|
|
|
به بهانه نمايش مستند «حلقه هاى گمشده» در خانه هنرمندان
|
|
|
|
دبير كنگره بزرگ تئاتر كشور مطرح كرد
|
|
|
|
يادداشتى بر نمايش «من نمى شكنم» نوشته و كار «احمد علامه دهر»
|
|
|
|
|
چشم شيشه اى
آخرين فيلم مسعود كيميايى چهارشنبه ۹ آذر به نمايش عمومى درآمد اما اكران خصوصى آن با يك هفته تأخير نسبت به اعلام قبلى، يكشنبه شب گذشته برگزار شد. اين مراسم با حضور عوامل و بازيگران فيلم و در واقع به صورت يك مهمانى سينمايى بود. در اين مراسم نصف سالن سينما براى علاقه مندانى در نظر گرفته شده بود كه با قيمت ۵۰ ريال (پنج تومان) بليت تهيه كرده بودند! با اعلام زمان اكران اين فيلم، تهيه كنندگان آن تبليغات وسيعى را تدارك ديدند و مخارج زيادى را براى تبليغات متحمل شدند. فروش بليت هاى پنج تومانى هم بخشى از اقدامات تبليغاتى تهيه كنندگان بود كه ايده هاى جديد و نوينى را در تبليغات خود به كار گرفته اند. «حكم» داستان «رضا معروفى»، تبهكار پيرى است كه با گروهى از جوانان بزهكار آشنا مى شود. در اين فيلم عزت الله انتظامى، خسرو شكيبايى، پولاد كيميايى، ليلا حاتمى، بهرام رادان و مريلا زارعى به ايفاى نقش پرداخته اند.
|
|
|
|
|
به بهانه نمايش مستند «حلقه هاى گمشده» در خانه هنرمندان
قصه فيلم هايى كه از مرگ برگشتند
حسام الدين مقامى كيا
حلقه هاى گمشده، شانزدهمين فيلم مستندى است كه مهرداد زاهديان از سال ۸۰ به بعد ساخته است. تقريباً تمامى اين ۱۶ فيلم به نوعى با ميراث فرهنگى و تاريخ مرتبطند. اما «حلقه هاى گمشده» در عين تاريخى بودن به موضوع مدرن ترى مى پردازد؛ سينماى قجرى. فيلم زاهديان درباره نگاتيوهاى صدساله اى است كه سال ۱۳۶۰ به طور اتفاقى در آلبوم خانه كاخ گلستان پيدا شد. قصه نجات اين نگاتيوها، بازگرداندن آن ها ازمرگى كه مى رفت دچارش شوند و بررسى محتواى آن ها بعد از بازسازى، مواردى است كه در «حلقه هاى گمشده» به آن ها پرداخته مى شود. فيلم در واقع از همين دو محور اصلى (ماجراى بازيافت فيلم ها و بررسى محتواى آن ها) تشكيل شده و فيلمساز هر دو موضوع را به موازات هم پيش مى برد ولى مشكل اينجا است كه اين دو خط موازى تا انتهاى فيلم به هم نمى رسند و پيوند محكمى با هم نمى يابند. بررسى سرنوشت نگاتيوها و مراحل نجاتبخشى آن ها خيلى خلاصه بيان مى شود. در حالى كه پرداخت مناسب و تدارك ديدن فيلمنامه اى با محوريت اين موضوع مى توانست مانند يك درام جذاب مخاطب را قدم به قدم تا نجات موجودات رو به زوالى همراه كند كه مرگ آن ها در نگاه اول حتمى بود. دكتر على اكبر عالمى، كه زمان كشف نگاتيوها مسوول لابراتوار جمهورى اسلامى بوده درباره شيوه پيچيده و جذاب كار خود براى بازسازى نگاتيوها توضيحاتى كلى و مختصر مى دهد. در حالى كه اين توضيحات مى توانست مفصل تر و به اندازه روايت يك صحنه حادثه يا جنگ، هيجان انگيز و جذاب باشد. ما داستان اصلى را از زبان دكتر شهريار عدل، باستان شناسى مى شنويم كه به طور اتفاقى حلقه هاى فيلم مربوط به دوران قاجار را در كاخ گلستان يافته است. او كه براى تحقيق درباره ساختمان هاى قديمى به آلبوم خانه كاخ گلستان مراجعه كرده بود به طور اتفاقى با حلقه هاى فيلم به جا مانده از دوران ناصرالدين شاه و مظفرالدين شاه مواجه شد و از آن جا كه برادرش، كامران عدل، عكاس خبره اى است با مشورت او تصميم به احياى نگاتيوها گرفت. با آن كه عمده روايت فيلم بر عهده دكتر عدل است ولى نريتور نيز در قسمت هايى به كمك مى آيد. اگر نقل كل ماوقع به گوينده متن واگذار مى شد و دكتر عدل هم به جاى روايت داستان خود جزئى از داستان مى شد، فيلم تعليق و هيجان بيشترى پيدا مى كرد. تصاويرى كه به عنوان تصاوير ميانى روى توضيحات تكنيكى درباره بازسازى نگاتيوهاى ۱۰۰ ساله مونتاژ شده اند معمولاً مربوط به مراحل كار و تدوين نگاتيوهاى امروزى است و همين مسأله نيز از تعليق فيلم و كنجكاوى در مورد سرنوشت نگاتيوهاى قديمى مى كاهد. اساساً خيلى هيجان انگيز تر و جذاب تر مى بود اگر سير نجات سرى دوم نگاتيوها- كه براى بازسازى در سال ۷۹ به فرانسه منتقل شدند- از ابتدا تعقيب مى شد و بيننده در جريان گام به گام ماجراها و در خوف و رجاى نابودى يا سلامت نگاتيوها قرار مى گرفت. ولى به شهادت پلان انتهايى، حرف اصلى فيلمساز جداى از همه اينها است؛ در پلان پايانى، دكتر شهريار عدل كه سال ها زحمت نگاتيوها را كشيده و در مورد آن ها و براى بررسى صحنه هاى ضبط شده در آن ها سال ها مطالعات جدى داشته است، در زمين هاى بم مشغول بررسى سفالينه ها است و پى تاريخ گمشده در زير خاك مى گردد و اين نشانه تصويرى، بار ديگر بر اتفاقى بودن كشف حلقه هاى فيلم و سهل انگارى ما در مورد ميراث فرهنگى مان تأكيد مى كند و اين كه حلقه هاى فيلم بايد توسط يك باستان شناس كشف شود كه براى بررسى عكس ها، گذارش به آلبوم خانه كاخ گلستان افتاده است.
|
|
|
|
|
دبير كنگره بزرگ تئاتر كشور مطرح كرد
ايجاد بزرگترين تشكل براى پرداختن به تئاتر
|
|
|
رضوان كريمى
كنگره بزرگ تئاتر كشور در روزهاى ۱۵ و ۱۶ آذرماه در تالار وحدت برگزار مى شود. به همين منظور سايت ايران تئاتر گفت وگويى با اردشير صالح پور دبير اين كنگره انجام داده است كه مى خوانيد: * هدف از برگزارى اين كنگره چيست؟ ** مدت هاى مديدى بود كه ضرورت برگزارى چنين كنگره اى احساس مى شد، اين كه خانواده تئاتر كشور گردهم آيند و پيرامون مسايل مشترك و اين هدف غايى و هنرآرمانى يعنى «تئاتر» با هم به تبادل نظر و هم انديشى مبادرت ورزند. اين رسم و سنت حسنه اى است كه خانواده تئاتر با اعضا و اصحاب و اوليايش هر از چندى كنار هم جمع شوند. همديگر را بازيابند و با هم همدل و همراه شوند. خود را ارزيابى كنند، به اين نكته مهم توجه كنند كه تئاتر كشور در چه جايگاه و منزلتى است؟ آسيب ها، قوت و ضعف ها از كجا ناشى مى شود و براى مرتفع كردن اين مشكلات چه مى بايست كرد؟ راه حل ها چيست و ارايه طريق كدام است؟ خط و مشى آينده تئاتر كشور چيست؟ ما چه آرمان و اهدافى را دنبال خواهيم كرد و براى چه تئاتر كار مى كنيم؟ وحدت رويه و رسيدن به سياستى واحد طى چنين بحث و تبادلى صورت خواهد گرفت. به هر ترتيب چشم انداز روشن تئاتر مى تواند در چنين نشستى مورد امعان نظر قرار گيرد و در نهايت آن كه من بركات زيادى را در اين كنگره براى خانواده تئاتر ايران پيش بينى مى كنم. دست كم آن كه فاصله ميان مسوولان و متوليان و هنرمندان با اين نشست و تعامل خانوادگى زدوده مى شود و بسيارى چيزهاى ديگر.... * ما در اين كنگره شاهد چه برنامه هايى خواهيم بود؟ سرفصل اين برنامه ها چيست؟ ** كميته هاى مختلفى كه براساس ضرورت انتخاب شده اند سرفصل برنامه هايمان را تشكيل مى دهد: انجمن هاى نمايش، روابط بين الملل، تئاتر استان ها، پژوهش، همايش ها و جشنواره ها و نظارت بر نمايش اساسى ترين بخش هاى مطروحه دراين كنگره را شامل مى شود كه به اقتضاى حضور پيرامون هر كدام به تفضيل بحث و تبادل نظر صورت خواهد گرفت و اميدواريم كه به نتايج خوبى و راه كارها و پيشنهادهاى سازنده اى در اين زمينه نايل شويم. مسوولان ذيربط و نمايندگان استانى، مديران و هنرمندان پيشكسوت مشكلات و پيشنهادهايى را مطرح خواهند ساخت، نتايج اين نشست در كميسيون هاى جداگانه به تصويب شركت كنندگان خواهد رسيد و تعامل و گفت وگو پيرامون اولويت ها و خط مشى ها صورت خواهد پذيرفت. همچنين ما در اين كنگره از ديدگاه ها و نقطه نظرات وزير محترم فرهنگ و ارشاد اسلامى برخوردار خواهيم شد و در پايان قطعنامه اى كه ماحصل تفكر و مشورت جمعى و كميسيون هاى مختلف است به عنوان بيانيه پايانى در اختيار اداره كل هنرهاى نمايشى به عنوان متولى تئاتر كشور قرار خواهد گرفت. * در اين كميته ها اعضا با چه تركيبى شركت خواهند داشت و حداقل چند نفر خواهند بود؟ ** مديران بخش هاى مختلف اداره كل هنرهاى نمايشى، كارشناسان و صاحب نظران و هنرمندان سراسر كشور به تقسيم و تفكيك در هر بخش ۲۵ تا ۳۰ نفر حضور خواهند داشت. همچنين در هر بخش علاوه بر اعضاى متقاضى يكى از پيشكسوتان و اساتيد دانشگاه نيز حضور داشته و در نهايت جمع بندى و طى مفادى تنظيم و به دبيرخانه كنگره جهت لحاظ شدن در بيانه پايانى ارايه خواهد شد. * آيا تصور مى كنيد كه بتوان همه مسايل و مشكلات تئاتر را در همين يك يا دو روز حل كرد؟ ** قطعاً خير. به نظر من اگر اين همايش در اولين گام خود بتواند به طرح مسايل نيز بپردازد به موفقيت اوليه نايل گرديده و به هر حال اين تلاش و نشست براى طرح و رفع مشكلات است اما قطعنامه پايانى الگو و معيارى براى طرح و دستورالعمل كلى و حداقل ارايه پيشنهادها است كه بر اثر تعامل آن آراى جمعى حاصل آمده و بسيار كارآمد و تأثيرگذار خواهد بود، حتى اگر بخشى از اين مسايل نيز حل نشود قابل اعتنا است، همان گونه كه عرض كردم حضور و مذاكره و نشست و مشورت هميشه به طور شفاف رهگشا بوده و يقيناً تأثير اين هم انديشى را انشاءالله در برنامه هاى اجرايى و آتى اداره كل هنرهاى نمايشى و روند تئاتر كشور خواهيم ديد. خصوصاً آن كه در آيين نامه كنگره تصريح شده است كه اين كنگره و نشست خانوادگى جامعه تئاتر ايران الزاماً بايد سالى يك بار جهت ارزيابى و بررسى تشكيل شود. * انجمن هاى نمايش چه نقش و حضورى در اين كنگره دارند؟ ** انجمن هاى نمايش كه تعداد آن ها به بيش از ۳۰۰ انجمن مى رسد، بخش اصلى تئاتر شهرستان ها را تشكيل مى دهد و در واقع انجمن هاى نمايش كوچك ترين و سامان يافته ترين بخش تشكيلاتى تئاتر كشور را تشكيل مى دهند. از سوى ديگر تئاتر شهرستان پشتوانه عظيم تئاتر كشور است و انجمن هاى نمايش به عنوان نهاد قانونى تئاتر كشور خصوصاً اقصى نقاط كشور همچنان در محاق خاموشى و فراموشى قرار دارند و بعضى از آنان از سر كم توجهى به تعطيلى و انفعال دچار شده اند. اميدوارم با حضور رييس انجمن نمايش كه خود از دلسوختگان فاضل شهرستانى تئاتر كشور است با عنايت و حمايتى جدى، انجمن هاى نمايش شكوه گذشته خود را باز يابد و بتواند به عنوان محمل اصلى تئاتر در استان ها تأثيرگذار باشد. * علاوه بر هنرمندان تئاتر كشور و انجمن هاى نمايش چه نهادهاى تئاترى به اين كنگره دعوت شده اند؟ ** تقريباً همه نهادها و كانون ها و تشكل ها از گروه هاى دانشكده هاى هنرى گرفته تا كميسيون فرهنگى مجلس شوراى اسلامى و معاونان وزارتخانه فرهنگ و ارشاد اسلامى و مديران كل ۳۰ استان كشور كانون هاى وابسته نمايشى تهران از كانون ملى منتقدان تا خانه تئاتر كه خود سهم بزرگى در اين كنگره دارد و حضور ايشان در اين مجمع بسيار مغتنم است و نيز مراكزى چون كانون تئاتر تجربى، دانشگاه آزاد اسلامى، سوره، حتى مراكز تئاتر نيروهاى هوايى و نيروهاى زمينى و نيز اداره هنرهاى نمايشى بنياد شهيد و جانبازان و.. دعوت شده اند و به گمان من اين تشكل عظيم ترين تشكل براى پرداختن به مسايل تئاتر قبل از يك نشست خانوادگى است. * در خصوص زمان دقيق برگزارى توضيح دهيد؟ ** هنرمندان شهرستان ما روز ۱۴ آذرماه ساعت ۴ بعدازظهر وارد تهران خواهند شد و جلسه ما به طور رسمى از روز سه شنبه ۱۵ آذرماه ساعت ۹ صبح در تالار وحدت آغاز و تا روز چهارشنبه ساعت ۱۲ ظهر ادامه پيدا خواهد كرد. همان گونه كه اشاره شد تعدادى از مسوولان و متوليان ذيربط شركت خواهند كرد و نتيجه نهايى را پس از نشست به سمع و نظر حاضران و اصحاب فرهنگ و انديشه و هنر ارايه خواهند داد. * چه نهادهايى با شما همكارى موثر داشته اند؟ ** همه واحدهايى كه عرض كردم خوشبختانه همكارى و هميارى مثبتى داشته اند، اما جا دارد از شهردارى تهران كه نگاه خوب فرهنگى دارد و امكانات اصلى يعنى پذيرايى تا اقامت و تردد كه بخش عمده هزينه ها است و نيز هميارى ارزشمند هيأت مديره خانه تئاتر و هنرمندان آن خانه كمال تشكر و امتنان را داشت و نيز همكاران خوب و صميمى ما در اداره كل فرهنگ و ارشاد اسلامى استان هاى كشور و همه عزيزانى كه در برپايى اين رويداد فرهنگى يارى رسانده اند. اميدوارم تأثيرات اين كنگره بتواند در ارتقاى فرهنگ و هنر اين سرزمين تعالى و كمال را به دنبال داشته باشد.
|
|
|
|
|
يادداشتى بر نمايش «من نمى شكنم» نوشته و كار «احمد علامه دهر»
آيه هاى ويرانگر هزل
على شمس
سابقه نمايش سياه بازى و روحوضى قدمتى طولانى در فرهنگ ايرانى دارد. نمايشى خود جوش كه وسيله شادى آورى بوده براى خنداندن مردم. به نقل از كتاب نمايش در ايران، در اواسط عهد صفويه دسته هاى مطرب مجلسى در شهرهاى بزرگ هر يك با چندين پادو كه داشتند و صندوق هاى لباس و ابزار در برابر دعوت ها به خانه هاى اعيان و اشراف مى رفتند و برنامه اجرا مى كردند كه از آن روزگار آثار و يادگارى هايى در نقاشى ها ومكتوب نوشته ها به جا مانده است. براى مثال وجود سياه در نقاشى هاى بهزاد و خاطرات خوچكو، سياح روسى كه از اين دست نمايش ها ياد مى كند، آشكار است. سياه كه هميشه در نمايش ها به شكل يك نوكر ظاهر مى شود با زبانى هزل منشانه و پرهجو سعى در انتقاد و عيب گويى دارد و اين از همان ابتدا از خصيصه هاى اصلى نمايش هاى روحوضى بوده است كه تا به امروز نيز چنين است. پس از شناخت و آشنايى مردم كوچه و بازار از اين گونه نمايش ها و ورود آن در جشن هاى محلى، روحوضى همچنان به شكل سابق خودش طى طريق كرده و تنها به ايجاد خنده بر پايه الفاظ ركيك و حركات و سكنات دور از ادب و تمسخر و ريشخند بسنده مى كند. از كسانى كه در نمايش هاى روحوضى از وجهه اى شناخته شده برخوردارند مى توان به افرادى مانند: كريم شيره اى، عباس موسس و باقر سياوشى اشاره كرد كه در نمايش هايشان به انتقاد از اوضاع اجتماعى و معيشتى مردم، رفتار و برخورد بزرگان و اشراف و طعنه و كنايه به اعمال و رفتار سردمداران مى پرداختند. نمايش «من نمى شكنم» نوشته و كار «احمد علامه دهر» كه تقليدى صرف و وفادار به سنت روحوضى است در راستاى همان اهداف چند صدسال پيش اين دست نمايش ها قدم برمى دارد. يك كمدى فارسى كه خارج از هرگونه مقوله تكنيكى و زيباشناسى اجرايى با تكيه بر ايجاد كمدى به تمسك گفتار و كلام و در اصطلاح عوام «متلك گويى» سعى در نشاندن لبخند بر چهره تماشاگر دارد. بداهه پردازى و خلاقيت يكى از شاخصه هاى نمايش روحوضى است و در آن به شكل خلق الساعه نقش پوش مى بايست نمايش را پيش ببرد، اما اين روند در اين نمايش شكلى معكوس دارد. بدون هيچ گونه اغراض و منفى بافى در نگاهى منصفانه بايد گفت كه من نمى شكنم يادآور حكايتى از بهارستان عبدالرحمن جامى است كه به نقل آن «شاعرى پيش بزرگى قصيده اى آورد كه هر بيت از ديوانى و هر معنى زاده طبع سخندانى، بزرگ گفت: از براى ما عجب قطار شتر آورده اى كه اگر كسى مهارشان را بگشايد هر يك به گله اى گريزد» نمايش تلفيقى ذوقى از نقالى و سياه بازى است كه حضور نقال (با توجه به تعريف خاص خودش) تأثيرى بر مسير اجرا نمى گذارد و به عنوان صحنه پركن ملقب است. گاهى در تك و لاى نمايش كلامى مى گويد و بعد مانند تماشاگر نظاره گر است. موقعيت زمانى نمايش معرف روزگارى دور است، اما آنچنان بازيگران رها شده و آزاد در نمايش نشان داده مى شوند كه از حيطه زمانى و مكانى خود خارج شده و از هر در سخنى مى گويند؛ از هر چه فكرش را مى توان كرد از كوپن گوشت گرفته تا سر به سر گذاشتن تماشاگران. يعنى فضا و موقعيت و اشخاص از جمله شاه و وزير و ... حضورشان تنها وسيله اى است تا اين كه «مبارك» (كه نويسنده ما نامش را از خيمه شب بازى عاريه گرفته است) حرف هايش را بزند. و بنا بر رسم معمول تملق و دزدى و ريا و اين گونه صفات موجود در درباريان هم دستمايه قرار گرفته كه از بس پيرامونشان خوانده ايم و شنيده ايم در اين حيطه كاملاً مستغنى هستيم. گفت وگوها پيش برنده نيست و هر كدام به مثابه قطعه اى در پى كنايه اى ديگر گرفتن است و همين تا الى آخر. متن نمايش تركيبى ناهمگون از اشعار و لغات و جملات قصار بزرگان اين مرز و بوم است و حتى در برخى لحظات تا مرزهاى اروپا هم مى رسد و به اين شكل كه ديالوگ ها اكثراً نقل قول ها و امثال و شعر شاعران و و نويسندگان دنيا هستند. سعدى و حافظ و خيام و... همه سهمى در نوشتن اين نمايشنامه دارند. البته اين به آن معنى نخواهد بود كه استفاده از كلمات، عبارات و لغات مستعمل كارى اشتباه است. بل اين كه بايد قوت و كاربرد آن ها را سنجيده و در راستاى حفظ منافع و معنا و زيبايى معنوى اثر از آن استفاده كرد. نه اين كه بدون ايجاد ارتباط و تنها به خاطر زيبايى لفظى آن ها را پشت سر هم چيد و ادا كرد، اين بيشتر اثر را شبيه به تالابى مى كند كه گل هاى وحشى در آن در شكلى ناموزون در حال غرق شدن هستند. نمايش روحوضى با ساختار و محيط شناخته شده خودش، بستر خوبى را براى خلق يك اثر كميك خالى از بارقه هاى ابتذال و انحراف آوايى و اخلاقى ايجاد مى كند كه دستيابى به اين مهم مستلزم پژوهش و تفحص است كه با توجه به حفظ ارزش و داشته هاى اين هنر ايرانى بتوان در مسيرى قابل قبول و لذت بخش قدم برداشت.البته در ساليان گذشته كوشش هايى هم در اين حوزه شكل گرفته است كه از آن جمله مى توان به نمايش هاى «سلطان و سياه» به كارگردانى «على نصيريان»، «سعدى هملت مى شود» به كارگردانى «محمود عزيزى» و «رام كردن زن سركش» به كارگردانى «داود فتحعلى بيگى» اشاره كرد كه با حفظ چارچوب و جان مايه هاى روحوضى آن را در تطبيقى پسنديده دگرگونى بخشيدند ولى با تحير بسيار نمايش «من نمى شكنم» نمايشى بدون مولفه هاى اجرايى است كه يادآور نمايشگرى مطربان خيابان سيروس در دهه سى و چهل براى مجالس عروسى و امثال آن است و اين جاى بسيار تأسف را خالى مى گذارد كه تالار سنگلج ميزبان چنين نمايش هايى است. تالارى كه در گذشته ميزبان نمايش هاى ارزشمندى بوده كه در بالا از آن ها نام برده شد.
|
|
|
|