بررسى چالش هاى گذشته حال و آينده در هنگام مطالعه مقوله امنيت ملى جمهورى اسلامى همواره حائز اهميت بسيار بوده است. مقاله پيش رو سعى دارد با روشى استراتژيك زاويه جديدى از امنيت ملى كشور را مورد بازخوانى قرار دهد. از ديدگاه مولف مواجهه با تهديدات فرهنگى مستلزم تغيير ساختار نظام امنيت ملى و نگاهى مجدد به جايگاه فرهنگ در اين ساختار مى باشد. توجه شما را به مطالعه اين رويكرد جلب مى كنيم.حجت الاسلام رضا غلامى
امنيت در لغت به حالت فراغت از هرگونه تهديد يا حمله و آمادگى جهت رويارويى با آنها اطلاق مى شود. [۱] معمولا در علوم سياسى و حقوق امنيت به پنج بخش امنيت فردى، اجتماعى، ملى، بين المللى و امنيت جمعى (Colective Security)تقسيم مى شود.
امنيت ملى كه در اين گفتار به آن خواهيم پرداخت به حالتى اطلاق مى شود كه در آن هر ملتى فارغ از تهديد تعرض به تمام يا بخشى از جمعيت، دارايى يا خاك خود به سر مى برد. [۲]
از اين منظر بررسى ساختار امنيت ملى يكى از موضوعات بين رشته اى [۳] به شمار مى رود كه تاكنون در كشورمان تحقيقات قابل توجهى درباره آن صورت نگرفته است. بدون ترديد ايران پس از پيروزى انقلاب اسلامى مستمرا با چالشها و تهديدات مخاطره آميز مواجه بوده و از اين لحاظ همواره تعريف و تامين امنيت ملى موضوعى حائز اهميت در نظر گرفته شده است.
واقعيت آن است كه تاكنون هيچ تعريفى از امنيت ملى كه مورد توافق همگان باشد ارائه نشده و عمدتا اين مقوله در چارچوب ملاحظات نظامى و انتظامى مورد توجه بوده است. اين در حالى است كه مطمئنا مى توان تعريف هاى دقيقى با در نظر گرفتن ابعاد امنيت ملى از آن ارائه كرد به نحوى كه تمركز مسئوليت حراست از امنيت كشور صرفا بر روى نيروهاى نظامى و امنيتى قرار نگيرد.
به عبارت ديگر بايد تعريفى از امنيت ملى ارائه كرد كه سهم انديشه و فرهنگ در آن به صورت دقيق مشخص شده باشد. دانشكده دفاع ملى كانادا امنيت ملى را چنين تعريف مى كند: امنيت ملى حفاظت از شيوه پذيرفته شده زندگى مردم است كه با نيازها و آرمان هاى مشروع ديگران نيز سازگار مى باشد. امنيت شامل فارغ بودن از حمله نظامى يا فشار، آزادى از انهدام داخلى و رهايى از زوال ارزشهاى سياسى، اقتصادى و اجتماعى است كه براى نحوه زندگى اساسى است. [۴]
اما درخصوص انقلاب اسلامى بايد گفت اين حركت كه تحقيقا بيشتر يك انقلاب فرهنگى است همواره از همين زاويه فكرى - فرهنگى نيز مورد تهديد واقع شده است. اين تهديد به ويژه پس از پايان جنگ تحميلى روند فزاينده اى به خود گرفته است. همچنين شواهد گوياى اين مهم است كه انقلاب اسلامى در دهه آينده و به ويژه با ظهور نسل هاى جديد با چالش هاى فكرى - فرهنگى جدى ترى مواجه خواهد بود كه اين وضعيت صرف نظر از تاثير پروسه ارتباطات و اطلاعات جهانى بر آن عمدتا با مقاصد شيطنت آميز از سوى شبكه هاى مخالف خارجى و داخلى طرح ريزى گرديده است.
|
|
|
بنابراين مى توان تعريف تازه اى از طرح امنيت ملى ارائه كرد كه شامل موقعيت خاص كشورمان نيز باشد: طرحى كه منابع و امكانات مادى و معنوى كشور را به منظور حفظ حراست و ترويج منافع ملى، ارزشهاى انقلاب اسلامى و فرهنگ ملى و دينى، بسيج و سازماندهى مى كند. طبعا اين طرح بايد مبتنى بر اصولى روشن و مجاب كننده باشد تا بتواند به مثابه نيرويى هدايت كننده در بخشهاى سياسى، فرهنگى، اقتصادى و نظامى كشور عمل كند. هنگامى كه اين اصول شناخته شدند بايد از آنها نه تنها در جهت مشخص كردن اولويتهاى منافع ملى بلكه علاوه بر آن همچون شيوه اى جهت تصميم گيرى درخصوص چگونگى حفاظت از اين منافع در برابر تهديدات معين نيز بهره جست.
هدف از طراحى شيوه مذكور انضباط و قدرت بخشيدن به اين تصميم است كه در جمهورى اسلامى چگونه، كجا و تحت چه شرايطى بايد امكانات مختلف را به كار بست.
اين كوتاه نوشته بدون انگيزه سنجش قدرت ملى در حوزه فرهنگ و با پيش فرض قراردادن اولويت مند بودن اين ديدگاه در امنيت ملى كشور، درصدد نگاهى راهبردى به امنيت ملى از زاويه فرهنگ است.
۱. علل بى سهم ماندن فرهنگ در امنيت ملى:
وقتى سخن از دانش امنيت ملى به ميان مى آيد تصور بر اين است كه بايد آن را صرفا در مراكز و دانشكده هاى نظامى و امنيتى جست وجو كرد. متاسفانه در مراكز تصميم گيرى نگاه فرهنگى به امنيت از جايگاه شايسته اى در ساختار نظام امنيت ملى كشور برخوردار نيست. صرف نظر از اين واقعيت تماس و برخورد غيرفرهنگى با مقوله هاى فرهنگى موضوعى است كه همواره كشور ما را در برابر تهديداتى از اين نوع آسيب پذير ساخته است. اين معضل علاوه بر فقدان اعتقاد به وجود تهديد جدى فرهنگى در فرضى خوش بينانه به خلا برآورد ملى از تهديدات و خطرات فرهنگى باز مى گردد. بنابراين بايد پذيرفت كه فرايند تصميم گيرى و تصميم سازى در اين زاويه مى بايست با نگاهى كاملا تخصصى توام باشد. بر اين اساس شش ضعف اساسى ذيل در حوزه امنيت ملى جمهورى اسلامى ايران قابل توجه مى باشد:
۱- فقدان اعتقاد به وجود تهديد امنيتى جديد از زاويه فرهنگى (فقدان درك دقيق از مفهوم و مراتب تهاجم فرهنگى) .
۲- عدم توجه به فرهنگ در تعريف امنيت ملى به جهت رشد نامتوازن اين مفهوم همگام با تحولات جهانى.
۳ - فقدان برآورد ملى از مخاطرات و ترسيم ابعاد و دامنه تهديدات فرهنگى.
۴-عدم مواجهه تخصصى با مقولات فرهنگى در حوزه امنيت ملى (جمع آورى اطلاعات، پردازش، تئورى سازى، تعيين استراتژى، تاكتيك، برنامه و اجرا).
۵- فقدان قدرت و اقتدار در متوليان و هماهنگ كنندگان فعال امور فرهنگى.
۶- عدم گسترش دانش امنيت بيرون از دايره عناصر نظامى و امنيتى (فقدان مشاركت پذيرى در تامين امنيت ملى).
۲- لزوم برخوردارى از دانش عملياتى استراتژيك
بى ترديد امروزه در فضاى انقلاب اطلاعاتى امنيت ملى رابطه تنگاتنگى با فناورى اطلاعات دارد. دارندگان اين فناورى در صورتى كه از دانش عملياتى استراتژيك نيز برخوردار باشند همواره از قدرت برتر در تامين امنيت ملى بهره مند مى شوند. تصميم گيرندگان و سياست گذاران پس از تعريف دقيق دامنه امنيت ملى اطلاعات و داده ها را جهت تصميم گيرى و اقدام سازماندهى و تنظيم مى كنند. [۶] نبايد فراموش كرد كه اين مرحله يعنى ورود و سازماندهى اطلاعات يك عمليات رشته اى و بعضا بين رشته اى است كه مى بايست كاملا در فضاى تخصصى مرتبط با آن انجام گيرد چرا كه در غير اين صورت اطلاعات و داده ها فاقد ارزش خواهند بود. پس از اين مرحله نوبت به پردازش اطلاعات مى رسد. اين پردازش محور تعيين كننده اى در مراحل پيشينى براى اتخاذ يك تصميم صحيح و به موقع قلمداد مى شود. معمولا پردازش سطحى و كم عمق كه از جامع نگرى نيز بى بهره است تصميم گيرندگان را با اشتباهات فاحشى مواجه مى كند.
دانش عملياتى استراتژيك در واقع طراحان امنيت ملى كشور را با فرايند صحيح عمليات در حوزه امنيت ملى و شيوه هاى مقابله با چالشهاى حال و آينده بيشتر آشنا مى سازد.
با اين وجود اين دانش در كشور ما عمر بسيار كوتاهى دارد و فارغ التحصيلان اين رشته كم تعداد و اغلب فاقد تجربه كافى مى باشند، لذا تقويت اين رشته به ويژه توسعه آن در مقوله فرهنگ و عناصر فرهنگى بسيار ضرورى به نظر مى رسد.
۳- گامهاى نخست در تدوين برنامه استراتژيك
علاوه بر تلاشهاى گسترده و مهمى كه بايد به منظور رفع نقايص و كاستى هاى موجود و جهت مقابله با تهديدات كنونى يا در حال ظهور عليه كشور در حوزه فرهنگ انجام شود مى بايست چهار اقدام مقدماتى به مثابه گام هاى نخست براى تهيه يك برنامه استراتژيك در حوزه فرهنگ پيش بينى شود. نبايد فراموش كنيم كه متاسفانه هنوز استراتژى هاى قابل قبولى براى مواجهه صحيح و به موقع با چالشهاى فرهنگى در كشور وجود ندارد و طرح ها و برنامه هاى فرهنگى دستگاه هاى مختلف كشور اغلب غيرمنسجم، ناهماهنگ و حتى بعضا متناقض و ضدامنيت ملى مى نمايد. در هر حال اين چهار اقدام اصلى عبارتند از: ارزيابى امكانات و قابليت هاى فكرى - فرهنگى بالفعل و بالقوه، شناسايى منابع و شناخت روش ها و انتخاب ابزارها.
در طى اين مطالعه اولا نقاط ضعف و قوت به ويژه در بخش منابع آشكار خواهد شد، ثانيا كارآيى و كارآمدى روشها و ابزارها نيز مشخص شده و ما را به سوى تهيه طرحى جهت ايجاد قابليتهاى متناسب با سطوح تهديد و اقدام رهنمون خواهد ساخت. بايد توجه داشت كه پيش از قابليت افزايى و به عبارتى تقويت پى ساختها ورود عجولانه به صحنه عمليات در خوش بينانه ترين نگرش تاثيرات مقطعى و در نگاهى واقعيت انگارانه پيامدهاى مخربى در پى خواهد داشت.
۴- ضرورت تحول در دكترين استراتژى امنيتى
در موقعيت تهاجم فرهنگى، دفاع تنها گزينه براى مقابله قلمداد مى شود ولى در درازمدت دفاع به تنهايى قادر به مقابله موثر با گسترش عميق تهديدات نيست. صرف نظر از اين كه انفعال نوعى قرارگرفتن در موضع ضعف مى باشد مدافعين را از جهت روحيه نيز تدريجا دچار ضعف خواهد كرد. لذا بهترين مواجهه با تهديدات فرهنگى دفاع در كنار اتخاذ موضعى فعال است كه ما از آن به اقدامات بازدارنده با هدف ايجاد مصونيت نام مى بريم. براى طراحى و شكل گيرى سلسله اقدامات بازدارنده، تقويت ورودى و پردازش اطلاعات با انگيزه گمانه زنى درباره آينده كاملا ضرورى است. مجددا بايد يادآور شد كه گمانه زنى درباره آينده يك پروژه پژوهشى است كه بايد در حوزه تخصصى مرتبط و از سوى متخصصان همان رشته صورت گيرد. ذيلا به دو نمونه از اقدامات بازدارنده موثر اشاره خواهد شد كه مى تواند از جايگاهى ويژه در ساختار نظام امنيت ملى كشور برخوردار گردد.
۵- توليد علم و نظريه پردازى
موضوع ضرورت ايجاد «جنبش» توليد علم و نظريه پردازى كه نخستين بار نزديك به دو سال و اندى پيش از سوى رهبر معظم انقلاب مطرح و پيگيرى شد، مى تواند يك استراتژى بازدارنده و پيشرو در حوزه امنيت ملى جمهورى اسلامى ايران باشد.
امروز عمده رقابت هاى قدرتهاى جهانى از طريق توليد و عرضه علم و فناورى صورت مى گيرد و برخوردارى از علم و فناورى يكى از امتيازات اساسى در اين رقابتها محسوب مى شود. اما بايد توجه داشت كه موضوع توليد علم فناورى و نظريه پردازى صرفا در حوزه علوم طبيعى فنى و علوم مشابه محدود نمى شود بلكه به صورت هم عرض و بلكه با مراتبى حائز اولويت در حوزه علوم انسانى نيز متبلور مى گردد. در اين ميان در كشور ما به اقتضاى اهداف انقلاب اسلامى و نوع تهديدات گذشته و پيش رو طراحى و تئورى پردازى در علوم انسانى و دين پژوهى از اهميت خاصى برخوردار است. توليد علم و نظريه پردازى در كشور ما در حالى به عنوان يك ضرورت مطرح مى شود كه: ۱- قابليت و پتانسيل آن در ايران به ويژه در زمينه نيروى انسانى مستعد و با انگيزه در حد قابل توجهى وجود دارد. ۲- توليد علم و نظريه پردازى به سرعت كشور را در حوزه علوم تجربى و انديشه سازى از موضع انفعال خارج و در موضع فعال قرار خواهد داد. ۳- بسيارى از تهديدات جهانى عليه ايران خنثى و يا كمرنگ خواهد شد. ۴- به تدريج بسيارى از محدوديتهاى ناشى از تحريم هاى اقتصادى عليه كشور مرتفع خواهد شد. ۵- ايران در مواجهه با پروژه جهانى شدن ضمن حفظ استقلال، قدرت رقابت و بازيگرى بيشترى خواهد داشت. ۶- انقلاب اسلامى ايران از جهت فكرى قدرت رهبرى مطلق جهان اسلام را به صورت دو چندان به دست خواهد آورد. ۷- بسيارى از منازعات سياسى بى ثمر داخلى در مسير جنبش توليد علم به سمت سازندگى، رفع معضلات اساسى و به عبارت دقيق تر همان وفاق ملى تغيير خواهد كرد.
با وجود اهميت موارد هفتگانه فوق توليد علم و نظريه پردازى هنوز در ساختار تعريف امنيت ملى جمهورى اسلامى ايران جايگاهى ندارد و سهم مراكز پژوهشى در اولويتهاى امنيتى و بودجه امنيت ملى نزديك به صفر است.
۶. صدور انقلاب:
صدور انقلاب- يكى از استراتژى هاى موفق دهه نخست انقلاب- چندى است به علل ضعف نگرش و مديريت در چهارراه ترديد قرار گرفته و با ملاحظات يك سويه سياسى به امرى حاشيه اى بدل گرديده است. برخى صاحب نظران دليل اين افت يا توقف را كاهش زايندگى فكرى در حوزه علوم انسانى كشور تفسير كرده اند. اما بايد گفت كه اين يك برداشت ناقص و ناشى از نوعى فقدان برآورد از تحولات فكرى ايران طى ربع قرن اخير است كه هر چند ناكافى اما قابل توجه مى باشد. چه بسا تلقى اشتباه از صدور انقلاب در داخل به خاطر روش شناسى غيردقيق، ناكامى در برخى برنامه ها يا عدم ترسيم ابعاد و دامنه تاثيرگذارى انقلاب در بيرون مرزها پيوند اين مقوله با چارچوبهاى سياسى و يا اقدامات رعب انگيز غرب براى جلوگيرى از گسترش تفكر انقلاب اسلامى در جهان موجب عدم گسترش هدفمند اين طرح شده باشد، ولى در هر صورت صدور انقلاب همچنان مى تواند به عنوان يك استراتژى بازدارنده در مواجهه با تهديدات بين المللى عليه منافع و امنيت ملى كشور در نظر گرفته شود. بايد توجه داشت بدون وجود اين اعتقاد در كارگزاران فرهنگى كه انقلاب اسلامى به عنوان يك قدرت برتر فكرى - فرهنگى قادر به ايفاى نقش اساسى در شكل گيرى وضعيت آينده جهان خواهد بود استراتژى صدور انقلاب با ثمربخشى كامل همراه نخواهد بود. در پايان بايد گفت كه صدور انقلاب در حوزه امنيت ملى مى تواند فوايد ششگانه ذيل را براى كشور به همراه داشته باشد؛ يك: شكست دشمن در طرح انزواى تحميلى، دو: افزايش رو به گسترش قدرت بازدارندگى امنيتى، سه: برخوردارى از سهم متناسب در جهان براى جهت دهى به سياست هاى بين المللى در مسير منافع ملى، چهار: رهبرى و هدايت جهان اسلام در مسير اهداف انقلاب اسلامى، پنج: مبارزه موثر نسبت به گسترش مرزهاى جهانى شدن در ايران و جهان اسلام، شش: كاهش تهديدات عليه امنيت جهان اسلام.
پى نوشت ها:
[۱] دانشنامه سياسى، داريوش آشورى، ص ۳۸
[۲] همان، ص ۳۹
[۳]- Interdiseiplinary
[۴]- نيم نگاهى به مفهوم امنيت، دكتر مهرداد ميرعرب، ترجمه: دكترعبدالقيوم سجادى، فصلنامه علوم سياسى، ش ۹
[۵]- Strategic Knowledgment
[۶]- Operational Art for the Twenty- First Century, Roc a. Myers