شنبه ۱۵ مهر ۱۳۸۵
۱۳ رمضان ۱۴۲۷ - ۷ اكتبر ۲۰۰۶ - سال هشتم - شماره ۲۱۴۴
جوان ورزشى
Tel: 8894335
Sport@javandaily.com
sJavan.jpg
pdf PDF
Edition
صفحه نخست
داخلى
ايران و جهان
اقتصادى
حوادث
اجتماعى
ورزشى
فرهنگى
سينما، تئاتر
جوان ورزشى
سراى ايرانى
گزارش
با كنكورى ها
گفت وگو
آرشيو
تماس با ما
خوب و بد مسابقات جهانى كشتى آزاد
وصال روحانى
پرسپوليس به فوتبال سلام كرد
امير ملكى
خوب و بد مسابقات جهانى كشتى آزاد
نايب قهرمانى در جمع متوسط ها
وصال روحانى
123792.jpg
يك طلا، يك نقره و دو برنز و كسب مقام نايب قهرمانى تيمى، حاصل حضور ايران در مسابقات امسال كشتى آزاد قهرمانى جهان بود كه در گوانگ ژوى چين برگزار شد.از آن جا كه سال پيش در مسابقات جهانى بوداپست مجارستان به تك برنز مراد محمدى در رتبه ششم تيمى اكتفا كرده بوديم، نتايج حاصله امسال قطعاً يك پيشرفت محسوب مى شود. ۴ سال بود كه از مدال طلاى پيكارهاى كشتى آزاد قهرمانى جهان دور مى مانديم، اما با طلاى مراد محمدى در وزن ۶۰ كيلوى پيكارهاى ۲۰۰۶ آن نوار قطع شد و نقره على اصغر بذرى در ۷۴ كيلو، برنز رضا يزدانى در ۸۴ كيلو و برنز فردين معصومى در ۱۲۰ كيلو اين توفيق را پررنگ تر كرد. از آن جا كه كل وزن هاى كشتى طى ۱۵ سال اخير از ۱۰ به ۸ و سپس به عدد ۷ كاهش يافته كسب ۴ مدال در ۷ وزن حاصل خوبى به شمار مى آيد. ضمن اين كه در سال هاى اخير ما از مقام نايب قهرمانى در قسمت تيمى دور مانده بوديم، اما اين مقام جالب در گوانگ ژو سهم مان شد و امريكا با ۹ امتياز پشت سر ما بر سكوى سوم ايستاد و اوكراين، ازبكستان و گرجستان نيز در رده هاى چهارم تا ششم و زير دست ما قرار گرفتند و به واقع فقط روسيه كه با ۵۱ امتياز(در قبال ۴۴ پوئن ايران) يك بار ديگر به عنوان اول جهانى رسيد، بالاتر از ما ايستاد. كار مراد محمدى در ۶۰ كيلو كه تك طلاى كشتى آزاد ما را در گوانگ ژو موجب شد، بسيار جالب و تا حدى دور از انتظار بود. او سال پيش هم تك مدال(برنز) ما را از مسابقه هاى قهرمانى جهان صيد كرده بود و با اين وجود به سبب فشردگى و دشوارى كار در وزن او طى رقابت هاى جهانى گوانگ ژو كمتر كسى مى انديشيد وى اين همه پر تداوم و منطقى ظاهر شود. او در فينال در برابر حريف امريكايى اش مايك زاديك هم بسيار پخته و سنجيده ظاهر شد و بى گدار به آب نزد و امتيازات حساب شده اى را از حريف گرفت و با دفاعى قوى اولين طلاى ۴ سال اخير كشتى آزاد را به ارمغان آورد و در حالى قهرمان شد كه حتى خودش و اطرافيانش و دست اندركاران كشتى ما به آن نمى انديشيدند.
همه چيز مهيا بود، اما ...
على اصغر بذرى هم در ۷۴ كيلو خوب كاركرد، اما اين مهم فقط تا فينال برقرار بود و او در اين مرحله در برابر رقيب اوكراينى كمتر و كم تاثيرتر از مراحل قبلى ظاهر شد و به همين خاطر شكست قاطعى را پذيرفت و روى سكوى دوم ايستاد. چون بوايسار سايتى يف غول و حاكم روسى اين وزن در مراحل اوليه با شكست در برابر حريف بلغارى حذف شده و دارنده ۸ مدال طلاى جهان و المپيك اصلاً بالا نيامده بود، همه چيز مهيا بود تا بذرى با استفاده از فرصتى كه شايد در سال هاى بعدى نصيبش نشود يك مدال طلاى ناب را ضميمه كارنامه ورزشى اش كند كه اين در نهايت ميسر نشد.
برنزهاى رضا يزدانى در ۸۴ و فردين معصومى در ۱۲۰ كيلو نوعى پيشرفت محسوس براى اين كشتى گيران به طور خاص و براى اين ورزش به طور عام محسوب مى شود.در غياب عليرضا رضايى، نايب قهرمان المپيك، معصومى يك جانشين خوب براى او جلوه كرد و فقط در نيمه نهايى به كورماگمداف كشتى گير پرتجربه روسى بازنده شد. يزدانى هم تنها در برابر ساجيداف روسى كه سابقه كسب مدال طلاى جهان را داشت كم آورد و در وزنى بر سكوى افتخار ايستاد كه ژوئل رومرو كوبايى حذف شده اى بالنسبه زود هنگام بود.اين ها كه گفتيم وجوه مثبت كار بود و قطعاً اين مدال ها سبب خواهد شد موضع سرپرست فعلى فدراسيون كشتى(محمدرضا يزدانى خرم) در انتخابات تعيين رييس جديد اين نهاد محكم تر و شانس پيروزى او در اين مورد بسيار بيشتر شود، اما بد نيست برخى موارد ديگر را هم در نظر داشته باشيم.
بدون قدرت مطلقه
امسال، سالى بود كه هيچ قدرت مطلقه اى حتى در كشتى فرنگى سر برنياورد و مدال ها بين كشورهاى مختلف توزيع شد و با اين حساب شانس ما نيز قدرى بيشتر شده بود و توانستيم در يك فضاى بالنسبه برابر به چيزهايى كه مى خواهيم برسيم.
حتى روسيه كه در سال هاى اخير از نو بيدار شده و درخشيده بود، امسال در كشتى فرنگى بد عمل كرد و در نهايت با واگذارى عنوان اولى اين رده به تركيه خود به مقام دومى رضايت داد و اگر هم در كشتى آزاد اول شد، اصلاً اقتدارى را كه انتظار مى رفت بروز نداد. هرچه باشد اين همان تيمى بود كه در المپيك آتن از ۷ طلاى كشتى آزاد ۴ تا را صاحب شده بود.
مساله دوم، كم شدن نفرات حاكم و ستاره هاى بارز در اكثر اوزان بود كه باعث شد بخت هاى ما و ديگران به يك اندازه بازتر شود.از آن جا كه كشتى گيرى نبوده كه در يك وزن حاكم مطلق باشد، هر كس كه توان و صلاحيتى داشت و نمى ترسيد شانسى برابر با سايرين براى صعود از سكوى افتخار مى يافت و دليل عمده اى كه امثال رضا يزدانى و على اصغر بذرى را صاحب مدال هاى برنز و نقره جهان كرد، همين نكته بود.
اگر بر اين اساس بگوييم كه امسال سال متوسط ها در مسابقات جهانى كشتى بود، حرفى به گزاف نگفته ايم و طلا گرفتن كشتى گير بلغارى (رادوسلاو وليكوف) در ۵۵ كيلو و حتى نقره زاديك امريكايى در ۶۰ كيلو نشانه هايى از همين امر بودند.
بها دادن به جوان ترها
به كلام صريح تر گمان نبريم كه شرايط امسال هر سال تكرار خواهد شد، بلكه هر سال اوضاع سخت تر خواهد گشت و هر دوره مسابقات جهانى «سال متوسط ها» نام نخواهد گرفت.
حسن تيم اعزامى ايران اين بود كه به جز يكى دو مورد اعضاى تشكيل دهنده آن عمدتاً جوان بودند و اگر بها دادن به جوانترها تكرار و همچنان اجرا شود، مى توانيم به كسب نتايجى بهتر نيز اميدوار باشيم، اما از ياد نبريم كه كشتى ما خود در مقطعى ايستاده كه ستاره هاى ،۱۰ ۱۵ سال اخير خود را از دست داده و از عليرضا دبير و برادران خادم و عباس جديدى ديگر خبرى نيست و حيدرى هم به انتهاى خط نزديك شده است و نمى توان انتظار داشت كه هميشه در يك جمع متوسط آن قدر مدال براى ما حاصل آيد كه برسكوى دوم تيمى جهان بايستيم.
پرسپوليس به فوتبال سلام كرد
نماد تحول در ليگ ششم
محمدجواد پاينده
حقيقت اين است كه زبان فوتبال رنگ و تعلق نمى شناسد. فوتبال اگر جذابيت هاى خودش را به همراه داشته باشد هر تماشاگرى را سيراب مى كند و حتى مى توان آنقدر مجذوب زيبايى هاى اين ورزش شد كه رنگ پيراهن هم به چشم نيايد.
تعلق زمانى معنى دارد كه فوتبال شكل حقيقى خودش را پيدا كند و در ميان زيبايى هاى اين بازى مى توان به دنبال علايق نيز بود اما پرسپوليس در اين ديدار فرصتى نمى گذاشت تا كسى علايق خودش را مرور كند.
فوتبال دوستان ايرانى چنين بازى زيبا و حركت جذابى را در ليگ هاى اروپايى مى ديدند و شايد تحقق اين رويا كه روزى فوتبال حرفه اى در ايران به چنين جايگاهى برسد دور از دسترس بود.
فوتبال ايرانى با خودش مربيان بزرگ، شرايط و امكانات مناسب را به همراه آورد و در نهايت امروز يك تيم ايرانى نمايش حقيقى فوتبال را ارايه مى دهد آنچنان كه از سوى همه جامعه بزرگ فوتبال مورد ستايش قرار مى گيرد.آنها كه به فاصله چند ساعت از يك فينال داغ و جذاب كه بازنده بزرگش پرسپوليس نام داشت حكم به اخراج مربى مطرح اين تيم مى دادند و مفسرانى كه دنيزلى را مربى درجه چندم اروپايى دانسته بودند آن هم با اين دليل كه در ايران كارنامه خوبى نداشته، شايد بخواهند بزرگى پيروزى اين مربى در هفته چهارم رقابت هاى ليگ برتر را كم ارزش و يا بى اهميت جلوه بدهند اما حقيقت اين است كه در دو بازى اخير پرسپوليس ورزشگاه آزادى شاهد اتفاق بزرگى در فوتبال ايران بود.نه پيروزى هاى پررنگ پرسپوليس و نه نتايج درخشان اين تيم هيچ كدام دليل اثبات اين مدعا نبوده و نيست. حتى اين نكته هم چندان با اهميت به نظر نمى رسد كه پرسپوليس خط دفاعى مستحكم استقلال اهواز و دروازه بان آماده اين تيم را چهار بار مغلوب كرد و پيكان را راحت از پيش رو برداشت. نكته قابل توجه پيروزى فوتبال زيبا و مدرن بود كه بيش از هر چيز به چشم آمد.
پرسپوليس از آغاز فصل و درست از همان بازى با ابومسلم نشانه هايى از فوتبال را ارايه مى داد و حتى برترى محسوس اين تيم در هر دو بازى رفت و برگشت مقابل سپاهان هم قابل انكار نبود اما فوتبال جذابى كه حاصل برنامه هاى مصطفى دنيزلى بود نتيجه نداد و شايد از نگاه برخى منتقدان اگر هدف از بازى فوتبال نتيجه است عملكرد دنيزلى قابل دفاع نبود اما شكل بازى منظم و هدفمند اين تيم نشان داد كه نتيجه حاصل همين فوتبال جذاب است البته با گذشت زمان و فراهم آمدن همه شرايط لازم.
پرسپوليس روزى نماد سنت بود در اين فوتبال و روزى با پافشارى بر همان سنت حتى قهرمان مى شد همانطور كه قهرمانى اولين ليگ حرفه اى هم به نام اين تيم ثبت شد.
امروز همان مجموعه مردمى كه تعلقش به جامعه و محبوبيتش او را به سنت نزديك تر مى  كرد از اين طيف فاصله گرفته و هر چند محبوب تر از گذشته به نظر مى رسد اما باور تازه اى را در ميان هوادارانش كه جمع كثيرى از علاقه مندان به فوتبال را تشكيل مى دهند به وجود آورد.
امروز اگر برخى باشگاه ها در ليگ برتر فوتبال به سوى مربيان مطرح جهان روى آورند پرسپوليس را به عنوان يك الگوى مناسب پيش روى خود مى بينند حتى اگر پيروزى اين تيم و ارايه آن بازى به يادماندنى كاملا مقطعى باشد و حتى اگر پرسپوليس به قهرمانى در ليگ فصل جارى دست نيابد.
اگر اين نمونه ثابت كرده باشد كه مى توان با همين داشته هاى موجود در فوتبال كشور، با همين امكانات ناچيز و با همين ساختار نادرست در نهايت نمايش تازه اى از فوتبال را ارايه داد گام بزرگى برداشته شده كه حتى در نهايت مى تواند فوتبال ملى را دگرگون سازد.
مصطفى دنيزلى مردى كه حضور در جام هاى معتبر ملى و باشگاهى اروپا را تجربه كرده بايد توانايى تغيير سبك بازى يك تيم را داشته باشد آنچنان كه اين تغيير كاملا ملموس و محسوس باشد و قطعا مربيان بزرگ ديگرى هم هستند كه مى توانند در باشگاه هاى ديگر مشغول به كار شوند.هدف نهايى از رسيدن به فوتبال نوين كنار گذاشتن همه مربيان داخلى نخواهد بود خصوصا در شرايطى كه بسيارى از مربيان ايرانى هنوز هم تحقيقات و مطالعات خوبى دارند و شايستگى برخى از آنها بر هيچ كس پوشيده نيست اما روى آوردن به مربيان صاحب نام جهانى سطح ليگ و فوتبال ايران را متحول مى كند. آن زمان است كه به فوتبال شناور روى آوريم و تنها به استعداد و نبوغ ستاره ها دلخوش نباشيم.
پرسپوليس در فصل جديد نمادى از تحول است با توجه به يك نود دقيقه توفانى در تقابل با يكى از آماده ترين تيم هاى ليگ كه تا پايان هفته سوم بدون گل خورده و با سه پيروزى پياپى صدرنشين بود اما در طول بازى حتى روى يك دقيقه از زمان مسابقه نمى توانست تاثيرگذار باشد.
استقلال اهواز قطعا از جهت آمادگى بدنى و همچنين وزن نام ستاره هايش چيزى از ميزبان تهرانى كم نداشت اما حتى اين فرصت را پيدا نكرد كه براى پوشش نقاط ضعف خودش و يا پيدا كردن راهى براى نفوذ كمى فكر كند. پيكان هم اصلا حرفى براى گفتن در مقابل بازى با برنامه سرخ ها نداشت.فيروز كريمى كه يكى از بهترين مربيان ايرانى در سال هاى اخير بوده و حتى سابقه قهرمانى در آسيا را دارد به خوبى مى داند كه فاصله حقيقى تيم او با پرسپوليس حداقل از نظر نفرات چهار گل نبود اما تفكر غالب حكم به برترى مصطفى دنيزلى داد.داربينيان هم كه آمده بود تا يك پيروزى ديگر كسب كند مقابل همين تفكر و بازى روان دستها را به علامت تسليم بالا برد.
اين شكست ها براى كريمى و داربينيان هم درسى بزرگ بود و به طور كلى حضور مربيان بزرگ خارجى از اين دست مطمئنا براى تمامى مربيان ليگ هم مفيد است. حتى حميد استيلى كه حالا سابقه همكارى با آرى هان و دنيزلى را دارد در آينده مى تواند مربى بزرگى در فوتبال ايران باشد.پرسپوليس ظاهرا شرايط خوبى براى بهبود وضعيت خودش در جدول و حتى رسيدن به كورس قهرمانى دارد اما حقيقت فوتبال پيروزى يا شكست اين تيم نيست. حقيقت فوتبال در طول نود دقيقه به نمايش درآمد و جذابيت هاى يك بازى مدرن و تركيبى براى همه فوتبال دوستان چشم نواز بود. اين حقيقت ارزشمند و قابل احترام است. دستاوردى است كه مى تواند فصل تازه اى را در فوتبال ايرانى آغاز كند. عصرى در پايان دوره سنت گرايان و با ورود دانش روز فوتبال.
رسول كربكندى: داشتم ديوانه مى شدم
امير ملكى
در دو فصل گذشته ذوب آهن ليگ را با پيروزى هاى متوالى آغاز مى كرد، نتايجى كه اين تيم را از همان ابتداى فصل در ليست مدعيان قهرمانى قرار مى داد.
اما آن نتايج مستمر نبود و در ادامه راه قهرمانى اتفاقاتى افتاد كه ذوب آهن نتواند يكى از تيم هاى مدعى كسب عنوان نخست ليگ باشد. مصدوميت و محروميت بازيكنان و همچنين نداشتن بازيكنان تأثيرگذار از دلايل اصلى آن اتفاقات بود.ولى در فصل جارى شاگردان كربكندى طلسم شكنى كردند و در همان گام اول شكست خوردند؛ البته نتايج غيرقابل تصور اين تيم همچنان ادامه داشت تا در نهايت ذوب آهن در پايان هفته چهارم ليگ برتر فقط چهار امتياز كسب كند.در اين رابطه كربكندى در گفت وگو با خبرنگار جوان به سوالات مختلفى پاسخ داد.
* نتايج اين فصل ذوب آهن دور از انتظار است، فكر مى كنيد دليل اصلى اين مسأله چه باشد؟
** تيم ها مقابل ما خصوصاً در بازى هاى خانگى با شيوه تدافعى به ميدان مى آيند.هدف آن ها كسب تساوى است يا اين كه سعى كنند ابتدا گل نخورند و پس از آن با ضد حملات براى رسيدن به پيروزى چشم مى دوزند.
* يعنى معتقديد در بازى هاى گذشته مهم ترين عامل عدم نتيجه گيرى ذوب آهن استفاده از تاكتيك هاى دفاعى توسط حريفان است؟
** شما به مسابقه ما با برق نگاه كنيد، جريان بازى دست ما بود و فشار خوبى روى دروازه حريف وارد كرديم ولى آن ها با تكيه بر كارهاى دفاعى مطلق، چشم به ضد حملات دوخته بودند.
* پس اين تاكتيك باعث شد آن ها زودتر به گل برسند؟
** آن ها در يك ضد حمله و روى اشتباه خط دفاع ما صاحب يك ضربه پنالتى شدند.
بعد از آن كه به گل رسيدند، عقب كشيدند و با استفاده از ارسال هاى بلند براى مهاجمان بلند قد خود، به فكر رسيدن به گل دوم بودند.
* در اين مواقع تيم شما براى رسيدن به گل برنامه ديگرى ندارد؟
** هر كارى كه براى برد لازم بود را انجام داديم، فقط گل نزديم. پنج شش موقعيت صددرصد گل را مهاجمان ما به سادگى از دست دادند تا ما نتوانيم يك پيروزى پرگل خانگى را كسب كنيم.
* پس مقصر اصلى مهاجمان شما هستند كه در امر گلزنى ناموفق هستند؟
** بازى هجومى تيم ذوب آهن در اين مسابقه فقط گل نداشت، اين مسأله را ذوالفقارنسب هم تأييد مى كند. فرصت هايى را بازيكنان تيم از دست دادند كه هر كدام مى توانست به يك گل تبديل شود، داشتم ديوانه مى شدم. شايد بدشانسى و يا كم دقتى مهاجمان باعث شد نتوانيم به گل برسيم ولى در زمان تعطيلى ليگ هر كارى لازم باشد را انجام مى دهم تا مشكل خط حمله تيم را برطرف كنم.
* شما در اين بازى يك بازيكن جوان را به ميدان فرستاديد. نظرتان در مورد عملكرد اين بازيكن چيست؟
** او يك بازيكن ۱۷ ساله است كه تك گل مسابقه را هم به ثمر رساند. وحيد امرايى را از تيم جوانان به تيم بزرگسالان آورده ام و از عملكردش بسيار راضى هستم، اگر او به همين روند ادامه دهد مطمئناً پديده ليگ مى شود.
* اين روزها رجب زاده هم شرايط خوبى ندارد، كاهش قدرت هجومى ذوب آهن با افت اين بازيكن چه ارتباطى دارد؟
**  رجب زاده از شرايط ايده آل فاصله گرفته است ولى بازى به بازى بهتر مى شود، ضمن اين كه ماركوى اسپانيايى هم در مسابقات بعدى مى تواند به ما كمك كند. همچنين با برطرف شدن مصدوميت فرهادى و حل مشكل خلعتبرى، روزهاى خوبى در انتظار ذوب آهن خواهد بود.
* با اين شرايط فكر مى كنيد تيم ذوب آهن مى تواند در جمع تيم هاى مدعى قهرمانى قرار بگيرد؟
** به هيچ كس قول قهرمانى نداده ام ولى دوست دارم تيم ذوب آهن در پايان فصل جزو تيم هاى بالا نشين باشد.
مهم اين است كه بازيكنان تيم تمام تلاش خود را به كار مى بندند حتى اگر ذوب آهن در بين تيم هاى مدعى قهرمانى قرار نگيرد ولى در حد يك مدعى ظاهر شود.
* پس از عملكرد تيم خود در مسابقات قبلى رضايت داريد؟
** هيچ وقت تيم ذوب آهن تا اين اندازه فوتبال زيبايى را از خود ارايه نمى داد. تيم من در اكثر دقايق مسابقه بازى رو به جلو و هجومى را در دستور خود قرار مى دهد و من از عملكرد بازيكنان تيم لذت مى برم. مطمئناً اگر پاى بازيكنان ذوب آهن به گل باز شود ما در ديدارهاى بعدى مى توانيم امتيازات گذشته را جبران كنيم.
* تعويق مسابقات ليگ به نفع تيم ذوب آهن بود يا به ضرر اين تيم؟
** البته تعطيلى مسابقات جالب نيست ولى ما در اين فرصت مى توانيم با رفع نقاط ضعف با قدرت در مسابقات آينده به ميدان برويم.
* در مدت تعطيلى ليگ چه برنامه اى را براى تيم خود در نظر گرفته ايد؟
** ما در اين مدت ۲ بازى تداركاتى برگزار مى كنيم، ابتدا با تيم تربيت يزد و پس از آن اگر مشكلى وجود نداشته باشد به ديدار سپاهان نوين مى رويم.
* در مورد بازى آينده خود مقابل سپاهان چه نظرى داريد؟
** اين يك بازى مهم براى دو تيم اصفهانى محسوب مى شود ولى ما تا آن زمان نقاط ضعف تيم را برطرف مى كنيم تا بتوانيم با كسب ۳ امتياز آن مسابقه اوضاع خود را تا حدودى سروسامان دهيم.
گذر و نظر
بركنارى ايوانف
پير مرد بلغار براى وزنه بردارى ايران افتخار آفريد و كنار گذاشته شد. او مدت ها بود كه خارج از برنامه هاى فدراسيون عمل مى كرد و چقدر در كارش هم موفق بود.
يوردان گئورگى ايوانف خيلى براى وزنه بردارى ما زحمت كشيد كسب عنوان اولى در دوپينگ اين رشته آن هم در سطح دنيا از نتايج زحمات او بود كه براى ورزش ايران و وزنه بردارى به بار آمد.
فراموش نمى كنيم كه وقتى او مربى مصر بود با چه اصرار و چه دردسرى به ايران آمد و چه طاقچه بالاهايى كه براى ما نگذاشت اى كاش آن روز امروز را مى ديديم كاش مى دانستيم كه با دست خود چه بلايى را بر سر وزنه بردارى و جوانان مظلوم آن مى آوريم، كاش مى دانستيم. او رفت و ما را در باتلاقى گرفتار رها كرد كه نجات از آن غيرممكن به نظر مى رسد.
حمايت از حيدرى
عليرضا حيدرى را بايد ستود، درست كه در چين براى ما مدال نياورد، درست كه خيلى به او اميد بسته بوديم درست كه كاپيتان شايسته ما انتظارات را برآورده نكرد، با اين حال فراموش نمى كنيم كه او اعتبار شش مدال جهانى و المپيك خود را پيش گذاشت تا كشتى ايران سربلند باشد.
حيدرى به گفته تمامى آن ها كه در چين حضور داشتند روحيه تيم بود و وقتى ملى پوشان استقبال بزرگان دنياى كشتى از او را ديدند روحيه گرفتند، بعد از مسابقات حمايت ها از كاپيتان شروع شد.
عليرضا دبير، اسدالله رضايى و حتى برزگر از كاپيتان حمايت كردند، او بايد سرش را بالا بگيرد و افتخار كند كه ملتى به او افتخار مى كند امروز بيشتر از گذشته از حيدرى حمايت مى كنيم تا دوباره افتخارآفرين باشد.
وحشت از تست
اين روزها مى توان وحشت از تست دوپينگ را در چهره تك تك ورزشكاران كشور ديد. به خصوص آن هايى كه قرار است عازم دوحه شوند اين نگرانى را بيشتر تحمل مى كنند و ما خيلى بيشتر از آن ها.
همه نگرانند به قول معروف مار گزيده از ريسمان سياه و سفيد مى ترسد، بسيارى از ملى پوشان تيم هاى مختلف ورزشى به تجويز پزشكان و بدون هماهنگى با كادر فنى براى درمان مصدوميت هاى خود از داروهاى غيرمجاز استفاده كرده اند و حالا نه مى توانند در تست شركت كنند و نه مى توانند شركت نكنند، جامعه ورزش پيش از بازى هاى دوحه در موقعيتى گرفتار شده كه كمتر كسى فكرش را مى كرد، راستى اگر نمايندگان آسيا و وادا قبل از اعزام كاروان ايران به دوحه تست بگيرند فكر مى كنيد چند نفر از آن سالم بيرون مى آيند.
ووشو اميدوار به قطر
ووشو يكى از رشته هاى اعزامى ايران به بازى هاى آسيايى دوحه است. ووشويى ها كه در بوسان زير سايه ساير رشته ها قرار داشتند اين بار با توپ پر راهى دوحه مى شوند. به قول ولى زاده، رييس فدراسيون آن ها كار را از اواخر سال ۸۴ شروع كرده اند و حالا مى خواهند جزو سه، چهار رشته اول كاروان ورزشى ايران باشند، البته با محروميتى كه نصيب وزنه برداران شد حالا شانس ووشو بيشتر از قبل هم شده، بچه هاى زحمتكش ووشو مى توانند با كسب مدال هاى رنگارنگ در دوحه هم خود را به همه ثابت كنند هم اين كه جور رشته هاى ديگر را بكشند البته براى قضاوت هنوز زود است منتظر مى مانيم تا مسابقات دوحه تمام شود و نتيجه ووشوكاران را ببينيم.
خسروى مى آيد، نمى آيد
مرد جنجالى ميدان قضاوت يك فصل را به دور از سوت و لباس سياه قضاوت ميدان سبز فوتبال سپرى كرد اوايل فصل ششم ليگ برتر بود كه خبرهايى در خصوص حضور دوباره على خسروى در ميدان شنيده شد، خيلى ها خوشحال شدند، خيلى ها هم نه، اما حالا بعد از گذشت پنج، شش هفته هنوز خبرى نيست كه هيچ تازه يك درگيرى جديد هم پيدا شد، مسعود عنايت رييس كميته داوران در برابر على خسروى داور هميشه شاكى، عنايت گفته كه من هيچ حرفى راجع به قضاوت دوباره على خسروى نزده ام و مرد محروم همه چيز را منكر مى شود صبر مى كنيم تا ببينيم بالاخره قصه خسروى چه زمانى تمام مى شود، اما آنچه مسلم است اين كه او حالا حالا ها از ميدان دور خواهد بود.
كرمى و مدال دوحه
پسر طلايى و نترس تكواندوى ايران نام گرفته بود. شجاعتش زبانزد عام و خاص بود، اصلاً مهم نبود كه حريف مقابل چه مليتى دارد و يا از چه عنوان هايى برخوردار است يوسف كرمى با سرى نترس مقابل همه مى ايستاد و پيروز هم از ميدان خارج مى شد، اما از دو سه سال پيش به يكباره ورق برگشت كرمى ديگر آن تكواندو كار صبور و بى باك نبود و شكست پشت شكست باعث شد تا اميدمان از او نااميد شود و حالا دوحه در راه است.
يوسف قول كسب مدال بازى هاى آسيايى را داده است. اميدواريم كه اين بار مثل سال هاى قبل موفق باشد و شروعى دوباره براى فتح سكوهاى بين المللى داشته باشد.


|   شناسنامه   |   آرشيو   |