ديدار چندى قبل نخست وزير هند از امريكا روابط واشنگتن- دهلى را وارد فاز جديدى كرد. هر چند برخى سياستمداران امريكايى قدرت اقتصادى و نظامى روزافزون چين را براى ايالات متحده تهديدآفرين نمى دانند، ولى شواهد نشان مى دهد كه كاخ سفيد پكن را تهديد جدى براى آينده حضور خود در آسيا تلقى مى كند؛ چارچوب استراتژيك جديد ميان هند و امريكا كه در سفر مانموهان سينك به واشنگتن شكل گرفت، از همين منظر قابل ارزيابى است. استيون.آر. وايزمن، كارشناس و مسوول ميز دهلى نو در مجله Times در مصاحبه اى به اهداف روابط جديد هند و امريكا پرداخته است. او معتقد است تمايل جرج بوش به روابط بهتر با هند و همزمانى آن با نگرانى هاى اخير پنتاگون از قدرت نظامى چين، چارچوب اصلى روابط جديد واشنگتن- دهلى را تشكيل مى دهد. اين مصاحبه را مى خوانيم.
ترجمه: على قنادى
* به دنبال ديدار چندى پيش مانموهان سينك نخست وزير هند از امريكا، دو طرف توافق نامه اى براى همكارى هسته اى امضا كردند. شما به عنوان كسى كه مدت زيادى است ناظر روابط هند و امريكا بوده ايد، تغيير سياست دولت بوش در قبال هند را چگونه ارزيابى مى كنيد؟
** به نظر من، بوش به دنبال آن است كه روابط واشنگتن -دهلى را از حالتى كه در اوايل رياست جمهورى اش بود، خارج كند. بوش حتى وقتى كه فرماندار تگزاس بود، به شكل غيرقابل باورى اقدام به برقرارى روابط با شركت هاى هندى كرد. او مى خواست در دوران رياست جمهورى اش روابط با هند رابه يك اولويت تبديل كند، ولى در اولين سال رياست جمهورى بوش حادثه ۱۱ سپتامبر به وقوع پيوست و همه چيز به هم ريخت. امريكا سياست خارجى خود را تغيير داد و سايت محدود سازى كمك هاى تسليحاتى به پاكستان را در پيش گرفت، اين دوره، درست همان دوره اى است كه روابط هند و پاكستان دچار تنش بود. به خاطر همين، ديگر براى ايالات متحده و هند ممكن نبود كه روابط خوبى با هم داشته باشند.
با اين حال، كسانى بوش را احاطه كرده بودند كه شديداً از گسترش روابط استراتژيك امريكا و هند، با هدف متوازن كردن قدرت چين در منطقه حمايت مى كردند. از جمله اين افراد، رابرت بلك ويل سفير كابينه بوش در هند و مشاور سياست خارجى او در زمان فرماندارى تگزاس بود. همكارى بلك ويل با دولت امريكا به دوران نيكسون و كيسينجر برمى گردد.
دولت بوش با موجى از افكار ضدچينى به قدرت رسيد كه علت آن تا حدى به اواخر دهه ۱۹۹۰ و انتقاد از دولت كلينتون به خاطر فروش تسليحات به پكن باز مى گشت. در نتيجه دولت جديد بوش خيلى مشتاق بود تا براى جلوگيرى از توسعه نظامى در چين، هر كارى كه مى تواند انجام دهد و مواظب اهداف چينى ها باشد. يكى از راه هايى كه امريكايى ها انتخاب كردند، گسترش روابط با هند بود.
* دونالد رامسفلد وزير دفاع امريكا به تازگى از توانايى هند براى ايجاد توازن با چين سخن گفته است. آيا در كابينه بوش طيف وسيعى هم وجود دارند كه چين به ديده يك فرصت بزرگ مى نگرند؟
** اين نوع تفكر در دولت امريكا روند متناوبى داشته است. شما به ياد داريد كه براى يك دوره، وقتى اين افراد به قدرت رسيدند، تعدادى از اعضاى دولت، بر سر بحث EP3 با چين دچار چالش شدند. اين موضوع تعدادى از بازهاى دولت بوش را شوكه كرد، زيرا آن ها از اين نگران بودند كه نتوانند با چين رويارو شوند. به خاطر همين، كسانى كه از روابط تنگاتنگ با چين و همكارى با اين كشور بر سر بعضى موضوعات مشترك حمايت كردند، سال ها در داخل دولت دست بالا داشتند. در واقع، اين اظهارات كالين پاول كه گفته بود «روابط واشنگتن- پكن از اوايل دهه ۱۹۷۰ بهترين روابط بود.» طى اين دوره به يك موضع تكرارى مقام هاى امريكايى تبديل شد. درباره اين كه از چين مى توان بهره بردارى هاى زيادى كرد، در داخل دولت صحبت هاى بلندپروازانه ابراز مى شد. اين ها چين را تشويق مى كردند كه به سازمان تجارت جهانى بپيوندد و همچنين در حوزه سياسى از همكارى بين چين براى حل مسأله هسته اى كره شمالى بهره مى گرفتند.
با اين حال، آن چه در عمل اتفاق افتاد، مربوط به يك يا دو سال گذشته است. پنتاگون در طول يكى دو سال گذشته درباره اهداف نظامى چين و دستيابى اين كشوربه تكنولوژى سطح بالا هشدار داده است، زيرا از نظر پنتاگون اين موضوع باعث مى شود پكن در بحران تايوان دست بالا داشته باشد. امريكايى ها حتى به اروپا هم درباره فروش تكنولوژى سطح بالا به چين هشدار دادند. از اين گذشته؛ چين مواضع تندى درباره مسأله تايوان ايراد كرد كه اين موضوع نيز موجب نگرانى بيشتر دولت بوش گرديد. من معتقدم كه اگر ما تب دولت بوش را اندازه گيرى كنيم، درمى يابيم كه نگرانى آن در مورد چين نسبت به قبل بيشتر شده است.
* هند تلاش هاى هماهنگى براى تثبيت روابط خود با پاكستان انجام داده است. حتى پيش از به قدرت رسيدن رهبرى كنونى در دهلى نو، سران دو كشور با هم نشست مشترك برگزار كردند. آيا روابط دو طرف نسبت به قبل آرام تر شده است؟
** البته. روابط دو طرف آرام تر از گذشته شده است ولى من معتقدم كه خيلى زود كه ما روابط دو طرف را عادى بدانيم. روند حوادث خوب است، ولى وقتى با پاكستانى ها صحبت كنيد، درمى يابيد كه فقط يك انفجار بمب در يك اتوبوس در كشمير تا دهلى نو كافى است كه همه چيز را به هم بريزد. هندى ها كه تلاش مى كنند روابطشان را با پاكستان تثبيت كنند، خيلى تأكيد دارند كه پاكستانى ها براى جلوگيرى از نفوذ افراد مسلح به كشمير هيچ كارى نمى كنند.بنابراين روابط دو طرف خيلى آسيب پذير است و فقط در شرايط فعلى وضع خوبى دارد. دولت امريكا در رابطه با هند و پاكستان اعتبار بيشترى پيدا كرده و گفته مى شود كه دولت بوش اولين دولتى است كه در تاريخ امريكا با هر دو طرف (يعنى هند و پاكستان) روابط خوبى دارد.
* واشنگتن روابط خود با هند را به عنوان عامل متوازن كننده قدرت چين مى داند، ولى هندى ها سعى مى كنند كه مناسباتشان را با چين تثبيت كنند. آيا در اين جا تضادى وجود ندارد؟
** چرا همينطور است، البته بررسى اين تضاد جالب توجه است. همانطور كه شما مى دانيد، هند و چين در اوايل دهه ۱۹۶۰ درگير جنگى شدند كه مناقشه مرزى دو طرف هنوز هم ادامه دارد، هند در حال حاضر سياست تثبيت روابط با چين را دنبال مى كند و وقتى شما با مقام هاى هندى صحبت مى كنيد، آن ها از اين كه واشنگتن كشورشان را در مقابل چين مثل يك كيسه بوكس نگاه مى كند، عصبانى هستند. حتى در بين مقام هاى هندى و امريكايى هم علناً صحبتى از بحث «هند به عنوان وزنه توازن قدرت چين» نمى شود، ولى به هر حال اين واقعيتى است كه وجود دارد و همه آن را مى دانند.
* ولى شما مى دانيد كه هندى ها تمايلى به رويارويى با چينى ها ندارند. اين موضوع از لحاظ استراتژيك چگونه قابل تحليل است؟
** البته اين درست است، ولى هندى ها اهداف خاص خودشان را هم دارند. آن ها مى خواهند صاحب ناوگان دريايى در آب هاى آزاد شوند. حادثه تسونامى نشان داد كه هندى ها توانايى خوبى براى آرايش نيروهاى نظامى با اهداف انسان دوستانه دارند. چين و ساير كشورهاى منطقه بايد به ياد داشته باشند كه در جريان حادثه تسونامى، هند به عنوان يك بازيگر مهم با ايالات متحده همراه شد. نيروى دريايى هند خواهان حضور در منطقه اى از جهان است كه چين نيز خواهان حضور در آن است.
* برگرديم به توافق نامه هسته اى چندى قبل هند و امريكا! جايگاه هند به عنوان يك قدرت رسمى هسته اى، طى چند دهه گذشته مورد مناقشه امريكا بوده است و اين بحث و جدل به دهه ۱۹۷۰ برمى گردد. چه شد كه امريكا و هند چندى پيش در اين باره به توافق رسيدند. گستردگى اين توافق چقدر است؟
** جالب اين جاست كه كل رژيم هاى بين المللى درباره سلاح هاى هسته اى هم نتيجه رويارويى هند و امريكا در طول دهه ۱۹۷۰ است. به ياد داشته باشيم كه قانون فعلى كه در امريكا وجود دارد و مى گويد كشورهايى كه اقدام به توسعه سلاح هاى هسته اى شان مى كنند، حق دسترسى به فن آورى هسته اى ندارند؛ نتيجه اولين آزمايش هسته اى هند در سال ۱۹۷۴ و بحران هسته اى دهلى نو -واشنگتن در طول همين دهه است. حتى گروه سوخت هسته اى كه در حال حاضر از ۴۰ كشور تشكيل شده و براساس توافقات موجود، كشورهاى عضو آن حق فروش تكنولوژى صلح آميز به دارندگان سلاح هسته اى ندارند، هم در اثر بحران هسته اى هند در دهه ۱۹۷۰ تشكيل شد. همانطور كه منتقدان مى گويند، بى شك قرارداد هسته اى جديد دولت بوش ترتيبات بين المللى را بهم مى زند.
* بنابراين امريكا برخلاف قوانين داخلى خود با هند به توافق رسيده تا به اين كشور انرژى هسته اى صلح آميز بدهد، اينطور نيست؟
** دقيقاً همينطور است. اختيارات امنيت ملى به رييس جمهور اجازه چنين كارى را مى دهد. به طور مثال قبلاً هم برخى رؤساى جمهور امريكا تحريم فروش برخى تجهيزات به پاكستان را براساس معيارهاى امنيت ملى زير پا گذاشته اند. با اين حال، دولت امريكا بايد قبل از اجرايى شدن اين كارها قوانين مربوط به آن را تغيير دهند. بنابراين، اين قانون داخلى امريكا كه مى گويد ايالات متحده نمى تواند به كشورهاى داراى برنامه سلاح هسته اى قطعات، راكتور، سوخت هسته اى يا چيزهايى از اين قبيل ارايه كند، بايد براساس معيارهاى جديدى كه به اجرا درمى آيد، تغيير كند.
* ظاهراً خود هندى ها هم برخى محدوديت هاى هسته اى را پذيرفته اند؟
** من هم قبول دارم كه آن ها برخى محدوديت ها را پذيرفته اند، ولى برخى از اين محدوديت ها بايد به اجرا هم برسد. يكى از مهم ترين چيزهايى كه هندى ها با آن موافقت كرده اند، پذيرش مبناى متمايز برنامه هاى هسته اى نظامى و غيرنظامى و قبول بازرسى از برنامه هاى غيرنظامى است، ولى به هر حال، اجرايى شدن اين تعهدات زمان بر و پيچيده است.
هندى ها پذيرفته اند كه تجهيزات هسته اى نظامى و مواد هسته اى قابل استفاده در تجهيزات هسته اى را صادر نكند. دهلى نو همچنين به طور رسمى پذيرفته كه آزمايش هاى هسته اى خود را به شكل داوطلبانه به حال تعليق درآورد. بنابراين، هندى ها مسووليت هايى را پذيرفته اند. جناحى از امريكايى ها كه من نظرات آن ها را توضيح دادم، الان مى گويند كه دولت بوش بايد دست به معامله بزرگ ترى با هندى ها بزند، زيرا در اين صورت حتى مى توان هند را واداشت كه بازرسى از تأسيسات نظامى خود را نيز مانند بازرسى از تأسيسات غيرنظامى بپذيرد.
* پاكستان چطور؟ آيا پاكستانى ها هم حاضرند مانند هند دست به معامله بزنند؟
** پاكستانى ها تا حالا چنين تمايلى را از خود بروز نداده اند. با اين حال، ما بهار سال جارى ميلادى شاهد آن بوديم كه آن ها مهم ترين خواسته و اولويت خود را به دست آورند و امريكا قبول كرد كه به آن ها F-16 بفروشد. اين موضوع به دهه ۱۹۸۰ برمى گردد، يعنى زمانى كه خريد F-16 پاكستان از امريكا به خاطر برنامه هاى هسته اى اين كشور متوقف شد. نمى دانم كه آيا پاكستانى ها هم مايلند مانند هند با امريكا به توافق برسند يا نه، ولى ظاهراً حوادث به شكلى پيش مى رود كه احتمالاً پاكستان هم خواهان معامله مشابهى خواهد شد.
منبع: www.cfr.org