يكشنبه ۲۵ شهريور ۱۳۸۶
۴ رمضان ۱۴۲۸ - ۱۶ سپتامبر ۲۰۰۷ - سال هشتم - شماره ۲۴۰۶
جوان قرآنى
Tel: 8894335
Sport@javandaily.com
sJavan.jpg
جستجو
pdf PDF
Edition
صفحه نخست
ايران
جهان
اقتصادى
حوادث
ورزشى
فرهنگى
سينما، تئاتر
جوان ورزشى
جوان قرآنى
گزارش
ترجمه روز
سلام جوان
جامعه
زندگى
گفت وگو
آرشيو
تماس با ما
گفت وگو با وحيد غفران نيا حافظ كل قرآن و جوان نمونه سال
روز جوان همزمان با روز ميلاد شبيه ترين انسان ها «خلقا و خلقا» به پيامبر (ص) يعنى حضرت على اكبر (ع) نامگذارى شده است؛ سازمان ملى جوانان هر ساله به مناسبت پاسداشت چنين روز مباركى تعدادى از جوانان موفق كشور را به عنوان جوان نمونه معرفى مى كند. وحيد غفران نيا يكى از جوانان موفقى است كه علاوه بر حفظ كل قرآن، در سن ۲۳ سالگى بر كرسى تدريس دانشگاه تكيه زده است و به بركت حفظ قرآن به درجه ستوان يكمى خلبانى نايل شده است، متن زير گفت وگوى جوان قرآنى با اين جوان نمونه است.
دست نوشته هاى قرآنى در مسجد قديمى يمن كشف شدند
به تازگى قرآنى با خطوط كوفى و حجازى و بدون نقطه كه قدمت آن به قرن ششم هجرى باز مى گردد در محراب مسجد تاريخى صنعا كشف شده است.
به گزارش مهر به نقل از محيط، باستان شناسان يمنى ۴ هزار و ۵۰۰ صفحه از برگ هاى قرآنى را كشف كردند كه خطوط آن كوفى و حجازى بدون نقطه بوده  اند.
اين دست نوشته هاى قرآنى در پى ترميم و بازرسى مسجد بزرگ و قديمى صنعا در يمن كشف شدند.
اين قرآن نادر از بخش هاى تزيين شده و گچبرى محراب غربى مسجد به دست آمد كه طى گذشت سال ها مورد مرمت قرار گرفته است.
اين مسجد يكى از قديمى ترين مساجدى است كه در سال ششم هجرى به دستور حضرت محمد (ص) ساخته شده و اينك به عنوان يكى از آثار باستانى برجسته جهان اسلام به ويژه يمن به شمار مى رود.
مسجد در طول تاريخ شاهد بازسازى هاى بسيارى از سوى خلفا چون وليدبن عبدالملك بوده است. بخش غربى و شمالى اين مسجد در سال ۱۹۷۳ بازسازى شد. در سال ۱۹۸۲ وزارت اوقاف و ارشاد يمن كتابخانه غربى را بخشى از ديوار غربى اين مسجد كرد.
اين در حالى است كه چند ماه گذشته نيز در پى نظافت اين مسجد جامع مجموعه اى از قرآن هاى خطى در كيسه اى در يكى از ديوارهاى مسجد به دست آمد كه با خط كوفى بوده و به اوايل عصر اسلامى باز مى گشت.
اعلام برنامه هاى قرآنى بسيج در ماه مبارك رمضان
برنامه هاى قرآنى نيروى مقاومت بسيج ويژه ماه مبارك رمضان در سراسر كشور برگزار مى گردد.
به گزارش جوان به نقل از روابط عمومى نيروى مقاومت بسيج، حجت الاسلام رضايى مسوول عقيدتى نيروى مقاومت بسيج در گفت وگويى گفت: كلاس هاى قرآن در ۳ سطح روخوانى، تجويد و تفسير در سطح كاركنان نيروى مقاومت بسيج در طول ماه مبارك رمضان برگزار و كليه كاركنان و سربازان وظيفه قبل از برگزارى كلاس ها ارزيابى شده و در سطوح مختلف شركت مى كنند.
وى گفت: امسال تفسير سوره هاى صف، جمعه، منافقون و تغابن تاليف شهيد مطهرى در اختيار كليه پاسداران قرار گرفته و تفسير سوره حمد و قسمتى از سوره بقره در بين سربازان توزيع شده است.
وى از برنامه هاى ديگر در ماه مبارك رمضان را برگزارى نمايشگاه قرآن در مراكز سپاه نيروى مقاومت اعلام كرد و افزود: در اين نمايشگاه نرم افزارهاى مفاهيم و تفاسير قرآن، كتب قرآنى و تفاسير قرآن در معرض ديد علاقه مندان قرار خواهد گرفت.
وى در پايان افزود: امسال براى چهارمين سال متوالى طرح مائده آ سمانى در قالب كتاب تفسير سوره فرقان تاليف حجت الاسلام قرائتى در بين فرماندهان حوزه و پايگاه هاى مقاومت سراسر كشور، گردان هاى عاشورا و الزهرا، بسيج دانشجويى، دانش آموزى، ادارات و اقشار … توزيع مى گردد و كما فى سابق جوائز ارزنده اى بعد از برگزارى آزمون و انتخاب برترين ها، اهدا خواهد شد. اين جوائز شامل حج و ديگر سفرهاى زيارتى مى باشد.
گفت وگو با وحيد غفران نيا حافظ كل قرآن و جوان نمونه سال
تكيه بر كرسى تدريس دانشگاه در ۲۳ سالگى به بركت قرآن
روز جوان همزمان با روز ميلاد شبيه ترين انسان ها «خلقا و خلقا» به پيامبر (ص) يعنى حضرت على اكبر (ع) نامگذارى شده است؛ سازمان ملى جوانان هر ساله به مناسبت پاسداشت چنين روز مباركى تعدادى از جوانان موفق كشور را به عنوان جوان نمونه معرفى مى كند. وحيد غفران نيا يكى از جوانان موفقى است كه علاوه بر حفظ كل قرآن، در سن ۲۳ سالگى بر كرسى تدريس دانشگاه تكيه زده است و به بركت حفظ قرآن به درجه ستوان يكمى خلبانى نايل شده است، متن زير گفت وگوى جوان قرآنى با اين جوان نمونه است.

على فرج زاده


* چى شد به عنوان جوان نمونه انتخاب شديد؟
** سازمان ملى جوانان يك سرى جوانانى را كه در عرصه هاى مختلف افتخارآفرينى مى كنند شناسايى مى كند مثلا در مجموعه ۱۰۰ نفرى كه امسال دعوت شده بودند در بينشان مخترع بود، مبتكر بود، نفر اول كنكور بود، المپيادى، قارى و حافظ قرآن و حتى كسى بود كه در رشته منبت كارى در جشنواره  هاى مهم رتبه كسب كرده بود. من را هم جهاد دانشگاهى به عنوان حافظ بين المللى قرآن معرفى كرده بود. با توجه به اين كه پنج - شش رتبه بين المللى حفظ از كشورهاى عربستان، اردن، مصر، ليبى و ايران و … دارم دو بار نفر اول مسابقات دانشجويى شدم و پنج رتبه اول كشورى مسابقات سراسرى قرآن را هم دارم.
* از اين ۱۰۰ نفر چند نفر در نهايت به عنوان جوان نمونه معرفى شدند؟
** از اين ۱۰۰ نفر، ۱۰ نفر امتياز آور شدند براى اين كه از دست رييس جمهور تقديرنامه بگيرند. معيار انتخاب اين ۱۰ نفر هم، رتبه هاى بين المللى بود. من نفر دومى بودم كه از دست رييس جمهور هديه گرفت. البته اين به معناى آن نيست كه اين ۱۰ نفر تافته جدا بافته  اى بودند و آن ۹۰ نفر لياقت نداشتند بلكه بالاخره تعدادى بايد انتخاب مى شدند.
* هديه اين ۱۰ نفر چى بود؟ 
** لوح تقدير و كمك هزينه سفر عمره.
* شما به علت حفظ قرآن به عنوان جوان نمونه انتخاب شديد. در مدت چند سال قرآن را حفظ كرديد؟
** تقريبا از اواخر پنج سالگى يعنى از شش سالگى حفظ را شروع كردم و يك برنامه ريزى مدونى داشتم و به لطف خدا در عرض دو سال و هفت ـ هشت ماه تقريبا حفظ كل را تمام كردم. حدودا شش سالگى شروع كردم و تقريبا ۹ سالگى تمام كردم. يعنى در روز اول آذر ۷۲ حفظ قرآن را تمام كردم.
* چگونه قرآن را حفظ كرديد و زير نظر چه كسى؟
** زير نظر پدرم اين كار را مى كردم. پدرم به من ياد مى دادند و مادرم هم با من تمرين مى كردند. البته از چند نفر از استادانى هم كه در تبريز بودند استفاده كردم. اگر چه ۹۹ درصد زحمت بر دوش پدر و مادرم بود.
* شيوه خاصى براى حفظ داشتيد؟
** همين نوار بود. شرايط در آن دوره اين گونه ايجاب مى كرد كه با نوار كار كنم. با نوار ترتيل مرحوم منشاوى حفظ كردم.
اما بعدا احساس كردم كه بايد روى تجويدم بيشتر كار كنم، به همين دليل قرآن را يك بار ديگر از نوار مرحوم حصرى هم مرور كردم. در واقع دو بار حفظ كردم.
* آيا رشته تحصيلى كه در دانشگاه خوانديد مرتبط با حفظ تان بود؟
** من سال ۸۱ از طريق كنكور در رشته مهندسى معمارى وارد دانشگاه شدم. سال ۸۵ هم با معدل ۵/۱۷ فارغ التحصيل شدم و الان هم مدرس دانشگاه آزاد تبريز هستم. البته ستوان يكم خلبان هم هستم.
* خلبانى كجا و معمارى كجا؟
** دوره خلبانى را سال ۷۳-۷۲ ديدم تا سال ۷۹-۷۸ در نيروى هوايى ارتش. آن هم به دليل برنامه هاى حفظى كه در ارتش اجرا مى كردم به صورت ويژه و استثنايى اين دوره را به عنوان جايزه هديه كردند.
* شما ظاهرا از طرف دانشگاه ام القرى عربستان براى تحصيل دعوت شديد، ماجرايش چه شد؟
** من در مسابقات عربستان كه دوم شدم، مسوولان آن ها دو سه تا كتاب در اختيارم گذاشتند كه نسبت به شيعه تندروى كرده بودند حتى آن ها مى گفتند اين كتاب يك مجتهد شيعه است كه بعدا وهابى شده و اين كتاب را نوشته. من به زور اين كتاب را از آن ها گرفتم. آنها مى گفتند اگر اين كتاب را ببرى ايران، تو را مى زنند و مى كشند و … به هر حال اين كتاب را گرفتم و آوردم ايران. حوزه علميه هم يك جواب مفصلى در پاسخ به آن كتاب نوشتند و خيلى هم مايه خير شد.
بعد از اين كه من از عربستان برگشتم. از دانشگاه ام القرى يك ماه بعد به من ايميل زدند كه براى تحصيل بروم. مى گفتند شرايط تحصيل اينجا آماده است شما بياييد كار قرآنى بكنيد ما هم امكاناتى را براى شما فراهم مى كنيم. اما به شرط اين كه قوانين اينجا را اجرا كنيد و يكى از شرط ها هم اين است كه شيعه نباشيد. در واقع با زبان بى زبانى از من خواستند كه وهابى بشوم. اين ماجرا براى چند سال پيش است كه اينها تقريبا يك ماه به من ايميل زدند كه اينجا خانه و ماشين و … مى دهيم اما بعدا چون من جواب ايميل ها را ندادم ديگر ماجرا تمام شد.
* و اما سخن پايانى؟
** من يك گلايه اى دارم. من زمانى كه در مسابقات دانشجويى رتبه اول را آوردم به ما گفتند براى حضور شما در مسابقات بين المللى دانشجويى ( كه اولين دوره آن سال ۸۵ در اصفهان برگزار شد) يك مسابقه انتخابى مى گذاريم تا كسانى كه در سال هاى گذشته رتبه آوردند هم فرصت حضور در اين مسابقات را پيدا كنند ولى خبرى نشد و چند بار هم پيگيرى كردم اما به نتيجه اى نرسيدم و يك كمى دلخور شدم هرچند ديگه دوران دانشجويى ما هم تموم شده.
تعابير مختلف قرآنى از وحى
به كوشش: ميثم على پور
واژه وحى در قرآن به چهار معنا آمده است:
۱- اشاره پنهانى: كه همان معناى لغوى است چنان كه درباره زكريا (ع) در قرآن مى خوانيم: «فخرج على قومه من المحراب فاوحى اليهم ان سبحوا بكرة و عشيا، او از محراب عبادتش به سوى مردم بيرون آمد و با اشاره به آنان گفت: به شكرانه اين موهبت صبح و شام خدا را تسبيح كنيد.»
۲- هدايت غريزى: يعنى رهنمودهاى طبيعى كه در نهاد تمام موجودات به وديعت نهاده شده است هر موجودى اعم از جماد، نبات، حيوان و انسان، به طور غريزى راه بقا و تداوم حيات خود را مى داند از اين هدايت طبيعى با نام وحى در قرآن ياد شده است: «و اوحى ربك الى النحل ان اتخذى من الجبال بيوتا و من الشجر و مما يعرشون ثم كلى من كل الثمرات فاسلكى سبل ربك ذللا، پروردگارت به زنبور عسل وحى[الهام غريزى] نمود كه از كوه و درخت و داربست هايى كه مردم مى سازند، خانه هايى درست كن، سپس از همه ميوه ها [شيره گل ها] بخور[بنوش] و راه هاى پروردگارت را به راحتى بپوى.»
هدايت غريزى كه در نهاد اشيا قرار دارد، خود رازى نهفته از اسرار طبيعت به شمار مى رود كه اثر شگفت آور آن آشكار، ولى منشا و مبدا آن پنهان از انظار بوده و شايسته آن است كه آن را وحى گويند «و اوحى فى كل سما امرها، و در هر آسمانى كار آن [آسمان] را وحى [ مقرر] فرمود.»
۳- الهام ( سروش غيبى): گاه انسان پيامى را دريافت مى دارد كه منشا آن را نمى داند، به ويژه در حالت اضطرار كه گمان مى برد راه به جايى ندارد ناگهان درخششى در دل او پديد مى آيد كه راه رابر او روشن مى سازد و او را از آن تنگنا بيرون مى آورد اين پيام هاى ره گشا، همان سروش غيبى است كه از پشت پرده ظاهر شده و به مدد انسان مى آيد از اين سروش غيبى كه از عنايت الهى سرچشمه گرفته، در قرآن با نام وحى تعبير شده است قرآن درباره مادر موسى (ع) مى فرمايد: «و اوحينا الى ام موسى ان ارضعيه فاذا خفت عليه فالقيه فى اليم و لا تخافى و لا تحزنى انا رآدوه اليك و جاعلوه من المرسلين»، «و لقد مننا عليك مرة اخرى اذ اوحينا الى امك ما يوحى ان اقذفيه فى التابوت فاقذفيه فى اليم فليلقه اليم و بالساحل ياخذه عدولى و عدوله فرجعناك الى امك كى تقر عينها و لاتحزن.»
بر پايه اين آيات، موقعى كه موسى تولد يافت، مادرش نگران حال او شد ناگهان بارقه اى در خاطرش گذشت كه با توكل بر خدا او را شير دهد هرگاه احساس خطر كرد او را در صندوقى چوبين قرار داده بر روى آبها كند و نيز بر خاطرش گذشت كه طفل به او باز مى گردد و هرگز نبايد اندوهناك باشد، زيرا بر خدا اعتماد كرده و طفل را به دست او سپرده است. اينها خاطره هايى بود كه بر انديشه مادر موسى گذر كرد و بارقه  اميدى بود كه در دل او درخشيدن گرفت اين گونه خاطره هاى روشن كننده راه و نجات دهنده از بيم و هراس، الهام رحمانى و عنايت ربانى است كه در مواقع ضرورت به يارى بندگان صالح مى آيد.
قرآن وحى را به معناى وسوسه هاى شيطانى نيز به كار برده است «و كذلك جعلنا لكل نبى عدوا شياطين الانس و الجن يوحى بعضهم الى بعض زخرف القول غرورا» و «و ان الشياطين ليوحون الى اوليائهم ليجادلوكم.» اين گونه وحى شيطانى همان است كه در سوره ناس آمده: «من شر الوسواس الخناس، الذى يوسوس فى صدور الناس، من الجنة و الناس.»
۴- وحى رسالى: وحى بدين معنا شاخصه نبوت است و در قرآن بيش از هفتاد بار از آن ياد شده است: «و كذلك اوحينا اليك قرآنا عربيا لتنذر ام القرى و من حولها» «تحن نقص عليك احسن القصص بما اوحينا اليك هذالقرآن» پيامبران مردان تكامل يافته اى هستند كه آمادگى دريافت وحى را در خود فراهم ساخته اند. در اين باره امام حسن عسگرى(ع) مى فرمايد: «ان الله وجد قلب محمد افضل القلوب و اوعاها فاختاره لنبوته، خداوند قلب و روان پيامبر را بهترين و پذيراترين قلب ها يافت و آن گاه او را براى نبوت برگزيد.»
اين حديث اشاره به اين واقعيت دارد كه براى دريافت وحى آنچه مهم است افزايش آگاهى و آمادگى براى پذيرا شدن اين پيام آسمانى است. براى رسيدن به اين گونه آمادگى پيامبر بايد پيرايه هاى جسمانى را از خود بزدايد و شايسته تماس با ملكوتيان شود پيامبر اسلام (ص) فرموده اند: «و لا بعث الله نبيا و لارسولا حتى يستكمل العقل و يكون عقله افضل من جميع عقول امته، خداوند، پيامبرى برنيانگيخت، مگر آن كه عقل ( خرد و انديشه) خود را به كمال رسانده باشد و خرد او از خرد تمام امتش برتر باشد.»
طبق گفته صدرالدين شيرازى، پيش از آن كه ظاهر پيامبر به نبوت آراسته گردد، باطن او حقيقت نبوت را دريافت كرده بود پيامبر ابتدا باطن خود را به كمال انسانى آراسته گردانيد سپس اين آراستگى از باطن و ظاهر وى نمودار گشت در واقع پيامبر نخست سفر از خلق به حق را آغاز كرد و پس از وصول به حق، سفرى از جانب حق و همراه با حق به سوى خلق بازگشت.
از اين رو، وحى چيزى نيست جز آگاهى باطن كه بر اثر سروش غيبى انجام مى گيرد: «قل من كان عدوا لجبريل فانه نزله على قلبك باذن الله»، «نزل به الروح الامين على قلبك لتكون من المنذرين.»
پديده وحى هم همانند الهام، به تابناك شدن درون در مواقع خاص اطلاق مى شود با اين تفاوت كه منشا الهام بر الهام گيرنده پوشيده است، ولى منشا وحى برگيرنده وحى كه پيامبرانند روشن مى باشد به همين علت، پيامبران هرگز در گرفتن پيام آسمانى دچار حيرت و اشتباه نمى شوند. زيرا بر منشا وحى و كيفيت انجام آن آگاهى حضورى كاملى دارند.
زراره از امام جعفر صادق (ع) مى پرسد: چگونه پيامبر مطمئن شد آن چه به او مى رسد وحى الهى است، نه وسوسه هاى شيطانى؟
امام (ع) فرمود: «ان الله اذا اتخذ عبدا رسولا انزل عليه السكينة و الوقار فكان الذى ياتيه من قبل الله مثل الذى يراه بعينه، هرگاه خداوند بنده اى را براى رسالت برگزيند، به او آرامش و وقار ويژه اى ارزانى مى دارد، به گونه اى كه آن چه از جانب حق بدو مى رسد، همانند چيزى خواهد بود كه با چشم باز مى بيند.» در حديثى ديگر سوال شد: چگونه پيامبران دانستند كه پيامبرند؟ امام (ع) در پاسخ فرمود: «كشف عنهم الغطا، براى آنان پرده از ميان برداشته شد.»
به عبارت ديگر پيامبران هنگامى به پيامبرى مبعوث مى شوند كه از مرحله علم اليقين گذشته و عين اليقين را طى كرده و به مرحله حق اليقين رسيده باشند پس شگفتى ندارد كه مردان آزموده و پاك از ميان توده مردم، براى رسالت الهى برانگيخته شوند و حامل پيام آسمانى براى مردم باشند چنان كه قرآن مى فرمايد: «اكان الناس عجبا ان اوحينا الى رجل منهم ان انذر الناس و بشر الذين آمنوا ان لهم قدم صدق عند ربهم قال الكافرون ان هذا الساحر مبين، آيا براى مرم موجب شگفتى بود كه به مردى از خودشان وحى كرديم كه مردم را [ از كيفر گناه] بيم ده و به كسانى كه ايمان آورده اند نويد ده كه براى آنان، پيشينه نيك [ و پاداش شايسته] نزد پروردگارشان است؟ [اما] كافران گفتند: اين [مرد] افسونگرى آشكار است.» يعنى اگر مردم اندكى انديشه كنند و به خود آيند، اين گمان ناروا و نابخردانه در مورد پيامبر از آنان زدوده مى شود.


|   شناسنامه   |   آرشيو   |