يكشنبه ۱۶ بهمن ۱۳۸۴
۶ محرم ۱۴۲۷ - ۵ فوريه ۲۰۰۶ - سال هفتم - شماره ۱۹۵۷
جوان ورزشى
Tel: 8894335
Sport@javandaily.com
sJavan.jpg
pdf PDF
Edition
صفحه نخست
داخلى
ايران و جهان
اقتصادى
حوادث
اجتماعى
ورزشى
فرهنگى
جوان ورزشى
سراى ايرانى
گزارش
بين الملل
انديشه
علمى
ادب و هنر
آرشيو
تماس با ما
باشگاه هاى بزرگ ما به كدام سو مى روند؟
پرواز نصف و نيمه تنيسورهاى ايران
تيم فوتبال چلسى انگلستان، هم اينك يكى از تيم هاى بزرگ فوتبال اروپا و جهان است.تيمى كه ستارگان پرتعدادى را از اروپا و نقاط مختلف جهان جمع آورى كرده است. اما همه اين ستارگان در «بيرون» و «داخل» زمين فوتبال، عاملى براى هدايت و رهبرى خود دارند.در بيرون از زمين، خوزه مورينيو، مربى پرتغالى، تيم را با زيركى و دقت زيادى هدايت مى كند و در داخل زمين، مغز متفكر و گرداننده تيم «جان ترى»، مدافع باهوش و كاربلد تيم است كه ناگفته هاى تيمش را اين چنين بيان مى كند:
باشگاه هاى بزرگ ما به كدام سو مى روند؟
بازگشت به دولت در عصر خصوصى سازى
وحيد رسولى
076683.jpg

بحث واگذارى استقلال به وزارت رفاه و سپس سپرده شدن پرسپوليس به وزارتخانه اى ديگر (كه به زودى زود مشخص مى شود) همچنان ادامه دارد و حرف هاى زيادى در رد و يا تاييد اين اقدام مطرح شده است، اما جالب ترين اظهارنظر را كه تا حد زيادى هم حقيقى است، امير قلعه نويى داشته داده است.
سرمربى استقلال گفته است: «وقتى معاون رييس جمهورى، وزير و اعضاى هيات مديره باشگاه مى نشينند و تصميمى را در اين ارتباط اتخاذ مى كنند، لابد به نفع باشگاه است. به هر حال هر تغييرى صورت پذيرد، قدر مسلم اين كه وضع ما از آن چه حالا هست، بدتر نخواهد شد!»
قسمت دوم حرف هاى قلعه نويى كه خود سال ها هافبك وسط محورى و كاپيتان استقلال بوده، تمامى دلايل واگذارى فوق را عيان مى كند. يعنى اين باورها در ذهن ها وجود دارد كه هر اتفاقى بيافتد قدر مسلم اين كه وضع از آن چه حالا هست، بدتر نخواهد شد. به عبارت بهتر كسى نمى داند طريق «اولى و اصلح» همين است كه طى شده و يا اين كه راه حل هاى بهترى نيز وجود داشته است.
پس بگذاريد ما نيز از اظهارنظر صريح در اين خصوص خوددارى كنيم و اجازه بدهيم كه مساله راه خودش را طى كند و به آرامى مشخص شود كه اين انتقال ثمربخش بوده است يا خير، اما اين را نمى توان نگفت كه روند «دولتى سازى» نسبى دو باشگاه بزرگ درست در شرايطى صورت مى پذيرد كه دنيا در زمينه ورزش و باشگاه دارى به سوى خصوصى سازى مى رود و در حالى كه دنيا مصر بر رها كردن باشگاه ها از قيد و بندهاى ادارى و وابستگى هايشان و تبديل شدن آنان به نهادهاى اقتصادى خودكفا است، ما با يك عقبگرد آشكار به دهه هاى گذشته سفر مى كنيم و دو باشگاه پرطرفدار را وابسته به اداره هاى دولتى مى كنيم.
شايد وضعيت تيره اقتصادى در باشگاه به گونه اى بوده باشد كه اين روند را توجيه كند، اما خط كارى باشگاه ها نبايد براساس چنين مسايلى روشن و تعيين شود و برعكس بايد نگرش هاى طولانى مدت مبناى كار قرار گيرد. به عبارت بهتر ساختارهاى مالى و كارى يك باشگاه بايد بدون وابستگى (ولو الزامى) به اداره هاى دولتى تعيين و اجرا شود و نه بر اين اساس كه چون راهى جز اين وجود نداشته است، بحث دولتى سازى تيم هاى باشگاهى صورت پذيرد.
 كوتاه مدت يا...؟
دولت و سازمان تربيت بدنى قطعاً حسن نيت و نظر مثبت داشته اند و نمى توان آن ها را به علت پاى گذاردن به ميدان و كمك به حل مشكلات مالى سرخابى ستايش نكرد و حتى خود مهندس على آبادى نيز تاكيد كرده است كه در شرايط فعلى اين امر اجتناب ناپذير بوده است، اما خيلى ها منتظرند ببينند كه آيا روال تقويت بنياد كارى و بنيه اقتصادى باشگاه هاى مورد بحث براى درازمدت نيز فراهم مى آيد و يا همه چيز براى كوتاه مدت است و اگر بخواهيم به حرف آن ها كه چندان خوشبين نيستند استناد كنيم، بايد متذكر شويم كه آن ها حتى شك دارند كه همكارى ۱۰ ساله استقلال و وزارت رفاه واقعاً تا پايان مدت مورد بحث به طول انجامد و تا اين لحظه نيز تغيير و تحول اساسى و عظيمى در باشگاه صورت نگرفته و بيشتر اين شايعه و سوال مطرح بوده است كه جايگاه مديرعامل و ساير اعضاى هيات مديره باشگاه در وضعيت جديد چه خواهد شد و آيا ماندنى اند يا خير.
076680.jpg
قلعه نويى گفته است كه استقلال هنوز بيشتر يك تيم است تا باشگاه و ابراز اميدوارى كرده است كه انتقال قيموميت باشگاه به وزارت رفاه باعث حل اين مشكل و تبديل استقلال به يك باشگاه قدرتمند شود.
در عين حال اين بحث و بيم و احتمال وجود دارد كه وزارتخانه هاى مورد بحث در زمان و دوره همكارى قيد شده در متن قرارداد كمك هاى لازم را ارايه بدهند ولى از ايجاد ساختارى قوى در باشگاه كه پس از قطع همكارى فيمابين پابرجا بماند، غافل باشند و همه چيز لحظه اى و فقط براساس يك بينش موقتى و براى همان دوره ذكرشده در متن قرارداد صورت گيرد.
عجيب است كه در دوره رويكرد وسيع «ورزش» هاى دنيا به امر خصوصى سازى ودورى جستن از الزام هاى دولتى باشگاه هاى ما به نقطه اى مى رسند كه چيزى خلاف اين برايشان ضرورى شناخته مى شود. اين چيزى است كه بايد تصحيح و ترميم و روش و رويكردى اتخاذ شود كه باشگاه هاى ما براساس ملاحظات آزاد اقتصادى حركت كنند و نه وابسته و متكى بودن به نهادهايى كه شايد امروز به عرصه مشاركت در امر ورزش كشيده شده باشند، اما اطمينانى در دست نيست كه ۱۰ و يا حتى پنج سال بعد همين مساله از آن ها خواسته و طلب شود و خود نيز چنين چيزى را بخواهند.
پرواز نصف و نيمه تنيسورهاى ايران
تدارك ايران براى مسابقات دسته سوم جام ديويس
076737.jpg
پايه هاى تشكيل مجدد تيم ملى تنيس ايران گذاشته شده و هدف حضور در رقابت هاى گروه سوم آسيا در چارچوب مسابقات جام ديويس (تنيس تيمى قهرمانى مردان جهان) ۲۰۰۶ طى تيرماه سال آينده است.
براى آن ها كه نمى دانند بايد توضيح بدهيم كه پس از سقوط تيم ملى تنيس ايران از گروه دوم آسيا در پايان فصل گذشته، براى دومين بار طى ۱۰ سال اخير گذارمان به دسته سوم آسيا افتاده كه البته واقعه تاسف آورى است، اما چاره اى نيست و بايد در اين رده به ميدان آمد و جواز بازگشت به دسته دوم را كسب كرد.رقابت هاى گروه سوم همان طور كه قبلاً آمد، تيرماه سال آينده در خاك فيليپين برگزار مى شود. قرار است تيم هاى اين گروه به طور مجتمع و فشرده ديدار كنند. آن ها به دو دسته تقسيم خواهند شد و ظاهراً مقرر شده است كه يكى از «سيدهاى» اول ما باشيم و ديگرى خود فيليپين. شش تيم ديگر چندان قوى نيستند و گمان مى رود كه مغلوب ما شوند و بر اين اساس پيش بينى مى گردد كه هر چه در مصاف رودرروى ما و فيليپين به عنوان سر گروه هاى دو دسته شكل گيرد، هر دو تيم بالا بروند.مرتبه قبلى كه به پيكارهاى گروه سوم آسيا تبعيد شديم، چيزى حدود ،۱۲ ۱۳ سال پيش و محل انجام رقابت ها اگر اشتباه نكرده باشيم در بحرين بود و تيم ما تمام حريفان خود را برد و صعود كرد و دوباره دسته دومى شد، اما اگر اين بار نيز چنين شود، بايد از خود بپرسيم چه عواملى سبب شده است كه در ،۱۰ ۱۵ سال اخير مكرراً در وضعيت فعلى بمانيم و مثل يويو چرخ بخوريم و نه چنان قوى شويم كه به دسته يك راه يابيم و آن جا ماندنى شويم و نه چنان ضعيف و نابود كه مستاجر دايمى دسته سوم قاره.
نيروهاى پراكنده
حتى دسته دوم آسيا نيز با ظرفيت هايى كه تنيس ما طى تاريخ داشته، مامن و جايگاه شايسته اى محسوب نمى شود، اما وقتى از دسته دوم هم سقوط مى كنيم اين مساله خبر از ايرادهاى بنيادينى مى دهد كه در تنيس ما بروز كرده است و در پى حل آن نبوده ايم.پراكنده بودن نيروها و وقف شدن وقت ملى پوشان به كار پرسود تدريس تنيس به نوآموزان و استراتژى نداشتن درازمدت تنيس و «بسيار محدود و منحصر بودن» اين رشته به همان نفرات هميشگى نشانگر اين است كه هيچگاه به رشد ريشه اى و اساسى دست نيافته و دور خود چرخ زده ايم.اشكان شكومن كه در سال هاى اخير همپا با انوشا شاهقلى يكى از دو مرد اول تنيس ايران بوده، مدعى است كه دليل اصلى حذف شدن مان از گروه دوم آسيا طى فصل گذشته مولود بد اقبالى و قرعه نامناسبى بوده است كه آورده ايم، اما گمان نمى رود اين طور باشد، زيرا در عمل «عمده تلاش» ما طى دهه جارى صرف ابقا در اين دسته و پرهيز از سقوط به دسته سوم شده است و اين نشان مى دهد كه سقف كلى توان مان همين است كه مى بينيم.
روش انتخاب ملى پوشان
قرار شده است چيزى حدود ۱۲ بازيكن براى تشكيل مجدد تيم ملى گردهم آيند كه از اين تعداد هشت نفر از رده سنى بزرگسالان خواهند بود و چهار نفر هم از جوان ترها و شهرستانى ها هستند. بين آن ها يك دوره مسابقه انتخابى برگزار مى شود و چهار نفر ته جدول خط خواهند خورد و هشت نفر باقى مانده به اردو مى روند و خردادماه ۸۵ از بين آن ها چهار نفر براى اعزام به مانيل انتخاب خواهند شد. با اين كه حاصل كار ظاهراً نامشخص است، بعيد است كه به جز همان شناخته شده ها و باتجربه ترها كسى جزو مسافران فيليپين باشد.شايد الان براى پيش بينى صريح و دقيق نتايج حاصله در مانيل زود باشد، اما بهتر است در صورت كسب مجوز حضور مجدد در گروه دوم آسيا فدراسيون تنيس برنامه هاى مدون و درازمدتى را براى اين ورزش بريزد تا هر كس بداند چه وظايفى دارد .
هنوز هم كافى نيست
درست است كه شمار تورنمنت هاى بين المللى در تنيس ما طى سال هاى اخير با برگزارى رقابت هايى مثل فيوچرز و چلنجر بسيار بيشتر از سابق شده است، اما اين ميزان هنوز هم كافى نيست و اگر بود مردان ما در ۹۵ درصد اوقات در همان مراحل اول و دوم در جدول اصلى اين گونه رقابت ها بازنده و حاشيه نشين نمى شدند.
بايد كارى اساسى كرد. بيم آن مى رود كه غلبه بر امثال فيلپين به چنان هدف مهمى تبديل شود كه از ياد ببريم كه در دهه هاى ۱۹۶۰ و ۱۹۷۰ چه وضع روشنى در تنيس آماتورى آسيا داشتيم و فراموش كنيم كه در حال حاضر تايلند و ژاپن در تنيس جهان به چه مدارج مقبولى رسيده اند و هند همواره چنين جايگاهى را داشته است. راضى بودن به حداقل و هيچگاه پرواز نكردن و حركت هاى نصف و نيمه ايراد بزرگ تنيس ما در سه دهه اخير بوده و امروز كه تدارك دورادور ما براى شركت در مسابقات گروه سوم آسيا و براى پنج ماه بعد شروع شده است، اين قضيه بيش از هر زمانى نمود دارد.
جان ترى: حاضريم براى مورينيو جان بدهيم
تيم فوتبال چلسى انگلستان، هم اينك يكى از تيم هاى بزرگ فوتبال اروپا و جهان است.تيمى كه ستارگان پرتعدادى را از اروپا و نقاط مختلف جهان جمع آورى كرده است. اما همه اين ستارگان در «بيرون» و «داخل» زمين فوتبال، عاملى براى هدايت و رهبرى خود دارند.در بيرون از زمين، خوزه مورينيو، مربى پرتغالى، تيم را با زيركى و دقت زيادى هدايت مى كند و در داخل زمين، مغز متفكر و گرداننده تيم «جان ترى»، مدافع باهوش و كاربلد تيم است كه ناگفته هاى تيمش را اين چنين بيان مى كند:
076716.jpg
محمدرضا سروش

* آقاى ترى، پس از تساوى يك - يك در جام حذفى با اورتون، تقابل مجدد با اين تيم چه معنا و مفهومى برايتان دارد؟
** پرواضح است خيلى خوشايند نيست. آن هم در شرايطى كه تقويم كارى ما خيلى پر است.
* به عنوان كاپيتان چلسى توصيه اى هم به بازيكنان تان داريد؟
** بله. من در مورد همه حريفان، آنچه را كه بدانم، به هم تيمى هايم به عنوان تجربه منتقل مى كنم.
* توصيه اى هم براى كسب پيروزى مى كنيد؟
** قطعاً. پرواضح است كه هدف ما كسب پيروزى در همه ديدارهايمان است. دسترسى به اين هدف براى حفظ روحيه تيم خوب است. ضمن اين كه تيم هايى كه پس از ما قرار دارند، به هراس مى افتند.
* به چه نحو؟
** وقتى به گذشته نگاه مى اندازيم، مى بينيم آرسنالى ها چنين نقشى را ايفا مى كردند. آنها بازى به بازى، مسابقات شان را مى بردند. اين جورى حريفان ديگر به دلهره مى افتادند. حالا نيز ما بايد چنين نقشى را ايفا كنيم.
* اما در اين بين امكان لغزش نيز مى رود.
** درست است. متاسفانه فصل فوتبال در انگلستان فوق العاده طولانى است. در اين حالت شما در پيكارهاى پرتعداد متفاوتى درگير هستيد. پس هر آن امكان افت و خيز پيش مى آيد.
از اين رو ما بايد خدا را خيلى شكر كنيم كه ريتم تقريبا ثابت و يكدستى داريم.
* دقيقا روى اين مساله، يعنى استمرار و يكدستى تيم، آيا خوزه مورينيو مربى تيم تاثيرى هم داشته؟
** بله. قطعا.
* خب چگونه؟
** روشن است در اين حالت از استمرار قدرت، مربى  ما، تاثير شگرف و بسيارى داشته است، به طورى كه ديگر عادت كرده ايم هميشه همين روال و كيفيت كار را ارايه دهيم.
* نگفتيد مورينيو اين كار را با چه تمهيداتى انجام مى دهد؟
** او براى خودش يكسرى روش ها و سبك خاص دارد. سبكى كه من نمى توانم شرح بدهم. اما فقط مى گويم مورينيو، مربى است كه با هر بازيكن و ستاره تيم به روش خاص همان بازيكن، رفتار مى كند كه اين واقعا امرى خارق العاده است.از اين رو او هميشه تيمى دارد كه در اوج است و بعد خودش را در بالاترين حد، تكرار مى كند.
* مى گويند مورينيو به گونه اى با بازيكنان رفتار كرده كه به اعماق دل همه ستارگان تيم رسوخ كرده است.
** بله. اين ادعا واقعا درست است. طورى كه ما بازيكنان با تمام وجود برايش بازى مى كنيم و حاضريم به خاطرش جان هم بدهيم.
* مربيان زيادى هستند كه در محافل عمومى خيلى از بازيكنان شان تعريف و تمجيد نمى كنند. اما گويا مورينيو، مربى است كه زياد دست به تعريف از تيم مى زند.
** بله. براى يك فوتباليست هيچ چيز بهتر از اين نيست مورد ستايش و تقدير مربى اش واقع شود. اما مورينيو با دقت و اشرافى كه بر كار دارد، اين كار را مى كند.
* آن وقت به شماها احساس خوبى دست مى دهد؟
** بله. احساس بسيار عجيبى كه نمى توانم وصف اش كنم. فقط همين بس كه به آدم انرژى فوق العاده زيادى مى دهد.
* خود شما چه كار مى كنيد تا سطح فوتبال تان بهبود يابد؟
** من توجه زيادى به آمار و ارقام دارم. هر فصل كه به پايان مى رسد و ما به تابستان و اوقات فراغت مى رسيم، به عملكرد خود و تيمم نگاه مى اندازم و شروع به ارزيابى مى كنم.اينجورى مى بينم در كجاها ضعف داشته و در چه جاهايى هم كار را به صورت مطلوب انجام داده ام. بعد هم مشغول رفع نقاط ضعفم در تمرينات مى شوم. البته براى اين منظور فقط به تمرينات تيمى اكتفا نمى كنم و انجام تمرينات فشرده و طاقت فرسا انفرادى را در دستور كار قرار مى دهم. جالب است بگويم فرانك لمپارد هم تمريناتى عين من انجام مى دهد.
* يعنى او هم به صورت انفرادى و گروهى تمرين مى كند؟
** بله. اگر مى بينيد او الان تا اين حد در كارش موفق است و يك چهره پرآوازه در فوتبال انگليس و جهان به شمار مى آيد، دقيقا به خاطر همين استمرار و زياد تمرين كردن است. به طورى كه هر روز وقت زيادى را صرف تمرين شوت زنى مى كند و بعد بهره اين كار را هم همانگونه كه در مسابقات مى بينيم، مى برد.
* حالا كه اينقدر با صداقت و در عين حال با شور و هيجان حرف مى زنيد، فكر مى كنيد در چه زمينه هاى ديگرى مى توانيد سطح كارايى خود را ارتقا دهيد؟
فكر ميكنم بايد روى چند مورد در آينده بيشتر كار كنم. مثلا گاهى اوقات در زمان حمله تيم حريف، بى هدف زير توپ مى زنم. در حالى كه بايد ياد بگيرم در همان حال، توپ را هدفمند به خط ميانى و حمله بسپارم تا راحت تر تدارك ضدحمله ديده شود.
* مثل همه بازيكنان دنيا كه زمانى در خواب و خيال رسيدن به حد و اندازه هاى ستاره اى بوده اند، آيا شما هم الگويى داشته ايد؟
** بله. من هميشه به كار مارسل دسايى، كاپيتان سابق چلسى و تيم ملى فرانسه دقت و توجه مى كردم. مى ديدم او با چه تعصب و شور و شوقى به كار مى پردازد. به خودم مى گفتم بايد آنقدر كار كنم كه روزى مثل او شوم.
* فرانك لبوف چطور؟
** او هم مدافع خوبى بود كه استعداد زيادى داشت و براى چلسى زحمت زيادى كشيد. او مى توانست پاس هاى بسيار دقيقى را بدهد.
* با اين اوصاف فكر مى كنيد بتوانيد به عنوان سوپراستار موفق در مسابقات جام جهانى ۲۰۰۶ افتخار كسب كنيد؟
** بله. اين امكان وجود دارد. هر چند كه در جام جهانى رقابت بسيار دشوار هست. فكر مى كنم نه فقط من، بلكه همه اعضاى تيم ملى انگلستان، مثل من براى شروع جام جهانى آلمان لحظه شمارى مى كنند تا قدرت شان را نشان دهند.
* از اين حرف آيا مى توان تعبير كرد انگلستان سوداى قهرمانى در سر دارد؟
** شك نكنيد! خوشبختانه ما به قدر كافى ستاره داريم. ستارگانى كه فوق العاده آماده هستند و قابليت انجام رزمى بزرگ به اسم جام جهانى را دارند.
گذر و نظر
گلف و زمين هاى بيشتر
076746.jpg
در خبرها آمده بود كه رييس سازمان تربيت بدنى دستور داده كه زمين هاى گلف در سراسر كشور گسترش پيدا كنند تا دست فدراسيون براى همگانى كردن اين ورزش بازتر بشه، خب جاى خوشحاليه با تلاشى كه فدراسيون گلف از خودش تو اين چند وقت نشون داده از اين به بعد بايد منتظر باشيم تا علاوه بر افزايش زمين، گلف آهسته، آهسته تو خونه هامون راه پيدا كنه، پس اول مى ريم بيرون و در فضاى باز حسابى آموزش مى بينيم بعد هر وقت دلمون خواست، تو خونه، تو كوچه، سر كار يا هر جاى ديگه گلف بازى مى كنيم.
قدرشناسى
يك عادت بدى كه ما ايرانى ها داريم اينه كه تا وقتى يك آدم زحمت كش و مفيد سرپا و قبراق كارش را انجام مى ده قدر زحمت هاى او را نمى دانيم و تازه وقتى كه تو بستر بيمارى مى افتد يا به رحمت ايزدى مى ره يادش مى افتيم و حلوا حلواش مى كنيم، نمونه بارزش همين مجيد سبزى، آدم وقتى متوجه مى شه كه سبزى از جيب خودش براى بچه هاى زيردستش خرج مى كرده تا چيزى كم نداشته باشن اونوقت واسه خرج و مخارج زندگى خودش لنگ مى زده واقعاً مى مونه كه چى بايد بگه. فقط بايد به آقايون مدير گفت تورو خدا قدر اين جور آدم ها را بيشتر بدونيد.
بوكسورهاى بى پول
076752.jpg
از سروروى ورزش ايران بى پولى مى باره، اصلا فرقى نمى كنه كه انگشت روى چه رشته اى بگذاريد. همه از ندارى مى نالند، آخه مگه ميشه يك ملى پوش يكسال حقوق نگرفته باشد، چه جورى ميشه از اين آدم توقع مدال و افتخار آفرينى داشت. بوكس ايران همين جورى در مسابقات بين المللى لنگ مى زنه واى به روزى كه بوكسورها مشكل مالى هم داشته باشند، آن وقت ببينيد چى مى شه، بابا به خدا ثواب داره به داد ورزشكارا بخصوص ملى پوش هاى اين جور رشته ها برسين همه ى ورزش فقط فوتبال و كشتى و چند رشته ديگر نيست.
شكست صنام
صنام هنوز درگير مسايل رفتن كارخانه، سرمربى قبلى خود است، صنامى ها ديگر آن تيم مقتدر قبل نيستند، شايد صنام قبلاً بسيار سخت و آن هم ۳-۲ مى باخت، اما الان خيلى راحت ۳ بر صفر مى بازد و نشانى از بزرگى ندارد، ظاهراً دست حيدرى، مربى جديد و زحمتكش اين تيم حسابى در پوست گردو مانده و بنده خدا نمى دونه چطورى از اين وضعيت خلاص بشه، شايد با كمى صبر و تحمل مشكلات حل بشه، شايدم...
استقلال و قهرمانى
نه خير، استقلال دوست نداره كه قهرمان بشه، آخه مگه يه تيم چندبار بايد از يك راه شناخته شده ضربه بخورده، آبى ها چهار فصله كه ليگ رو خوب شروع مى كنن ولى درست جايى كه بايد نتيجه بگيرن، خودشون با دست خودشون حاشيه درست مى كنن، اين فصل هم درست همين اتفاق داره تكرار مى شه، استقلال داشت خيلى خوب كار مى كرد كه هيات مديره عوض شد تازه قبل از اين هم يه سرى از بازيكن ها شروع كرده بودند عليه كادر فنى حرف زدن، خب با اين اوصاف به ما حق بدين كه بگيم استقلالى ها قهرمانى را دوست ندارند.
زمين آزادى
076749.jpg
حالا كه صحبت از افزايش زمين هاى گلف شد بد نيست راجع به يك زمين ديگر هم يه چيزهايى بگوييم، همين زمين ورزشگاه آزادى، يه زمانى اين زمين و چاله چوله هاش معضل فوتبال بود، حالام مسطح نگه داشتنش شده معضل، بازى پرسپوليس در جام حذفى درست به همين خاطر لغو شد، درسته كه اين روزها جمعيت زيادى از بازى هاى وسط هفته استقبال نمى كنند اما اگه قرار باشه با اين بهانه بازيهاى مهم ديگر هم لغو بشه اونوقت بايد چيكار كرد؟
بازگشت
حكايت محمد بنا و فدراسيون كشتى هم از اون حكايت ها است كه حالا، حالا ها از ذهن پاك نمى شه، ما آخرش هم نفهميديم بالاخره اين ها با هم كنار ميان يا نه، يه روز خبر مى رسه كه بنا ساكش رو برداشته و زده بيرون، بعد فدراسيونى ها با پيغام و پسغام دنبالش مى فرستند، روز ديگه يك جلسه تو فدراسيون برقرار مى شه و بنا مى گه من نه قهر كرده بودم و نه خسته شده بودم، يكى نيست اين وسط تكليف ما و علاقه مندان كشتى را روشن كنه كه حرف چه كسى رو بايد قبول كنيم و اصلاً اين وسط مقصر واقعى كيه؟


|   شناسنامه   |   آرشيو   |