يكشنبه ۲۳ مرداد ۱۳۸۴
۸ رجب ۱۴۲۶ - ۱۴ اوت ۲۰۰۵ - سال هفتم - شماره ۱۸۱۵
بين الملل
Tel: white
red@javandaily.com
sJavan.jpg
pdf PDF
Edition
صفحه نخست
داخلى
ايران و جهان
اقتصادى
سينما، تئاتر
با كنكورى ها
بسيج و دفاع مقدس
بين الملل
حوادث
اجتماعى
ورزشى
ادب و هنر
آرشيو
تماس با ما
بررسى دلايل چارچوب استراتژيك جديد واشنگتن -دهلى در گفت وگو با وايزمن
ديدار چندى قبل نخست وزير هند از امريكا روابط واشنگتن- دهلى را وارد فاز جديدى كرد. هر چند برخى سياستمداران امريكايى قدرت اقتصادى و نظامى روزافزون چين را براى ايالات متحده تهديدآفرين نمى دانند، ولى شواهد نشان مى دهد كه كاخ سفيد پكن را تهديد جدى براى آينده حضور خود در آسيا تلقى مى كند؛ چارچوب استراتژيك جديد ميان هند و امريكا كه در سفر مانموهان سينك به واشنگتن شكل گرفت، از همين منظر قابل ارزيابى است. استيون.آر. وايزمن، كارشناس و مسوول ميز دهلى نو در مجله Times در مصاحبه اى به اهداف روابط جديد هند و امريكا پرداخته است. او معتقد است تمايل جرج بوش به روابط بهتر با هند و همزمانى آن با نگرانى هاى اخير پنتاگون از قدرت نظامى چين، چارچوب اصلى روابط جديد واشنگتن- دهلى را تشكيل مى دهد. اين مصاحبه را مى خوانيم.
ترجمه: على قنادى
بررسى دلايل چارچوب استراتژيك جديد واشنگتن -دهلى در گفت وگو با وايزمن
تهديد چين نزديكى امريكا به هند
ديدار چندى قبل نخست وزير هند از امريكا روابط واشنگتن- دهلى را وارد فاز جديدى كرد. هر چند برخى سياستمداران امريكايى قدرت اقتصادى و نظامى روزافزون چين را براى ايالات متحده تهديدآفرين نمى دانند، ولى شواهد نشان مى دهد كه كاخ سفيد پكن را تهديد جدى براى آينده حضور خود در آسيا تلقى مى كند؛ چارچوب استراتژيك جديد ميان هند و امريكا كه در سفر مانموهان سينك به واشنگتن شكل گرفت، از همين منظر قابل ارزيابى است. استيون.آر. وايزمن، كارشناس و مسوول ميز دهلى نو در مجله Times در مصاحبه اى به اهداف روابط جديد هند و امريكا پرداخته است. او معتقد است تمايل جرج بوش به روابط بهتر با هند و همزمانى آن با نگرانى هاى اخير پنتاگون از قدرت نظامى چين، چارچوب اصلى روابط جديد واشنگتن- دهلى را تشكيل مى دهد. اين مصاحبه را مى خوانيم.
ترجمه: على قنادى
* به دنبال ديدار چندى پيش مانموهان سينك نخست وزير هند از امريكا، دو طرف توافق نامه اى براى همكارى هسته اى امضا كردند. شما به عنوان كسى كه مدت زيادى است ناظر روابط هند و امريكا بوده ايد، تغيير سياست دولت بوش در قبال هند را چگونه ارزيابى مى كنيد؟
045408.jpg
** به نظر من، بوش به دنبال آن است كه روابط واشنگتن -دهلى را از حالتى كه در اوايل رياست جمهورى اش بود، خارج كند. بوش حتى وقتى كه فرماندار تگزاس بود، به شكل غيرقابل باورى اقدام به برقرارى روابط با شركت هاى هندى كرد. او مى خواست در دوران رياست جمهورى اش روابط با هند رابه يك اولويت تبديل كند، ولى در اولين سال رياست جمهورى بوش حادثه ۱۱ سپتامبر به وقوع پيوست و همه چيز به هم ريخت. امريكا سياست خارجى خود را تغيير داد و سايت محدود سازى كمك هاى تسليحاتى به پاكستان را در پيش گرفت، اين دوره، درست همان دوره اى است كه روابط هند و پاكستان دچار تنش بود. به خاطر همين، ديگر براى ايالات متحده و هند ممكن نبود كه روابط خوبى با هم داشته باشند.
با اين حال، كسانى بوش را احاطه كرده بودند كه شديداً از گسترش روابط استراتژيك امريكا و هند، با هدف متوازن كردن قدرت چين در منطقه حمايت مى كردند. از جمله اين افراد، رابرت بلك ويل سفير كابينه بوش در هند و مشاور سياست خارجى او در زمان فرماندارى تگزاس بود. همكارى بلك ويل با دولت امريكا به دوران نيكسون و كيسينجر برمى گردد.
دولت بوش با موجى از افكار ضدچينى به قدرت رسيد كه علت آن تا حدى به اواخر دهه ۱۹۹۰ و انتقاد از دولت كلينتون به خاطر فروش تسليحات به پكن باز مى گشت. در نتيجه دولت جديد بوش خيلى مشتاق بود تا براى جلوگيرى از توسعه نظامى در چين، هر كارى كه مى تواند انجام دهد و مواظب اهداف چينى ها باشد. يكى از راه هايى كه امريكايى ها انتخاب كردند، گسترش روابط با هند بود.
* دونالد رامسفلد وزير دفاع امريكا به تازگى از توانايى  هند براى ايجاد توازن با چين سخن گفته است. آيا در كابينه بوش طيف وسيعى هم وجود دارند كه چين به ديده يك فرصت بزرگ مى نگرند؟
** اين نوع تفكر در دولت امريكا روند متناوبى داشته است. شما به ياد داريد كه براى يك دوره، وقتى اين افراد به قدرت رسيدند، تعدادى از اعضاى دولت، بر سر بحث EP3 با چين دچار چالش شدند. اين موضوع تعدادى از بازهاى دولت بوش را شوكه كرد، زيرا آن ها از اين نگران بودند كه نتوانند با چين رويارو شوند. به خاطر همين، كسانى كه از روابط تنگاتنگ با چين و همكارى  با اين كشور بر سر بعضى موضوعات مشترك حمايت كردند، سال ها در داخل دولت دست بالا داشتند. در واقع، اين اظهارات كالين پاول كه گفته بود «روابط واشنگتن- پكن از اوايل دهه ۱۹۷۰ بهترين روابط بود.» طى اين دوره به يك موضع تكرارى مقام هاى امريكايى تبديل شد. درباره اين كه از چين مى توان بهره بردارى هاى زيادى كرد، در داخل دولت صحبت هاى بلندپروازانه ابراز مى شد. اين ها چين را تشويق مى كردند كه به سازمان تجارت جهانى بپيوندد و همچنين در حوزه سياسى از همكارى بين چين براى حل مسأله هسته اى كره شمالى بهره مى گرفتند.
با اين حال، آن چه در عمل اتفاق افتاد، مربوط به يك يا دو سال گذشته است. پنتاگون در طول يكى دو سال گذشته درباره اهداف نظامى چين و دستيابى اين كشوربه تكنولوژى سطح بالا هشدار داده است، زيرا از نظر پنتاگون اين موضوع باعث مى شود پكن در بحران تايوان دست بالا داشته باشد. امريكايى ها حتى به اروپا هم درباره فروش تكنولوژى سطح بالا به چين هشدار دادند. از اين گذشته؛ چين مواضع تندى درباره مسأله تايوان ايراد كرد كه اين موضوع نيز موجب نگرانى بيشتر دولت بوش گرديد. من معتقدم كه اگر ما تب دولت بوش را اندازه گيرى كنيم، درمى يابيم كه نگرانى آن در مورد چين نسبت به قبل بيشتر شده است.
* هند تلاش هاى هماهنگى  براى تثبيت روابط خود با پاكستان انجام داده است. حتى پيش از به قدرت رسيدن رهبرى كنونى در دهلى نو، سران دو كشور با هم نشست مشترك برگزار كردند. آيا روابط دو طرف نسبت به قبل آرام تر شده است؟
** البته. روابط دو طرف آرام تر از گذشته شده است ولى من معتقدم كه خيلى زود كه ما روابط دو طرف را عادى بدانيم. روند حوادث خوب است، ولى وقتى با پاكستانى ها صحبت كنيد، درمى يابيد كه فقط يك انفجار بمب در يك اتوبوس در كشمير تا دهلى نو كافى است كه همه چيز را به هم بريزد. هندى ها كه تلاش مى كنند روابطشان را با پاكستان تثبيت كنند، خيلى تأكيد دارند كه پاكستانى ها براى جلوگيرى از نفوذ افراد مسلح به كشمير هيچ كارى نمى كنند.بنابراين روابط دو طرف خيلى آسيب پذير است و فقط در شرايط فعلى وضع خوبى دارد. دولت امريكا در رابطه با هند و پاكستان اعتبار بيشترى پيدا كرده و گفته مى شود كه دولت بوش اولين دولتى است كه در تاريخ امريكا با هر دو طرف (يعنى هند و پاكستان) روابط خوبى دارد.
* واشنگتن روابط خود با هند را به عنوان عامل متوازن كننده قدرت چين مى داند، ولى هندى ها سعى مى كنند كه مناسباتشان را با چين تثبيت كنند. آيا در اين جا تضادى وجود ندارد؟
** چرا همينطور است، البته بررسى اين تضاد جالب توجه است. همانطور كه شما مى دانيد، هند و چين در اوايل دهه ۱۹۶۰ درگير جنگى شدند كه مناقشه مرزى دو طرف هنوز هم ادامه دارد، هند در حال حاضر سياست تثبيت روابط با چين را دنبال مى كند و وقتى شما با مقام هاى هندى صحبت  مى كنيد، آن ها از اين كه واشنگتن كشورشان را در مقابل چين مثل يك كيسه بوكس نگاه مى كند، عصبانى هستند. حتى در بين مقام هاى هندى و امريكايى هم علناً صحبتى از بحث «هند به عنوان وزنه توازن قدرت چين» نمى شود، ولى به هر حال اين واقعيتى است كه وجود دارد و همه آن را مى دانند.
* ولى شما مى دانيد كه هندى ها تمايلى به رويارويى با چينى ها ندارند. اين موضوع از لحاظ استراتژيك چگونه قابل تحليل است؟
** البته اين درست است، ولى هندى ها اهداف خاص خودشان را هم دارند. آن ها مى خواهند صاحب ناوگان دريايى در آب هاى آزاد شوند. حادثه تسونامى نشان داد كه هندى ها توانايى  خوبى براى آرايش نيروهاى نظامى با اهداف انسان دوستانه دارند. چين و ساير كشورهاى منطقه بايد به ياد داشته باشند كه در جريان حادثه تسونامى، هند به عنوان يك بازيگر مهم با ايالات متحده همراه شد. نيروى دريايى هند خواهان حضور در منطقه اى از جهان است كه چين نيز خواهان حضور در آن است.
* برگرديم به توافق نامه هسته اى چندى قبل هند و امريكا! جايگاه هند به عنوان يك قدرت رسمى هسته اى، طى چند دهه گذشته مورد مناقشه امريكا بوده است و اين بحث و جدل به دهه ۱۹۷۰ برمى گردد. چه شد كه امريكا و هند چندى پيش در اين باره به توافق رسيدند. گستردگى اين توافق چقدر است؟
** جالب اين جاست كه كل رژيم هاى بين المللى درباره سلاح هاى هسته اى هم نتيجه رويارويى هند و امريكا در طول دهه ۱۹۷۰ است. به ياد داشته باشيم كه قانون فعلى كه در امريكا وجود دارد و مى گويد كشورهايى كه اقدام به توسعه  سلاح هاى هسته اى شان مى كنند، حق دسترسى به فن آورى هسته اى ندارند؛ نتيجه اولين آزمايش هسته اى هند در سال ۱۹۷۴ و بحران هسته اى دهلى نو -واشنگتن در طول همين دهه است. حتى گروه سوخت هسته اى كه در حال حاضر از ۴۰ كشور تشكيل شده و براساس توافقات موجود، كشورهاى عضو آن حق فروش تكنولوژى صلح آميز به دارندگان سلاح هسته اى ندارند، هم در اثر بحران هسته اى هند در دهه ۱۹۷۰ تشكيل شد. همانطور كه منتقدان مى گويند، بى شك قرارداد هسته اى جديد دولت بوش ترتيبات بين المللى را بهم مى زند.
* بنابراين امريكا برخلاف قوانين داخلى خود با هند به توافق رسيده تا به اين كشور انرژى هسته اى صلح آميز بدهد، اينطور نيست؟
** دقيقاً همينطور است. اختيارات امنيت ملى به رييس جمهور اجازه چنين كارى را مى دهد. به طور مثال قبلاً هم برخى رؤساى جمهور امريكا تحريم فروش برخى تجهيزات به پاكستان را براساس معيارهاى امنيت ملى زير پا گذاشته اند. با اين حال، دولت امريكا بايد قبل از اجرايى شدن اين كارها قوانين مربوط به آن را تغيير دهند. بنابراين، اين قانون داخلى امريكا كه مى گويد ايالات متحده نمى تواند به كشورهاى داراى برنامه سلاح  هسته اى قطعات، راكتور، سوخت هسته اى يا چيزهايى از اين قبيل ارايه كند، بايد براساس معيارهاى جديدى كه به اجرا درمى آيد، تغيير كند.
* ظاهراً خود هندى ها هم برخى محدوديت هاى هسته اى را پذيرفته اند؟
** من هم قبول دارم كه آن ها برخى محدوديت ها را پذيرفته اند، ولى برخى از اين محدوديت ها بايد به اجرا هم برسد. يكى از مهم ترين چيزهايى كه هندى ها با آن موافقت كرده اند، پذيرش مبناى متمايز برنامه هاى هسته اى نظامى و غيرنظامى و قبول بازرسى از برنامه هاى غيرنظامى است، ولى به هر حال، اجرايى شدن اين تعهدات زمان بر و پيچيده است.
هندى ها پذيرفته اند كه تجهيزات هسته اى نظامى و مواد هسته اى قابل استفاده در تجهيزات هسته اى را صادر نكند. دهلى نو همچنين به طور رسمى پذيرفته كه آزمايش هاى هسته اى خود را به شكل داوطلبانه به حال تعليق درآورد. بنابراين، هندى ها مسووليت هايى را پذيرفته اند. جناحى از امريكايى ها كه من نظرات آن ها را توضيح دادم، الان مى گويند كه دولت بوش بايد دست به معامله بزرگ ترى با هندى ها بزند، زيرا در اين صورت حتى مى توان هند را واداشت كه بازرسى از تأسيسات نظامى خود را نيز مانند بازرسى از تأسيسات غيرنظامى بپذيرد.
045426.jpg
* پاكستان چطور؟ آيا پاكستانى ها هم حاضرند مانند هند دست به معامله بزنند؟
** پاكستانى ها تا حالا چنين تمايلى را از خود بروز نداده اند. با اين حال، ما بهار سال جارى ميلادى شاهد آن بوديم كه آن ها مهم ترين خواسته و اولويت خود را به دست آورند و امريكا قبول كرد كه به آن ها F-16 بفروشد. اين موضوع به دهه ۱۹۸۰ برمى گردد، يعنى زمانى كه خريد F-16 پاكستان از امريكا به خاطر برنامه هاى هسته اى اين كشور متوقف شد. نمى دانم كه آيا پاكستانى ها هم مايلند مانند هند با امريكا به توافق برسند يا نه، ولى ظاهراً حوادث به شكلى پيش مى رود كه احتمالاً پاكستان هم خواهان معامله مشابهى خواهد شد.
منبع: www.cfr.org
روابط تهران- دمشق و ثبات منطقه
روابط دوجانبه و مشترك ايران و سوريه در حال تكامل است. سفر اخير بشاراسد فرصتى براى تبريك و آشنايى با محمود احمدى نژاد، رييس جمهور جديد ايران بود و در شرايط دشوارى كه منطقه با آن روبه رو است، حايز اهميت زيادى است.
آن چه كه رييس جمهور جديد ايران تأكيد كرد تداوم طبيعى روند انقلاب اسلامى با توجه به وحدت ديدگاه ها و رويكرد با سوريه در قبال مسايل مختلف سرنوشت ساز دو كشور و دو ملت دوست است و طبيعى است كه هر ديدارى در سطح سران ميان دو كشور فرصتى براى تحكيم و تقويت تفاهمات ميان دو كشورى است كه در معرض تهديدهاى امريكايى و صهيونيستى قرار دارند و در قلب طوفانى قرار دارند كه امريكا براى پيشبرد طرح خود موسوم به خاورميانه بزرگ تحت بهانه هاى گسترش دمكراسى و مبارزه با تروريسم مطرح كرده است، تلاش مى كنند.
دولت امريكا خواهان وادار كردن سوريه و ايران به دست برداشتن از ارزش ها و حاكميت و اصول خود و تسليم در مقابل خواسته هاى آن كشور است و در غير اين صورت همچنان اين دو كشور تحت فشارها قرار خواهند داشت.
طبيعى است كه در اين شرايط سخت و وجود فشارهاى خارجى، سوريه و ايران براى ثبات منطقه و دستيابى به وضعيت بهترى براى آن و ايجاد يك ديدگاه مشترك براى حفظ منافع و اصول مشترك در سايه پيامدهاى تحولات عراق و روند شكننده صلح و تروريسم در حال گسترش تلاش كنند.
تلاش دو كشور هرچند براساس روابط مستحكم و پيوندهاى مشترك از اهميت خاصى برخوردار است، اما مسايل منطقه اى و تهاجم تبليغاتى جنجالى و تهديدها و فشارها مستلزم تداوم تماس ها و همكارى بيش از پيش است.
همانطور كه رييس جمهور احمدى نژاد گفت دشمنان زيادى هستند كه مى خواهند روابط ايران و سوريه را تضعيف كنند، زيرا استحكام اين روابط نه تنها براى دو كشور بلكه براى آينده منطقه مهم و سرنوشت ساز است، استحكام اين روابط به تقويت توانمندى هاى دو كشور براى تأثيرگذارى در تحولات منطقه اى و بين المللى و تقويت گزينه هاى هدفمند آن ها براى ساماندهى اوضاع منطقه براساس قوانين و معيارهاى بين المللى خواهد شد.
خلف الجراد، سردبير روزنامه تشرين در مطلبى درباره سفر بشار اسد رييس جمهور سوريه به تهران مى نويسد: روابط سوريه و ايران از نظر دوستى و همكارى و هماهنگى در منطقه چه از نظر داشتن اصول مبتنى بر برابرى و احترام به استقلال و اراده سياسى آزاد يا از نظر گرايش ها يك الگو و نمونه در منطقه است.
گرايش هاى دو كشور نمايانگر تلاش جدى آن ها براى طراحى پايه هاى گفت وگوى سازنده و تفاهم و مخالفت با دخالت بيگانگان در امور كشورهاى منطقه و تلاش هاى خستگى ناپذير براى اجراى قطعنامه هاى بين المللى و در مقدمه آن ها حق ملت ها در تعيين سرنوشت به دور از منطق قيموميت و سياست ديكته كردن دستورات و استكبار و سلطه جويى است.
سوريه و ايران با پيوندهاى تمدنى عميق و دوستى مستحكم با هم مرتبط هستند كه پس از انقلاب اسلامى سال ۱۹۷۹ (۱۳۵۷) تحكيم يافته است كه باعث انجام ديدارهاى رهبران آن ها و رايزنى هاى مستمر به عنوان يك اصل ثابت با هدف نزديك كردن ديدگاه ها و تحليل رويكردها و گرايش هاى مشترك يا نزديك از يك سو و ايجاد محورهاى تفاهم در مسايل ويژه از سوى ديگر شده است.
ديدارهاى شبه سالانه رهبران دو كشور فرصت مناسبى براى تعمق در رايزنى و گفت وگو و تفاهمات درخصوص تحولات منطقه و جهان به يك اندازه فراهم مى كند، سوريه و ايران به مسايل حساس منطقه و در رأس آن ها به تهديدها و فشارهاى آشكار خارجى كه بر اين دو كشور اعمال مى شود، توجه و اهتمام مستقيمى نشان مى دهند.
در همين رابطه اخيراً سردبير روزنامه تشرين در سرمقاله اين روزنامه با اشاره به اتهامات بى پايه و اساس بيگانگان به ويژه امريكا و غرب عليه اين دو كشور مبنى بر ارتباط با تروريسم و بى ثباتى در منطقه نوشت: هدف اساسى از فشارهاى روزافزون و تبليغات رسانه اى هدفمند، وادار كردن دولت ها و ملت هاى ايران و سوريه به دست برداشتن از اصول و آرمان ها و ارزش ها و تصميمات مستقل حاكميتى است و اين كه دو كشور از نظر اقتصادى و سياسى و فرهنگى به دو كشور وابسته به ابرقدرت جهان و سياست هاى سلطه جويانه آن تبديل شوند و در مقابل صهيونيزم و طرح هاى توسعه طلبانه نژادپرستانه خطرناك آن تسليم شوند و توافقنامه هاى سازش و عادى سازى روابط با رژيم صهيونيستى امضا كنند بدون اين كه اشغالگرى و نامشروع بودن اقدامات اين رژيم و پايبند نبودنش به قطعنامه هاى بين المللى و تهديدهاى مستمر به حمله به ايران و سوريه و كشورهاى عربى و اسلامى را درنظر بگيرند.
ملت هاى ايران و سوريه ديدارهاى رهبران خود را گامى در پيشبرد روند تفاهم و هماهنگى و افق هاى جديد و عنصر حياتى در پيشرفت و ثبات دو كشور و قدرت تأثيرگذار منطقه اى و بين المللى آن مى دانند كه اين مسأله را از زمان شكل گيرى انقلاب اسلامى ايران به رهبرى آيت الله خمينى (ره) و موضع استراتژيك حافظ اسد، رهبر فقيد سوريه مشاهده كرده اند و اين روابط و توسعه و گسترش آن با گرايش هاى آيت الله خامنه اى، رهبر معظم انقلاب اسلامى ايران و رييس جمهور بشار اسد و هماهنگى دايم با روساى جمهور ايران از هاشمى تا خاتمى و امروز با احمدى نژاد كه از حمايت بالاى مردمى برخوردار است، همچنان تداوم دارد.پرونده هاى مهمى در مقابل دو رهبر دوست قرار دارد و همه نگاه ها چه دشمن و چه دوست به اين ديدارها دوخته شده است. اين ديدارها در راستاى همكارى مفيد و هماهنگى دوجانبه در راستاى منافع ملت ها و دولت هاى ايران و سوريه و گامى در جهت پيشبرد همكارى و تفاهم مشترك است كه در كل به نفع ملت هاى منطقه و تحكيم گفت وگوها براى صلح و ثبات منطقه اى و آزادى از دخالت هاى بيگانگان و شيوه هاى سلطه جويانه آن ها است و در عين حال توسعه اجتماعى اقتصادى و انسانى همه جانبه دلخواه را محقق مى كند.
فراز و نشيب روابط سوريه و فرانسه
«ژاك شيراك» رييس جمهور فرانسه، نخستين رييس جمهور اروپايى بود كه از بشار اسد قبل از رسيدن به رياست جمهورى سوريه و در زمان حيات پدرش استقبال گرمى به عمل آورد و در آن زمان ناظران دريافتند كه شيراك از تعيين بشار اسد به جاى پدرش راضى است.
هنگامى كه بشار اسد به رياست جمهورى سوريه رسيد شيراك با اعزام هيأت رسمى به سوريه اعلام كرد دولت فرانسه براى همكارى با سوريه در زمينه هاى مختلف آماده است.
در مقابل بشار اسد نيز برخى امور كشور از جمله امور بانك ها و دادگسترى را به فرانسه موكول كرد و فرانسوى ها نيز با بررسى امورى كه به آنان واگذار شده بود گزارش ها و پيشنهادهايى ارايه كردند كه سوريه آن را به اجرا گذاشت.
شيراك همچنين يكى از مهم ترين مشاوران ويژه خود را به عنوان سفير فرانسه در سوريه تعيين كرد و بنا بر اعلام محافل سفارت فرانسه در دمشق به او توصيه كرد كه نهايت همكارى را با سوريه به عمل آورد.
تمايل فرانسه براى همكارى با سوريه نامحدود بود و همكارى در تحولات داخلى سوريه و نيز همكارى در مواضع دو كشور در قبال مسايل منطقه اى به ويژه طرح هاى امريكا در قبال جنگ عليه عراق، درگيرى فلسطينى ها و عرب ها با اسراييل را شامل مى شد و موضع مشابه دو كشور در قبال جنگ عراق بهترين نشانه هماهنگى و همكارى مواضع دو كشور بود.
از سوى ديگر همكارى و هماهنگى دو طرف در قبال حضور سوريه در لبنان و اوضاع اين كشور، با وجود بروز برخى اختلافات حاشيه اى در بهترين شكل ممكن ادامه داشت.
اين همكارى به ويژه در زمان «رفيق حريرى» نخست وزير سابق لبنان مستحكم تر شد اگرچه بين حريرى به عنوان دوست نزديك شيراك و «اميل لحود» متحد اصلى سوريه، اختلافات اساسى وجود داشت.
اين روند در روابط دو طرف همچنان ادامه داشت تا اين كه روابط دو طرف رو به تيرگى گذاشت.
در اين سال، فرانسه به صحت مواضع سوريه در مورد هماهنگى با پاريس شك پيدا كرد و احساس كرد كه سوريه در سياست خود از روابطش با فرانسه و اروپا براى بهبود مواضع دمشق با امريكا استفاده مى كند.
بنابر محافل فرانسوى، سوريه به روابط خود با فرانسه ديدى استراتژيك ندارد بلكه از آن به عنوان اهرم فشارى بر كاخ سفيد استفاده مى كند.
ترديد فرانسه در اين زمينه، هنگامى شدت گرفت كه سوريه با وجود مخالفت رفيق حريرى و احزاب و جناح هاى سياسى لبنان كه اغلب متحد و يا دوست فرانسه بودند حمايت خود را از اميل لحود اعلام كرد و در اين زمينه از هماهنگى با فرانسه خوددارى كرد.
فرانسه سياست سوريه را خيانت به تمام تعهدات آن در قبال پاريس برشمرد و به اين ترتيب سياست فرانسه به سمت همكارى با سياست امريكا پيش رفت و دو كشور در مورد لبنان با يكديگر به توافق رسيدند و قطعنامه ۱۴۵۹ را صادر كردند كه براساس آن حزب الله و گروه هاى مسلح فلسطينى بايد خلع سلاح شوند.
روابط سوريه و فرانسه همچنان به سوى تيرگى پيش مى رود كه اين امر در اظهارات تند و آتشين دو طرف در قبال يكديگر كاملاً نمايان است.
مواضع خصمانه فرانسه در قبال سوريه در جريان سفر ماه گذشته «آريل شارون» نخست وزير اسراييل به فرانسه بيش از پيش آشكار شد زيرا در اين سفر، شيراك با استقبال از شارون در مذاكره با وى قطعنامه ۱۴۵۹ به ويژه بند مربوط به خلع سلاح حزب الله و شبه نظاميان فلسطينى را يادآور شد.
همچنين فرانسه در خصوص حساب هاى اشتباه سوريه به ويژه در قبال تغيير اوضاع ايران پس از انتخابات رياست جمهورى اين كشور و نيز اوضاع عراق و مشكلاتى كه امريكا در اين كشور با آن روبه رو است هشدار داد و تأكيد كرد كه زمان به نفع سوريه پيش نمى رود.
به نظر مى رسد كه اظهارات فرانسه، پيام هاى آشكار، تند و توام با هشدار به سوريه است كه آن را به حفظ رشته هاى باقى مانده روابط دو طرف فرا مى خواند.
سياست فرانسه و امريكا در قبال سوريه چندان تفاوتى با يكديگر ندارد، زيرا دو كشور هر روز به سوريه در خصوص خوددارى از دخالت در امور لبنان و سياست هاى داخلى آن هشدار مى دهند.
فرانسه و امريكا در هر زمان كه مناسب بدانند تمايل خود را به لزوم تغيير سياست هاى داخلى سوريه اعلام مى كنند و در اين مورد به سياست هاى مربوط به آزادى ها، دمكراسى و نهادهاى جامعه مدنى در دمشق اشاره دارند.
در مقابل سوريه نيز از زمان اشغال عراق از سوى امريكا، در تلاش براى آرام كردن سياست تهاجمى و تند واشنگتن بر ضد خود است و مى كوشد با كمك گرفتن از اروپا و نيز عقد توافقنامه هاى مختلف مانند كنترل مرزهاى خود باعراق يا در مورد سازمان هاى فلسطينى و يا حتى از سرگيرى مذاكرات با اسراييل اين امر را تحقق بخشد.
سوريه معتقد است چنين توافقنامه هايى موجب رضايت امريكا و دستيابى به حل و فصل اختلاف خود با واشنگتن و كاهش فشارها بر دمشق مى شود. اما اين سياست نتايج رضايت بخشى نداشت زيرا خواسته هاى امريكا همچنان ادامه دارد و از هرگونه مذاكره با سوريه خوددارى مى كند.
تغيير موضع فرانسه و اروپا نه تنها در قبال سوريه بلكه در قبال درگيرى عرب ها و اسراييل و مسايل كلى عرب ها، موجب متضرر شدن سوريه شده است و موضوعى كه موجب نگرانى است اين است كه هيچ يك از طرفين سورى و فرانسوى به شكل جدى به بهبود روابط خود حتى از طريق كاهش سخنان تند كه مى تواند نخستين گام در اين راه باشد اقدام نمى كنند.
منبع: ايرنا


|   شناسنامه   |   آرشيو   |