|
تهديدات اخلاقى ناشى از استفاده نابجا از اينترنت
پيشرفت هاى جهانى و رشد روزافزون تكنولوژى و فن آورى اطلاعات، زمينه ساز روشى نوين در فرآيند ارتباطات گرديده است. با ورود به هزاره سوم، «اينترنت»؛ يكى از شگرف ترين پيشرفت هاى تكنولوژيك، از انحصار دانشمندان خارج شده و به صورت عام، فراگير و سهل الوصول در اختيار عموم قرار گرفته است. نظر به اهميت اين عامل مهم ارتباطى و نقش آن در جوامع، تاثيرات فراوان اين پديده بر جوامع امرى بديهى و انكار ناپذير مى باشد. اين تاثيرات را مى توان در دو حوزه منفك اما مرتبط مورد بررسى قرار داد. نخست فرصت ها و چشم اندازهاى ناشى از فراگير شدن اين تكنيك و دستيابى آسان، ارزان و سريع به دانش روز مى باشد كه حاصل آن، سرعت در دستيابى به اطلاعات و علوم مى باشد. دومين بخش قابل توجه در اين خصوص چالش ها و تهديدهاى منبعث از استفاده ناآگاهانه از اين فن آورى عصر حاضر مى باشد. تحقيقات مختلف در جوامع امريكايى و اروپايى كه بيشترين كاربران اين ابزار مى باشند، بيانگر تاثير و تاثرات نامطلوب ناشى از عدم آگاهى و سوءاستفاده از اين پديده بر خانواده و به تبع آن جامعه مى باشد. در اين تحقيق بر آنيم تا با بررسى جايگاه اين پديده در خانواده به چالش ها و تهديدات ناشى از به كارگيرى نادرست و نابجاى اين ابزار كارا و در عين حال مخرب و مهلك پرداخته و هبوط ارزش هاى اخلاقى ناشى از اين عدم به كارگيرى صحيح را مورد شناسايى قرار دهيم. روش تحقيق: استفاده از روش اسنادى، كتابخانه اى و با بهره گيرى از تحقيقات پيمايشى صورت پذيرفته در اين زمينه در ايران و كشورهاى اروپايى، امريكايى. نتايج حاصل از اين تحقيق به طور خلاصه بيانگر آن است كه على رغم توان بالاى ثمربخشى و تاثيرگذارى مثبت ناشى از بكارگيرى اين ابزار در خانواده و به تبع آن جامعه، كاربرى نامناسب و ناآگاهانه از اين اعجاز هزاره سوم، مى تواند تاثيرات بسيار نامطلوبى را بر خانواده و جامعه بر جاى گذارد كه حاصل آن جز انحطاط فكرى و اخلاقى كودكان و نوجوانان و فروپاشى نظام ارزشمند خانواده و سستى روابط و تعاملات اجتماعى، چيزى بيشتر به ارمغان نخواهد آورد. در پايان به ارايه پيشنهادات خواهيم پرداخت كه يكى از مهم ترين آنان؛ آموزش زنان خانه دار با طريق صحيح استفاده از اينترنت و روش هاى جست وجو در شبكه هاى ارتباطى مى باشد. با ترويج اين آموزش مى توان مادران را به طور مستقيم با نحوه به كارگيرى اينترنت آشنا نمود و از اين طريق كنترل نامحسوس بر فرزندان و آموزش آنان در جهت استفاده بهينه از اين ابزار را موجب گرديد.
زهرا فروزنده
امروزه اينترنت يكى از مهم ترين و كاربردى ترين بخش از تكنولوژى هزاره سوم است كه در تمام شؤون زندگى افراد حضورى فعال و اجتناب ناپذير دارد. شايد اكثر ما فن آورى را دوست داشته باشيم چرا كه فن آورى اميد به آينده را به ما وعده مى دهد. اين وعده همان وعده امروز بهتر و فرداى ديرپايى است كه ما را شيفته آن مى سازد كه در پى كسب برترين ها براى زندگى بهتر و آينده اى روشن تر باشيم. ما در عصرى زندگى مى كنيم كه فن آورى ديجيتالى و كامپيوتر هميشه سردمدار امور خطير بوده اند. كامپيوترها و اينترنت مدعى ساختن زندگى ساده تر و راحت تر، برايمان مى باشند و از اين رو ارضا كننده تر نيز هستند. اما ممكن است تنها دستاورد اين تكنولوژى، راحتى و سادگى را به همراه نداشته باشد و حامل جنبه هاى منفى و ناكارآمدى باشد كه بر همه شؤون زندگى تاثيرگذار خواهد بود. مردم به طور فيزيكى و به لحاظ روحى براى قرن ها به بسيارى از رفتارها و اصول وابسته گشته اند. اين الگوى الزام آور و اجبارى، علاقه تصادفى را انعكاس نمى دهد بلكه از يك الگوى اشتقاقى كاربردى تشكيل يافته است كه مى تواند به طور متناوب تاثير بار منفى بر زندگى مان را افزايش دهد. حوزه هاى حياتى كه به نظر تحت تاثير قرار گرفته اند بر ازدواج، روابط كارى، بهداشت و اوضاع حقوقى و مالى مشتمل مى گردد. (David N.Green field.ph d,1999) دانشگاه (Scherlis. Makopadhyay, Carnegie m ell on Kieler, Lundm, Patterson, Kraut) در سال ۱۹۹۸ به منظور بررسى و تعيين كاربرد واقعى اينترنت در ميان ۱۷۳ نفر از ۷۳ خانوار كوشش فراوانى را به عمل آورد. اين مطالعه اوليه به نظر براى نشان دادن اين موضوع بود كه ممكن است تاثيرات زيان آور چندى از كاربرد بسيار اينترنت وجود داشته باشد كه منجر به افزايش فشارهاى منتج به افسردگى و انزواى اجتماعى مى گردد. نتايج آنچه كه از تحقيقات فوق الذكر به دست آمده اين است كه دانش ما در خصوص مواجهه اينترنت و اثرات آن بسيار اندك مى باشد. مفروضات نظرى فراوانند اما ما تنها در آغاز و ابتدايى ترين نقطه درك ماهيت و مضامين كاربرد اينترنتى و سوءاستفاده اينترنتى هستيم. ادله و مدارك طبى، حقوقى و گزارش هايى چند براى ارايه اين پيشنهاد وجود دارد كه آن لاين بودن امرى است منحصر به فرد كه ارايه آن منجر به ايجاد تاثيرى گيرا و نافذ بر مردم مى گردد. (David N.Green field.phd,1999) اين نتايج حاصل از تحقيقات بيانگر آن است كه اينترنت خود به عنوان عاملى موثر در فرايند زندگى اجتماعى، نه تنها مى تواند تاثيرات شگرف بر بهبود روابط و ارتقاى سطح آگاهى افراد بر جاى گذارد بلكه هم عرض آن از تاثيرات مخرب و غيرقابل جبران اين ابزار بر افكار، تعاملات فرد و جامعه نيز نمى بايد غفلت نمود. اينترنت يك فن آورى ضد و نقيض است كه هم تاثيرات مثبت و هم منفى بر روابط بشرى دارد. اينترنت تماس با دوستان و خانواده و حتى آشنايى با افراد جديد را آسان تر مى سازد. از طرف ديگر كاربران ممكن است آنقدر براى اينترنت وقت صرف كنند كه وقت كمترى براى ارتباط رودررو داشته باشند. به اين دليل تحقيقات تجربى سنجش پذير به يافته هاى متضادى دست يافته اند. (Jean - franco ls, yutaka yamauchi2002) اين تحقيق در پى بررسى كاربردهاى سوء از اينترنت مى باشد. اين كه به كارگيرى نامناسب اين بخش از تكنولوژى چگونه مى تواند بر اركان زندگى بشرى اعم از ويژگى هاى شخصيتى، روانى و اجتماعى فرد تا تعاملات اجتماعى تاثيرگذارد و بازخوردهاى منفى آن بر زندگى فرد و خانواده او، محيط و جامعه را نيز دستخوش تغييرات گرداند. * ويژگى هاى اينترنت يكى از دلايلى كه موجب شده اينترنت تا اين حد خطرناك باشد منحصر به فرد بودن آن است. دكتر كوپر نخستين كسى بود كه مفهوم موتور (AAA) را براى اينترنت به كار برد. وى بر اين اعتقاد است كه منحصر به فرد بودن اينترنت به اين دليل است كه اينترنت مى تواند در دسترس همگان قرار گيرد، همگان توانايى پرداخت بهاى آن را دارند و نيز اين كه كاربران آن مى توانند ناشناس بمانند. (Mark R. Lasser, 2000) با گسترش سريع ورود اينترنت به بيشتر جنبه هاى زندگى روزمره، ما نيازمند آنيم كه تاثير اجتماعى استفاده از اين ابزار و رفتارهاى ناشى از اين تاثيرات را درك كنيم. از سال ،۱۹۹۵ مطالعات ما به طور مداوم به ارتباطات به عنوان دليل اصلى استفاده مردم از اينترنت اشاره دارد. از روزهاى آغازين كامپيوترهاى پردازنده مركزى (مين فريم) تاكنون ارتباطات بين شخصى، بيشترين استفاده اين فن آورى بوده است. بيش از ۹۰ درصد افرادى كه در يك روز عادى از سال ۲۰۰۰ از اينترنت استفاده كرده اند براى فرستادن و دريافت پيام از پست الكترونيك استفاده كرده اند. استفاده از پست الكترونيكى افراد را به گذراندن اوقات بيشترى آن لاين رهنمون شده و آنان را ترغيب به استفاده از اينترنت براى سرگرمى، اطلاعات و خريد مى نمايد و آنان را از چشم پوشى از خدمات اينترنت بازمى دارد. (Mark R. Lasser, 2000) همانطور كه خدمات ارتباطى اينترنت پديد مى آيد - خدماتى چون پيام رسانى فورى - اتاق هاى گفتمان (چت روم)، بازى هاى چند نفره، حراج ها و هزاران گروه حمايتى - فورا پرطرفدار مى شوند. اگر ارتباطات اين قدر براى كاربران اينترنتى مهم است، دليل خوبى وجود دارد كه انتظار داشته باشيم اينترنت تاثير اجتماعى مثبتى داشته باشد. ارتباطات شامل تماس با همسايگان، دوستان و خانواده و شركت در گروه هاى اجتماعى، بر ميزان حمايت اجتماعى مردم، احتمال ارضاى روابط شخصى، معنادار كردن زندگى، تعهد به هنجارهاى اجتماعى و جوامع خود و سلامت روانى و جسمانى تاثير مى گذارد. از طريق استفاده آن براى ارتباطات اينترنت مى تواند تاثيرات اجتماعى مثبتى بر اشخاص، گروه ها، سازمان ها، جوامع و كل جامعه انسانى داشته باشد. دسترسى وسيع اجتماعى مى تواند وابستگى اجتماعى مردم را افزايش دهد همانگونه كه در مورد تلفن اتفاق افتاد. اينترنت همچنين مى تواند تشكيل روابط جديد را تسهيل نمايد، هويت اجتماعى و تعهد در ميان افرادى را كه بدون آن افرادى منزوى بودند را آسان كند. شركت در گروه ها و سازمان ها را براى اعضاى دورافتاده ممكن سازد و باعث تحرك سياسى شود. البته اين موضوع كه آيا اينترنت تاثير اجتماعى مثبت و يا منفى دارد، ممكن است به كيفيت فعاليت هاى آن لاين افراد و آنچه را كه آنان قربانى مى كنند تا وقت خود را براى استفاده از اينترنت صرف كنند بستگى دارد. وابستگى هاى اجتماعى قويتر كلا باعث نتايج اجتماعى بهتر از وابستگى هاى ضعيف مى شود. بسيارى از نويسندگان اين نگرانى را داشته اند كه سهولت ارتباطات اينترنتى ممكن است افراد را ترغيب كند زمان بيشترى را به تنهايى بگذرانند، به صورت آنلاين با غريبه ها صحبت كنند و ارتباطاتى سطحى برقرار نمايند و اين كار را به قيمت از دست دادن صحبت هاى رودررو و ارتباط با دوستان و فاميل انجام دهند. علاوه بر آن حتى اگر مردم از اينترنت براى صحبت با وابستگان نزديك استفاده كنند، اين بحث هاى آن لاين ممكن است جايگزين صحبت رودرروى تلفنى شود كه داراى كيفيت بالاترى است. (David N.Green field.phd,1999) استفاده مفرط و سوء از اين عوارض تاثيراتى متفاوت و نامطلوب را نيز در پى دارد كه طيف منفى آن از اعتيادآور بودن تا تاثيرات روانى و جسمى دو نوسان است. فن آورى ديجيتال به ويژه اينترنت و كامپيوترها در بهترين وجه به نظر استعمال مفرط، سوءاستفاده را پى دارند. در بدترين حالت اعتياد اينترنتى را تركيبى از محتواى تهيج آور، سهولت دسترسى، آرامش، هزينه كمتر، تحريك مجازى، خودمختارى و گمنامى مى دانند كه همگى بى اندازه در تجربه كنش گيرى روانى دخيل مى باشند. كنشگرى روانى يعنى دگرگونى دماغى و تاثيرگذارى بالقوه رفتارى. به عبارت ديگر اين فناورى ها بر الگويى تاثير مى گذارد كه ما براساس آن زندگى و محبت مى نماييم. (David N.Green field.ph d,1999) بعضى از اين تاثيرات حقيقتا از درجه تاثيرگذارى مثبت كمترى برخوردار بوده و با تاثيرات مختلف روانشناختى منفى همراه مى گردد. اينترنت و فن آورى هاى ديجيتالى تنها آخرين مجموعه اى از پيشرفت هاى جهان مى باشد كه ممكن است تاثيرات منفى ناخواسته اى را به همراه داشته باشد. تجربه مشكلات فن آورى هاى جديد و ناشناخته چنين پديده هايى براى بشر از تازگى برخوردار نمى باشد. با مثال هايى بى شمار از ابزارهاى جديدتر و بهترى مواجه ايم كه تاثيرات زيان آور ناخواسته و غيرمنتظره را به همراه دارد. بعضى از اين تاثيرات مضر زيان آور، مشهود و حزن انگيز مى باشد، در حالى كه بعضى ديگر نافذتر و مكارانه تر مى باشد. حتى پيشرفت هاى به ظاهر تعديل شده نظير آسانسور، ريموت كنترل ها، كارت هاى اعتبارى و ماشين هاى ظرفشويى و ... همگى از تاثيرات ناخواسته برخوردار مى باشند. تمام موارد فوق الذكر، به حفظ زمان و انرژى كمك مى كنند اما انرژى كه آنها حفظ مى كنند، ممكن است ما را از به كار گرفتن نيروى فيزيكى خود كه به منظور بهره بردارى و استفاده بردن طراحى شده است، دلسرد و منصرف نمايند. به اختصار، ما خودمان را مجاب به يك شيوه زندگى غيرمتحرك مى نماييم. فن آورى امرى غيراخلاقى مى باشد. فن آورى به طور ذاتى خوب يا مضر نيست، اما بر الگويى تاثير مى گذارد كه ما براساس آن الگو زندگى مى كنيم. (David N.Green field.ph d,1999) اينترنت به راحتى كسب و به دست آوردن هر چيزى را ممكن مى سازد و از اين رو به سادگى هر چه تمامتر مورد استفاده قرار مى گيرد. سهولت در دسترسى، در دسترس بودن، هزينه كمتر، بى هويتى، زمان نامحدود، بى قيد و بندى و فقدان محدوديت ها همگى در تجربه اينترنتى سهيم مى باشند. «هنگامى كه اينترنت به نياز اجبارى فرد در پرداختن به امورى چون قمار، خريد، معاملات بورس و رفتار جنسى مبدل گردد جايى است كه قيد و بندهاى سنتى در مقايسه با سرعت و نفوذ اينترنت جلوه از دست مى دهد. (David N.Green field.ph d,1999) ويژگى هاى ديگرى نيز براى اينترنت ذكر شده كه مى توان به دو عامل مهم اشاره نمود كه از آن با عنوان گرايش عامه و گرايش فرامليتى نام برد. از دو خصلت بارز اينترنت؛ عامل بين الملل گرايى (انترناسيوناليسم) و عوام گرايى (پوپوليسم) برخوردار است. خصلت بين الملل گرايى اينترنت صرفا عامل ارتباط ميان افراد ملل مختلف نيست، چرا كه بسيارى از ابزارها و فعاليت هاى انسانى نيز مجرى همين كار مى باشند. نكته اصلى در اينجاست كه جست وجو در اينترنت كاملا نسبت به مرزهاى ملى بى اعتنا بوده و تا قبل از ورود به اينترنت با يكديگر غريبه اند، اما به واسطه علايق مشترك خود كه هيچ ارتباطى به مليت آنان ندارد، با يكديگر پيوند مى يابند. دومين خصلت اينترنت، عوام گرايى يا پوپوليسم آن است. بار ديگر بايد اذعان داشت كه عوام گرايى اينترنت نه در مرتبه اى سطحى بلكه در مرتبه اى عمقى قرار دارد. در شرايط حاضر صلاحيت هاى خاصى جهت جست وجوى اطلاعات بر روى شبكه و مشاركت در آن لازم نيست و هيچ سيستم واقعى سانسورى كه مانع مشاركت ها در غياب چنين صلاحيت هايى شود وجود ندارد. با افزايش تعداد كامپيوترها در مدارس و كالج ها و تاسيس كافه هاى اينترنتى، هزينه استفاده و ورود به اينترنت، آن قدر ناچيز شده است كه از آنها هم كار چندانى براى مقابله كردن با عوام گرايى سيستم به صورت يك كل برنمى آيد. اين خصلت عوام گرايانه اينترنت موجبات بيشترين شادى افراط گرايان را فراهم آورده است، چرا كه به نظر مى رسد اين پديده امكان اجتماعى بين المللى نوينى را عرضه مى دارد كه در آن عامه ترين افراد نيز امكان دسترسى نامحدود به جهان اطلاعات برخوردار شده و مستقيما در شكل دهى به نظام جهان مشاركت مى كنند. كاربران اينترنت بر مبناى علايق و گزينش هاى فردى خود عمل كرده و با يكديگر هم پيمان مى شوند. امر بارز در خصوص اينترنت شكل گيرى آن چيزى است كه از آن با عنوان «هم آميزى مطلق علايق» ياد مى شود. منظور از اين اصطلاح اين است كه توانايى پرسه زدن صرف در شبكه ساختار نيافته اى از ترجيحات است كه به فرصت همسانى صرف و نه هماهنگى را فراهم مى آورد. كاربران اينترنت اين فرصت را مى يابند كه در جست وجوى روحيه هاى مشابه خود باشند و تاثيرات اصلاح و تزكيه كننده فرايندهاى طبيعى را ناديده بگيرند. اين وضعيت در مسايلى نظير شبكه هاى هرزنگارى كودكان بيشتر مشهود است چرا كه در آن ترجيحات شريرانه گرفته منع نشده و عواملى كه مانع اين نوع ترجيحات مى شوند، توسط جست وجو كنندگان اينترنت ناديده انگاشته شده و تمايل آنان با دريافت پاسخ هاى تاييد كننده از جانب ديگر كاربران، تقويت مى گردد. پيامد منطقى چنين وضعيتى فروپاشى اخلاقى و نه يگانگى اخلاقى است. اين فروپاشى به معناى بد كلمه افراط گرايى است. چرا كه ابزارى جهت انتشار و پيوند ترجيحات خود ساخته از هر نوع است. يقينا چنين وضعيتى هرگز نمى تواند كامل شود، چرا كه ميزان پايه اى از ارتباط مورد نياز است و برقرارى ارتباط نيز به كاربرد نوعى زبان نياز دارد و اين نيز به نوبه خود نيازمند ترجيحات شخصى به تاثيرات اجتماعى است. علاوه بر اين پيوند ترجيحات خود ساخته با فعاليتى همگام، نيازمند ميزانى از نظم و انضباط اجتماعى است اما آنچه كه در اين چنين روش نوين برقرارى تماس ميان انسان ها را امكان پذير مى سازد، انتشار گسترده تر تمايلات آزاد شده، بدون تاثيرات تربيت كننده اى است كه به طور طبيعى بر آنها لگام زده و آنها را محدود مى سازد. مقصود از اين شيوه انديشيدن نه راه انداختن جار و جنجال كه يادآورى اين موضوع است كه اينترنت ابزارى با امكانات جديد است كه بايد به درك عميقى از آن رسيد. (Christopher E, Sanders; 2000) لذا به كارگيرى اين ابزار علاوه بر آموزش سطحى و ابتدايى، نيازمند تربيت چگونه به كارگيرى و چرايى به كار گرفتن آن است تا در جهت صحيح و كاناليزه هدايت شده و نتايج به كارگيرى مثبت و مثمر آن آشگار گرديده و بالطبع از بروز كژكاركردهاى اجتماعى آن جلوگيرى شود. * هدف هاى استفاده از اينترنت: اين كه مردم چگونه از اينترنت استفاده مى كنند مى تواند شديدا بر تاثيرات آن موثر باشد. به طور كلى مى توان هدف از به كارگيرى اين ابزار را در چهار طيف محدود نمود: الف؛ كسب اطلاعات علمى، اجتماعى، سياسى و... كه شامل اطلاعات در مورد محصولات نيز مى شود. ب؛ ارتباط با دوستان و خويشاوندان ج؛ ملاقات افراد جديد و يا مصاحبت در چت روم ها (اتاق گفتمان) د؛ سرگرمى مانند بازى ها و يا موسيقى. نتايج يك تحقيق بيانگر آن است كه استفاده از اينترنت براى اطلاعات و ارتباطات با خانواده و دوستان بالاترين ارتباط را براى استفاده كلى از اينترنت داشته است. برونگرايان به گونه اى در مقايسه با درونگرايان احتمال بيشترى در استفاده از اينترنت براى ارتباط با دوستان و خانواده و ملاقات افراد جديد و يا استفاده از چت رومها (اتاق هاى گفتمان) داشتند. افرادى با حمايت اوليه اجتماعى قويتر از ديگر افراد با حمايت ضعيف تر احتمال كمترى در استفاده از اينترنت براى ملاقات افراد جديد و يا استفاده از اتاق هاى گفتمان (چت روم) آن لاين و يا سرگرمى داشتند. نوجوانان خصوصا، بيشتر از بزرگسالان احتمال داشت كه از اينترنت براى ملاقات افراد جديد و سرگرمى استفاده مى كنند. البته اضافه نمودن معيارهاى خاص استفاده از اينترنت به مدل هاى اثر اجتماعى تاثير قابل ملاحظه اى بر تاثير كلى نداشت. (Vickih elgeson; & athers;2001) تدوين خانم كاكايى
|