|
|
|
مديريت حوادث غيرمترقبه
احمد ذوالقدر حوادث غير مترقبه بعد از جنگ هاى خانمان سوز شايد نخستين دغدغه خاطرى است كه بشر را پريشان كرده و او را به چاره جويى واداشته، حوادث و اتفاقاتى كه ممانعت از بروز و وقوع آن از قدرت بشر خارج بوده است حوادثى كه به واسطه غير قابل پيش بينى بود نشان به حوادث غير مترقبه معروف شده اند. هرروز اخبار گوناگونى از گوشه و كنار جهان به گوش مى رشد كه در نتيجه زلزله، سيل، توفان، رانش زمين، گردباد، تصادفات هوايى، دريايى يا ريلى و پديده هايى مانند سونامى … عده بسيارى از مردم به كام مرگ كشيده شده و يا بى خانمان شده اند. اينكه اين حوادث در كدام نقطه دنيا و در چه سطحى رخ داده است مهم نيست. آنچه مهم است اينكه به هر حال گروهى از مردم دچار حادثه شده اند و بحرانى به وقوع پيوسته است و در اين هنگام است كه نگاه اجتماعى و رسانه اى متوجه مسوولين و متوليان چنين حوادثى مى شود. بسيارى از كشورها كه مدعى توانمندى فوق العاده اى در عرصه امداد و نجات هستند ديده شده كه در جريان حوادث سخت و گسترده توان پاسخگويى ندارند و حتى جمعى از نيروهاى امدادگر خود را نيز از دست داده اند. از اين رو گذشته از تجهيزات پيشرفته امدادى مهم ترين مولفه نيروى انسانى كارآمد و كاردان و آموزش ديده و تمرين كرده است كه در روز بحران چه طبيعى و چه بحران هاى ناشى از جنگ مى توانند با اتكا به دانسته ها، ضمن حفظ آرامش حادثه ديدگان، جريان مخرب بحران را كنترل و به سوى رفع آن مديريت و رهبرى نمايند. شايد علاوه بر عوامل بر شمارى بالا يكى از مهم ترين مولفه خود مردم هستند كه بايد در شرايط عادى آموزش هاى لازم و توجيه هاى موثر و لازم اوليه مورد نياز را تامين و بر اساس فرضيات احتمالى تمرين نيز انجام داده باشند كه اين مهم علاوه بر كاهش تلفات و خسارات احتمالى ايجاد آرامش مورد نياز را براى مسوولين فراهم مى نمايد و در امداد رسانى هاى بعدى و كمك هاى مورد نياز روزمره آنان را نيز كاهش داده و فرصت را براى مسوولين بيشتر فراهم مى نمايد تا بتوانند با انضباط كافى براى كمك هاى بعدى برنامه ريزى و فوريت ها را نيز پيش بياندازد. در جريان هر حادثه و بحرانى كه به گروهى از مردم صدمه وارد مى شود و آنها را نيز از خانه و كاشانه خود بيرون مى كشد نخستين مولفه مديريت بحران پس از امداد و نجات مصدومين و افراد جان سپرده به اسكان موقت بازماندگان و سامان دادن به وضعيت بهداشت تغذيه و سرپناه اختصاص دارد و برقرارى امنيت عمومى آمار و اطلاعات روان درمانى و روحى و رفاهى خدمات عمومى و ممانعت از غارت اموال باقيمانده و ده ها مورد ديگر نيز بايد پيش بينى و همزمان به مورد اجرا گذارده شود. لذا از اين رو توجه به افراد باقيمانده و آموزش همگانى قبل از وقوع حوادث اهميت ويژه اى به خود اختصاص مى دهد از جمله خانواده يا خانواده ها و افراد درجه اول كه مى توانند زندگى موقت جمعى داشته باشند لوازم مورد نياز را از قبل پيش بينى و آماده بكار نگهدارى نمايند. از قبيل چادر گروهى، چراغ قوه، لوازم اضطرارى، مانند پتو، آب آشاميدنى سالم، مواد غذايى كنسرو شده، لوازم درمانى و كمك هاى اوليه، لباس گرم و…. لازم به توضيح است نگهدارى مواد غذايى و آب آشاميدنى بايستى در دوره هاى مختلف به تاريخ مصرف و از سلامت آن اطمينان حاصل نمود و اقلام ياد شده را حتى الامكان در مكانى كه احتمال آسيب ديدن در شرايط بحرانى كمتر است نگهدارى نمايند. بديهى است كه به محيط بروز بحران به علت بروز استرس و هيجانى كه ناشى از حادثه است افراد دچار سردرگمى و عدم قدرت تصميم گيرى شوند و نتوانند دست كم در ساعات نخستين بروز حادثه به درستى عمل نمايند. از سوى ديگر در اين زمان ديگر براى آموختن بسيار دير است. اينجاست كه كاركرد توجيه و آموزش و تمرين كافى قبل از وقوع و در دسترس داشتن لوازم و وسايل كمك هاى اوليه امدادى و لوازم فردى و جمعى اهميت خود را به نمايش مى گذارد و فرصت را براى خانواده و مسوولين براى اتخاذ تصميم صحيح و با فرصتى را فراهم مى نمايد. در اينجا آرزومنديم مطلقا هرگز ميهن عزيزمان و بلكه بشريت دچار چنين حوادثى نشوند و همواره در سلامت و ايمنى زيست كنند. اما چنين آرزويى دليلى بر آن نيست كه ديده دور انديش خود را ببنديم و خود را به دست روزگار بسپاريم بلكه بهتر است در فرصت هاى گوناگون و به مناسبت هاى مختلف مردم شريف و عزيز ميهن اسلامى و آحاد مردم و مسوولين همواره در حال تمرين آمادگى توجيه و آموزش قرار گيرند كه در اين مقال سعى مى شود ضمن توجه دادن مسوولين بر اين امر مهم بخشى از آمادگى هاى لازم كه توسط مردم بايد مورد توجه قرار گيرد را ياد آورى نماييم. ابتدايى و بديهى ترين نيازمندى هاى اوليه شناخت و بررسى مناطق مورد نظر از لحاظ احتمال بروز حوادث و بلايا و ضريب خطرپذيرى آن بررسى راه هاى مواصلاتى تعامل و شناخت ارگان هاى حاضر در منطقه كه امكان امداد رسانى آنان وجود دارد و پيش بينى آموزش هاى خاص مديران و آحاد مردم و در نهايت بررسى توانمندى هاى مختلف مردم مى باشد. نبايد از نظر دور داشت كه اين امور محدود به زمان و مكان خاصى نيست و در همه حال بايستى توجيه پيش بينى هاى اضطرارى و تمرين و ممارست آن به عنوان يك عامل موثر و اثر بخش در دوره هاى مختلف پيش بينى و اجرا گردد تا در هنگام خطر آمادگى هاى لازم تمرين شده باشد. حفظ آرامش اولين و موثرترين عامل در شرايط سخت و بحرانى حفظ آرامش و خونسردى و كاركرد فكر است كه هم براى مسوولين و هم براى مردم و بازماندگان و امدادگران از اهميت خاصى برخوردار است زيرا فقط افراد مسلط به خود و فارغ از استرس توانايى به كارگيرى فكر و انديشه را دارند و مى توانند كاركرد خود را از فرد به جمع و در نتيجه موثر باشند. وحدت فرماندهى فرماندهى انتخاب واژه اى مناسب براى حوادث و صحنه هاى بحرانى است زيرا تصميم گيرى واحد و قاطع و با اختيارات است كه مى تواند مديريت زمان را به وجود بياورد و تجزيه و تحليل آن را با متخصصين و امكانات موجود و پيش بينى هاى آينده را در آن واحد به مورد اجرا گذارد. سلسله مراتب و دستگاه هاى نظامى بهترين گزينه براى اين گونه كارهاى سخت و طاقت فرسا را دارند و از لحاظ مدت زمان به كارگيرى داراى محدوديت نيستند و تجهيزات و لوازم اوليه و توان اداره خود را غير از سازمان آسيب ديده دارند و خود آنان بارى بر تغذيه بهداشت اسكان و ترابرى به مناطق بحرانى تحميل نمى كنند و آموزش هاى لازم را كم و بيش ديده و تمرين نموده اند. . . حادثه غير مترقبه: (disaster) به هر حادثه اى كه با آسيب و تخريب خود باعث ايجاد نياز مازاد بر ظرفيت پاسخ يك جامعه گردد حادثه غير مترقبه اتلاق مى گردد. حوادث غير مترقبه اتفاقاتى هستند غافلگير كننده اجتناب ناپذير و گسترده و تاثير گذار بر روند طبيعى حيات بشرى كه همواره با خسارات مادى و انسانى بوده و گاه بدونه كمك هاى ملى و بين المللى به فاجعه انسانى منتهى مى گردد. شدت آسيب ديدگى ۱- فاجعه آميز: (تخريب جدى بيش از ۵۰ درصد ساختمان ها قطع يك ماهه يا بيشتر خدمات اوليه و اساسى تلفات زياد) ۲- خطرناك: (مجروحين زياد و از كار افتادگى هاى دايمى فراوان، قطع خدمات بيش از ۱۵ روز ،تخريب جدى بين ۲۵ تا ۵۰ درصد ساختمان ها) ۳-محدود: (مجروحيت هاى قابل درمان، قطع خدمات اوليه بين يك تا دو هفته تخريب جدى بين ۱۰ تا ۳۵ درصد ساختمان ها) ۴- قابل اغماض: (مجروحيت هاى قابل درمان با كمك هاى اوليه قطع خدمات اوليه، حداكثر ۲۴ ساعت و تخريب كمتر از ۱۰ درصد ساختمان ها) سرعت وقوع و بروز حادثه: ۱- اخطار جزيى يا هيچ ۲- اخطار۶-12 ساعت قبل از حادثه. ۳- اخطار ۱۲-۲۴ ساعت قبل از حادثه. ۴- اخطار بيش از ۲۴ ساعت قبل از حادثه. ۵- تكرار يا چند مرحله اى بودن حادثه. وظائف فرمانده بحران: ۱- مسووليت مديريت حادثه. ۲- فرماندهى صحنه و عمليات. ۳- نجات جان و اموال. ۴- مديريت منابع. ۵- حفظ اعتماد مردم و نيروهاى عمل كننده. ۶- برقرارى خدمات رفاهى و اجتماعى و درمانى. ۷- ثبت وقايع. ۸- برقرارى و حفظ ارتباط نهادها و ستادها. ۹- ارزيابى صدمات و خسارات. ۱۰- ...و ساير امور احتمالى. شرايط احراز فرمانده بحران: ۱- قدرت تصميم گيرى در شرايط سخت. ۲- قاطعيت. ۳- آرامش. ۴- سرعت عمل. ۵- نرمش. ۶- واقع گرايى. ۷- تجربه عملياتى. ۸- قدرت مديريت. (احتمال تغيير فرمانده صحنه در هر شرايط و زمان ممكن خواهد بود. ) امنيت برقرارى امنيت از مولفه هاى اصلى بحران ها در حوادث غير مترقبه است كه علاوه بر ايجاد اطمينان و آرامش براى بازماندگان از هرگونه تعدى به مال و اموال باقيمانده آسيب ديدگان جلوگيرى مى نمايد. پر واضح است كه سودجويان در اين گونه صحنه ها علاوه بر حضور و غارت از ترفندهاى گوناگون استفاده مى نمايند. بنابراين فرمانده صحنه عمليات در ابتداى پيش بينى همزمان با امداد و نجات مصدومين. . . بايستى طرح برقرارى امنيت را اعم از گلوگاه هاى ورودى و خروجى كنترل ترددها نگهدارى و نگهبانى از تاسيسات حياتى حساس مهم و اموال عمومى و دولتى را به مورد اجرا گذارد. در اين گونه امور حتى الامكان بستگى به شدت آسيب ديدگى منطقه استفاده از عناصر بومى محلى مناسب است ليكن اين امكان در بسيارى مواقع ميسر نيست لذا قاطعيت همراه با لطافت عاطفى با آسيب ديدگان و دقت در مواجه با آنان بايد مدنظر قرار گيرد. اولويت ها اولويت اول با مصدومين و مجروحين است و تمامى تلاش و سعى و كوشش براى كاهش تلفات انسانى بايد صورت پذيرد در اين مورد مهم امدادگران مى بايستى به فنون نجات اوليه و كمك هاى اوليه آشنا و به خوبى از عهده آن برآيند كه آوار بردارى، نحوه پانسمان با آتل و نقل و انتقال اعم از وسيله دستى يا وسايل نقليه در لحظات اول در نجات مصدوم و كاهش جراحات بسيار مهم است. حفظ علايم اوليه حيات و جلوگيرى از خونريزى و مراقبت از شكستگى ها از مهم ترين عوامل اوليه مى باشد. اسكان اضطرارى همواره اسكان موقت و طولانى آسيب ديدگان يكى از مشكلات و معضلات مسوولين و دست اندكاران و بازماندگان بوده و هست زيرا علت هاى مهمى چون خانه و خانواده ،دلبستگى به سرپناه قبلى و مالكيت زمين، گاها به امدادهاى اوليه و اسكان در اردوگاه ها ترجيح داده مى شود و اين اقدام چرخه خدمات رسانى را دشوار مى نمايد و مشكلات عديده ديگرى همچون بهداشت روانى و جسمى را به مشكلات ديگر مى افزايد و از طرفى امكان بازسازى را كند مى نمايد و برقرارى امنيت را دشوارتر از گذشته به دنبال خواهد داشت. نيازمندى هاى يك خانواده در وضعيت هاى اضطرارى چادر چادر به معنى پوششى است كه مى تواند انسان و يا اموال آنها را از عوامل خارجى محافظت و قابليت برپا كردن و جمع آورى در زمان و مكان هاى مورد نياز را دارا باشد. چادر به رغم سادگى مزاياى بسيارى دارد از جمله سبك ،كم حجم و قابل انتقال، برپايى سريع و راحت انبار(نگهدارى) آسان و بر خلاف سرپناه هاى ديگر به، محل سكونت دايم مبدل نمى شود و اين امر مسوولين و بازماندگان را وا مى دارد كه هرچه سريع تر به بازسازى منطقه اقدام نمايند. علاوه بر مزاياى بر شمارى شده چادر معايبى نيز براى آن متصور است ازجمله فاقد برخى از خصوصيات اساسى سرپناه است و در اثر عوامل جوى زود مى پوسد و در نتيجه استفاده زياد فرسوده مى شود. مشكل ديگر در ارتباط با چادر وجود دارد آن اين است كه در بلاياى طبيعى و حوادث غير مترقبه ديده شده است. اردوگاه ها و چادر با وجود آنكه در اردوگاه ها چادرها برپا مى شوند امام كمتر كسى به آنها پناه مى برد. اين شايد نتيجه آن باشد كه مردم از زندگى درون چادر پروا دارند و ترجيح مى دهند كه نزديك خانه آسيب ديده يا ويران خودباقى بمانند. در روستاها مردم از ترس از دست رفتن محصول و دام هاى خود حاضر نيستند اموال آسيب ديده خود را رها كنند. به بيان ديگر مردم مى ترسند با ترك خانه مالكيت خود را بر آن از دست بدهند. در نتيجه ترجيح مى دهند كه چادر را شخصا تحويل گرفته در نزديكى خانه خود برپا نمايند. و در اردوگاه ها ساكن نشوند. انواع چادر چادرها بر اساس گنجايش و كاربرد به چند دسته تقسيم مى شوند. ـ چادرهاى انفرادى ـ چادرهاى گروهى ـ چادرهاى فرماندهى و انبارى ـ چادرهاى ايلياتى (عشايرى) ـ چادرهاى ابتكارى ـ چادرهاى تفريحى و گردشگرى ـ چادرهاى مكانيكى، سالن هاى ورزشى. . . به نظر مى رسد هر يك از خانواده ها بايستى به تناسب وضعيت مسكونى شغلى و محيط پيرامونى خود همواره يك چادر در اختيار داشته و در محلى مناسب و قابل دسترس داشته باشند البته وسعت حادثه و ميزان خسارت مانع نگهدارى است و بديهى است كه بسيارى از اموال در لحظات اول از بين مى رود و دسترسى به آنها مقدور نيست ليكن اين موضوع اگر فرهنگ عمومى شود سايرين و نزديكترين افراد و محيط پيرامونى مى توانند بهترين منجى و كمك رسان در اين امور باشند. تمايلات سكونتى بازماندگان پس از فرونشستن فشار سانحه بازماندگان درباره سرپناه تمايلاتى ابراز مى كنند. بر اين اساس شواهد ايشان ترجيح مى دهند كه: ۱- حتى المكان نزديك خانه هاى آسيب ديده و يا ويران شده و وسايل زندگى خود بمانند. ۲- موقتا به منزل اقوام و روستاييان خود بروند. ۳- به ايجاد سرپناه هاى موقت در مجاور خانه هاى ويران شده اقدام كنند. ۴- در ساختمان هايى كه بطور موقت اشغال كرده اند به زندگى ادامه دهند. ۵- به چادر هايى كه روى خانه هاى ويران شده يا مجاورت آنها برپا مى شود كوچ كنند. ۶- به سرپنا ه هاى اضطرارى كه مراكز امداد خارجى فراهم كرده اند نقل مكان كنند. اردوگاه هاى موقت اردوگاه ها موقت در نزديكترين محل امن نسبت به منطقه آسيب ديده بر پا مى شود. اردوگاه هاى موقت به صورت چادر هاى موقت يا بنا هاى دولتى قابل سكونت مانند مدارس يا استاديوم هاى ورزشى و. . . . مى باشد. آب مورد نياز اين اردوگاه ها معمولا از نقاط ديگر بوسيله خودرو حمل و در مخزن هاى مختلف نگهدارى و مصرف مى شود. نحوه حمل دقت در قابل شرب بودن و آزمايش و مراقبت هاى بهداشتى پيرامون آب آشاميدنى بسيار مهم است. سرويس هاى بهداشتى به صورت موقت و معمولا صحرايى احداث مى گردد كه معمولا مى بايستى با فاصله مناسب از محل چادرها نصب و رعايت بهداشت فردى و جمعى در اينگونه امور از مسووليت هاى مهم دست اندركاران بهداشت مى باشد. ضد عفونى كردن به موقع دفع صحيح فاضلاب و بردن آب كافى از ضروريات است. معمولا در اردوگاه هاى صحرايى براى هر ۳۰ نفر يك مستراح و براى هر ۵۰ نفر يك حمام مورد نياز است. آشپزخانه بر يك اردوگاه موقت معمولا آشپزخانه متمركز ايجاد مى شود و براى خانواده هايى كه توان پخت غذا دارند مواد غذايى و براى كسانى كه اين امكان برايشان فراهم نيست در ۲۴ ساعت يك وعده غذاى گرم و دو وعده غذاى سرد توزيع مى شود در توزيع مواد غذايى كه از خارج از اردوگاه به عنوان كمك استفاده مى شود به نوع بسته بندى و تاريخ مصرف و سلامت آن بايستى نظارت كافى به عمل آيد و آزمايشات مختلف از ديد مسوولين بهداشت صورت پذيرد. خدمات كفن و دفن مردگان تهيه مكان مناسب جهت اين امر به عهده شهردار و نظارت در شرايط اضطرارى از وظايف شبكه بهداشت و درمان منطقه است. اموراتى كه بايستى در اين مورد انجام شود به شرح ذيل است: ۱- جابه جايى سريع جنازه ها و دفن فورى كه نقش مهمى در حفظ روحيه بازماندگان و مردم دارد. ۲- شناسايى و تعيين هويت كامل. ۳- صدور گواهى فوت توسط پزشك. ۴- تهيه گزارش رسمى مرگ. ۵- اداى آداب رسمى و مذهبى مثل غسل ،كفن، نماز. ۶- دفن نهايى. ۷- جمع آورى لوازم با ارزش مردگان و تحويل به بستگان درجه اول آن. ۸- تعيين ،شناسايى و شماره گذارى محل دفن. مانور براى رويارويى با حوادث غير مترقبه در جامعه يك روش وجود دارد و آن برنامه ريزى و ايجاد آمادگى از طريق مانور خواهد بود. مانور مى تواند براى ارزيابى اجزاى مختلف يك برنامه استفاده شود مثل كنترل و فرماندهى مديريت واحد هماهنگى دستگاه هاى گوناگون ارتباط و مخابرات آموزش و پشتيبانى. . . انواع مانور(رزمايش) انواع گوناگونى از مانور ها را جهت دستيابى به توانايى هاى لازم براى مقابله با بحران ها مى توان طرح ريزى و اجرا نمود از جمله: ۱- مانور عملياتى: عبارت است از شركت كليه دست اندركاران و منابع در يك برنامه شبيه سازى شده و مستند. ۲- مانور مكتوب يا پاسگاه فرماندهى: در اين شيوه دست اندركاران بدون استفاده از منابع با سناريو هاى مختلف و پيچيده مواجه مى شوند و نحوه انجام عمليات و هماهنگى ها را مورد بحث قرار مى دهند و وظايف به شكل مكتوب تدوين و تمرين مى گردد. بهداشت روان در هنگام وقوع بلايا بروز هيجان پريشانى و افسردگى پس از وقوع حوادث ناگهانى به شكلى برجسته و فوق العاده ظاهر نگرديده بلكه آنچه در اينگونه موارد ملاحظه مى گردد. وجود مشكلات حاد بهداشت روانى است كه اكثر آنها دچار انواعى از اختلالات روانى مى شوند كه برخى از آنها تا آخر عمر باقى مى مانند كه حتى المقدور با بازتوانى و دلجويى خانواده ها و همسايه ها بصورت موقتى كاهش مى يابد. انسان در رويارويى با بلايا و حوادث واكنش هايى از خود بروز مى دهد كه مى توان آنها را به پنج دسته تقسيم كرد: ۱- مرحله تماس يا ضربه: كه اين مرحله در چند دقيقه اول پس از حوادث بروز مى كند و افراد دچار ترس و وحشت مى شوند برخى از افراد وحشت زده شده و برخى گيج و درمانده هستند و قدرت انجام هيچ كارى را ندارند و اين حالت معمولا گذرا و كوتاه است. ۲- مرحله برخورد شجاعانه يا قهرمان گرايى: كه اين مرحله در ساعات اوليه وقوع حادثه بروز مى كند و بين مردم همبستگى ايجاد شده و افراد احساس مى كنند بايد كارى انجام دهند. مردم شروع به بيرون آوردن اجساد عزيزان از زير آوار مى كنند و تا رسيدن نيروهاى كمكى بسيارى از كارها را خودشان انجام مى دهند و افرادى گستاخانه عمل كرده و به موانع ادارى كارى ندارند و ممكن است عصبانى و تحريك پذير باشند و مردم با گذشت و ايثار زياد عمل مى كنند. ۳- مرحله شادمانى و يا فراموش كردن غم: اين مرحله يك هفته تا چند ماه بعد از حادثه بروز مى كند و همزمان با رسيدن نيروهاى كمكى و توزيع كمك ها افراد اميدوار مى شوند و ممكن است حال آرامش و نشاط پيدا كنند و يك حالت سرخوش و شادمان داشته باشند. ۴- مرحله مواجه با واقعيت: اين مرحله دو الى سه ماه بعد از وقوع حادثه بروز مى كند و افراد متوجه وضعيت خسارات مى شوند و در اين حال افراد مجددا روحيه خود را از دست مى دهند. نا آرام خسته و درمانده مى شوند. ممكن است به اين نتيجه برسند كه كمكهاى رسيده به آنها كفايت نمى كند و شروع به مقايسه دريافتى هاى خود با ديگران مى كنند و افراد در اين مرحله افسرده و مضطرب و حساس مى باشند و احساس تنهايى شديد مى كنند. ۵- مرحله تجديد سازمان يا ترميم: اين مرحله شش ماه تا يكسال بعد از وقوع حادثه اتفاق مى افتد و افراد شروع به بازسازى زندگى خود كرده و به تدريج درك مى كنند كه بايد متكى به خود باشند و عدم رسيدگى در اين مرحله منجر به باقى ماندن احساس ناراحتى پرخاش و دشمن درونى مى گردد. بنابراين آگاهى از اين واكنش ها كمك مى كند تا عكس العمل هاى روانى افراد آسيب ديده را شناخته تا نحوه برخورد متناسب با رفتار آنان باشد. در صورت امكان بايد كوشش به عمل آيد تا در وقوع حوادث ناگهانى بنيان هاى اجتماعى جامعه حفظ گردد مصرف دارو هاى مكرر و ادامه آن بدون تشخيص در شرايط اضطرارى بايد به شدت ممانعت گردد. طبق گزارش هاى دريافتى از ممالك پيشرفته در طى دوره هاى طولانى توانبخشى و نوسازى بروز بيمارى هاى روانى افزايش يافته و لازم است در اين دوران به اين گونه مشكلات توجه خاصى مبذول گردد. چگونگى رفتار اهالى سانحه ديده منحصرا گاهى توام با وحشت، اضطراب و حيرت زدگى است ولى پس از شوك ابتدايى اعمال و رفتار افراد به صورت خود به خودى و به سرعت بهبود مى يابد. زلزله زدگان پس از گذشت چند دقيقه از وقوع زلزله فعاليت هاى جستجو و نجات را آغاز مى نمايند و در طى ساعاتى اقدام به تشكيل گروه هايى نموده تا مجروحان را به مراكز پزشكى اعزام نمايند و فقط در موارد استثنايى اعمال و رفتار غير اجتماعى مانند غارت و چپاول از خود نشان مى دهند گرچه هر كس تصور مى كند كه اعمال و رفتار بى اختيار او كاملا منطقى است ولى اين طرز تفكر ممكن است به سود و مصلحت جامعه نباشد. براى مثال نقش ناسازگار يك شخص به عنوان سرپرست خانواده در برخى موارد موجب مى شود كه افراد امدادگر نتوانند وظايف خود را تا زمانى كه خويشاوندان و اموال آنان در امان نباشد انجام دهند. شايعات و اخبار نادرست در مورد شيوع بيمارى همه گير ممكن است مقامات بهداشتى را بدون اينكه دليل فنى وجود داشته باشد وادار به انجام برنامه واكسيناسيون بر عليه بيمارى هاى تيفوئيد و وبا نمايد. مردم ممكن است در برابر اقدامات گروه هاى امداد كه به نظر مقامات مربوطه ضرورى است از خود مقاومت نشان دهند. براى مثال پس از وقوع زلزله و يا قبل از پيش بينى سيل مردم از تخليه منازل و حتى در مواردى كه احتمال تخريب كامل آنها مى رود خوددارى نمايند. اين گونه رفتار دلالت بر دو عامل مهم داشته و تصميم گيران برنامه هاى امداد بايد در ابتدا قبل از اجراى برنامه هاى وسيع امداد رسانى آگاهى هاى لازم را به مردم ارايه نمايند علت ديگر اينكه مردم تمايل دارند كه خود اقدام به نجات مصدومان و انجام كمك هاى اوليه نموده و مجروحان را به بيمارستان ها روانه نمايند و ضمنا احداث پناهگاه هاى موقتى و ساير وظايف اساسى را به عهده گيرند. بنابراين منابع اضافى مى بايستى در جهت رفع نياز بازماندگان هدايت شوند. هفته هاى پس از سيل ايام دشوار و نا آرامى براى شما بازماندگان مى باشد. علاوه بر بهداشت و سلامت جسمى زمانى را نيز براى رسيدگى به بهداشت ذهنى خود نياز دارند. به خاطر داشته باشيد كه وجود اندكى بى خوابى، اضطراب، خشم، بى قرارى و افسردگى خفيف يا رخوت و بى حالى امرى طبيعى مى باشد و احتمالا با گذشت زمان دفع مى شود. اگر بازماندگان احساس مى كنند هر يك از اين علائم جدى شده با پزشك متخصص مشاوره نمايند ادارات بهداشتى محلى يا شهرى به شما كمك خواهد كرد تا منابع محلى شامل بيمارستان ها تامين كننده هاى مراقبت بهداشتى مورد نياز خود را پيدا نمايند. بر اساس آمار ساير كشورها ۴۰-۳۰ درصد كسانى كه تحت تاثير يك بلا قرار مى گيرند به بيمارى هاى روانى دچار مى شوند. پيش از وقوع بلا مهمترين واكنش كه در بين افراد جامعه ديده مى شود واكنش انكار است. حساسيت زدايى در بين افراد جامعه و احيانا مسوولين نسبت به تهديد جدى عوامل خطر باعث ايجاد واكنش مى شود. شناسايى و مقابله با اين واكنش به عهده همه دست اندركاران است.
|
|
|
|
|