دوشنبه ۳ دى ۱۳۸۶
۱۳ ذيحجه ۱۴۲۸ - ۲۴ دسامبر ۲۰۰۷ - سال هشتم - شماره ۲۴۸۷
گفت وگو
Tel: 88808918
info@javandaily.com
sJavan.jpg
جستجو
pdf PDF
Edition
صفحه نخست
ايران
جهان
اقتصادى
حوادث
ورزشى
فرهنگى
سينما، تئاتر
جوان ورزشى
جوان قرآنى
سراى ايرانى
سلام جوان
جامعه
اقتصاد
گفت وگو
دفاع مقدس
آرشيو
تماس با ما
گفت وگو با آلبرت بانيو پتاگوژيست و كارگردان ايتاليايى
كودكان پادشاه من اند

زهرا شايان فر
گروه سينما تئاتر: آلبرت بانيو، كارگردان و عروسك گردان نمايش يك بار يك پرنده هنرمند فرانسوى الاصل و ساكن ايتالياست. او با استفاده از نوارهاى كاغذ رنگى و ابزار ساده اى همچون قيچى و منگنه در صحنه نمايش، قصه اى ساده را بيان مى كند.
يك نوار ساده كاغذ رنگى با تغيير محل و فرم به سادگى اشيا، اشخاص، مكان ها و حيوانات متفاوت را مى سازند. بانيو كه دانش آموخته دانشگاه بين المللى عروسك هاى نمايشى است و يك پتاگوژيست محسوب مى شود در گفت وگوى اختصاصى با سايت ايران تئاتر از تئاتر تعليم و تربيت (پتاگوژى)، نقش خلاقيت ذهن و شيوه ساده اجرايش گفت .
* شيوه اجرايى كه در تئاتر كودك داريد را معرفى مى كنيد؟
** ۳۲ سال است كه عروسك گردانى و كار نمايش انجام مى دهم. در زمان تحصيل در دانشگاه خيلى زود شانس بزرگى بدست آوردم و آن آشنايى با بسيارى از عروسك گردان هاى پتاگوژيست بود. با اساتيدى آشنا شدم كه پيشنهادى متفاوت به من دادند. وقتى به شهر خودم برگشتم خودم را در مقابل بحث و مجادله ديدم. از يك سو تئاتر كلاسيك و از سوى ديگر ضرورت هاى آموزش و بچه هاى مدرسه. در اين ميان مديران، سياستگذاران، شهردارها و شهرداريها و بحث اقتصادى نيز قرار داشت. اما به هر حال انتخاب كردم. اين انتخاب به من اجازه داد شروع كنم و از آن راضى باشم.
* درباره اجرايى كه انجام داده ايد توضيح دهيد؟
** تكنيك ها، زبان ها، مدل ها و زمان هاى مختلف را در نظر گرفتم و در نهايت تئاتر خودم را پايه گذارى كردم. تا آنجا پيش رفتم كه ديگر به نظر مى آيد تئاتر نيست. آنچه ديديد يك تئاتر نيست اما مى تواند با بچه ها و حتى با بزرگترها ارتباط برقرار كند. تمام عروسك گردان ها مى توانند به راحتى اين كار را انجام دهند و من سعى مى كنم به آن ها بفهمانم اين كار ساده اى براى رسيدن به نشانه ها و حس هايى كه از ذهنيت هر كس حتى بچه ها ريشه مى گيرد است. مسلما عروسك گردان ديگر نمى تواند هيچ وقت كار مرا انجام دهد، فقط مى تواند تكنيك هاى مرا با متد و تكنيك خودش انجام دهد. در نهايت وقتى ببينيم كه بچه ها تمايل دارند از قيچى و منگنه و كاغذ استفاده كنند، نمايش عجيب و غريب من يك نمايش موفق خواهد بود.
* اجراى شما با يك كار عروسكى كاملا متفاوت است. معمولا عروسك گردان همه اجرا را به عروسك هايش مى سپارد اما اينجا عروسك گردان خود بازى هم مى كند و عروسك ها(سازه هاى كاغذى) تنها نشانه اند.
** تكنيك هاى من در مقايسه با تكنيك هاى تئاتر عروسكى كاربردهاى ديگرى دارند. يك ساختار جديد را در ذهن افراد ايجاد مى كند. كار من يك كار پيش بينى شده است. مى توانم برخى مواقع حركات را تغيير بدهم اما همه چيز يك نمايش است. مجموعه اى از واكنش هاى ذهن، فيزيك و اجزا دست و صورت است.
* اما در اجرا همه چيز ساده است. . .
** ادا در آوردن كار ساده اى است اما انجام دادن كارهاى احمقانه آن طور كه مادرم مى گويد را نيز بايد خوب بلد باشى. اگر بلد نباشى به نظر مى رسد كه واقعا يك احمق هستى. من به سمتى اشاره مى كنم و تو هيچ چيز جز محيط پيرامونى را نمى بينى در حاليكه آنچه آن نقطه را معنا مى بخشد از ذهن و انديشه نشات مى گيرد. بايد بدانى كه چطور به خودت بخندى و بايد بدانى كه چطور ديگران را بخندانى. سيستم هاى مختلف را تجزيه و تحليل كنى، ارزش ها را در نظر بگيرى، بدون آنكه به كسى آزار و اذيت برسانى. نمايش من كاملا مدرن است اما بر اساس عناصر تاريخى و پايه اى يك نمايش بنا شده است. مى دانم كه وقتى براى بچه ها كار مى كنى، حركات براى خودت مناسب نيست اما كاملا درست است چون بايد خيلى چيزها را به سمت بچه ها اصلاح كنيم. اين يك پيش بينى است. وقتى در مدرسه كار مى كنم كاملا متفاوت هستم چون بچه ها براى من پادشاه اند .يك پرفسور بزرگ تئاتر تعليم و تربيت معتقد است: بچه ها هنرمند متولد نمى شوند ما بايد به آن ها آموزش و ابزار بدهيم. اگر اين كار را بكنيم در روزهاى آينده نتيجه بهترى خواهيم گرفت.
* در اجرايى كه انجام داديد اشاره اى به رنگ داشتيد و از آن براى ايجاد ارتباط با تماشاگران به خوبى استفاده كرديد. استفاده از رنگ در اين شيوه اجرا يك ابزار آموزشى است؟
** مطمئنا و به طور عميق رنگ ها در آموزش بچه ها موثر هستند. هر رنگ يك كد است. هر كدام نيز براى بچه ها و بزرگترها تفاوت دارد. بزرگترها اين كدها را به وسيله محيطى كه در آن زندگى مى كنند، چگونگى لباس پوشيدن، جامعه، خاك، آب، ساحل و. . . به بچه ها انتقال مى دهد. با اين كدها شخصيت ها را مونتاژ مى كنند. وقتى تلاش مى كنيم كدها از واقعيت خارج شوند، در همان زمان، بايد با بعضى از كدهاى بچه ها منطبق باشند. از آنچه مى گوييد استنباط مى كنم پيش از آنكه نمايشى را اجرا كنيد روى گروه هدف مطالعه مى كنيد و با شناخت از تماشاگران اجرا
مى كنيد. من فقط منطقه را مطالعه مى كنم. در باره كسانى كه كار را مى بينند و تعدادشان، چيزى نمى دانم، برطبق شناختى كه از جغرافياى طبيعى محل دارم نشانه ها را در نظر مى گيرم. با اين حال به نظر مى آيد كه نشانه ها با هم خيلى ارتباط دارند، چون واقعيت زندگى مردم مى تواند شامل همه آنها باشد.


|   شناسنامه   |   آرشيو   |