اميررضا پرحلم
در حالى كه دو دهه از اسارت و ربوده شدن چهار ديپلمات ايرانى مى گذرد با روى كارآمدن احمدى نژاد اين امر دوباره در اولويت نسبتاً مهم ديپلماسى جمهورى اسلامى قرار گرفته است. اين در حالى است كه بنا به دلايل مبهم رايزنى هاى حزب الله لبنان در اين راستا بى نتيجه مانده است.اخيراً پس از انتقادهاى فراوان از نحوه عملكرد تيم سابق پيگير در اين زمينه رييس جمهور مامور ويژه اى براى پيگيرى اين موضوع تعيين كرده است.از دگر سو اسراييل با مطرح كردن قضيه رون اراد كمك خلبان مفقود اسراييلى قصد دارد بر اين روند تاثير بگذارد.
نحوه و چگونگى عملكرد ديپلماتيك براى تحت الشعاع قرار دادن موضوع به رغم نبود تماس ديپلماتيك فى مابين همچنان در شرايط غبار آلودى به سر مى برد.
با اين حال سوال اساسى اين است كه حل و فصل اين موضوع با استناد به كدام مكانيزم هاى ديپلماتيك قابل حل و فصل است؟
از آن جا كه متحدان سياسى ايران چون حزب الله و سوريه با انبوهى از اتهامات سازماندهى شده غرب روبه رو هستند امكان تعامل در اين موضوع به واسطه ديگرى تقريباً غيرممكن به نظر مى رسد.
بررسى موضوع به لحاظ روانى نيز حايز اهميت است. چهار ديپلمات ايرانى اكنون در چه وضعيتى به سر مى برند؟ آيا آن ها زنده هستند؟ آيا اين افراد در زندان هاى اسراييل هستند؟
با وجودى كه به نظر مى رسد پس از گذشت دو دهه دولت هاى مستقر در ايران تلاش قابل ملاحظه اى انجام نداده اند تا درباره وضعيت اسيران ايرانى دررژيم صهيونيستى اطلاعات اندكى كسب كنند، با اين حال بررسى اين موضوع در شرايط خاص فعلى به رغم پيچيدگى هاى تعريف نشده دشوار به نظر مى رسد.
دلايل غفلت
اصولاً راهبرد سياست خارجى ايران طى اين دو دهه بر محور ظلم ستيزى، استكبار زدايى و دفاع از نهضت هاى آزاديبخش استوار بوده است. نگاه سياسى- ارزشى صرف به مقوله ديپلماسى در جمهورى اسلامى ايران بيشتر از آن كه جنبه هاى عملياتى و كارايى هاى گشاينده در حوزه حل مشكلات را مد نظر قرار دهد به مبهم باقى ماندن قضايا كمك نموده است. با اين وجود روند صدور انقلاب و يارگيرى از بطن جهان چند قطبى روندى مورد مطلوب تلقى گرديده است.
دلايل صهيونيستى
رون اراد كمك خلبان رژيم صهيونيستى به هنگام پرواز شناسايى در لبنان مورد اصابت پدافند هوايى مقاومت قرار گرفت و سرنگون شد. خلبان مذكور نيز به اسارت حزب الله درآمد. با اين حال رژيم صهيونيستى مدعى است كه حزب الله لبنان وى را به ايران تحويل داده است. از زمان بروز فرضيه سازى اخير توسط اسراييل اين رژيم با بهره بردارى از حربه هاى تبليغاتى گوناگون تلاش كرده تا ضمن مطرح كردن پررنگ ماجراى رون اراد بر بين المللى شدن پرونده ديپلمات هاى ايرانى تاثير بگذارد.
با اين حال اسراييلى ها دلايل عجيب ديگرى را نيز مطرح كرده اند. در خلال هواپيما ربايى دهه هفتاد در ايران كه طى آن يك هواپيما ربا مسافران خطوط هواپيمايى كيش را به اسراييل برد، اسراييل با بهره گيرى از ترفندهاى تبليغاتى و در حضور خبرنگاران بين المللى پذيرايى پر طمطراقى از مسافران ربوده شده ايرانى در فرودگاه بن گورين به عمل آورد.
به نوشته معاريو روزنامه اسراييلى اين مسافران پس از ورود به فرودگاه مهرآباد به شعار دادن عليه اسراييل مبادرت كردند.
تحليل گر معاريو نوشت: زمان آن فرا رسيده كه با ايران رفتار ديگرى در پيش گرفته شود.
به رغم اين ادعا و حتى رد درخواست حزب الله لبنان مبنى بر مبادله ديپلمات هاى ايرانى نمى تواند توجيه قابل قبولى براى دلايل مطرح شده صهيونيستى باشد.
در حال حاضر دقيقاً ۲۳ سال از ربوده شدن چهار ديپلمات ايرانى در لبنان به دست نيروهاى فالانژ مى گذرد و در اين سال ها نقل و قول هاى فراوان و البته گاه متناقضى در مورد سرنوشت اين چهار تبعه ايرانى صورت گرفته است، اما در هر حال شواهد موجود حكايت از انتقال اين چهار نفر به زندان هاى رژيم صهيونيستى دارد.
پس از گذشت بيش از ۲۰ سال، چرا خبر دقيقى از سرنوشت چهار ديپلمات ايرانى در بند رژيم صهيونيستى در دست نيست و چرا مسوولان مستقيم پيگيرى اين پرونده مهم در عرصه سياست خارجى كشورمان حساسيت خاصى براى به نتيجه رساندن آن از خود نشان نمى دهند. وقتى به سراغ آرشيو پيگيرى ها مى رويم و سراغى از خانواده هاى اين چهار نفر گرفته مى شود اين نكته به ذهن متبادر مى شود كه سرنخ هاى فراوانى براى پيگيرى و فشار بر مجامع بين المللى براى رهايى احمد متوسليان، تقى رستگار مقدم، سيد محسن موسوى و كاظم اخوان وجود دارد.
سرنخ ها
آگاهان و محافل مطبوعاتى در ايران براى تاثيرگذارى بر روند پيگيرى موثر اين ماجرا سرنخ هاى متفاوتى ارايه كرده اند. از آن جمله اين كه نكات زير را مطرح نموده اند:
۱- چرا هيچ يك از مسوولان سفارت ايران در پاريس، سراغ «روبير حاتم» با نام مستعار «كوبرا» از سركردگان فالانژيست ها كه اكنون در فرانسه سكونت دارد و مدعى است شاهد قتل چهار گروگان ايرانى بوده، نرفته است؟
۲- چرا كسى سراغ «عيسى ايوبى» از كارمندان روزنامه لبنانى «الديار» كه به هنگام بازداشت ديپلمات هاى ايرانى در لبنان با آنان در زندان بوده، نرفته و از او آخرين اخبار و اطلاعات مربوط به گروگان ها را نگرفته است؟
۳- چرا كسى پيگير اين نمى شود كه «ايلى حبيقه» از فرماندهان فالانژيست ها، كه دو سال پيش در لبنان كشته شد، چه نقشى در اسارت گروگان ها داشته است؟
۴- چرا هيچ كس سراغ «احمد حبيب الله» دبير كل كميته حمايت از زندانيان محبوس در زندان هاى اسراييل كه طى چند نوبت كنفرانس مطبوعاتى با حضور خبرنگاران رسانه هاى منطقه اى و جهانى، ضمن اظهار نظرى رسمى اعلام كرد: گروگان هاى ايرانى زنده بوده و در زندان «عتليت» واقع در شمال تل آويو اسراييل به سر مى برند، نرفت تا اين كه بنا بر برخى اطلاعات وى فوت كرده است و چرا كسى سراغ پسر او كه مدعى است پدرش درباره گروگان هاى ايرانى اطلاعات مهمى داشته، نمى رود؟
۵- مگر در سال ۱۳۷۶ پس از ادعاى «احمد حبيب الله»، اسراييل قبول نكرد كه سه نفر ايرانى به همراه راننده شان در زندان عتليت بسر مى برند، پس چه شد؟ اين سه نفر كه بنا بر اخبار منتشره، در چنگ صهيونيست ها به سر مى برند چه كسانى هستند؟ چرا اسامى شان اعلام نمى شود؟
۶- پس آن زندانى سابق فلسطينى كه مهرماه ۱۳۷۶ مطبوعات خبر دادند كه پس از آزادى از زندان «عتليت» اسراييل ضمن تماس با دفتر سازمان عفو بين الملل در لندن اعلام كرده كه در زمان اسارتش، يك بار در سال ۱۳۷۴ گروگان هاى ايرانى را به چشم خود ديده، كجاست؟ چرا كسى با او مصاحبه نكرد؟
۷- چرا كسى سراغ «استيون فور» و «گابريل بستانى» معروف به «گابى»، از عاملين دستگيرى ديپلمات هاى ايرانى، كه در حال حاضر در استراليا زندگى مى كنند، نمى رود؟
۸- «جورج يونس» به نام مستعار ابونا و جورج صباع ملقب به ابوايمن كه روبير حاتم مدعى است عاملين اصلى كشتار ديپلمات هاى ايرانى مى باشند، كيستند و كجا هستند؟ در لبنان و يا خارج از آن؟ چه كسى مسوول است كه رد آنان را بگيرد و پاسخى قانع كننده به خانواده گروگان ها بدهد؟!
۹- چرا كسى سراغ «جورج سورى» از اعضاى فالانژها كه خودروى ديپلمات هاى ايرانى را براى صحنه سازى پس از گروگان گيرى، از محل «حاجز برباره» به شهر بندرى طرابلس در شمال لبنان منتقل كرد، نمى رود؟
۱۰- منابع امنيتى تشكيلات خودگردان فلسطين كه اسفند سال ۱۳۷۶ اعلام كردند ديپلمات هاى ايرانى هم اكنون در زندان «نفحه» واقع در ۹۵ كيلومترى مرز مصر با فلسطين به سر مى برند و از سال ۷۲ پس از گذراندن سه سال حبس در زندان «صرفند» به زندان «نفحه» منتقل شده اند، كيستند و كجايند؟ چه كسى بايد سراغى از آنان بگيرد؟
۱۱- چرا كسى با «نادر سكر»، از اعضاى فرماندهى فالانژيست ها هنگام اسارت گروگان هاى ايرانى، كه در حال حاضر مسوول برنامه هاى سياسى فرستنده تلويزيونى ماهواره اى «ال.بى.سى» لبنان است، مصاحبه نمى كند؟ مگر نه اين كه او مدعى است گروگان ها به «سمير جعجع» معاون ايلى حبيقه تحويل شده اند؟ مگر نه اين كه «نادر سكر» پيش از اين جهت ملاقات با سفير ايران در لبنان اعلام آمادگى كرده است، پس چه شد؟
۱۲- آيا نبايد كسى سراغ «ماريو سيموندس» لبنانى يونانى تبار كه به اتهام قاچاق موادمخدر در زندان يونان به سر مى برد و در زمان گروگانگيرى مامور پيگيرى پرونده چهار ديپلمات ايرانى بوده است، برود؟
۱۳- اظهارات «راجى عبدو» در گفت و گو با روزنامه هاى عرب زبان كه مدعى است اخبار دقيقى از كشته شدن گروگان ها دارد، تا چه حد قابل اعتناست و آيا نبايد كسى از ايران سراغ او كه در حال حاضر در خارج از لبنان به سر مى برد، برود؟
با توجه به اين مسايل فراوان ديگر اين نكته بسيار قابل توجه است كه اخبار و مقالات منتشر شده در طى ۲۲ سال گذشته مويد اين مساله است كه اهتمام نشريات خارجى نسبت به پيگيرى پرونده چهار گروگان ايرانى، بسيار بيشتر از توجه محافل و رسانه هاى گروهى و به خصوص مطبوعات ايرانى بوده است. با توجه به اخبار منتشر شده در رسانه ها، به نظر مى رسد نكات و سرنخ هاى بسيار زيادى براى پيگيرى اين مساله وجود دارد كه تاكنون هيچ كس به سراغ آن ها نرفته و شايد تاكنون اين سرنخ ها از ديد مسوولان مخفى مانده باشد، اما با توجه به بديهى بودن آن ها، وجود چند مورد از اين ها و عدم پيگيرى مسوولان كشورمان، نظريه مخفى ماندن اين موارد از ديد مسوولان كشور نمى تواند درست باشد. از جمله اين موارد مى توان به يك مورد مهم يعنى «سمير جعجع» از سركردگان حزب فالانژ در زمان ربوده شدن چهار ديپلمات كشورمان اشاره كرد كه اكنون از زندان لبنان آزاد شده است و اخيراً زمزمه هاى آزاد شدن او در آينده نزديك به گوش مى رسد. اما با توجه به روابط برادرانه ايران و لبنان هنوز حتى يك بازجويى درست وحرفه اى در مورد اين چهار ديپلمات از او به عمل نيامده است و يا كشف نوار بازجويى چهار ديپلمات كه گفته مى شود نزد فردى در فرانسه است، به رغم قول مساعد آصفى سخنگوى وزارت امور خارجه براى پيگيرى آن، گويا اين مساله نيز هيچ پيگيرى اى را در بر نداشت.
با وجود آن كه به نظر مى رسد كميته دولت براى پيگيرى اين مساله اقدامات چندان موثرى انجام نداده است، اما اين كميته بايد به افكار عمومى كشورمان و نيز خانواده هاى چشم انتظار اين عزيزان گزارش دهد كه دقيقاً در طول اين سال ها چه اقداماتى براى روشن شدن سرنوشت اين چهار ديپلمات ايرانى صورت گرفته و چه تمهيداتى براى ادامه پيگيرى ها تا حصول نتيجه نهايى انديشيده شده است. در تمام كميته ها و گروه هايى كه از سوى دستگاه هاى دولتى و نهادهاى ذى ربط براى پيگيرى اين مساله گمارده شده اند، نقطه ضعف مشتركى وجود دارد كه به راحتى و با تدبير مسوولان امر مى شد و اكنون نيز در دولت جديد مى توان آن را مرتفع كرد. مساله اين است كه همه افرادى كه براى پيگيرى اين مساله گمارده شده اند، داراى مسووليت ها و مشغوليات ذهنى متعدد هستند و فقط مى توانند قسمتى از وقت خود را براى پيگيرى اين مساله مهم اختصاص دهند و همين نقص باعث به وجود آمدن پيگيرى هاى مقطعى و عدم استمرار حركت ها در جهت روشن شدن سرنوشت چهار ديپلمات ايرانى در بند رژيم صهيونيستى گرديده است و شايد تاكنون يك گروه كارى خاص فقط براى پيگيرى اين موضوع تشكيل نشده است. طى سال هاى اخير خانواده هاى سيد محسن موسوى (كادر سفارت ايران در لبنان)، احمد متوسليان (وابسته نظامى سفارت)، تقى رستگار مقدم (راننده) و كاظم اخوان (عكاس خبرگزارى جمهورى اسلامى ) حركت ها و پيگيرى هايى را براى روشن شدن سرنوشت عزيزانشان صورت داده اند، اما اين پيگيرى ها نيز به دليل در اختيار نداشتن ابزارهاى لازم براى پيگيرى چنين مساله اى با اين حجم و اهميت تاكنون ناكام مانده است. دانشجويان و رسانه ها و همه اقشار مختلف كه دستى در فعاليت سياسى دارند نيز براى پيگيرى و حصول نتيجه در پيگيرى سرنوشت چهار ديپلمات ربوده شده ايرانى داراى جايگاه خاص و نقش به سزايى هستند كه البته تشريح اين جايگاه مجالى مفصل تر مى طلبد. در هر حال به نظر مى رسد حركت هاى مقطعى و يك جانبه، ديگر براى پيگيرى چنين مساله مهمى پاسخگو نيست و بايد تدبيرى در جهت ائتلاف همه نهادهاى مسوول و كسانى كه مى توانند در اين زمينه اقدامى عملى انجام دهند، صورت گيرد تا پس از ۲۳ سال به فضل پروردگار شاهد آزادى چهار ديپلمات ربوده شده ايرانى باشيم.
در مجموع موضعگيرى رسانه اى در قبال موضوع فوق الذكر تا به امروز به اين نتيجه گيرى مشخص منتج گرديده كه دولت پيگيرى اين ماجرا را در راس اولويت كارى خود قرار دهد.