يكشنبه ۱۵ مرداد ۱۳۸۵
۱۱ رجب ۱۴۲۷ - ۶ اوت ۲۰۰۶ - سال هشتم - شماره ۲۰۹۴
ادب و هنر
Tel: 88807116
Info@javandaily.com
sJavan.jpg
pdf PDF
Edition
صفحه نخست
داخلى
ايران و جهان
اقتصادى
حوادث
اجتماعى
فرهنگى
جوان ورزشى
جوان قرآنى
سراى ايرانى
گزارش
بين الملل
علمى
ادب و هنر
آرشيو
تماس با ما
گفت وگو با حجت الاسلام عمادالدين رضايى همدانى
نگاه
گفت وگو با حجت الاسلام عمادالدين رضايى همدانى
برگ درختان سبز...
112422.jpg
برخورد من با ايشان كاملاً از سر تصادف بود. پرسيدن يك آدرس در خيابان مقدمه آشنايى مان بود و باعث شد مقدارى از مسير خيابان را با هم طى كنيم. سر صحبت باز شد و از خودش گفت و اين كه چه كارها كرده است و اكنون مشغول به چه كارى است. برخورد خونگرم و مهربانانه او مرا مجاب كرد تا با دقت به صحبت هايش گوش فرا دهم.
از حرف ها و رفتارش معلوم بود كه اهل شهرستان است، وقتى از او پرسيدم اهل كجاست تازه موضوع كتابخانه اش را براى من بازگو كرد. اين مسأله باعث كنجكاوى من شد و از او خواستم تا اطلاعات بيشترى از كتابخانه  اش در اختيارم بگذارد. او نيز پذيرفت و اطلاعات كاملى درباره كتابخانه شخصى اش در اختيارم نهاد.


م. اميرى

عمادالدين رضايى روحانى است در كسوت يك معلم و از هزينه شخصى خود كتابخانه اى را تأسيس كرده است كه در آن بالغ بر ۲۵ هزار جلد كتاب نگهدارى مى شود كتبى با موضوعات مختلف چون قرآن و تفسير، تاريخ، جغرافيا، سياست، ادبيات و غيره. اين كتابخانه در روستاى اكنلو واقع شده كه از توابع كبودرآهنگ همدان است، با ۱۳۰ كيلومتر فاصله از مركز استان با طبيعتى كوهستانى سرسبز و زيبا، مردمى مهربان و سختكوش و يك روحانى از خودشان كه پس از پايان تحصيلات حوزوى برايشان كتابخانه اى ساخته است. وى ۴۲ ساله است، در اكنلو به دنيا آمده است و پس از پايان تحصيلات به حوزه هاى علميه همدان و تهران پانهاده، خارج فقه و اصول و درس هاى كلام، عرفان و فلسفه را خوانده است. عشق به كتاب، كتب خطى و قديمى در پايان تحصيل براى او چند هزار جلد كتاب فراهم آورد و اشيايى كه مى توانستند گوشه اى از دانش و فرهنگ اين مرز و بوم باشند. اين سرآغازى بود بر تأسيس كتابخانه در سال ۱۳۷۰. آغاز كار با ،۳ ۴ هزار جلد كتاب شخصى است، محلى با ۷۰۰ متر زيربنا را كه متعلق به خود اوست به كتابخانه اختصاص مى دهد. امروز اين كتابخانه ۲ هزار عضو دارد در منطقه بى نظير است و حتى از مركز استان و خارج از استان نيز به آن مراجعه مى شود.
حجت الاسلام رضايى در طى سال ها توانست عشق و علاقه خود را به كتاب ها و آثار قديمى و عتيقه و سنگ هاى قيمتى تبديل به مجموعه اى نفيس كند و قصد داشت با آن ها به تأسيس موزه اى در روستا دست بزند اما دزدان با اين نظر چندان موفق نبودند.
* لطفاً خودتان را معرفى كنيد و مختصرى از بيوگرافى خود را براى ما توضيح دهيد؟
** بسم الله الرحمن الرحيم با سلام و عرض ارادت و اخلاص به خدمت مسوولان محترم كتابخانه ملى ايران دامت تاييداتهم، بنده ناقابل عمادالدين رضايى همدانى در ۲۳ بهمن ۱۳۳۹ شمسى متولد قريه اكنلو از توابع شهرستان كبودرآهنگ همدان مى باشم. پس از پايان تحصيلات كلاسيك در حوزه هاى علميه همدان و تهران مشغول فرا گرفتن ادبيات، صرف و نحو، معانى و بيان، كلام، منطق، فلسفه، فقه، اصول، تفسير، حديث و عرفان شدم.
از ديگر فعاليت هاى اين جانب تحقيق و تتبع در معارف اسلامى و تاريخ و دروس حوزه علميه با استفاده از محضر اساتيد بزرگ مى باشد.
سخنرانى هاى مذهبى و تدريس و كارهاى تطبيق و استنساخ و فعاليت هاى كتابخانه و كتابدارى و همچنين تأليف كتب، رسالات و مقالات فراوان چاپ شده (و تعدادى از آن ها نيز در حال چاپ است) از ديگر كارهاى جانبى مى باشد.
* انگيزه شما از تأسيس اين كتابخانه و اين كه سرمايه خود را در اين زمينه صرف كرديد چيست؟
** به جهت اين كه اين منطقه از هر حيث محروم بود و از حيث فرهنگى محروم تر، كل درآمد خودم در اوايل تأسيس كتابخانه همه را صرف اين مؤسسه نمودم تا اين كه از نظر ارتقاى سطح فرهنگ گام مؤثرى برداشته شود.
* در مورد منطقه اى كه اين كتابخانه را در آن جا احداث كرديد، چه شد كه اين منطقه را انتخاب نموديد؟
** اولاً با توجه به اين كه آن محيط زادگاه بنده مى باشد لذا از محروميت آن منطقه آگاهى كافى و وافى دارم پس تصميم گرفتم كتابخانه را آن جا با توجه به قابليت و استعداد مردمان آن احداث نمايم. كه در حديث آمده «حب الوطن من الايمان».
* در مورد مراجعه كنندگان به كتابخانه بفرماييد بيشتر از چه قشرى هستند؟
** بيشتر جوانان و نوجوانان، دانش آموزان، دانشجويان، معلمان، استادان حوزه و دانشگاه در رشته هاى مختلف تحصيلى، از نقاط مختلف به اين كتابخانه مراجعه مى كنند و از منابع آن استفاده مى نمايند.
* ضمن معرفى كتابخانه فعاليت هايى را كه از طريق كتابخانه انجام داده ايد توضيح دهيد.
** اين كتابخانه در سال ۱۳۷۰ با تلاش و خون دل هاى فراوان و با هزينه شخصى راه اندازى شد و تاكنون فعاليت هاى چشمگيرى در زمينه نشر فرهنگ و معارف اسلامى داشته است، از جمله فعاليت ها كه جهت ترغيب و تشويق و جذب جوانان، نوجوانان و دانش آموزان اين روستا و روستاهاى مجاور انجام شده مى توان به اين موضوع اشاره نمود كه ده هزار جلد كلام الله مجيد و شش هزار و پانصد جلد كتاب هاى متفرقه به بازديدكنندگان و اعضا به طور رايگان هديه شده است.
هم چنين كلاس هاى متعددى در زمينه قرآن، اخلاق و احكام، كلاس هاى تقويتى و درسى و سخنرانى هاى گوناگون در خصوص معارف اسلامى و همچنين انتقال بعضى از محصلين مدرسه به بيمارستان و بعضاً عمل جراحى و خريد ملزومات پزشكى براى آن ها از كارها و ويژگى هاى اين كتابخانه مى باشد و هم چنين كمك به افراد بى بضاعت به اندازه وسع و توان خود: لايكلف الله نفساً الا وسعها.
* در مورد ويژگى هاى آن، وسعت آن و اين كه چه كتاب هايى در آن نگهدارى مى شود لطفاً كمى توضيح دهيد.
** محلى كه براى كتابخانه اختصاص داده ام قلعه اى قديمى و ۳۰۰ ساله است كه داراى مساحتى حدوداً ۷۰۰ مترى مى باشد كه قسمت اعظم آن به كتابخانه اختصاص دارد و كتاب هاى آن اغلب قرآن و تفسير، حديث، فقه و اصول، تاريخ اسلام و زندگى نامه معصومين (عليهم السلام)، تاريخ، جغرافيا، اخلاق، رجال، ادبيات، لغت، دايرة المعارف، سياست، اقتصاد، فلسفه و عرفان، رياضيات، طب، علوم و فنون، اديان و مذاهب، روانشناسى و روانكاوى، حقوق، فرهنگ نامه هاى گوناگون و... مى باشد.
در كل هر كس در هر رشته اى كه تمايل دارد كتاب مورد علاقه اش را خواهد يافت و نيز ۲۰ هزار جلد كتاب دارد و از ويژگى هاى ديگر اين كتابخانه اين است كه در قبال عضويت در كتابخانه نه تنها وجهى دريافت نمى شود، بلكه هر كس كه براى نخستين بار به كتابخانه بيايد كتابى به رسم هديه به وى اهدا مى شود.
اين كتابخانه در يك محله سرسبز و خلوت قرار دارد. روبه روى كتابخانه جنگلى زيبا، سرسبز، با درختانى پر شاخ و برگ قرار دارد و به قول سعدى شيراز: هر برگ آن خود دفترى از معرفت ربوبى است.
برگ درختان سبز در نظر هوشيار‎/ هر ورقش دفترى است معرفت كردگار، و البته و صد البته همه اين كارها با عنايت خداوند منان صورت گرفته است.
خداوند مى فرمايد اگر شكرگزارى كرديد بر نعمتتان مى افزايم و اگر كفران نعمت كرديد عذاب من شديد است:
چرا حافظ چو مى ترسيدى از هجر
نكردى شكر ايام وصالش
و از ديگر ويژگى هاى اين كتابخانه در علوم مختلف به ويژه علوم اسلامى، انسانى، ادبيات، فقه و اصول، عرفان، فلسفه، كلام، تفسير، حديث و تاريخ است كه بسيارى از آن ها در نوع خود بى نظير و منحصر به فرد مى باشد.
* استقبال از كتابخانه چگونه است و نحوه همكارى مسوولان استان و شهرستان با شما به چه نحوى است؟
** استقبال مردم به ويژه جوانان و نوجوانان، دانشجويان، معلمان و اساتيد بسيار عالى است، در خصوص همكارى مسوولان منطقه، بايد عرض نمايم كه آن ها كمتر مرا مى بينند و بعضاً اگر كمكى از آن ها بخواهم، مسوولان محترم منطقه كمك را مشروط مى كنند و بنده نيز به آن نوع كمك ها تن درنمى دهم و هميشه اتكاى بنده به خداوند متعال و سعى و كوشش خودم بوده و همواره درپى مذاكره و حل مشكلات مردم بوده ام.
* آيا توقعات شما در اين مورد برآورده شده است؟
** توقعات بنده برآورده نشده است چرا كه كمك هاى مسوولان مشروط بود و بنده نيز حاضر به قبول آن ها نشدم.
* روش هاى تهيه منابع و كتاب هاى كتابخانه را برايمان توضيح دهيد.
** اولاً با توجه به اين كه از دير زمان در خصوص كتاب و كتابدارى تجربيات فراوان داشته و دارم بيشتر كتاب هاى مربوط به رشته هاى تحصيلى خودم را شخصاً  تهيه مى نمايم و مابقى را كه اعضا ، دانشجويان و... پيشنهاد مى دهند و مورد نياز كتابخانه است را از بازار و يا پولى كه از طريق نماز و روزه استيجارى مى گيريم خريدارى مى نمايم، تدريس و باغبانى نيز از ديگر منابع مالى تأمين كننده هدفم مى باشد.
* از مسوولان چه توقعى داريد؟
** در خواستى كه از مسوولان بزرگوار كشور و دولت محترم اسلامى دارم اين است كه با توجه به استعداد منطقه و قابليت آن، توجه بيشترى به اين منطقه بنمايند، از جمله توجهات مى توان به احداث مدارس شبانه روزى در تمام سطوح تحصيلى، جاده آسفالت، بهسازى كلى روستا و گازرسانى و... اشاره كرد.
* از مسوولان كتابخانه ملى ايران چه انتظارى داريد؟
** توقعى كه از آن مركز به عنوان متولى و مسوول بخش كتاب و كتابخانه در سطح كلان در ايران دارم آن است كه بنده را در احداث قرائت خانه اى در خور و شايسته اين كتابخانه نصرت و يارى دهند، هم چنين بنده زمينى در جاى بسيار مناسبى از روستا دارم كه بيش از دو هزار متر مى باشد و براى تأسيس بناى جديد خيلى عالى است هم چنين از آن مركز محترم درخواست دارم كه در صورت امكان حقوق ماهيانه يك كتابدار را پرداخت نمايند، از خداوند متعال دوام توفيقات و تأييدات همه دست اندركاران كتابخانه ملى را خواستارم.
عمق و اصل اثر در تداعى ها شكل مى گيرد
112425.jpg
شمسى خسروى


تمام زندگى پيش روى من است
نوشته: داوود بختيارى
نقش شاهد: شمارگان ۳۰۰۰ نسخه
«تمام زندگى پيش روى ...» برشى از دوره هاى مختلف زندگى جانبازى به نام محسن است كه در عمليات هاى مختلف جنگ تحميلى شركت داشته و دچار جراحات متعددى شده و در آخر نيز بر اثر انفجار شيميايى از ناحيه ريه ها آسيب ديده است.
تعلق خاطر محسن به همسر و دخترش ريحانه و دلتنگى هايش براى ديدار آن دو سطح اثر را تشكيل مى دهد. در پس اين حس عاطفى، وقايع دوران جنگ و اتفاقات آن دوران، روايت مى شود و عمق و اصل اثر در تداعى ها شكل مى گيرد.
طول زمانى «تمام زندگى ...» به اندازه يك صبح تا غروب است. در اين مدت، محسن روى تخت بيمارستان آخرين لحظات زندگى اش را مى گذراند و تمام گذشته در ذهنش مرور مى شود. حضور در منطقه و عمليات، بودن در كنار همرزمان، لحظه هاى مجروحيت و جانبازى و ... را تداعى مى كند.
برادرهايش سيد حسن و سيد حسين و همسرش در كنار او هستند. مراقبت مى كنند و غم او را مى خورند. ابراهيم (برادر همسرش) هم مى آيد. ريحانه دختر شيرخواره محسن را مى آورد كه براى آخرين بار او را ببيند. اين افراد، اشخاص اصلى اثر را تشكيل مى دهند و بقيه كسانى كه در هنگام تداعى خاطرات محسن، وارد عرصه داستان مى شوند، اشخاص فرعى اند و حضور جدى و چندانى در زندگى او ندارند.
بى بى طاهره(خواهرش)، مادر، تعدادى از همرزمان، پزشك و پرستارها و ... از اشخاص فرعى كار به شمار مى آيند. نويسنده، صحنه هايى از عمليات جنگى، جراحات شخصى در طول عمليات، به شهادت رسيدن همرزمان و ... را به شكل تداعى هايى ماهرانه به تصوير كشيده است. هر صحنه يا هر جمله اى ناگاه ذهن محسن را به سمت منطقه جنگى و روزهاى عمليات مى كشاند. او در بيمارستان بسترى است. خاموش كردن كولر و بالا رفتن گرماى ناگهانى هوا او را به ياد منطقه و عبور از كارون مى اندازد.
- پل شناور كارون اين جا چه مى كند؟! ... عمليات بيت المقدس را يادت رفته ... سال ۶۱ تو «گرماى تند و تيز بهار ... كار را بعد از نماز صبح شروع مى كرديم و تا غروب آفتاب يك نفس مى دويديد... آره راست مى گويى... حالا يادم آمد ... به كف دست هايم پوست نمانده بود ...» ص ۴۰
تداعى خاطرات چنان هوشمندانه و با دقت انجام شده و با ظرافت به گذشته متصل شده كه به هيچ سكته يا مكثى در اثناى داستان مشاهده نمى شود. بى وقفه و پى درپى پيش مى رود و حوادث داستانى از حال به گذشته و بالعكس برمى گردد و روايت مى شود.
زاويه ديد اثر، سوم شخص(داناى كل) است كه به زمان گذشته ساده نوشته شده و نويسنده ماجراهاى دور و نزديك را به شيوه سيال ذهن و با اشاراتى به يكديگر پيوند مى دهد.
در كليت اين داستان بلند، احساسات، شخصيت ها به خوبى بيان و به مخاطب منتقل مى شود. صميميت موجود در گفت وگوى بين شخصيت ها نيز باورمندى آن ها و ملموس شدن آن ها براى خواننده كمك مى كند. محسن در وضعيت بدى از نظر جسمى قرار دارد. با اين حال، انديشيدن به همسر و دخترش و سرانجام آن دو عذابش مى دهد.
از اين كه نتوانسته در اسباب كشى ها همراه و كمك همسرش باشد، رنج مى كشد.
غيرت و تعصب او و تعلق خاطرى كه به دنيا دارد، شخصيت محسن را باورپذير مى كند.
زمان افعال، گاه به گذشته ساده و گاه به حال برمى گردد. اين به هم ريختگى از ابتدا تا انتهاى اثر، در متن مشهود است.
«همه مال بى خوابى هايى بود كه كشيده است. بى اختيار بغضى گلويش را مى گيرد و چشمانش از اشك پر مى شود. اين لحظات مشكل ترين مراحل زندگى او مى باشد.» ص ۳۹
در اين جمله كوتاه، فعل «بود» به زمان گذشته ساده و فعل است به زمان حال نوشته شده كه اين تناقض در كاربرد زمان فعل، منطقى نيست و در واقع بايد همه افعال مربوط به يك برهه از زمان يك دست باشند.
اين خطاى سهوى در جاى جاى اثر مشاهده مى شود. در بعضى از قسمت هاى «تمام زندگى پيش روى من است» افعال به زمان حال نوشته شده اند. حال آن كه كل كار به زمان گذشته و با شيوه روايتى سوم شخص نوشته شده است.
«همان طور ماند. با چشم هاى بسته و نفسى كه تو نيمه راه گلويش گير كرده است.» ص ۴۳
به نظر مى رسد كه «بختيارى» قصد داشته است داستان را به زمان حال بنويسد و خاطرات گذشته در كنار آن به شكل تداعى و به زمان گذشته وارد شود. اما بعد زمان اثر را به گذشته ساده تغيير داد و اين آشفتگى از آن جا نشأت گرفته كه زمان تداعى خاطرات گذشته دور و زمان وقوع حوادث گذشته ساده است و نويسنده نتوانسته كار را يك دست بنويسد.
گفت وگو بى هيچ نقصى، كوتاه و موجز مطلب مورد نظر نويسنده را القا مى كند. بى آن كه اطنابى در كار ديده شود و يا طولانى و بيهوده به نظر برسد، حس دلخواه را انتقال مى دهد.
هنگامى كه محسن در بيمارستان بسترى است و برادرش حسن كنار تخت او ايستاده، گفت وگوى اين دو با يكديگر، حس تلخ درد كشيدن محسن، چشم انتظارى او براى ديدن پدر و مادر و دلتنگى اش از محيط بيمارستان را به مخاطب منتقل مى كند.
اغلب گفت وگوهاى موجود در متن، حسى زنده و كوتاه و تاثيرگذار نوشته شده اند و از همين روست كه داستان زندگى محسن از ابتداى تولد تا شهادت به صورت پراكنده در ۷۹ صفحه به صورت خلاصه بازگو شده است.
توصيفات چنان زنده و جاندارند كه هر توصيف، تصوير ذهنى ايجاد مى كند و به عينيت در مى آيد.
خواننده با مطالعه داستان مى تواند خود را در آن فضا تصور كند. در واقع توصيفات، زنده جان دارنده چينش هماهنگى و درست كلمات در جمله ها به كليت اثر قوت و قدرت بخشيده و آن را خواندنى كرده است.
در جايى كه محسن براى اولين بار به روستاى دار خونين مى رود. ويرانگى آن جا و وحشى گرى عراقى ها را به خوبى توصيف مى كند.
اصولاً در داستان نويسى از دو شيوه توصيف صحنه هست. ابتدا اين كه مستقيم و به لحن و زبان نويسنده روايت شود و آن چه را كه او مى بيند، بى هيچ كم و كاستى روايت كند. ديگر آن كه از واژه هاى داستانى و كلمات ادبى بهره بگيرد تا نثر را آهنگين و شاعرانه نمايد. در اين داستان از شيوه دوم توصيف صحنه استفاده شده و نويسنده با اين تمهيد، متنى خواندنى و جذاب ارايه داده است.
نثر اثر فوق العاده جذاب، به روز و داستانى است و نويسنده از كليه عناصر داستانى به خوبى بهره گرفته تا «تمام زندگى پيش روى من است» را در قالبى در خور اعتنا و جذاب به دست خواننده برساند.
نگاه
عروسك هاى ديگرى غير از دارا وسارا در راهند
مديربخش سرگرمى هاى كانون پرورش فكرى كودكان و نوجوانان گفت: توليد عروسك هاى دارا و سارا جوابگوى نياز همه بچه ها درگروه هاى سنى مختلف نيست به همين منظور در حال طراحى شخصيت هاى عروسكى ديگرى مثل عروسك هاى بندانگشتى و مبارك هستيم كه در ايران توليد مى شود.
مجيد قادرى در گفت و گو با فارس توضيح داد: بخش سرگرمى هاى سازنده كانون از جمله مراكزى است كه بعداز انقلاب كار خود را آغاز كرد و سابقه اى در دوران پيش از انقلاب نداشته است.
وى افزود: اين مركز با اين ديدگاه كه اسباب بازى به عنوان يك كالاى فرهنگى مى تواند در خلاقيت و تعليم و تربيت بچه ها تاثيرگذار باشد در سال ۱۳۶۳ تاسيس شد و امروز تبديل به مجموعه اى شده كه دربرخى بخش ها در سطح ملى عمل مى كند.
قادرى درباره فعاليت اين مركز از زمان تاسيس گفت: در سال هاى ۶۳ تا ۷۰ اين مركز موفق به توليد سرگرمى هاى متعدد و راه اندازى مراكزى با گرايش علمى براى استفاده اعضا شد مثل مركز آسمان نما، مركز زيست شناسى و مركزنجوم كانون و از سال ۱۳۷۰ نيز توسعه مطالعاتى دراين راستا منجر به اين شد كه هم كميت توليد سرگرمى هاى خلاق و فكرى دركانون رشد تصاعدى داشته باشد و هم بحث آسيب شناسى در حوزه بازار مصرف اسباب بازى هاى وارداتى مطرح شود كه درنهايت اين آسيب شناسى گسترده درحوزه عروسك ها صورت گرفت و ماحصل آن ساخت و طراحى عروسكهاى دارا وسارا بود.
وى درباره انگيزه ساخت عروسك هاى دارا و سارا و اينكه گفته مى شود درمقابله با عروسك هاى خارجى به خصوص «باربى» به بازار آمدند گفت: اين نوعى نگاه ژورناليستى به اين عروسك ها بود كه درهمان زمان قوت گرفت ولى واقعيت اين است كه هدف ما صرفا مقابله با عروسك هاى باربى نبود بلكه عروسك هاى دارا و سارا با نگاهى تربيتى و فرهنگى براى پركردن خلأ فرهنگى ما درتوليد عروسك هايى با ويژگى ملى و دينى ساخته شدند ولى وقتى مصرف كننده عروسك هاى خارجى هستيم خود به خود اين مقابله هم به وجود مى آيد كه دارا و سارا در مقابل تمام عروسك هاى وارداتى قرار بگيرد.
وى با بيان اينكه واردات عروسك تا سه سال پيش به صورت قاچاق وارد كشور مى شد درباره نظارت بر واردات عروسك گفت: بعد از آزاد شدن واردات اسباب بازى، اسباب بازى ها تحت نظارت كيفى وزارت بازرگانى و نظارت فرهنگى شوراى نظارت براسباب بازى وارد كشور مى شود و از همان زمان واردات عروسك هايى از نوع باربى ممنوعيت قانونى يافت.
قادرى همچنين درباره جايگاه عروسك هاى دارا و سارا و عدم استقبال از اين عروسك ها به دليل قيمت بالا معتقد است: عروسك هاى دارا وسارا جايگاه خاص خود را يافته و مورد استقبال هم واقع شده است.
وى اضافه كرد: البته اين عروسك ها آن طورى كه مورد نظر ما بود از نظر فروش توسعه نداشت كه قيمت بالاى آنها هم دراين عدم توفيق موثر بود، به همين منظور سعى كرديم خدمات بهترى در تنوع عروسك ها به لحاظ ابعاد و قيمت داشته باشيم كه مراحل طراحى آن انجام شده و تا پايان امسال اين گروه از عروسك ها دراندازه ها، كيفيت ها و قيمت هاى متفاوت ارايه خواهد شد.
وى با اشاره به اينكه لوازم جانبى اين عروسك ها مثل لوازم التحرير با استقبال بسيار خوبى تاكنون مواجه شده است درباره طرح خانواده دارا وسارا گفت: طرح خانواده دارا و سارا فعلا درمجموعه ادبيات به آن پرداخته مى شود و مركز ادبيات كانون مجموعه كتاب هاى قصه دارا و سارا را به چاپ رسانده كه اين خانواده را به مخاطبين معرفى مى كند و در ادامه زمينه توليد خانواده اين عروسك ها نيز فراهم خواهد شد.
قادرى درپاسخ به اين سوال كه آيا با توليد اين عروسك ها كانون توانسته به اهداف مورد نظر خود دراين خصوص دست يابد گفت: به صورت ايده آل نه، ولى بايد اين جريان آغاز مى شد كه معتقدم شروع خوبى داشته ولى بايد ادامه پيدا كند تا به همه اهداف خود برسيم.
قادرى با تاكيد بر اينكه از منظر يك كارشناس اسباب بازى سخن مى گويد به نياز بچه ها به انواع عروسك ها با شخصيت هاى انسانى حيوانى و تخيلى اشاره كرد كه از شش ماهگى تا ۱۲ سالگى براى تامين نيازهاى روانى، اجتماعى، عاطفى و تربيتى خود به كار مى گيرند.
وى تصريح كرد: دربررسى هايى كه انجام داده ايم نيازعروسكى دختربچه هاى ما از شش ماهگى تا ۱۱ سالگى، ۵۰ شخصيت عروسكى است كه دارا و سارا يكى از اين ۵۰ شخصيت هستند و تا جايى كه مركز ما توان داشته باشد مابقى اين شخصيت ها را با مواد مختلف و اهداف آموزشى و فرهنگى طراحى خواهيم كرد.
وى با اشاره به توليد مجموعه ۲۰ تايى عروسك هاى بندانگشتى و عروسك مبارك تاكيد كرد: تصور ما هيچ گاه اين نبوده كه توليد عروسك هاى دارا وسارا جوابگوى نياز همه بچه ها در گروه هاى سنى مختلف است ولى درحوزه رسانه اى متاسفانه طرح اين مساله به خوبى انجام نشد و اين گونه تصور شد كه اين عروسك ها توسعه پيدا نمى كنند و همه نياز بچه هاى ما محدود به همين عروسك هاى دارا وسارا مى شود كه ما به لحاظ كارشناسى و تربيتى آن را تاييد نمى كنيم و به همين منظور در حال طراحى شخصيت هاى عروسكى ديگرى مثل عروسكهاى بندانگشتى هستيم كه تماما درايران توليد مى شود.
مدير بخش سرگرمى هاى سازنده كانون در ارتباط با نسل جديد اسباب بازى ها و اسباب بازى هاى رايانه اى گفت: به دنبال توسعه مركز سرگرمى ها با برنامه ريزى هايى كه انجام شد تبديل به بزرگ ترين توليد كننده بازى هاى رايانه اى و نرم افزارهاى كودك و نوجوان شديم.


|   شناسنامه   |   آرشيو   |