|
گفت وگو با وحيد غفران نيا حافظ كل قرآن و جوان نمونه سال
تكيه بر كرسى تدريس دانشگاه در ۲۳ سالگى به بركت قرآن
روز جوان همزمان با روز ميلاد شبيه ترين انسان ها «خلقا و خلقا» به پيامبر (ص) يعنى حضرت على اكبر (ع) نامگذارى شده است؛ سازمان ملى جوانان هر ساله به مناسبت پاسداشت چنين روز مباركى تعدادى از جوانان موفق كشور را به عنوان جوان نمونه معرفى مى كند. وحيد غفران نيا يكى از جوانان موفقى است كه علاوه بر حفظ كل قرآن، در سن ۲۳ سالگى بر كرسى تدريس دانشگاه تكيه زده است و به بركت حفظ قرآن به درجه ستوان يكمى خلبانى نايل شده است، متن زير گفت وگوى جوان قرآنى با اين جوان نمونه است.
على فرج زاده
* چى شد به عنوان جوان نمونه انتخاب شديد؟ ** سازمان ملى جوانان يك سرى جوانانى را كه در عرصه هاى مختلف افتخارآفرينى مى كنند شناسايى مى كند مثلا در مجموعه ۱۰۰ نفرى كه امسال دعوت شده بودند در بينشان مخترع بود، مبتكر بود، نفر اول كنكور بود، المپيادى، قارى و حافظ قرآن و حتى كسى بود كه در رشته منبت كارى در جشنواره هاى مهم رتبه كسب كرده بود. من را هم جهاد دانشگاهى به عنوان حافظ بين المللى قرآن معرفى كرده بود. با توجه به اين كه پنج - شش رتبه بين المللى حفظ از كشورهاى عربستان، اردن، مصر، ليبى و ايران و … دارم دو بار نفر اول مسابقات دانشجويى شدم و پنج رتبه اول كشورى مسابقات سراسرى قرآن را هم دارم. * از اين ۱۰۰ نفر چند نفر در نهايت به عنوان جوان نمونه معرفى شدند؟ ** از اين ۱۰۰ نفر، ۱۰ نفر امتياز آور شدند براى اين كه از دست رييس جمهور تقديرنامه بگيرند. معيار انتخاب اين ۱۰ نفر هم، رتبه هاى بين المللى بود. من نفر دومى بودم كه از دست رييس جمهور هديه گرفت. البته اين به معناى آن نيست كه اين ۱۰ نفر تافته جدا بافته اى بودند و آن ۹۰ نفر لياقت نداشتند بلكه بالاخره تعدادى بايد انتخاب مى شدند. * هديه اين ۱۰ نفر چى بود؟ ** لوح تقدير و كمك هزينه سفر عمره. * شما به علت حفظ قرآن به عنوان جوان نمونه انتخاب شديد. در مدت چند سال قرآن را حفظ كرديد؟ ** تقريبا از اواخر پنج سالگى يعنى از شش سالگى حفظ را شروع كردم و يك برنامه ريزى مدونى داشتم و به لطف خدا در عرض دو سال و هفت ـ هشت ماه تقريبا حفظ كل را تمام كردم. حدودا شش سالگى شروع كردم و تقريبا ۹ سالگى تمام كردم. يعنى در روز اول آذر ۷۲ حفظ قرآن را تمام كردم. * چگونه قرآن را حفظ كرديد و زير نظر چه كسى؟ ** زير نظر پدرم اين كار را مى كردم. پدرم به من ياد مى دادند و مادرم هم با من تمرين مى كردند. البته از چند نفر از استادانى هم كه در تبريز بودند استفاده كردم. اگر چه ۹۹ درصد زحمت بر دوش پدر و مادرم بود. * شيوه خاصى براى حفظ داشتيد؟ ** همين نوار بود. شرايط در آن دوره اين گونه ايجاب مى كرد كه با نوار كار كنم. با نوار ترتيل مرحوم منشاوى حفظ كردم. اما بعدا احساس كردم كه بايد روى تجويدم بيشتر كار كنم، به همين دليل قرآن را يك بار ديگر از نوار مرحوم حصرى هم مرور كردم. در واقع دو بار حفظ كردم. * آيا رشته تحصيلى كه در دانشگاه خوانديد مرتبط با حفظ تان بود؟ ** من سال ۸۱ از طريق كنكور در رشته مهندسى معمارى وارد دانشگاه شدم. سال ۸۵ هم با معدل ۵/۱۷ فارغ التحصيل شدم و الان هم مدرس دانشگاه آزاد تبريز هستم. البته ستوان يكم خلبان هم هستم. * خلبانى كجا و معمارى كجا؟ ** دوره خلبانى را سال ۷۳-۷۲ ديدم تا سال ۷۹-۷۸ در نيروى هوايى ارتش. آن هم به دليل برنامه هاى حفظى كه در ارتش اجرا مى كردم به صورت ويژه و استثنايى اين دوره را به عنوان جايزه هديه كردند. * شما ظاهرا از طرف دانشگاه ام القرى عربستان براى تحصيل دعوت شديد، ماجرايش چه شد؟ ** من در مسابقات عربستان كه دوم شدم، مسوولان آن ها دو سه تا كتاب در اختيارم گذاشتند كه نسبت به شيعه تندروى كرده بودند حتى آن ها مى گفتند اين كتاب يك مجتهد شيعه است كه بعدا وهابى شده و اين كتاب را نوشته. من به زور اين كتاب را از آن ها گرفتم. آنها مى گفتند اگر اين كتاب را ببرى ايران، تو را مى زنند و مى كشند و … به هر حال اين كتاب را گرفتم و آوردم ايران. حوزه علميه هم يك جواب مفصلى در پاسخ به آن كتاب نوشتند و خيلى هم مايه خير شد. بعد از اين كه من از عربستان برگشتم. از دانشگاه ام القرى يك ماه بعد به من ايميل زدند كه براى تحصيل بروم. مى گفتند شرايط تحصيل اينجا آماده است شما بياييد كار قرآنى بكنيد ما هم امكاناتى را براى شما فراهم مى كنيم. اما به شرط اين كه قوانين اينجا را اجرا كنيد و يكى از شرط ها هم اين است كه شيعه نباشيد. در واقع با زبان بى زبانى از من خواستند كه وهابى بشوم. اين ماجرا براى چند سال پيش است كه اينها تقريبا يك ماه به من ايميل زدند كه اينجا خانه و ماشين و … مى دهيم اما بعدا چون من جواب ايميل ها را ندادم ديگر ماجرا تمام شد. * و اما سخن پايانى؟ ** من يك گلايه اى دارم. من زمانى كه در مسابقات دانشجويى رتبه اول را آوردم به ما گفتند براى حضور شما در مسابقات بين المللى دانشجويى ( كه اولين دوره آن سال ۸۵ در اصفهان برگزار شد) يك مسابقه انتخابى مى گذاريم تا كسانى كه در سال هاى گذشته رتبه آوردند هم فرصت حضور در اين مسابقات را پيدا كنند ولى خبرى نشد و چند بار هم پيگيرى كردم اما به نتيجه اى نرسيدم و يك كمى دلخور شدم هرچند ديگه دوران دانشجويى ما هم تموم شده.
|