|
|
|
|
|
|
|
نگاهى به رمان قطار ۵۷
|
|
|
|
|
|
گفت وگو با رضا رئيسى نويسنده رمان قطار ۵۷
«خبرنگار جنگى»، «كبوتر و قلب سنگى»، «همسفران» ، «اسير ۳۳۳»، «ستاره هاى بى نشان» و «قهرمان من» آثار شاخص رضا رييسى در دنياى داستانى اوست. رييسى در آثار خويش مى كوشد مخاطب اثر را با عناصر داستانى درگير نمايد تا از اين رهيافت خواننده عميق تر به روايتى كه صاحب اثر بيان مى كند نگاه كند. رمان «قطار ۵۷» توليد مركز آفرينش هاى ادبى حوزه هنرى با نگاهى نو و تجسمى تازه از روزهاى انقلاب براى نسل جوان به بازنگرى آدم هاى مختلف و نقش آن ها در انقلاب پرداخته است.
|
|
|
|
|
اتحاد عاقل به معقول، به قلم آيت الله حسن زاده آملى
بيست و پنجمين اثر، از سرى نگاشته هاى آيت الله حسن زاده آملى، كه توسط بوستان كتاب منتشر شده است، با عنوان اتحاد عاقل به معقول، به چاپ رسيد. اين كتاب كه مجموعه درس هاى آيت الله حسن زاده آملى است، جوانب گوناگون مساله اتحاد عاقل به معقول را در بيست و سه درس با حوصله و بردبارى، كاويده و همه اقوال و انظار مختلف را به دقت موشكافى كرده است. اتحاد عاقل به معقول يكى از مسائل ريشه دار و كهن فلسفى است كه حتى پيش از اسلام نيز حكيمان يونانى از آن سخن رانده اند. فيلسوفان بزرگ اسلامى چون ابن سينا، خواجه نصير الدين طوسى، شيخ اشراق، صدرالمتالهين، ملاهادى سبزوارى و نيز عارفانى چون محى الدين عربى، ملاى رومى هر يك به نوعى اين مساله را دنبال كرده اند. در مقدمه كتاب هدف از جمع آورى و نگارش كتاب اين چنين تبيين شده است: هدف از تدوين اين رساله، تحقيق در يكى از مهمترين مسائل علمى فن اعلى يعنى علم الهى و ما فوق الطبيعه مى باشد كه عبارت از اتحاد عاقل به معقول است، و نيل بدان، طريقه اى اقوم در وصول به معرفت نفس است كه اساس همه خيرات و سعادات و قلب قطب جميع مباحث حكميه و محور تمام مسائل عقليه و نقليه، و معرفت آن، اشرف معارف است. اين كتاب در بيست و سه درس تنظيم شده است. در درس اول اصل موضوع بحث و ريشه هاى تاريخى آن، از جوانب مختلف تبيين و تنقيح مى شود. از درس هاى دوم تا پنجم اقوال فلاسفه مختلف و نظريات متفاوت در زمينه اصل بحث بررسى و كاوش مى شود. از درس ششم تا پايان نيز، جنبه هاى مختلف موضوع از قبيل تجرد نفس ناطقه، سخن در اصالت وجود، حركت جوهريه، اقسام اتحاد، بيانات و استدلالات ديگر فلاسفه در اتحاد عاقل به معقول، تعريف لذت و الم، نتايج اصل حركت جوهريه در بحث اتحاد و در حدوث عالم به مبناى اتحاد عاقل به معقول و. . . مورد بررسى دقيق و موشكافانه قرار مى گيرند. گفتنى است، كتاب اتحاد عاقل به معقول، به قلم آيت الله حسن زاده آملى، توسط انتشارات بوستان كتاب، با شمارگان ۱۵۰۰ نسخه، در ۵۳۶ صفحه وزيرى، با جلد گالينگور و براى اولين بار در سال ۱۳۸۶ منتشر شد.
|
|
|
|
|
بهترين كتاب هاى سال به روايت تايم
مجله «تايم» فهرستى از بهترين آثار داستانى و غيرداستانى سال ۲۰۰۷ را اعلام كرد. اين هفته نامه فهرست ۱۰ كتاب برتر داستانى و غيرداستانى را در سال جارى ميلادى منتشر كرده است. بر اين اساس، در بخش داستانى، كتاب گزيده زندگى شگفت انگيز اسكار وائو نوشته «جونوت دياز» قرار دارد. رتبه دوم متعلق به سرانجام ما به پايان مى رسيم نوشته «جوشا فريس» است. كتاب پرفروش هزار خورشيد تابان نوشته «خالد حسينى» نيز در رتبه سوم ايستاده است. اسب هاى رمنده نوشته «پر پترسون» چهارم است و درخت دود نوشته «دنيس جانسون» مكان پنجم را در اختيار دارد. هرى پاتر و قديسان مرگ بار، آخرين قسمت از داستان هاى هرى پاتر، نوشته «جى. كى رولينگ» نيز در رتبه هشتم ايستاده است. خانه گردهمايى ها نوشته «مارتين آميس» و هيچ كس بيش از تو به اين جا تعلق ندارد نوشته«ميراندا جولى» ديگر كتاب هاى داستانى برتر سال ۲۰۰۷ از نگاه مجله «تايم» هستند. در بخش غيرداستانى، دنياى بدون ما نوشته «آلن ويسمن» در رتبه اول است و در رتبه دوم زندگى پيكاسو سال هاى پيروزى نوشته «جان ريچاردسون» قرار دارد. پس از كتاب راه طولانى پيموده شده نوشته «اسماعيل بائه» كه خاطرات يك سرباز است، كتاب افشاگر ميراث خاكستر نوشته «تيم ورنر» كه به تاريخچه سازمان جاسوسى آمريكا نگاهى دارد، در اين فهرست چهارم است. ايستاده متولدشده نوشته «استيو مارتين»، مابقى سر و صداست نوشته «آلكس روس» و كتاب ۹ نوشته «جفرى توبين» ديگر كتاب هاى برتر غيرداستانى از نگاه مجله تايم هستند.
|
|
|
|
|
نشر بقعه و مفاهيم اساسى در علوم اجتماعى
كتاب مفاهيم اساسى در علوم اجتماعى از سوى نشر بقعه منتشر و روانه بازار كتاب شد.به گزارش ايبنا اين كتاب در برگيرنده تمامى مفاهيم اساسى موجود در رشته هاى علوم اجتماعى است كه براى هر داوطلب ورود به اين رشته و هم چنين تمامى دانشجويان و مدرسان اين رشته ها مفيد خواهد بود. اين مفاهيم با نظارت علمى جمعى از استادان و صاحبنظران برجسته دانشگاه ها در رشته علوم اجتماعى جمع آورى، تاليف و ترجمه شده اند و تلاش فهيمه قبيتى و بهمن احمدى به عنوان مولفان اين كتاب بر اين بوده است كه به گونه اى آن را تدوين كنند تا يك دائره المعارف علوم اجتماعى و مرجع علمى قابل اعتماد، به محققان، داوطلبان و علاقه مندان ارائه شود. مفاهيم اين كتاب در پنج مبحث مفاهيم جامعه شناسى، جمعيت شناسى، مردم شناسى، مطالعات زنان و روش تحقيق بيان شده است. در مبحث اول با عنوان مفاهيم جامعه شناسى كه مبحث اصلى اين كتاب است، موضوعاتى نظير جامعه شناسى توسعه، ارتباطات، مطالعات زنان، خانواده، دين، انحرافات، صنعتى، سازمان ها، قشرها و نابرابرى ها، آموزش و پرورش، سياسى، شهرى و روستايى و كار و شغل تشريح شده است. چاپ اول كتاب مفاهيم اساسى در علوم اجتماعى، از سوى نشر بقعه در ۴۲۸ صفحه، شمارگان۱۱۰۰ نسخه و قيمت ۶۰۰۰۰ ريال منتشر شده است.
|
|
|
|
|
نگاهى به رمان قطار ۵۷
دارد اتفاقى مى افتد
حسين فصيحى منابع بسيارى براى آگاهى از حوادثى كه حركت هاى مردمى را به سوى رهايى از بند طاغوت سوق داد در دست است. آنچه در اين بين اما خوانده و شنيده مى شود بيشتر حوادث كلى را در بر مى گيرد. منابع شنيدارى و ديدارى نيز كه در اين بين وجود دارد همين خط سير را دنبال مى كند. اساس حركت در اين بين را اما جريانات فكرى بيش از هرچيز دنبال مى كردند كه رهيافت آن با جريانى كه منجر به پيروزى انقلاب گرديد را نبايد از نظر دور داشت. پرداخت به مسائل كلى در اين بين و بزرگ نمايى برخى از رويدادها رضايت نسل سوم را به دنبال ندارد. آگاهى ونگاه عميق به جريانات انقلاب حلقه مفقوده اى است كه همواره نسل جوان به دنبال آن است. پنج روز است رژيم شاه از هم پاشيده و انقلابيون كليه دفاتر و مخفيگاه هاى سران دولت را تصرف كرده اند. با آنكه درگيرى به پايان رسيده است، از گوشه و كنار شهر، همچنان صداى تيراندازى هاى پراكنده شنيده مى شود. اعضاى دولت موقت معرفى شده اند، اما حرف شان برو نيست. شهر در دست گروه ها و شبه نظاميانى اداره مى شود كه هر يك تابع مقام و مقررات خاصى هستند. . . انقلابيون ديگر جز پاييدن و گشت زنى كار ديگرى ندارند. از صبح كه راه مى افتند، به همه جا سر مى كشند، به هتل ها، سينماها، رستوران ها، ترمينال هاى مسافربرى، ايستگاه راه آهن و معابر پر رفت و آمد ديگر در دروازه هاى شهر، عبور و مرور خودروها و افراد ناشناس را به دقت زير نظر دارند و به هر كس مشكوك مى شوند او را به خلوت مى برند و بازجويى مى كنند... رمان قطار ۵۷ نگاهى داستانى به اين حوادث دارد. كتاب جريانات سال هاى پايانى دهه ۵۰ را دنبال مى كند و مى كوشد سايه نگاه انسانى را نيز بر اين حوادث بگستراند. روايت از يكى از جلسات زيرزمينى گروه هاى چپ (توده اى) آغاز و با دستگيرى حاضرين دنبال مى شود. هدف ساواك دستگيرى فردى به نام «قامت» ، مدير جلسه و از رهبران گروه است. ساواك موفق به دستگيرى قامت گرديده و پيش از اين كه او را راهى زندان كند دست به شكنجه او مى زند و مى كوشد با شنيدن سخنانى از زبان قامت دفتر آگاهى هاى خويش را براى محو مخالفان تكميل نمايد. قطار ۵۷ نوشته رضا رئيسى داستان هاى نهفته اى را درخود دارد. حوادث زندان تا زمان پيروزى انقلاب خود روايتى است كه اگر به تنهايى منتشر مى شد جهان داستانى را پيش روى مخاطب مى گشود. مولف نگاهى عميق به نحوه بازجويى ها و شكنجه دارد و مى كوشد با تقابل انديشه ها، نجواها و فريادهاى انسانى را كه سال ها پيش در هزارتوى دالان هاى تاريك برآمده است عرضه نمايد. زندان، در قطار ۵۷ آدم را در بند مى كشد اما قادر نيست تفكرات، آرمان ها و اهداف انسانى را از آنان دور كند. زندانيان ،اجتماعى از آدم هاى در بند را تشكيل مى دهند كه با اجتماع خويش گاه به اجماع مى رسند و گاه به نفى يكديگر مى پردازند. اين تقابل و تفاهم، در بند و يا پس از رهايى برگ برگ حوادث انقلاب را ورق مى زند و تا سال ها پس از انقلاب نيز دنبال مى شود. قطار ۵۷ تدوين يافته در فصل هايى است كه در خط كشى هاى خود به كنكاش اقشار گوناگون آن سال مى پردازد. نماى بيرونى ، بيشتر تقابل حاكمان با انديشه هاست تا آدم ها. اين مرزبندى نزد مخاطب داستان به وضوح روشن است. ديالوگ ها در تمامى رمان، به نوعى به كار گرفته شده است كه هم معرف فرد و تفكر اوست و هم معرف دوره زمانى خاص. در فصلى كه مربوط به سال هاى پايانى حكومت پهلوى است، نويسنده به خوبى توانسته است تمامى فشار و خفقان را به تصوير كشيده و در كنار آن شرايط روحى و جسمى مبارزين گروه هاى مختلف را نيز بيان كند. آنچه در اين بستر زمانى شكل مى پذيرد بازتاب خود را در نخستين روزهاى پيروزى انقلاب تبيين مى نمايد. قامت، قهرمان نخستين رمان، در دو برداشت از بستر داستان محاكمه مى گردد. او نسبت به آن چه دادستان بازگو مى كند، عداوتى سخت مى يابد. نگاه عميق مولف از زاويه ديد قهرمان داستان، به همراه تقابلش با ماموران ساواك و نحوه همكارى اش براى رهايى از شكنجه سخت از نظر دور نمانده است. برخورد زندانيان سياسى با قامت به دليل همكارى او با ماموران تا پايان فصل كه به پيروزى انقلاب و آزادى آنان از بند منجر مى شود بى تابى مخاطب را براى آگاهى از فصل هاى پيش دامن مى زند. خط كشى هاى رييسى پس از رسيدن به فصل پيروزى انقلاب با تقابل نسل نو و نسل پيش تر كه جريانات كودتاى ۲۸ مرداد را از سر گذرانده اند امتداد مى يابد. تفكر پيش تر بر اين باور است كه امريكا به سان سال ۳۲ شاه را بارديگر بر اريكه قدرت سوار خواهد كرد و نسل نو كه سرى پرشور دارد مى كوشد حركت هاى انقلابى خويش را به پيش ببرد. حضور قامت در اين فصل با تشتت آراء آدم ها و افكارشان بار ديگر شكل مى گيرد، اين بار نه در قالب يك زندانى استحاله شده ،بلكه در پشت نقاب يك قهرمان ملى، برابر مادر پيرش ظاهر شده است. مادر، خود را تنها مى يابد. همسرش سال ها پيش تر به سبب افكار مخالفش با حكومت راهى زندان شد. او سرانجام خودكشى مى كند. مادر كه تجربه سختى را گذرانده و در اين راه قربانى داده مى كوشد فرزندش را از حركت در اين مسير بازدارد. هراس مادر از اين است كه پسر دومش پويش نيز به سان برادر بزرگ خود درگير مسائل سياسى شود اما قامت قهرمان نمى پذيرد. گروه محافظان انقلاب و حزب رهايى طلبان خلق با پيروزى انقلاب در ساختمان هاى مصادره اى دولت دفاتر خويش را راه اندازى كرده اند، و با به دست آوردن قدرت سعى در به كرسى نشاندن افكار خويش دارند و از اينجاست كه چهره هايى كه در فصل هاى قبل نيز نامشان آمده است حضورشان پررنگ تر مى شود. حضور آدم ها در بستر داستان گاهى كمرنگ و گاه پررنگ جلوه مى كند. آن ها مى آيند و مى روند. به سان صفحه نمايش گاهى در پس زمينه قرار مى گيرند و گاه در تقابل با شخصيت اصلى براى پيشبرد داستان تلاش مى كنند. با خيال،كه جوانى است پرشور و انقلابى،در دوران زندانى بودن قامت آشنا شده ايم. او مبارزى مذهبى است، بار ديگر در داستان نمايان مى شود، درست همانند دوران حبس در برابر قامت و همفكرانش. ورود خانواده دادستان دادگاه قامت فصل جديدى را به رمان مى افزايد. از ديگر سو تقابل دو گروه سياسى موجود و برخوردهاى تند و تيز با يكديگر، قتل دادستان به دست قامت در حضور دخترش آرميتا و با همكارى پارسوا و قصد آرميتا براى گرفتن انتقام خون پدر، آغاز مصادره ها از جمله منزل دادستان توسط شخصى به نام سلطان كه از حافظان انقلاب است، شدت گرفتن درگيرى هاى دو جناح و. . . بر كشش داستان مى افزايد. نويسنده داستان همواره مى كوشد تا حوادث را به گونه اى شيوا بيان كند. بيان حقيقت براى رييسى سيطره زمانى جهان داستانى كه پيش روى مخاطب خويش قرار داده فرا مى گيرد و با استناد به آنچه پيش تر دنبال كرده، تجربه و يا ديده است، مى كوشد نزديكى اين حقايق نزد مخاطب نيز ملموس جلوه كند. رييسى گاهى شوخ طبعى را چاشنى ديالوگ هاى آدم هاى داستانش مى كند و براى بازتاب انديشه آدم هاى قطار ۵۷ همان طور كه در فصل هاى نخستين بيشتر جلوه مى كند شخصيت ها را از گرفتار شدن در فضاى تصنعى و ساختگى دور نگه مى دارد. نقاط سياه و تلخ در فصل هاى پايانى بر بستر داستان سايه مى افكند. فرار پسر دادستان به واسطه تمهيداتى كه قامت مى انديشد و او را يارى مى دهد، همچنين حوادثى تلخ كه براى او و همراهانش در جريان سفر دريايى رخ مى دهد، از جمله اين نقاط است. ترور سلطان به دست يكى از افراد قامت و كشته شدن او در همان ترور به طرز اسطوره وار، مرگ تلخ پسر دادستان و مرگ پارسوا به دست آرميتا دختر دادستان از جمله بخش هاى بسيار گزنده داستان است. نويسنده در وراى انديشه آدم هاى داستانش نمادى از اجتماع آدم ها را به تصويرمى كشد. گروه هايى از جامعه كه به سبب تيپ ، تفكر، انديشه و يا ظاهر خود شخصيت مى پذيرند و در قالب گروهى خاص قرار مى گيرند. اوكوشيده با معرفى اين نمادها خود نيز در پس اين وقايع شمعى بيفروزد تا مخاطب چشم به وقايع اين روزها داشته باشد. نويسنده به معرفى گونه هاى مختلف تفكرات سياسى آن دوره پرداخته اما يكى از ويژگى هاى رمانش عدم وجود شخصيت هاى اضافى و دست وپاگير است. از ديگر سو با به تصوير كشيدن خودسرى ها و اقدامات احساسى برخى از هواداران و تبعات آن در جامعه كه با مخالفت رهبران گروه هاى سياسى روبه رو بوده است به نوعى عدم تبعيت از دولت موقت را نمايش مى دهد.
|
|
|
|
|
۴۴ داستان كوتاه از اكبر صحرايى در پيشخوان
۴۴ داستان كوتاه از اكبر صحرايى در كتابى با عنوان «آنا هنوز هم مى خندد» توسط نشر سوره مهر منتشر شد. به گزارش سوره مهر، «آنا هنوز هم مى خندد» كتابى نوشته اكبر صحرايى و مشتمل بر ۴۴ داستان كوتاه است كه هر يك از داستانهاى آن مستقل اند اما در مجموع يك داستان بلند را تشكيل مى دهند. نويسنده گفته است: اگر فرصت خواندن تمام داستانها را نداشتيد، مى توانيد از هر جاى كتاب، قطعه داستانى را انتخاب كنيد و بخوانيد. اگر فرصت خواندن همه داستان ها را پيدا كرديد، شايد با چيدن داستان ها كنار هم به لذت دومى هم دست پيدا كنيد.
|
|
|
|
|
گفت وگو با رضا رئيسى نويسنده رمان قطار ۵۷
ضرباهنگ زبان زندگى
«خبرنگار جنگى»، «كبوتر و قلب سنگى»، «همسفران» ، «اسير ۳۳۳»، «ستاره هاى بى نشان» و «قهرمان من» آثار شاخص رضا رييسى در دنياى داستانى اوست. رييسى در آثار خويش مى كوشد مخاطب اثر را با عناصر داستانى درگير نمايد تا از اين رهيافت خواننده عميق تر به روايتى كه صاحب اثر بيان مى كند نگاه كند. رمان «قطار ۵۷» توليد مركز آفرينش هاى ادبى حوزه هنرى با نگاهى نو و تجسمى تازه از روزهاى انقلاب براى نسل جوان به بازنگرى آدم هاى مختلف و نقش آن ها در انقلاب پرداخته است.
سيد كامران علمدهى
* بعد از سه دهه و با تاخير، رگه هايى از ادبيات انقلاب را شاهد هستيم؟ ** ممكن است طولانى شده باشد. به يك جهت بايد بگويم كه اين تاخير خيلى منطقى است، چرا كه هميشه بعد از يك حادثه و رويداد، اتفاقات غيرعادى مى افتد و براى رسيدن به حالت عادى احتياج به مرور زمان داريم تا بتوانيم درست ارزيابى كنيم و گزارش درستى تهيه كنيم. گزارشى كه در عين حادثه بخواهد تهيه شود طبعا تابع يك سرى احساسات مى شود كه خود آن در نوع انتقال مطالب تاثيرگذار است در همين حال يادمان باشد كه بلافاصله بعد از انقلاب، جنگ اتفاق افتاد و در طول جنگ هم به دليل اين كه هر روز يك حادثه جديد اتفاق مى افتاد، به طور طبيعى نگاه نويسنده را از بحث انقلاب غافل كرد. * سراغ ادبيات انقلاب رفتيد؟ ** فكر مى كنم زمان كافى براى برگشتن به انقلاب، گذشته است. بنابراين در بازگشت به گذشته مى توان بسيارى از اطلاعات را بگويى چرا كه تهديدها وجود ندارد و اطلاعات سوخته اند و تا حدود زيادى گرد و غبار فرونشسته و مى توانيد به آن شرايط برگرديد. اگر بخواهيد به جنگ بپردازيد بدون ترديد اول بايد درباره انقلاب بنويسيد چرا كه عمده آدم هايى كه در جنگ بودند در وقوع انقلاب هم نقش داشتند، در انقلاب به بلوغ رسيدند و در جنگ بزرگ شدند و به تكامل رسيدند. به همين دليل در جلد بعدى قطار ۵۷ همين آدم ها هستند كه زنده مى مانند و در جنگ هم نقش خواهند داشت چه آدم هاى خيانتكار و چه آدم هايى كه در مبارزه شان به جاى خوبى مى رسند و يكجور بازنگرى دارند. * قطار ۵۷ چگونه شكل گرفت؟ ** انسان ها وقتى كه به مشكلى برمى خورند، حس مى كنند به آن نقطه اى كه بايد برسند، نرسيده اند و نتيجه لازم را نگرفته اند؛ خود اين يك انگيزه است و آن حساسيت باعث شد كه ريشه يابى و در اصل آن حقيقت درونى انقلاب را پيدا كنم. در واقع مردم با ايمانشان و با ايمان به آن شعارها، حركت را شروع كردند و حالا ارزيابى مى كنيم كه به آن نقطه رسيديم يا نه؟ در قطار ۵۷ به نوعى نقد آنچه را در دهه اول انقلاب اتفاق افتاد، مى بينيد. * بخشى از ادبيات هر انقلاب قبل از وقوع آن شكل مى گيرد و پس از آن نيز جارى مى شود. چرا ادبيات زيرزمينى قبل از انقلاب، پس از انقلاب رواج پيدا نكرد؟ ** يك ديالوگى در قطار ۵۷ هست كه يكى از شخصيت ها مى گويد «ما از بس زيرزمينى عمل كرده بوديم؛ بعد از پيروزى انقلاب و وقتى آمديم روى زمين نمى دانستيم با مردم خودمان چگونه رفتار كنيم؟» من فكر مى كنم نويسندگان ما هم از اين نيروهاى انقلابى مستثنى نبودند. آدم ها دچار شانتاژ شرايط شدند، افراد خاصى مدنظرم نيست. احساساتى عمل كردند. تندروى كردند و همين مساله نتيجه را عقب انداخت و صدمه زد. در انقلاب، همان آقايان خود را صاحب همه چيز مى دانستند و طلبكار شدند در حالى كه خودشان هنوز از آن شرايط حساس خارج نشده بودند كه بتوانند تصميم درست بگيرند و در آن شرايط نتوانستند كار كنند. * چه بخشى از اين اثر متكى به تجربيات و چه مقدار مستند به مطالعات است؟ ** به عنوان يك اعتقاد مى پذيرم كه مطالعه و تحقيق به تجربه و يافته هاى نويسنده كمك مى كند با توجه به اين كه من در انقلاب ۱۸-۱۷ ساله بودم علاوه بر آن حضور معتقدم كه مطالعه و تحقيق لازم است. از يك منظر مى بينم و اگر به آن اكتفا كنم، يك جور نگارش شخصى و خاطرات مى شود و در اين صورت نمى شود آن را تعميم داد كه راجع به انقلاب است. * يك پنجم اثر حوادث قبل از انقلاب و چهار پنجم مربوط به رويدادهاى پس از انقلاب است. چگونه به اين تقسيم بندى رسيديد؟ ** زمانى كه انقلاب به پيروزى رسيد در زندان اوين پاسدارى مى دادم. روزى كه درهاى زندان اوين باز شد و مردم هجوم آوردند، شاهد بودم در شرايطى كه همه درگير پيدا كردن اسلحه و افراد خاص بودند براى من مهم بود كه همه در و ديوارها و فضاى زندان را ببينم. در اوين لابه لاى اسناد و مدارك و كتاب ها دنبال اعترافات و نوشته ها مى گشتم. هنگام نوشتن، تصوير زندان در ذهنم بود و اين تا حدود زيادى كمكم مى كرد. نشستن و گفت وگو با بعضى از زندانيان و مطالعات در اين زمينه، خواندن خاطرات زندانيان قبل از انقلاب و بعد از انقلاب، موثر بود و خاطرات درباريان، خاطرات فرح، خاطرات پيرامون شاه و... خاطرات چند طرفه را مطالعه و با ذهنيت قبلى براى محكوم كردن راستى يا چپى، سخنرانى هاى شاه را خواندم. وقتى كتاب تمام شد، نهج البلاغه را مرور كردم و جاهايى كه بعضى از جملات اين كتاب مى تواند موثر باشد، حتى به عنوان ديالوگ انجام دادم. دامنه تحقيقات وسيع بود و فنى؛ بدون حساسيت خاصى كتاب هاى متعددى از نويسندگان مختلف را خواندم تا از ديد فنى، كار عقب نماند و صرفا محتوا نباشد. * چه شد نام «قطار ۵۷» را براى كتاب خود برگزيديد؟ ** در ابتدا نام كتاب قطار ۵۷ «بهشت احمق ها» بود و اين نام به لحاظ تجارى و بازارى فروش بهترى هم برايم مى توانست در برداشته باشد، ما اسم كاملى براى اثر نبود اسم «قطار ۵۷» ممكن است به دليل كارهاى ضعيفى كه انجام شده، معمولا دل زدگى ايجاد كند ولى وقتى كسى كتاب را مى خواند و با توجه به جمله اى كه؛ قامت در سخنرانى مى گويد: «قرار بود قطار را همه مان سوار شويم و نشد.» اين اسم مى تواند كامل باشد چون پشت قطار يك بار سياسى و حركتى وجود دارد. * تمهيد خاصى براى زبان داستان داشته ايد؟ ** چه در اين اثر و چه در آثار ديگر، براى من آنچه مهم است شخصيت هاى داستان است، آدم ها خيلى ساده اند بنابراين نثر هم بايد ساده باشد. براى من مهم اين است كه زبان نوشتارى را انتخاب نكنم بلكه از زبان گفتارى استفاده كنم. يك داستان را گام به گام براى تو تعريف كنم و ريتم و ضرباهنگ اين زبان گفتارى در واقع ريتم و ضرباهنگ زبان زندگى باشد،به خاطر همين است كه آن زنگ تفريح هايى هم كه در كار مى بينيد، بخشى از زندگى ماست. يعنى آدم هايى كه مى آيند و به نوعى تيپ هستند و مى روند، رفتار و عكس العمل آن ها را همانطور كه در زندگى ما جارى است، مى بينيد. * چرا اين قدر سفر در قطار ۵۷ زياد است و شخصيت هاى داستان سفر مى كنند و حتى داستان با سفر خيال تمام مى شود. ** اشاره خوبى بود. سفر آخر از همه سفرهاى داستان پراهميت تر است و معناى بيشترى برايم دارد و آن سفر خيال در اصل سفر مبتنى بر تجديد حيات است و به تعبير ديگر بگويم؛ خيال مى رود تا جايگاه خودش را پيدا كند و ببيند كجاست. اين سفر برايم خيلى اهميت دارد و اين همان سفرى است كه اگر هر يك از انقلابيون ما كه به هر حال خيلى مدعى بودند، در بحبوحه مسووليت هايشان يك سفرى مثل سفر خيالى انجام مى دادند يعنى دل مى كندند از پست و مقام و مى رفتند و با خودشان خلوت مى كردند، به نوعى خودشان را پيدا مى كردند، خيلى اثر داشت. * در داستان بين دو تا از شخصيت هاى انقلابى گفت وگويى با اين مضمون مطرح مى شود كه تا چند وقت ديگر اوضاع سامان مى گيرد، من مى روم دانشگاه يا مدرسه و تو هم مى روى سراغ كار خودت؛ هر كسى مى رود سر جايگاه خودش؛ سوالم اين است كه آيا اين يك اعتقاد است يا يك جمله معترضه از سوى نويسنده در زمان حال؟ ** چند چيز مكمل همديگر است يعنى چند ديالوگ وجود دارد كه مكمل يكديگرند. يك جا خيال مى گويد قرار بود انقلاب كنيم و عدالت برقرار شود همان چيزى كه قبلا گفتم در مورد شعارهاى انقلاب در يك بخشى اين اتفاق افتاد ولى در بخش ديگر آن شخصيت «سلطان» ماند و ماند تا به هرحال مشكلاتى را پديد آورد. همان تندروى هايى كه «قامت» به شكلى داشت اين ها هم از اين طرف داشتند. در هر دو طرف آدم هايى پيدا شدند كه تند رفتند و صدمه زدند و هنوز هم متاسفانه افرادى از قبيل «سلطان» را داريم كه آن تندروى ها را و سليقه خودشان را دارند و متاسفانه فكر مى كنند كه دلسوز انقلابند. * يكى از نقاط مشكل ساز داستان هاى تاريخى زبان امروزى آنهاست كه با زبان دوره تاريخى خودشان فاصله دارد. ** اين اثر ۱۷ بار بازنويسى شده است. يكى از مواردى كه مرا معطل كرد و انرژى زيادى گرفت، همان ديالوگ نويسى بود.معتقدم ديالوگ بايد بيانگر شخصيت باشد و خيلى حواسم را جمع كردم كه آدم ها شبيه به هم حرف نزنند. درست مانند زندگى طبيعى؛ يك پزشك اصطلاحات خودش را به كار مى برد، يك بازارى اصطلاحات خودش و... به هر حال من براى تمام اين ها تحقيق كردم و حتى براى واژه ها و اصطلاحات سياسى، نشريات و مجلات اول انقلاب را كه بعضى از آن ها الان حتى يك نسخه اش هم پيدا نمى شود، پيدا كردم تا هر چيز را درست در جاى خودش به كار ببرم. اما كل ديالوگ نويسى براى من خيلى اهميت دارد چون تصورم اين است كه چون صحبت و حرف مى تواند معرف افراد باشد، بايد بسيار دقت كرد بنابراين فكر مى كنم بخش عمده اى از موفقيت قطار ۵۷ هم در ديالوگ نويسى آن است.
|
|
|
|