يكشنبه ۳ مهر ۱۳۸۴
۲۰ شعبان ۱۴۲۶ - ۲۵ سپتامبر ۲۰۰۵ - سال هفتم - شماره ۱۸۵۰
گزارش
Tel: 8807157
Info@javandaily.com
sJavan.jpg
pdf PDF
Edition
صفحه نخست
داخلى
ايران و جهان
اقتصادى
گزارش
سراى ايرانى
دفاع مقدس
علمى و رايانه
بين الملل
حوادث
اجتماعى
ورزشى
جوان ورزشى
ادب و هنر
فرهنگى
آرشيو
تماس با ما
به مناسبت هفته دفاع مقدس و تجاوز عراق به خاك ايران
آخرين روز تابستان به نيمه رسيده بود، همه منتظر آمدن پاييز و مژده بازگشايى مدارس بودند.
بچه ها با شور و شوق، كيف و كتاب خود را آماده مى كردند تا اولين روز مهر را همراه با همكلاسى ها و معلمان خود جشن بگيرند.
ناگهان تمام روياها نقش برآب شد؛
آنچه به وقوع پيوست، نه مهربانى «مهر» بلكه خشونتى بود كه از جانب دشمنان انقلاب اسلامى برپيكره شهر فرود آمد.
در روز اول مهر، به جاى كودكانى كه با شادمانى و شور و شعف مسير خانه تا مدرسه را بپيمايند، در كوچه و خيابان خون بود و خاك و ويرانى، در اولين روز بازگشايى مدارس به جاى آغاز درس و مشق، جنگى نابرابر و تحميلى آغاز شد، جنگى خانمانسوز و ويرانگر...
محمد حسين فروزان
به مناسبت هفته دفاع مقدس و تجاوز عراق به خاك ايران
تاريخ دروغ نمى گويد
آخرين روز تابستان به نيمه رسيده بود، همه منتظر آمدن پاييز و مژده بازگشايى مدارس بودند.
بچه ها با شور و شوق، كيف و كتاب خود را آماده مى كردند تا اولين روز مهر را همراه با همكلاسى ها و معلمان خود جشن بگيرند.
ناگهان تمام روياها نقش برآب شد؛
آنچه به وقوع پيوست، نه مهربانى «مهر» بلكه خشونتى بود كه از جانب دشمنان انقلاب اسلامى برپيكره شهر فرود آمد.
در روز اول مهر، به جاى كودكانى كه با شادمانى و شور و شعف مسير خانه تا مدرسه را بپيمايند، در كوچه و خيابان خون بود و خاك و ويرانى، در اولين روز بازگشايى مدارس به جاى آغاز درس و مشق، جنگى نابرابر و تحميلى آغاز شد، جنگى خانمانسوز و ويرانگر...
از زمان به وجود آمدن بشر، جنگ نيز زاييده شد، اما هرگز انسان هاى اوليه جنگ هاى گروهى يا خونين با يكديگر نداشتند و جنگ هاى آنان به مبارزه چند نفر ختم مى شد.
053307.jpg
دست زدن به جنگ هايى كه غالباً طولانى و بسيار خونين بودند، يكى از آشكارترين ويژگى هاى تكامل اوليه دولت هاست.
از اوايل قرن ۱۸ به بعد، نيروهاى مسلح دولت هاى مهم به گونه اى كه پيش از آن سابقه نداشت رشد كردند. بديهى است اين امر تا اندازه اى بازتاب افزايش جمعيت بود.
ارتش هاى ثابت بسيار بزرگ به وجود آمدند كه با نظام هاى سربازگيرى منظم، رشد فزاينده اى پيدا كردند. آنچه به همان اندازه اهميت داشت، اين بود كه ماهيت سازماندهى ارتش از جهات اساسى دگرگون شد.
سربازان تحت انضباط و آموزش منظم قرار گرفتند. ارتش ها مانند سازمان هاى ديگر، ديوانسالار شدند، كادر افسرى، حرفه اى شد و جنگ نيز مستقيماً با صنعت پيوند خورد و تكنيك هاى صنعتى جديد شتاب عظيمى به قدرت ويرانگرى تسليحات داد.
كارخانه هاى اسلحه سازى به وجود آمدند و تجارت اسلحه رونق گرفت و قتل و آدمكشى و تجاوز به حريم ديگران، گام به گام با صنعت پيش رفت و از جنگ جهانى به بعد، جنگ محدود، به جنگ كامل تبديل شد.
053310.jpg
با توجه به پيشرفت علم و صنعت، گويى انسان ها دريافتن واژه هاى صلح و دوستى عقب ماندند و تمام فكر و تكنولوژى خود را به تهاجم و تجاوز هرچه بيشتر معطوف كردند.
اما يك سؤال هميشه باقى مى ماند كه قتل، تجاوز، ويرانگرى و جنگ براى چه؟ و به چه قيمتى...؟
پيروزى انقلاب اسلامى ايران با معيارهاى جديد خود، پايه هاى سست و پوشالى دولت هاى مرتجع و دست نشانده منطقه را به لرزه انداخت و آن ها براى خفه كردن انقلاب ايران وعدم گسترش آن مجتمعاً با همه قوا وارد عمل شدند.
امريكا كه بزرگترين پايگاه مستحكم خود را در منطقه از دست داده بود و همه منافع نفتى ايران و منافع گران قيمت ديگر را خارج از دستش مى ديد، به هيچ وجه نمى توانست وجود چنين انقلابى را در منطقه تحمل كند. به خصوص وقتى كه مى ديد مصالح نفتى او در خطر انقلاب قرار گرفته و مى رود كه انقلاب ايران به كشورهاى مجاور منتشر شود و ريشه استعمار و استثمار از آن كشورها كنده شود.
صهيونيسم بين المللى نيز بزرگترين دوست و پايگاه خود را از دست داده بود و با دشمنى جديد، قوى، انقلابى و بى باك روبه رو شده بود و نمى توانست ساكت بنشيند.
توطئه ها براى درهم كوبيدن انقلاب اسلامى ايران شروع شد، از مشكلات و درگيرى هاى داخلى تا حمله نظامى و مستقيم امريكا در طبس كه معجزه آسا به شكست انجاميد.
امپرياليسم ضربه هاى متعددى به انقلاب زد، توطئه در نقاط مختلف مرزى، توطئه در ادارات، در ارتش، ايجاد اختلاف در شكل قوميت ها و مليت ها و اختلافات مذهبى، ايجاد اعتصابات كارگرى در كارخانه ها براى تخريب صنعت يا هرج و مرج، محاصره اقتصادى و منزوى كردن ايران با تبليغات شوم خارجى، تهمت ها، شايعه ها و دروغ ها نمونه هايى از اين توطئه هاى همه جانبه و هماهنگ شده دشمنان انقلاب اسلامى ايران بود.
بالاخره براى زدن آخرين ضربه، به خيال آن كه رژيم جديد اسلامى در معرض سقوط است، عراق حمله اى همه جانبه به ايران را آغاز كرد. در ساعت دو بعدازظهر روز ۳۱ شهريور ۱۳۵۹ هواپيماهاى عراقى فرودگاه هاى تعدادى از شهرها را بمباران كردند و ۱۲ لشكر عراقى كه از مدت ها قبل در پشت مرزها به صورت آماده باش درآمده بودند در طول ۸۰۰ كيلومتر از شمال قصرشيرين تا خرمشهر و آبادان حمله سرتاسرى خود را شروع كردند. اين در حالى بود كه ارتش ايران در مشكلات داخلى خود به سر مى برد و محاصره اقتصادى نيز باعث كمبود قطعات يدكى براى تسليحات شده بود.
ملكيان، رزمنده اى كه خود را اهل قصرشيرين معرفى مى كند مى گويد: «در روزهاى اول جنگ، نيروهاى خودى خيلى ضعيف بودند و اكثر آن ها نيز در نبردهاى داخلى كردستان، گنبد و خرمشهر تحليل رفته بودند. هنگام شروع حمله دشمن فقط دو لشكر ۹۲ اهواز و ۸۱ كرمانشاه توانستند حركت هايى از خود نشان دهند. به علت عدم سازماندهى نيروهاى ايرانى دشمن با ۱۲ لشكر زرهى و مكانيزه به سرعت پيشروى كرد و تا نزديكى هاى شهرهاى بزرگ آبادان، اهواز و دزفول پيش آمد و با يك حركت بزرگ، حمله بزرگ خود به خوزستان را آغاز كرد.»
از همان روزهاى اول جنگ، بسيار مشهود بود كه عراق به عنوان متجاوز و آغازگر جنگ بوده است.
براساس آمار مركز مطالعات و بررسى هاى جنگ، عراق براى نخستين بار در تاريخ هجدهم فروردين ماه ۱۳۵۹ و همزمان با قطع روابط سياسى ايران و امريكا اعلام داشت كه ايران بايداز سه جزيره تنب بزرگ، تنب كوچك و ابوموسى خارج شود.
برمبناى همين اسناد در شهريور ماه ۱۳۵۹ درگيرى هاى مرزى ميان دو كشور كه آغازگر آن عراق بود، اوج گرفت و در اين ماه شمار تجاوزات مرزى عراق عليه ايران به ۲۵۷ مورد رسيد و تا ۱۹ شهريور ماه ۱۳۵۹ چند هجوم همه جانبه نيز از سوى ارتش عراق عليه پاسگاه هاى مرزى ايران صورت گرفت.
براساس برنامه هاى صدام و حاميان غربى اش، در عرض ۷۲ ساعت تهران به اشغال آنان درمى آمد و نظام جمهورى اسلامى ساقط مى شد.
از همان روزهاى اول جنگ تا آخرين لحظات آن، نيروهاى عراقى به عنوان متجاوزين به خاك ايران شناخته شدند، اما تبليغات گسترده و منفى كشورهاى غربى، هميشه مانع طرح اين موضوع بودند و بلكه برعكس به دنبال آن بودند تا به نوعى ايران را كشورى متجاوز قلمداد كنند.
در همان نخستين روز شروع جنگ تحميلى، هواپيماهاى عراقى شهرهاى اروميه، تبريز، شهركرد، اصفهان، پيرانشهر، قصرشيرين، همدان، سنندج، گيلان غرب، ايلام، دهلران، اسلام آباد، آبادان، كرمانشاه، و چندين شهر ديگر را نيز مورد حمله قرار دادند.
در طول جنگ نيز حملات و بمباران هاى شيميايى شهرها، ثابت كرد كه دشمن از هيچگونه تجاوزى براى از بين بردن مردم مظلوم و بى گناه چشم پوشى نمى كند.
سجاد مرسلى كه به عنوان تخريبچى هنگام جنگ در جبهه ها مشغول به خدمت بوده است،در حالى كه بغض گلويش را مى فشارد به ياد شلمچه مى افتد و مى گويد: «صدام حتى به مردم غيرنظامى هم رحم نمى كرد. يادم است وقتى حلبچه بمباران شيميايى شد ما به عنوان گروه تخريب به آن جا اعزام شديم. بمباران حلبچه يك قتل عام بود، يك فاجعه به دست يك جلاد. بى گناهانى كه در سخت ترين شرايط جان داده بودند، فكر نمى كنم كلمات بتوانند آن لحظه ها را توصيف كنند.»
خانم جوانى مى گويد: «از اولين روزهاى جنگ چيزى به ياد ندارم اما با اين برنامه ها و صحنه هاى جنگ كه از تلويزيون پخش مى شوند به يك حقيقت پى برده ام. درست است كه جنگ ما يك جنگ اجبارى بود و كشور ما ناخواسته وارد جنگ شد، اما شايد خداوند مى خواست نشان بدهد كه ما چه ملتى هستيم. شايد اگر جنگ نمى شد تمام ايثارگرى ها و شجاعت هاى مردم در انقلاب فراموش مى شد. اگر قرار باشد از جنگ بگوييم، فقط يك جمله است و آن هم اين كه: اگر بخواهيم مى توانيم، فقط بايد توكل كنيم.»
053295.jpg
شايد جنگ ايران و عراق هرگز نتواند بعد تجاوزگرانه رژيم بعث را به جهانيان نمايان كند. اما بعد از خاتمه جنگ در سال ۱۳۶۷ و در حالى كه طراحان و حاميان آن نتوانسته بودند به اهداف و طرح هاى از پيش تعيين شده خود دست يابند، دست به تبليغات و رايزنى هاى گسترده اى زدند تا ايران را به عنوان يك كشور جنگ طلب و خشونت خواه تصوير كنند.
تبليغاتى كه براى ناامن جلوه دادن منطقه صورت گرفت فقط در جهت آشفته كردن افكار عمومى و فروش تسليحات نظامى به كشورهاى منطقه بود. اما خوشبختانه هنگامى كه عراق به كويت حمله كرد، نه تنها مردم دنيا به بسيارى از واقعيت ها پى بردند بلكه «مارى» كه امريكا و دول غرب و متحدانش آن را پرورش داده بودند حالا به عنوان «اژدهايى» به خودشان حمله كرده بود.
در طول هشت سال دفاع مقدس، كشور ايران اسلامى ثابت كرد كه براى دفاع از خاك و ناموس ايران و اهداف مقدس انقلاب اسلامى از هيچ نيرويى دريغ نخواهد كرد، اما هدف  نهايى و اصلى دفاع مقدس مردم ايران چيزى جز برقرارى يك صلح پايدار، آن هم در چارچوب نظام اسلامى نبود.
مهر فصل دود يا دوستى؟
كلان شهر تهران، با آن وسعت زياد و جمعيت چندين ميليونى كه در خود جاى داده است، آنقدر با مشكلات متعدد و معضلات فراوانى روبه روست كه به نظر مى رسد فاصله آن تا رسيدن به مرحله اى كه نام مدينه فاضله بر آن نهيم، فقط در روياها طى مى شود!
053352.jpg
* شهر پردود
كم كم حال و هواى مهر در سراسر كشور، پديدار مى شود و بوى مدرسه مشام همه، به خصوص دانش آموزان را پر مى كند اما با آغاز فصل پاييز و بازگشايى مدارس و دانشگاه ها و مراكز تحصيلى پيش از آن كه بوى مهر را استشمام كنيم، بوى دود و اگزوز خودروهاست كه با حجم تردد چندين برابر خود، بينى هامان را پر مى كند!
به گفته كارشناسان اداره راهنمايى و رانندگى تهران بزرگ همواره ۲۰ روز اول مهرماه بيشترين بحران ترافيكى در سطح شهر و معابر تهران به وجود مى آيد كه با وجود تلاش بسيار مأموران و افزايش دو چندان تعداد آن ها باز كارى از دست كسى برنمى آيد.
در واقع تهران با دارا بودن بيش از سه ميليون خودرو و يك ميليون و نيم موتور سيكلت ركورددار تعداد وسايل نقليه در سطح معابر كشور است و هر ساله با آغاز فصل بازگشايى مدارس، استفاده از تقريباً تمام اين وسايل سبب مى شود كه اين شهر ، دودى ترين روزهاى خود را سپرى كند.
همچنين براساس يافته هاى يك پژوهش دانشگاهى ، ۷۲ درصد آلودگى هواى تهران ناشى از مصرف سوخت هاى فسيلى، به ويژه در سيستم حمل و نقل است كه روزانه حدود سه تن مونوكسيد كربن، ۴۵ تن هيدروكربن نسوخته، ۱۳۰ تن اكسيد ازت، ۳۰ تن گوگرد، ۳۰ تن ذرات  معلق و دو تن سرب خالص به هواى شهر تحميل مى كنند كه البته در اين روزها كه دل از شادى  مى تپد به ريه و گلوى دانش آموزان و محصلين عزيز فرو مى رود.
هر چند مترو، با قادربودن حمل دو هزار نفر در يك سفر آن هم در كمترين زمان، باعث كمتر شدن حجم تردد خودروها شده است، اما از آن جا كه خطوط اين وسيله به صورت گسترده در سطح تهران پخش نشده است، جوابگوى نياز دانش آموزان نيست و تنها بخشى از اين نياز را رفع مى كند.
طبق تحقيقات انجام گرفته، در تهران ۳ هزار و ۱۰۴ كيلومتر معبر، بيش از ۴هزار تقاطع و حدود ۵۰۰ ميدان وجود دارد كه در صورتى كه براى هر خودرو ۶ مترمربع فضا را در نظر بگيريم و اكثر وسايل نقليه در اولين روزهاى مهر به عنوان سرويس هاى مدارس نوجوانان مورد استفاده قرار گيرد، ديگر هيچ معبرى براى تردد وسايل نقليه وجود نخواهد داشت.
* جمعيت و ترافيك
كلان شهر تهران، علاوه بر تعداد فراوان خودرو از نظر جمعيت ساكن نيز در بين شهرهاى ايران ركورددار است و اين در حالى است كه با آغاز مهر و افزايش سفرهاى روزانه درون شهرى اين جمعيت نيز به تكاپو افتاده و مشكلات ترافيكى سنگينى را به وجود مى آورد.
همه ساله با اين كه علاوه بر مأموران راهنمايى و رانندگى كه جريان ترافيك شهر را در اين روزها با زحمت بيشترى روان مى سازند، از مأموران ساير ارگان ها نيز براى حل اين معضل يارى گرفته مى شود، اما باز شاهد سنگينى بيش از حد ترافيكى هستيم كه بخش گسترده اى از آن به علت عدم توجه عابران به قوانين راهنمايى و رانندگى ايجاد مى شود.
عبور از خط عابر پياده، عبور از پل هاى هوايى عابر، ايستادن در پشت چراغ قرمز، عدم ورود ناگهانى در خيابان، عدم تعرض به خط عبور خودروها هنگام سوار يا پياده شدن از خودرو و ... از جمله قوانينى است كه بعضاً در اين روزها به كرات از سوى دانش آموزان عزيز شكسته مى شود و باعث معضلات ترافيكى در سطح شهر مى شود.
و ناگفته پيداست كه جمعيت گسترده دانش آموزى و والدين آن ها در اين ايام تا چه اندازه مى توانند در گسترش يا توقف اين موضوع مؤثر باشند.
به اعتقاد كارشناسان امور اجتماعى، عدم توجه ويژه والدين به مقررات راهنمايى و رانندگى و همچنين عدم آموزش هاى مستمر مسايل پيرامون ترافيك در مدارس موجب مى شود تا دانش آموزان كمتر به قوانين و مقررات راهنمايى توجه كرده و به همين علت مشكلاتى در اين زمينه براى عموم شهروندان به وجود آيد.
هر چند در اين ميان اقدام پليس راهنمايى و رانندگى در يارى جستن از خود دانش آموزان براى حل معضل ترافيك و آموزش مقررات رانندگى بسيار مؤثر جلوه مى كند.
به گفته سردار ساجدى نيا، رييس پليس راهنمايى و رانندگى تهران بزرگ امسال ۱۶ هزار دانش آموز در قالب «پليس يار» با انيفورم پليس در معابر شهرى حضور يافته و علاوه بر تذكر به رانندگان متخلف، دانش آموزان و ساير همسالان خويش را با مقررات شهرى آشنا مى سازند كه اين كار علاوه بر دوستى هر چه بيشتر ميان پليس و دانش آموزان به آموزش قوانين شهرنشينى نيز كمك مى كند.
053349.jpg
آنچه مسلم است هفته اى كه آغاز مى شود، هر چند آكنده از دود و ترافيك و بوق و آلودگى است اما اگر دستان يارى گر شهروندان به كمك يكديگر بشتابند اين هفته، به مهر و دوستى و آسايش تبديل مى شود. فقط كافى است علاوه بر رعايت مقررات راهنمايى و رانندگى (چه از سوى رانندگان و چه عابران پياده) وسايل نقليه خود را به صورت شخصى استفاده نكنيم و تمام محصلين و دانش آموزان ايرانى را فرزندان خود به حساب آوريم.
خاطرات زنده جنگ
محمد حسين فروزان
هر ساله و در هفته پايانى شهريور، به بهانه سالگرد تجاوز رژيم بعثى عراق به ايران اسلامى و يادآورى رشادت هاى دليرمردان و شيرزنان انقلابى فرصتى دست مى دهد تا يادى از شهيدان جنگ تحميلى و ايثارگران هشت سال دفاع مقدس كنيم.
غيورمردان و زنانى كه بهترين سال هاى زندگى خويش را با سخت ترين شرايط در حالى سپرى كردند كه به دور از خانواده، تنها با انگيزه اى معنوى و الهى و با دستانى خالى از هرگونه جنگ افزار مدرن و سياست هاى جنگى روز، در جبهه ها ماندند تا با دشمن متجاوز به جهاد بپردازند. اما آيا به راستى تنها در اين ايام بايد از اين عزيزان تقدير كرد و به ياد آن ها افتاد؟
مردانى كه در جنگ جهانى دوم در كشور خويش به جنگ پرداخته و زنده ماندند هم اكنون با دريافت نشان شجاعت و امكاناتى ويژه چنان مورد تقدير و ستايش مردم قرار مى گيرند كه خستگى سال ها مبارزه با متجاوزين به كشورشان را به خوبى از تن بيرون مى كنند. اما در اين جا شايد فقط همين روزها باشد كه فرصت كنيم سپاسى تنها از روى كلام از رزمندگان سال هاى جنگ داشته باشيم.
با اين كه از مظلوميت  جانبازان جنگ تحميلى بسيار گفته شده است اما آن ها همچنان در غربت و مظلوميت به سرمى برند و دست نوازشگرى نيست كه گرد و خاك خستگى سال ها جنگ و پيكار را از تن آن ها بزدايد.
مصدومين شيميايى در كمال غربت و مهجوريت در گوشه خانه ها و بيمارستان ها و آسايشگاه ها جان مى سپارند و جرايد و رسانه ها تنها با پخش گوشه اى از مراسم خاكسپارى و تشييع آن ها سعى در جاودانه كردن نام «جانباز» در جامعه و اجتماع دارند و مردم همانها كه ايثارگران براى آرامش امروز آن ها، ديروزشان را در شلمچه و چزابه و سرپل ذهاب گذراندند، بى اعتنا به سربازى كه جوانى اش را با نام بسيجى در جنگ به جا گذارده و حالا با موهايى سپيد از گرد مواد شيميايى، ماسك بر روى صورت خود زده، خيابان را طى مى كنند و از يك سلام و خسته نباشيد هم به او دريغ مى ورزند.
حدود ۱۷ سال از پايان جنگ مى گذرد و هنوز كه هنوز است در جامعه وسايل رفاه و آسايش جانبازان را نمى بينيم. اگر روزى سوار بر ويلچر قصد گذر از معابر شهر و رسيدن از نقطه اى به نقطه ديگر را داشته باشى، نمى توانى بيش از چند صدمتر گذر كنى و دائماً بايد با ارتفاع هاى بلند و پست خيابان دست و پنجه نرم كنى.
هنوز با گذشت اين همه سال و به اصطلاح فرهنگ سازى هاى انجام شده در زمينه جبهه و جنگ، فريادهاى بسيارى بر سر ايثارگرانى است كه اگر بخواهند از سهميه دانشگاه يا ... استفاده كنند، بايد هر حرف و حديثى را پشت سر خود بشنوند.
در آستانه هفته دفاع مقدس بزرگداشت حماسه دفاع مقدس، خوب است به جاى تعريف و شرح عمليات ها و خاطرات و... كمى هم به فكر ايثارگران زنده جنگ- كه خود خاطرات ناگفته اين سال ها هستند- باشيم. چقدر دردناك است كه پس از سال ها دورى از خانواده و از دست دادن اعضاء بدن و يا همراهى عمرى سرفه با خود حالا بشنوى كه تو را محكوم به گرفتن حقوقى ويژه يا پول هاى كلان و امكانات و خودرو و خانه و... مى كنند.
به گفته جانبازان و ايثارگران، آن ها از دريافت حداقل امكانات محروم هستند و حتى بسيار شده است كه فردى جانبازى يا ايثارگرى خود را پنهان كرده است تا حداقل اجر معنوى كار خويش را از دست ندهد.
حتى برنامه ريزى هاى موجود در زمينه رزمندگان نيز امروز با مشكلات متعددى مواجه است. و به نظر مى رسد مسوولان در اين ايام جز برگزارى چند نمايشگاه و همايش و سمينار و يا شب شعر چيز ديگرى در چنته خويش ندارند و ايثارگران بايد باز تا سال بعد منتظر باشند تا شايد كسى به سراغ آن ها بيايد.
به ياد داشته باشيم جانبازان و ايثارگران و نحوه تعامل و پذيرش و استقبال ما از آن ها براى فرزندانمان والاترين الگوى حماسى به شمار مى رود.
رفتار امروز ما با آن ها براى نسل هاى آينده به عنوان بهترين عبرت محسوب مى شود و در اين راه اگر دچار خطا و اشتباه شويم ناخودآگاه نتيجه آن به خود ما برمى گردد.
اگر روزى (خداى ناكرده) متجاوزى ديگر آهنگ تجاوز به ايران اسلامى را داشته باشد، نسل جوان ما همان بسيجيانى هستند كه بايد سينه در مقابل گلوله دشمن سپر كنند و تمام سختى ها را به خاطر فقط دين و وطن به جان بخرند.
اما آيا كارى كرده ايم كه در چنين روزى جوان ايرانى با آمادگى بسيجيان عمليات فتح المبين و والفجر و كربلا به سوى مرزهاى كشور برود؟
از ياد نبريم آن  دلير مردانى كه هشت سال از بهترين سال هاى عمر خويش را در مقابل گلوله مستقيم و مواد شيميايى و...ايستاده اند، امروز نبايد تاوان بى توجهى ما را بدهند. و چه خوب است كه مسوولان محترم و دولتمردان گرامى به اين سوال پاسخ دهند كه بعد از گذشت اين سال ها براى رفاه و آسايش ايثارگران و جانبازان و جاودانه كردن راه و ياد شهيدان چه كرده اند؟


|   شناسنامه   |   آرشيو   |