شنبه ۱۵ بهمن ۱۳۸۴
۵ محرم ۱۴۲۷ - ۴ فوريه ۲۰۰۶ - سال هفتم - شماره ۱۹۵۶
سياست
Tel: yellow
red@javandaily.com
sJavan.jpg
pdf PDF
Edition
صفحه نخست
داخلى
ايران و جهان
اقتصادى
حوادث
اجتماعى
ورزشى
فرهنگى
سينما، تئاتر
جوان ورزشى
سراى ايرانى
با كنكورى ها
گفت وگو
حقوقى
سياست
آرشيو
تماس با ما
نگاهى به انفجارهاى اهواز و ضرورت برخورد با عاملان آن
ديدگاه
خبر
نگاهى به انفجارهاى اهواز و ضرورت برخورد با عاملان آن
داستان خوزستان و دست هاى پنهان
مهدى محمدى
076446.jpg

خوزستان به عنوان استانى كه داراى بيشترين ذخاير نفتى كشور است، همواره مورد توجه و طمع اغيار بوده است. كشورهاى متعدد كه دشمنى ديرينه با ايران دارند، همواره چشم طمع به اين منطقه و منابع نفتى و انرژى آن دوخته اند و سعى شان بر آن است كه حضور فعالى در آن داشته باشند. آب هاى جارى، طرح هاى عظيم توسعه نيشكر و صنايع جانبى آن كارخانجات فولاد، تاسيسات پتروشيمى و ...، نقش اين استان را براى كشور حياتى كرده است.
با توجه به جايگاه خوزستان در اقتصاد كشورمان، دشمنان همواره كوشيده اند تا اين منطقه را ناامن جلوه دهند.
همجوارى انگليسى ها در مرزهاى اين استان به ويژه منطقه شلمچه و آبادان از زمان اشغال عراق تاكنون به فتنه ها بيشتر دامن زده و جنگ روانى و حملات تروريستى را تشديد كرده است. تازه ترين مورد عمليات تروريستى اخير، در انفجار چند بمب در شهرستان اهواز بود كه منجر به شهيد و زخمى شدن جمعى از هموطنان مان شد. حادثه دردناكى كه اخيراً در اهواز رخ داد، نشان مى دهد كه قدرت هاى خارجى، وحدت ملى ايران را هدف قرار داده اند.
اين حادثه و حوادث مشابه كه در ماه هاى گذشته به طور مستمر در اهواز رخ داد، به طور قطع در چارچوب يك توطئه سازمان يافته كه هدف آن تضعيف وحدت ملى است، صورت گرفته است. بسيارى معتقدند قصد خرابكاران از اين اقدام ايجاد اختلافات قوميتى و تشديد آن است به نحوى كه در سايه گسترش اين اختلافات دست به بهره بردارى هاى سياسى بزنند. خوزستان كه در طول ده ها سال كانون تجلى و وحدت همه گروه هاى ايرانى بوده است، امروز مورد توجه قدرت هاى استعمارگر كه روياى ايجاد گشت در ميان اقوام ايرانى را در سر مى پرورانند، قرار دارد. در طول جنگ تحميلى عراق عليه ايران، صدام ديكتاتور مخلوع عراق تلاش كرد تا از رهگذر طرح قوميت گرايى ميان ساكنان بومى و غيربومى خوزستان تفرقه ايجاد كند، اما اين تلاش ها با هوشيارى همه گروه هاى موجود دراين منطقه ناكام ماند.
اين تحريكات از طريق يك مركز آموزش خرابكارى در لژ بصره توسط عوامل «ام اى ۶» آغاز شد و تعدادى از عناصر خود فروخته براى ايجاد ناامنى در خوزستان زير نظر كارشناسان انگليسى آموزش ديدند. اين تحريكات به موازات چالش هاى سياسى از يك سال گذشته شدت يافت.
076443.jpg
چندى پيش روزنامه كويتى السياسه نوشت: يك گروه مسلح اهوازى به منظور هماهنگ كردن مواضع و عمليات نظامى بر ضد دولت ايران با گروهك منافقين و شورشيان عراقى توافقنامه امضا كرده است.
قبلاً نيز رژيم بعث عراق تمامى امكانات و ابزارهاى لازم را براى حمايت لجستيكى و نظامى در اختيار اين گروه ها قرار داده بود ولى نتوانستند اعراب خوزستان را با خود همراه سازند. اين در حالى است كه كشور ما امروز بيش از هر زمانى به وحدت و يكپارچگى نياز دارد.
امروزه در مناطق عرب نشين نيز انتخابات متعدد از جمله شوراها برگزار مى شود و زمام امور اجرايى خود را در دست دارند. اين مساله مى تواند عامل خشم دشمنان كينه توز ايران و ريشه انفجارهاى اخير باشد.
076440.jpg
در حال حاضر بيش از يك سال از آغاز جنگ روانى جريان تجزيه طلب خوزستان با حمايت امريكا و انگليس عليه مردم ايران مى گذرد و نقش برخى رسانه هاى صهيونيستى نيز در اين ماجرا بر كسى پوشيده نيست. شبكه الجزيره نيز به اقداماتى از اين قبيل دامن مى زند. براساس سخنان سيد نظام مولاهويزه نماينده مردم دشت آزادگان در مجلس شبكه ماهواره اى «الاحموازيه» نيز روزانه يك ساعت از برنامه هاى خود را به بحث تجزيه طبس و قوميت ها اختصاص مى دهد. وى همچنين به خارج از مرزها اشاره كرد و مى گويد كه اين فعاليت ها در آن سوى مرزها تدارك ديده شده و شبكه هاى ماهواره اى نيز در راستاى آن برنامه هايى را ارايه مى دهند. شبكه الجزيره نيز بارها مدعى شده اهواز در سال ۱۹۲۵ پس از كشف نفت در اين منطقه از عراق جدا و به ايران ملحق شده است. اين ادعا در اصل همان ادعاى سردارقادسيه بود كه موجب تحميل جنگ هشت ساله عليه ايران شد كه حتى نتوانستند يك وجب هم از خاك كشورمان را تصرف كنند.
كارشناسان معتقدند هدف از اين تحريكات، درگير كردن جمهورى اسلامى ايران در مسايل داخلى است تا ايران از طرح ملى خود براى دستيابى به فناورى صلح آميز هسته اى عقب نشينى كند.
076437.jpg
البته اين تحريكات منحصر به خوزستان نيست، در مرزهاى شرقى نيز برخى عناصر با كمك آمريكا دست به يك سوى آزارهاى مختلف، از جمله آدم ربايى زده اند تا به اين طريق ناامنى ها را به تدريج در طول مرزهاى ايران تشديد كنند. طرح «گاز انبرى» آمريكا، رژيم صهيونيستى و انگليس براى ناامن كردن مرزهاى ايران در حقيقت پس از شكست هاى غرب و امريكا براى همسو كردن غرب عليه پرونده هسته اى ايران پى ريزى شد.
حميد زنگنه با اشاره به حوادث اهواز مى گويد: مردم خوزستان چه عرب و چه غيرعرب هيچ مشكلى با همديگر ندارند. اعراب ۱۶ هزار شهيد براى جمهورى اسلامى ايران داده اند. در اين منطقه هيچ مشكل قوميتى وجود ندارد.
اهوازى ها به ويژه عشاير عرب بارها با شركت در راهپيمايى هاى متعدد، سردادن شعارهاى «الموت لامريكا» و «الموت لاسراييل» پايبندى خود را به نظام مقدس جمهورى اسلامى اثبات و بر لزوم وحدت و يكپارچگى ايران به ويژه در سال همبستگى ملى و مشاركت عمومى تاكيد كرده اند.
انگليس با ايجاد ناامنى در جنوب طرح قديمى ايجاد تفرقه بين قوميت هاى مختلف را در سر مى پروراند، طرحى كه بارها در طول انقلاب آزمايش كرده بود و مردم دست رد به سينه آن ها زدند.
در ماه هاى گذشته پس از شناسايى و دستگيرى تمامى عوامل بمب گذار و آشوب طلب اهواز ثابت شد، دولت انگليس در اين حوادث نقش مستقيمى داشته است.
امريكا نيز با مداخله در امور داخلى ايران در قبال اين حوادث موضع گيرى كرد و معاون سخنگوى وزارت خارجه اين كشور با متهم كردن جمهورى اسلامى ايران به آن چه كه نقض حقوق بشر ناميد، مدعى شد: «به نظر ما اين ناآرامى و اين دستگيرى ها رد حق گروه هاى اقليت در ايران است، در همين رابطه شبكه تلويزيونى الجزيره قطر در گفت و گو با يك تحليلگر سياسى ديدگاه  وى را درباره دست داشتن انگليس در انفجارهاى اهواز منعكس كرد.
076458.jpg
حسين شميان در ارتباط با اين مساله كه چه چيزى موجب شده، انگشت اتهام تهران به سمت انگليس نشانه رود گفت: دولت ايران مى گويد شواهدى در دست دارد كه نيروهاى انگليسى مستقر در جنوب عراق در انفجارهاى اهوازدست داشته اند.... مقامات ايرانى اعتقاد دارند اين انفجارها زمانى رخ داد كه فشارهاى فزاينده اى بر ايران در زمينه هاى مختلف وارد آمده از قبيل مساله هسته اى و ادعاى نفوذ ايران در عراق و بخصوص منطقه جنوب اين كشور و همچنين حمايت ايران از لبنان و فلسطين است. بر اين اساس مقامات ايرانى معتقدند نوعى جبهه گيرى در خاورميانه به وجود آمده است كه يك طرف آن ايران و طرف ديگر آن انگليس و همپيمانانش هستند.
گذشته از اين مسايل دادستان عمومى و انقلاب اهواز در خصوص حوادث ماه هاى خرداد و مهر اهواز گفته است كه گزارشات اوليه از سوى اداره كل اطلاعات استان به ما ارجاع شده اما هنوز گزارش نهايى به دست ما نرسيده است حميد زنگنه نماينده اهواز در مجلس از نحوه برخورد با اين انفجارها انتقاد كرد.
زنگنه تصريح كرد: تشكيلات امنيتى، قضايى و سياسى استان تلاش زيادى كرده اند، اما در روش هايى كه اتخاذ كرده اند بايد قدرى تامل شود. وى انفجارها را عمليات كورتروريستى دانست و افزود: مقامات امنيتى با اين حجم گسترده و بزرگ، قطعاً دچار مشكل مى شوند اگر در گذشته با عوامل برخورد قاطع ترى مى شد، امروز در حريم زندگى مردم اين اتفاقات نمى افتاد.
زنگنه به مساله ديگرى نيز اشاره كرد و از فردى سخن گفته كه داعيه دبير كلى يك حزب را دارد و اما در اهواز حضور مى يابد و سخنرانى هاى آشوب طلبانه مى كند. جالب اين جاست كه برخى سازمان ها هم امكانات خاصى براى جلسات سخنرانى اين فرد فراهم مى كنند، وى به سخنان اين فرد در روز عيد فطر اشاره كرد و گفته است پس از سخنرانى هاى وى تظاهرات بر پا شده و شهر ناآرام مى شود.
زنگنه ادامه داده است: سى دى هاى سخنرانى اين فرد در دست مردم است اما مسوولين مى گويند براى برخورد با وى دلايل و مدارك كافى در دست ندارند وى از مسوولين كشورى خواسته است اختيارات بيشترى به شوراى تامين استان و ديگر مقامات امنيتى و قضايى بدهند، تا آن ها هم مساله  را پيگيرى كنند.
زنگنه تصريح كرده است كه مردم خوزستان و اعراب هيچ مشكلى با همديگر ندارند. مسوولين هم نبايد كوتاهى هاى خود را گردن قوميت ها بيندازند.
سوابق مبارزاتى مردم عرب زبان خوزستان با استعمار انگليس و نقش آن ها در پيروزى انقلاب اسلامى و اداره جنگ تحميلى از جمله افتخاراتى است كه مزار هزاران شهيد در بهشت شهداى اهواز، سوسنگرد، حميديه، هويزه، بستان و... از آن حكايت مى كند.
اين بار نيز مردم مقاوم خوزستان كه به تعبير امام (ره) دين خود را به اسلام ادا كردند در انتظار سفر هيات دولت هستند تا در كنار هم بتوانند توسعه خوزستان و آبادانى ايران را ادامه دهند. مردم خوزستان چه عرب و چه غير عرب از مسوولين امنيتى كشور انتظار دارند تا هر چه سريعتر عوامل انفجارها را شناسايى كرده و مردم منطقه را از دلهره نجات دهند.
ماندگارى اصول و اصولگرايى
حسين هاشمى نسب

روزنامه شرق در سرمقاله ۳/۱۱/۸۴ تحت عنوان پايان اصولگرايى، مكنونات و آرزوهاى قلبى خويش را بيان كرده و با نگرانى تمام كه از بكارگيرى كلمات آن عيان است، رويكرد اصولگرايان به استفاده و بهره گيرى از علم و تكنولوژى و روش هاى جديد را پشت كردن به اصول ناميده است.
از آن جا كه اصولگرايان ايران اسلامى پايه و اساس كار خويش را بر مبانى ارزشمند اسلام ناب محمدى (ص) و پيروى از مكتب خمينى كبير (ره) پايه ريزى كرده اند، يقيناً نمى توانند به آرمان هاى ارزشمند خويش پشت نمايند كه اگر كسى اين چنين كند، اصولگرا نخواهد بود.
اگر امروز عده اى تحت عنوان اصولگرايى بازگشت به اصول را مطرح مى نمايند از اين روست كه طى چند سال اخير، روند اجرايى جامعه را در بسيارى از موارد فاصله گرفته از اصول و ارزش هاى انقلاب و نهضت حضرت روح الله رحمة الله عليه مى بينند والا بازگشت به اصول به معنى ناديده گرفتن علم و دانش روز نيست و براساس اصول خدشه ناپذير دينى، مسلمانان موظف به كسب علم و دانش هستند هر چند در دورترين نقطه و سخت ترين شرايط ممكن باشد.
براساس همين اصل است كه فرزندان ايران اسلامى در ميادين مختلف علمى گوى سبقت را از ديگران ربوده و بر قلل افتخار و دانش پاى گذاشته اند.
يقيناً دشمنى تمام عيار استكبار جهانى به سركردگى امريكا با ملت متمدن و با فرهنگ ايران ناشى از ترس و واهمه اى است كه از سرعت خيره كننده دستيابى به علوم جديد در اين آب وخاك وجود دارد و اين مهم محقق نشده است مگر با تكيه بر اصول و ارزش هاى بنيادين اسلامى و بهره گيرى از دانش روز.
احمدى نژاد از ابتداى ورود خويش به عرصه اجرايى چه در زمان شهردارى تهران و چه در ايام تبليغات انتخاباتى و رياست جمهورى، شعار پايبندى به اصول و ارزش هاى متعالى انقلاب اسلامى را سرلوحه كار خود قرار داده و با بهره گيرى از شيوه هاى علمى جديد گام در مسير سربلندى، پيشرفت، آسايش و كرامت نه تنها ملت ايران، بلكه بشريت نهاده است تا بدانجا كه دشمنان انقلاب اسلامى را وادار به اعتراف در مقابل كاردانى، زيركى و ديندارى خود و همفكران اصولگرايش نموده است و مى رود كه به عنوان الگويى براى تمامى ملل ستمديده مطرح شود.
نويسنده سرمقاله شرق با ذوق زدگى مصنوعى، بريدگى سرايندگان شعار ايران براى همه ايرانيان از اصول انقلاب اسلامى (اصلاح طلبان دوم خردادى) را سرنوشت حتمى اصولگرايان ترسيم مى نمايد غافل از آن كه شكست و افتادن آن ها از چشم مردم چيزى نبود مگر به جهت ناديده گرفتن ارزش هاى مترقى اين مردم مسلمان.
بايد حركت رو به رشد جريان اصولگرايى را به فال نيك گرفت چرا كه در سايه بهره گيرى از تجربيات گرانسنگ گذشته و حفظ وحدت و همدلى اين جريان همسو با اهداف انقلاب اسلامى مى تواند همواره در راستاى ترقى و پيشرفت و رفاه اين ملت سربلند گام بردارد كه سعادت دنيا و آخرت همگان دراين مسير خواهد بود.
والعاقبة للمتقين
ديدگاه
جمهوريت و اسلاميت يا خلأ سوژه براى جريانات سياسى
عليرضا بوالى



چند هفته اى است كه روزنامه نگاران جوان روزنامه شرق كه بعد از انتخابات بار اصلاحات زمين خورده را به تنهايى به دوش مى كشند و با چاپ سخنان محسن غرويان كه از او به عنوان «مهمترين شاگرد آيت الله مصباح يزدى» نام مى برند به اين بهانه براى چندمين بار مساله تقابل جمهوريت و اسلاميت نظام را مطرح كردند؛ مساله اى كه از همان اوايل انقلاب پدران فكريشان در دولت موقت درصدد طرح آن بودند. مباحثى كه امروز اصلاح طلبان در قالب جمهورى و اسلاميت نظام به دنبال اشاعه آن هستند، ناشى از شكست پس از انتخابات است و اقدام مطبوعات جريان دوم خرداد به ويژه شرق را بايد در همين راستا ارزيابى كرد.
مصاحبه، مقاله و تحليل هايى كه به لطف آقاى غرويان خلأ كمبود سوژه براى اين جريان را مرتفع كرد و اوج اين پيگيرى ها مصاحبه اى بود كه مهدى كروبى پيرامون شخصيت مصباح يزدى و البته انتخابات پيش روى خبرگان انجام داد. كروبى براى اولين بار مطالبى را مطرح كرد كه به قول خودش تازه ملاحظه خيلى ازچيزها را در اين مصاحبه كرده بود. قسمت جالب توجه اين مصاحبه نقل قول هاى پى در پى كروبى از هاشمى رفسنجانى براى اظهاراتش در مورد مصباح بود. در آن سوى ميدان، روزنامه هاى اصول گرا سعى داشتند محترمانه به غرويان و يكى دونفر از همكاران ايشان بگويند كه در دام سياسيون نيفتند. چرا كه تقابل مصنوعى جمهوريت و اسلاميت نظام جمهورى اسلامى بارها جواب داده شده است و بهتر است براى اصلاح طلبان منتظر طنابى درست نكنند كه از چاه شكست، خودشان را بالا بكشند. در اين ميان كشاندن پاى دولت احمدى نژاد به مباحث پيرامونى، شايد مهم ترين مرحله پروژه بود كه سخنگو و رييس جمهور زيركانه از زير پاسخ به سوال خبرنگاران اصلاح طلب شانه خالى كردند و گفتند دولت بايد براى مسايل اجرايى و مهم مملكت وقت بگذارد و پرداختن به مباحث تئوريك وظيفه قوه مجريه نيست. پاسخى كه به مذاق محافل رسانه اى اصلاح طلب خوش نيامد و سعى كردند با بى توجهى و بعضاً تمسخر از كنار آن بگذرند. به هرحال با اين كه چاپ سخنان مصباح يزدى در پنج سال پيش به عنوان تازه ترين سخنان آيت الله مصباح يزدى درباره جمهوريت در نظام اسلامى و بعد از آن مشخص شدن دروغ بودن تاريخ آن توسط روزنامه هاى اصلى حامى اين جريان تا حدى باعث سرخوردگى در محافل بى رمق سياسيون اصلاح طلب شد و هيجانات كاذب اين بحث كاهش پيدا كرد ولى آگاهان سياسى معتقدند دو قطبى كردن فضاى جامعه (اسلام خواهان- جمهورى خواهان) به قصد تاثيرگذارى در انتخابات خبرگان، آن هم در شرايطى كه فضاى به وجود آمده در اين چند ماهه توسط دولت جديد بسيار متفاوت تر از دوران حاكميت اصلاحات است، سود چندانى براى آن ها ندارد و بهتر است اصلاح طلبان براى بازگشت دوباره به صحنه سياسى طرح هاى تازه ترى ارايه دهند. علاوه بر اين كه با توجه به نوع انتخاب شوندگان و شركت كنندگان در انتخابات خبرگان، اميد چندانى براى كسب نتيجه توسط اصلاح طلبان وجود ندارد. شايد سرمايه گذارى در انتخابات شوراها براى آنان مفيدتر باشد با اين كه با عملكرد خوب شوراى شهر تهران در اين چند سال بايد به آن هم با ديده ترديد نگريست.
خبر
اقدام اساسى براى مبارزه با مفاسد
اصلاح ماده ۱۸۸ قانون آيين دادرسى كيفرى جهت تسهيل معرفى مفسدان اقتصادى اقدامى به جا و به دور از هر گونه شائبه سياسى بود كه طى هفته گذشته مجلس شوراى اسلامى با اصلاح اين قانون نسبت به آن واكنش مناسب نشان داد.
تاكنون براساس تاكيدات رهبر معظم انقلاب، تعدادى از نمايندگان مجلس اصرار داشتند كه هر چه سريع تر بايد مفسدان اقتصادى معرفى شوند تا اين امر موجب عبرت و تاديب ديگر سوء استفاده كنندگان از فضاى اقتصادى و بيت المال گردد، ولى از سوى ديگر قوه قضاييه به عنوان منتهى اليه روند برخورد با مفاسد اقتصادى و متولى اصلى معرفى مفسدان به دليل محدوديت قانونى نمى توانست به چنين امرى مبادرت كند، زيرا ماده ۱۸۸ قانون آيين دادرسى دست آن ها را براى اين اقدام بسته بود و در عين حال ملاحظات اقتصادى مانع از اعلام مفسدان اقتصادى مى شد.
به هر ترتيب اصلاح اين ماده براى پايان دادن به چرخه باطل و تسلسل علل معرفى نشدن مفسدان اقتصادى اقدامى عاجل بود. اميد است كه قوه قضاييه از اين پس ديگر مشكلى براى معرفى اين آفات اقتصادى نداشته و البته با اين اقدام قدمى جدى در مسير مبارزه با مفاسد اقتصادى بردارد.
يادداشت داخلى
ايستادگى يا تسليم؟
076677.jpg
حسن رشوند
بر خلاف ديپلمات هاى خوشبين كه همواره روند پرونده هسته اى ايران را اميدوار كننده و در راستاى اهداف و منافع جمهورى اسلامى ارزيابى مى كردند، تحولات روزهاى اخير به گونه اى رقم خورد كه نمى توان واقعيت ها را كتمان كرد و يك بار ديگر پس از نشست هاى خسته كننده آژانس انرژى اتمى در مقابل دوربين و با لبخند رضايت در پاسخ به پرسش خبرنگاران سخن از موفقيت هاى دست يافته در فلان اجلاس راند؛ چرا كه چهره واقعى و انديشه هاى نه چندان پنهان غرب اكنون به وضوح روشن شده و ناگزير بايد واقعيت ها را براى مردمى كه بيش از يك ربع قرن با ادبيات خشن دنياى استكبار مواجه هستند، بازگو كرد. خوشبينى و بدبينى در دو سرطيف سياست قرار دارند و به همان ميزانى كه يكى باعث عدول از خواسته هاى منطقى مى شود و دشمن را در مقابل شما گستاخ مى كند، ديگرى ممكن است دولتمرد يا كشورى را از مسير درست واميد بخش دور نمايد.
از اين روست كه همه بزرگان اعتدال را زمينه ساز پيشرفت و تحقق خواسته ها معرفى مى كنند. اما اعتدال بدان مفهوم نيست كه هر سخن اعتراض آميزى و يا رفتار مقابله به مثلى را خارج از اين مفهوم فرض كرد كه چه بسا برعكس، ايستادگى در مقابل ظلمى و احياء كردن حقى عين اعتدال است كه دين مبين اسلام سرشار از اين مصاديق است. با چنين فرضى به نظر مى رسد آنچه در پرونده هسته اى ايران در طول سه سال گذشته رخ داد و امروز با تحمل همه تحقيرهاى غرب، ملت ايران بزرگوارانه سكوت اختيار كرده و تصميم براى حق قانونى خويش كه همانا رسيدن به نقطه مطلوب و قابل اتكا در فناورى صلح آميز هسته اى است را به دولتمردان خويش واگذار نمود، نبايد به گونه اى توسط غرب برداشت شود كه مى توان با فشار سياسى به ايران، آنها را تمكين به خواسته اى نامعقول كرد. عناصر سياسى در داخل نيز با تغيير لحن مسوولان جمهورى اسلامى نبايد چنين سخنانى را زمينه ساز ارجاع پرونده هسته اى ايران به شوراى امنيت تفسير كنند؛ چرا كه مسير پرونده هسته اى ايران با تمام فراز و نشيب ها تا كنون خوب طى شده است و جمهورى اسلامى از همان ابتدا سه استراتژى را براى خويش تعريف كرده بود و تا امروز براساس همان استراتژى ها گام برداشته است و كمترين حركتى كه برداشت عدول از اين استراتژى ها از آن مستفاد گردد، ديده نمى شود. اين استراتژى ها عبارت بودند از: ۱- مسوولين تراز اول نظام همواره بر اين نكته تاكيد داشتند كه تيم هسته اى ايران در طول مذاكرات با سه كشور اروپايى چيزى را به آنها ندهند كه نتوانند باز پس گيرند؛ چرا كه خط قرمز جمهورى اسلامى در پرونده هسته اى داشتن چرخه سوخت است و بايد اين محفوظ بماند.
۲- گره زدن برخى مقولات داخلى، منطقه اى و
فرا منطقه اى به پرونده هسته اى تا جايى قابل پذيرش است كه با منافع ملى و آموزه هاى دينى ما تعارض نداشته باشد.
از اين رو بود كه به مباحثى همچون حقوق بشر آن هم در قالب هاى همجنس بازى و... پاسخ منفى داده و چنين مباحثى را خواسته هاى نامعقول و غير مشروع اعلام كرديم.
۳- با توجه به سياست هاى دشمن مبنى بر كشاندن اين مساله به وضعيت بحران، تمام تلاش خويش را مصروف كرديم تا سطح اين بحران را از بحران امنيتى به يك بحران سياسى و سپس بحران فنى تقليل دهيم، هرچند در مذاكرات و رايزنى هاى مقامات امريكايى با اروپايى ها خلاف اين سياست را شاهد بوديم.
امروز دروضعيت سرنوشت سازى قرار گرفته ايم و با تنظيم پيش نويس قطعنامه اى كه اروپايى ها با هدايت امريكايى ها و همكارى نه چندان غير منتظره چين و روسيه در لندن انجام دادند و به احتمال قريب به يقين با تصويب اعضاى شوراى حكام آژانس انرژى اتمى نيز مواجه مى گردد، تكليف ما كاملاً روشن شده است؛ يا بايد به خواسته غير منطقى آنها تن داده و راه  طى شده را متوقف كنيم و اجازه دهيم هر آنچه كه به دست آورده ايم همچون ليبى تحويل غرب شود و براى صدور ويزاى فلان دانشمند جوان و با انگيزه كشورمان كه پيشتر چراغ سبز جذب آن را از سوى دولت هاى غربى در قطعنامه هاى پيشين دريافت كرده بوديم، پيشگام شويم و براى هميشه درحسرت رسيدن به اين فناورى مدرن و پيشرفته باقى بمانيم و يا از تمام ظرفيت هاى داخلى، منطقه اى و حتى فرامنطقه اى خود بهره گرفته و بر حق خود پافشارى كرده و فرهنگ عاشورا را بار ديگر به مدد گرفته و همچون دوران دفاع مقدس ايستادگى كرده و سربلند از اين امتحان بزرگ بيرون آييم.


|   شناسنامه   |   آرشيو   |