|
|
|
نگاهى به نمايش «نان و بازى» كارى از گروه تئاتر ويودنيا شركت كننده در جشنواره فجر از كشور صربستان
|
|
|
|
|
|
|
|
|
نگاهى به نمايش «نان و بازى» كارى از گروه تئاتر ويودنيا شركت كننده در جشنواره فجر از كشور صربستان
گفت وگو با زبان بدن
|
|
|
على شمس
مارسل پروست مى گويد: كشف، يافتن سرزمين هاى تازه نيست، بلكه ديدن با نگرش تازه است. اصولاً و به قطع هر اتفاق و روند سارى و جريان ساز معلول يك انديشه و ديد تازه است، انديشه اى كه در مناسبت با شالوده اصلى و سلف خود در پى يافت و درك چيزى جديدتر است. مدرنيته و پيشتازتر از آن پست مدرن پديده اى است كه در قالب يك گستره همه گير از خصوصى ترين لحظات انسان ها گرفته تا اجتماعى ترين برخوردهاى آن ها اذن ورود پيدا كرده است و هنر هم در اين ميان امرى دارد على حده. عصرى كه مدرنيته بر آن مسخر است عصرى است كه در پى بازيافت اساطير و آيين ها است براى آناليز و كارآمد كردن آن ها. حركتى كه به مثابه يك ميزان در پى سبك و سنگين كردن بوده ها و داده ها است تا از اين غربال آنچه بايسته است جدا كند. نمايش نان و بازى، كارى از گروه تئاتر ويودنيا كه از صربستان در جشنواره فجر بر صحنه تالار اصلى به صحنه رفت؛ نمايشى است تهى از هرگونه ديالوگ و ارتباط زبانى و آنچه رنگ عبارت و كلمه به خود بگيرد. تسلط پيكتوكراسى و شيوه فرماليستى اجرايى كه در طعنه اى پرفورمنس وار قابليت عينى به خود گرفته، توامان مانند پيله اى در موسيقى خودش تنيده و در جايگاهى پرگذر با آن مفاهمه اى تنگاتنگ دارد و اين گفته در روندى است پرنشانه كه رد فهمى مشترك از خود به جا مى گذارد. زبانيت متن و شكل ادبياتى آن جز چند خط و توضيح يك خواسته چيز ديگرى نمى تواند باشد. در برداشت كلى، نمايش شايد اين گونه در نظر آيد كه نان و بازى در پى آن است كه از زنان يك اسطوره بسازد و نان را در مقام يك تمناى مادى بشرى در مقابل بازى يك نياز روحى انسانى قرار دهند و هر دو را در يك نگاه ذهنى و عاطفى بررسى كند. به گفته ميروسلاوبنكا، نويسنده و كارگردان اثر، خشت مايه و تنوره اثر برگرفته از هجويات «جوينوس جوونال دكيموس» است، نويسنده اى روسى كه روزگار مشوش خود را از نظر سياست و مضامين اجتماعى به سخره گرفته و او هم بر همين اساس پى ريخت نمايشش را بنا نهاده است. ( همچنان هم كه در اجرا گوشه چشمى محض ارادت شايد به شكل و صورت دكيموس انداخته مى شود) نمايش برخوردهايى است از حالات نامأنوس و غيرآشناى آدميان كه گويا در قحطى بسر مى برند، چنين استنباط مى شود كه در پى نان كه اشارتى از چشمه آب حيات است، مدام در حال كنش و آمد و شدند و براى تصاحب آن گاهى با هم مى آويزند و گاه هم مى آميزند. نمايش از چند تك صحنه مجزا و در عين حال مرتبط تشكيل شده كه در پايان حركت همه آن ها عكس مى شوند و دوربينى كه فلاش مى زند، فلاش مى زند براى همه تصويرها. يعنى در صحنه عكسى است كه چند و چونش شكل اجرايى و فوران انتزاعى به خود مى گيرد. يك صندلى و دوربين كه در جلوى صحنه پشت به تماشاگران نهاده شده نشان از حضور غيرفيزيكى يك ثبت كننده در جريان سيال بازى دارد كه هم او است كه تنظيم كننده تمام اين نظام هاى ارگانيك غيرمدون است. آنچه بيش از هر چيز در نمايش نان و بازى جلوه مشخص دارد، صندلى ها است. به كارگيرى تصويرى و شكل سازى در ذهن مخاطب كه توسط ديالكتيك بدن و آكسسوار ممكن مى شود از اصول محورى در نشانه پردازى و زبان (زبان بدن) شناسى اثر است. نان و بازى زبان را در جايگاه يك شكل فراآوايى در نظر گرفته و با استفاده از نقطه احساس جمعى در موسيقى و درك اشيا توانسته مقصودش را به كرسى بنشاند. نگاهى كه نان و بازى به نان و بازى دارد ابتدا تمام حال نزاع است و تلاش براى تصاحب، اما قسمت دوم نمايش از لحاظ معنايى كه نان براى همه پيدا مى شود و تمام برخوردها و عمل ها تغييرى عجيب دارد. تمام آن آشفتگى ها و ندانم ها تبديل به يك جهت مشخص و آداب معين مى شود. تمام آن آشفتگى ها و ندانم ها تبديل به يك جهت مشخص و آداب معين مى شود. جالب اين كه كارگردان هوشمند در همين قسمت نان را در جايگاه يك ساز يعنى داخل جلد و كاور آن نشان مى دهد كه حاكى از پيوستگى ماليستى اين دو دارد. اين دو وجود هر دو لازمند، اما يكى براى روح و ديگرى براى جسم. بازيگران نان و عروسك از بدنى كشت شده و مستعد برخوردار بودند كه به يارى آن، چنان با حجم هاى صحنه اى و موزيك يكى مى شوند كه تركيبى متصل و همگون از جسم و جنس مى سازند و بر لذت بصرى تماشاگر مى افزايند، طراحى صحنه اثر بنا بر خصوصيت تئاتر پرفورمنس كاملاً پيرو و تابع اجرايى اثر و در شكل شناسى نشانه ها موثر است. نمايش نان و عروسك نمايشى است كه زيبايى شناسى در آن قوه اى مفهومى دارد و نمى توان در آن بى نظر نگريست، اما با وجود اين از اين قدرت و مكنت برخوردار است كه به يك تجمع و رضايت همگانى دست پيدا كند. اين يعنى يك نمره خوب براى يك اجراى خارجى.
|
|
|
|
|
آخرين سيمرغ چگونه به دام افتاد؟
|
|
|
چند سالى است كه يك سيمرغ هم نصيب بهترين فيلم جشنواره از نگاه تماشاگران مى شود. امسال «به نام پدر» ساخته ابراهيم حاتمى كيا، «چهارشنبه سورى» ساخته اصغر فرهادى و «تقاطع» ساخته ابوالحسن داوودى رقابت نزديكى در اين زمينه با هم داشتند به طورى كه تا لحظه آخر و اعلام نتيجه نهايى تشخيص اين كه كدام فيلم از دست تماشاگران، سيمرغ مى گيرد كار دشوارى بود و اعلام نتايج حتى تا زمان برگزارى مراسم اختتاميه هم ميسر نشد. نهايتاً «چهارشنبه سورى» سيمرغ را دريافت كرد ولى يك روز پيش از اعلام راى قطعى ستاد انتخاب فيلم برگزيده تماشاگران اطلاعيه اى منتشر كرد كه بهانه آن پاسخ به سوالات دست اندركاران دو فيلم «تقاطع» و «چهارشنبه سورى» مبنى بر چگونگى محاسبه آراى اخذ شده بود. آنچه در ادامه مى خوانيد بخشى از اين اطلاعيه است كه توسط خبرگزارى فارس منتشر شده است. «... با عنايت به سوالات واصله از سوى دست اندركاران محترم به دو فيلم سينمايى تقاطع و چهارشنبه سورى مبنى بر چگونگى محاسبه آراى اخذ شده در مورد فيلم هاى شركت كننده در بيست و چهارمين جشنواره بين المللى فيلم فجر و به جهت تنوير افكار عمومى و روشن شدن اذهان نسبت به اين بخش موارد زير به استحضار مى رسد: شيوه محاسبه آراى تماشاگران در بيست و چهارمين جشنواره بين المللى فيلم فجر بر طبق شيوه قبلى كه مدت هفت سال اجرا مى شده است فقط آراى خوب محاسبه مى گرديد و آراى متوسط و ضعيف تاثيرى بر درصد آرا نداشت. در ادامه اين اطلاعيه آمده است: از آنجا كه بر شيوه قبلى كه با نظر كارشناسان آرا سال ها اجرا مى شد انتقاداتى وارد بود، بنا به درخواست دبيرخانه بيست و سومين جشنواره فيلم فجر و همچنين هيات مديره خانه سينما براى كاهش ضريب خطا و محاسبه دقيق تر آرا از كارشناسان آمارى دعوت به عمل آمد و پس از بررسى كارشناسانه روش جديدى براى محاسبه آرا پيشنهاد گرديد كه با تاييد اين روش توسط هيات مديره خانه سينما و دبيرخانه جشنواره به عنوان ملاك محاسبه جديد مورد تاييد قرار گرفت. در روش جديد به جاى اعلام درصد آراى خوب به هر فيلم براساس گزينه هاى انتخاب مردم امتيازى تا سقف پنج داده مى شود و با مدنظر قرار دادن آراى خوب، متوسط، ضعيف، گنجايش سالن نمايش، تعداد مخاطبين و ظرفيت خالى مانده هر فيلم اين امتياز حاصل مى شود. رويه مورد اجرا در جشنواره امسال به شرح زير مى باشد: الف- در نظر گرفتن امتياز پنج براى آراى خوب، سه براى آراى متوسط و يك براى آراى ضعيف. ب- محاسبه متوسط وزنى آراى ارايه شده در هر سانس. خوب (۱۲۰)، متوسط (۱۰۰)، ضعيف (۵۰)، امتياز (۵۱/۳) روش محاسبه: تعداد آراى سانس (تعداد آراى خوب *۵+ تعداد آراى متوسط *۳+ تعداد آراى ضعيف *۱+امتياز) ج- تعديل امتياز قسمت (ب) با ضريب (گنجايش اختصاص يافته/ تعداد بيننده) تعداد بيننده با تعداد كارت توضيع شده محاسبه مى شود. خوب (۱۲۰)، متوسط (۱۰۰)، ضعيف(۵۰)، بيننده (۴۰۰)، گنجايش (۵۰۰)، امتياز (۸۰/۲) د- در صورتى كه يك فيلم در يك روز بيش از يك سانس داشته باشد بر همين روال و براساس كل شاخص هاى آمارى همان روز محاسبه مى گردد. ه- بالاترين امتياز از قسمت (ج) در هر روز فيلم برگزيده آن روز مى باشد. جهت انتخاب نهايى فيلم برگزيده به ترتيب زير عمل مى نماييم: ۱- ابتدا قسمت (ب) براى آراى داده شده به يك فيلم محاسبه مى شود. ۲- جهت تعديل امتياز محاسبه شده براى فيلم هايى كه قسمتى از نمايش آن ها در روزهاى پايانى و بعد از مراسم اختتاميه انجام مى گيرد از ضريب زير استفاده مى نماييم. گنجايش اختصاص يافته كل (برآورد بيننده هر فيلم در سانس هاى داده نشده+تعداد بيننده واقعى) و- در سه روز آخر رقابت ها بعد از مشخص شدن رقابت نهايى در پنج فيلم اول اعداد مندرج در بند (ج) در ضرايب زير اعمال مى گردد. بدين صورت كه تعداد آراى خوب هر فيلم تقسيم بر تعداد كل آراى هر فيلم و سپس نتيجه با عدد حاصل شده در بند (ج) جمعى و ميانگين آن محاسبه مى گردد. اين ضرايب به منظور جلوگيرى از خطاهاى آمارى و دقت در محاسبات اعمال مى گردد...»
|
|
|
|
|
چشم شيشه اى
طبق سنوات گذشته در جشنواره بيست و چهارم تئاتر فجر نيز از برجستگان و بزرگان هنر تئاتر كشور تجليل شد. چهار هنرمند از نسل هاى مختلف جابر عناصرى سپيد موى پژوهش و مردم شناسى و تعزيه شناسى و حسين كسبيان، بازيگر سال هاى دور سينما و تئاتر و تلويزيون در كنار سعيد كشن فلاح كسى كه از اولين سال هاى بعد از انقلاب تاكنون در كمتر رويداد تئاترى حضور نداشته و محمد چرم شير نمايشنامه نويس و دراماتورژ نسل سوم كه در تعدد نمايشنامه و پافشارى بر نوشتن بى نظير است. تجليل جابر عناصرى توسط شاگردش پرويز پرستويى انجام شد، تجليل حسين كسبيان توسط على نصيريان، تجليل سعيد كشن فلاح توسط على منتظرى رييس سال هاى دور مركز هنرهاى نمايشى و رييس فعلى جهاد دانشگاهى كشور و در آخر تجليل محمد چرم شير توسط جعفر والى انجام شد. جابر عناصرى از خودش گفت و على نصيريان از حسين كسبيان و على منتظرى از سعيد كشن فلاح. جعفر والى هم از چرم شير به خاطر اين كه مى نويسد و براى تئاتر مى نويسد سپاسگزارى كرد. چرم شير در اين مراسم از وزير خواست تا صندوق حمايت از نمايشنامه نويسان جوان تشكيل شود.
|
|
|
|
|
|
|
|
|
يادداشت سينما، تئاتر
|
|
|
گزارشى از حواشى مراسم اختتاميه جشنواره بيست و چهارم فيلم فجر (بخش دوم و پايانى)
آن شب كه سيمرغ ها پريدند
امير آهارى
- در هر جشنواره اى معدود برندگانى پيدا مى شوند كه براى گرفتن جايزه در سالن مراسم اختتاميه حاضر نمى شوند و آدم را هميشه در اين كنجكاوى مى گذارند كه چه كارى آن ها را به خود مشغول كرده كه ترجيح داده اند از اين مراسم و تشويق ها چشم بپوشند.
سيدحسين صافى جزو همين معدود افراد بود كه براى دريافت ديپلم افتخار، يك ميليون تومان وجه نقد و سيمرغ بلورينى كه براى فيلم مستند «دگرديسى» برده بود در سالن حاضر نشد. همين طور نقى نعمتى هم براى گرفتن سيمرغ بلورين بهترين فيلم كوتاه به همراه يك ميليون تومان وجه نقد و سفر حج حاضر نبود.
- كليپى ساخته اند با اجراى منوچهر آذرى كه پيش پرده خوانى مى كند و شعرى مفصل را درباره سينماى ايران به صورت ريتميك اجرا مى كند. متناسب با هر كلمه و جمله آذرى صحنه هايى از فيلم هاى مختلف ايرانى را- از قبل از انقلاب تاكنون- كنار هم رديف كرده اند. كارى بسيار دقيق و پرزحمت و حتى حيرت آور. دقت كار به حدى است كه بعضى مصرع هاى شعرى كه آذرى مى خواند از زبان شخصيت هاى فيلم هاى تاريخ سينماى ايران تكميل مى شود. شعر هم كه طنازانه است و با چفت و بست و سعى كرده هيچ چيز را از قلم نيندازد، حاصل كار ابوالفضل زرويى نصرآباد، طنزپرداز و شاعر بنام است؛ «اى خونه دار و بچه دار، شهر فرنگى اومده، با فيلم رنگى اومده،... تمام فيلم ها حسيه، سيستمش ران تى اس سيه...» تشويق هاى حاضران نشان مى دهد كه حاصل كار به دل همه نشسته است.
- محمد نورى زاد هم از جمله غايب ها است ولى او پسرش را به نيابت فرستاده تا سيمرغ بلورين بهترين فيلم دوم را به خانه ببرد. نورى زاد جوان پشت ميكروفون قرار مى گيرد و از اختلاف نگاه هاى خود و پدرش مى گويد.
- محمود گبرلو، رييس انجمن منتقدان و نويسندگان سينما كه يكى از سه داور قضاوت كننده درباره فيلم هاى اول و دوم است خطاب به حاضران مى گويد: در آينده شاهد حضور افرادى خواهيم بود كه به عنوان سينماگر مطرح خواهند شد البته اين در صورتى است كه به مانند گذشته، بخشى به نام سينماى تجربى و نيمه حرفه اى را در جشنواره شاهد باشيم.
- حسام الدين سراج با گروهش «ارغنون» آمده تا حال و هواى خاصى به مراسم بدهد؛ با آوازهايى از اشعار وحشى بافقى، مولانا و حافظ در دستگاه «نوا». شهرام ميرجلالى تار مى نوازد، بهرام خانى و رامين كاكاوند تنبور، كورش بابايى كمانچه، مسعود حبيبى دف و فرهمند، تنبك. سراج مى خواند: «... تا كى كند سياهى، چندين دراز دستى...»
- صفار هرندى، وزير ارشاد در سخنان خود بحث سينماى ملى و سينماى جهان را پيش مى كشد: «برخى مى گويند كه براى رسيدن به سينماى جهان بايد از سينماى ملى گذر كنيم. در صورتى كه ما نبايد به كپى كردن مشغول باشيم چون سينماى ما ريشه دار است و فاخر. بنابراين بايد جهانى شدن را در سينماى ملى جست وجو كنيم.
- «سيمرغ بلورين بهترين بازيگر نقش اول مرد مى رسد به...؟» حاضران جاى خالى و جمله حسين پاكدل، مجرى مراسم را با «پرويز پرستويى» پرمى كنند. حدس آن ها درست است پرستويى باز هم آداب دانى اش را اثبات مى كند و پيش از رفتن به روى سن خودش را به رديف اول مى رساند دست انتظامى را مى بوسد و او را در آغوش مى كشد. عزت الله انتظامى از نامزدهاى دريافت سيمرغ بلورين براى بازى در يكى از سه گانه هاى «ستاره ها» بود.
پرستويى بالاى سن كه مى رود از درگذشتگان ياد مى كند، از منوچهر نوذرى، مرتضى مميز، رضا سعيدى و غلامرضا طباطبايى كه صبح همان روز در مراسم خاكسپارى اش شركت كرده بود.
- تماشاگران اين بار در پر كردن جاى خالى جمله مجرى اشتباه مى كنند. حدس آن ها در مورد بهترين بازيگر نقش اول زن، گلاب آدينه است ولى پاكدل نام «هديه تهرانى» را مى برد و حاضران هم تشويق جانانه اى مى كنند؛ گويا از اين انتخاب هم خيلى راضى هستند. ولى هديه تهرانى هم حاضر نيست. او خارج از كشور است ولى مادرش سيمرغ را با خود مى برد و عذرخواهى دخترش را هم به حاضران ابلاغ مى كند.
- پرده خوانى داود ميرباقرى غافلگير كننده است. مردى كه بيشتر او را در مقام كارگردان شناخته ايم حالا خود روى صحنه آمده و به محرم اداى دين مى كند. فريبا كوثرى، بازيگر نقش «ماريا» در سريال «معصوميت از دست رفته» نيز با بازى اش او را همراهى مى كند.
- خواندن بيانيه هيات داوران را به مجيد مجيدى محول كرده اند ولى گويا او متن بيانيه را پيدا نمى كند. از دست عوامل پشت صحنه هم كارى برنمى آيد، نهايتاً اكبر نبوى، يكى ديگر از اعضاى گروه هفت نفره داورى- كه همگى روى سن ايستاده اند- متن بيانيه را به مجيدى مى رساند. داوران در بيانيه خود تصريح كرده اند كه «بزرگ ترين ضعف ما در سينماى ايران همچنان فيلمنامه نويسى است و ما و مسوولان نسبت به جايگاه بنيادين فيلمنامه در سينما كم توجه هستيم. بنابراين بهتر است كه ما سينماگران، خود، سينما را جدى بگيريم تا بتوانيم از مسوولان هم انتظارى داشته باشيم.»
|
|
|
|
|
|
|