يكشنبه ۲۵ شهريور ۱۳۸۶
۴ رمضان ۱۴۲۸ - ۱۶ سپتامبر ۲۰۰۷ - سال هشتم - شماره ۲۴۰۶
سينما، تئاتر
Tel: 88808982
Info@javandaily.com
sJavan.jpg
جستجو
pdf PDF
Edition
صفحه نخست
ايران
جهان
اقتصادى
حوادث
ورزشى
فرهنگى
سينما، تئاتر
جوان ورزشى
جوان قرآنى
گزارش
ترجمه روز
سلام جوان
جامعه
زندگى
گفت وگو
آرشيو
تماس با ما
به بهانه بزرگداشت پدر دوبله ايران در جشن خانه سينما
به بهانه پايان جشنواره نمايش هاى آيينى - سنتى
به بهانه بزرگداشت پدر دوبله ايران در جشن خانه سينما
تا هستم اى رفيق تو دانى كه كيستم
على كسمايى - يكى از بنيانگذاران صنعت دوبله ايران - در ۹۲سالگى و بعد از نزديك به نيم قرن فعاليت در آستانه روز ملى سينما تقديرشد.
كارنامه
كسمايى كه فارغ التحصيل رشته اقتصاد از دانشگاه تهران است از سال ۱۳۲۹ فعاليتش را در زمينه دوبله آغاز كرده و براى اولين بار در سال ۱۳۳۳ به عنوان سرپرست گويندگان فيلم «شاهزاده روباهان» را دوبله كرد. او كه متولد ۱۲۹۴ است دوبله «شازده احتجاب » شطرنج باد، ملكوت، هجرت، پرواز در شب، هزاردستان، سربداران، آخرين پرواز، اين خانه دور است، سال هاى جوانى، اتاق يك، حكايت آن مرد خوشبخت، كميته مجازات و هور در آتش و فيلم هاى خارجى دكتر ژيواگو، بانوى زيباى من، آواى موسيقى  و هملت را در كارنامه هنرى اش ثبت كرده است.
كسمايى در كارنامه هنرى اش همچنين نگارش فيلمنامه «شرمسار» را در سال ۲۹ برعهده داشته كه در ادامه سه فيلم غفلت، دسيسه  و يعقوب ليث را نيز به عنوان كارگردان ساخته است. كسمايى تا قبل از سال ۲۹ به عنوان نويسنده و مترجم در مطبوعات فعال بوده و مديريت مجله هاى عالم هنر، شهر رى، اطلاعات، مهر ايران  و راهنماى كارگران را برعهده داشته است.
به شواهد تاريخ بسيارى از مديران دوبلاژ و گويندگان مطرح كه هم اكنون مشغول كار هستند از شاگردان اين هنرمند پيشكسوت محسوب مى شوند چنان كه كه ابوالحسن تهامى نژاد - از دوبلوران پيشكسوت - درباره كسمايى گفته است: كسمايى استاد همه ماست و ما دوبله را با ايشان شروع كرديم. آقاى كسمايى در همه ما تاثير داشته و فيلم هاى خيلى خوبى را دوبله كرده است كه به خوبى آن ها را
مى فهميده و مى دانسته چه كارى بايد انجام دهد.
او از كسمايى به عنوان يكى از اركان موثر براى شكل دادن دوبله در ايران ياد كرده و معتقد است: ايشان براى عده اى پيشكسوت و براى عده اى هم استاد محسوب مى شوند. منوچهر اسماعيلى، دوبلور، نيز در مراسم بزرگداشت على كسمايى گفت: من بخش كوچكى از حاصل عمر على كسمايى هستم.
اسماعيلى افزود: امروز صحبت از مردى است كه حاصل عمرش آبروى دوبلاژ ايران است و من افتخار دارم كه در زمان جوانى براى ايفاى نقش در يك فيلم خدمت ايشان رسيدم. يكى از مهم ترين خصيصه هاى ايشان اين بود كه مى گفت: چيزى را كه ياد گرفتى پيش خودت نگاه ندار به ديگران نيز ياد بده. همين خصيصه او بود كه اسمش را ماندگار كرد.
كسمايى از زبان خودش
زمانى كه وارد سينما شدم حتى در ايران يك «مويلا» (ميز تدوين) وجود نداشت و دوبله فيلم هاى فارسى را كه در «پارس فيلم» انجام مى شد هنرمندانى چون سيامك ياسمى، ژاله علو، مهين بزرگى و بيژن محتشم كه علاقه مند و عاشق سينما بودند انجام
مى دادند. آن فيلم ها كه در «پارس فيلم» ساخته
مى شدند نه صداى صحنه و نه صداى شاهد داشتند بنابراين ما ديالوگ هاى آن ها را درست مى كرديم.
گويندگان در گذشته پيش از كار آمادگى پيدا مى كردند. ما با همكاران بحث و گفت وگو
مى كرديم تا به نتيجه مى رسيديم اما الان اين گونه نيست. آن زمان به جز دستمزد مترجم ساير هزينه هاى دوبله يك فيلم ۷ تومان بود كه نسبت به امروز خيلى بيش تر است. ضمن اين كه كار را از هم قاپ نمى زديم. يك بار فيلم حادثه اى براى دوبله براى من آوردند اما من گفتم كار بر روى اين گونه فيلم ها كار آقاى دوستدار است.
در واقع آن دوره بيش تر هواى يكديگر را داشتيم. فيلم «هور در آتش» درسال ۷۰ آخرين كارم بود.
من براى اين فيلم با تجربه اى كه در فرانسه به دست آورده بودم براى هر لهجه اى از صاحب لهجه استفاده كردم بنابراين از نقاط مختلف ايران گوينده جمع كرديم.
كسمايى در مراسم بزرگداشت
من از آقاى پرويز پرستويى [دبير جشن خانه سينما] سوال كردم كه تكليف من در شب بزرگداشت چيست آيا مى توانم چند كلمه صحبت كنم كه ايشان گفتند: جشن مربوط به شماست و هر چقدر كه مى خواهيد صحبت كنيد به من اجازه دادند كه در پنج پرده نه چندان كوتاه با شما اهالى سينما حرف بزنم.
پرده يك: يازدهمين جشن بزرگ سينمايى ايران كه با تلاش خستگى ناپذير پرويزپرستويى و پشتيبانى هيات مديره خانه سينما برگزار مى شود را به شما هنرمندان گرامى و اهالى سينماى ايران از صميم قلب شادباش مى گويم و اميدوارم كه چراغ روشن خانه سينما نورافكن شود و پرتو درخشان سينماى جمهورى اسلامى را به سرتاسر جهان بتاباند.
پرده دوم: من كه از پيشاهنگان و پيشگامان سينمايم و زندگى ام را در اين راه سپرى كردم خوشحالم كه جامعه هنرى و رهبران و مديران سينماى ايران خدمتگزاران سينما را به ياد دارند و با پاداشهاى معنوى سرافرازشان مى كنند نمونه اش خودم كه ساليان دراز در صداگذارى فيلم ها و مديريت دوبلاژ آثار سينمايى بودم و به پدر دوبلاژ ايران مفتخر شدم.
پرده سوم: شما هنرمندان گرامى شهريار شاعر بزرگ ايران را مى شناسيد.
اين شاعر زمانى از سر دلتنگى در بيتى از غزل هايش گفت: تا هستى اى رفيق ندانى كه كيستم روزى سراغ وقت من مى آيى كه نيستم. من با اجازه استاد شهريار كه زمانى شعرهاى من را مى ديد در اين بيت اين تغييرات را دادم و مى گويم تا هستم اى رفيق تو دانى كه كيستم روزى سراغ وقت من آيى كه هستم.
پرده چهارم و پنجم حرف هاى كسمايى در يك تشكر و خداحافظى خلاصه شد.
به بهانه پايان جشنواره نمايش هاى آيينى - سنتى
رابطه قهوه خانه و نمايش هاى سنتى
رضا آشفته
سيزدهمين جشنواره بين المللى نمايش هاى آيينى - سنتى چند روز پيش پايان يافت. با توجه به اهميت بخش هاى گوناگون اين جشنواره به خصوص بخش قهوه خانه و رابطه آن با نمايش هاى سنتى مطلب زير را درباره اين موضوع و تاريخچه قهوه خانه در ايران مى خوانيد.
قهوه خانه در ايران قدمتى ۴۰۰ ساله دارد و اين مكان علاوه بر رفع تشنگى و گرسنگى مردم مركزى براى ارتباطات مردمى و ارايه نمايش هاى سرگرم كننده بوده است. همان طور كه از اسم قهوه خانه هم برمى آيد در اين مكان قهوه براى رفع خستگى و تشنگى تناول مى شده كه بعدها با ورود چاى از هند و كشت آن در گيلان و لاهيجان چاى جانشين قهوه شد.
از آن جا كه ذائقه ايرانى به چاى عادت كرده همچنان به خوردن چاى در قهوه خانه ها تاكيد داشته اما هنوز از تبديل نام قهوه خانه به چايخانه غافل مانده است.
از حبشه تا ايران
حبشه سرزمين كشت قهوه است كه ميوه درختى به نام بون و بومى منطقه كافا بوده است. اين ميوه در قرن ۹ هجرى(۱۵ ميلادى) به يمن برده شد و در مكانى به نام بيوت القهوه به صورت جوشانده بين مردم عرضه مى شد.
به تدريج بيوت القهوه در سرزمين حجاز(مكه) سوريه و آسياى صغير(تركيه) گسترش يافت و در ايران به قهوه خانه مشهور شد. سده دهم قمرى(۱۶ ميلادى) را زمان داير شدن قهوه خانه در ايران ثبت كرده اند. در ۹۶۲ ه - ق همزمان با سلطنت شاه طهماسب صفوى در ايران و سلطان سليمان قانونى در عثمانى دو نفر يكى اهل دمشق و ديگرى اهل حلب، قهوه خانه اى را در استانبول تاسيس كردند كه بعدها «مكتب عرفان» نام گرفت و محل تجمع ا دبا و شعرا شد.
قهوه خانه در دوره صفويه
در زمان شاه عباس اول صفوى(۱۰۳۸ - ۹۹۶ ق) اولين قهوه خانه در ايران داير شد و بر همين مبنا در شهرهاى قزوين و اصفهان قهوه خانه تاسيس شد، اما مهم ترين قهوه خانه ها در اين دوران در ميدان نقش جهان اصفهان ساخته شده بود.
شاه عباس علاقه بسيارى به قهوه خانه داشت. او به آن جا
مى رفت و با مردم به گفت وگو مى نشست و حتى اقدام به تاسيس قهوه خانه هاى بزرگ و مجلل مى كرد تا بتواند از سفيران دولت هاى آسيايى و اروپايى در آن جا پذيرايى كند.
شاه عباس از اين مكان براى تبليغ استفاده مى كرد و از اين راه براى مقاصد سياسى خود بهره مى گرفت. شاه عباس در قهوه خانه ها به شاعران صله مى داد. در آن زمان فعاليت هاى درون قهوه خانه به سه دسته تقسيم مى شد:
اول، شعرخوانى، نقالى و بازى هاى مختلف.
نقالى از اهميت فوق العاده اى برخوردار بود براى آن كه نقالان با حافظه بى نظير خود علاوه بر متون شاهنامه و مذهبى به ذكر عالم آراى عباسى شاه اسماعيل و تاريخ جهانگشاى خاقانى مى پرداختند و به حكومت صفوى بين مردم مشروعيت مى بخشيدند. به عبارت ديگر اين بخش براى حكومت جنبه تبليغى نيز داشت.
دوم، در قهوه خانه ها بازى هاى مختلفى مانند پيچاز، تخم مرغ بازى و شطرنج برگزار مى شد.
سوم، مردم براى نوشيدن قهوه و كشيدن قليان و چپق به قهوه خانه مى رفتند.
قهوه خانه در دوره قاجاريه
پس از دوران صفويه بازار قهوه خانه ها در دوره زنديه و افشاريه با ركود روبه رو شد و پس از روى كار آمدن قاجاريه دوباره رونق گرفتند. در اين دوران نزديك به ۷۱۱ قهوه خانه در محله هاى مختلف تهران راه اندازى شد كه بيشترين آن ها حدود ۱۵۸ باب در محله بازار و كمترينشان ۲۶ باب در حوالى ميدان قزوين و گمرك بود.
در اين دوره هم كاركرد قهوه خانه ها جنبه سياسى و ادبى داشت و بزرگان محله ها به رتق و فتق امور مردم مى پرداختند. اين قهوه خانه ها متعلق به لوطى ها و پهلوانان و كهنه داش هاى مشهور محله ها بود. همچنين قهوه خانه ها در دوره قاجار محل تفريحات طبقات مختلف اجتماعى بود. مثلا در قهوه خانه يوزباشى در پشت شمس العماره اعيان و اشراف و شاهزادگان و رجال و سرداران رفت و آمد
مى كردند و قهوه خانه«تنبل» محل تردد باباشمل ها، لوطى ها و كلاه نمدى ها بود.
در همه قهوه خانه ها نوشيدن قهوه و بعدها چاى و كشيدن چپق و قليان از جمله كارهاى اصلى بود. در آن جا شعرخوانى و نقالى و بازى هاى متنوع نيز برگزار مى شد اما اين نوع فعاليت ها بنابر موقعيت قهوه خانه ها متفاوت بود. مثلا در قهوه خانه هاى بزرگ شعرخوانى براى گرفتن صله و رقابت تازه كاران و عرضه شعرهاى آنان صورت مى گرفت اما در قهوه خانه هاى كوچكتر بازى هايى مانند لنگ بندى(استاد شدن و شاگرد) پادشاه وزير و ترنابازى(شكل محدودى از پادشاه وزير ) متداول بود.
نقالى در قهوه خانه ها
مهم ترين حركت نمايشى در قهوه خانه ها نقالى بود. نقالى با كمك پرده هاى بزرگ نقاشى ا جرا مى شد كه به نقالان براى انتقال مفاهيم داستان هاى خود توانايى بيشترى مى داد. نقالان مى كوشيدند بنا بر موقعيت و شرايط جامعه روح تازه اى در كالبد داستان هاى كهن ملى و مذهبى بدمند و نقاشى ها هم بازگو كننده ديدگاه هاى ملى و مذهبى بودند كه بعدها سبك اين نوع نقاشى ها به مكتب نقاشى قهوه خانه اى معروف شد. زمانه سرنوشت محتومى را براى زوال فعاليت هاى قهوه خانه ها رقم زده است.
با ورود صنعت سينما راديو و بعدها رسانه فراگيرى مانند تلويزيون تقريبا كار قهوه خانه ها از رونق افتاد براى آن كه مردم پس از فعاليت هاى روزانه يك راست به منزل مى روند و پاى دستگاه تلويزيون شبكه هاى داخلى ماهواره و حتى ويديو و دى. وى. دى مى نشينند و با ديدن برنامه هاى دلخواه وقت خود را پر مى كنند. ديگر چندان به اين نوع فعاليت هاى سرگرم كننده در قهوه خانه ها نمى پردازند و به جاى نشستن پاى نقالان ترجيح مى دهند فيلم ببينند يا سرى به كنسرت هاى موسيقى بزنند.
تلويزيون و احياى قهوه خانه ها
دستگاه تلويزيون رسانه ملى و امروزى است كه در هر خانه اى از طبقات پايين تا بالا يافت مى شود و اين نشانه تسخير همه افراد به وسيله اين دستگاه توانگر و فراگير است. اين دستگاه آن چه مردم نياز دارند به آنان مى دهد و آن چه هدف اين دستگاه است از همين طريق به زندگى مردم القا مى شود.
با وجود اين آنان نياز دارند كه گاهى اوقات از منزل و خلوت شخصى خود بيرون بيايند و در كنار ديگر افراد جامعه از مشكلات و شادى ها و تلخى هاى يكديگر مطلع شوند. كانون هاى اجتماعى - فرهنگى قهوه خانه هاى سنتى را احيا و بازسازى كردند تا مردم از اين محل ها به شكل امروزى تر براى مراودات فرهنگى و ارتباطات عمومى بهره مند شوند. امروز بخشى از اوقات فراغت مردم در اين قهو ه خانه هاى سنتى سپرى مى شود و آنان با ترانه خوانى ،نقالى، شاهنامه خوانى و. . . سرگرم مى شوند.
به همين منظورقهوه خانه اى كه در ۱۳۲۷ -قهوه خانه آذرى در نزديكى راه آهن خيابان وليعصر- احداث شده بود دوباره احيا و راه اندازى شد. غذاى قهوه خانه هنوز هم ديزى سنگى(آبگوشت) است و در اين مكان براى حضور يافتن بايد از قبل جا رزرو شود. همين دلالت بر استقبال مردم از اين فضاها دارد.
افول نقالى
مهم ترين اتفاق در انزواى فعاليت هاى قهوه خانه اى افول نقالى در ايران است. اين هنر اصيل و ايرانى بازگو كننده رشادت هاى پهلوانان ايرانى(رستم و سهراب) عرق ملى گرايانه(آرش جنگ ايران و توران) و پاكى هاى سرشت انسانى(سياوش در آتش و سياووشون) بوده است و هنوز هم شنيدن چنين حماسه ها و داستان هايى براى روح انسان ايرانى و براى هويت بخشى به خود و نيز پرهيز از بيگانه پرستى يك اصل به شمار مى آيد. گاهى نيز همين نقالان پرده هاى نقاشى خود را كه مزين به حماسه هاى مذهبى امام حسين(ع) و يارانش بوده است نقل مى كردند.
يعنى بار مذهبى و شيعه گرى نيز در اين نقل ها وجود داشته كه دلالت بر حضور مضمون هاى اعتقادى مردم داشته است. اگر قهوه خانه محلى براى مراوده علايق و سليقه هاى ايرانى بوده است بايد حرمت اين مكان فرهنگى با دانستگى بيشتر و به صورت فعال و كاربردى نه موزه اى حفظ و نگه داشته شود و با احياى دوباره قهوه خانه ها در حفظ اصالت هاى ايرانى بكوشيم.
مطمئنا دستگاه تلويزيون نتوانسته تاثير دقيق و موثر در احياى سنت هاى ايرانى داشته باشد و اگر چنين امرى از طريق قهوه خانه ها محقق مى شود چرا بايد از بودن و توسعه و گسترش آن در چهار گوشه كشور مضايقه شود. بر هر ايرانى واجب است كه خود را كشف كند و بر پايه هويت ملى و مذهبى در حفظ داشته هاى اصيل فرهنگى خود بكوشد.
چشم شيشه اى
در مطلبى به نقل از مرحوم جعفر شهرى، مورخ تهران، در كتاب سال مجله فيلم از ميرزا ابراهيم خان صحاف باشى به عنوان اولين سازنده سينما درلاله زار آمده است: ميرزا ابراهيم خان در لاله زار به عرضه اشياى آنتيك وزينتى پرداخت كه از اروپا و ژاپن وارد مى كرد.
او درخرداد ۱۲۷۶ با اجازه مظفر الدين شاه براى سفر به دور دنيا ايران را ترك كرد كه پس از دو سال از اختراع سينما درتماشاخانه اى در لندن با سينما آشنا مى شود. او يك پروژكتور و مقدارى فيلم كه گفته مى شود كمدى و فانتزى بودند را مى خرد و با خود به تهران مى آورد و در حياط پشتى مغازه اش نخستين سالن سينما در ايران را احداث مى كند كه البته جنبه عمومى نداشته است. اما اولين سينماى عمومى درابتداى خيابان لاله زار (محل فعلى سينما تابان) توسط روسى خان به نام سينما فاروس افتتاح شد. امروزه ازبيش از ۱۵ سينماى خيابانى لاله زار تنها سينماهاى رودكى، سارا و نادر فعاليت شان را ادامه مى دهند كه با توجه به اظهار نظر صاحبان اين سينماها تا پايان امسال تنها سينماى »سارا» باقى خواهد ماند.
لاله زار كه بيش از ۸۰ سال پايتخت سينما و نمايش ايران بوده وآخرين دستاوردهاى سينما، تئاتر و موسيقى عامه پسند كشور در آن عرضه شده است الان تبديل به خيابانى با انبوهى از فروشگاه هاى وسايل الكتريكى در سينماهاى مخروبه با درهاى بسته شده است كه ديگر هيچ نشانى از آن شكوه و عظمت گذشته سينما و تئاتر درآن به چشم نمى خورد.


|   شناسنامه   |   آرشيو   |