چهارشنبه ۴ مهر ۱۳۸۶
۱۴ رمضان ۱۴۲۸ - ۲۶ سپتامبر ۲۰۰۷ - سال هشتم - شماره ۲۴۱۵
زندگى
Tel: white
red@javandaily.com
sJavan.jpg
جستجو
pdf PDF
Edition
صفحه نخست
ايران
جهان
اقتصادى
حوادث
ورزشى
فرهنگى
سينما، تئاتر
جوان ورزشى
جوان قرآنى
سراى ايرانى
سلام جوان
جامعه
زندگى
بسيج و دفاع مقدس
آرشيو
تماس با ما
اختلالات رشدى
وقتى از گريه و خشم و خنده كودك خبرى نيست
زندگى بهتر حتى با بيمارى
كم يا زياد، فرق نمى كند چه چيزى مى خوريد
سفره افطارى
فصل پاييز از راه رسيد
اختلالات رشدى
چقدر تيك را مى شناسيد؟
دكتر احمد پيرزاد
آيا تا به حال كودكانى را ديده ايد كه پشت سر هم به طور كنترل نشده اى چشمك مى زنند يا بچه هايى كه به طور مرتب شانه هاى خود را بالا مى اندازند. شايد هم احتمالا بچه هايى را ديده ايد كه صداهايى به شكل غرغر كردن يا سينه صاف كردن درمى آورند.
استفاده از واژه هايى مانند: چيز، مثلا، به قول معروف، در واقع، به اصطلاح و … را مى توان از جمله مواردى ياد كرد كه بارها در گفت وگوى افراد شنيده  مى شوند. به كار بردن تكرارى واژه ها در برخى موارد سبب واكنش هاى منفى افراد مى شود ،اما اغلب موارد، طرف گفت وگو توجه چندانى به آن نمى كند. تكان دادن غيرارادى پا، بازى كردن و كندن موهاى سر و صورت و … نيز از موارد رفتارى است كه برخى افراد از خود نشان مى دهند. بسيارى از پدر و مادرها و مربيان تربيتى، از برخى رفتارهاى شكلك گونه يا تكيه كلام هاى تكرارى و به اصطلاح تيك در فرزندانشان شكايت دارند. تيك نوعى پرش ناگهانى يا انقباض غيرارادى عصبى است كه مى تواند به صورت مزمن يا زودگذر در كلام يا رفتار ظاهر شود، تيك ساده مدت كوتاهى به طول مى انجامد و به ندرت بيش از يك ثانيه تداوم مى يابد كه در اغلب موارد پس از چند هفته يا چند ماه خود به خود از بين مى رود.
بررسى هاى انجام شده از سوى انجمن روانشناسان امريكايى نشان مى دهد كه تقريبا ۱۳ درصد از پسران و ۱۵ درصد از دختران به اين عارضه دچار مى شوند. بنابراين كودكان در سنين هفت تا يازده سالگى بيشترين ميزان تيك را از خود نشان مى دهند و اين حالت ممكن است تا سنين ميانسالى ادامه پيدا كند.
عوامل تيك: برخى از مبتلايان داراى پيشينه خانوادگى يا فاميلى اند و اين موضوع احتمال دخالت يك عامل ژنتيكى و يا زيستى را افزايش مى دهد. عوامل محيطى، عاطفى و هيجانى نيز از جمله موارد شناخته شده اى هستند كه در تشديد تيك موثرند.
وظيفه اطرافيان در قبال رفتار با افرادى داراى تيك بسيار مهم است. نبايد به اين حركات اهميت داد و يا به كودك مرتبا گوشزد كرد زيرا با آگاه شدن فرد از اين مشكل، رفتارش روى آن متمركز مى شود و با اين تذكرات تيك وى افزايش مى يابد. تيك هاى حركتى بر عملكرد شغلى و تحصيلى فرد، كناره گيرى از ديگران، كمرويى، خلق افسرده اثر دارند. شرايط خانوادگى در ايجاد و تشديد تيك بسيار حائز اهميت است حتى هنگامى كه والدين با يكديگر قهر هستند اين سكوت سنگين بر روى فرزندان استرس شديدى وارد مى كند.
درمان تيك: براى درمان اين عارضه در درجه نخست بايد محيط خانواده مورد بررسى قرار گيرد. بسيار ضرورى مى نمايد كه والدين در جريان تربيت فرزندان خود، سن و ظرفيت آنها را به دقت در نظر بگيرند و از شيوه تربيتى مبتنى بر تشويق به جاى تنبيه استفاده كنند. يعنى در مواقعى كه كودك تيك ندارد به وى بيشتر توجه و نگاه كنند و بيشتر با او حرف بزنند و او را مورد نوازش قرار دهند و برعكس در مواقعى كه حالت هاى تيك را از خود نشان مى دهد بى اعتنايى كنند. وجود اين عارضه گاهى مواقع از چند هفته تا چند ماه به طول مى انجامد و در مواردى هم به چند سال مى رسد.
روان شناسان معتقدند با توجه به غيرارادى بودن اين رفتارها، والدين و اطرافيان از متمركز شدن روى آن پرهيز كنند و در صورت تداوم حتما به روانشناس مراجعه كنند در غير اين صورت به درمان دارويى بپردازند.
وقتى از گريه و خشم و خنده كودك خبرى نيست
فقر عاطفى
صديقه زحمتكش
فقر عاطفى از شمار مسايل و مشكلات نوجوانان و جوانان است كه ريشه آن مى تواند در دوران كودكى فرد و خانواده باشد.
فقر عاطفى ( در كودكان و نوجوانان)
تا به حال كلمه فقر را براى مسايل اقتصادى و فرهنگى بسيار شنيده ايم ولى فقر عاطفى تنها در تحليل ها و بحث هاى روانشناسان و مددكاران اجتماعى مطرح مى شود.
پدران و مادران امروز جامعه ما از والدين خودشان رفتار عاطفى متعالى را گرفتند ولى شرايط شهرنشينى و رشد صنعتى و ناآگاهى برخى از آنها و فروپاشى قالب هاى سنتى و فرهنگى روستايى و گرفتارى هاى روزمره خانواده ها در تلاش براى معاش، فرصت هاى سنتى انتقال عواطف متعادل به فرزندان را از آنها گرفته و بنابراين براى تربيت فرزندان و ايجاد امكانات در جهت رشد متعادل نيروهاى عاطفى و عقلى در نوجوانان و جوانان و ايجاد نياز به راهنمايى مشاوران و متخصصين علوم اجتماعى و روانشناسى دارند لذا مى توان گفت كه آگاه كردن و تجهيز خانواده هاى جامعه امروز ما در اين مسير، كمكى است به نسل آينده و مسووليت هاى سنگينى كه به عهده آنها است.
منظور از فقر عاطفى الزاما اين نيست كه فرد به اندازه لازم مهربانى نديده يا دست نوازش به سر او كشيده نشده است.
روانشناس و مددكار اجتماعى مثلا وقتى كه به يك مادر مى گويد فرزندتان دچار مشكل رفتار عاطفى است يا اختلال عاطفى دارد فورا جواب مى دهد كه در خانه با او به مهربانى رفتار مى شود، براى او همه چيز مى خريم و … در حالى كه مفهوم علمى آن چيز ديگرى است.
آنچه كه تحت عنوان رفتار عاطفى مورد توجه روانشناسان و مددكاران اجتماعى است عكس العمل هايى است مثل خشم، خنده، گريه، عشق، نفرت، محبت، ترس و خنديدن و مواردى ديگر كه هر انسان سالم بايد به نسبتى در قالب و چهارچوب هاى فرهنگى جامعه و در شرايط مناسب به صورتى متعادل از خود نشان دهد. اين طبيعت فرد انسانى است كه خشم و نفرت و محبت و خنده و گريه خود را در شرايط مطلوب جامعه بروز دهد.
اگر يك نوجوان در زمان و مكان و موقعيت مناسب و نسبت به افراد خاص به صورتى مناسب و مطابق با الگوهاى فرهنگى از خود خشم نشان دهد يا در موقع مناسب بخندد و در موقعيت مناسب گريه كند و چنانچه نوجوان بتواند زمان ومكان و موقعيت را براى ابراز اين گونه گفتارها و اظهارنظرها مورد توجه داشته باشد و در تنهايى احساس دلگرمى كند، مى توان گفت كه در رفتار وى نظم عاطفى وجود دارد. ولى اگر در يكى يا در چند مورد از اين رفتارها بى نظمى طولانى بروز كند و يا در بيان اين حالات نشانه اى از نظام گسيختگى باشد، احتمال وجود اختلال عاطفى مطرح مى شود كه به عنوان يك مشكل روانى ـ اجتماعى مورد توجه روانشناسان و مددكاران اجتماعى است.
آثار مطلوب ناپختگى عاطفى در سنين بالاتر و به ويژه در رابطه با اعضاى خانواده خود فرد بروز مى كند. كسى كه عقب ماندگى عاطفى دارد يا دچار فقر عاطفى است همسر خوبى براى خانواده اش نيست، مادر يا پدر خوبى نمى شود يا با تاخير به اين ويژگى ها دست مى يابد.
فردى كه دچار فقر عاطفى است، نقش هاى مادرى يا پدرى را به موقع نمى تواند عمل كند. اختلافات عاطفى گرچه خودشان نتيجه وجود برخى مشكلات در ساخت خانواده هستند ( كه در آينده تحت عنوان علت شناسى رفتارهاى عاطفى غيرطبيعى به آن خواهيم پرداخت) ولى همين اختلالات خود موجب بروز اختلالات شديدترى مى شوند مثل افسردگى شديد يا پرخاشگرى شديد يا شب ادرارى، كمرويى و غيره كه مى توان آنها را دروازه هاى ورود بيمارى روانى دانست.
البته اين كه رفتار عاطفى براى يك فرد تا چه حدى طبيعى است و تا چه حدى غيرطبيعى، امرى است كه شديدا تابع خصوصيات فرد و فرهنگ شبكه خانوادگى فرد است.
به علاوه سن، هوش، محيط اجتماعى، تربيت و تجربيات قبلى فرد در چگونگى بروز عواطف نيز موثر است. آنچه كه براى يك كودك امرى طبيعى است، براى يك جوان غيرطبيعى است. يك رفتار خشم آلود كه از يك نوجوان كوچ نشين عشاير بروز مى كند، براى يك نوجوان شهرى آپارتمان نشين امرى غيرطبيعى است. در مجموع وقتى يك رفتار عاطفى از رفتارهاى طبيعى حاكم بر خانواده و فرهنگ خويشاوندى پيروى نكند، مى تواند به همان درجه عدم تبعيت از رفتارهاى طبيعى خانواده، عواطفى غيرطبيعى و داراى اختلال باشد.
شايد بتوان گفت در خانواده هايى كه پدر و مادر هر دو به پختگى رسيده اند و خانواده مى تواند وظايف فرهنگى خودش را انجام دهد معمولا داراى ساختار مشابهى هستند كه مطابق با هنجارهاى جامعه عمل مى كنند و خانواده هايى كه دچار ناپختگى هستند و از فقر عاطفى رنج مى برند هر كدام ساختار ويژه خودشان را دارند كه با ساختار ديگر خانواده هاى داراى مشكل عاطفى چندان مشابه نيست به عبارت ديگر خانواده هايى كه در مسير سلامت و بهداشت روانى خانواده حركت مى كنند همه يك راه را طى مى كنند يا راه هاى موازى را ولى خانواده هايى كه در مسير منحرف مى شوند هر كدام به راهى ناشناخته مى روند و به همين دليل است كه براى كمك به هر كدام از آنها بايد خدمات ويژه اى مطابق با نوع مشكلات آنها ارايه نمود.
فقر عاطفى در خانواده
تغيير به صورت يك امر دايمى بر روى جسم و روان ما اثر مى گذارد، تغيير در فضاى فيزيكى محيط زندگى، در اشياى اطراف ما، در وسايل مورد استفاده ما، اثر مى گذارد و همچنين در خانواده ما.
تغيير در زمان و مكان، تغيير در نگرش ما را مى طلبد و اجتماعى شدن مجدد ما را. تغيير در وسايل و ابزارها و هنجارهاى مربوط به آنها نيز به سرعت ادامه دارد. جامعه صنعتى به سرعت ساخته هاى خودش را كهنه مى كند و در پى آن هنجارهاى مربوط به آنها هم كهنه مى شوند.
خانواده ها نيز با قبول تغييرات و با همپايى با آنها، خودشان را با چگونگى اين تغييرات، تطبيق مى دهند، برخى قادر به همپايى با آنها مى شوند و ويژگى هاى مثبت اين تغييرات را در زندگى خودشان جارى مى كنند و برخى به دلايل قدرت همپايى با تغييرات را نداشته و يا احساس مى كنند كه قادر به شناخت جنبه هاى مثبت نيستند و احساس ناكامى مى كنند. در اين فرآيند وجود امكانات فرهنگى متحول براى خانواده ها مى تواند فرصت اجتماعى شدن دوباره را فراهم كند تا آنها بتوانند با اين تغييرات همپايى بيشترى داشته باشند. در اين ميان برخى شرايط سبب مى شود كه خانواده ها، نتوانند تغييرات لازم را در ابعاد مختلف زندگى خودشان به وجود آورند از جمله اين شرايط، يكى هم تخصصى شدن شغل والدين است. پدر صاحب يك شغل صنعتى يا فنى است و تمام تلاش خود را صرف فراگيرى هرچه بيشتر تخصص خودش مى نمايد و از مسايل تربيتى، روش هاى جديد تربيتى و تغييراتى كه در مسايل تربيتى فرزندان مطرح مى باشد غافل مى ماند، مادر هم به همين صورت ممكن است پزشك باشد يا دبير زيست شناسى و در تخصص خودش هم بسيار دانشمند و ماهر ولى در تربيت فرزندان، تنها چيزى را مى داند كه والدينش به او آموخته اند. در حالى كه تغيير با همه ابعاد خودش در جريان بوده و همه چيز را تغيير داده است و اكنون آنچه از والدينش به او رسيده است در زمينه هاى فرهنگى و تربيتى، احتمالا چندان به كار نمى آيد.
نتيجه اين كه خانواده، با وجود وضع مالى مناسب، مسكن، غذا و امكانات مناسب در حالى كه بيشتر نيازهاى زيستى و مادى خانواده تامين مى شود، نمى تواند به نيازهاى فرهنگى و اجتماعى خانواده جواب مناسبى بدهد و لذا، والدين و به ويژه فرزندان در چنين خانواده اى دچار مشكل ناپختگى، تاخير در توسعه فرهنگى و عدم كفايت براى انجام وظايف اجتماعى ـ فرهنگى، پذيرش مسووليت هاى اجتماعى و فرهنگى خود مى شوند كه ما آن را فقر عاطفى مى ناميم.
در اين شرايط و در كنار امكانات وسيع مادى اين گونه خانواده ها، در روابط درونى آنها، مى تواند مشكلاتى رو به رشد باشد به طورى كه اساس خانواده را با خطر روبه رو نمايد و احتمالا كودكان و نوجوانان را دچار برخى از انحرافات اجتماعى نمايد. بسيارى از افراد متخصص در رشته هاى پزشكى و فنى هستند كه در رشته تخصصى خودشان سرآمد هستند ولى مسايل تربيتى و همسردارى را نمى دانند و به همين دليل از نظر روابط درونى خانوادگى و روابط عاطفى اعضاى خانواده، داراى زندگى در هم ريخته اى هستند. روش هاى تربيتى، فرزندان و مسايل مربوط به همسردارى مانند مسايل مذهبى، از جمله آگاهى هاى عمومى افراد، در جامعه است كه هر كس بايد حداقل مسايل مورد نياز خود و خانواده اش را بداند و به كار گيرد و اين وراى دانش و مهارت هاى تخصصى است كه مربوط به شغل افراد است ولى گاه افراد متخصص چنان در گستره شناختى مربوط به شغل خودشان محدود مى شوند كه تمام مباحث، ضرب المثل ها، استدلال ها و روابط خودشان را با استفاده از ويژگى هاى تخصصى و شغلى خودشان تنظيم مى كنند.
علت شناسى در رفتارهاى غيرطبيعى عاطفى
اگر بخواهيم يك علت عام را براى بيشتر رفتارهاى غيرطبيعى عاطفى به ويژه در دوران نوجوانى و جوانى ارايه كنيم، مى توانيم به وجود احساس ناامنى در دوران كودكى فرد اشاره كنيم.
كودك به خصوص در دو سال نخست زندگى، اگر نزد مادرش زندگى كرده باشد براى بسيارى از اين گونه اختلالات واكسينه شده است.
وقتى كودك در دوران خردسالى خود دچار محروميت از وجود مادر مى شود، اعم از مرگ مادر، طلاق و جدايى از مادر، زندانى شدن طولانى مادر يا بسترى شدن طولانى مادر در بيمارستان و يا حتى گرفتارى ها و مسافرت هاى طولانى مدت مادر، كودك دچار احساس ناامنى و ترس از آينده مى شود و عوارض اين ترس به صورت رفتارهاى نابهنجار عاطفى تا آخر عمر اگر معالجه نشود همراه او خواهد بود.
بسيارى از كودكان محروم از مادر، يا افسرده مى شوند يا پرخاشگر، در دوست داشتن پايدارى چندانى ندارند و تصميمات آنها براى آينده از ثبات مناسبى برخوردار نيست. تلخى مربوط به ناكامى ها، ترس از آينده و  محروميت از محبت مادر به صورتى كه در كودكى تجربه شده، در سنين بالاتر به ياد نوجوان نمى آيد ولى هميشه به صورت آتش زير خاكستر با وزش هر بادى كه در تجربيات بعدى زندگى بوزد، شعله هاى مخفى خود را نشان مى دهد و بدون اين كه نوجوان بداند از چه چيزى رنج مى برد خودش را اسير پرخاشگرى يا افسردگى مى يابد و در بزرگسالى به هر تجربه اى كه روى اين آتش درونى را به طور موقت آب تسكين بريزد متكى مى شود، نمونه مثبت آن ازدواج موفق يا پيشرفت در يك رشته هنرى است و نمونه منفى آن مى تواند اعتياد به مواد مخدر باشد.
 روش هاى پيشگيرى از فقر عاطفى در كودكان و نوجوانان
به نظر مى رسد خانواده بايد بتواند در بين اعضاى خود و به ويژه در فرزندان خود تا حد ممكن همدلى را افزايش دهد همدلى به معناى همدركى يا درك يكديگر نه فقط احساس يكديگر، اين كه چگونه هر كسى خود را جاى ديگر اعضاى خانواده قرار دهد و به طور كلى هر كسى دنيا را از دريچه چشم ديگر اعضاى خانواده ببيند. اين ويژگى در ايجاد فضاى سالم براى كاهش تنش هاى درون خانواده و ايجاد امنيت و رشد روابط، بسيار موثر است، آنچه موجب كاهش همدلى در خانواده مى شود مى تواند نارسايى در عملكرد برخى باورهاى اجتماعى باشد.
براى رسيدن به اين مهم، لازم است در خانواده، چند باور اجتماعى توسعه يابد. برخى از اين باورها را در اين بحث مطرح مى كنيم:
۱- برخى از خانواده ها روش فكر كردن را به طور صحيح نمى دانند. بايد به آنها آموخت كه چگونه در مورد مشكلات خودشان فكر مى كنند. فكر كردن در مورد مسايل خود و خانواده يكى از باورهاى اجتماعى لازم براى خانواده است.
۲- بسيارى از خانواده ها، نسبت به تفاوت هاى فردى موجود بين اعضاى خانواده به ويژه فرزندانشان بى اطلاع هستند.
خانواده بايد بپذيرد كه افراد با يكديگر متفاوت هستند و به اين تفاوت ها بايد توجه داشته باشد، حداقل از سه جهت تفاوت ها را بررسى كنند:
الف ـ تفاوت هاى فردى از نظر ميزان ظرفيت افراد
ب ـ تفاوت هاى فردى از نظر نوع انگيزه هاى افراد
ج ـ تفاوت هاى فردى از نظر موقعيت افراد مثل سن و جنس موقعيت روانى و اجتماعى
۳- در برخى از خانواده ها رابطه اى پويا و چند جانبه بين اعضاى خانواده، وجود ندارد، عدم وجود اين رابطه مى تواند موجبات آسيب هاى اجتماعى را فراهم كند و لازم است اين گونه خانواده ها در پويا كردن روابط بين اعضاى خودشان تلاش كنند.
۴- برخى خانواده ها از مشاركت فعالانه اعضاى خود در امور خود و خانواده محروم هستند. مشاركت هر كسى در كارهاى خود و تمام اعضاى خانواده در كارهاى عمومى خانواده، از ضروريات خانواده سالم است. هر قدر ميزان مشاركت اعضا در امور خانواده بيشتر باشد، خانواده در پيشگيرى از آسيب هاى اجتماعى موفق موثر خواهد بود. در نهايت اين كه مشاركت و مسووليت پذيرى از باورهاى اجتماعى ضرورى براى خانواده است كه مى تواند در كاهش فقر عاطفى فرزندان خانواده بسيار مفيد باشد. مسووليت پذيرى فردى و اجتماعى افراد خانواده بايد بر مبناى معيارها و ملاك هايى باشد كه در ارزيابى تفاوت هاى فردى مطرح شد، يعنى ميزان ظرفيت ها، نوع انگيزه ها و وضعيت و موقعيت هاى فرد در دادن مسووليت ها، مورد توجه مى باشد.
۵- صداقت و رازدارى نيز از باورهاى مهم اجتماعى مورد نياز خانواده است. هر قدر صداقت و رازدارى در خانواده بيشتر باشد، استحكام خانواده در مقابل آسيب هاى اجتماعى، بيشتر است و فقر عاطفى در كودكان و نوجوانان، كمتر.
۶- ثبات بين رفتار و باورهاى خانواده.
۷- عدم پيشداورى در خانواده: بايد بياموزيم كه در مورد كودك و ساير اعضاى خود پيشداورى نكنيم.
۸- احترام به احساسات فرزندان و ساير اعضاى خانواده.
۹- كنترل احساسات خويش : والدين بايد قادر باشند احساسات خود را كنترل كنند. بسيار مشاهده مى شود، كه كودكانى انحرافاتشان نتايج مشاهدات آنها از رفتار و احساسات كنترل نشده والدين آنهاست.
زندگى بهتر حتى با بيمارى
اهميت تغذيه در بيماران MS
امروزه شواهد علمى بسيارى وجود دارد كه اهميت و نقش تغذيه را در حفظ سلامت بيماران ثابت كرده.متخصصان تغذيه معتقدند بهتر است تمام افراد مبتلا به MS بعد از آگاهى از برنامه تغذيه صحيح به تدريج و در چند مرحله از برنامه غذايى مناسب بهره ببرند. لذت بردن از غذا يك اصل مهم در تغذيه است و محروميت مطلق از مواد غذايى مورد علاقه وجود ندارد و به همين علت اگر خوراكى هايى خارج از چهارچوب برنامه توصيه شده هستند مى توانند به مقدار كم و در دفعات كمتر استفاده شوند.
مصرف چربى ها: به خاطر تشكيل تركيبات سمى و مضر براى بافت دستگاه عصبى مركزى و اثر مصرف چربى هاى ضرورى كه نقش مهمى در ترميم و نگهدارى سلول هاى عصبى دارند از اهميت خاصى برخوردار است، خصوصا با توجه به عملكرد آن در بروز بيمارى هاى قلبى و عروقى و افزايش وزن، مقدار چربى دريافتى و نوع آن بايد مشخص شود.
پرهيز از:
۱- پختن و مصرف غذاهاى چرب خصوصا گوشت هاى چرب و تمام چربى هاى با منشا حيوانى
۲-فرآورده هاى لبنى پرچرب
۳- سس هاى مايونز و تمامى سس هاى داراى چربى زياد
۴- غذاهاى بسيار شيرين، كيك، بيسكويت شيرين، آبنبات
۵- غذاهاى حساسيت زا مثل تخم مرغ، شير، سيب زمينى، گوجه فرنگى، بادمجان، مخمرها، نان گندم و شكر، برخى از ميوه ها( بسته به واكنش بيمار)، مواد غذايى با رنگ هاى افزودنى ( نوشابه ها) و يا مواد نگهدارنده ( كنسروها)، ادويه، تمام ميوه ها و سبزى هايى كه با افزايش دهنده هاى رشد تغذيه شده اند. ( سموم باقيمانده روى آنها شسته نشده اند، مى تواند سمى و حساسيت زا باشد)
بيماران خود بايد با دقت به برنامه غذايى روزانه، غذاهاى حساسيت زا را شناخته و آنها را حذف كنند
۶- مصرف كولا و چاى
توصيه هاى غذايى
مصرف: ۱- چربى هاى محدود و انتخاب شده مانند امگا ۳
۲- ميوه ها و سبزى هاى تازه و تميز ( سبزى هاى داراى برگ سبز پررنگ)
۳- جوانه دانه ها كه بايد موقع شروع به جوانه زدن ميل شوند
مايعات: آب تازه و تصفيه شده ۲ ليتر( ۸ ليوان) در روز، ساير چاى هاى گياهى و آبميوه رقيق شده
اثر و خواص برنامه  غذايى مناسب
مواد غذايى علاوه بر رساندن انرژى اوليه به بدن موجب حفظ عملكرد مناسب و تقويت دستگاه هاى مختلف ( دستگاه ايمنى، قلب، عروق، اعصاب و …) مى شوند كه نتيجه آن احساس خوب بودن و قرار گرفتن در وضعيت روحى و جسمى مطلوب است كه در بيمارى هاى مزمن اهميت مضاعفى پيدا كنند.
كم يا زياد، فرق نمى كند چه چيزى مى خوريد
بدترين روش ها ومكان ها براى غذاخوردن

فاطمه كى شمس

فقط آنچه مى خوريد اهميت ندارد بلكه چگونه غذاخوردن ونيز مكان صرف غذا نقش مهمى در بهبود گوارش دارد. ميزكار ، خودرو، كاناپه و حتى تختخواب ، تنها چند نمونه از مكان هايى هستند كه هنگام پر بودن برنامه كار و زندگى يا صرفا از روى عادت و تنبلى براى غذا خوردن مورد استفاده قرارمى گيرند. ترجيه دادن هر يك از اين مكان ها به سفره و يا ميز غذاخورى ممكن است در رژيم غذايى شما تاثير منفى بگذارد.
صرف غذادر آشپزخانه: با وجود اين كه آشپزخانه بهترين مكان براى ذخيره و تدارك غذا است اما براى غذاخوردن مكانى فريبنده است. خوردن مواد غذايى در حالى كه جلوى يخچال ويا كنار اجاق گاز ايستاده ايم بدون توجه وبرنامه ريزى ، مقدار زيادى كالرى و چربى و قند به بدنمان مى رساند. مادرانى هستندكه هنگام دورريختن باقيمانده غذا، به خاطر صرفه جويى با اين تصور كه «حيف است» بسيارى از اين مواد غذايى در ظروف فرزندان خود را مى خورند.
خوردن غذا در محل كار: خوراكى هاى موجود در محل كار اغلب از نوع پر كالرى وشيرين هستند، يا مقدارى بيسكويت اند و يا شيرينى كه معمولا با چاى سرو مى شود. يك مشت بادام زمينى ۱۱۷ كالرى دارد كه براى سوزاندن آن به ۱۳ تا ۱۵ دقيقه دويدن برروى وسيله ورزشى «تردميل» نياز است. وانگهى هرچه محل نشستن ما به خوراكى نزديكتر باشد مقداركالرى بيشترى هم دريافت خواهيم كرد زيرا بدون اندكى انديشيدن وزحمت از جا بر خاسته و يك شكلات برمى داريم ونوش جان مى كنيم.
با شتاب غذا خوردن: زمانى كه سريع غذا مى خوريم فرمان سير شدن مدتى پس از انباشته شدن معده از غذا به مغز مى رسد واين سبب پرخورى مى شود. كم جويدن غذا: كارشناسان تغذيه همواره برخوب جويدن غذا تاكيد كرده اند. اين كار چند مزيت عمده دارد: به هضم راحت تر غذا كمك مى كند، از ايجاد گاز معده، نفخ شكم وسوزش معده جلوگيرى مى كند. علاوه برآن خوردن آهسته وآگاهانه غذاسبب مى شوداز طعم غذالذت بيشترى ببريم. اما زمان جويدن چه قدر است؟بسته به اين كه غذا تا چه حد نرم يا سخت باشد ، بايد حدود ۲۴ مرتبه جويده شود.
در سالن هاى غذاخورى ويافست فودها: خوردن غذادر رستوران ها و فست فودها كيف پولتان را لاغر ودور كمرتان را چاق مى كند. رابطه چاقى وخوردن غذا در رستوران ها تقريبا به اثبات رسيده است. زنانى كه در هفته بين ۶ تا ۱۲ مرتبه در رستوران غذا مى خورند هرروز به طور متوسط ۲۹ كالرى اضافى دريافت مى كنند.
در برابر صفحه نمايش: اين صفحه چه مانيتور رايانه باشد وچه تلويزيون، خوردن غذا يا خوراكى هاى تفريحى در مقابل آن كاردرستى نيست چراكه بدون فكر انجام مى شود. گاه روش اصلى كنترل غذا خوردن، دور بودن از عواملى است كه حواس را از خوردن پرت مى كند. شما خواه در مقابل تلويزيون يا پشت تلفن وخواه در حال مطالعه و يا سرميز كار ، همه به يك نتيجه منتهى خواهندشد: شما روى فعاليتى غير از خوردن متمركز شده ايد و طعم وبافت غذا را حس نمى كنيد.
سفره افطارى
حليم وشله زرد

فريده آقازاده طارانى

گرچه طى سال حليم وشله زرد مى خوريم اما اين غذا به نوعى خاص پيوندهاى مناسبتى هم دارند در ايام ويژه همچون تاسوعا و عاشورا وعزادارى هاى مذهبى و نذرهاى خاص خانوادگى و... در ماه مبارك رمضان خوردن حليم كم روغن نخستين سفارش غذايى محققان تغذيه به هنگام افطاراست.
حليم
موادلازم: گوشت سردست گوسفند: ۵۰۰ گرم ، گندم پوست گرفته: ۵۰۰ گرم ، پياز: يك عدد متوسط ، نمك و فلفل .
شيوه پخت: گندم رادرآب مى خيسانيم. گوشت را به همراه پياز با حرارت كم خوب مى پزيم.
سپس گندم را با كمى نمك پخت مى دهيم و به همراه گوشت پخته شده وكمى فلفل مى كوبيم و روى حرارت كم مى گذاريم تا اندازه اى كه كش بيايد. روى حليم را پس از كشيدن آن در كاسه اى از جنس چينى ، با دارچين و شكر و خلال پسته تزيين مى كنيم.
شله زرد
موادلازم: برنج: يك كيلو ، شكر: يك كيلو، روغن: ۱۵۰گرم ، خلال بادام: ۱۵۰گرم، خلال پسته: ۵۰گرم ، زعفران حل شده درآب: ۳ قاشق غذاخورى و گلاب: يك پيمانه، دارچين: مقداردلخواه
شيوه پخت: برنج را پيمانه كرده و۶ برابرآن آب مى افزاييم و مى گذاريم كاملا مغز پخت شود سپس شكر را اضافه كرده ومى گذاريم جابيفتد. كاربعدى شما ، افزودن آب زعفران وروغن وگلاب وبادام است تا دوباره جا بيفتد. اين غذاى نذرى را با دارچين وخلال پسته تزيين مى كنيم.
فصل پاييز از راه رسيد
تجويزهاى خانگى براى درمان سرماخوردگى
مهرى موسى وند

بيشتر مردم معمولا درمان هاى فورى و آنى را بيشتر مى پسندند و هميشه در پى شربت ها و قرص هاى جادويى اند. اكثر ما عادت داريم وقتى كه بيمار مى شويم حتما با دارو خوب شويم. چنانچه مى خواهيد از خود در برابر سرماخوردگى و يا آنفلوآنزا دفاع كنيد، لازم نيست راه دورى برويد و خودتان را اذيت كنيد، بهتر است نگاهى به درون يخچال منزل خود بيندازيد.
بسيارى از موادطبيعى و غذاها هستند كه مى توانند با هرگونه باكترى و ويروس مقابله كنند. همچنين سيستم ايمنى بدن، شما را قادر مى سازد تا هرگونه ميكروبى را از ميان بردارد.
فلفل قرمز و فلفل سبز: اگر احساس مى كنيد سرتان سنگين شده و حالت سرماخوردگى داريد، قرص خوردن را كنار بگذاريد و به جاى آن يك فلفل برداريد. فلفل خاصيت خلط آور و آرام بخش دارد. تا به حال توجه كرده ايد هنگامى كه آن را مصرف مى كنيد چگونه آب از بينى، چشم ها و دهانتان جارى مى شود؟ همين اتفاق در سر نيز رخ مى دهد. ماده موثر فلفل سبب مى شود بدن تماما مخاط هايى كه منجر به ايجاد حالت ناخوش شده است را آزاد كند. به همين دليل پس از مصرف فلفل احساس آرامش خواهيد كرد. محققان تغذيه مى گويند يك عدد فلفل قرمز به اندازه ۴ پرتقال سرشار از ويتامين C است.
سوپ مرغ: اين نصيحت مادربزرگ بود كه مى گفت سوپ جوجه در درمان سرماخوردگى معجزه مى كند. البته آنها اين عبارت را بدون هيچ گونه تحقيق آزمايشگاهى و فقط از روى تجربه مى گفتند. پزشكان دانشگاه بنراسكا ثابت كرده اند كه سوپ مرغ به راحتى توانايى درمان سرماخوردگى را دارد. بى ترديد آنها هم در سوپ خود از دستور غذايى قديمى مادربزرگ استفاده كرده اند: پياز، سيب زمينى، هويج، شلغم، كرفس و جعفرى و عصاره مرغ معجزه مى كند. انواع مختلف سوپ هاى جوجه، ترشح مخاط ها را كمتر كرده و به شما كمك مى كند كه در حين بيمارى راحت تر نفس بكشيد.
حال چنان چه مادر بزرگتان كنارتان نيست تا يك سوپ خانگى برايتان درست كند، مى توانيد از انواع آماده آن استفاده كنيد.
آب پرتقال: يادتان مى آيد زمان كودكى هنگامى كه سرما مى خورديد، چگونه مادرتان آب پرتقال را به زور به دستتان مى داد؟ مانند همه كارهايى كه مادر انجام مى داد به خوبى مى دانست كه دارد چه كار مى كند. آب پرتقال يكى از بهترين درمان هاى شناخته شده براى سرماخوردگى است. به خاطر داشته باشيد هرچه آب پرتقال تازه تر باشد تاثير آن هم بيشتر است.
چاى زنجبيل: اگر شما را در حال عطسه كردن در چين ببينند، مطمئن باشيد كه چيزى به جز جاى زنجبيل به شما معرفى نمى كنند. گياه شناسان باستانى اين دارو را از مدت ها قبل براى بيمارى هاى مختلف تجويز مى كردند. چاى زنجبيل براى سرماخوردگى، سردرد، حالت تهوع و حتى بهبود گردش خون نيز موثر است.
سير: مصريان باستان آنقدر به سير علاقه داشتند كه در معاملات پاياپاى خود از آن به عنوان نوعى پول استفاده مى كردند. شايد اكنون نتوانيم در زمينه هاى مشابه استفاده كنيم، اما يك بشقاب غذاى مملو از سير به راحتى قادر است ويروس سرماخوردگى را از وجودتان بيرون بكشد. چگونه مى توان فهميد كه به اندازه كافى سير خورده ايم؟ روزانه يك حبه سير را به طور خام و يا پخته در غذاها ميل كنيد. حتما مى دانيد كه سير در صورت پختن بسيارى از خواص خود را از دست مى دهد. به همين دليل اين بار كه خواستيد در سس ماكارونى خود از سير استفاده كنيد به جاى يك حبه از چند حبه استفاده كنيد در اين صورت ويروس هاى سرماخوردگى را كاملا نااميد كرده ايد.


|   شناسنامه   |   آرشيو   |