|
يادداشتى بر نمايش آهو به وقت انفجار نوشته رحمت امينى و كارگردانى حسن وارسته
|
|
|
|
در حاشيه جشنواره فيلم فجر
|
|
|
|
|
|
نگاهى به نمايش خون تو را جنون پدر بر زمين ريخت نوشته و كار سيروس همتى
|
|
|
|
گزارش سه ماهه پاييزى سينماى ايران
|
|
|
|
|
|
|
يادداشتى بر نمايش آهو به وقت انفجار نوشته رحمت امينى و كارگردانى حسن وارسته
اين گلايه تيتر ندارد
على شمس اصلا اين كه مضمون راجع به كيست را بگذاريم كنار. فراموش كنيم انفجارى رخ داد و بسيارى از زائران امام رضا(ع) در جوار ضريح حضرتش شهيد شدند. اتفاق شومى بود كه خب مى تواند مايه و دست چربى براى نوشتن يك نمايشنامه باشد. آهو به وقت انفجار نمايشى است كه حول اين تم مى چرخد. قصدش نهفتن واقعه عاشوراى سال ۱۳۷۲ در حريم حرم رضوى است. متن و اجرا به انحا اين حادثه را در خود فرو مى كشد و به تلويح مى توانى بفهمى كه مقصد، رسيدن به چنين حرفى است. نمى دانم چه نامى مى شود بر اجراى آهو به وقت انفجار گذاشت. در كلمه چه چيز را مناسب رسمش يافت و او را چگونه خطاب كرد. يك پرفورمنس؟ سوئيت مجلسى؟ نوميستيرى؟ يا يك ميراگل ايرانى؟ اما آنچه در وهله آخر و در برانداز نهايى مى توان از شالكه نمايش استنتاج كرد، حضور ايده هاى دور و فرسخى در كنار هم است كه متن رها و بى ساختمان را در خود لعاب مى زند. متن اجرا متشكل از چند نيمه داستان تك گويانه است از چند آدم كه با امام روى صحبت دارند. همان كار كه ما خودمان هم اگر وقتى فرصتش دست بدهد مى كنيم. اين صحبت برشى لحظه اى و كوتاه از واقعه اى است كه گزارش قصه در آن كمرنگ و باريك است. چيز عجيبى نيست، اما نكته اصلى كه مد منظور نويسنده است، القا درك فضا و ذات مغازله خادم ( چه در حيات، چه در ممات) با مخدوم با عنايت است. به جز زنى كه قصه اش را در بعدى جدا از باقى روايت مى كند، همه در موقعيتى تقريبا هم شكل داستانشان قرار دارند. زن به همين رنگ و لباس خودمان است، فرزند و همسرش در همان حادثه جان سپرده اند. ديگران هم ديگر كشتگانند كه در فضا و رسمى خارج از قواعد على معلولى هر كدام در بساط خود و نه در قالب يك نشانه كه در برآيند تاويل گرايانه، عرض اندام مى كنند. اينجا نشانه ها به جاى رهنمون شدن مصاديق به يك منبع، خود قسمى تمام مى گيرند و پلى فونيك. اجرايى را ناهمجور، همين جور مى گذارند مخاطب استماع كند. مفاهيمى كه سهوا خالى از هر غرض، رويه يا پيشنهاد اجرايى ديده مى شوند، تنگ دل هم تا اجرا به سامان برسد كه نمى رسد. خودمانى تر اگر باشيم اجرا خط ناخوشى است كه به زيور تذهيب و نگاربندى آراسته شده باشد. هيچ كدام خوراك هم نيستند و تضادشان در هر حين اجرا، در چشم خود فشانى مى كند. منظور از نشانه ها آن دسته كلى است كه صحنه را از منظر موقعيت تعريف مى كند. نه ماهيت هاى متغير كه به واسطه رنگ و پزيشن مرزبندى مى شود. آنچه متن مى گويد كه تازه اگر بشنوى چه مى گويد، با هم وجهه هاى ظاهرى اش در نگارش و ادبيات دهان آدم ها و صنوف مختلف و رفتارشناسى شان سرانجام آن چيزى نيست كه اجرا براى او ترتيب داده. اين طرز رويت كمى عجب انگيز است. طراحى صحنه كه با صورت بندى محصور و محدود در مربعى تاريك، عجين است با علامت زرد خطر با آويزانى هميشگى اش بر داربست ها و آن كارگرهاى ملبس به كاركنان معدن، همه يادآور كابوسى است كه تعدى به آن مساوى با اتفاق ناخوشايندى خواهد بود. ابزار كار هم هست. فقط يك تابلوى كارگران مشغول كارند كم دارد. اين از شكل بيرون قضيه. اما آنچه در درون و در حال اتفاق مى افتد. حضور قدسيان و برخورد فرافيزيكى و فرشته باور كارگردان است كه با اشاراتى چون جامه سفيد و كفن. مشك و سقا. گلابدان نقره و هادى و از همه مهم تر خوانش اشعار مرتبط و گاهى بى ربط با حوزه ملكوتى ثامن الائمه، در دو طرف خود را گرفتار نقص و نقيض مى كند. اين كه چرا اينقدر خشن، سنگين و خالى از ظرافت است فضا، وضعيت آن دو نفر. وسايل و بعضا نحوه حمل ونقل نمى دانم. آن وسط به تبع( البته فكر كنم) شبيه خوانى لاستيكى تعبيه شده يا كه در حكم يك سكو، بازيگران بر آن بازى مى كنند. اينجور به نظر مى رسد كه در همه عمر نمايش هميشه اولين جرقه، مورد تاييد براى ثبت و ميزانسن شدن واقع شده. ايده هاى درهم اول كه اصلا مثل دو سر آهن ربا يكديگر را دفع مى كنند. كه بارزترين آن مجالست متن و شيوه اجراى آن است ازدياد انديشه ها، دافعه شان و كلا طباق آنها، باعث ديدن اجرايى مشوش مى شود كه هزار بار هم كه موسيقى بر آن سوار باشد و دوست نوازى كند و كسى هم وصف الحال ترنم به لب تر كند، افاغه نمى كند. آهو به وقت انفجار تنها شايعه اى است كه به لفظ و رسم پرفورمنس نسبت مى دهند. اجرا مملو از ايده هاى بدوى و دم دستى است. خام است و سرسرى. اگر از دور و با حوصله نگاه كنى، يك كنسرت است كه گه گدارى ميانش كسانى هستند كه چيزى بگويند. با مقدار وسيعى اغماض كلمه اپرت را پيشنهاد مى كنم و با مقدر كم، دكلماسيون را. در مى مانى بعضا از بيشتر مسيرهاى غلطى كه كارگردان به تو آدرس داده. نمايش پر است از سوالات غريب. اينجور كار كردن و اصلا با اينجور مضامين رشيد و عزيز اينطور رفاقت، راه رفتن روى بندى است كه اميد تردد سالم را تا حد زيادى پايين مى آورد و متاسفانه اين اتفاق براى آهو به وقت انفجار افتاد. خودش افتاد. سلين مى گويد: كلمات ،ظاهرى بى آزار دارند، اصلا به نظر نمى رسد كه خطرناك باشند. بيشتر به باد هوا شباهت دارند و به محض اين كه از ذهن بيرون مى آيند، از راه گوش به وسيله توده نرم مخ درك مى شوند. هيچ كس به كلمات خودش شك ندارد و مصيبت از همين جا شروع مى شود.
|
|
|
|
|
در حاشيه جشنواره فيلم فجر
آيا روزى بين المللى خواهيم شد؟
جشنواره فيلم فجر در بيست و پنج دوره گذشته عنوان بين المللى را در ظاهر حفظ كرده و كمتر نشان از حضور معيارهاى يك جشنواره بين المللى واقعى در آن وجود دارد. شايد لازم باشد عنوان بين المللى را بار ديگر معنا كنيم. به گزارش خبرنگار مهر، هيات انتخاب بخش سينماى جهان بيست و ششمين جشنواره فيلم فجر در حالى ديروز معرفى شد كه اين هيات از اول آذرماه كار بازبينى را آغاز كرده و همچنان ادامه مى دهد. امير اسفنديارى، جمال اميد، سياوش صلواتيان، محمدسعيد قائنى نجفى و محمدرضا مختارى اعضاى اين هيات هستند كه از سوى دبير جشنواره انتخاب شده اند. اين هيات فيلم هاى بلند و كوتاه بخش هاى رقابتى جام جهان نما: مسابقه سينماى جهان، در جستجوى حقيقت: مسابقه سينماى معناگرا، جلوه گاه شرق: مسابقه سينماى آسيا و بخش هاى غيررقابتى جشنواره را از ميان هزار و ۷۷ عنوان فيلم بلند، ۳۶۳ فيلم كوتاه داستانى، ۱۷۱ مستند بلند و ۲۴ مستند كوتاه انتخاب مى كنند. در ادامه خبر به اين نكته اشاره شده كه فعاليت هاى مربوط به شناسايى فيلم هاى مناسب جشنواره فيلم فجر از پايان جشنواره بيست و پنجم آغاز شده و هم اكنون هيات انتخاب مشغول بررسى فيلم هاى شناسايى شده هستند. از اول آذرماه هم مرحله نهايى گزينش آثار آغاز شده است. توضيحات ارايه شده يكبار ديگر هسته اصلى و سوال برانگيز معتبرترين جشنواره سينمايى كشور را برجسته مى كند. اينكه تا چه حد جشنواره فيلم فجر توانسته عنوان بين المللى را وارد بطن ساختار بيست و شش ساله خود كند و اصلا توانسته از اين عنوان وراى يك اعتبار ظاهرى و سطحى، بهره اى ببرد و به مفهوم واقعى كلمه بين المللى نزديك شود واقعيت اين است كه عنوان بين المللى در صورتى مى تواند به يك جشنواره (در اينجا جشنواره فيلم) اتلاق شود كه آثار خارجى با يكديگر رقابت داشته باشند. به گفته ديگر جشنواره فيلمى مى تواند بين المللى شود كه بخش مسابقه آثار ديگر كشورها را شامل شود و به صرف حضور بخش هايى چون مرور آثار، جشنواره جشنواره ها و. . . نمى توان يك جشنواره سينمايى را بين المللى دانست. وقتى اين توضيحات را به عنوان كليد از پيش تعيين شده براى بين المللى شدن يك جشنواره با جشنواره فيلم فجر تطبيق مى دهيم، اين وجه بيش از پيش خودنمايى مى كند كه مسوولان و برگزاركنندگان فجر تنها به رويه اين اصل قناعت كرده و به بخش رقابتى تنها به عنوان كليدى براى حذف نشدن وجه بين المللى جشنواره فجر نظر دارند. اين تعبير از كجا مى آيد؟ مرورى بر فيلم هاى خارجى شركت كننده در ۲۵ دوره قبلى جشنواره يك نكته مهم و مشترك را آشكار مى كند و آن اينكه هيچ فيلم خارجى براى اولين بار در دنيا يا منطقه در اين جشنواره اكران نمى شود. نگاهى به ديگر جشنواره هاى جهانى با عنوان بين المللى نشان مى دهد كه قبل از برگزارى همواره فهرستى از فيلم هايى كه اولين نمايش خود را در آن جشنواره از سر مى گذارنند، ارايه مى شود. در واقع اعتبار اصلى جشنواره از اين نكته مى آيد كه چند فيلمساز اكران اول فيلمشان را براى چنين جشنواره اى در نظر گرفته اند جشنواره فيلم فجر كلا از اين وجه صرف نظر كرده يا در واقع آن را ناديده مى گيرد، چرا كه تا به حال چنين اتفاقى نيفتاده كه فيلمساز خارجى اولين نمايش اثر خود را به جشنواره فجر بدهد. اين رويكرد از كجا مى آيد ؟به بى مهرى خارجى ها نسبت به ما و سينمايمان يا بى توجهى ما به سينما، جشنواره و خودمان چه اعتبارى براى جشنواره فيلم فجر كسب كرده ايم كه انتظار داشته باشيم ما را جدى بگيرند جشنواره فيلم فجر در بخش بين المللى بدل شده به مكانى براى ديدن فيلم هاى تكرارى كه چند حضور جشنواره اى يا حتى اكران در ديگر كشورها را پشت سر گذاشته و تازه براى مخاطب وطنى با بازبينى، سانسور، زيرنويس بى كيفيت و. . . پخش مى شوند. اين رويكرد امتيازى به جشنواره فجر مى بخشد كه ما از آن بى خبريم معمولا دغدغه اصلى هيات انتخاب قبل از توجه به نو بودن، كيفيت و كميت فيلم، قابل پخش بودن آن در ايران با كمترين ميزان سانسور است و نه البته بدون سانسور! اين وجه به قدرى ذهنيت هيات انتخاب را به خود مشغول مى كند كه گاهى به اولين و آخرين پيش شرط براى حضور فيلم هاى خارجى در جشنواره بدل مى شود و نتيجه هم فيلم هايى است كه اگر هم مورد توجه بوده اند، ما زمانى سراغشان رفته ايم كه دور موفقيت هايشان سپرى شده و حتى خود را ملزم به حضور در اين جشنواره ندانسته اند. باز هم مرورى بر ۲۵ دوره قبلى جشنواره فجر در بخش بين الملل يادآور مى شود كه كمتر پيش آمده فيلمساز، تهيه كننده، بازيگر و بقيه عوامل يك فيلم خارجى همزمان با نمايش در جشنواره فجر حضور پيدا كنند يا حداقل در اختتاميه براى گرفتن جوايز حضور داشته باشند. اين رويكرد دو دليل مهم دارد كه يكى همان كم بودن اهميت و اعتبار جشنواره فيلم فجر به عنوان يك جشنواره بين المللى است. اما دليل دوم و ناخوشايندتر اينكه بسيارى از فيلم هاى خارجى از مجرايى غير از كانال هاى رسمى به جشنواره فجر راه پيدا مى كنند. وقتى به سايت معتبر IMDB مراجعه كنيد و بخواهيد اطلاعات يكى از فيلم هاى شركت كننده و جايزه گرفته در جشنواره فجر را پيدا كنيد، در بيشتر موارد از اين حضور و جوايز خبرى درج نشده ! و در واقع در كارنامه فيلم جايى ندارد! مطمئنا كسى اين وجه را به عداوت خارجيان با ايران و سينماى ايران نسبت نمى دهد در آشفته بازارى كه براى بين المللى كردن جشنواره فيلم فجر به راه مى افتد، طرح چند پرسش درباره چگونگى شيوه انتخاب آثار از سوى هيات انتخاب لازم به نظر مى رسد. درباره جشنواره امسال كه عنوان شده هيات انتخاب فعاليت هاى مربوط به شناسايى فيلم هاى مناسب جشنواره را از پايان جشنواره بيست و پنجم آغاز كرده و هيات انتخاب مشغول بررسى فيلم هاى شناسايى شده هستند. از اول آذرماه هم مرحله نهايى گزينش آثار آغاز شده است. اين گزينش يكساله چه روندى دارد و هيات انتخاب جز معيار مورد نداشتن آثار براى نمايش داخلى چه مورد خاصى را در نظر مى گيرند و چگونه به فهرست نهايى خود مى رسند فيلم ديدن در طول سال با حضور در كشورها و جشنواره هاى ديگر يا اينكه نسخه اى از همه فيلم هاى خارجى در اختيارشان قرار مى گيرد و آنها انتخاب مى كنند توصيه هاى كسانى كه فيلمى را ديده يا درباره آن شنيده اند يا موفقيت يك فيلم در جشنواره ها و اكران هاى خارجى در اين انتخاب ها تاثير دارد يا اينكه مراجعه به كاتالوگ جشنواره هاى معتبر جهانى آسان ترين و بهترين راه انتخاب است جالب اينكه در مواردى هم كه فيلم هاى بزرگ پس از طى دور موفقيت براى شركت در بخش رقابتى جشنواره انتخاب شدند، رويكرد هيات داوران در برخورد با آنها سوال برانگيز بوده است. مثلا فيلم هاى اى برادر كجايى برادران كوئن يا مسير سبز فرانك دارابونت در سال هاى گذشته به كل ناديده گرفته شدند. ظاهرا اين همه اصرار براى حضور فيلم هاى بزرگ در بخش مسابقه به هر قيمت و اين برخورد هنگام داورى، حكايت يك بام و دو هواست. چه مى شود اگر مسوولان و برگزاركنندگان جشنواره بيش از حفظ عنوان بين المللى فكرى براى قوام بخشيدن به ساختار اين رويداد مهم سينمايى كشور كنند كه ابهام هاى پيرامون آن كمتر و به نوعى قانونمند شود مثلا اگر اين بخش رقابتى براى حفظ عنوان بين المللى حفظ شود ولى محدود به فيلم هاى آسيايى بماند، آيا اعتبارى كه كسب مى شود واقعى تر نيست به خصوص كه فيلم هاى كشورهاى آسيايى به جهت نزديك بودن فرهنگ مشكلات مضمونى كمترى براى پخش در داخل ايران دارند. جشنواره بين المللى فيلم فجر امسال بيست و ششمين سالگرد خود را جشن مى گيرد و باز همان رسوم معمول در آن اعمال مى شود. ولى اى كاش به اين جشنواره تنها به عنوان ويترين خوش آب و رنگ ولى تهى از اعتبار نگاه نمى شد. آن وقت شايد يك وقت اين اتفاق مى افتاد كه فيلم ها و فيلمسازان بزرگ حتى اگر نمايش اول فيلمشان را به ما نمى دهند، براى نمايش آن در جشنواره حداقل به ايران بيايند. جشنواره فيلم دبى در چهارمين سال برگزارى اعتبارى پيدا كرده كه جشنواره ما در ۲۶ سالگى فاقد آن است.
|
|
|
|
|
چشم شيشه اى
داستان جنايى پيرمردها كشورى ندارند، فيلم وقتى خون بپا مى شود و درام قضايى مايكل كليتن در ميان ۱۰ فيلم برتر سال به انتخاب موسسه فيلم امريكا AFI قرار دارند. به گزارش خبرنگار مهر، ورايتى اعلام كرد پيش از آنكه شيطان بفهمد مرده اى كه داستانى درباره سرقت جواهرات است، درام جاده اى درون طبيعت وحشى ، زنگ شيرجه و پروانه درباره يك قربانى سكته مغزى و دو فيلم كمدى جانو و باردار و انيميشن راتاتوى و درام كمدى سويج ها از جمله فيلم هاى برتر سال به انتخاب موسسه فيلم امريكا هستند كه روز گذشته اعلام شد. برخلاف ديگر جوايز سينمايى سال، موسسه فيلم امريكا هيچ فيلمى را به عنوان فيلم برتر سال انتخاب نكرده است. سازندگان ۱۰ فيلم برتر انتخاب شده روز ۱۱ ژانويه (۲۱ دى) در مراسمى در هتل فور سيزنز لس آنجلس مورد تقدير قرار مى گيرند. AFIبسيارى از فيلم هاى منتخب در فهرست نامزدهاى گلدن گلوب نيز حضور دارند و انتظار مى رود به فهرست نامزدهاى اسكار نيز راه يابند كه ۲۲ ژانويه (دوم بهمن) اعلام مى شود. سه فيلم پيرمردها كشورى ندارند ايتن و جوئل كوئن با بازى تامى لى جونز، خاوير باردم و جاش برولين، خون بپا مى شود پل تامس اندرسن با حضور دانيل دى - لوئيس و مايكل كليتن تونى گيلروى با حضور جرج كلونى، در بخش بهترين فيلم درام جوايز گلدن گلوب نامزد شده اند. AFI در عين حال ۱۰ نمايش تلويزيونى برتر سال را نيز انتخاب كرد كه در ميان آن مجموعه هايى مانند دكستر ،همه از كريس متنفر هستند ،نورهاى شب جمعه، سوپرانوها ،بهم بگو دوستم دارى۳۳۰ وROCK وبتى زشت ديده مى شود. ۱۰ فيلم برتر سال را دو هيات ۱۳ نفرى در بخش سينما و تلويزيون انتخاب كردند كه در ميان هيات سينمايى مى توان به لارنس كاسدان فيلمساز، مليسا گيلبرت بازيگر و لئونارد مالتين، ديويد آنسن و ريچارد شيكل سه منتقد فيلم سرشناس اشاره كرد.
|
|
|
|
|
نگاهى به نمايش خون تو را جنون پدر بر زمين ريخت نوشته و كار سيروس همتى
همجوارى آنتيگونه و رستم
مهدى نصيرى ادبيات همواره به عنوان يك محمل گسترده، دستمايه و بستر بسيارى از آثار نمايشى قرار گرفته است و از ميان گونه هاى مختلف ادبى، ادبيات حماسى بيشترين نزديكى و قرابت را با ساختار ادبيات نمايشى دارد. در ميان آثار مختلف ادبيات ايران، داستانهاى شاهنامه فردوسى به واسطه وجود مواجهه و برابرى دو نيروى متقابل از منظر كاركرد دراماتيك غنى ترين و كاربردى ترين بسترهاى موجود در ادبيات ايران به شمار مى آيند كه ظرفيت هاى فراوانى براى تبديل شدن به ساختار درام دارند. اما در عين حال اين فرآيند تبديل، نيازمند نوعى بلدى و مهارت در شناخت عناصر ادبى و نمايش و قدرت انطباق و تبديل هستند كه همه حوزه هاى ساختارى از قبيل شخصيت، زبان، رويدادگاه و. . . را شامل مى شوند. خون تو را جنون. . . بر پايه اين ويژگى ها حاصل انطباق موضوعيت و ژرف ساخت داستان نبرد رستم و اسفنديار با نمايشنامه آنتيگونه سوفوكل و هم نشينى ساختار داستانى اين دو اثر است. در بستر رويدادهاى اين نمايش اسفنديار به فرمان پدرش (گشتاسب) به نبرد رستم مى رود و در نقطه مقابل، كرئون دستور دستگيرى آنتيگونه را به مامورانش مى دهد. در هر دو اين داستانها يك درگيرى و مواجهه بيرونى (تقابل اسفنديار با رستم و كرئون با آنتيگونه) و يك چالش درونى براى به انجام رساندن قانون و فرمان پادشاه يا زيرپا گذاشتن قوانين در حال وقوع است از يك طرف رستم آئين پادشاهى را نپذيرفته و از طرف ديگر آنتيگونه نظم و فرمان پادشاه را در مقابل قوانين خدايان زيرپا گذاشته است. در واقع انطباق محتوايى دو حوزه داستانى بر زيبايى پرداخت ساختار و جذابيت آن در زمينه تطابق شكل با محتوا افزوده است. آنتيگونه و رستم بر اساس قوانين شاه-پدر محكوم به دستگيرى و مرگ شده اند و جدال ميان واقعيت گريزناپذير سرنوشت و حقيقت ارزشى حضور آنها را در گستره انطباق نمايش داراى اهميت و ارزش بيشترى مى كند. شيوه اجراى نمايش سيروس همتى نيز به نوعى واجد همين انطباق و همنشينى ساختارهاى داستانى است. صحنه خالى نمايش كه تنها دو چهارپايه و يك پرده ايستاده را شامل مى شود، جاى كار بازيگر نمايش را براى اجراى هر گونه فضاسازى و سيلان در فضاهاى مختلف بازمى گذارد به همين دليل عبور از فضاى نبرد رستم و اسفنديار به كاخ كرئون به راحتى و تنها با كمك فضاسازى و گفتار نمايش امكان پذير مى شود. هر چند كه تكنيك ها و ابزار ديگرى چون ويدئو و موسيقى نيز كيفيت فضاسازى و در نتيجه كنش را در نمايش تقويت كرده اند. در واقع تصوير ويدئويى، با قرار گرفتن در رديف قراردادهاى فضا-مكانى نمايش به يك ابزار مهم براى تغيير و فضاسازى تبديل شده است. به كارگيرى ابزارها و شيوه هاى متنوع و متفاوت اجرايى در روايت داستان -البته اگر به تناسب كاركرد و موارد استفاده آن صورت بگيرد- مثل آنچه كه در نمايش سيروس همتى شاهد آن هستيم به راحتى مى تواند به گسترش زبان روايت و قدرت اجرا منجر شود. سيروس همتى درخون تو را جنون. . . دو فضاى گسترده روايى با رويدادگاههاى متنوع و متعدد در هم مى آميزد و با يكديگر تلفيق مى كند اين در حالى است كه طراحى دكور نمايش اش در نهايت ايجاز و بى چيزى آرايش داده شده است. در عوض قدرت اجرا و مهارت در فضاسازى همه عناصر محدود نمايش را جبران كرده و جايگاه آنها را پر مى كنند. دكور نمايش در صورت دارا بودن ويژگى هاى رويدادگاه هر صحنه مطمئنا نمى توانست آنچنان كه مى بينيم در تبديل وقايع مختلف به واقعه ديگر و همچنين تلفيق داستانها موفق باشد. ويژگى مهم ديگر نمايش كه در حوزه آداپتاسيون ادبيات به درام موفق نشان مى دهد عنصر زبان است. در واقع سيروس همتى در حوزه عناصر متن و در زمينه ساختار زبان به خوبى توانسته ريتم و لحن را ضمن دارا بودن تنوع و تناسب به صورت كاربردى مورد پرداخت قرار دهد. بر اين اساس روايت كلامى -به طور خاص در داستان رستم و اسفنديار- نه تنها متكى بر ادبيات منظوم اثر نيست بلكه در محدوده هاى مشخصى به ساختار درام نزديك مى شود و به خوبى قدرت انطباق با داستان ديگر (آنتيگونه) را پيدا مى كند و در ضمن كاركردهاى لازم را نيز در درگيرسازى مخاطب با نمايش و نوع روايت مضمون پيدا مى كند. زبان در نمايش سيروس همتى با تغيير لحن، انطباق و همراهى ساختارهاى مختلف، بخشى از ريتم روايت را توليد نموده و به همان ميزان كه در حوزه روايت موفق نشان مى دهد به واسطه تنوعش علاوه بر ايجاد ارتباط با مخاطب كاركردهاى ويژه را نيز در حوزه اجرايى نمايش به عهده مى گيرد. سيروس همتى علاوه بر اينها، در زمينه بكارگيرى عناصر ديگر اجرا از قبيل نورپردازى، موسيقى و تصوير نيز در نهايت تابع نيازهاى نمايش اش بوده و اين ابزارها را تنها به اندازه اى كه در اثر كارى ويژه را داشته باشند به كار گرفته است. در نهايت استفاده از نور براى افزودن بر كيفيت فضاسازى، جداسازى و در مركزيت قرار دادن موضوع اصلى، دكور و صحنه موجز و موثر، موسيقى كاربردى و همچنين تصاوير ويدئويى كه مكمل فضاسازى هستند مى توان در راستاى اهداف اجرا و در ارائه انتقال صريح مفاهيم آن دانست. تطابق و تلفيق دو داستان آنتيگونه و واسفنديار در حوزه ساختار داستانى مشخصه ديگرى از كار سيروس همتى است كه به واسطه اشتراك مفهوم، معنا و اهميت پيدا مى كند. اسفنديار به فرمان پادشاه (گشتاسب) بايد رستم را دستگير كند و آنتيگونه نيز به فرمان پادشاه (كرئون) بايد مجازات شود. در هر دو داستان قانون پادشاه (پدر) در برابر ارزشها قرار مى گيرد. نه اسفنديار قلبا حاضر به زيرپا گذاشتن ارزشها و دستگيرى رستم است و نه آنتيگونه به واسطه انجام قانون خدايان مستحق مجازات و زندان! اما آنچه چالش را به وجود مى آورد گريزناپذيرى رعايت قانون پادشاه و زير پا گذاشتن ارزشهاى فردى و اجتماعى در گستره معنايى داستان است. علاوه بر بستر كلى تطابق اين دو داستان، ما در سطح دو روايت داستانى (آنتيگونه و اسفنديار) با دو وجه چالش ديگر نيز مواجهيم. وجود اين دو سطح روايى و دارا بودن تقابل و درگيرى دراماتيك در هر دو داستان مهمترين چيزى است كه باعث مى شود نمايش را به خاطر اهميت عناصر دراماتيك يك اثر موفق ارزيابى كنيم. در واقع رستم و اسفنديار و آنتيگونه و كرئون با حفظ تمام مشخصه هايى كه در اصل داستان و در زمان و مكان مربوط به خودشان دارند، در اين نمايش ماهيت معنايى و كاركرد حضور تازه اى پيدا مى كنند و در حوزه اى جديد -در زمان حال- كنش و عمل را به وجود آورده و در نتيجه همراهى با هم معنايى تازه را به دست مى دهند كه به منظور كارگردان و گروه اجرايى اختصاص دارد. در اين محدوده رستم، كرئون، اسفنديار و آنتيگونه در قالب يك نمايش واحد مورد پرداخت قرار گرفته اند تا علاوه بر ايجاد ساختارى جديد، معنايى متفاوت را نيز در معرض انتقال بگذارند. استفاده مناسب از زبان، پيچش هاى ساختارى مقيد به ويژگى هاى درام، جذابيت هاى اجرايى، بازيگرى و. . . نيز اين حوزه ها را در راستاى ايجاد جذابيت بيشتر و درگيرى موثرتر با مخاطب قرار داده و باعث انتقال بهتر مفاهيم به او مى شوند. بكارگيرى شيوه هاى نمايش ايرانى همچون پرده خوانى و نقالى و استفاده از المانهاى نمايش تعزيه و ديگر ابزارهاى جزئى از ساير شيوه ها نيز بر جذابيت هاى اجرايى نمايش افزوده است. سيروس همتى در نمايش اش ملغمه اى از اطوارهاى نمايش ايرانى را اجرا نمى كند بلكه به دقت و با تناسب روايت داستانهاى نمايش اش را كاركرد، جذابيت و اهميت مى بخشد و بر معنا و محتواى آن منطبق مى سازد.
|
|
|
|
|
گزارش سه ماهه پاييزى سينماى ايران
گيشه دو ميلياردى
فصل پاييز براى سينماى ايران با معرفى فيلم ميم مثل مادر زنده ياد ملاقلى پور به آكادمى اسكار آغاز و با عفو قاسم ارتفاع پست، پيشنهاد احمدرضا درويش درباره جزيره صلح و باز هم خبرهايى از آمدن ها و نيامدن اليوراستون و گيشه دو ميلياردى به پلانهاى پايانى مى رسد. *ميم مثل مادر ملاقلى پور به اسكار معرفى شد به گزارش خبرنگار سينمايى خبرگزارى دانشجويان ايران (ايسنا)، اوايل مهر ماه بود كه زنده ياد رسول ملاقلى پور به عنوان يازدهمين كارگردان بعد از مهرجويى، كيارستمى، پناهى، مخملباف، مجيدى، قبادى، صدرعاملى، شهبازى، ميركريمى و پرتوى، آخرين ساخته سينمايى اش ميم مثل مادر به اسكار معرفى شد. فيلمى كه به گفته خودش يك فيلم تلخ و سياه نيست، بلكه رنج نامه زنان و مادران اين مملكت است. *جزيره صلح پيشنهاد احمدرضا درويش اولين روزهاى فصل پاييز كه همراه شده بود با هفته دفاع مقدس، احمدرضا درويش يكى از كارگردانان شاخص اين عرصه در يك مصاحبه تلويزيونى با ايرانيان مقيم خارج از كشور در شبكه جام جم در پاسخ به اين پرسش كه كدام جنگ، به جنگ پايان مى دهد پيشنهاد كرد: نظام جمهورى اسلامى ايران به نمايندگى از مردم ايران به عنوان ملتى كه منادى صلح است، يكى از جزاير خودش را به عنوان جزيره صلح به بشريت تقديم كند و سازمان ملل متحد در يكى از جزاير ايران به طور مستقل، مقر آسيايى تاسيس كند. او اعتقادش را اينگونه مطرح كرد: فكر نمى كنم در طول تاريخ هيچ صلحى با جنگ به دست آمده باشد و به نظرم نتيجه جنگ، نابودى است. در اين دوران وضعيت دنيا به گونه اى است كه همه جهان به نحوى با ادبيات جنگ تهديد مى شود و متاسفانه مولفه هاى تمام قدرت ها، كشورها و سياستمداران بر مبناى ادبيات خشونت و جنگ شكل گرفته و به نظر مى رسد جنگ يك جور بيزينس و ماركتينگ حاكم بر روابط اقتصادى است و بيزينس در دنيا مبتنى بر كالاى جنگى شده است، آن چنان كه بر اثر انعكاس اين جنگ از طريق رسانه ها و خبرگزارى ها، مخاطبان جهانى را به وحشت انداخته است. * براى آزادى جزو ده مستند تكان دهنده جهان و همين روزها بود كه در خبرگزارى هاى جهان خبرى از انتخاب ده مستند تكان دهنده دنيا منتشر شد كه در ميان آنها نام فيلم مستند براى آزادى حسين ترابى به چشم مى خورد. مارك كوسينز - منتقد سينمايى سايت فيلم BFI انگليس- در گزارشى ۱۰ فيلم مستندى را كه با ساير فيلم ها متفاوت هستند، انتخاب كرد و اين سوال را كه آيا فيلم ها مى توانند تاريخ را تغيير دهند بهانه اى براى تهيه يك گزارش ويژه از بهترين مستندهاى جهان كرد. اين گزارش درباره مستند براى آزادى آورده است: اين فيلم كه به صورت رنگى در قالب ۳۵ ميليمترى ساخته شده است، با صحنه هاى بديع، انقلاب ايران را اسپيلبرگ گونه به تصوير كشيده است. انقلاب ما همه جا بود، همه بودند. . . و ما اگر هزار دوربين هم داشتيم، نمى توانستيم تصوير كاملى بدهيم از قيام ملتى كه به پيشواز مرگ رفته بود. . . براى آزادى (حسين ترابى) اين جملات عنوان بندى آغازين فيلم براى آزادى است كه با خط نستعليق و به رنگ قرمز بر زمينه اى سياه نگاشته شده اند. براى آزادى تنها فيلم مستندى است كه در قالبى كاملا حرفه اى و با مشاركت عوامل مجرب بخش سينمايى وزارت فرهنگ و هنر ساخته شده است. علاوه بر نسخه تدوين شده اين فيلم كه در دسترس است، صدها فيت از ارزش هاى به جامانده آن را نيز بايد در نظر گرفت كه از اهميت و اعتبار تاريخى فوق العاده اى برخوردار است و تنها فيلم مستندى است كه در معرفى انقلاب اسلامى ايران با امكانات كاملا حرفه اى ساخته شده است. *عصر روز دهم به راعى رسيد به گزارش ايسنا، اوايل آبان ماه خبر رسيد پروژه ناتمام ملاقلى پور را به مجتبى راعى سپرده اند. مجتبى راعى هم گفت: تحقيقات عصر روز دهم را آغاز كرده است. وى در عين حال تاكيد كرد: چون سليقه بنده در فيلمسازى با رسول ملاقلى پور فرق دارد، قرار شد فيلمنامه را از ابتدا بنويسم و فيلم را بسازم. *قاسم ارتفاع پست عفو شد حوالى آبان ماه در حاليكه ابراهيم حاتمى كيا ليست بازيگران فيلم جديدش دعوت را منتشر كرد خبر آمد: قاسم ارتفاع پست پس از هفت سال عفو شد. حاتمى كيا سال ۸۱ فيلمى ساخت كه خودش مى گفت: نطفه اصلى فيلمنامه اش را از خبرى در روزنامه ها گرفته است. آن روزها اين كارگردان تاثير گذار سينماى ايران در آبادان به سر مى برد در خبرها اعلام شد كه هواپيمارباها ۲۲ نفر بودند همين عامل به زعم حاتمى كيا دليل غير سياسى بودن جريان بود. حاتمى كيا تحقيقات را در اين زمينه پى گرفت ،با حاضران در آن هواپيما تماس برقرار و در دادگاه اين افراد هم شركت كرد با اين حال مجازات اعدام دور از ذهن بود و به گفته او نااميدش كرده بود، همين امر جوهره خوبى براى درام آنچه كه او به آن احتياج داشت حاصل كرد. قرار بود با پايان تابستان ۸۶ حكم اعدام متهمان هواپيما ربايى اجرا شود آن روزها حاتمى كيا در سفر حج به سر مى برد. مدتى جريان دادگاه مسكوت ماند و شايد شنيدن خبر اجراى حكم مانع از پى گيرى اخبار مى شد. اما سرانجام خبر رسيد: پس از بررسى پرونده خالد هردانى ،فرهنگ پورمنصورى و شهرام پورمنصورى در كميسيون عفو و بخشودگى قوه قضاييه، محكوميت آن ها از اعدام و حبس ابد به ۲۰ و ۱۵ سال حبس كاهش يافت. * سال مولانا و اداى احترام سينماى ايران اهالى سينما روز ۱۱ آبان ماه گرد مزار شمس جمع شدند تا بگويند شمس تبريزى در اين مملكت مهجور نيست. پرويز پرستويى در بخش متنى كه قرائت كرد آورده بود: جهان ما، جهان آيينه هاست. ز هر سو كه سر بگردانى آيينه اى است كه حال و احوال ما را مى نمايد. تاريخ فرهنگ و هنر اين مرز و بوم به افتخار و فخر قله هاى خود پابرجا مانده است. هر يك آيينه اى به وسعت آسمان و آتشى افروخته در بيشه انديشه و احساس. پرستويى بيان كرد: آتش افروزان هم اينك در خانه هاى ابدى خود در جاى جاى اين جهان خفته اند، اما نام و ياد و نفس حق آنان در دل همه انسان هاى طالب زيبايى و حقيقت باقى مانده است و مى ماند، تا ابد، كه سرچشمه ريشه و رازهاى ماندگارى دارد و اينك ما بر مزار حضرت شمس هستيم همان كه به روايت تذكره نويسان نمى آيد و فقط خود مولانا است كه راز او را باز مى گويد. شمس تبريزى، تو را عشق شناسد. *بهروز افخمى فرزند صبح را تمام كرد سرانجام فيلمبردارى پروژه سينمايى فرزند صبح به تاريخ پنجم آذر ماه ۸۶ بعد از سه سال در پايگاه شكارى فرودگاه مهرآباد به پايان رسيد. اما بهروز افخمى به ايسنا گفت: فيلمبردارى فيلم امروز به پايان رسيد و بخش هيجان انگيز كار كه صداگذارى و تدوين است از هم اكنون آغاز مى شود كه اميدوارم به خوبى پيش برود. او درباره حضور فرزند صبح در جشنواره فيلم فجر هم گفت: به دليل اينكه قرار است با آهنگساز خارجى، كار كنيم احتمال اينكه فيلم به جشنواره نرسد وجود دارد. *تهيه كنندگان سينماى ايران به تفاهم رسيدند و اواخر آذر ماه بود كه هيات رييسه شوراى عالى تهيه كنندگان سينماى ايران انتخاب شدند. منوچهر محمدى سخنگوى اين شورا به ايسنا گفت: جلسه شوراى عالى تهيه كنندگان در ادامه جلسات قبلى تشكيل شد و محورهاى اصلى مباحث جهت تشكيل شوراى عالى مورد بررسى قرار گرفت، طبيعتا در اولين گام انتخاب هيات رييسه انجام گرفت و افراد ذيل انتخاب شدند: سيدغلامرضا موسوى به عنوان رييس شوراى عالى تهيه كنندگان از تشكل اتحاديه تهيه كنندگان و توزيع فيلم سينماى ايران، مهدى فخيم زاده به عنوان نائب رييس شوراى عالى تهيه كنندگان از تشكل مجمع فيلمسازان سينماى ايران و بنده به عنوان سخنگوى شوراى عالى تهيه كنندگان از كانون تهيه كنندگان سينماى ايران انتخاب شديم. * باز هم خبرهايى از آمدن و نيامدن و سه ماهه پاييز هم باز هم خبر از آمدن و نيامدن اليور استون بود. *گيشه دو ميلياردى براى سينما گيشه سينماى ايران نيز در فصل پاييز با نمايش بيش از پانزده فيلم به فروش بيش از دو ميليارد تومان دست يافت و عنوان پرفروشترين فيلم دوره براى توفيق اجبارى بود. ميزبان فيلم هايى چون توفيق اجبارى ،كلاغ پر،گوشواره،توفيق اجبارى ،رفيق بد ،دستهاى خالى،اتوبوس شب ،بچه هاى ابدى ،هدف اصلى،چهار انگشتى ، مسيح ،قصه دلها،سرگيجه،عيسى مى آيد ،كلاهى براى باران ،در شهر خبرى نيست هست بود. فصل پاييز نيز همچون فصل هاى ديگر سال خبر از رفتن ها بود فواد نور، حميد دلشكيب، گرشا رئوفى، حميد قنبرى هم به قطعه هنرمندان بهشت زهرا(س) رفتند.
|
|
|
|
|
چشم شيشه اى
به گفته تهيه كننده برنامه سينما اقتباس در صورت به توافق رسيدن اداره كل تامين برنامه سازمان صداوسيما براى خريد فيلم گاو خونى(به كارگردانى بهروز افخمى)، اين فيلم براى نخستين بار از شبكه چهار سيما پخش مى شود. به گزارش ايسنا، وى از پخش دو فيلم ايرانى ناخدا خورشيد (به كارگردانى ناصر تقوايى) و سارا (ساخته داريوش مهرجويى) در قالب اين برنامه جديد كه به زودى روى آنتن مى رود، خبر داد. سليمانى با اعلام اين كه زمان دقيق پخش برنامه سينما اقتباس هنوز مشخص نشده است، در عين حال خاطرنشان كرد: درحال حاضر ۲۶ فيلمى كه قرار است در قالب اين برنامه از تلويزيون پخش شود، انتخاب شده است و چند فيلم به صورت جانشين نيز انتخاب كرده ايم تا در صورتى كه فيلم ها جابه جا شوند، با مشكل مواجه نشويم. وى با اعلام اين كه تاكنون دوبله ۱۹ فيلم از برنامه سينما اقتباس به پايان رسيده است، در اين باره اظهار كرد: مشكل دوبله فيلم ها حل شده است و آثار انتخابى هم اينك درحال دوبله شدن هستند. تهيه كننده برنامه سينما اقتباس به اين پرسش ايسنا كه آيا در انتخاب آثار اين برنامه قاعده خاصى را رعايت كرده است، پاسخ مثبت داد و گفت: ترجيح ما براين بوده كه فيلم هاى تكرارى به حداقل برسد. اگر هم فيلمى مانند سارا براى پخش انتخاب كرده ايم كه پيش از اين هم از تلويزيون پخش شده علت آن اين بوده كه قصد داريم «خانه عروسك» را هم به روى آنتن ببريم كه منبع اقتباس هر دو يكى است.
|
|
|
|