چهارشنبه ۳۰ شهريور ۱۳۸۴
۱۶ شعبان ۱۴۲۶ - ۲۱ سپتامبر ۲۰۰۵ - سال هفتم - شماره ۱۸۴۷
خانه و خانواده
Tel: white
red@javandaily.com
sJavan.jpg
pdf PDF
Edition
صفحه نخست
داخلى
ايران و جهان
سينما و تئاتر
سراى ايرانى
دانشجو
خانه و خانواده
دفاع مقدس
گفت وگو
بسيج و دفاع مقدس
حوادث
اجتماعى
ورزشى
جوان ورزشى
فرهنگى
آرشيو
تماس با ما
نخستين حضور كلاس اولى ها در مدرسه
پاييز آمده است و بوى مهر در كوچه پس كوچه هاى شهر به مشام مى رسد. اكنون وقت آن رسيده كه دست فرزند ۶ ساله خود را بگيرى و براى اولين بار او را به مدرسه ببرى؛ جايى كه قرار است او فردى اجتماعى بار بيايد تا براى خود كسى شود.
ناگهان دلت مى لرزد و به ياد نخستين روز مدرسه رفتن خودت مى افتى و تصويرى دور اما شفاف به ذهنت خطور مى كند!
سال جديد تحصيلى فرا رسيده است
امروزه وقتى والدين در مورد ايمنى فرزندانشان در مدرسه صحبت مى كنند منظور آن ها بيشتر درگيرى و خشونت هاى دانش آموزان در مدرسه است. در حالى كه تحقيقات نشان داده اند كه فرزندان ما بيشتر قربانى حوادث ناگهانى و آسيب هاى ايجاد شده در مسير مدرسه مى شوند تا درگيرى هاى منجر به صدمه در ميان هم كلاسى ها و اين حوادث تا ۹ برابر بيشتر از ساير موارد است.
كارنامه موفقيت در درس و مدرسه ديگر يك شانس نيست
براى داشتن مدرسه موفق، معلم و مدرسه نقش اساسى دارند. يك روانپزشك معتقد است اگر يك كودك صرف نظر از سابقه زندگى اش، بتواند در مدرسه موفق شود، براى موفقيت در زندگى نيز شانس فوق العاده اى دارد و در صورتى كه در يكى از مراحل آموزشى خود با شكست روبه رو شود (مدرسه ابتدايى، دبستان، دبيرستان يا دانشگاه) شانس او براى موفقيت در زندگى به مقدار زيادى كاهش مى يابد. تا زمانى كه مدارسى را به وجود نياورده  باشيم كه كودكان بتوانند از طريق استفاده منطقى و عقلانى از توانايى هايشان به موفقيت دست يابند، شاهد افزايش نابسامانى هاى اجتماعى خواهيم بود، از جمله افزايش تعداد افرادى كه بايد در «حبس هاى موقت يا دائم» و بيمارستان هاى روانى به سر برند و افرادى كه براى اداره امور زندگى خود به مددكاران اجتماعى نيازمندند، چرا كه احساس مى كنند نمى توانند در اين جامعه فرد موفقى باشند و تمايلى به تلاش بيشتر در خود نمى بينند.
هيچ كس به اندازه افرادى كه در مدارس كار مى كنند از مشكلات دانش آموزان شكست خورده آگاه نيست.
معلمان و مديران از كودكانى كه در روند تحصيل و مدرسه، كاملاً ياغى و متمرد بوده و در بسيارى از موارد دچار يأس و دلسردى شده بودند، ياد مى كنند و معتقدند بى انگيزه بودن، شكست خوردن، بى احساس بودن، مشكل اساسى مدارسى است كه موفق نيستند.
بنابراين بايد راه هايى پيدا شود كه كودكان بيشترى بتوانند به موفقيت برسند و براى يافتن اين راه ها بايد دلايل شكست كودكان را بررسى كرد و روانپزشكان براى حل مشكل از واقعيت درمانى استفاده مى كنند. آن ها معتقدند كه نيازهاى انسان شامل دو قسمت عمده است:
- نياز به مبادله عشق و محبت
- نياز به احساس ارزشمندى
* نياز به مبادله عشق و محبت
فرد بايد دوست داشتن و مورد محبت قرار گرفتن را بياموزد، او بايد در اين دنيا شخصى را پيدا كند كه دوستش داشته باشد و متقابلاً شخص ديگرى نيز او را دوست بدارد. اگر شخص در تقديم و در دريافت محبت موفق شود و بتواند اين روال را با ثبات نسبى در طول دوران زندگى خود ادامه دهد، فرد نسبتاً موفقى خواهد بود. كودكان شديداً به محبت و عاطفه  نيازمند هستند نه تنها از جانب معلمان بلكه در بين خودشان نيز اين گونه است. ولى در مدرسه امكان و فرصت آن ها براى دستيابى به عاطفه بسيار اندك است.
احساس ارزشمندى
براى كسب اين احساس معلومات و قدرت تفكر لازم است. اگر كودكى كه به مدرسه رفته، در تحصيل معلومات «فراگيرى شيوه تفكر و حل مشكلات» شكست بخورد، بعيد است كه خانواده و يا اطرافيان او بتوانند شكست وى را جبران كنند. علاوه بر آن دانش آموزان در خلال فراگيرى روش تفكر و حل مسايل (كه لازمه دستيابى به احساس ارزشمندى است) مى توانند آموختن اهدا و دريافت محبت و اعتماد به نفس كافى را به دست آورند.
شخصى كه مورد محبت است و يادگرفته عشق بورزد، شانس خوبى براى موفقيت در عرصه زندگى دارد، چرا كه او به مدد نيروى حاصل از محبت، انگيزه بيشترى براى موفقيت و احساس ارزشمندى مى كند، مى تواند مقدارى از ناكامى هايى را كه ممكن است برايش رخ داده باشد، در نتيجه دوست داشتن ها، تحمل كند. مفاهيم محبت و ارزشمندى، به قدرى به هم نزديك و وابسته است كه مى توان آن را در قالب يك واژه به هم پيوند داد و اصطلاح هويت را در آن به كار برد. مى توان گفت تنها نياز اساسى انسان، نياز به يك هويت است يعنى اعتقاد به اين كه ما فردى متمايز از ديگران و همچنين شخصى مهم و با ارزش هستيم.
ما بايد مطمئن باشيم مدرسه، يعنى مهمترين تجربه در مرحله رشد كودك و نيز با ثبات ترين و با اهميت ترين عامل زندگى او كه دو طريقه ضرورى را براى او فراهم مى آورد:
امكان اهدا و دريافت محبت
فرصت برخوردارى از تحصيلات و متعاقباً احساس ارزشمندى
در قلمرو مدرسه، محبت مى تواند به عنوان بهترين نوع احساس مسووليت اجتماعى قلمداد شود اگر بچه ها:
- احساس مسووليت در قبال يكديگر، دلسوزى، توجه نسبت به هم و كمك به همديگر را نياموزند و هر كارى را فقط براى شخص خودشان انجام دهند نه به خاطر ديگران، در اين صورت مفهوم محبت كمرنگ و محدود مى شود. بچه ها بايد ياد بگيرند كه چگونه در كوران مشكلات اجتماعى و آموزش مدرسه، حساسيت و دلسوزى را داشته و براى حل اين مشكلات به يكديگر كمك كنند.اگر شخص نتواند از دو طريقه به هويت دست يابد سعى مى كند از طريقه ديگر يعنى بزهكارى، انزوا و انفعال به اين هدف نايل شود و اين راه ها نيز شخص را به يك هويت مى رساند.
هر قدر هم كيفيت علمى مدارس بهبود يابد، دانش آموزان بدون پشتكار و انضباط شخصى نمى توانند به موفقيت نايل آيند.
از آن جايى كه شكست خوردگان جامعه افراد تنهايى هستند، مدارس مى توانند با برقرارى ارتباط عاطفى از طريق جلسه هاى بحث و گفت وگوى كلاسى با بچه ها، تنهايى آن ها را بشكنند. كار ديگر مدرسه اهداى اجزاى اصلى ارزشمندى به شاگردان است و آن تفكر است. برنامه تحصيلى بايد به نحوى تدوين شود كه در حل مشكلات علمى و اجتماعى، محرك بچه ها باشد.
واقعيت درمانى مى گويد: فقط در مدرسه اى كه معلم و شاگرد رابطه عاطفى با هم داشته و طى دوران تحصيل قدم به قدم در كنار يكديگر براى تفكر و حل مشكلات گام برمى دارند، مى توانند به كودكان كمك كنند تا آن ها خودشان را براى زندگى موفقيت آميز در دنيا آماده سازند. معلمان نبايد در كار با كودك شكست خورده مرتب يادآور شكست او باشند و آن را گوشزد كنند زيرا كودك همچنان در روند شكست باقى خواهد ماند. (شكست موجب شكست) براى توقف اين دور معيوب، بايد روى زمان حال كار كنيم و بدانيم شخصى كه در طول عمر خود شكست خورده اگر حالا با يك فرد مسوول روبه رو شود مى تواند به موفقيت برسد.
بچه ها از دوره كودكستان، در دوره هاى بعد، فرد مسوولى بار مى آيند و داراى شعور اجتماعى مى شوند، در آن صورت نياز ما به مقررات و مجازات ها نيز كمتر مى شود. البته انجام يك قضاوت ارزشى براى كودك كافى نيست، او بايد راه بهترى را انتخاب كند و خود را در قبال انتخاب خويش متعهد بداند.
ما از طريق اين تعهد است كه خواهيم توانست به بلوغ و احساس ارزشمندى دست يابيم و نيز از راه تعهد مى توانيم نسبت به محبت واقعى شناخت پيدا كنيم. بايد متعهد بودن را به كودكان آموزش دهيم. اگر دانش آموزان چنين عملكردى را بياموزند. از اين پس آن ها فرد تنهايى نخواهند بود و به رشد و بلوغ دست يافته، احترام و ارزش، محبت و يك هويت موفق را به دست خواهند آورد.
•مريم رستگار
نخستين حضور كلاس اولى ها در مدرسه
من از مدرسه مى ترسم!
پاييز آمده است و بوى مهر در كوچه پس كوچه هاى شهر به مشام مى رسد. اكنون وقت آن رسيده كه دست فرزند ۶ ساله خود را بگيرى و براى اولين بار او را به مدرسه ببرى؛ جايى كه قرار است او فردى اجتماعى بار بيايد تا براى خود كسى شود.
ناگهان دلت مى لرزد و به ياد نخستين روز مدرسه رفتن خودت مى افتى و تصويرى دور اما شفاف به ذهنت خطور مى كند!
آن روز مادر بزرگ دستان كوچكت را در دستان پير اما مهربانش فشرده و تو را تا مدرسه نزديك خانه مى برد. وقتى به مدرسه رسيدى بچه هاى ديگرى را ديدى كه همه همرنگ تو لباس پوشيده بودند.
052590.jpg
يكى از كلاس  اولى ها دامن مادرش را مى كشيد و زارزار گريه مى كرد. آن روز با خود فكر كردى اگر تو هم اين كار را انجام بدهى حتماً با مادر بزرگ به خانه برمى گردى، پس به تقليد از آن كودك كه بعدها هم شاگردى ات شد آنقدر گريه كردى كه بالاخره ناظم مجبور شد تو را هم راهى خانه كند.
مادر بزرگ آن روز با قهر، از اين كارت گله كرد اما روزهاى بعد ديگر ياد گرفته بودى كه پشت سر مادر بزرگ گريه نكنى و مثل يك بچه خوب سر كلاس درس بنشينى و خواندن و نوشتن ياد بگيرى.
حالا امروز نوبت توست و بايد فرزندت را به محيط ديگرى بسپارى اما نمى دانى در مقابل ترس و دلهره هايش چه كنى. نكند معلم با كودك نازپرورده ات مانند خودت نباشد و...
اين قبيل دلواپسى ها و نگرانى ها تنها بخشى از دغدغه هاى پدران و مادرانى است كه مى خواهند براى اولين بار از كودكشان جدا شوند و آن ها را به محيط جديدى به نام مدرسه بسپارند.
* اين مشكل با برنامه ريزى درست حل مى شود
دكتر نسترن خواجه نورى سرپرست گروه آموزش ارتباطات دانشگاه آزاد اسلامى مى گويد: بايد از ابتداى تولد كودكمان با يك برنامه ريزى درست و منطقى طورى رفتار كنيم كه وابستگى هاى عاطفى در حد متعادلى قرار بگيرند چرا كه پيش نياز «پذيرش زندگى اجتماعى» كودك نوع برخورد حساب شده والدين است.
اين استاديار رشته ارتباطات مى افزايد: نوع برخوردها و ناز و نوازش هاى والدين بايد طورى باشد كه كودك پيش زمينه جدايى از خانواده را داشته باشد اما متأسفانه در بسيارى از مواقع دلسوزى هاى بيش از اندازه مخصوصاً دلسوزى هاى مادرانه سبب مى شوند فرزند درست هنگام ساخته شدن شخصيت اجتماعى به مشكل برخورد كند چون وابستگى هاى عاطفى از حد طبيعى خارج شده است.
از ديگر سو والدين بايد از ابتدا به كودكان خود القا كنند كه وى به عنوان يك شخصيت مى تواند حرف بزند، فكر كند و تصميم بگيرد اما آنچه موجب تشديد اين وابستگى ها مى شود رفتار نادرست والدين است چرا كه تا كودك مى خواهد دهان باز كند و بگويد آ...، مادر بدون اين كه به او اجازه حرف زدن بدهد مى گويد آب؟
052587.jpg
بنابراين با اين رفتار بچه حتى در صحبت كردن هم احساس وابستگى مى كند و ديرتر حرف مى زند و نمى تواند خود را نشان بدهد. لذا بايد براى پذيرش محيط خود در فرزندانمان، از ترك عادت هاى تدريجى استفاده كنيم.
از سوى ديگر برخورد صميمانه مربيان آموزشى نيز تأثير عمده اى در اين امر خواهند داشت، پس معلمان مخصوصاً در مقطع اول ابتدايى مى توانند با ايجاد اعتماد به نفس قوى سريع ترين راه ارتباطى را براى كودك ناآشنا به محيط جديد باز كنند اما چنانچه رفتار معلم در همان برخوردهاى اوليه انتقادآميز باشد، دانش آموز ديگر احساس امنيت نخواهد كرد و ترس ايراد گرفتن از وضعيت ظاهرى و رفتارى موجب مى شود كه نتواند به راحتى با محيط جديد كنار بيايد.
* زبان شيرين مهم ترين شيوه برقرارى ارتباط
خواجه نورى مى افزايد: زبان مهرآميز و آشنايى با شيوه هاى برقرارى ارتباطات، ابتدايى ترين و در عين حال مهم ترين گام ايجاد انگيزه براى دانش آموز كلاس اولى است در صورتى كه با آموزش هاى فنى و رسمى اين امر از سوى آموزش و پرورش براى معلمان نهادينه شود، كودك با خاطرى خوش راهى مدرسه خواهد شد.وى همچنين در خصوص نقش تفاوت هاى بيولوژيكى در پذيرش محيط جديد مى گويد: وابستگى هاى عاطفى در هر دو گروه دختر و پسر وجود دارد اما آنچه موجب تفاوت هاى جزئى مى شود، نقش محيط و مسايل فرهنگى و اكتسابى در خانواده ها است.
مثلاً وقتى پسرمان گريه مى كند از همان كودكى به وى تلقين مى كنيم كه مرد نبايد گريه كند و اين به معناى ديگر يعنى اگر دختر خردسال ما گريه كند اشكالى ندارد چون اين امر طبيعى است، بنابراين دختران از همان سنين كودكى آسيب پذيرتر بار مى آيند و اين نتيجه تأثير نادرست محيط است.
* نقش كلاس هاى آمادگى در كاهش اضطراب
يك روانپزشك معتقد است: چنانچه چند روز قبل از آغاز سال تحصيلى جديد كودك رابه مدرسه ببريم و او را با محيط مدرسه و اولياء و مربيان و آموزگاران و حتى خدمت كاران آشنا كنيم به تدريج از استرس كودك كاسته خواهد شد.
دكتر صدرى معتقد است در حال حاضر توصيه مى شود براى آشنايى با محيط تحصيل كودكان را به كلاس هاى آمادگى بفرستيم و با تعيين تكاليف ساده مانند نقاشى و شكل سازى و ... كودك را براى حضور در محيط جدى تحصيل آماده كنيم تا كمتر دچار اضطراب شود.
به گفته وى، بهتر است خريد وسايل مدرسه با سليقه شخصى كودك صورت بگيرد تا اين عامل بر ذوق و شوق كودك براى حضور در مدرسه بيفزايد.
* چند نكته هشدار دهنده!
اين روانپزشك همچنين به ذكر پاره اى از اختلالات رفتارى دانش آموزان از جمله بازى گوشى هاى مكرر و نداشتن تمركز كامل و گم كردن و جا گذاشتن وسايل در مدرسه مى پردازد و مى گويد: به گفته معلمان تعدادى از
052584.jpg
دانش آموزان روى نيمكت بند نمى شوند و مدام در حال بازيگوشى هستند كه در صورت تكرار اين موضوع، والدين بايد كودك را نزد مشاور و روان شناس ببرند چون ممكن است وى دچار بيش فعالى يا اختلال عدم تمركز باشد.صدرى در پايان به توجه خانواده ها و بيان خاطرات شيرين دوران مدرسه والدين و جنس لطيف و ضربه پذير كودكان تأكيد مى كند و مى گويد: اگر لحظه ورود به مدرسه براى كودك تبديل به خاطره اى شيرين شود حتماً انگيزه وى براى ادامه تحصيل چند برابر خواهد شد.
• منبع: مهر
آيا كودكان توانايى تنها ماندن در خانه را دارند؟
بسيارى معتقدند يكى از دلايل ضعف تحصيلى دانش آموزان، تنهايى آنان در خانه است.
و همچنين بر اين باورند نوجوانانى كه عصرها تنها در خانه مى مانند، بيشتر در معرض خطر اعتياد به سيگار، مواد مخدر و ابتلا به اختلالات روانى مانند افسردگى و انحرافات اخلاقى قرار دارند.
تصميم بگيريد
چه موقع كودك آمادگى تنها در خانه ماندن را دارد؟
خصوصيات شخصى، مهارت و پختگى عوامل مؤثرى هستند كه آمادگى كودك براى تنها در خانه ماندن را مشخص مى كنند.شخصيت افراد معمولاً با رشد سنى تغييرات زيادى نمى كند ولى كودك مى تواند با آموزش، تغييراتى در عكس العمل هايش در برابر انتظاراتى كه از او مى رود، در خود ايجاد نمايد.
كودكان را مى توانيم به سه دسته تقسيم كنيم:
- كودكانى كه به سختى آمادگى تنها ماندن در خانه را كسب مى كنند.
- كودكانى كه نياز به زمان دارند تا به تدريج به تنها ماندن در خانه عادت كنند.
- كودكانى كه به راحتى به تنها ماندن در خانه عادت مى كنند.
الف) خصوصيات شخصى كودكانى كه آمادگى تنها در خانه ماندن دارند:
- اعتماد به نفس دارند و ترسو نيستند.
- در برابر اتفاقات غيره منتظره، تحريك پذير نبوده و آرام هستند.
- به راحتى درباره احساسات و تفكرات خود با ديگران و والدينشان صحبت مى كنند.
- خطاهايشان را مى پذيرند حتى گر مورد بازخواست و سرزنش قرار گيرند.
- جرأت كافى براى مقاومت در برابر فشار دوستان و ديگران را دارند.
ب) مهارت: مهارت هايى كه نشان از آمادگى كودكان براى تنها در خانه ماندن را دارند.
- به راحتى و به طور صحيح نام، آدرس و شماره تلفن خودشان را بيان نمايند.
- به راحتى و به درستى نام، آدرس و شماره تلفن محل كار والدينشان را بيان نمايند.
- بتوانند شماره پليس ۱۱۰ را گرفته و اطلاعاتى را در اختيار پليس قرار دهند.
- آگاه باشند چنانچه هنگام ورود به منزل با موردى مشكوك مواجه شدند، وارد منزل نشوند.
- اگر كسى آن ها را تعقيب كند بدانند چه بايد بكنند؟
- بدانند تنهايى در بيرون از منزل بازى نكنند.
- بدانند وقتى كه در خانه تنها هستند به تلفن چطور جواب دهند؟
- آگاه باشند به هنگام آتش سوزى چه كار كنند؟
- وقتى در خانواده مقرراتى راجع به شرايط اضطرارى طراحى مى شود كودكان در ايجاد آن سهيم باشند؟
ج) پختگى: پختگى و رشدى كه نشان از آمادگى كودكان براى تنها ماندن در خانه را دارد.
- مسووليت پذيرى را با رضايت و افتخار به عهده بگيرند.
- مشكلاتشان را به طور مطلوب حل كنند.
- در انجام كارها پيشقدم باشند، بدون آن كه كسى به آن ها تذكر بدهد يا يادآورى كند.
- مهارت هاى زندگى را قبلاً ياد گرفته باشند.
-ارتباط خوب با هم سن و سالان خود داشته باشند.
هدف دور از دسترس نيست
والدين مى توانند به كودكان كمك كنند
۱- از همان دوران كودكى، آنان را تشويق كنند و به تدريج بعضى از رفتارهاى آن ها را تصحيح نموده و به آن ها بگويند هر كسى بايد ياد بگيرد يك كار مشخص را به خوبى انجام دهد و بالطبع هر سعى و تلاش كودكان را تشويق نمايند.
۲- حساس بوده و خلق و خوى و عكس العمل كودكان را بپذيرند. اين كار باعث ايجاد اعتماد به نفس و احساس امنيت در كودكان شده و فرصت و آزادى عمل براى كسب تجربيات جديد را به آن ها مى دهد و همچنين زمينه رضايت مندى كودكان در انجام وظايفشان و جرأت براى انجام دادن كارها را ايجاد مى نمايند.
۳- بدون انتقاد، با كودكان بحث كنند و قبل از آن كه جايگزينى را ارايه دهند نظرات آن ها را بپذيرند.
۴- به كودكان اطمينان بدهند، چنانچه كارى را اشتباه انجام دادند، بدانند كه آن فقط يك اشتباه بوده و آن ها هوشيارتر از آن هستند كه آن را دوباره تكرار كنند. در اين صورت كودكان آمادگى دارند تا هر اتفاقى كه در فعاليت هاى روزانه شان مى افتد به والدينشان بگويند.
والدينى كه مدام يادآورى مى كنند
۱- مدام به كودكانشان يادآورى مى كنند چه كارى بكنند و چگونه انجام دهند، اين كار باعث مى شود كودكان خود به تنهايى آغازگر كارى نباشند.
۲- از كودكانشان مى خواهند كارى پيچيده (نياز به پختگى بالاتر از توان آن ها را دارند) انجام دهند اين باعث شكست كودكان در انجام كارهايشان شده و اعتماد به نفس شان را از دست مى دهند.
۳- برچسب بد، تنبلى، كثيفى و ويژگى هاى ناخوشايند را همراه با تلقين اين خصوصيات به كودكان مى گويند، اين برچسب ها باعث شهرت كودكان با اين خصوصيت ها در بين ديگران شده و آن ها با اين فكر بزرگ شده كه واقعاً بد، تنبل و كثيف هستند و تمام آن خصوصياتى كه به آن ها نسبت داده شده، را دارند و نهايتاً اگر كودكان احساس بدى از خود داشته باشند نمى توانند كار خود را به خوبى انجام دهند.
•مهرى موسى وند
سال جديد تحصيلى فرا رسيده است
والدين مراقب باشند
امروزه وقتى والدين در مورد ايمنى فرزندانشان در مدرسه صحبت مى كنند منظور آن ها بيشتر درگيرى و خشونت هاى دانش آموزان در مدرسه است. در حالى كه تحقيقات نشان داده اند كه فرزندان ما بيشتر قربانى حوادث ناگهانى و آسيب هاى ايجاد شده در مسير مدرسه مى شوند تا درگيرى هاى منجر به صدمه در ميان هم كلاسى ها و اين حوادث تا ۹ برابر بيشتر از ساير موارد است.
آمار نشان مى دهد ۲/۲ ميليون دانش آموز زير ۱۴ سال هر ساله قربانى تصادفات و آسيب هاى مرتبط با مدرسه رفتن مى شوند.
بنابراين اگر والدين از خطرات پنهان موجود آگاه باشند مى توانند تا حد قابل توجهى از بروز آن ها جلوگيرى كنند بنابراين لطفاً به نكات زير توجه نماييد:
نكات مؤثر در مسير مدرسه
- يك مسير مشخص را در نظر بگيريد كه فرزندتان چه پياده و چه با اتوبوس فقط از آن مسير به مدرسه رفته و باز گردد. بهتر است اين مسير مستقيم ترين و كوتاه ترين راه باشد و در عين حال كمترين نياز به عبور عرضى از خيابان را داشته باشد. يا در صورت امكان بخشى از مسير نرده كشى يا داراى حفاظ باشد.
- در ابتدا خودتان به همراه فرزندانتان از مسير معين شده عبور كنيد و به وى خاطر نشان كنيد كه از كوچه پس كوچه، راه هاى زيرزمينى و مكان هاى خلوت دورى كند.
- به فرزندتان آموزش دهيد كه هرگز از غريبه ها هديه يا خوراكى قبول نكند و با آن ها صحبت نكند خاطر نشان كنيد كه منظور از غريبه افرادى است كه شما يا فرزندتان او را به خوبى نمى شناسيد و نمى توانيد به او اعتماد كنيد.
- بهتر است دانش آموز به همراه خواهر يا برادر يا هم كلاسى و همسايه به مدرسه برود و باز گردد و به طور كلى تنها نباشد.
- به فرزندتان آموزش دهيد كه چه وقتى پياده تردد مى كند و چه وقتى با اتوبوس يا تاكسى به مدرسه مى رود همه قوانين را رعايت كرده و به چراغ هاى راهنمايى و دستور پليس توجه كند و در هواى بارانى يا برفى دقت بيشترى در عبور و مرور از معابر داشته باشد.
- وقتى دانش آموز را با اتومبيل به مدرسه مى رسانيد در نزديك ترين مكان به مدرسه از او جدا شويد و مطمئن شويد كه وارد مدرسه شده سپس آن جا را ترك كنيد.
- چنانچه فرزندتان با دوچرخه مسيرى را براى رسيدن به مدرسه طى مى كند مطمئن شويد كه كلاه ايمنى به سر مى گذارد زيرا تحقيقات نشان داده كه استفاده از كلاه ايمنى احتمال خطر را تا ۸۵ درصد كاهش مى دهد.
منبع: ايسنا
نان، پنير و گردو بهترين ميان وعده براى دانش آموزان
يك متخصص تغذيه گفت: نان، پنير و گردو بهترين ميان وعده براى دانش آموزان در مدرسه است.
دكتر مسعود كيمياگر با بيان اين كه تغذيه در مدارس فرصت مناسبى براى عادت دادن ذائقه دانش آموزان به مواد غذايى مفيد است، اظهار كرد: دوران دانش آموزى دوران رشد سريع هم از نظر مغزى و جسمانى است بنابراين با دادن غذاهاى مفيد و آموزش تغذيه مناسب ذائقه كودكانتان را به غذاهاى مفيد عادت دهيد.وى با تأكيد بر اين كه در وعده غذايى دانش آموزان از سوسيس و كالباس كمتر استفاده شود، خاطر نشان كرد: باتوجه به اين كه در سوسيس و كالباس مواد نگهدارنده وجود دارد در درازمدت ايجاد سرطان مى كند پس بهتر است اين مواد كمتر در وعده غذايى دانش آموزان قرار گيرد.كيمياگر با اشاره به اين كه مصرف تنقلاتى مانند چيپس و پفك بايد در دوران مدرسه به حداقل برسد، تصريح كرد: اين مواد فضاى زيادى را در معده اشغال مى كنند و فرصت استفاده از مواد مغذى را از فرد مى گيرد. مصرف آجيل و تنقلاتى مانند نخود، كشمش، پسته و بادام بايد جايگزين ميان وعده غذاى دانش آموزان به جاى چيپس و پفك شود.
وى با بيان اين كه صبحانه بايد ۳۰ درصد نياز روزانه يك فرد را تأمين كند، افزود: نان خالى با چاى شيرين غذاى مناسبى براى يك وعده غذايى نيست. در صبحانه بهتر است يكى از مواد لبنى مانند پنير، شير و ماست چكيده وجود داشته باشد. در واقع صبحانه فرصت مناسبى براى برطرف كردن نيازها و ويتامين هاى بدن است و چنانچه دانش آموزان عادت كنند خوردن گوجه فرنگى، پرتقال به سبب داشتن ويتامين ث نيز ماده خوب و مناسبى براى يك صبحانه است.كيمياگر همچنين به مادران توصيه كرد: در ميان وعده هاى غذايى كودكشان شير، آب ميوه، ساندويچ كوكو، تخم مرغ و خشكبارى مانند نخودچى، كشمش، پسته و بادام را قرار دهند و از گذاشتن خيارشور و گوجه فرنگى داخل ساندويچ خوددارى كنند زيرا اين عمل سبب خيس شدن نان و در نتيجه امكان رشد ميكروب را فراهم مى كند.


|   شناسنامه   |   آرشيو   |