يكشنبه ۲۵ شهريور ۱۳۸۶
۴ رمضان ۱۴۲۸ - ۱۶ سپتامبر ۲۰۰۷ - سال هشتم - شماره ۲۴۰۶
جوان ورزشى
Tel: 88894335
sport@javandaily.com
sJavan.jpg
جستجو
pdf PDF
Edition
صفحه نخست
ايران
جهان
اقتصادى
حوادث
ورزشى
فرهنگى
سينما، تئاتر
جوان ورزشى
جوان قرآنى
گزارش
ترجمه روز
سلام جوان
جامعه
زندگى
گفت وگو
آرشيو
تماس با ما
به انگيزه برگزارى مسابقات جهانى كشتى آزاد باكو
زمستان دووميدانى در راه است
به انگيزه برگزارى مسابقات جهانى كشتى آزاد باكو
تيمى مستعد اما غيرقابل پيش بينى
پس از مدت ها كنكاش و بررسى و تمرين، كانديداهاى حضور در تيم ملى كشتى آزاد و تركيب تيم اعزامى به مسابقات جهانى باكو سرانجام مشخص و اعلام شد و حالا همه مى دانند كسانى كه به زودى زود به نمايندگى از كشورمان در آذربايجان پاى در ميدان مى گذارند كدام كشتى گيران هستند.
با اين حال پيش بينى نتيجه حاصله و اين كه چه رتبه اى نصيب ما و نفرات اعزامى مى شود، سخت و حتى غيرممكن است. پس از تغييرات خواسته و ناخواسته سال هاى اخير تركيب كنونى تيم ملى كشتى آزاد تا حدى خالى از چهره هايى است كه در سال هاى اخير پيوسته ديده بوديم و كشتى ما كه به داشتن چهره هايى آشنا مثل حيدرى، رضايى، جوكار و ابعاد كمتر خدايى  خو گرفته بود حالا بدون آنها به باكو مى رود. حيدرى سرمربى تيم ملى شده و ظهور و موفقيت امثال داداشى، طهماسبى، بذرى و يزدانى جاى ديگران را در تيم ملى تنگ كرده است. رضايى در جنگ قدرت از معصومى عقب افتاده و سعيد ابراهيمى كه از همدان مى آيد بايد جاى حيدرى را روى تشك پر كند. در سال  قبل از المپيك، هميشه كشورها آخرين محك هاى خود را روى نفرات شان در مسابقات جهانى مى زنند تا ببينند چه كاره اند و آيا توانى را كه مجتمع ساخته و در اختيار گرفته اند براى ثمر دادن در المپيك كفايت مى كند يا خير.
ستاره اول ما
خود مسابقات جهانى نيز طبعا ارزشى ويژه دارد اما نظر به شرايط دشوار و برابر حاكم بر آوردگاه باكو و نوسان هاى مشاهده شده در ميان كشتى گيران ايران، همان طور كه قبلا گفتيم پيش بينى نتايج حاصله در باكو را بسيار سخت مى نمايد. يك چيز مسلم است و آن كلاس بالا و كارايى مراد محمدى كشتى گير وزن ۶۰ كيلوى ايران است كه بيهوده قهرمان جهان و آسيا نشده و بيهوده اميد محسوس و ملموس تكرار آن در باكو و يا المپيك پكن محسوب نمى شود.
او جوان فنى و پخته اى است كه وقتى روى تشك مستقر مى شود و شروع به اجراى حركات خود مى كند، كمتر حريفى مى تواند روبه رويش بايستد و يك تكنسين واقعى و پرارزش روى تشك است. سايرين چه؟ براساس مشاهدات سال قبل رضا يزدانى با ابعادى كوچك تر مى تواند در ۸۴ كيلو همان حالت را براى ما ايفا كند و اگر بذرى ديگر مازندرانى تيم ملى قادر به ارايه چنان نمايشى نيست، مى تواند در صورت يارى كردن قرعه و شرايط، همچون سال پيش به سكوى افتخار جهان بسيار نزديك شود و روى آن بايستد و يكى از مدال هاى دنيا را تصاحب كند. اگر آرتور تايمازوف ازبكستانى و نماينده روسيه را ناديده بگيريم،فردين معصومى از هيچ يك از سنگين وزن هاى ديگر دنيا كم ندارد.
تيم دوم دنيا
اينها كه گفتيم برآوردهاى انفرادى و فردى است اما تا آنجا كه كار به رده بندى تيمى مربوط مى شود، ما وظيفه و راهى دشوارتر را پيش رو داريم، زيرا در دوره قبلى مسابقات جهانى صاحب مقام نايب قهرمانى شده ايم وبديهى است كه يورش حريفان به سمت و سوى ما براى درآوردن اين عنوان از چنگ مان و تصاحب آن به حد چشمگيرى مى رسد و اگر اين مساله طبيعى و از حالا قابل رويت است به همان نسبت نمى توان حدس زد و تشخيص داد كه ميزان آمادگى ما براى تقابل آن به چه ميزان مى رسد و كار به كجا مى كشد و حرف هاى حيدرى در مقام سرمربى و برزگر به عنوان مدير تيم هاى ملى نيز به اندازه كافى در اين خصوص روشنگر نيست و نيازمند بررسى بيشتر است. مى توان نشست و پيكارهايى را كه از ۲۵ شهريور در باكو برگزار مى شود، تماشا كرد اما قدر مسلم اين كه اگر در اين ميدان هوشيار باشيم آينده تمام نماى اين ورزش در فاصله كمتر از ۱۱ ماه تا شروع دوره بعدى المپيك خواهد بود. مسابقات جهانى هميشه معدن و مظهر شگفتى ها بوده است و اينبار نيز مى توان چنين باشد و شايد هم كشتى گيرى از جانب ما روى سكو بايستد كه انتظارش را از قبل نداشته ايم.
ورزش ما
هرچه هست كشتى ورزش ما است و ما به عنوان يكى از متوليان و صاحبان اين رشته در سطح جهان بايد برخوردى بسيار قوى و موفق و خوب با آن داشته باشيم و همان طور كه پيكارهاى انتخابى در هفته گذشته گره هاى موجود در ۳ وزن را گشود و مسافران باكو را مشخص كرد، آوردگاه آذربايجان نيز جديدترين عيار كشتى گيران زبده ما را مشخص خواهد كرد.
اميدواريم در وراى شور و هيجان اين رقابت ها كه به مدت سه روز، كشور كشتى دوست ما را در بر خواهد گرفت، آن قدر طرح و برنامه ترسيم آينده را داشته باشيم كه بتوانيم براساس رخدادهاى باكو راه پيش رو تا المپيك را تنظيم و تعيين كنيم.
آشوبگرى بزرگ  ترين تهديد فوتبال آرژانتين
مونا گل نبى
در دنياى فوتبال امروز، پديده آشوبگرى چندان غريب نيست و در همه جاى دنيا خبرهايى در اين ارتباط مى شنويم ،اما شدت و ضعف تاثير آن بر فوتبال در همه جاى دنيا يكسان نيست. در آرژانتين آشوبگرى تاثير عجيبى بر فوتبال دارد كه شايد در گذشته به اين شدت نبود. حالا شرايطى ايجاد شده است كه به راحتى تحت كنترل قرار نمى گيرد تا حدى كه به خشونت و خرابكارى گرايش پيدا كرده است.
شور و هيجان هواداران آرژانتينى در فوتبال دنيا شهرت زيادى دارد و ليگ اين كشور در امريكاى لاتين معروف است. دليل اين امر تنها كيفيت بازى فوتبال در اين كشور نيست بلكه به واسطه رقابت شديد ميان تيم ها و توجه بيش از حد به اين ورزش است. به طور مثال هميشه و در اغلب مسابقات به خصوص ميان تيم هاى رقيب بوكاجونيورز و ريورپلاته درصدى از خشونت ديده مى شود. اما اين سوال كه چرا خشونت بخش جدايى ناپذير فوتبال در آرژانتين شده است جواب ساده اى دارد چون هواداران پرشور تيم ها بيش از حد تحت تاثير حس تعلق به تيم محبوبشان قرار مى گيرند. در سال هاى اخير اين علاقه به خشونت در غالب گروه هاى جمعى در طول و پايان مسابقات تبديل شده و متاسفانه در پايان به مرگ عده اى منجر مى شود. امروزه حضور در ورزشگاه ها براى اغلب هواداران، ديگر امن نيست. اما نكته مهم اين است كه اين شرايط به حدى بحرانى است كه مقامات فوتبال اين كشور و حتى مقامات دولتى قادر به يافتن راه حلى براى اين مشكل نيستند. در سال گذشته باشگاه قدرتمند ريورپلاته كانون مشكل بود. حتى همين ماه پيش بود كه يكى از اعضاى سابق يكى از باندهاى خشونت به ضرب گلوله كشته شد اما نه به وسيله گروه هواداران مخالف بلكه توسط گروهى كه سابقا عضو آن بود از پاى درآمد. در آرژانتين نه تنها هواداران مخالف به زد و خورد مى پردازند بلكه هواداران مختلف يك گروه اصلى هم كه به طور مداوم براى به دست آوردن قدرت تلاش مى كنند، به جدال با هم مى پردازند. اين گروه ها در قالب سازمان هاى حرفه اى با بودجه كلان عمل مى كنند و اغلب بين ۱۰۰ تا ۳۰۰ عضو دارند. يكى از بزرگ ترين اين گروه ها «مرد دوازدهم بوكاجونيورز» كه سردسته آن چند ماه پيش به زندان افتاد دو هزار عضو دارد. به گفته يكى از بزرگ ترين روزنامه هاى ملى آرژانتين به نام كلارين نه تنها مديران باشگاه ها و بازيكنان بلكه افراد مشهور و سياستمداران هم به اين گروه هاى آشوبگر كمك مالى مى كنند در حالى كه بسيارى از باشگاه ها هر نوع رابطه با اين گروه ها را انكار مى كنند. اغلب اعضاى اين گروه هاى آشوبگر نقش هاى مشابهى دارند. در مسابقات تيم خود شركت مى كنند، تيمشان را تشويق مى كنند و بر عليه تيم حريف شعار مى دهند ولى برخى از اعضا كه در استخدام باشگاه بوده و پول خوبى هم مى گيرند وظيفه پاكسازى و حفظ و ثبات در باشگا هشان را برعهده دارند. اين حقيقتى است كه باشگاه ريورپلاته پس از مرگ يكى از اين افراد به آن اعتراف كرد.
طبق تحقيقات گسترده يكى از مجلات محلى، يكى از مهم ترين و چالش برانگيزترين وظايف افراد رده بالاى اين گروه ها، ايفاى نقش در نقل و انتقال بازيكنان است. گفته مى شود كه آنها پول خوبى از فروش ميليون دلارى جوانان آرژانتينى به دست مى آورند. حتى به قولى مرگ يكى از اين افراد به ضرب گلوله در پى مشاجره بر سر درصد انتقال يكى از بازيكنان به ايتاليا رخ داد. همچنين اين مجله گزارش داد كه از وظايف افراد رده پايين تر اين گروه ها خريد و فروش بليت مسابقات به قيمت هاى بالاتر و توزيع مواد مخدر و اسلحه است. اغلب اعضاى اين گروه ها با بازيكنان تيمشان روابط نزديكى دارند. اوايل امسال ماترين پالرمو و رودريگو پالاچيو، ستارگان تيم بوكاجونيورز با شش نفر از اعضاى گروه مرد دوازدهم ديدار كردند. اتحاديه فوتبال آرژانتين نهايت تلاش خود را براى حل اين مشكل انجام داده است ولى روش هاى آنها موفقيت چندانى به دست نياورده است. بسيارى از مسابقات مهم در اين كشور به واسطه احتمال بالاى خشونت و تهديد به مرگ بازيكنان، مربيان، رييسان باشگاه ها و داوران به تعويق مى افتد. در عين حال خشونت دسته جمعى ميان هواداران چه در داخل و چه در خارج ورزشگاه ها نيز ديده مى شود. مقامات تصميم گرفتند حضور هواداران در مسابقات خارج از خانه را ممنوع كنند و درنتيجه خشونت به صورت مقطعى كاهش يافت.
پس از مدتى روزنامه كلارين دريافت كه گروه آكروس در صدد انتقام قتل او برآمده اند. در همين اثنا رييس باشگاه بوكاجونيورز هم به ترس از تهديدها اعتراف كرد. فوتبال آرژانتين با وجود سطوح بالاى خشونت و فشار، در شرايط بحرانى قرار گرفته است و تا زمانى كه گروه هاى آشوبگر از بين نرفته اند، ورزشگاه هاى آرژانتين بيشتر به ميدان جنگ شباهت خواهند داشت. متاسفانه هر آنچه در توان داشتند براى پاكسازى فوتبال انجام دادند ولى اوضاع همچنان بدتر مى شود.
اين حقيقت كه خشونت به خارج از ورزشگاه ها سرايت كرده است، ممنوعيت هاى بيشترى را طلب مى كند ولى اگر مشكل رفع نشود به زودى شاهد نابودى فوتبال دسته اول آرژانتين خواهيم بود.
زمستان دووميدانى در راه است
در جست وجوى برنامه اى معقول براى حدادى ها
رييس فدراسيون دووميدانى ايران معتقد است شركت كشورمان در مسابقات اخير دووميدانى قهرمانى جهان در اوزاكاى ژاپن تجربيات زيادى را نصيب مان كرده است.
در مسابقات فوق سجاد مرادى در هيچ يك از دو هاى ۸۰۰ و ۱۵۰۰ متر راه به جايى نبرد و احسان حدادى كه به دور پايانى پرتاب ديسك رسيد، در حالى كه عده اى اميد مدال براى وى قايل بودند، فقط هفتم شد. با اين وجود مصطفى كريمى مى گويد: سطح اين رقابت ها بسيار بالا بود و با اين وجود معتقدم ما مى توانستيم نتايج بهترى نيز بگيريم.
نتايج اين دوره به طور حتم در آينده اين رشته تاثيرگذار خواهد بود. حدادى، مرادى و همتاهاى آنها بايد حتما در اين گونه پيكارها شركت كنند تا تجربه شان بيشتر شود. با اين كه حدادى به ركورد شخصى اش نزديك نشد اما من از حاصل كار او راضى ام. اين رقابت ها در مجموع به ما نشان داد كه در المپيك پكن چگونه خواهيم بود و در خصوص كسب مدال در آن پيكارها بى ربط صحبت نكنيم.
در آسيا به سطح خوبى رسيده ايم اما در سطح جهانى هنوز كلى كار داريم.
مسوول اول دووميدانى كشور مى افزايد: حجم تمرينات بهترين دووميدانى كاران ما در مقام مقايسه با رقباى جهانى شان كم است. ما از فصل زمستان به درستى استفاده نمى كنيم. مرادى در ۷ ماه تمرين زمستانى سال پيش تنها ۱۵۰۰ كيلومتر دوى بدن سازى داشته است، در حالى كه مربى اش اعتقاد داشته او حداقل بايد ۳۵۰۰ كيلومتر مى دويد. اين يك حقيقت است كه ما بايد بيشتر از اين كار كنيم و اين برداشتى است كه چه در مورد مرادى و چه حدادى دارم. زمستان آنها خوب و پربار نبود.
چيزى كم نداريم
كريمى همچنين مى گويد: ما زمستان امسال برنامه ويژه اى براى المپيكى ها خواهيم داشت. بايد ،۶ ۷ ماه به خوبى تمرين كنند تا براى المپيك ششدانگ شوند. حجم تمرينات ما بايد افزايش يابد. ما به لحاظ امكانات و مربى چيزى كم نداريم و اينك تنها به دنبال رفع نقاط ضعف هستيم.
اگر نقاط فوق رفع و محو شود، كريمى و جامعه دووميدانى اميدوارند كه اضافه بر مرادى و حدادى دو سهميه ديگر براى دووميدانى المپيك نصيب مان شود. يكى از آن ها ممكن است سهم مهدى شاهرخى در پرتاب وزنه و ديگرى هادى سپهرزاد در دهگانه شود. آنها فاصله كمى با ورودى هاى المپيك دارند و پيشرفت شان در مسابقات اخير محسوس بوده است و به خصوص در اين ارتباط بايد از رقابت هاى دووميدانى قهرمانى۲۰۰۷ آسيا ياد كرد كه چندى پيش برگزار شد و درخشش دووميدانى كاران ما در آن ميدان سبب گشت كه بعضى توقعات غيرمعقول در ارتباط با مسابقات جهانى به وجود آيد. توقعاتى كه برابر با انتظارهاى كارشناسان واقع بين تر، اصولى نبود و در نتيجه به بار ننشست.
پيش به سوى ماكائو
يك برنامه پيش روى فدراسيون دووميدانى مثل برخى فدراسيون هاى ديگر، شركت در دوره جديد بازى هاى ورزشى داخل سالن آسيا است كه در ماكائو برگزار مى شود. كريمى مى گويد: احتمال دارد به جاى نفرات اصلى، ورزشكاران دوم تيم ملى دووميدانى راهى آن ميدان شوند. او اضافه مى كند: اگر المپيكى هاى خودمان را به ماكائو نبريم، بهتر است.
اگر دومى ها بروند، اصلى ها مى توانند به تمرينات ويژه و المپيكى خود ادامه بدهند. البته اين هنوز تصميم نهايى ما نيست و هرچه زمان بيشتر بگذرد، به حقايق فزون ترى در اين زمينه خواهيم رسيد و تصميم گيرى هم آسان تر خواهد شد …
ديگر مساله اى كه اتخاذ تصميم را براى سران دووميدانى سهل تر خواهد كرد، سامان يافتن بيشتر مسابقات داخلى است.
ما به پاييز رسيده ايم. فصلى كه به واقع از انتهاى مهرماه به بعد آن شمار تورنمنت هاى هواى آزاد به حداقل و به واقع به صفر مى رسد و مشكل ما اين است كه شمار رقابت هاى داخل سالن مان نيز به ويژه در فصل سرما در كمترين حد است.
در نتيجه حجم كم تمرينات و تلاش دووميدانى كاران ما در اين مقطع از سال كه حداقل ۶ ماه را در برمى گيرد، مساله اى خطير است كه بايد مورد بررسى و اقدام و بازبينى قرار گيرد و كريمى نيز در حرف هايى كه انعكاس اش را در سطور بالا خوانديد، به اين موضوع اشاره كرده است.
دلايل ديگر
آيا تنها مشكل بزرگ دووميدانى ما همين است و يا دلايل ديگرى را مى توان جست وجو كرد؟ ما يك ليگ دووميدانى داريم كه اكثر شاغلان و حاضران آن از كيفيت و بازتاب هاى آن تعريف مى كنند و از قضا امسال حتى در آن ركوردهاى جديدى براى آسيا هم به دست آمده است، اما اينجا نيز ليگ را در مدت زمانى قابل توجه از سال غيرپويا و فاقد فعاليت مى يابيم. شايد سفرهاى مكرر حدادى به مثلا بلاروس و اوكراين، جاهايى كه مربيان شخصى او اهل آن هستند، وى را پخته تر كند، اما جدا از مساله قهرمان پرورى و زوم كردن روى تك ستاره هايمان بايد شرايط كار و تمرين تمام ملى پوشان ارتقا يابد و به يك نفر و دو نفر اكتفا نشود.
بدون مدال
با وجود اين مهم ترين مساله براى دووميدانى ما اين است كه حد و اندازه هاى آن را بشناسيم و بر همان اساس توقع برداشت و كسب افتخار را داشته باشيم و نه بيش از آن را. اگر مدال المپيك را نخواهيم ( كه نصيب مان نيز نخواهد شد) مى توانيم برنامه ريزى عاقلانه ترى براى سال ۲۰۰۸ به بعد داشته باشيم.
گذر و نظر
باكو و سهميه المپيك
با نزديك شدن به زمان برگزارى المپيك پكن هر روز مسابقات در سطح دنيا براى انتخاب شدن ورزشكاران رشته هاى مختلف براى ورود به اين بازى ها انجام مى شود كه در يكى از اين مسابقات، تيم ملى بسكتبال كشورمان با قهرمانى در آسيا توانست جواز حضور در المپيك پكن را كسب كند. اما ورزشكاران در رشته هاى ديگر هم در تلاشند تا بتوانند با حضور در مسابقات مختلف اين افتخار را به دست آورند. كشتى از جمله ورزش هايى است كه مردم ما هميشه به درخشش ورزشكاران آن در ميادين مختلف اميدوارند. نزديك ترين مسابقه اى كه تيم ملى كشتى ما در پيش دارد مسابقات جهانى باكو است. اين مسابقات مهم ترين ميدان كسب سهميه المپيك براى كشتى گيران ما محسوب مى شود. عليرضا حيدرى و رضا سيم خواه مربيان تيم كشتى آزاد و فرنگى كشورمان به واقع زحمات زيادى را براى آمادگى اين تيم ها كشيده اند. آمادگى بالاى فنى و روحى و بدنى فاكتورهاى مهمى هستند كه اين مربيان براى اعضاى تيم ملى تلاش كرده اند به وجود آورند. اميدواريم كه كشتى گيران كشورمان تا جايى كه زمان دارند و مى توانند از دانش و تجربيات اين مربيان استفاده كنند تا در باكو شاهد قهرمانى شان و از همه مهمتر كسب سهميه المپيك براى كشورمان در تمامى اوزان باشيم چيزى كه دور از دسترس به نظر نمى رسد. البته حريفان قدر ايران را هم نبايد ناديده گرفت، حريفانى كه در هر دوره از مسابقات مختلف چهره تازه اى پيدا مى كنند اما ورزشكاران ما بايد آنقدر آماده باشند تا بتوانند توان خود را به بهترين شكل به نمايش بگذارند.
نامزدى چهره  هاى مختلف
با شروع كار ثبت نام از نامزدهاى رياست فدراسيون فوتبال، چهره هاى مختلفى براى احراز اين پست جلو آمدند. چند تن از مديران عامل باشگاه هاى مختلف، افراد سرشناس در زمينه ورزش، چند تن از كارشناسان ورزش، همه مى خواهند براى گرفتن اين پست تلاش كنند. اما واقعيت مطلب اين است كه رياست فدراسيون فوتبال به يك نفر خبره نياز دارد كه هم در امر مديريت و هم در امر فوتبال و ارتباطات بين المللى سر رشته داشته باشد. چهره هايى چون فتح الله زاده، كتيرايى، آجرلو و … چهره هاى ورزشى و به خصوص در امر مديريتى نسبت به ديگران شناخته شده تر هستند كه جزو اولين نامزدهاى اين انتخابات لقب گرفتند. اما بايد اين را هم در نظر گرفت كه مديريت يك باشگاه يا يك نهاد غيردولتى با مديريت يك فدراسيون كه به واقع مرجع فوتبال در كل كشور است و بايد تماما در اختيار فوتبال مملكت باشد تفاوت زيادى دارد. تصميم گيرى هاى كلان و مهم نياز به كارشناسى دارد و اين امور جز با وجود يك فرد آشنا به اين مسايل ميسر نمى شود. انتخابات اين فدراسيون ۲۳ مهرماه انجام مى شود كه مطمئنا تا پايان زمان ثبت نام از نامزدها افراد و اشخاص ديگرى هم به جمع نامزدهاى ثبت نام شده مى پيوندند. به هر حال انتظار همه مردم از كسى كه مى خواهد اين پست را احراز كند اين است كه تمام هم و غمش فقط به فوتبال و بررسى مشكلات و موانع آن و تفكر براى رفع كردن آن باشد. مردم ما هنوز خاطره تعليق فوتبال كشورمان را به ياد دارند. اميدواريم كه در يك انتخاب آزاد كسى كه بهترين گزينه است انتخاب شود و براى اين فدراسيون دلسوزانه تلاش كند.


|   شناسنامه   |   آرشيو   |