سه شنبه ۳۰ مرداد ۱۳۸۶
۷ شعبان ۱۴۲۸ - ۲۱ اوت ۲۰۰۷ - سال هشتم - شماره ۲۳۸۶
جوان ورزشى
Tel: 88894335
sport@javandaily.com
sJavan.jpg
pdf PDF
Edition
صفحه نخست
ايران
جهان
اقتصادى
حوادث
ورزشى
فرهنگى
سينما، تئاتر
جوان ورزشى
سراى ايرانى
سلام جوان
جامعه
سلامت
اقتصاد
آرشيو
تماس با ما
برق و مشكلاتش
ايران و المپياد دانشجويان
تعهد و تخصص، نيازهاى رييس فدراسيون
سيد مهدى ميرى
چهارشنبه هفته قبل هيات دولت اساسنامه فدراسيون فوتبال را تاييد كرد و به اين ترتيب راه براى برگزارى انتخابات رييس فدراسيون فوتبال باز شد و متعاقب آن زمان برگزارى اين گزينش نيز اعلام شد. بدين ترتيب زمانى كه بادهاى پاييزى وزيدن بگيرد مهم ترين فدراسيون ورزشى اين ديار سرو صاحب پيدا مى كند و رييس مى آيد كه برخلاف تمامى روساى سابق سايه سنگين سازمان تربيت بدنى را بالاى سر خود نمى بيند و هر لحظه با ترس از بركنارى توسط ساكنان آن طرف خيابان سئول زندگى نخواهد كرد. رييس آتى مى تواند با گزينش بهترين همكاران ممكن برنامه اى چهار ساله را تدوين كند و فوندانسيون مستحكم را در نظر گرفته ساختار فوتبال ايران را بر آن بنا كند. فوتبال در ايران يكى از پراستعدادترين رشته هاى ورزشى به حساب مى آيد و در هر گوشه مملكت نيروهاى قابل اطمينانى وجود دارند كه چنانچه سرمايه گذارى صحيح روى ايشان شود در آينده نه چندان دور مى توانند نام ايران را در بين ۱۰ تيم برتر جهان قرار دهند. البته اين مهم حاصل نمى شود جز با خودباورى، برنامه ريزى منطقى، سرمايه گذارى مناسب، حسن اجرا و نظارت كامل بر روند كار و عملكرد مسوولان مربوطه !
آرى اگر به اين باور برسيم كه با داشتن قابليت هاى بالا از حيث استعداد، توانايى رشد در فوتبال جهان را داريم، ديگر فتح ارتفاعات كوتاه آسيا اشباع مان نمى كند و قاره كهن را فقط زمين تمرين براى كسب آمادگى مطلوب جهت درخشش در ورزشگاه هايى قرار مى دهيم كه جام هاى جهانى را ميزبانى مى كنند. البته رسيدن به اين اهداف در كوتاه مدت ممكن نيست بلكه نيازمند حوصله اى در خور يك ايرانى آينده نگر هستيم. اساسا يكى از بزرگ ترين مشكلات ما كم حوصلگى است و همين عجول بودن سال هاست ما را از گردونه رقابت با كشورهاى صاحب نام فوتبال دنيا دور كرده است. به راستى چرا كشورى كه بسيارى از بازيكنانش در ليگ هاى بهتر بازى مى كنند بايد به اين راحتى در جام ملت هاى آسيا حذف شود؟ مگر نه اين كه افتخار بسيارى از كشورهاى منطقه اين است كه بازيكنان درجه دو ايران را در ليگ هاى خود ببينند.
پس چرا بايد بيش از سى سال قهرمانى در جام ملت هاى آسيا دور بود و شاهد شادمانى تيم هايى باشيم كه توانايى هاى ما را ندارند؟ در همين همسايگى خود عربستان را داريم كه ۴۰ سال قبل اعتبارى در فوتبال نداشت اما از سال ۱۹۹۴ تاكنون هيچ جام جهانى اى را از دست نداده  است. اما ما، آرى ما كه داعيه برترى در فوتبال قاره را داريم هنوز از برگزار كردن منظم ليگ عاجزيم و هر ساله شاهد وقفه هاى سوال برانگيز در روند انجام مسابقات سراسرى هستيم. بگذريم؛ در اين نوشتار بنا نداريم پيكر فوتبال را كالبد شكافى كنيم كه برعكس مى كوشيم اينگونه وانمود نماييم كه فوتبال در ايران زنده است و صرفا كسالتى جزيى دارد كه با آمدن يك طبيب حاذق و يكى دو نسخه صحيح كاملا بهبود مى يابد. اما و هزار اما، بايد تلاش كنيم كه واقعا طبيب را بالاى سر بيمار بياوريم و هر كسى كه روپوش سفيد به تن كرد را پزشك ندانيم و بيمارى خويش را به دست او نسپاريم، چندى بعد اسامى كانديداهاى رياست فدراسيون اعلام خواهد شد و آنانى كه اساسنامه را به رسميت مى شناسندن تصميم مى گيرند كه كدام فرد شايستگى بيشترى براى احراز اين پست دارد.
اميدواريم كسانى كه در روز انتخاب نهايى نام فرد مورد نظر خود را روى كاغذ راى مى نويسند، ضمن در نظر داشتن دو فاكتور مهم يعنى تعهد و تخصص درمان خوب ها، خوب ترين  را برگزينند و در انتخاب خود تعلقات گروهى، باندى و حتى سياسى را دخيل نكنند و پايبندى كامل به اصول جمهورى اسلامى را در كنار تعهد و تخصص كه پيش تر ذكر شد كافى دانسته، مناسب ترين گزينه اى كه داراى عوامل تعيين كننده فوق است را برگزينند و به هيچ وجه تحت تاثير ظاهر فريبى ها، مقدس نمايى ها و تبليغات رسانه اى كه متاسفانه در بسيارى از مواقع نويسندگان و گويندگان آن فاقد تقواى لازم هستند قرار نگيرند. ضمن اين كه خود نيز در وقت نوشتن راى بدانند كه بايد پاسخگوى آنچه به صندوق مى اندازند باشند!
برق و مشكلاتش
ياورى در حسرت يك تيم هماهنگ
وحيد رسولى
برق شيراز ظاهرا تيم بدى براى فصل جديد ليگ برتر فوتبال ايران تدارك نديده و نفراتى كه در اختيار دارد، مى توانند اميدساز باشند، اما ۴ گلى كه اين تيم در مسابقه افتتاحيه ليگ از پيكان در تهران خورد، خلاف اين را نشان داد و ثابت كرد محمود ياورى در بازگشت به برق فصل سختى را پيش رو دارد.
پرسابقه ترين مربى ليگ ايران كه در فزون تر از ۳۴۰ مسابقه تيم هاى تحت رهبرى اش را در ليگ هدايت كرده، مدعى است برقى ها به تدريج به راه خواهند افتاد و جايى براى نگرانى نيست، اما روشى كه طى آن تيم شيرازى برترى ۱-۲ اوليه خود را با خوردن ۳ گل در نيمه دوم در برابر پيكان از دست داد، چيزى خلاف اين را مى گويد و نشانگر وجود ايرادات پرشمار در برق و به خصوص در كارهاى دفاعى در اين باشگاه است.
ياورى منكر وجه آخر نيست و مى گويد حتما بايد به ضعف هاى دفاعى تيم رسيدگى شود و مى گويد اين امر با گذشت زمان حاصل خواهد آمد و مدافعان برق پس از گذشت ،۴ ۵ هفته به نقطه اى برسند كه مورد نياز است و صاحب تفاهم و سرعتى در كار خود شوند كه بدون آن كسب موفقيت و حتى ابقا در رقابت هاى ليگ غيرممكن است. با اين حال نگاهى به سرمايه هاى انسانى برق ( كه البته كم نيست) و شرايط رقبا، اميدوارى ها را كمتر از آنچه ياورى مى گويد، جلوه مى دهد.
بدون عامل ثبات
از تيمى كه فصل پيش بيژن ذوالفقارنسب در ليگ تحت هدايت خويش داشت و دچار نوسانى چشمگير بود و چند هفته خوب و چند هفته بد ظاهر مى شد و در اواخر فصل نيز به بهانه بى انگيزه بودن تعدادى نتيجه غيرمنطقى گرفت، شمار قابل توجهى جدا شده و در عين حال تعداد زيادى هم ماندنى گشته اند. بنابراين ياورى تيمى را تحويل گرفته كه با احتساب اضافه شدن تعدادى بازيكن جديد به تيم نمى تواند در اندازه هايى باشد كه خوردن چهار گل را كاملا منطقى جلوه دهد و چنين چيزى را برتابد. در خط دفاعى برق امثال صمد زارع، غلام زاده و هاشمى بازى مى كنند و ستار زارع با سابقه بيش از ۳۰ بازى ملى ياور درجه اول آن است و اگر به كارهاى حمله اى رجوع و استفاده كنيم، مى بينيم كه مهدى شيرى مهاجم معروف سابق برق پس از چند سال گشت زدن در ساير تيم ها به باشگاهى بازگشته است كه اولين نشانه ها و دلايل شهرت خود را در آن كسب و ثبت كرد. با اين وجود ساختار و روالى كه برقى ها سال ها به آن خو گرفته بودند، تغيير يافته است. حقيقت آن است كه طى سال هاى اخير آن قدر در تركيب و بافت اداره كننده برق و به واقع در كادر فنى اين تيم تفاوت ايجاد شده است كه عامل ثبات از برق گرفته شده و رفت و آمدها در اين تيم فزون تر از اندازه بوده است. امروز هم تركيب و آرايش و تيمى تحويل ياورى داده شده كه متفاوت با روش كار و سيستم هاى انتخابى ياورى است و با اين كه بسيارى از مهره هاى فصلى پيش برق بر جاى مانده اند اما آنچه ذوالفقارنسب از آنها مى خواست و روش هاى دلخواه وى به كلى متفاوت با چيزى است كه ياورى مى طلبد و آن را ارجح مى شمرد.
گذشت زمان
نگاهى ولو سطحى به سرمايه ها و دار و ندار انسانى برق به ما مى گويد كه دست هاى ياورى آنقدرها هم بسته نيست و ساسانى ( زننده يكى از گل هاى برق در برابر پيكان) و همچنين گودرزى و كريميان مهره هاى خوب و موثرى هستند، اما اين كه چگونه مى توان آنها را كنار هم قرار داد و با آنان در كمترين زمان به هماهنگى مطلوب رسيد و نتيجه گرفت، مساله اى است كه لااقل فعلا دشوار مى نمايد و احتياج به گذشت زمان دارد و برق فعلا در حسرت آن است و اين مشكل را جدى و وسيع مى يابد. تجربه منفى سال هاى اخير برق نيز كه وادار بوده است در اكثر اوقات براى رهايى از سقوط به دسته اى پايين تر بكوشد، بر مشكلات ياورى و برق افزوده و اين تيم را صاحب آسودگى خيال نكرده و برق مجبور است دايما به اين بينديشد كه اگر اين بازيكن و آن بازيكن نرسند و يا شرايط يارى نكند، چه سرنوشتى خواهد داشت و كارش به كجا خواهد كشيد. برق حتى بازى نخست خود در برابر پيكان را با ابهام و سوالاتى از همين دست شروع كرد و پيوسته از خود مى پرسيد كه آيا مدارك دو بازيكن خارجى اش ( مارتين ماركو و مجيد ناصر) خواهد رسيد يا نه. فرض اين است كه آنها دير يا زود در اين زمينه مشكل حادى نخواهند داشت و تمام نفرات خود را ( سواى مساله مصدوميت) در خدمت خواهند ديد، اما عادت كردن برق به متوسط بودن و حضور مكرر و مستمر در رده هاى نهم تا چهاردهم جدول ليگ از پرواز بهتر و بيشتر اين تيم جلوگيرى كرده است و برقى ها اگر سقوط نكنند و در ليگ بمانند، همين را يك خوشحالى و توفيق تلقى كرده و تامين كننده خواسته خود خواهند ديد و تا زمانى كه يك تيم چنين وضعى دارد، هر مربى تازه اى هم بيايد از يك سو عمرش در باشگاه كوتاه خواهد بود و از جانب ديگر تضمينى در دست نيست كه روند حفظ و ابقاى تيم در ليگ برتر و پرهيز از سقوط به دسته اى پايين تر، هميشه به همين شكل جواب بدهد و هر سال ثمربخش باشد و تيم را در نهايت دور از ليگ برتر نبينيم.
بعيد است
اين مساله اى است كه ياورى بايد از آن برحذر باشد. هرچه باشد، او مربى اى است كه سال ها به كمك تيم هاى در معرض سقوط شتافته و در اغلب موارد به موفقيت رسيده و تيم را در ليگ حفظ كرده است.
اين كه ياورى مجال مى يابد امسال نيز چنين چيزى را تجربه كند يا خير، مساله اى است كه بايد صبر كرد و ديد و براى قضاوت درباره سرنوشت برق بسيار زود است اما بعيد است كه او و تيمش فصلى فاقد دغدغه را شروع كرده و از خطر و احتمال و انديشه فوق دور و مبرا باشند و نتيجه بازى اول ( با پيكان) نيز مويد همين مساله بوده است و ديدار دوم كه جمعه ( ۲ شهريور) در برابر راه آهن در شيراز است، نيز نمى تواند به مسايل و سوالات موجود جوابى روشن و نهايى بدهد.
ايران و المپياد دانشجويان
دانشجويان ورزشكار ما كجا هستند؟
وصال روحانى
بازى هاى اخير دانشجويان جهان كه در تايلند انجام پذيرفت، نشانه اى روشن از محسنات و البته ضعف هاى ورزش ما در اين دوره بود. اگر جدول رده بندى مدال ها را نگاه كنيم، متوجه ضعف هاى موجود مى شويم و حتى اگر به تك رشته ها بنگريم، نيز همين مساله خودنمايى مى كند، مشكل ورزش ما در اين رده از آن جا آغاز مى شود كه سعى داشته ايم از توان ملى پوشان براى مسابقات دانشجويى و منجمله رقابت هاى المپياد اين رده و نظاير آن سود جوييم. يعنى به جاى اين كه دانشجويان خود را آن قدر تقويت كنيم كه به سطح ملى برسند و طبعا در مسابقات واحدهاى تحصيلى مربوطه نيز به حد لازم جوابگو باشند، كوشيده ايم ملى پوشان و دارندگان مدال هاى آسيايى و جهانى را فارغ از آزمون ها و كنكورهاى مرسوم به دانشگاه ها بفرستيم. شايد استدلال شود كه دليل اين امر پاس نهادن به كوشش ورزشكاران ملى پوش و دادن پاداش به آنها باشد اما وقتى همين افراد بعدا در المپيادهايى مثل آوردگاه تايلند به نمايندگى از قشر دانشگاهيان به ميدان مى آيند، در عمل باعث جلوگيرى از رشد ريشه اى و اساسى در اين سطح مى شوند و كار را در اين رده به شكلى سطحى و غيراساسى در مى آورند.
ثمرى مثبت اما …
و شايد هم گفته شود كه چنين ورزشكارانى براى ما در همين مسابقات تايلند بيش از ۱۰ مدال آورده اند و بنابراين سياست فوق صحيح بوده است و تدبير رويكرد به آنان ثمر مثبتى را بر جاى نهاده اما اين مساله و استمرار آن در دهه هاى اخير باعث شده است ورزش در نزد دانشجويان به طور واقعى رشد نكند و يا اگر پيشرفتى دارد، سطحى باشد. وقتى نامداران ورزش ما با گرفتن چيزى همانند بورسيه هاى تحصيلى وارد دانشگاه ها مى شوند، در عمل جاى ورزشكارانى را مى گيرند كه شايد در صورت عدم حضور اين قشر و عدم انتقال رايگان و بدون كنكورشان در صحنه دانشگاه ها مجبور بودند تلاش بيشترى را پيشه كنند تا به سطح مورد نظر برسند، اين روال در شرايطى اينك در ايران پياده مى شود كه پيشتر و در دهه هاى ۱۳۴۰ و ۱۳۵۰ اين دانشگاهيان بودند كه با تلاش زياد و به خصوص در ورزش هاى واليبال و بسكتبال ملى پوش تحويل جامعه ورزش مى دادند. مسابقات عمده دانشگاهى در اين رشته ها پرتماشاگر بود و سالن هاى محقر و كوچك موجود را پر مى كرد و از بين همين ورزشكاران تعدادى كه به سطح بالاتر مى رسيدند، به تيم هاى ملى نيز راه مى يافتند و امثال كردها، مرتضوى ها، عدل ها و محشون ها در دهه ۱۳۴۰ در واليبال بسكتبال ما ابتدا در سطح دانشگاه ها و سپس مسابقات ملى رو مى آوردند و ارزش هاى فنى خود را به رخ مى كشيدند و با اعزام به مسابقات جهانى خبرساز مى شدند.
پروسه تضعيف شده
در سال هاى اخير همان طور كه پيشتر نيز گفتيم اين روند عوض شد و نه تنها پروسه ساخته شدن و پرورش ورزشكاران در دانشگاه ها تضعيف و تبديل شدن آنان، به ملى پوشان به شدت خفيف تر شد، بلكه به آرامى اعزام «ملى» ها به دانشگاه ها آغاز گشت، از آنجا كه هميشه عنوان شده است، اين گسيل ها پاداشى بر مدال هاى جهانى اين ورزشكاران است، نمى توان مانع از دانشگاهى شدن اين افراد و كسب علم و دانش توسط آنها شد و حتى بايد اين روند را تشويق و تشديد كرد اما بد نيست مسوولان امر و حتى بانيان خير متوجه پى آمدها و تبعات اقدامات خود باشند و بدانند كه هر يك از اين دفعات، در عمل شانس رشد يك ورزشكار در سطح دانشگاه ها را مى گيرد و سبب مى شود آنها به بالندگى لازم نرسند. حال آن كه اگر روند اعزام ملى پوشان به دانشگاه ها در كار نباشد و يا از گستردگى آن كاسته شود و شرط كنكور و قبولى در آن براى گسيل ورزشكاران به دانشگاه ها هم اعمال و اجرا شود، آن گاه دانشگاهيان نيز مجبورند به حركت و تلاش بزرگ تر دست بزنند زيرا در غير اين صورت به سطح لازم نمى رسند و به تبع آن به مسابقات جهانى و المپيادها اعزام نمى شوند.
به طور ريشه اى
شايد بر اثر اين روند براى مدتى در مسابقات دانشجويان مدالى نبريم اما ارزش اش را خواهد داشت، زيرا سبب مى شود ورزش به طور ريشه اى در دانشگاه ها رشد ـ ولو در حدى كم ـ داشته باشد و در سايه كسب مدال هاى جهانى توسط ملى پوشانى كه تازه پس از رسيدن به بالاترين سطح ورزش خود دانشگاهى شده اند، ايرادات اساسى ورزش ما در اين رده ها و طبقات از نظرها دور نماند.
گذر و نظر
حرص و جوش هاى شروع ليگ
هفتمين دوره ليگ برتر شروع شد. شروع ليگ شروع هيجان، شروع حرص و جوش، شروع غم و غصه  و شادى و شروع اشتباهات، اشتباهاتى مثل داورى، نحوه برگزارى، اشتباهات گزارشگران كه اين يكى خيلى زود به چشم آمد، حتما متوجه شده ايد، بله گزارشگر بازى پرسپوليس و صنعت نفت ۹۰ دقيقه روى اعصاب همه هواداران فوتبال راه رفت، اين بنده خدا اين قدر اشتباه داشت كه از شمارش خارج است، اسامى بازيكنان دو تيم توسط او اين قدر اشتباه و جابه جا بيان شد كه آخر بازى همه عباس آقايى را با پژمان نورى اشتباه مى گرفتند. جداى همه اينها گزارش يك طرفه او هم مزيد بر علت شده بود، عكس العمل هاى بسيار سرد و به دور از هيجان او در لحظات به ثمر رسيدن گل هاى پرسپوليس و برعكس داد و فريادهاى او در هنگام حمل توپ توسط صنعت نفتى ها مواردى بود كه حسابى دل هواداران فوتبال را آزرد. اميدواريم خطه فوتبال خيز جنوب همان طور كه مدعى فوتبال برزيلى است حداقل گزارشگرانى مانند آن ديار هم داشته باشد تا هيجان بازى ها را دو چندان كنند.
شاغلام و شروعى دوباره
اين قصه ديگه تكرارى شده كه هر فصل فجرسپاسى در نقل و انتقالات خالى مى شه و شاغلام پيروانى با يه تعداد جوون جوياى نام فصل تازه رو شروع مى كنه.
پيروانى اين فصل نمى دونيم از شانس بد يا خوب به تيم پرانگيزه شيرين فراز خورد تا فصل رو با كرمانشاهى ها آغاز كنه و يك تساوى نه چندان دلچسب در خونه به دست بياره. البته همونطور كه گفتيم عادت كرديم كه فجرسپاسى يك نيم فصل تموم تا آخرهاى جدول رده بندى سقوط كنه و در نيم فصل دوم يواش يواش خودش رو بالا بكشه و به همه ثابت كنه كه بنزين سبز جوونى هميشه كارايى لازم رو داره، البته خدا كنه كه اين بنزين برعكس بنزين ماشين ها با سهميه بندى مواجه نشه كه اون وقت دست پيروانى حسابى در پوست گردو جا مى مونه و كارش به مشكل بر مى خوره، به هر حال غلام پيروانى يك ليگ ديگر رو شروع كرد، شروعى كه مى شه حدس زد باز هم با دستيابى به رده هاى ميانى جدول تموم بشه.
پاس، همان پاس
خيلى ها نگران پاس بودند. از قديمى هاى سبزها گرفته تا معدود هوادارانى كه اين تيم طى چند سال اخير براى خودش دست و پا كرده بود. بعد از انتقال پاس به همدان و خالى شدن اين تيم، خيلى ها بر اين باور بودند كه بايد با پاس براى هميشه خداحافظى كرد. اما پاس همدان برخلاف يكى دو فصل پيش پاس تهران شروع خوبى داشت، يك برد يك هيچ، هر چند كه كم گل باشه مى  تونه براى اين تيم شروع خوبى باشه تا مردم همدان و پاسى هاى قديم حسابى اميدوار شوند. البته نبايد فراموش كرد كه روزهاى سخت آينده و هفته هاى ديگر پيش روست و پاس همدان بايد طى روزهاى بعدى خودش رو بيشتر و بهتر نشون بده ولى خب با تمام اين احوال خوشحاليم كه تيم خوب قديمى با برد شروع كرد و زياد مايه دلسردى نشد. پاس دل مردم همدان و پاسى هاى قديم رو شاد كرد، خدا كنه كه تا آخرش همين طور ادامه بده تا باورمون بشه پاس همون پاس است.
حجازى و اولين برد
خب از باخت جدا شيم و بريم سراغ برد. اون هم چه بردى، ناصرخان حجازى برابر يك آدم پرحاشيه بازى اولش رو برد تا نشون بده كه اومده براى قهرمانى، بله حجازى با غلبه بر تيم فيروز كريمى اون هم در نيمه مربيان كارى كرد كه حالا خيلى از اون منتقدهايى كه مى گفتند استقلال با ناصر حجازى راه به جايى نمى بره يه مقدارى پايين بكشند، البته مى دونيم كه خيل زوده راجع به قهرمانى و اينجور چيزها حرف بزنيم اما اين استقلال اگر روى دور بيفته و هماهنگ تر بشه اون وقت كم تيمى پيدا مى شه كه بتونه جلوى آبى هاى تهران دوام بياره، بردن استقلال اهواز و فيروز كريمى هنرى بود كه ناصر حجازى با به نمايش گذاشتن آن خودش رو به همه ليگ ثابت كرد، ثابت كرد كه هنوز دود از كنده بلند مى شه، چرا كه هرچى مربيان جوون تو هفته اول ناكام موندند اين پيرمرد كهنه كار خوب نتيجه گرفت، حالا بايد صبر كرد و ديد كه هفته هاى ديگه چه اتفاق هايى مى افته.
باخت بد خداداد
خب به اين مى گن يه دوست واقعى، زوج كوچولوى خط حمله قديم تيم ملى وقتى ديد كه رفيق قديمى اش بازى رو باخت اون هم نبرد، بله خداداد عزيزى مثل على دايى بازى اول فصل رو باخت تا دايى زياد احساس غربت نكنه، تازه خداداد براى اين كه رفاقت رو تموم كرده باشه در مشهد هم باخت. تا همه جوره خودش رو به دايى ثابت كنه. خداداد كه فصل پيش حسابى با ابومسلم كولاك به راه انداخته بود فصل رو با بدباختى شروع كرد، باختى كه اگر ادامه داشته باشه اونوقت شايد براى سرمربى ابومسلم گرون تموم بشه، خداداد نبايد فراموش كنه اگر مى خواهد همچنان عزيز دل مشهدى ها باقى بمونه بايد براى ابومسلم پيروزى به دست بياره يا اين كه حداقل جلوى چشم هوادارهاى متعصب ابومسلم شكست نخوره، ادامه اين روند به طور حتم به ضرر ابومسلم و خداداد تمام مى شه.
شكست قهرمان
اما على دايى مربى تيم قهرمان ايران يعنى سايپا بد شروع كرد، شكست برابر تيم انتهاى جدول قبل براى دايى شروع خوبى نبود. البته از حق نگذريم سايپا خوب بازى كرد و موقعيت هاى خوبى هم داشت اما خدمت جناب دايى عرض كنيم كه خودت بهتر مى دانى كه در فوتبال اگر گل نزنى به طور حتم گل مى خورى، پس بهتر است كمى به مهاجمانت گلزنى ياد بدى، ولى يه وقت حوس بازى كردن به سرت نزنه كه اون وقت باز دوباره سر و صدا شروع مى شه، فقط به مهاجمان تيمت چهارچوب دروازه را نشون بده و بهشون ياد بده كه چه جورى چهارچوب رو هدف بگيرند تا براى بازى هاى بعدى دروازه خالى رو به تير نزنند، راستى تا يادمون نرفته به بازيكنانت ياد بده كه كمى گذشت و فداكارى مى تونه خيلى براى تيم مفيد فايده باشه. مى دونيم كه شهريار فوتبال ايران از اين شكست ها زياد داشته و خودش بهتر از هر كس ديگرى مى دونه كه شكست زمينه ساز پيروزى است.


|   شناسنامه   |   آرشيو   |