|
در محور دامغان-سمنان
اتوبوس هاى فرسوده و از رده خارج دانشگاه ها بحث جديدى نيست و مسوولان دانشگاه ها بارها بر لزوم تخصيص اعتبار ويژه براى رفع اين مشكل تاكيد كرده اند
|
|
|
|
حكم قصاص نقض شد
|
|
|
|
دو برادر هم چنان متهم به قتل هستند
|
|
|
|
صبح غم انگيز، مرگ را به ارمغان آورد
|
|
|
|
|
در محور دامغان-سمنان
۹ دانشجو در سانحه رانندگى جان باختند
اتوبوس هاى فرسوده و از رده خارج دانشگاه ها بحث جديدى نيست و مسوولان دانشگاه ها بارها بر لزوم تخصيص اعتبار ويژه براى رفع اين مشكل تاكيد كرده اند
|
|
|
كمتر از هشت ماه از سانحه تصادف اتوبوس دانشجويان دانشگاه پيام نور سارى در جاده كياسر و كشته شدن ۵ نفر از دانشجويان نمى گذرد كه جامعه آموزش عالى كشور جمعه شب باز شاهد در گذشت تنى چند از دانشجويان در يك سانحه رانندگى شد. دانشجويان دانشگاه علوم پايه دامغان مانند دانشجويان پيام نور سارى هنگام بازگشت از اردويى دانشجويى دچار سانحه شدند. اين حادثه كه در مسير سمنان - دامغان رخ داد منجر به مرگ ۹ دانشجو و مجروح شدن ۴۴ دانشجوى ديگر شد. دكتر على حقيقى سرپرست دانشگاه علوم پايه دامغان با اظهار تاسف از وقوع اين سانحه و درگذشت ۹ نفر از دانشجويان دانشگاه گفت: جمعه شب حوالى ساعت ۲۲ و ۳۰ دقيقه دو اتوبوس با حدود ۸۰ دانشجوى مقطع كارشناسى دانشگاه دامغان هنگام برگشت از اردوى زيارتى قم در فاصله ۲۵ كيلومترى دامغان دچار سانحه شده و طى آن ۹ نفر كشته و ۴۴نفر مجروح شدند. وى ادامه داد: از ۴۴ دانشجوى مجروح شده يك نفر به تهران و ۳ نفر به سمنان اعزام شده و مابقى نيز در دامغان بسترى شدند كه از ميان آنها تنها حال دو دانشجو وخيم بود كه اميدواريم به زودى وضعيت جسمى آنها بهبود يابد. بنابراين گزارش وضعيت عمومى چهار نفر از مجروحان اين حادثه(راننده، كمك راننده و دو دانشجو) وخيم است. دكتر حقيقى با اشاره به اينكه اتوبوس حامل دانشجويان متعلق به شركت تعاونى بود و اتوبوس دانشگاه نبود تاكيد كرد تمامى دانشجويان بيمه حوادث بودند. ستاد هدايت بحران وزارت بهداشت نيز در اعلام مهمترين حوادث رانندگى ۲۴ ساعت گذشته خبر داد: ساعت ۲۳:۱۸ جمعه شب سى ام آذر ماه در پى برخورد دو دستگاه اتوبوس حامل مسافر در محور سمنان - دامغان ۹ نفر فوت كردند. در پى اعلام اين حادثه به مركز فوريتهاى اورژانس ۱۱۵ سه آمبولانس اورژانس و دو آمبولانس هلال احمر عازم محل حادثه شدند و در بررسى اوليه مشخص شد: سه نفر از سرنشينان پيش از رسيدن امدادگران جان باخته بودند. در همين حال رييس مركز فرماندهى و كنترل ترافيك پليس راه ناجا نيز علت وقوع اين حادثه را بى توجهى به جلو از سوى يكى از رانندگان اتوبوس اعلام كرد. رييس مراكز اطلاع رسانى فرماندهى انتظامى استان سمنان علت وقوع اين حادثه را عدم توجه اتوبوس ولوو به جلو و رعايت نكردن فاصله طولى عنوان كرد. به گفته سرهنگ حجت الله واعظى نژاد متاسفانه شمار كشته هاى اين حادثه از صبح امروز تغيير كرده و افزايش مى يابد. اين اردوى دانشجويى در حالى برگزار شد كه دانشگاه علوم پايه دامغان نيز همانند بسيارى از دانشگاهها با مشكل كمبود اتوبوس و فرسودگى سيستم حمل و نقل براى برگزارى اردوى دانشجويى مجبور به اجاره اتوبوس از شركتهاى تعاونى درون شهرى شده بود. اتوبوسهاى از رده خارج و فرسوده بحث جديدى نيست و مسوولان دانشگاهها بارها بر لزوم تخصيص اعتبار ويژه براى رفع اين مشكل تاكيد كرده اند، اما كشته شدن ۱۲ دانشجو طى ۸ ماه اخير در قالب تصادفات اردوى دانشجويى و وقوع برخى تصادفات كوچك در دانشگاهها به دليل فرسودگى ناوگان ضرورت توجه ويژه وزارت علوم به اين مساله را دو چندان مى كند تا شايد با تجهيز ناوگان ترابرى دانشگاهى شاهد وقوع اين دست حوادث نباشيم. نكته ديگر: اردوهاى دانشجويى درون شهرى و برون شهرى دانشگاهها در حالى برگزار مى شود كه آيين نامه جديد اردوهاى دانشجويى در شوراى عالى انقلاب فرهنگى در انتظار تصويب است. در آيين نامه جديد اردوهاى دانشجويى مواردى از جمله ضرورت استفاده از وسايل نقليه مطمئن و سالم براى اردوهاى دانشجويى و بيمه كردن تمامى دانشجويان پيش بينى شده است. وزيرعلوم نيز در پيامى درگذشت ۹دانشجوى دانشگاه علوم پايه دامغان در سانحه رانندگى را تسليت گفت و معاون دانشجويى نيز براى پيگيرى مسايل از نزديك به دامغان رفت.
|
|
|
|
|
حكم قصاص نقض شد
مرگ همسر قاضى همچنان در ابهام
با نقض حكم قصاص يك قاضى كه به خاطر سوءظن مرتكب قتل همسرش شده بود قضات شعبه ۳۱ ديوان عالى كشور با لوث تشخيص دادن موضوع قتل خواستار رسيدگى دوباره به اين پرونده شدند. بيست و سوم شهريور ماه سال گذشته، «مير احمد» ۳۵ ساله قاضى دادگسترى شهر سلماس كه در خوى زندگى مى كرد در تماس تلفنى با فوريت هاى پليس ۱۱۰ به آنها خبر داد همسر ۱۷ ساله اش به نام «مريم» بر اثر شليك گلوله به سرش به شدت زخمى شده و او اكنون در حال بردن وى به بيمارستان است. با سپرى شدن چند ساعت بحرانى در بيمارستان، كوشش پزشكان بى نتيجه ماند و «مريم» در پى شدت صدمات وارده جان سپرد. با مرگ عروس جوان و شكايت خانواده اش مبنى بر اينكه دختر خانواده در توطئه شوم خانوادگى از سوى شوهرش با شليك گلوله به قتل رسيده است، بازپرس دادسراى جنايى خوى و كارآگاهان جنايى پليس آگاهى در محل حاضر شده و تحقيقات خود را در اين باره آغاز كردند. در حالى كه در تحقيقات اوليه «ميراحمد» مدعى بود همسرش «مريم» با اسلحه كلت كمرى كه براى محافظت خود در خانه اش نگهدارى مى كرده دست به خودكشى زده است، اما در تحقيقات از همسايگان و خانواده همسر قبلى او مشخص شد اين قاضى دادگسترى به شدت دچار سوء ظن شديد به همسرش بوده، به طورى كه همسر اول او نيز به خاطر اين فشارها از او جدا شده است. همچنين در حالى كه «مير احمد» مدعى بود تمام قسمت هاى خانه اش را با دوربين هاى مدار بسته كنترل مى كند، كارآگاهان و بازپرس پرونده پس از بررسى فيلم هاى ضبط شده پى بردند قسمت هايى از اين فيلم ها كه احتمالا مربوط به درگيرى اين قاضى با همسرش بوده به طرز اسرارآميزى ناپديد شده است.همچنين شكسته شدن ميز آرايش مريم نشان از درگيرى شديد بين آنها مى داد. در حالى كه «ميراحمد» بارها ادعا كرده بود كه همسرش دست به خودكشى زده است اما شليك سه گلوله پى در پى از فاصله ۳۰ تا ۷۰ سانتيمترى و همچنين آثار باروت در لوله اسلحه ثابت مى كند كه قتل انجام گرفته و ادعاى خودكشى منتفى است. متخصصان پزشكى قانونى نيز در نظريه خود با توجه به اينكه گلوله ها از فاصله ۵/۱ تا ۵/۲ مترى به مقتول اصابت كرده است قتل را تاييد و خودكشى را رد كردند. با تكميل تحقيقات اين قاضى دادگسترى به دستور بازپرس دادسراى كاركنان دولت از كار معلق و پرونده او براى رسيدگى به دادگاه كيفرى استان تهران فرستاده شد. با محاكمه اين قاضى در شعبه ۷۱ دادگاه كيفرى استان تهران و با توجه به اينكه او بارها مدعى شد در قتل همسرش دخالت نداشته و او خودكشى كرده است، قضات شعبه ۷۱ دادگاه كيفرى استان تهران عزيز محمدى، رحيمى، سالارى، باقرى و عبداللهى پس از شور با يكديگر در حاليكه تنها سه نفر از آنان قتل را عمدى تشخيص داده بود متهم را به قصاص محكوم كردند. با اعتراض متهم به راى صادره و فرستاده شدن پرونده به ديوان عالى كشور قضات شعبه ۳۱ ديوان عالى كشور پس از بررسى پرونده ضمن رد حكم قصاص و با اشاره به اينكه در صدور حكم تقاضاى ديه اعلام نشده است وضعيت پرونده را لوث تشخيص داده و خواستار رسيدگى دوباره به اين پرونده شدند. بر پايه اين گزارش به زودى رسيدگى به اين پرونده در دستور كار قضات شعبه ۷۴ دادگاه كيفرى استان تهران قرار خواهد گرفت.
|
|
|
|
|
دو برادر هم چنان متهم به قتل هستند
تجديد جلسه تا باز شدن گره كور چاقو و شمشير گمشده
ادعاى متهم به قتل در مقصر دانستن برادرش سبب آن شد تا قضات دادگاه كيفرى استان تهران پس از ۲ ساعت محاكمه، حكم به تجديد جلسه دهند و ادامه آن را موكول به شناخته شدن متهم اصلى كردند. هفدهم آبان ماه سال ۸۵ به ماموران انتظامى خبر داده شد جوان ۲۵ ساله اى به نام «مجتبى» در پى اصابت يك ضربه چاقو به سينه اش در نزديكى يكى از باغ هاى اين منطقه (حوالى چهار دانگه اسلامشهر) جان باخته است. دقايقى بعد ماموران به همراه بازپرس ويژه قتل در محل حاضر شدند و پس از تحقيقات اوليه و انتقال جسد به پزشكى قانونى آنها در تحقيقات مقدماتى از شاهدان پى بردند دقايقى قبل مجتبى - مقتول- كه صافكار بوده است با دو برادر به اسامى مهدى و محسن كه آنها نيز صافكار بوده اند بر سر برخى مسائل مالى درگير شده و با ضربات چاقو و كابل از سوى آنها به قتل رسيده است. با مشخص شدن اين موضوع به دستور بازپرس پرونده اكيپى از كارآگاهان ماموريت يافتند اين دو برادر را براى تحقيقات درباره قتل «مجتبى» بازداشت كنند. اما هنگامى كه ماموران به محل سكونت آنها رفتند پى بردند متهمان پس از آگاهى از وقوع اين قتل از محل گريخته اند. كارآگاهان با رديابى متهمان پس از گذشت يك ماه موفق شدند آنها را در مخفيگاهشان در نوشهر شناسايى و بازداشت كنند. در بازجويى هاى اوليه در حالى كه «محسن» و «مهدى» هر دو مدعى بودند كه مجتبى را با كمك يكديگر به قتل رسانده اند اما با توجه به گفته شاهدان عينى مبنى بر اين كه چاقو در دست «مهدى » وكابل در دست «محسن» بوده است و همچنين اعلام نظر پزشكى قانونى در خصوص علت مرگ در پى اصابت جسم برنده و نوك تيز به قلب مقتول و پارگى آن كارآگاهان با انتقال متهمان به پليس آگاهى كرج تحقيقات ويژه خود را از متهمان آغاز كردند. سرانجام با اعتراف «محسن» به ارتكاب قتل مجتبى وى در بازجويى ها گفت: از آنجا كه من و برادرم مهدى و مجتبى - مقتول - هر دو صافكار بوديم و براى يكديگر مشترى پيدا مى كرديم چند روز قبل ازروز قتل يك مشترى به مغازه مجتبى فرستاديم اما چون مرد مشترى طلب ۲۵ هزار تومانى او را نپرداخته بود او ما را مقصر مى دانست تا اينكه با وجود پرداخت طلب ۲۵ هزار تومانى اش روز حادثه او به مغازه ما آمد و پس از فحاشى مرا به تشويق به درگيرى با خود كرد و از آنجايى كه همسرم در مغازه بود و نمى خواستم شاهد درگيرى ما باشد بنابراين او را به خانه رساندم و با موتور هونداى سبز رنگم به همراه مجتبى كه سوار بر يك پژو بود به يك زمين فوتبال رفتيم اما بعد بر سر محل درگيرى توافق كرديم و قرار شد به باغى برويم كه در آن نزديكى ها بود. در همان لحظه برادرم «مهدى» با يك پژوى آردى ما را تعقيب مى كرد و در جريان تعقيب و گريز نيز سپر جلوى خودرواش را به سپر عقب مجتبى زد كه اين موضوع باعث شد او با برداشتن شمشير به جان برادرم بيفتد و حتى مرا هم زخمى كرد. خون جلوى چشمانش را گرفته بود و چند لحظه بعد با كابل برق باترى او را زدم و زمانى كه نقش بر زمين شد با گرفتن چاقوى برادرم يك ضربه ناغافل به سينه اش زدم و بعد ازمحل رفتيم. يك ساعت بعد به ما خبر دادند كه «مجتبى» به قتل رسيده است. با اعترافات متهمان و تكميل تحقيقات در حالى كه نه چاقو پيدا شد و نه شمشير، پرونده با صدور قرار مجرميت و كيفرخواست براى رسيدگى به دادگاه كيفرى استان تهران فرستاده شد. روز گذشته رسيدگى به اين پرونده در شعبه ۷۱ دادگاه كيفرى استان تهران به رياست قاضى نورا... عزيز محمدى و با حضور چهار مستشار دادگاه رحيمى، شكربيگى ، ملكى و مرادى و همچنين آرش سيفى نماينده دادستان برگزار شد. در آغاز جلسه نماينده دادستان با تشريح چگونگى وقوع اين حادثه به دفاع از كيفرخواست صادره پرداخت و با توجه به شهادت شاهدان و اعترافات متهم و نتيجه پزشكى قانونى و گزارش پليس و بازپرس پرونده براى متهم درخواست مجازات قانونى كرد. سپس پدر و مادر مقتول در حالى كه به شدت اشك از چشمانشان جارى بود با لحنى اندوهناك براى متهم به قتل فرزندشان تقاضاى صدور حكم قصاص كردند. پس از آن به دستور قاضى عزيزى محمدى «محسن» متهم به قتل در جايگاه قرار گرفت و پس از شنيدن اظهارات رييس دادگاه درباره اتهامش داير بر ارتكاب قتل عمدى گفت: من اتهام وارده را نمى پذيرم و قتل مجتبى توسط برادرم «مهدى» كه چاقو در دست داشت انجام شد. وى در ادامه گفت: اين مجتبى بود كه مرتب من و برادرم را با وجود ميل باطنى ام براى پرهيز از درگيرى به انتقام گرفتن از هم تشويق مى كرد و بالاخره هم سر از آن باغ لعنتى درآورديم و به ناچار دعوا كرديم، اما مقتول با شمشير كه در زير صندلى خودرو اش پنهان كرده بود اول برادرم و بعد مرا زخمى كرد. آن روز برادرم مهدى يك چاقوى نوك باريك كه به شكل درفشى بود و مخصوص صافكارى در دست داشت و من هم كابل برق باترى را براى دفاع از خود برداشتم و با وارد كردن دو ضربه كابل به او وى روى زمين افتاد و برادرم با چاقوى درفش مانند چند ضربه به او زد كه يكى از آنها به قلب مجتبى خورد و باعث مرگش شد. قاضى :تو در تمام مراحل اعترافات خود در پليس آگاهى بازپرسى پرونده مدعى شدى كه قتل توسط تو انجام شده اما اكنون برادرت را مقصر مى دانى؟ متهم: چون برادر بزرگتر بودم و از طرفى طاقت شكنجه برادرم را نداشتم بنابراين قتل را به گردن گرفتم. قاضى: تو و برادرت ادعا كرديد مقتول شما را با شمشير زخمى كرده اما بعد گفتى كه شمشير او را به خانه برديد كه اين موضوع منطقى نيست و در ضمن چرا شمشير وچاقوى متعلق به مقتول و شما هرگز پيدا نشد؟ متهم: نمى دانم كه چاقو و شمشير چه شد اما ايمان دارم مقتول ما را با شمشير زخمى كرد! قاضى: پزشكى قانونى ضربات شمشير روى بدن تو و برادرت را ناشى از خودزنى اعلام كرده است در اين باره چه مى گوييد؟ متهم: آنها اشتباه مى كنند! قاضى: شاهدان همگى مدعى اند تو و برادرت مقتول را با ضربات چاقوى درفش مانند و كابل به قتل رسانديد، چه مى گوييد؟ متهم: همه آنها دروغ مى گويند! پس از آن قاضى محمدى از وكيل متهم خواست براى دفاع از موكلش به دفاع از او بپردازد. او با قرار گرفتن در جايگاه گفت: متاسفانه در پرونده نقايصى وجود دارند كه همگى شان از ضعف تحقيقات بازپرس پرونده است، مثلا همه شاهدان چاقو را در دست «مهدى» و كابل را در دست محسن ديده اند و همچنين اختلافات «مهدى» با مقتول بيانگر اين موضوع است كه محسن بى گناه است. پس از اظهارات وكيل متهم قاضى عزيز محمدى پس از ۱۵ دقيقه شور با چهار مستشار دادگاه به خاطر نقص در تحقيقات ادامه رسيدگى را پس از برطرف شدن نقايص پرونده موكول كرد.
|
|
|
|
|
صبح غم انگيز، مرگ را به ارمغان آورد
مسموميت شديد در پى نشت گاز مرگ نوجوان ۱۷ ساله را رقم زد!
نشت گاز coاز شوفاژ يك منزل مسكونى به مسموميت سه نفر و كشته شدن نوجوان خانواده اى منجر شد. اين حادثه دلخراش در پى دلهره و نگرانى يكى از همسايه ها از غيبت مشكوك اعضاى خانواده حادثه ديده ظهر روز جمعه به نيروهاى امداد آتش نشانى اطلاع داده شد. همسايه ها غيبت مشكوك را به آتش نشانى خبر دادند. صبح روز جمعه سى ام آذر ماه، زن همسايه يكى از آپارتمان هاى مسكونى در منطقه توحيد براى تبريك عيد، به در منزل واحد روبه رويى رفت، اما هر چه در زد، پاسخى نشنيد. اين در حالى بود كه خودرو همسايه روبه روى در ساختمان پارك شده بود و اين نشان مى داد كه اين خانواده در منزل هستند. اين سكوت مشكوك بود و زن همسايه به تلفن همراه خانواده مورد نظر تماس گرفت، اما باز هم نتيجه اى نگرفت، از اين رو زمانى كه به شدت از غيبت آنها نگران شده بود و احتمال وقوع حادثه اى را مى داد، ساعت دوازده و نيم با ستاد فرماندهى سازمان آتش نشانى تهران تماس گرفت و آنها را در جريان موضوع پيش آمده قرار داد. بدين ترتيب خودروهاى ايستگاه هاى ۴۰ و ۵۲ سازمان آتش نشانى آژيركشان به محل رفته و به سرعت اقدام به باز كردن در آپارتمان كردند. اين در حالى بود كه به محض باز شدن در، بوى نامطبوع گاز كه در تمام خانه منتشر شده بود، از وقوع حادثه اى مرگبار خبر مى داد، از اين رو امدادگران به سرعت به سمت اتاق هاى خواب رفته و اهالى منزل را در حالى روى تختخواب ها مشاهده كردند كه هيچ يك از افراد خانواده به حضور امدادگران واكنشى نشان نداد. بدين ترتيب بررسى هاى اوليه نشان داد كه اعضاى اين خانواده در پى نشت گاز بيهوش شده اند و از اين رو عمليات امدادرسانى براى نجات جان اين خانواده ۴ نفره با حضور نيروهاى اورژانس آغاز شد. ثانيه ها به كندى مى گذشت. پدر ۵۲ ساله، مادر ۳۸ ساله، دختر ۷ ساله و پسر ۱۷ ساله براى زنده ماندن دست و پا مى زدند. نخستين نجات يافته مادر ۳۸ ساله بود، نفر بعدى پدر خانواده و ديگرى دختر ۷ ساله بود، اما محسن ۱۷ ساله با وجود مساعى نيروهاى امدادى به دليل مسموميت شديد سرانجام تسليم مرگ شد. بر اساس اعلام كارشناسان ايمنى حاضر در محل به احتمال زياد، گازگرفتگى در نيمه هاى شب يا ساعات اوليه بامداد رخ داده است. فرمانده يكى از ايستگاه هاى آتش نشانى حاضر در محل نيز با بيان اين كه سيستم گرمايى اين منزل مسكونى شوفاژ گازى بود، گفت: كارشناسان آتش نشانى هم اكنون در حال بررسى علت نشت گاز در اين منزل مسكونى هستند.
|
|
|
|