|
آيت الله خزعلى : تفسير بر اساس ترتيب نزول آيات بهترين شيوه تفسير قرآن است
نخستين جلسه درس تفسير آيت الله ابوالقاسم خزعلى با حضور اساتيد و محققان و قرآن پژوهان در تالار همايش هاى دفتر تبليغات اسلامى حوزه علميه قم برگزار شد. آيت الله ابوالقاسم خزعلى در اين جلسه با اشاره به حديثى از امام محمدباقر (ع) كه به طريق صحيح ابان بن تغلب آن را نقل كرده است، گفت: در حديث قرب النوافل به اين مطلب اشاره شده است كه بنده با نوافل مى تواند به مقامى دست يابد كه خداوند واسطه شنوايى و بينايى وى شود و هر چه را كه از خداوند بخواهد اجابت كند و هر چيزى را بطلبد به وى ببخشد و اعطا كند: كنت سمعه الذى يسمع به و بصره الذى يبصره به و يده التى يبطش بها. . . ان دعانى اجبته و ان سالتنى اعطيته. آيت الله خزعلى با اشاره به روش تفسيرى كنونى گفت: تفاسير كنونى بر پايه ترتيب مصحف است كه بسيارى از نكات تفسيرى و حقايق قرآنى ناگفته مى ماند و مشكلات آن نه تنها حل نمى شود بلكه افزايش مى يابد. در همين سوره بقره مساله لاريب به جاى آن كه درمعناى درست بيابد دچار احتمالات بسيارى مى شود كه حقيقت در پس اين احتمالات مخفى و نهان مى شود. وى گفت: براى درك درست حقايق و مفاهيم قرآن بهترين شيوه تفسير بر پايه ترتيب نزول است زيرا تفسير ترتيب نزول كمك مى كند تا در محيط و فضايى قرآنى قرار گيريم. به عنوان نمونه در مساله تحدى اگر به ترتيب نزول توجه شود به خوبى دانسته مى شود كه تحدى از تمام به ۱۰ سوره و يك سوره تنزل مى يابد. در سوره اسراء كه از نظر نزول سوره ۵۰ است تحدى به تمام است و در سوره هود (سوره ۵۱) به ۱۰ سوره و در سوره يونس (سوره ۵۲) به يك سوره است. البته در ترتيبى كه در برخى از مدارك و منابع آمده است ميان سوره هود و يونس از نظر ترتيب نزول جا به جايى صورت گرفته است و با نظر در مروج الذهب و ترتيبى كه ارايه مى دهد معلوم مى شود كه ترتيب به گونه گفته شده است و نه به شكلى كه هود موخر از سوره يونس باشد كه در اين صورت از تحدى به يك سوره به تحدى به ۱۰سوره افزايش و ترقى مى كند كه معقول نيست. آيت الله خزعلى گفت: درباره ترتيب نزول سوره هاى قرآن كارهاى خوبى انجام شده است و منابع و تحقيقات به نسبت كاملى انجام شده و تا اندازه اى يقينى ترتيب نزول آن معلوم شده است اما در باره ترتيب نزول آيات هر سوره هنوز تحقيقاتى انجام نشده است. علامه طباطبايى در برخى از موارد به مسايلى در باره ترتيب نزول برخى از آيات اشاره مى كند و از نظر عقلى بعيد مى شمارد كه اين آيه اين گونه نازل شده باشد و در ترتيب نزول آن تشكيك مى كند هر چند كه مدرك و منبعى ارايه نمى دهد. گزارش ايكنا حاكى است وى با اشاره به نقش ترتيب نزول گفت: اگر ترتيب نزول مراعات شود انسان در محيط و فضاى نزول قرآن قرار مى گيرد. در سوره علق فضايى كه نشان مى دهد خود بيانگر مسايلى است كه پيامبر(ص) در مكه با آن مواجه بوده است. در آن جا سخن از انذار است و هيچ از بشارت سخنى به ميان نمى آيد. پيامبر(ص) در شرايطى بود كه قدرتى نداشت. اين در حالى است كه در مدينه قدرت را در اختيار دارد و از اين روست احكام چنان با قدرت مطرح مى شود كه نشان دهنده فضاى قدرتى پيامبر (ص) است. در همان آغاز سوره با اوفوا بالعقود شروع مى كند زيرا مى خواهد احكام خاصى كه ارتباط تنگاتنگى با پيمان هاى نظامى و سياسى دارد را بيان كند. در اين سوره فضايى فراهم مى آيد تا مساله مهم ولايت و خلافت اميرمومنان (ع) طرح شود. وى گفت: در سوره هاى نخست تا سوره ۵۷ سخن از انذار است و در اين آيات خبرى از بشارت نيست و حتى انذار و بشارت با هم مطرح نمى شود. وى ديگر كاركردهاى تفسير ترتيب نزول را آشنايى درست با سيره و رفتار پيامبر(ص) در برابر مشكلات و مسايل و چالش ها دانسته و افزود: با تفسير نزول با سيره پيامبر(ص) به دست مى آيد. در اين آيات تندى هايى كه با ابولهب مى شود و زنش كه از اشراف بودند مشخص مى شود. در اين آيات هيچ سخن از نرمى نيست و اين كه نبايد از تكذيب كنندگان در هيچ چيزى اطاعت و پيروى كند. در اين جا مى خواهد بت شكنى كند. وى با اشاره به مشكل مفسران در تفسير آيه نخست سوره بقره گفت: بيشتر مفسران در معناى لاريب مانده اند كه اين براى چه كسانى لاريب است. اين الكتاب كه لاريب است نسبت به چه كسانى است گفته اند كه براى اهل فطرت سالم لاريب است. اما اين تفسير نادرست است. اگر به تفسير ترتيب نزول مراجعه شود مطلب به سادگى روشن مى شود. در قرآن تا سوره ۵۱ سخن از لاريب نيست در سوره هود و يونس اين مطلب مطرح نمى شود از سوره ۵۱ است كه سخن از لاريب به ميان مى آيد. اين بدان معناست كه اين قرآن براى همگان حتى براى ابوجهل لاريب است زيرا تا اين زمان سوره ها و آيات بسيارى فرستاده شده است و مشركان و مكذبان مى توانستند در اين مدت با آيات و سوره ها انس بگيرند و اگر مى توانستند بروند مثل آن را بياورند ولى با آن كه در اوج بلاغت و فصاحت بودند و امرء القيس ها و ليبدها را داشتند ولى نتوانستند به مقابله آن بيايند. حالا دانسته اند كه اين قرآن بشرى نيست و وحى الهى است. بنابراين براى آنانى كه امرءالقيس داشتند سخت نبود كه به مقابله بيايند و نيامدند. اميرمومنان(ع) امرء القيس را شاعرتر و بليغ ترين فرد عرب مى شمارد ولى همان شخص نيز در برابر قرآن در مانده بود. وى افزود: خداوند تا اين ۴۹ سوره به اينها فرصت مى دهد تا نگويند كه يك بار حمله كرده و ما آماده دفاع نبوده ايم و اگر فرصت داشتيم مى توانستيم مقابله كنيم. در سوره ۷۱ كه سجده است در سوره بقره كه ۸۵ سوره است لاريب مطرح مى شود كه به معناى آن است كه حتى اين قرآن براى ابوجهل ها نيز لاريب فيه است. آيت الله خزعلى با اشاره به توارد يا ايها الذين آمنوا گفت: اين كلمه تركيبى كه ۸۹ بار در قرآن وارد شده است هيچ يك از آنها در سوره هاى مكى نيامده است زيرا در مكه مومنان مانند دانه هاى تسبيح پراكنده بودند و يك گروه و امت را تشكيل نمى دادند. در مدينه بود كه با شمشير و قدرت يك امت و گروه و حزب را تشكيل مى دهند از اين جاست كه خطاب به مومنان به شكل گروه يا ايها الذين آمنوا مى آيد. اگر مرحوم مدرس گفت كه سياست ما عين ديانت ماست و ديانت ما عين سياست ماست من اين را مى افزايم كه سياست ما قوام ديانت ماست. اصولا دين با سياست است كه قوام مى يابد. از زمانى كه قدرت در دست مومنان افتاد آنان دين به مفهوم واقعى را تحقق بخشيدند. زمانى يا ايها الذين وارد مى شود كه در مدينه در قدرت قرار دارند. در سوره بقره كه در مدينه نازل مى شود نخست ۱۱ مورد اين كلمه مى آيد و در سوره بعدى كه مائده باشد ۱۶ مرتبه است كه در اين سوره بسيارى از احكام مانند حرام بودن خمر و قمار و مسير و احكام حكومتى و ولايتى نازل مى شود. بنابراين با ترتيب نزول دانسته مى شود كه قوام دين به سياست است و با گروه بندى و امت سازى است كه در مدينه مساله دانه تسبيح پراكنده به امت در مى آيد كه خطاب ياايها الذين شامل آنان مى شود. وى افزود: از اين قدرت و تحول است كه در مكه در سوره توبه (سوره ۱۱۳ نزولى) بمباران دشمن آغاز مى شود و آنان كوبيده مى شوند. دراين جا سخن از بسم الله الرحمان الرحيم نيست زيرا زمان كوبيدن دشمن با قدرت تمامى است كه در مدينه به دست آورده اند. با اين همه دين اسلام دين رحمت است و در اوج هم كه هست از رحمت نسبت به بى خبران سخن مى گويد و مى فرمايد: فاخوانكم آنان نيز برادران شمايند. بنابراين مى گويد اگر اينان خواستند تا درباره دين تحقيق كنند به آنان امان بدهيد و فان استجارك فاجره و بعد از شنيدن آنان را به مامن ايشان برسانيد. آيت الله خزعلى در پايان گفت: با دشمنان سخت گير باش حكمى است كه در مدينه مى آيد و در مكه اين گونه برخوردها امكان نداشت. از اين روست كه در آيه ۹ سوره تحريم كه آيه ۱۱۱ نزولى است مى فرمايد: جاهدوا الكفار و المنافقين و اغلط عليهم و يا در سوره توبه آيه ۷۳ مساله منافقان مطرح مى شود كه مردوا الى النفاق تا پيش از قدرت يافتن اسلام سخن از منافقان نبوده است. همين منافقان بودند كه در اوج قدرت اسلام پديدار مى شوند و مصيبت هايى را ايجاد مى كنند. مساله ولايت و مشكلاتى كه براى پيامبر(ص) در نصب ولى الله پيش مى آورند و دستور به صبرى كه داده مى شود همه در مدينه است.
|