دوشنبه ۳ دى ۱۳۸۶
۱۳ ذيحجه ۱۴۲۸ - ۲۴ دسامبر ۲۰۰۷ - سال هشتم - شماره ۲۴۸۷
جوان قرآنى
Tel: 8894335
Sport@javandaily.com
sJavan.jpg
جستجو
pdf PDF
Edition
صفحه نخست
ايران
جهان
اقتصادى
حوادث
ورزشى
فرهنگى
سينما، تئاتر
جوان ورزشى
جوان قرآنى
سراى ايرانى
سلام جوان
جامعه
اقتصاد
گفت وگو
دفاع مقدس
آرشيو
تماس با ما
گفت و گو با رضا محمدپورنفر اول رشته قرائت مسابقات بين المللى قرآن هندوستان
حوزه هاى علميه براى مهجوريت زدايى از قرآن به تربيت مفسر روى آورند
جوان قرآنى: عالمان قرآنى مهجورند و به آنها كم توجهى شده است و مى شود و در اين جهت حوزه هاى علميه براى رفع اين مهجوريت لازم نيست قرآن و تفسير چاپ كنند بلكه بهتر آن است كه تفسيرنويس و تفسيرگو و تفسيرشناس خوب تربيت كنند.
حجت الاسلام والمسلمين محمدرضا نوراللهيان، رئيس سازمان مدارس و حوزه هاى علميه خارج از كشور، در گفت وگو با ايكنا به در پاسخ به اين سوال كه برخى محققين از كم توجهى حوزه ها نسبت به قرآن انتقاد كرده اند، گفت: در اين بخش بايد طورى سخن بگوييم كه در پيشگاه قرآن و پيامبر ابلاغ كننده آن مسوول باشيم.
نوراللهيان ادامه داد: قرآن، مهجور است و مانند دريايى بى كران و عميقى است كه هر غواصى وارد آن شود دنيايى از حقايق جديد را در مى يابد و با دست پر برمى گردد.
وى ادامه داد: اين مطلب در حوزه هاى علميه مورد توجه است و حوزه ها هميشه نگران اين مطلب هستند در حال حاضر رشته هاى تخصصى قرآن، تحقيقات قرآنى، قرآن پژوهان جوان، قرآن پژوهى ها و پژوهشگاه هاى قرآنى و نيز تحقيق و تاليف و تدوين برنامه هاى قرآنى به صورت جدى مورد توجه قرار گرفته است.
رئيس سازمان مدارس و حوزه هاى علميه خارج از كشور، در تشريح بيشتر اين بيانات تصريح كرد: منظور مسابقات و حفظ قرآن نيست كه در كشورهاى عربى برگزار مى شود، بلكه بايد گفت در تحقيقات اساسى كه در كشورمان صورت گرفته، پايتخت قرآنى دنيا، ايران معرفى شده است. نوراللهيان تاكيد كرد: طبق آمار و ارقام و بررسى هاى مختلف كه در اين تحقيقات به دست آمده نه مصر در زمينه قرآن و توليد مفاهيم قرآنى كار گسترده اى كرده است و نه عربستان صعودى، كه به نظر مى آيد كار بسيار انجام داده اند.
وى تاكيد كرد: ايران در دهه هاى اخير خصوصا در دو دهه اخير، بيشترين فعاليت قرآنى را داشته و طبعا منظور از اين فعاليت به طور اخص فعاليتى است كه در حوزه هاى علميه خصوصا قم، اصفهان، شيراز، مشهد، تبريز و البته تهران صورت گرفته است.
رئيس سازمان مدارس و حوزه هاى علميه خارج از كشور، در بخش پايانى سخنان خود خاطرنشان كرد: ما در زمينه رفع مهجوريت از قرآن بايد به عالمان قرآنى چون آيت الله مرحوم هادى معرفت و آيت الله جوادى آملى، بايد بيشتر بها دهيم.
وى در ادامه يادآور شد: عالمان قرآنى مهجورند و به آنها كم توجه شده و مى شود و در اين جهت حوزه هاى علميه براى رفع اين مهجوريت لازم نيست قرآن و تفسير چاپ كنند، آنان بايد تفسيرنويس و تفسيرگو و تفسيرشناس خوب تربيت كنند.
نوراللهيان در اتمام بيانات خود بيان داشت: رشته هاى تخصصى قرآنى مى تواند در اين امر بسيار كمك كند ولى ما مفسر نه همپاى فقيه و اصولى و تاريخدان و محدث، بلكه بيش از همه اينها نياز داريم كه عدد آن در حوزه ها هنوز عدد بالايى نيست.
نگارش قرآن به خط خوشنويسى لاتين براى نخستين بار در جهان
جوان قرآنى: براى نخستين بار در جهان دو هنرمند ايرانى كار نگارش قرآن به خط خوشنويسى لاتين را آغاز كردند.
استاد مجتبى قاسمى از خطاطان و نگارندگان اين پروژه و عضو انجمن خوشنويسان Classلندن در گفتگو با مركز خبر حوزه، به بيان اهداف و ويژگى هاى اين طرح پرداخت و گفت: يك ماه قبل كار نگارش جزء سى ام قرآن به عنوان نمونه به پايان رسيد و در حال انجام هماهنگى هاى لازم جهت عملياتى شدن اين پروژه هستيم.
وى افزود: در اين طرح متن ترجمه شده قرآن به زبان انگليسى كه توسط استاد على قلى قرائى انجام شده است به صورت خوشنويسى لاتين و به يكى از شيوه هاى گوتيك يا كاپرپليت نگاشته خواهد شد.
قاسمى اظهار داشت: كارگروه اين پروژه مشتمل بر بيست و پنج نفر خطاط، تهذيب گر و گرافيست است و كار نگارش آن را برعهده داريم.
عضو انجمن خوشنويسان Class لندن، نگارش به خط هاى گوتيك و كاپرپليت را داراى علاقه مندان زيادى در سطح جهان عنوان كرد و گفت: نگارش به خط لاتين به خاطر در برگيرى بالاى آن مى تواند به زبان هاى فرانسوى، انگليسى، آلمانى، مكزيكى و تركى صورت پذيرد، زيرا الفباى همه اين زبان ها يكى است.
وى همچنين از نگارش زيارتنامه حضرت معصومه(س) و امام رضا(ع) به خط خوشنويسى لاتين خبر داد و افزود: به آستان قدس رضوى و آستانه مقدسه حضرت فاطمه معصومه(س) پيشنهاد داده ايم براى سهولت زيارت زائران خارجى، زيارت نامه اين دو شخصيت بزرگوار را به خط خوشنويسى لاتين بنويسم.
قاسمى، محتواى زيارت حضرت معصومه(س) به لحاظ احترام به ديگر اديان را كم نظير توصيف كرد و افزود: در ابتداى اين زيارت نامه بر حضرت عيسى، موسى و ابراهيم درود و سلام فرستاده شده، سپس از خاندان رسالت تمجيد مى شود.
اين استاد برجسته خوشنويسى، خاطرنشان كرد: آيات مرتبط با حضرت عيسى مسيح (ع) را از قرآن گلچين كرده ايم كه به خط خوشنويسى لاتين ترجمه و منتشر خواهد شد.
وى اشاعه فرهنگ تشيع در قالب هاى گوناگون را مورد تاكيد قرار داد و افزود: ترويج معارف اسلامى با زبان و خط مادرى كشورهاى اروپايى مى تواند جذابيت لازم را در تبليغ به وجود آورد. عضو انجمن خوشنويسان Classلندن يادآور شد: در طول يك هفته حضور در نمايشگاه كريمه اهل بيت(ع) در قم بيش از هزار قطعه مزين به عبارت «السلام عليك يا فاطمه معصومه(س)»، «يافاطمه اشفعى لى فى الجنه و السلام عليك يا على بن موسى الرضا» به خط لاتين نوشته و به بازديد كنندگان اهدا شد.
گفت و گو با رضا محمدپورنفر اول رشته قرائت مسابقات بين المللى قرآن هندوستان
جذابيت تلاوت وابسته به اخلاق قرآنى است

على فرج زاده

اواخر آبان ماه سال جارى، شهر دهلى نو هندوستان شاهد همايش قرآنى بيش از ۵۰ قارى قرآن از نزديك به ۱۰ كشور جهان بود قاريانى كه گرد هم آمده بودند تا در رقابتى معنوى، طعم شيرين آيات الهى را در كام جان علاقه مندان بچشانند.
در پايان اين رقابت معنويرضا محمدپور قارى اعزامى ايران، موفق به كسب رتبه نخست اين مسابقات شد و يك بار ديگر نام ايران را بر زبان ها انداخت و بر ذهن ها مرور كرد. محمدپور متولد سال ۱۳۵۲ در زادگاه پهلوان حسين رضازاده است، وى در خانواده اى مذهبى، علاقه مند و مانوس با قرآن به دنيا آمد، پدر بزرگ و مادر بزرگش هركدام بخش هاى اعظمى از قرآن را حفظ بودند و برادرش، عبدالحسن از قاريان ممتاز كشور و بين المللى است و پدر مرحومش، حاج رسول محمدپور از استادان مبرز قرآنى اردبيل بود، محمدپور تحصيلكرده رشته مهندسى است، در سال ۸۰ ازدواج كرد و يك فرزند پسر محصول اين ازدواج است و بسيارى از موفقيت هايش را مديون صبر، ايثار و گذشت همسرش مى داند، مقولاتى كه مقام معظم رهبرى جايگاه والايى براى آن در مهندسى فرهنگى كشور قائل شده اند و بر آن تاكيد كرده اند. گفت و گوى جوان با اين قارى بين المللى را بخوانيد.
* آقاى محمدپور از هند چه خبر چى شد كه به اين مسابقات راه يافتيد؟
** انتخاب قاريان ايرانى، بر عهده كميته دعوت و اعزام قراء است كه قاريان را بر اساس رتبه اى كه در مسابقات كشورى كسب كرده اند به مسابقات مختلف اعزام مى كنند. امسال هم چون من رتبه دوم مسابقات اوقاف كشور را كه معتبرترين مسابقات ايران است، كسب كرده بودم قرار بود كه قاعدتا به مسابقات مالزى بروم ولى به علت اين كه من سال ۸۲ هم دوم شدم و يك بار به مالزى اعزام شده بودم گفتند شما براى بار دوم نمى توانيد برويد. البته خيلى از دوستان دوبار به مالزى اعزام شدند. به هر حال امسال در مسابقات بين المللى هند به همراه آقاى صدرزاده به عنوان داور اين مسابقات شركت كردم.
* اين مسابقات در چه سطحى برگزار شد و چه سازمانى آن را برگزار مى كرد؟
** اين مسابقات هر ساله به همت رايزنى فرهنگى جمهورى اسلامى ايران در هند برگزار مى شد اما امسال ايران در آن دخالتى نداشت و خود مسلمانان هند(مركز اسلامى دهلى نو) براى نخستين بار اين مسابقات منظم و سطح بالايى را برگزار كرد و نزديك به ۱۰ كشور هم در آن حضور داشتند و در مجموع بيش از ۵۰ قارى از هند، مالزى، اندونزى و بنگلادش و... در اين مسابقات حضور داشتند. قاريان اندونزى و بنگلادش خيلى قوى بودند، قارى اندونزى، نفر دوم كشورش بود و معمولا هم اندونزى ها در مسابقات بين المللى رتبه مى آورند و جزء نفرات برتر هستند و قارى بنگلادشى هم خيلى با تجربه بود و تجربه مسابقات بين المللى ايران و مالزى را هم داشت كه در نهايت به لطف خدا ايران توانست رتبه اول را كسب كند.
* خاطره اى از اين مسابقات؟
من دوبار ديگر هم به جز اين دوره به هندوستان با عنوان ماموريت قرآنى رفته بودم و مى دانستم كه هندى ها به اين موضوع كه قاريان بايد با كلاه قرآن بخوانند خيلى حساس هستند و استفاده نكردن از كلاه را نشانه بى احترامى به قرآن مى دانند. من با وجود اين كه اين موضوع را مى دانستم فراموش كردم از ايران كلاه ببرم و مجبور شدم قبل از تلاوت، كلاه يكى از قاريانى را كه در سالن نشسته بود قرض بگيرم و بخوانم كه خود اين صحنه براى آن ها خيلى جالب بود كه من به فرهنگ و سنت آن ها احترام گذاشتم و براى خودم هم به يادماندنى.
* خاطره غير قرآنى؟
** به لطف خدا زندگى قاريان با قرآن عجين است و به طور قطع هم بهترين خاطره ها در همين زمينه شكل مى گيرند. هر سال تعدادى از قاريان و حافظان براى اجراى برنامه به حج مشرف مى شوند كه بنده هم توفيق داشتم كه چند سفر بروم و بهترين لحظات اين سفرها هم برمى گردد به برنامه هايى كه ما ساعت ۱۰ شب در طبقه دوم مسجدالحرام روبه روى ناودان طلا اجرا مى كرديم در شرايطى كه تعداد زيادى افراد جمع مى شوند و همه با هم و روبه كعبه تواشيح اسماء الحسنى(يا من هو الله الذى... ... . ) را دسته جمعى مى خوانند و كل حرم متحول مى شود. بهترين لحظات زندگى من شايد همين لحظه باشد.
* رتبه هايى كه به جز مسابقات هند كسب كرده ايد چه رتبه هايى است؟
** سال ۶۹ كه من ۱۷ سالم بود در مسابقات كانون هاى قرآن سازمان تبليغات اسلامى سراسر كشور كه خيلى از قاريان ممتاز در آن شركت مى كنند، اول شدم كه در بوشهر برگزار شد. همان سال در مسابقات دانش آموزى دوم شدم. در دوران دانشجويى در سال ۷۴ نفر اول مسابقات قرائت دانشجويان كل كشور شدم. در مسابقات قرآن مطلع الفجر كه مسابقات عظيمى است و توسط سازمان تبليغات برگزار مى شود نفر دوم شدم و در مسابقات اوقاف هم كه معتبرترين مسابقات است دوبار در سال هاى ۸۲ و ۸۶ دوم شدم.
* با چند سوال كوتاه موافقيد؟
** بله خواهش مى كنم.
*ويژگى يك معلم و استاد خوب قرآن؟
** اخلاق و رفتارش قرآنى باشد والا نه تدريسش خوب جواب مى دهد و نه تلاوت قرآنش موثر مى شود. ما اين را به عينه ديده ايم. چون جذابيت تلاوت تا حد زيادى وابسته به اخلاق قرآنى است.
* تعريف شما از بهشت؟
** انشاءالله خدا قسمت همه بكنه.
* مرگ؟
** آغاز زندگى
* گناه؟
** تلخكامى
 * بهترين وسيله براى نشر اسلام؟
** قرآن و اهل بيت(ع)
* عشق؟
** نهايتش به خدا مى رسد. حديث قدسى در اين زمينه هست كه به اين جا ختم مى شود كه هر كس من را بخواهد من (خداوند)عاشق او مى شوم.
* پدر؟
** شخصيتى كه معمولا وقتى زنده است قدرش مشخص نمى شود و وقتى از دنيا رفت تازه قدر او را مى فهميم.
* اگر جاى من بوديد چه سوالى از خودتان مى پرسيديد؟
** اگر جاى شما بودم درباره مشكلات جامعه قرآنى مى پرسيدم كه بيشتر اين مشكلات به نبود تشكيلات منسجم براى سامان دهى فعاليت هاى قرآنى برمى گردد. سازمان هاى مختلف، فعاليت هاى قرآنى خوبى را انجام مى دهند اما به همين دليل گاهى موازى كارى مى شود و اين فعاليت ها به هم برخورد مى كند و با وجود هزينه هاى زياد، نتيجه مطلوبى به دست نمى آيد.
* سخن آخر؟
** درد دلى داشتم كه اگر توانستيد مطرح كنيد. با اين كه مسابقات قرآن اصلا با مسابقات ورزشى قابل قياس نيست و قياسش هم اشتباه است ولى خوب مملكت ما قرآنى است و كتاب انقلاب ما قرآن است، اگر يك قهرمان ورزشى بخواهد به كشور برگردد و يا مسابقه دوستانه اى كه دو تا تيم ورزشى انجام مى دهند مى بينيد كه مستقيم از تلويزيون پخش مى شود و همه در جريان قرار مى گيرند اما مسابقات قرآن بى سر و صدا انجام مى شود. همين مسابقاتى كه من شركت كردم الان بعد از گذشت دو سه هفته، تنها استاندارى اردبيل يك مراسم تجليلى براى من گرفتند. البته انس با قرآن انسان را از تشويق ديگران بى نياز مى كند اما از اين جهت روى اين مو ضوع تاكيد مى كنم كه نوجوانان و جوانان در اين زمينه تشويق شوند و به مقوله قرآن بيشتر گرايش پيدا كنند، به همين دليل انتشار اخبار اين مسابقات و استقبال مسوولان، حداقل انتظارى است كه مى توان داشت.
پلوراليزم در تقابل با صراط المستقيم قرآن
قسمت اول اين مقاله در شماره پيشين صفحه جوان قرآنى تحت عنوان پلوراليزم در تقابل با صراط المستقيم قرآن به چاپ رسيد و اينك ادامه آن.
تا اينجا ما به تحليل دو اصل مهم ضرورت دين و وحدت دين پرداختيم. اين دو بحث نقش كليدى در روشن شدن زواياى بحث پلوراليزم دارد و بعد از گذر از اين دو مرحله انسان براى تعيين دين حق و برتر ، از بين اديان مختلف ، نيازمند معيارهايى براى تعيين و شناخت دين حق است. البته ملاك و معيار تشخيص دين حق از باطل را مى توان از دو نظر متفاوت يعنى درون دينى و بيرون دينى جستجو كرد اما در اين جا به ادله اى كه شهيد متفكر بدان اشاراتى داشته است ، بسنده مى كنيم.
۱- حكم عقل به انتخاب دين كامل و برتر
گفتيم كه عقل بعد از احساس ضرورت و وحدت دين الهى به انتخاب دين بدون فحص از حقانيت و برترى آن نسبت به اديان ديگر ، اكتفا نمى كند بلكه دنبال معيار مى گردد.
يكى از اين ملاكها ارزيابى و سنجش اديان موجود از نظر جامعيت و مطابقت با نيازهاى فطرى انسان است كه در اينجا به مقايسه دو دين بزرگ جهان كه مدعى حقانيت نيز هستند ، يعنى اسلام و مسيحيت ، مى پردازيم:
۱- جهان بينى اسلام بر اصل توحيد استوار است و جهان بينى مسيحيت بر تثليث (متى ۲۸ : ۱۹ - يوحنا: 5: ۲۰ - اول قرنتيان: ۶:۸)
۲- وحى منز ل بودن قرآن كريم ، دست نويس و جبرى بودن انجيل.
۳- اشتمال قرآن بر تعدادى مضامين عالى و انواع اعجاز ؛ و اشتمال كتاب مقدس بر آموزه هاى ناسازگار با عقل مانند تجسم خدا و گناه فطرى و مساله فديه (يوحنا :۷ ۱۶ ، يوحنا ( ۲۶ 4: ۱۰ ، يوحنا :۱۶ ۱۴ ، روميان: ۲۰ 3 و ۲۴ ، روميان: 5: ۱۲ و كتاب هوشيع نبى :۹ ۵-۱۰)
۴- داعيه جهانى بودن اسلام و نسخ اديان پيشين ، اعلام موقتى بودن تورات و انجيل و بشارت به ظهور پيامبر پسين. (يوحنا ۷:۱۶ ، كتاب هوشيع نبى: ۵:۹-۱۰)
۵- عدالت و ظلم ستيزى اسلام ؛ توصيه به ستم پذيرى از اشخاص و حكومت در انجيل (متى :۵ ۳۸ ، متى ،۲۱:۲۲ متى: :۲ ،۱۷ لوقا :۲۰ ،۲۵ متى :۲۲ ،۱۸ مدقس ۱۵:۱۲)
۶- و بالاخره وجود قوانين و احكام اجتماعى ، اقتصادى ، حقوقى، جزايى در اسلام ، منطبق با نيازهاى فطرى بشرى مثل اصل شورا ، قداست شغل ، حرمت رشوه ، ربا و احتكار ، توصيه به دفاع از حقوق خصوصى و اجتماعى و جهاد در مقابل متجاوزان ، احكام حدود و ديات به منظور اصلاح جامعه و پيشگيرى از وقوع جرايم.
۲- خود سوز بودن پلوراليزم
به نظر مى رسد نظريه پلوراليزم و پذيرش حقانيت اديان، وقتى پايش به قلمرو دين اسلام برسد يعنى مطابق مبناى خود بخواهد حقانيت اسلام را نيز بپذيرد، دست به انتحار زده است. توضيح اين كه پذيرفتن حقانيت دين يهود يا مسيح هيچ منافاتى با پذيرش حقانيت اديان ديگر ندارد بلكه چه بسا مطابق اصول يهود و مسيح نيز باشد چرا كه در آن ها وعده و بشارت ظهور دين بر حق پسين داده شده است و شخص معتقد به پلوراليزم مى تواند بعد از پذيرش حقانيت يهود و مسيح سراغ اديان ديگر برود اما وقتى آيين اسلام را نيز يكى از اديان بر حق معرفى مى كند معناى آن اين است كه اسلام و اصول مسلم آن نيز برخاسته از حقيقت است. در اينجاست كه با يكى از اصول مسلم اسلام يعنى اصل نس - كه بر انقضاء حقانيت اديان پيشين دلالت مى كند - مواجه مى شود. در اين صورت، اگر آن را نيز بپذيرد، لازمه اش دست كشيدن از ادعاى تعدد اديان است. شهيد مطهرى در اين زمينه گفته است:
لازمه ايمان به همه پيامبران اين است كه در هر زمانى تسليم شريعت همان پيامبرى باشيم كه دوره اوست ، و قهرا لازم است در دوره ختميه آخرين دستورهايى كه از جانب خدا به وسيله آخرين پيامبر رسيده است عمل كنيم و اين لازمه اسلام يعنى تسليم شدن به خدا و پذيرفتن رسالتهاى فرستادگان اوست.
۳- حكم عقل به پيروى از پيام آخر
بعد از پذيرفتن حقانيت اديان در عرض هم ، عقل دليلى ديگر براى انتخاب اسلام مى يابد و آن اين كه عقل حكم مى كند كه مكلف ، پيام و تكليف آخر مولى را براى خود مبناى عمل و حجت قرار دهد. از اين رو مى بايد اسلام را برگزيد. لازمه تسليم خدا شدن پذيرفتن دستورهاى اوست و روشن است كه همواره به آخرين دستور خدا بايد عمل كرد و آخرين دستور خدا همان چيزى است كه آخرين رسول او آورده است.
۴- ادله نقلى
استاد شهيد در تاييد مدعاى خويش و رد تعدد اديان در مواضع مختلف به آيات الهى تمسك كرده اند كه برخى از آن ها ذكر شد. در اين جا به آيات ديگر اشاره مى كنيم:
و من يبتغ غير الاسلم دينا فلن يقبل منه و هو فى الاخره من الخسرين؛ (آل عمران ، ۸۵) هر كس غير از اسلام دين بجويد ، هرگز از او پذيرفته نشود و او در جهان ديگر از جمله زيانكاران خواهد بود.
آيه ديگر كه خطاب به اهل كتاب است كه اگر آنان اسلام آورند در هدايت و صراط مستقيم هستند. فان اسلموا فقد اهتدوا (آل عمران ، ۲۰).
خداوند اسلام را دين حقيقى در نزد خود توصيف مى كند: ان الدين عند الله الاسلم (آل عمران، ۱۹).
ولقد ارسلنا نوحا و ابرهيم و جعلنا فى ذريتهما النبوه و الكتب فهمنهم مهتد و كثير منهم فسقون* ثم فقينا على ءاثرهم يرسلنا؛ (حديد ، ۲۶و۲۷)
يعنى ما قبلا نوح و ابراهيم را فرستاديم و در نسل اين دو پيامبرى و كتاب قرار داده ايم ، بعضى از اينها هدايت شده و بيشترشان فاسق بودند ، سپس ما پيغمبران خود را يك يك پشت سر يكديگر قرار داديم . استاد شهيد از اين آيه چنين نتيجه گيرى مى كند:
كلمه ففينا مصدرش تقفيه و از ماده فقا است ، قفا پشت گردن را مى گويند. وقتى كه افرادى رديف و پشت گردن ديگرى بايستند ، مثل يك صف نظامى ، چهره هر يك از آن ها به پشت گردن ديگرى است... جمله «ثم قفينا على ءاثرهم» متضمن اين نكته است كه هر پيغمبر بعدى از همان راه رفته است كه پيغمبران قبلى رفته اند يعنى كسى خيال نكند پيغمبران راههاى مختلف دارند راه يكى بوده،از نوح تا خاتم الانبياء راه يكى است ... «آثار» جمع «اثر» است و اثر يعنى جاى پا ، پيغمبران هر كدام آمدند پا جاى پاى ديگران گذاشتند... راه انبيا يك راه بيشتر نيست.
نقد ادله پلوراليستيكى
در اين بخش از نوشتار ، به تحليل و نقد علامه شهيد از شبهات طرفداران پلوراليسم مى پردازيم.
۱- تمسك به آيات الهى
بعضى روشنفكران اسلامى براى توجيه نظريه پلوراليسم خواستند به اصطلاح براى مدعاى خود دليل قرآنى بياورند و يا آياتى را كه خط بطلان بر پلوراليسم مى كشد توجيه نمايند. كه در اينجا به دو آيه اشاره مى شود:
الف: ان الذين ءامنوا و الذين هادوا و الصبعون و النصرى من ءامن بالله و اليوم الاخر و عمل صلحا فلا خوف عليهم و لا هم يحزنون؛ (مائده ، ۶۹) يعنى آنان كه ايمان آورده اند (مسلمانها) و يهوديان و صابئين و نصرانى ها ، همه كسانى كه ايمان به خدا و روز رستاخيز داشته باشند و كار شايسته به جا آورند ، بى ترس و واهمه خواهند بود و غمگين نيز نمى گردند.
وجه استدلال: در اين آيه براى رستگارى و ايمنى از عذاب خدا سه شرط ذكر شده است: ايمان به خدا ، ايمان به رستاخيز و عمل نيك ، قيد ديگرى [مثل اسلام] نشده است. در پاسخ به استدلال به آيه فوق بايد گفت كه بين حق بودن يك دين و در صراط مستقيم گام برداشتن پيروان آن دين با رفع عقاب (حزن و خوف ) نبايد خلط كرد. آن چه از آيه فوق مستفاد مى شود نه صحه گذاشتن قرآن كريم بر طريق اهل كتاب و صراط مستقيم خواندن آن ، بلكه دلالت بر رفع عقاب در روزقيامت از اهل كتاب و حداكثر دلالت بر اعطاى ثواب و پاداش به مومنان اهل كتاب است كه در دنيا به خاطر روشن نشدن نور اسلام بر دين خود باقى ماندند ؛ با اين شرط كه در اعتقادات خود مثل اكثر مسيحيان و يهوديان امروزه دچار شرك نشدند و از نظر اخلاقى نيز اعمال صالح انجام دادند. شهيد مطهرى مى گويد:
بايد بگوييم كه عدالت و نيكوكارى حتى از مردمان كافر به خدا و قيامت هم مقبول است. بنابراين كسانى كه منكر خدا و قيامتند ولى خدمات بزرگ فرهنگى ، بهداشتى ، اقتصادى ، سياسى و اجتماعى به بشريت تقديم مى دارند ، داراى اجر بزرگى خواهند بود.
ب: لا اكراه فى الدين
شايد بعضى براى اثبات عدم اجبار در گرويدن به اسلام و آزادى انتخاب اديان ديگر به آيه فوق استناد كنند كه هرگونه اجبار و اكراه را در دين نفى نموده است. مرحوم مطهرى با اشاره به آيه مذكور مى نويسد:
اين آيه به اين معنا نيست كه دين خدا ، در هر زمان متعدد است و ما حق داريم هر كدام را كه بخواهيم انتخاب كنيم ، چنين نيست ، در هر زمانى يك دين حق وجود دارد و... در اين زمان اگر كسى بخواهد به سوى خدا راهى بجويد بايد از دستورات دين او راهنمايى بجويد.
۲- اسلام به معناى مطلق تسليم
بعضى طرفداران تعدد اديان براى به كرسى نشاندن مدعاى خود ، اسلام را در آيات قرآن كريم به مطلق تسليم در برابر خداوند معنا و تفسير كردند ، يعنى آن چه خداوند حكيم از انسان خواسته است انقياد و تسليم در برابر او و التزام به يكى از اديان آسمانى است. شهيد مطهرى در پاسخ به اين اشكال ، با پذيرفتن معناى مطلق تسليم براى اسلام، معتقد است مصداق پيدا كردن و تحقق حقيقت تسليم در گرو تسليم انسان است به هر آن چه خداوند از او خواسته است. اگر گفته شود كه مراد از اسلام ، خصوص دين ما نيست بلكه منظور تسليم خدا شدن است، پاسخ اين است كه البته اسلام همان تسليم است و دين اسلام همان دين تسليم است ولى حقيقت تسليم در هر زمانى شكلى داشته و در اين زمان شكل آن همان دين گرانمايه اى است كه به دست حضرت خاتم الانبياء ظهور يافته است و قهرا كلمه اسلام بر آن منطبق مى گردد و بس. به ديگر سخن گوهر و ماهيت اديان همان تسليم محض در برابر خداوند است كه با تسليم در برابر انبياء و گوش جان سپردن به پيامهاى آنان عينيت مى يابد.
۳- عذاب اكثريت مردم
يكى از دستاويزهاى مهم طرفداران پلوراليزم ادعاى لزوم عذاب اكثريت مردم در جهنم بنا بر انحصار حق به يك دين است؛ چرا كه لازمه حقانيت يك دين و باطل بودن ديگر اديان ، قول به ضلالت و گمراهى اكثريت مردم است كه پيروان اديان ديگر هستند و اعمال چنين انسانهايى هر چند كه داراى ابتكارات و اختراعات عظيمى باشند ، به خاطر كفرشان محكوم بطلان است، اما اگر پلوراليزم را بپذيريم و پيروان جميع اديان را از ره يافتگان و سالكان راه نجات تلقى كنيم ؛ تصويرى از خوش بينى و سعادت مطلق به اكثريت مردم را ترسيم كرده ايم كه مطابق با حكمت و هدايت و خيرخواهى خداوند است. اشكال فوق را بيشتر جان هيك فيلسوف معاصر طرح و تقويت نموده است.
بعضى معاصران نيز آن را در مقالات خود دنبال كردند. البته اصل اين اشكال چهار دهه پيش در جزوه اى چنين تقرير شد: اگر پيروان هر يك از مذاهب اين طور فكر كنند كه فقط خودشان رستگارند ، چنين طرز تفكرى با روح عدالت خداوند منطبق نخواهد بود. متفكر برجسته معاصر در كتاب گرانسنگ خود ، عدل الهى، به تفصيل و مستدل رفع شبهه كرده است. شبهه مذكور از دو جهت قابل طرح است يكى مربوط به اعمال نيك كفار در دنيا و همچنين سرنوشت نهايى آنها در آخرت ؛ دوم مربوط به اهل كتاب كه متاله اما منكر نبوت پيامبر اسلام هستند.
اعمال نيك كفار
چه بسا كفارى كه اعمال زيبا مانند اختراعات عام المنفعه انجام مى دهند. آيا به صرف اين كه كافرند ، اعمالشان فاقد ارزش و اثرى در قيامت است استاد با طرح شرايط اصل حسن فعلى با حسن فاعلى ، معتقد است كه اگر عملى از فاعل صادر شود كه كننده آن نيت خير و حسنه نداشته است ، چنين عملى فاقد ارزش خواهد بود و فاعل آن نيز سزاوار ستايش نيست ؛ اما اگر نيت فاعل خير و صلاح و خدمت به خدا و يا حداقل به مردم باشد ، عملش داراى ارزش خواهد بود و نمى توان به صرف اين كه فاعل آن كافر است ، عمل او را نستود . چه آن عمل كوچك باشد و چه عمل بزرگ مانند اختراعات دانشمندان كافر.
اما اين كه چگونه اعمال نيكوى كفار در قيامت به درد آن ها خواهد خورد؟
اعمال خير افرادى كه به خدا و قيامت ايمان ندارند و احيانا براى خدا شريك قائل اند ، موجب تخفيف و احيانا رفع عذاب آن ها خواهد بود. هرگاه عملى به منظور احسان و خدمت به خلق و به خاطر انسانيت انجام گيرد ، در رديف عملى كه انگيزه اش فقط براى خود است ، نيست. البته خداوند چنين كسانى را بى اجر نمى گذارد. متفكر شهيد در تعبيرى جالب و تا اندازه اى اختصاصى مى گويد اعمال كفارى كه به انگيزه خدمت و احسان باشد ، روايتگر وجود نور معرفت خداوند در ضمير آنهاست.
سرنوشت كفار در قيامت
اشكال مهم مدعيان تعدد اديان ، متوجه عذاب كفار در قيامت بود. در پاسخ به اين اشكال ، استاد معتقد است اكثريت مردم روى زمين كه به دين اسلام نگرويده اند ، به خاطر جهل و عدم اتمام حجت است ؛ يعنى نور اسلام بر آن ها اصلا نتابيده است ؛ نه اين كه تابيده و آن ها از آن روى برگردانده اند. لذا عقابى متوجه آن ها نيست. شهيد مطهرى در تاييد مدعاى خويش با استناد به آيه شريفه «و ما كنا معدبين حتى نبعث رسولا». (اسراء ، ۱۵) مى نويسد: محال است كه خداى حكيم كسى را كه حجت بر او تمام نشده است ، عذاب كند.
 اهل كتاب
اما اعمال صالح و نيكوى اهل كتاب كه معتقد به خداوندند مورد قبول درگاه الهى مى تواند باشد به شرط اين كه آفت تحريف و شرك در انديشه آنان راه نيافته باشد ، و در اين صورت مى توانند به بهشت نيز داخل گردند. افرادى كه به خدا و آخرت ايمان دارند و اعمالى با انگيزه تقرب به خدا انجام مى دهند و در كار خود خلوص نيت دارند ، عمل آن ها مقبول درگاه الهى است و استحقاق پاداش و بهشت مى يابند اعم از آن كه مسلمان باشند يا غير مسلمان. البته پيش از شهيد مطهرى حكما و عرفاى بزرگى مانند بوعلى سينا و صدرالمتالهين قايل به نجات اكثريت مردم و نيل آنان به سعادت در قيامت بودند. به ديگر سخن ما نبايد مردم را در دو دايره مسلمان و كافر جمع كنيم ؛ بلكه بايد دايره سومى نيز ترسيم كنيم كه انسانهايى با عنوان قاصران، جاهلان و مرجو عندالله در آن قرار مى گيرند كه اعضاء آن به مراتب بيشتر از اعضاى دو دايره پيشين است.
از رحمت آمدند و به رحمت روند خلق‎/اين است سر عشق كه حيران كند عقول
خلقان همه به فطرت توحيد زاده اند ‎/اين شرك عارضى بود و عارضى يزول
گويد خرد كه سر حقيقت نهفته دار‎/ با عشق پرده در ، چه كند عقل بوالفضول؟
حاصل اين كه مدعيان پلوراليزم كه عذاب اكثريت مردم را دستاويز مدعاى خود قرار داده بودند ، خلع سلاح شدند ؛ چرا كه براى رهايى از اشكال فوق ، لازم نيست كه ما ملتزم به صراط مستقيم و حقانيت اديان بگرديم بلكه كافى است به آيات الهى و احاديث معصومين خودمان عنايت داشته باشيم كه چگونه اين سرچشمه هاى زلال معرفت دينى اشكال مذكور را چهارده قرن پيش حل نمودند.
شرح مجموعه گل مرغ سحر داند و بس‎/ كه نه هر كو ورقى خواند ، معانى دانست
منبع: پرسمان


|   شناسنامه   |   آرشيو   |