وصال روحانى
بيژن ذوالفقارنسب مربى متين تيم سايپا در آستانه ۶۰ سالگى، دوباره در فوتبال كشورمان خبرساز شده است.
در پايان هفته سيزدهم ليگ برتر فوتبال كشورمان يعنى بالاترين سطح اين ورزش در ايران تيم ذوالفقارنسب فقط با يك امتياز كمتر از استقلال صدرنشين رقابت ها و در حالى كه كمترين باخت (فقط يك مورد) را متحمل شده، در جاى دوم جدول نشسته و با ارايه بازى هاى حساب شده و منطقى و موثر بسيارى را شگفت زده كرده است.
يك مساله كه حيرت فوق را موجب شده، اين نكته است كه سايپا با ۲۴ گل زده در ۱۳ بازى يعنى نزديك به دو گل در هر بازى با اختلاف قابل توجهى نسبت به سايرين عنوان برترين خط حمله فصل را هم مال خود كرده است. با باورى كه در مورد فوتبال دلخواه ذوالفقارنسب وجود داشته و او را (البته به دلايلى منطقى و صحيح) دوستدار و مجرى فوتبال هاى دفاعى دانسته اند، چنين توفيقى و پايه ريزى برترين خط حمله، ظاهراً امرى غيرقابل باور است. به اعتقاد اين ناظران قسمت حقيقى تر مساله، كارايى هاى دفاعى سايپا است كه بيشتر از ۹ گل نخورده و به همين خاطر صاحب عنوان سومين خط دفاعى برتر فصل است.
* در گذر زمان
اما موفقيت هاى امسال سايپا مولود هر دو مساله است و در عين اين كه مى توان اين مساله را مولود و محصول پخته تر شدن ذوالفقارنسب در گذر ايام دانست اما نتيجه اين امر نيز هست كه او در اين فصل ابزار بهتر و كامل ترى را در قياس با گذشته در اختيار دارد. به قول خود او گاهى شرايط و پرسنل انسانى در يك تيم به گونه و شكل و بافتى هستند كه بيشتر يك بازى دفاعى را مى طلبند ولى زمانى هم شرايط بازى تهاجمى در كنار دفاع كردن وجود دارد و امسال براى سايپا و مربى اش اين گونه بوده است.
ذوالفقارنسب سال ها پيش به بلژيك رفت و عنوان دكتر كه به او اطلاق مى شود، محصول كسب درجه دكتراى تربيت بدنى در آن كشور است. اما لقب فوتبال دفاعى نيز بيهوده به او نچسبيده است زيرا او هميشه به اصول فوتبال دفاعى در تيم هاى تحت فرماندهى اش به شدت معتقد و مجرى آن بوده است و اين نه تنها عيب نيست بلكه در دنياى كنونى فوتبال كه در آن خوب دفاع كردن بسيار مهم است يك حسن بزرگ محسوب مى شود و حسن اضافى تر دكتر اين است كه اين كار، يعنى خوب دفاع كردن و روش هاى اجراى آن را بسيار خوب بلد است و مى داند كه ابزار اجراى آن را چطور فراهم آورد.
* به ياد گذشته
مسن ترها از ياد نمى برند كه همين سايپا چگونه در نيمه اول دهه ۱۳۷۰ با مربيگرى ذوالفقارنسب دوبار پياپى قهرمان ليگ فوتبال كشور(جام آزادگان) شد. درست است كه در آن تيم رامين محتشمى يك گلزن چيره دست و حميد على دوستى يك مهاجم حرفه اى بود و ميانه ميدان را سيد على افتخارى مديريت مى كرد، اما نقطه اوج كارايى سايپا در آن زمان در خط دفاعى اش و استفاده از مدافعان پر قدرت بود كه نفس حريفان را مى گرفتند و عبور از آنها واقعاً دل شير مى خواست . جانعلى، اسپيلى، فلاحت زاده و مرحوم عسگرى از آن دست بودند.
حسن بزرگ و اصلى سايپاى آن زمان كه سايپاى كنونى مى كوشد با آن برابرى كند(و البته كارى بس سخت براى رسيدن به آن دارد) توازن در كار گروهى و حساب شده بودن بازى و طبق منطق و آگاهى هاى تيمى توپ زدن بود. ذوالفقارنسب اين روال را به خوبى بلد است و در تمام دوران مربيگرى ،۱۵ ۱۶ ساله اش اين كار را به خوبى پياده كرده و تيم هايش منسجم، محكم و صاحب برنامه (ولو دفاعى) و هدفمند بوده اند.
شايد در بسيارى از روزها و در برخى فصول تيم هاى تحت اداره او به قول عوام فقط زير توپ كشيده باشند تا شكست نخورند و با صفر - صفر از زمين بيرون آيند و يادمان نمى رود دو فصل پيش كه او سرمربى پيكان بود، حتى دوست نزديكش مهدى دادرس به عنوان مدير عامل آن باشگاه بارها و بارها قصد بركنارى اش را كرد و سرانجام اين كار را انجام داد، زيرا اين احساس و باور عمومى وجود داشت كه تيم بايد بسيار بهتر از آن چه ديده مى شد، نتيجه بگيرد و تحت نظر دكتر و با سلايق وى نمى گرفت.
* او مى داند
ذوالفقارنسب در دوره كوتاه سرمربيگرى اش در استقلال نيز موفق نبود، زيرا نتوانست با يك تيم پرحاشيه كنار بيايد و تيم ملى اميد با كمك مربيگرى او (و سرمربيگرى حسن حبيبى) در دور مقدماتى المپيك هاى ۱۹۹۲ و ۹۶ نيز به سرعت حذف شد، اما در اكثر موارد ذوالفقارنسب مربى اى نشان داده كه مى داند چه مى خواهد و براى رسيدن به آن خواسته چه بايد كرد. او به عنوان مدافع سابق باشگاه هاى پاس و پرسپوليس و تيم ملى ايران به خوب دفاع كردن بسيار اهميت مى دهد و هميشه گل نخوردن براى او مهمترين اصل بوده است اما هر مربى اى مشخصه هاى ويژه خود را دارد و اگر يك مربى توانسته باشد تيم ملى «ب» ايران را در مسابقه هاى كشورهاى اسلامى در بهار امسال به يك تيم هجومى و گلزن و موفق (ولو با اكتفا به رتبه سوم) بدل كند و امسال از سايپا حساب شده ترين تيم ليگ برتر را بسازد، آن ويژگى نيز زير سايه چنين دستاوردهايى گم مى شود.
بله دكتر بيژن در ۶۰ سالگى به تركيبى از دانش و هوشيارى قابل توجه بدل شده است كه حتى در صورت نزول تيم عمدتاً جوان سايپا در نيم فصل دوم نمى توان بر اهميت كارها و دستاوردهاى امروز و ديروز او چشم بست و اين را نگفت كه وى تا اين مقطع از فصل بالاتر از امير قلعه نوعى (استقلال) و مصطفى دنيزلى (پاس) و هر مدعى بالقوه ديگرى برترين و مسلط ترين مربى فصل و «دكتر واقعى فوتبال» و درمان كننده بيمارى هاى آن براى تيم خودش بوده است.