|
|
|
پشت صحنه فيلم سينمايى همخانه به قلم فيلمساز
|
|
|
|
نگاهى به نمايش روياهاى رام نشده به نويسندگى ايوب آقاخانى و كارگردانى سياوش تهمورث
|
|
|
|
|
پشت صحنه فيلم سينمايى همخانه به قلم فيلمساز
حالا ديگر مطمئن هستم...
مهرداد فريد, اين روزها مشغول ساخت دومين فيلم بلند خودش, همخانه است. او نخستين فيلم بلندش درميان مردگان را با پشتوانه سال ها كار مستند و فعاليت در عرصه مطبوعات ساخت. او ابتكار جالبى به خرج داده و در سايت اختصاصى دفتر فيلمسازى اش(پندار فيلم) به صورت روزانه گزارش فعاليت هاى همخانه را درج مى كند. آنچه در ادامه مى خوانيد گزيده اى است از آنچه كارگردان و فيلمنامه نويس همخانه به قلم خود درباره مراحل انجام كار نوشته است: - روز پنجشنبه چهارم مرداد گروه طراح صحنه در لوكيشن اصلى فيلم واقع در خانه اى قديمى در اختياريه تهران مستقر شدند تا آن جا را طى دو هفته آينده براى فيلمبردارى آماده كنند. ضمنا طبق برنامه ريزى هاى صورت گرفته بازيگران اصلى همخانه تا پايان هفته آتى مشخص و معرفى خواهند شد. -امروز شنبه ۲۰ مرداد مصادف با عيد مبعث است. كار صحنه آرايى لوكيشن اصلى كه خانه اى است در اختياريه تمام شده. مهم تر از آن اين كه بازيگران اصلى زن هم انتخاب شده اند كه نامشان در همين صفحه آمده است. فقط مى ماند بازيگران اصلى مرد كه گمان مى كنم تا فردا قطعى شوند. - سينما يك پديده هزار فاكتورى است. بايد همه عوامل، حضورى درست و كامل داشته باشند تا يك اثرى خلق شود. اما در سينماى ايران معمولا تعدادى از عوامل غايبند و يا حضور نيم بندى دارند. اما مثل اين كه به مرور دارد ايام به كام مى شود. نشانه هايى از حل مشكلات ادارى با فارابى مشاهده مى شود. مشكلاتى كه اصلا به ما مربوط نيست اما به طرز كاملا بى ربطى گريبان ما را گرفته است. همچنين امروز كه ۲۱ مرداد است توانستيم با خانم فهيمه كرمى توافق كنيم تا وظيفه منشى صحنه را به عهده بگيرد. - امروز ۲۲ مرداد روز خوبى براى همخانه بود. اول اين كه مشكلات ادارى با فارابى حل شد. به اين ترتيب با يك هفته تاخير تجهيزات فيلمبردارى و مواد خام مربوطه را در اختيار خواهيم داشت. دوم آن كه اكبر عبدى به جمع بازيگران فيلم اضافه شد كه البته اين دومى شيرين تر است. - امروز سه شنبه ۲۳ مرداد بابك انصارى هم به جمع بازيگران همخانه پيوست. بازى اش در فيلم شهرزيبا ساخته اصغر فرهادى در سن ۱۶ سالگى به ياد ماندنى است. اما او بعد از آن در سينما تقريبا غايب شد و حضورش به چشم نيامد. با قرار گرفتن او در كنار ساير بازيگران همخانه يك بار ديگر استعداد او به آزمون گذاشته خواهد شد. امروز تست گريم خانم ها مريم بوبانى و بيتا سحرخيز انجام شد و متعاقب آن جلسه رو خوانى فيلمنامه با حضور اكثريت بازيگران اصلى برگزار شد. - روز جمعه به همه بازيگران مرخصى داده شد تا استراحت كنند و انرژى كافى براى روز شنبه كه روز آغاز فيلمبردارى است كسب كنند. اين طورى خودم هم فرصت مناسبى پيدا كردم تا از تمرين بازيگران طى روزهاى گذشته ارزيابى كافى به دست آورم. عكس ها و تصاوير ويديويى اين روزها در كنار استنباط هاى شخصى ام از عملكرد حسى و حركتى بازيگران در روزهاى تمرين، مرا به نكته مهمى رهنمون ساخت. بابك انصارى عليرغم همه توانايى ها و دلبستگى هاى من به نوع بازى اش نمى توانست براى نقش جمشيد مناسب باشد. جمشيد قصه ما مى بايست از نظر جثه بر نقش مقابلش غالب باشد و قدى بلندتر از او داشته باشد. و نيز از نظر سنى بزرگ تر از او به نظر آيد. اگر اين آخرى با گريم به دست بيايد باز هم مساله جثه و قد را حل نمى كند. به طورى كه تماشاگر نمى تواند بپذيرد كه او هر لحظه ممكن است براى شخصيت مقابل خود خطر آفرين باشد. مشورت مشاوران پروژه دلايل ديگرى را نيز براى اين تصميم اضافه كرد كه ذكر آن در اين جا لازم نيست. اميدوارم در پروژه هاى آينده بتوانم از توانايى هاى بالاى او در نقش هاى متناسب احتمالى بهره مند باشم. - امروز ۲۷ مرداد به اصطلاح كليد زده شد. تاكيد من اين بود كه حتما امروز كار آغاز شود. و لو با يك پلان. خوشبختانه در حد يك دقيقه مفيد فيلمبردارى انجام شد. يك دقيقه در روز استاندارد رايج در سينماى اغلب كشورهاى صاحب سينماست. اما با برنامه ريزى هاى ما و امكاناتى كه داريم مى بايست اين استاندارد را به سه دقيقه در روز افزايش دهيم. وگرنه به قول فخرى خانم قصه ما هشتمان گروى نهمان خواهد بود. امروز بازيگر جديدى براى نقش اصلى مرد معرفى شد كه تا تكليفمان با ايشان قطعى و حتمى نشود نامش را لو نخواهيم داد. به هر حال فعلا همتمان فيلمبردارى سكانس هايى است كه شخصيت اصلى مرد در آن حضور ندارد. - امروز كه روز دوم فيلمبردارى است حضور على رضا اشكان در نقش اصلى مرد قطعى شد. چهره او در سريال پر مخاطب نرگس براى مردم شناخته شده اما هنوز كسى او را بر پرده سينما نديده است. اشكان در آن سريال نقش شوهر مرحوم پوپك گلدره را بازى مى كرد. هرچند وى دو يا سه سال پيش در مقابل دوربين سينما به عنوان نقش اصلى حاضر شده اما اين فيلم تا كنون به روى پرده نرفته و جزو فيلم هاى محروم از نمايش است. راندمان كار در روز دوم بهتر از روز اول بود اما براى آن كه گروه همديگر را پيدا كنند هنوز وقت لازم است. - روز ۳۱ مرداد كه مصادف با روز پنجم فيلمبردارى بود در لابراتوار حاضر شديم و كپى پزتيو چهار حلقه اول راش ها را بازبينى كرديم. خوشبختانه نتيجه كار بسيار رضايت بخش بود. دو سكانس نيز فيلمبردارى شد. - امروز سكانسى را فيلمبردارى كرديم كه تشويش هاى فكرى و آشفتگى هاى جهان بينى نسل فعلى دانشجويان را باز گو مى كرد. نسلى كه بين انقلابى گرى، اصلاح طلبى، لاابالى گرى و حتى نحله هاى هنرى سرگردان است. نسلى كه مى خواهد بى هيچ زحمتى به همه چيز برسد و حتى دراين راه ميراث گذشتگان را به سخره بگيرد. ضمنا امروز جمعه دوم شهريور احمد نجفى به طور سرزده از پشت صحنه همخانه ديدن كرد و با حضورش خستگى يك هفته كار فشرده را از گروه گرفت. - امروز با قرار گرفتن اكبر عبدى مقابل دوربين فاز جديدى از كار آغاز شد و دست اندر كاران همخانه احساس جديدى را تجربه كردند. كار با گلاب آدينه در فيلم آرامش در ميان مردگان قبلا به من ثابت كرده بود كه همكارى با بازيگران بزرگ زحمت كارگردان را در بازى گرفتن كاهش و پيشرفت كار را افزايش مى دهد. كار كردن با اكبر عبدى نيز همان تجربه را تاييد كرد. عليرضا اشكان نيز امروز بازى در يك كمد تنگ و تاريك را به خوبى ايفا كرد. - روز چهارشنبه هفتم شهريور كار را از عصر آغاز كرديم و تا سحر روز هشتم شهريور ادامه داديم تا تعدادى از سكانس هاى شب را فيلمبردارى كنيم. به عنوان مجرى طرح به اين نكته واقف هستم كه معمولا شب كارى باعث كاهش راندمان و افزايش تنش در ميان جمع در هر پروژه اى مى شود. دليلش هم خستگى و كم خوابى است. خواب روز هم كه هيچ گاه نمى تواند جاى خواب شب را پر كند. اما گويا اين قاعده اين جا صدق نمى كند. حالا ديگر مطمئن هستم كه جمع خوبى براى ساخت همخانه گرد هم آمده اند. - تا پايان امروز يازدهم شهريور يك سوم فيلمبردارى تمام شده است. فكر مى كنم تا پايان هفته كارمان در لوكيشن اصلى تمام شود. بايرام فضلى گفته بود با وجود مريم بوبانى در ميان گروه ديگر كسى از نظر تنقلات معطل نخواهد بود. امروز گفته ايشان تعبير شد، مريم بوبانى همه را به خوردن كيكى بزرگ ميهمان كرد.
|
|
|
|
|
نگاهى به نمايش روياهاى رام نشده به نويسندگى ايوب آقاخانى و كارگردانى سياوش تهمورث
دغدغه هاى تراژيك درون
حسن پارسايى نمايش هاى ايرانى از اين ويژگى برخوردارند كه «بوده»ها و «شده»هاى جامعه ما را به صورت داده هايى دراماتيك كه از وجوه فرهنگى - اجتماعى و حتى زيبايى شناختى معينى برخوردارند به مخاطب ارايه مى دهند. ممكن است ظاهرا چنين به نظر برسد كه نمايش هاى روحوضى، تعزيه و پرده خوانى يا قهوه خانه اى به سبب محدوديتى كه همواره در انتخاب تم هايشان داشته اند ظرفيت و پتانسيل پرداختن به مسايل ديگر را ندارند اما اين تصور غلط و غير واقعى است. همه اشكال و ژانرهاى نمايشى همانند بقيه پديده ها و موضوعات جامعه ظرفيت قابل توجهى براى تغييرپذيرى و تكوين دارند فقط بستگى دارد كه چگونه از اين اشكال نمايشى استفاده شود. از آن جايى كه هنر نمايش حتى هنگامى كه از الگوهاى پيشين استفاده مى كند باز هم تا حدى بر تجربه و اقدام عملى و عينى استوار است، چنانچه نويسنده از اين محدوده فراتر برود و نگاهى هم به حال و آينده داشته باشد استفاده از هر كدام از اين ژانرهاى نمايشى ايرانى او را ملزم مى كند با رويكردى تازه تجربه هاى پيشين را ارتقا بخشد و در ساختار فنى و درونمايه موضوعى اثر تحولاتى ايجاد كند، يعنى نمايش هاى ايرانى را از شاكله هاى تكرارى و شناخته شده آن تا حدى به درآورد و آن را متناسب با زمان و شرايط اجتماعى به خدمت تم ها و تعاريف نمايشى جديد دربياورد. نمايش هاى ايرانى ارتباط عميق شان را با فرهنگ و اعتقادات و شرايط زندگى مردم به اثبات رسانده اند و اكنون مى توانند با رو آوردن به موضوعات حماسى زندگى مردم علاوه بر شاهنامه خوانى، پرداختن به مصائب زندگى مردم و شخصيت هاى بزرگ، علاوه بر روايت مصيبت نامه ها و تاكيد بر انتقاد اجتماعى و نشان دادن موقعيت هاى تنش زا و كنش مند و علت يابى و علت جويى تنگناهاى انسان به منظور آسيب شناسى اوضاع جامعه مطرح باشند، همانگونه كه در انواع نمايش ها در دنيا مرسوم است. يعنى با پرده خوانى و پرده نمايى پرده زندگى مردم تحولى بنيادين در حوزه نمايش هاى سنتى ايجاد كنند. نمايش قهوه خانه اى «روياهاى رام نشده» به نويسندگى ايوب آقاخانى و كارگردانى سياوش تهمورث توانسته است با رويكردى تجربى در اين رابطه قدمى فراتر بردارد. در اين نمايش به جاى نقالى و پرده خوانى و استفاده از نقاشى هاى ديوارى و پرده اى براى بيان يك روايت حماسى يا تراژيك از اين نقاشى ها براى فضاسازى و زمينه سازى فرهنگى و معرفى محيط نشانه مند قهوه خانه استفاده مى شود تا در كنار آن به موضوعى مهم تر بپردازد. اين حوادث و موضوعات مهم تر همان شرايط موجود و ناتوراليستى تصوير شده خود جامعه است كه در آن به قرينه پرسوناژها، حوادث مصائب و صحنه هاى احتمالى مهرورزانه در تابلوهاى قهوه خانه با آدم هاى واقعى گرفتار حوادثى دردناك تر، فاجعه هايى به مراتب تلخ تر و در همان حال مهرورزى هايى بسيار عميق تر روبه روييم كه بخش هايى از آن ممكن است معادل هايى از زندگى تماشاگران نيزباشد. نمايش در اصل نگاهى قياسى و كلى به موضوع دارد اما در شيوه معرفى پرسوناژها از نگرش استقرايى بهره مى گيرد. به عبارت ديگر در همان حال كه نگرش كلى غالب است به صورت انفرادى و دو يا چند نفره به درددل ها و موقعيت پرسوناژها مى پردازد و نوع حضورشان را اول جداگانه نشان مى دهد. نمايش بر دغدغه هاى درونى پرسوناژها تاكيد بسيار دارد و بخشى را كه به عشق و مهرورزى مربوط مى شود در حد و قواره ساختار اثر به طور نسبى خوب به بيان درمى آورد تا جايى كه تماشاگر مى تواند از آن نتيجه گيرى كند. اما بخشى كه وجه سياسى دارد و به منزله واقعيت هاى تلخ جامعه مطرح مى شود تا پايان نمايش همچنان به صورت گره ناگشوده باقى مى ماند. تماشاگر نمى داند آن زنى كه قرار است با تعريفى سياسى به محل بيايد و مداركى ارايه دهد چرا نمى آيد و چه سرنوشتى پيدا مى كند. رويكرد ايوب آقاخانى به متن ناتوراليستى است و در جاهايى كه به آن اشاره شد نارسا است و در جاهايى نيز ويژگى هاى خاص خود را دارد. او در كل توانسته مضمون نمايش قهوه خانه اى را تا حدى ارتقاء بخشد. محيط قهوه خانه را به نماد اجتماعى از خود جامعه تبديل كند و از دردها و دغدغه هاى مردم گاهى عميق و گاهى هم اشاره وار حرف بزند. نمايش روياهاى رام نشده نوشته ايوب آقاخانى و به كارگردانى سياوش تهمورث نشان مى دهد كه ژانر نمايش قهوه خانه اى ظرفيت پرداختن به موضوعات بسيار جدى اجتماعى اعم از ملودرام و سياسى را نيز دارد. ضمن آن كه پرسوناژها به سبب زبان، لحن، نوع واژگان، ديالوگ و حتى رفتار به طبقات و اقشار اجتماعى مورد نظرى كه به عنوان الگوهايى از آن به درون متن راه يافته اند انتساب پيدا كرده اند و براى تماشاگر باورپذير ند. سياوش تهمورث كه كارگردانى نمايش را بر عهده دارد خودش نيز يكى از بازيگران است. او نقش حاشيه اى نمايش را براى خود برگزيده و نقش هاى اصلى را به بازيگران داده است. اين كار او در مقام كارگردان قابل ستايش است. نقش خود را بسيار درست بازى مى كند چون به تناسب محل و وجوه فرهنگى خاص قهوه خانه اش نقش و بازى او در مقام قهوه چى درون گرا، حادثه ديده، كم حرف، آرام و متفكر به دل تماشاگر مى نشيند. او ميزانسن ها را كه شامل جاى گيرى ها، جابه جايى ها و رودرويى هاى معين است به تناسب درونمايه نمايش خوب شكل داده و سعى كرده از همه فضاى صحنه استفاده كند و متناسب با متن وجوه نشانه مند و دلالت گر حوض و يكى از صندلى ها را هم به مخاطب انتقال دهد. حضور نوبتى متحرك و حضور زمينه اى ثابت برخى پرسوناژها و نيز حضور جمعى همه در پايان نمايش اجراى اثر را معنادار، كنش مند و دلالت گر كرده و اين يكى از ويژگى هاى تامل برانگيز نمايش محسوب مى شود. طراحى صحنه نيز به ميزانسن ها كمك كرده و قرار گرفتن حوض در جلوى صحنه بين تماشاگران و پرسوناژها ابتكارى زيبا و معنادار است. نور كه همواره با رفتن پرسوناژها از صحنه مى رود و با آمدن آنان برمى گردد گويى به معناى خود اين آدم هاست. ضمنا در لحظاتى هم كه به شكل موضعى به كار گرفته مى شود جنبه هاى عاطفى صحنه را تعميق مى بخشد. موسيقى ايرانى با تصنيف منتظرت بودم به حال و هواى غمگنانه و پر از ناكامى نمايش كمك بسيارى كرده است. بازى بعضى از بازيگران از جمله محمد حاتمى، شهرام عبدلى و حميد ابراهيمى كمى اغراق آميز است. برخى نيز در همان حد و نياز نمايش ظاهر مى شوند از آن جمله اند: ايرج راد، رحيم نوروزى، محمد اسكندرى، نسيم ادبى، محمد پورحسن، على سليمانى، سرنسرى، مجتبى رفيعى، رامين راستاد و علاء حسينى. مى توان گفت بازيگران به طور نسبى موفق مى شوند خود را به تماشاگر بباورانند. لباس و شاكله ظاهرى پرسوناژها كه نوعى سادگى نسبى را به نمايش مى گذارد با نقش هاى واقع گرايانه آن ها تناسب دارد. نمايش روياهاى رام نشده به نويسندگى ايوب آقاخانى و كارگردانى سياوش تهمورث به منزله نمايشى قهوه خانه اى به جاى نقالى و پرده خوانى با مضمون هاى رايج به پرده نمايى پرده هاى تراژيك درون آدم ها مى پردازد و به گونه اى تمثيلى و نمادين وضعيت روحى و روانى مردم را نشان مى دهد. اين نمايش به علت بازى بازيگران و ميزانسن هاى مناسب قهوه خانه اى و نيز به سبب پرداختن نوبتى و مرحله اى به موقعيت هاى جداگانه آدم ها و سپس همپوشى و تجميع نهايى آن ها در قاب بندى كل صحنه اجرايى دلنشين و ديدنى است.
|
|
|
|
|
|
|
|
|
يادداشت سينما، تئاتر
|
|
|
جريان مستمر در تئاتر دفاع مقدس يك ضرورت
مهرداد رايانى مخصوص
تئاتر دفاع مقدس هنوز به شكل جريانى مستمر و پويا درنيامده است. جريان مستمر و پويا جريانى است كه مدام در حال رخ دادن است و جريانى پويا ناميده مى شود كه در حين زاد و ولد(توليد و اجرا) مدام در انظار ديده و محل بحث و رشد باشد. عموم مراكز و نهادها در كلام حامى اين گونه تئاترند و وقتى حرف از چنين گونه هايى پيش مى آيد سيستم خود را وقف آن مى خوانند اما در عمل همچنان اين گونه تئاتر، مهجور و مشكل دار است.
حركت جشنواره اى، وضعيت نيمه خاموش اين گونه نمايشى را قدرى سامان مى بخشد، اما فقط مسكن است و راه حل معقول نيست. همين جا نيز بايد شاكر بود كه جشنواره تئاتر دفاع مقدس پا برجاست و دست و پا شكسته برگزار مى شود و بعد از دو سال خاموشى با همت عزيزانى از اهالى تئاتر و متوليانى كه در دور جديد خود را دلسوز مى دانند آغاز به كار كرده است. مشكل بزرگ تئاتر دفاع مقدس نبود اجراهاى عمومى و مستمر در طول سال است. راه كار آن نيز بسيار ساده و عملياتى است.
مى توان در هر يك از ۳۰ استان كشور يك تالار نمايشى را به اين امر اختصاص داد و به طور مستمر اجراهاى مربوط به اين گونه نمايشى را پشت سر هم روى صحنه برد. مى توان از طريق هماهنگى بين مراكز مربوط به بنياد حفظ آثار و نشر ارزش هاى دفاع مقدس در استان ها با انجمن تئاتر انقلاب و دفاع مقدس، نيروى مقاومت بسيج و ادارات كل فرهنگ و ارشاد اسلامى و نيز استاندارى ها، تفاهم نامه هاى مجزايى را نوشت و آن را به سرانجام رساند. اگر به طور تقريبى هزينه توليد هر نمايش ۱۲ميليون تومان فرض شود با در نظر گرفتن تعطيلات و ايام ويژه و. . . مى توان ۱۰ توليد با احتساب ۳۰ اجرا براى هر يك از گروه ها تدارك ديد. بنابراين با بودجه اى حدود۱۲۰ميليون تومان ويژه هر استان مى توان اين گونه تئاترى را همه گير كرد.
مسلما اين قبيل حركت ها از برگزارى جشنواره موثرتر است. برخى از متوليان وقتى مى بينند با حدود سه يا چهار برابر بودجه فرض شده براى هر استان مى توان جدولى طولى با انواع و اقسام آدم ها و سليقه ها شكل داد به سرمايه گذارى كلان ذكر شده تمايلى ندارند و به اين ترتيب سال ها در بر يك پاشنه مى چرخد و تغيير و رشد نمود چندانى نمى يابد. آرزوى ما ايجاد جريان مستمر و پوياى اجراى نمايش هاى دفاع مقدس در سراسر كشور و سپس برگزارى جشنواره و جشن گرفتن است.
مجددا تاكيد مى كنم همين برگزارى جشنواره دفاع مقدس نيز غنيمت است و نبايد پنداشت كه حذف آن كمكى خواهد كرد! خير. همان طور كه برخى تعطيلش كردند و هيچ اتفاقى نيفتاد. يكى از راه هاى عملياتى شدن نكته ذكر شده دادن اجراهاى عمومى به آثار پذيرفته شده در جشنواره تئاتر دفاع مقدس و تامين هزينه هاى توليد و مهيا كردن تالارهاى اجراست. اميدواريم چنين شود.
|
|
|
ايجاد انگيزه امرى اجتناب ناپذير
رحمت امينى
توجه به بخش خلاق نه تنها براى نمايشنامه نويس و كارگردان و بازيگر براى ديگر عوامل اجراى نمايش نيز ضرورى است. در روزگار دفاع مقدس مشكل چندانى درباره انگيزه وجود نداشت، چون شرايط كشور به گونه اى بود كه تمام مردم سرزمين ما به نوعى درگير اين موضوع بودند چه مى خواستند و چه نمى خواستند.
به سبب همين انگيزه ها بيشتر آثار خلق شده سمت و سوى تشويق و تهييج داشت. چون دشمنى در برابرمان بود و همه چه با رزم و چه با هنر بايد در برابر اين هجوم مقاومت مى كردند.
اما روزگار پس از جنگ زمانى است كه دفاع مقدس بايد به شيوه هاى گوناگون توصيف شود و اين چند رويكرد را در خود دارد. ابتدا آن كه بايد در ذهن مردم هر دوره اى پس از اين جا بيافتد و به منزله دوره اى مهم در خاطرشان بماند. چنين رويكردى نگاهى تاريخى - حماسى است و با پيشرفت زمان سلحشورى ها به نحو موثرترى زنده نگه داشته مى شوند. شيوه ديگر نگاه اجتماعى است به طورى كه هم بازنمايى آن دوران باشد و هم تحليلى از آن بدهد.
به اين معنا كه به ديگران نشان داده شود مردم آن دوران با چه مصائب و مشكلاتى مواجه بوده و ايستاده اند و. . . ابعاد انسانى قضيه در نگاه اجتماعى بيشتر عيان مى شود. در اين شيوه گاه رگه هاى انتقادى نيز ديده مى شود. البته اين انتقاد در جهت دفاع مقدس نيست بلكه در جهت تاثيرهاى وقايع جنگ است كه اگر درست با آن برخورد نشود پيامدهايى نيز خواهد داشت.
شيوه سوم كه مى تواند برآيند دو شيوه بالا باشد كاملا انتقادى است و البته در تئاتر دفاع مقدس چندان نمود ندارد. اين نگاه، نگاه تاريخ تئاتر به مساله جنگ است و به جنگ هايى مربوط مى شود كه بحث كشورگشايى يا نابود كردن يك ملت را مطرح مى كنند. اين نگاه در آثار برشت ديده مى شود كه هيتلر را زير سوال مى برد. اما از آن جا كه در تئاتر دفاع مقدس ما شرايط ظهور و بروز چنين نگاهى نبوده اين موضوع بسيار كمرنگ است. چنين نگاهى به عاملان جنگ افروزى ها مربوط مى شود. از سال هاى جنگ تا امروز آثار بسيارى در اين زمينه خلق شده اند از رضا صابرى و عليرضا حنيفى گرفته تا عليرضا نادرى، محمد يعقوبى و نادر برهانى مرند كه نگاه اجتماعى - انسانى داشته اند تا نصرالله قادرى، محمد چرم شير، مهرداد رايانى و بسيارى ديگر. برخلاف برخى نظرهاى رايج در حيطه دفاع مقدس اعتقاد دارم كه در اين حوزه كارهاى خوبى شكل گرفته است. در اين جا نقدى را هم وارد مى دانم. بنياد حفظ آثار و ارزش هاى دفاع مقدس وظيفه حفظ آثار را بر عهده دارد.
اين بنياد از زاويه حفظ وارد مى شود نه مطرح كردن همه مسايل مربوط به جنگ. تا آن جا كه جشنواره امسال را هم دنبال كرده ام نگاه غالب در جشنواره نيز همين حفاظت بوده است. در اين مسير آن چه اندك است ايجاد انگيزه كلى براى حضور تئاتر دفاع مقدس يا مقاومت در عرصه هاى عمومى است.
|
|
|
|
|
|
|