت طلاجات زن ۶۷ ساله اى را پس از خفه كردن به آتش كشيده بود به قصاص محكوم شد. به گزارش خبرنگار ما، اين محكوم به قصاص كه عباس نام دارد روز گذشته پس از پذيرفتن اتهام قتل مدعى شد ۱۵ سال خشم و نفرت از خانواده مقتول باعث شد تا زن ۶۷ ساله را به قتل برساند. وقوع قتل و دستگيرى قاتل در صحنه روز بيست و نهم دى ماه سال گذشته مرد جوانى در تماس تلفنى با فوريت هاى پليسى ۱۱۰ شهرستان ورامين آنها را در جريان قتل مادر ۶۷ ساله خود كه «رقيه» نام داشت قرار داد. لحظاتى پس از اين گزارش بازپرس ويژه قتل دادسراى قرچك و اكيپى ازماموران تشخيص هويت و كارآگاهان آگاهى در محل حاضر شدند. بازپرس ويژه قتل پس از بررسى جسد زن ۶۷ ساله كه پس از به قتل رسيدن جسدش به آتش كشيده شده بود دستور انتقال جسد را به پزشكى قانونى صادر كرد. سپس تحقيقات در محل وقوع جنايت آغاز شد. آنها در جريان تحقيقات وقتى پى بردند پسر ۲۷ ساله اى در محل حاضر شده و پى در پى در مورد وضعيت مقتول سوال مى پرسد به او مظنون شده و او را بازداشت كردند. اين پسر جوان كه خودرا به بازپرس وماموران عباس معرفى كرده بود با ادعاى اينكه از بستگان مقتول است سعى درفريب آنها داشت. وقتى در تحقيقات از چند زن كه دقايقى قبل از وقوع قتل، عباس را كه براى تعمير آيفون به منزل مقتول آمده بود ديده بودند مورد شناسايى قرار گرفت، لب به اعتراف گشود. وى دراعترافاتش گفت: مقتول مادر شوهر خواهرم بود و از من خواست تا براى تعمير آيفون خانه اش به آنجابروم. يك روز قبل از قتل به آنجا رفتم و وقتى از وجود طلاهاى همراه او مطلع شدم به بهانه اينكه ابزار ندارم از «رقيه» خواستم تا فردا به منزل اش رفته وآيفون را تعمير كنم. فرداى آن روز وقتى به خانه اش او رفتم چند زن به خانه او آمده بودند و چون نمى توانستم نقشه ام را عملى كنم آنقدر معطل كردم تا آنها رفتند. بعد ازآن وقتى رقيه به من نزديك شد گلوى او را فشردم تا روى زمين افتاد و جسدش را داخل خانه بردم و بعد از قرار دادن آن دركنار اجاق گازى كه در كف اتاق روشن بود آن را با خرده هاى موكت و اسفنج پوشاندم و آنقدر نزديك آتش بردم تا آتش گرفت و من هم با برداشتن طلاها و مقدارى پول نقد خانه راترك كردم. و امروز نيز براى اينكه كسى به من شك نكند به صحنه جنايت آمدم كه متاسفانه شناسايى و دستگيرشدم. با اعترافات هولناك اين جوان و تكميل تحقيقات پرونده اين قتل براى رسيدگى به دادگاه كيفرى استان تهران ارجاع شد. آغاز رسيدگى روز گذشته رسيدگى به اين پرونده در شعبه ۷۱ دادگاه كيفرى به رياست قاضى نورالله عزيز محمدى با حضور چهار مستشار دادگاه و نماينده دادستان برگزار شد. در آغاز جلسه صفرخاكى - نماينده دادستان - پس از قرائت كيفرخواست با توجه به اعترافات متهم و درخواست اولياء دم براى وى تقاضاى مجازات كرد. سپس قاضى از اوليا ى دم خواست پس از قرار گرفتن در جايگاه شكايت خود را اعلام كنند. فرزندان مقتول نيز پس از قرار گرفتن در جايگاه براى متهم به قتل درخواست صدور حكم قصاص كردند. سپس قاضى از متهم خواست تا پس از قرار گرفتن در جايگاه به دفاع از اتهام خود داير بر مشاركت در قتل عمدى بپردازد. عباس نيز پس از قرار گرفتن در جايگاه در دفاع از خود گفت: من قصد كشتن او را نداشتم و تنها قصد داشتم با ترساندن وى طلاجات او را به سرقت ببرم. اما وقتى يقه او را گرفتم روى زمين افتاد و ديگر نفس نكشيد و بعد از سرقت طلاجات وى، جسد را به نزديكى اجاق گازى كه در اتاق روشن بود كشاندم و پس از ريختن خرده هاى موكت و اسفنج جسد را آنقدر به شعله هاى حرارت نزديك كردم تا آتش گرفت. بعد هم فرار كردم. وى در دفاع از خودگفت: ۱۵ سال خشم ونفرت باعث شد تا از او انتقام بگيرم چون او و فرزندانش خواهر مرا اذيت مى كردند. من تنها شرمنده يك نفر از آنان كه در دادگاه حضور دارد هستم. وى همچنين در مورد سرقت طلاها گفت: سرقت طلاجات براى صحنه سازى بود و انگيزه من از قتل مادر شاكيان انتقامگيرى بود. سپس وكيل تسخيرى متهم در دفاع از موكلش گفت: در نظريه پزشكى قانونى اعلام شده است به علت سوختگى شديد تشخيص علت مرگ ميسر نيست بنابر اين تقاضا دارم پس از مشخص شدن علت اصلى مرگ راى در اين رابطه صادر شود. سپس قاضى با نپذيرفتن ادعاى وكيل متهم گفت: همانطور كه موكل شما اعتراف كرده وى پس از فشردن گلوى مقتول جسد را آتش زده است و اين خود بهترين دليل براى ارتكاب قتل عمدى از سوى موكل شماست. «قاضى عزيز محمدى» ساعتى پس از ختم رسيدگى پس از مشورت با چهار مستشار دادگاه حكم قصاص متهم به قتل را صادر كرد.
|
|
|
|
|
با تلاش تيم عمليات ويژه آگاهى استان تهران انجام گرفت
پايان فرار يك مفسد فى الارض
|
|
|
گروه حوادث: مفسد فى الارضى كه چندى پيش به جرم شرارت و بيش از۲۰ فقره اعمال غيراخلاقى در دادگاه كرمانشاه محكوم به اعدام و در دوره محكوميت موفق به فرار از زندان شده بود با تلاش تيم عمليات ويژه آگاهى استان تهران دستگير شد. به گزارش خبرنگار ما، سرهنگ على كمالى معاون آگاهى نيروى انتظامى استان تهران با اعلام اين مطلب جزييات اين قتل توسط متهم و همدست متوارى اش و نيز دستگيرى يكى از آنها را تشريح كرد: ساعت ۱۸ و ۳۰ دقيقه عصر روز ۲۴ مهر ماه سال ۸۳ ماموران كلانترى دهمويز شهريار در جريان جنايتى در يكى از مزارع دور افتاده خادم آباد قرار گرفتند. با حضور ماموران نيروى انتظامى در محل كشف جسد مشخص شد مقتول جوانى ۲۳ساله به نام على قلى زاده دو روز قبل بر اثر اصابت ضربات چاقو به ناحيه پهلو و سينه به قتل رسيده است. نخستين تحقيقات كارآگاهان پليس نشان داد مقتول آخرين بار به همراه دو تن از دوستانش به نام هاى شهروز و جواد در حالى كه مظنون به شرب خمر بودند توسط ماموران گشت كلانترى دستگير شده اند. اين در حالى بود كه بنا بر تحقيقات پليسى انجام شده آنها (على شهروز و جواد) پيش از رسيدن به كلانترى با به كارگيرى شگردى خاص متوارى شدند. بدين ترتيب با توجه به اظهارات شهود كه آخرين بار مقتول را به همراه دوستانش شهروز و جواد در حين سوار شدن بر خودروى پليس مشاهده كرده بودند، اين دو تن به عنوان مظنونان اصلى ارتكاب به قتل «على. ق» از سوى پليس آگاهى شناسايى شده و تحت تعقيب قرار گرفتند. بر اساس، تحقيقات پليس از سوء پيشينه اين دو مجرم فرارى «شهروز- م» ۲۴ ساله مجرم فرارى از زندان كرمانشاه بوده كه ۶ سال پيش به اتهام ارتكاب بيش از ۲۰ فقره اعمال غيراخلاقى، شرارت و اوباشگرى و ايجاد رعب و وحشت از سوى دادگاه شهرستان «صحنه» به عنوان مفسد فى الارض به اعدام محكوم شده است. شهروز در حالى كه دوران محكوميت پيش از اجراى حكم اعدام را در زندان كرمانشاه سپرى مى كرد با ايجاد رعب و وحشت و سرانجام به گروگان گرفتن يكى از زندانبانها به زندان زاهدان تبعيد شد. اما طولى نكشيد كه مسوولان زندان زاهدان نيز به دليل اوباش گرى هاى اين متهم بار ديگر او را به زندان كرمانشاه انتقال دادند. اين در حالى بود كه شهروز در حين انتقال از زندان زاهدان به كرمانشاه موفق به فرار شد. بدين ترتيب تحت تاثير خواسته زندانى، شرايطى مهيا شد تا وى بتواند از طريق تماس تلفنى، موضوع ورود خود به منزل را به خانواده و سرانجام دوستان همدستش اطلاع دهد. بدين ترتيب زمانى كه ماموران شهروز را به منزل انتقال دادند يكباره متوجه شدند كه وى از در ديگر با همدستى دوستانش از منزل خارج و موفق به فرار شده است. متهم ديگر اين پرونده كه آخرين بار با مقتول ديده شده نيز فردى به نام «جواد- ع» از دوستان و همشهريان شهروز است كه به جرم چاقوكشى، ضرب و جرح همچنان تحت تعقيب پليس قرار دارد. پليس در عمليات رديابى دريافت كه شهروز در پى مرگ برادرش با عزيمت به فرديس كرج اقدام به ازدواج موقت با همسر برادرش كرده و براى اين كه ردپايى از خودش به جاى نگذاشته باشد به اتفاق همسر و تنها فرزند برادرش در اراك سكونت يافته است. سرانجام تحقيقات گسترده پليس منجر به شناسايى مخفيگاه اين مجرم فرارى شد و نهايتا پليس آگاهى استان تهران توانست با اخذ نيابت قضايى پس از ۸ ماه تلاش شبانه روزى موفق به دستگيرى شهروز شود. شهروز محكوم فرارى در بازجويى هاى اوليه مدعى شد: مقتول بعد از جدا شدن از او و جواد با يكى از همكلاسى هاى سابقش به نام حسين كه پيش از آن با وى درگير شده قرار ملاقات داشته است. وى كه بار ديگر با اظهارات دروغين خودى قصد فريب ماموران را داشت مدعى شد احتمال دارد حسين به خاطر كينه زياد از «على. ق» (مقتول) به قصد انتقام او را كشته باشد. سرانجام شهروز در ادامه بازجويى ها لب به اعتراف گشود و به ماموران گفت: بعد از فرار از دست ماموران كه در صدد انتقال من از زندان زاهدان به زندان كرمانشاه بودند با همراهى يكى از دوستانم به نام «جواد. ع» كه او هم تحت تعقيب پليس بود به منطقه شهريار آمده و با اجاره منزلى در آنجا مخفى شديم. رفت و آمد با موتورسيكلت و نيازمندى آن به تعمير موجب رجوع ما به تعميرگاه پدر «على» (مقتول) شده و ادامه رفت و آمدمان به روابط دوستانه ما با على پسر تعميركار و قرار ملاقات منجر شد. در يكى از ملاقات ها، براى مخفى ماندن محل سكونت مان از على، بعد از انتقال او به يكى از باغات اطراف خادم آباد درحاليكه سوار بر موتورسيكلت بوديم به دليل از دست رفتن كنترل موتور با جدول خيابان برخورد كرديم. بدين ترتيب اتفاق فوق باعث شد موتورسيكلت را به تعميرگاه پدر مقتول انتقال داده و در حالى كه قصد خروج از محل را داشتيم توسط ماموران گشت كلانترى دهمويز كه به ما مظنون شده بودند، دستگير شديم. شهروز در بازجويى ها به ماموران گفت: زمانى كه مامور گشت كلانترى به ما مظنون شد از آنجا كه من و جواد هر دو از متهمان متوارى و تحت پيگرد پليس بوديم بدون هيچ گونه مقاومتى سوار خودرو گشت شديم. اين در حالى بود كه على به شدت نسبت به انتقال ما به كلانترى ممانعت كرده و با فحاشى سعى داشت من و جواد را به بى عرضگى و ساده لوح بودن به دليل اين كه بى هيچ مقاومتى با مامور كلانترى به راحتى همراه شديم، متهم كند. شهروز ادعا كرد: در حالى كه به شدت نسبت به واكنش على دچار نگرانى شده بوديم وى را با خود همراه كرديم. شهروز و جواد بار ديگر با استفاده از ترفند و حيله اى جديد پيش از رسيدن به محل كلانترى در ميانه راه موفق به فرار شدند. متهمان پس از رهايى از چنگ پليس درحاليكه كينه سختى از رفتارهاى على (مقتول) در دل داشتند تصميم به تاديب او گرفته و پس از رسيدن به يكى از مزارع دور افتاده خادم آباد با وارد كردن ضربات چاقو بر پيكر على ۲۳ ساله او را در حالى كه دچار خونريزى شديدى شده بود، رها كردند. چند روز بعد آنها براى اطلاع از وضعيت على در تماس با خانواده وى جوياى حال وى شده و زمانى كه با بى خبرى آنها مواجه شدند با نگرانى به محل حادثه سر زدند. اين مجرمان سپس براى اطمينان از باقى نماندن ردپايى از خود شروع به تحقيقات محلى و پرس و جو از ساكنان اطراف كردند. جواد و شهروز در ادامه با اطلاع از بى خبرى خانواده مقتول از حادثه رخداده براى بردن موتورسيكلت خود از يكى از همشهريان خود خواستند به تعميرگاه پدر على مراجعه كند و پس از آن متوجه شدند موتورسيكلت به منزل مقتول انتقال پيدا كرده است. شهروز در ادامه اعترافاتش افزود: براى بردن موتورسيكلت در تماس تلفنى با خانواده على به عنوان همكلاسى سابق على به آنها اطلاع داديم، وى در حالى كه به همراه دو زن بوده در حوالى كرج دستگير شده است. اما باز هم موفق به بردن موتورسيكلت نشديم. در نهايت پس از دستگيرى شهروز محكوم به اعدام و اعترافات وى مشخص شد وى و جواد ابتدا به كرمانشاه فرار و بعد از گذشت مدتى به منطقه عسلويه نقل مكان كرده اند. سپس شهروز با مرگ برادرش از جواد جدا شده و به منظور سرپرستى از خانواده وى از عسلويه به فرديس كرج عزيمت كرده است. با اعترافات تكان دهنده شهروز در خصوص مشاركت در قتل، وى با قرار قانونى روانه زندان گوهردشت شد و اين در حالى است كه جست و جوى تيم عمليات ويژه آگاهى استان تهران براى دستگيرى «جواد- ع» متهم متوارى اين پرونده همچنان ادامه دارد.
|
|
|
|
|
وقوع آتش سوزى در قطار تبريز - مشهد
گروه حوادث:بر اثر آتش سوزى در يكى از واگن هاى قطار مسافربرى تبريز - مشهد اين قطار صبح روز گذشته با يك ساعت و ۴۵ دقيقه تاخير وارد ايستگاه راه آهن مشهد شد. به گزارش ايرنا، حسين زارعى مدير شركت قطارهاى مسافرى رجاء اعلام كرد: اين حادثه در كيلومتر ۸۹۰ مسير تهران - مشهد در واگن شماره شش اتفاق افتاد. حسين زارعى افزود: در پى وقوع اين حادثه با هوشيارى و سرعت عمل كاركنان راه آهن بلافاصله واگن حادثه ديده از قطار منفصل شد و ۴۴ نفر از مسافران آن به موقع از واگن خارج شدند كه خوشبختانه به هيچ يك ازمسافران آسيبى وارد نشد و تمام مسافران به سلامت به مشهد انتقال يافتند. زارعى در پايان اظهار داشت: كميسيون فنى و سوانح شركت قطارهاى مسافرى رجاء علت و ميزان خسارت اين آتش سوزى را بررسى و نتيجه تحقيقات را به اطلاع عموم خواهد رساند.
|
|
|
|
|
شكايت زن در دادگاه خانواده
همسرم مى خواهد فرزندانم را به بهزيستى بسپارد
|
|
|
گروه حوادث: زنى به دادگاه خانواده شكايت كرد و گفت كه همسرش به او گفته «يا حضانت فرزندان را بر عهده بگير يا آنها رابه بهزيستى مى سپارم.» به گزارش ايسنا، اين زن كه در دادگاه خانواده حضور يافته بود و از همسر سابقش شكايت داشت گفت: بعد از ده سال زندگى مشترك سه سال پيش طلاق گرفتيم و حضانت هر سه فرزند به پدر داده شد؛ تا يك سال بعد از طلاق، همسرم اجازه نمى داد هيچ ملاقاتى با فرزندانم داشته باشم. بعد از اين مدت هم من و هم همسر سابقم ازدواج كرديم اما پس از ازدواج، زن دوم همسر سابقم راضى به نگهدارى فرزندان نشد و پس از اصرار زياد، همسر دوم را راضى كردم تا حضانت يكى از فرزندانم را بگيرم. وى افزود: حضانت فرزند دومم را گرفتم؛ بعد از گذشت دو سال همسر سابقم مدام مزاحم مى شود و از من مى خواهد كه حضانت دو فرزند ديگر را هم بگيرم وگرنه فرزندانم را به بهزيستى مى فرستد ولى تحت هيچ شرايطى همسر دومم به اين امر رضايت نمى دهد. مشاور دادگاه خانواده در ارتباط با اين پرونده گفت: در صورتى كه بچه اى پدر و مادر داشته باشد، تحت هيچ شرايطى بهزيستى فرزند را قبول نمى كند. مشاور دادگاه به اين خانم پيشنهاد كرد كه در صورت مزاحمت همسر سابقش، به ۱۱۰ يا دادسرا شكايت كند.
|
|
|
|
|
سومين سيل «كلاله» را فراگرفت
گروه حوادث: سيل براى سومين بار كلاله را فرا گرفت. به گزارش ايسنا سيل دوباره در شهرستان كلاله در ساعت ۱۵ روز گذشته در مركز تقاطع كلاله به مراوه تپه و گليداغ روى داد. ابراهيم كريمى، معاون عمرانى استاندارى گلستان با بيان اين كه كليه محورهاى ارتباطى منتهى به اين مناطق بسته شده است، گفت: با توجه به اطلاع رسانى به موقع از سوى مسوولان، مردم مناطق مذكور به اماكن امن منتقل شدند.
|
|
|
|
|
سخنگوى قوه قضاييه خبر داد
دستگيرى ۴ نفر در ارتباط با پرونده آتش سوزى ميدان خراسان
گروه حوادث: سخنگوى قوه قضاييه گفت: در ارتباط با حادثه آتش سوزى حوالى ميدان خراسان تهران كه صبح روز جمعه به وقوع پيوست، چهار تن بازداشت شده اند. صبح جمعه، در جريان اشتعال مواد سوختى كه در جوى آب چند خيابان در حوالى ميدان خراسان تهران روان شد، ده ها خودرو پارك شده درحاشيه اين خيابان ها، طعمه حريق شد. سهل انگارى راننده خودرو سوخت رسان در عدم بررسى ميزان سوخت موجود در منبع پمپ بنزين و فقدان نظارت بر تخليه بنزين، عامل نشت بنزين و بروز آتش سوزى عنوان شده است. جمال كريمى راد با بيان اين كه اين پرونده در شعبه اول دادسراى ناحيه ۱۴ و تحت نظارت سرپرست و معاون اين دادسرا در حال پيگيرى است، گفت: كارفرماى پمپ بنزين، راننده تانكر و دو تن از كارگران اين پمپ بنزين در اين ارتباط تحت تعقيب قرار گرفته وبازداشت شده اند. وى با اشاره به تنظيم حدود ۶۰ شكايت از سوى شكات براى تامين خسارات وارده، افزود بازپرس پرونده ضمن استماع شكايت شكات، دستور انجام كار كارشناسى را داده است. ضمن اين كه پليس همچنان در حال پيگيرى موضوع است.
|
|
|
|