دوشنبه ۱۴ آذر ۱۳۸۴
۲ ذيقعده ۱۴۲۶ - ۵ دسامبر ۲۰۰۵ - سال هفتم - شماره ۱۹۰۸
جوان ورزشى
Tel: 8894335
Sport@javandaily.com
sJavan.jpg
pdf PDF
Edition
صفحه نخست
داخلى
فرهنگى
ايران و جهان
اقتصادى
اقتصاد
سينما، تئاتر
سراى ايرانى
با كنكورى ها
بانوان
دفاع مقدس
سياسى
حوادث
اجتماعى
ورزشى
جوان ورزشى
آرشيو
تماس با ما
درباره موفق ترين مربى فصل
وزنه بردارى خلع سلاح شده در دوحه حاضر شد
درباره موفق ترين مربى فصل
دنياى ويژه «دكتر» در ۶۰ سالگى
وصال روحانى
065001.jpg

بيژن ذوالفقارنسب مربى متين تيم سايپا در آستانه ۶۰ سالگى، دوباره در فوتبال كشورمان خبرساز شده است.
در پايان هفته سيزدهم ليگ برتر فوتبال كشورمان يعنى بالاترين سطح اين ورزش در ايران تيم ذوالفقارنسب فقط با يك امتياز كمتر از استقلال صدرنشين رقابت ها و در حالى كه كمترين باخت (فقط يك مورد) را متحمل شده، در جاى دوم جدول نشسته و با ارايه بازى هاى حساب شده و منطقى و موثر بسيارى را شگفت زده كرده است.
يك مساله كه حيرت فوق را موجب شده، اين نكته است كه سايپا با ۲۴ گل زده در ۱۳ بازى يعنى نزديك به دو گل در هر بازى با اختلاف قابل توجهى نسبت به سايرين عنوان برترين خط حمله فصل را هم مال خود كرده است. با باورى كه در مورد فوتبال دلخواه ذوالفقارنسب وجود داشته و او را (البته به دلايلى منطقى و صحيح) دوستدار و مجرى فوتبال هاى دفاعى دانسته اند، چنين توفيقى و پايه ريزى برترين خط حمله، ظاهراً امرى غيرقابل باور است. به اعتقاد اين ناظران قسمت حقيقى تر مساله، كارايى هاى دفاعى سايپا است كه بيشتر از ۹ گل نخورده و به همين خاطر صاحب عنوان سومين خط دفاعى برتر فصل است.
* در گذر زمان
اما موفقيت هاى امسال سايپا مولود هر دو مساله است و در عين اين كه مى توان اين مساله را مولود و محصول پخته تر شدن ذوالفقارنسب در گذر ايام دانست اما نتيجه اين امر نيز هست كه او در اين فصل ابزار بهتر و كامل ترى را در قياس با گذشته در اختيار دارد. به قول خود او گاهى شرايط و پرسنل انسانى در يك تيم به گونه و شكل و بافتى هستند كه بيشتر يك بازى دفاعى را مى طلبند ولى زمانى هم شرايط بازى تهاجمى در كنار دفاع كردن وجود دارد و امسال براى سايپا و مربى اش اين گونه بوده است.
ذوالفقارنسب سال ها پيش به بلژيك رفت و عنوان دكتر كه به او اطلاق مى شود، محصول كسب درجه دكتراى تربيت بدنى در آن كشور است. اما لقب فوتبال دفاعى نيز بيهوده به او نچسبيده است زيرا او هميشه به اصول فوتبال دفاعى در تيم هاى تحت فرماندهى اش به شدت معتقد و مجرى آن بوده است و اين نه تنها عيب نيست بلكه در دنياى كنونى فوتبال كه در آن خوب دفاع كردن بسيار مهم است يك حسن بزرگ محسوب مى شود و حسن اضافى تر دكتر اين است كه اين كار، يعنى خوب دفاع كردن و روش هاى اجراى آن را بسيار خوب بلد است و مى داند كه ابزار اجراى آن را چطور فراهم آورد.
* به ياد گذشته
مسن ترها از ياد نمى برند كه همين سايپا چگونه در نيمه اول دهه ۱۳۷۰ با مربيگرى ذوالفقارنسب دوبار پياپى قهرمان ليگ فوتبال كشور(جام آزادگان) شد. درست است كه در آن تيم رامين محتشمى يك گلزن چيره دست و حميد على دوستى يك مهاجم حرفه اى بود و ميانه ميدان را سيد على افتخارى مديريت مى كرد، اما نقطه اوج كارايى سايپا در آن زمان در خط دفاعى اش و استفاده از مدافعان پر قدرت بود كه نفس حريفان را مى گرفتند و عبور از آنها واقعاً دل شير مى خواست . جانعلى، اسپيلى، فلاحت زاده و مرحوم عسگرى از آن دست بودند.
حسن بزرگ و اصلى سايپاى آن زمان كه سايپاى كنونى مى كوشد با آن برابرى كند(و البته كارى بس سخت براى رسيدن به آن دارد) توازن در كار گروهى و حساب شده بودن بازى و طبق منطق و آگاهى هاى تيمى توپ زدن بود. ذوالفقارنسب اين روال را به خوبى بلد است و در تمام دوران مربيگرى ،۱۵ ۱۶ ساله اش اين كار را به خوبى پياده كرده و تيم هايش منسجم، محكم و صاحب برنامه (ولو دفاعى) و هدفمند بوده اند.
064998.jpg
شايد در بسيارى از روزها و در برخى فصول تيم هاى تحت اداره او به قول عوام فقط زير توپ كشيده باشند تا شكست نخورند و با صفر - صفر از زمين بيرون آيند و يادمان نمى رود دو فصل پيش كه او سرمربى پيكان بود، حتى دوست نزديكش مهدى دادرس به عنوان مدير عامل آن باشگاه بارها و بارها قصد بركنارى اش را كرد و سرانجام اين كار را انجام داد، زيرا اين احساس و باور عمومى وجود داشت كه تيم بايد بسيار بهتر از آن چه ديده مى شد، نتيجه بگيرد و تحت نظر دكتر و با سلايق وى نمى گرفت.
* او مى داند
ذوالفقارنسب در دوره كوتاه سرمربيگرى اش در استقلال نيز موفق نبود، زيرا نتوانست با يك تيم پرحاشيه كنار بيايد و تيم ملى اميد با كمك مربيگرى او (و سرمربيگرى حسن حبيبى) در دور مقدماتى المپيك هاى ۱۹۹۲ و ۹۶ نيز به سرعت حذف شد، اما در اكثر موارد ذوالفقارنسب مربى اى نشان داده كه مى داند چه مى خواهد و براى رسيدن به آن خواسته چه بايد كرد. او به عنوان مدافع سابق باشگاه هاى پاس و پرسپوليس و تيم ملى ايران به خوب دفاع كردن بسيار اهميت مى دهد و هميشه گل نخوردن براى او مهمترين اصل بوده است اما هر مربى اى مشخصه هاى ويژه خود را دارد و اگر يك مربى توانسته باشد تيم ملى «ب» ايران را در مسابقه هاى كشورهاى اسلامى در بهار امسال به يك تيم هجومى و گلزن و موفق (ولو با اكتفا به رتبه سوم) بدل كند و امسال از سايپا حساب شده ترين تيم ليگ برتر را بسازد، آن ويژگى نيز زير سايه چنين دستاوردهايى گم مى شود.
بله دكتر بيژن در ۶۰ سالگى به تركيبى از دانش و هوشيارى قابل توجه بدل شده است كه حتى در صورت نزول تيم عمدتاً جوان سايپا در نيم فصل دوم نمى توان بر اهميت كارها و دستاوردهاى امروز و ديروز او چشم بست و اين را نگفت كه وى تا اين مقطع از فصل بالاتر از امير قلعه نوعى (استقلال) و مصطفى دنيزلى (پاس) و هر مدعى بالقوه ديگرى برترين و مسلط ترين مربى فصل و «دكتر واقعى فوتبال» و درمان كننده بيمارى هاى آن براى تيم خودش بوده است.
وزنه بردارى خلع سلاح شده در دوحه حاضر شد
جوانگرايى خلط مبحث شده!
065025.jpg
حجت اله اكبرآبادى

وزنه بردارى ايران در هفتاد و چهارمين دوره رقابت هاى جهانى دوحه قطر با دو طلا و يك نقره دهم شد تا يك بار ديگر حسين رضازاده به تنهايى تمام بار اين رشته و ورزش را به دوش كشيده باشد.
هرچند كه على مرادى كسب اين نتيجه را قابل قبول براى تيم ملى مى داند، اما يقيناً اين عنوان بنابر ظرفيت و موجوديت فعلى وزنه بردارى ايران، آن مقامى نبود كه مى توانستيم كسب كنيم. بى شك تيم ملى اگر بى جهت از سوى ايوانف خلع سلاح نمى شد حداقل مى توانست در جمع ۶ تيم برتر رقابت ها قرار بگيرد و ۵ پله دست به عقب نشينى نزند.
حتم داريم كه شما هم با ما هم عقيده هستيد كه سطح رقابت هاى جهانى امسال با ادوار گذشته قابل مقايسه نبود و قهرمانان در سطح پايين تر نسبت به ركوردهاى قبلى وزنه زدند تا در چنين چشم اندازى، جاى تنى چند از وزنه برداران كشورمان نظير سيدمهدى پانزوان و محمدحسين برخواه در عرصه پيكارهاى دوحه خالى باشد.
هر چند كه سفت و سخت گرفتن قضيه دوپينگ از سوى فدراسيون جهانى باعث شده تا خيلى ها ماست ها را كيسه كرده و محترمانه پاى خود را از گردونه رقابت ها كنار بكشند، اما قطعاً پايين آمدن سطح ركوردها را نمى توان تنها در اين موضوع جست وجو كرد. كما اين كه بعد از المپيك آتن، بسيارى از تيم ها دست به جوانگرايى زده اند كه صدالبته تيم ايران هم از آن مستثنى نيست.
بديهى است هيچكس با جوانگرايى مخالف نيست و ما نيز باتمام وجود از آن استقبال مى كنيم. كمااين كه اصولاً يكى از دلايل جذب دوباره ايوانف اين بوده كه او نسل تازه اى از وزنه برداران افتخارآفرين را تربيت كند.
اما نكته اى كه وجود دارد اين است كه اين جوانگرايى نبايد خلط مبحث شده و جوانگرايى با كنار گذاشته شدن با تجربه ها و مدال آوران تيم ملى همزمان شود.
بازهم بايستى تأكيد كنيم كه هيچكس منكر نظم و انضباط تيمى نيست و از آن در همه موارد دفاع مى كند، اما نمى دانيم چرا ايوانف از همان ابتدا براى باتجربه ها- منهاى حسين رضازاده- شمشيرها را از رو بست تا سرمايه هايى كه براى هر يك كلى طى اين سال ها هزينه شده است، از حول و حوش تيم ملى پراكنده شده و دنبال زندگى خويش بروند.
ايوانف در بدو كار شاهين نصيرى نيا را از تيم كنار گذاشت، آن هم با اين بهانه واهى كه او به اردو نيامده است. در حالى كه در آن مقطع نه دعوتى صورت گرفته و نه اردويى برقرار بود كه نصيرى نيا از حضور در آن اجتناب ورزد.
مربى بلغارى بعد از آن هم محمدحسين برخواه را از تيم كنار گذاشت و در قبال چند جمله انتقادى برخواه حاضر به گذشت نشد تا اين وزنه  بردار خوب و محجوب ما، قربانى لج و لجبازى سرمربى بلغارى شود. بعد از آن هم كاملاً مشخص بود كه با حمايت آشكار محمدعلى فلاحتى نژاد از برخواه، او نيز در آينده اى نزديك از تيم  ملى خط خواهد خورد. چنين اتفاق نامباركى افتاد تا اين بار محسن بيرانوند نايب قهرمان آسيا در دسته ۱۰۵ كيلوگرم هم يار و همراه فلاحتى نژاد در خط خوردن شود.
سكوت سوال برانگيز!
در اين بين آنچه تعجب برانگيز مى نمود سكوت مسوولان فدراسيون وزنه بردارى بود كه هيچگاه نخواستند در جهت ايجاد جو وفاق و همدلى در بين وزنه برداران اردونشين قدم بردارند تا جو غيرطبيعى ايجاد شده، تيم ملى را محدود و محدودتر سازد.
پندارى ايوانف جز حسين رضازاده، وزنه بردار ديگرى را در تيم ملى نمى ديد تا او هم كه به خوبى متوجه وجهه و شخصيت احترام برانگيز يل اردبيل شده، پشت سر او موضع گرفته و به نوعى قايم شود. بايد پرسيد اگر در دوحه قطر حسين رضازاده را نداشتيم، چكار مى توانستيم انجام دهيم؟ يا سوال اين است كه پاى او خداى ناكرده در بالا زدن يكى از وزنه ها مى  لغزيد، آن وقت تكليف چه مى شد؟
گويا ايوانف هم حالا با شناخت لازم از مناسبات ورزشى ايران، حال را چسبيده است و نمى خواهد حساب معادلات را به طور دقيق انجام دهد. اين محاسبه اشتباه از سوى ايوانف در دوحه قطر، به قيمت از دست رفتن يكى ازمدال هاى طلاى حسين رضازاده تمام شد تا پهلوان شايسته ايران در عين قدرت و توانايى براى كسب اين مدال، طلا از مشتش بيافتد. شايد اگر ايوانف انتخاب دقيق ترى در چنين وزنه هاى انتخابى حسين به عمل مى آورد، «يوگنى چليشكوف» جوان روس در حد و اندازه اى نبود كه بتواند به حريم قهرمانى قوى ترين مرد دنيا در ۵ ساله اخير راه نفوذى بيابد. به هر حال ايوانف و رضازاده بايد از تجربه دوحه نهايت استفاده را به عمل آورند و متوجه اين نكته باشند كه حريفان منتظر كوچكترين اشتباه و لغزشى از سوى دلاور ايرانى هستند تا مدال هاى طلايش را قاپ بزنند. البته شانس آورديم كه فاصله رضازاده با ديگر مدعيان در دو ضرب به حدى هست كه او بتواند عقب ماندگى اش را جبران سازد، اما كيست كه نداند با از كف رفتن طلاى يكضرب، ضربه اى سخت به روحيه رضازاده وارد شد تا او براى نخستين بار دست و پايش براى زدن وزنه ۲۵۱ كيلويى در دو ضرب بلرزد!
سجاد بهروزى با آينده اى روشن
سجاد بهروزى ۱۶ ساله با فيزيكى خوب، نمايش گر تصويرى روشن براى خود شد تا او حالا با خودباورى لازم، در ذهن ورود به حيطه قهرمانى چينى هاى پرقدرت را پرورش دهد. آن هم در سبك وزن كه در يد حكومت سبك وزن هاى چشم بادامى است. اگرچه بهروزى با دست و پاى كشيده خود بايستى در آينده اى نزديك به يك وزن بالاتر يعنى ۶۲ كيلوگرم صعود كند، اما قطعاً اين جوان اگر همين روند رو به رشدش را ادامه دهد، مى تواند سال آينده در زمره مدعيان قرار گيرد. على دهقانيان هم در ۹۴ كيلو تنها مى تواند از تجربه حضور در رقابت هاى جهانى استفاده كند تا با انجام تمريناتى سنگين تر و هدفمندتر بتواند در جمع مدعيان خود را مطرح كند. اصغر ابراهيمى قهرمان آسيا هم در ۹۴ كيلو پنجم شد تا او هم براى قرارگيرى در جمع مدال بگيران جهانى، راهى سخت را پيش رو داشته باشد.
استعدادهاى ناب
غلو نيست و حقيقتى است آشكار كه وزنه بردارى ايران پراز استعدادهاى ناب است؛ استعدادهايى كه با صيقل خوردن اساسى و انجام تمريناتى حساب شده و علمى مى توانند در ظرف دو، سه سال به قهرمانى مطرح در جهان وزنه بردارى تبديل شوند. ايوانف اين نكته را به خوبى مى داند، چه در غير اين صورت دوباره به ايران نمى آمد. هيچكس هم منكر توانايى هاى ايوانف نيست، اما ايوانفى كه تمام هوش و حواسش پيرامون تيم ملى و ارتقاى سطح كيفى كاربچه ها باشد. نه مرد يكدنده و غيرقابل انعطافى كه به حاشيه ها هم دامن مى زند. اين نكته را ايوانف بايد متوجه باشد كه نمى تواند در راه جوانگرايى و ساخته و پرداخته كردن تيمى جديد، چند سالى تا المپيك ۲۰۰۸ پكن، تمام دار و ندار تيم ملى را محدود به حسين رضازاده كرده و از اين دريچه به وزنه بردارى ايران نگاه كند.
به هر حال اميدواريم فدراسيون هم پاى خود را از ماجراهاى تيم ملى كنار نكشد تا قهرمانان همواره اين فدراسيون را مأمن و پناهگاه خويش به حساب آورند. نه فدراسيونى كه چشم و گوش بسته تابع محض تصميمات ايوانف است و نمى خواهد به وى بگويد بالاى چشمانش ابروست.
ورزش جهان در جوان
آغاسى تكذيب مى كند
«آندره آغاسى» شايعه كناره گيرى اش از دنياى تنيس را تكذيب كرد. «آغاسى» تنيس باز كهنه كار امريكايى با تأييد خبر شركتش در مسابقات تنيس كلاسيك «كويونگ» استراليا در ماه آينده تمامى شايعات موجود مبنى بر كناره گيرى از اين عرصه را تكذيب كرد. پيش از اين گمان مى رفت فصل ۲۰۰۵ آخرين فصل حضور آغاسى ۳۵ ساله در مسابقات تنيس باشد. «كالين استوبز» رييس تورنمنت «كويونگ» درباره آغاسى گفت: «خوشحاليم كه بار ديگر اين تنيسور ارزنده را در تورنمنت مى بينيم. آغاسى قرار است با تنيسورهايى چون فدرر، اندى راديك و ديويد نلبنديان مبارزه كند.»
توپ صورتى رنگ برلين
نزديك به ۲۰ نفر در حال نصب ۸ هزار نوار صورتى و نقره اى روى كره اى هستند كه قرار است قبل از برگزارى مسابقات جام جهانى آلمان بر فراز شهر برلين نصب شود. اين كره كه به شكل يك توپ فوتبال به رنگ صورتى و نقره اى است روى برج تلويزيون برلين قرار خواهد گرفت. «كلاوس اوريت» شهردار برلين، در اين باره گفت: «اين توپ بيانگر آن خواهد بود كه برلين مركز جام جهانى است.» از آغاز ماه جارى تاكنون، يك چهارم نوارها نصب شده اند و مسوولان اميد دارند اين توپ به قطر ۳۲ متر كه روى يك رستوران گردان را مى پوشاند، تا پيش از شروع سال ۲۰۰۶ يعنى كمتر از يك ماه ديگر تكميل شود.
آرمسترانگ: شما حسود هستيد!
اظهارات اخير «ميكله فرارى» پزشك تيم «ديسكاورى چنل» عكس العمل شديد «لانس آرمسترانگ» را درپى داشت. فقط كمى بعد از انتشار سخنان «ميكله» مبنى بر استفاده اسطوره دوچرخه سوارى از مواد نيروزا، شخصيت ها و مطبوعات ورزشى در مقابل آن موضع گرفتند. آرمسترانگ معتقد است: «فرارى همچون خيلى از فرانسوى ها دچار سوء تعبير شده و نمى تواند پيروزى هاى پرشكوه و زيباى مرا قبول كند. آن ها به من حسادت مى كنند،زيرا هيچ ركابزن فرانسوى مانند من نيست.» مطبوعات ورزشى هم با مضحك خواندن اين ادعا نوشتند: «ما و طرفداران «لانس» به او اطمينان مى دهيم كه هرگز اين ادعاها را قبول نمى كنيم.»
روى كاستا: نمى توانم ميلان را ترك كنم
«روى كاستا» درباره آينده اش در تيم ميلان خوش بين است: «در ابتداى شروع مصدوميت هايم براى ماندن در ميان روسونرى ها هم ترديد داشتم و اين فقط به خاطر حرف ها و اظهارنظرات كارشناسان بود. كاملاً نااميد شده بودم. اما حالا ديگر همه چيز تمام شده؛ نمى خواهم به لحظه ترك ميلان فكر كنم. هر كسى كه قدم به ميلان مى گذارد، پيروزى اين تيم در مسابقات سخت را مى بيند و در كنار بزرگان به ميدان مى رود، ديگر نمى تواند اين جمع را ترك كند. بعضى مى گويند من به خاطر ميلان تيم ملى را از دست دادم، ولى با اين عقيده موافق نيستم. چرا كه فكر مى كنم اين تيم ديگر به من احتياجى ندارد».
دگرگونى در ورزش هاى آبى المپيك ۲۰۱۲
مقامات كميته المپيك ۲۰۱۲ لندن، طرح مركز ورزش هاى آبى بازى هاى المپيك ۲۰۱۲ را به علت نياز به سرمايه گذارى بالا براى اولين بار رد كردند. مقامات اين كميته ضمن رد اين طرح براى دومين بار، به «زاما هاديد» مهندس اين طرح دستور داده اند تا طرحى متناسب با بودجه ۷۵ ميليون پوندى در نظر گرفته شده براى اين كار ارايه دهد. «تساجون» وزير فرهنگ انگلستان، اظهار داشت: «با توجه به اين كه تغيير در طرح ها خود، دو برابر هزينه دارد و تلاش ما براى ساختن اين مركز با هزينه تعيين شده ۷۵ ميليون پوند بى نتيجه بوده؛ از اين رو طرح را به هيأت طراحان بازگردانديم».
در برنابئو چه خبر است؟
اين روزها خبرهاى ضد و نقيضى از سانتياگو برنابئو به گوش مى رسد. از يك سو، بازيكنان رئال و حتى خود «پرز» رييس باشگاه، از لوگزامبورگو حمايت مى كنند و مذاكره با هرمربى ديگرى را يك شايعه مى دانند و از سوى ديگر خبرها حاكى از صحبت هاى «پرز» با «دل بوسكه» است. البته پرز در اين باره مى گويد: از او خواسته ام در كنار ما و در كادر فنى حضور داشته باشد. خيلى زشت است كه يك مربى باسابقه رئال مادريدى اين روزها بيكار باشد و دل به سود بازار سهام ببندد. خود «دل بوسكه» هم معتقد است: «اولين بارى نيست كه با پرز در اين باره صحبت مى كنم اما شرايط روز باعث بروز اين شايعات شده...»


|   شناسنامه   |   آرشيو   |