|
|
|
در اعتراض طراحان صحنه و لباس تئاتر نسبت به تعطيلى كارگاه دكور تئاتر شهر عنوان شد
|
|
|
|
|
|
نگاهى به فيلم بچه هاى ابدى ساخته «پوران درخشنده»
|
|
|
|
|
در اعتراض طراحان صحنه و لباس تئاتر نسبت به تعطيلى كارگاه دكور تئاتر شهر عنوان شد
مجلس ترحيم براى طراحى صحنه و لباس
چندى پيش اعضاى هيات مديره انجمن طراحان صحنه و لباس خانه تئاتر در اعتراض به تعطيلى كارگاه دكور مجموعه تئاتر شهر و وضعيت نابسامان اين حوزه، نامه اعتراض آميزى را نوشتند و اين روزها هم در آستانه بازگشايى مجموعه تئاترشهر و نزديك شدن به برگزارى جشنواره تئاتر فجر تعدادى از فعالان حوزه طراحى صحنه و لباس در اين باره به اظهار نظر پرداختند و همچنان از اين وضعيت گلايه مند هستند. مجلس ترحيم براى طراحى صحنه و لباس پيام فروتن در گفت وگو با خبرنگار تئاتر خبرگزارى دانشجويان ايران (ايسنا)، با اظهار تاسف از وضعيت فعلى طراحى صحنه و لباس تئاتر گفت: بعد از تالار فردوسى كه روزگارى بزرگ ترين مجموعه طراحى صحنه و لباس تئاتر ايران بود و امروز به يك تالار نمايش عروسكى شده تبديل شده است، روندى آغاز شد كه امروز ديگر نمى توان جلوى آن را گرفت. او ادامه داد: كارگاه دكور پاركينگ تالار وحدت وسيع ترين و حرفه اى ترين كارگاه دكور و لباس تئاتر ايران است كه از زمان طراحى توسط تئولاو آلمانى همواره نظم و قانون مندى خاصى بر آن حكم فرما بود، درحالى كه به بهانه مخروبه بودن اين مجموعه به راحتى به يك تالار نمايشى تبديل شد. فروتن با تاكيد بر اينكه مجموعه تئاترشهر بزرگ ترين و حرفه اى ترين تالار نمايشى كشور است خاطرنشان كرد: در تمام دنيا رسم براين است كه هر سالن مجهزى، بايد مجهزترين كارگاه هاى دكور، خياطى، آهنگرى و. . . را داشته باشد، درحالى كه در مجموعه تئاترشهر چنين وضعيتى وجود ندارد و حتى كارگاه محدود دكور اين مجموعه هم در روند بازسازى تعطيل شده است. فروتن با اعتقاد بر اين كه مقوله طراحى صحنه و لباس چيزى منفك از تئاتر نيست اضافه كرد: اگر طراحى صحنه و لباس نباشند، قطعا به بدنه كلى تئاتر يعنى بازيگرى و كارگردانى آن هم لطمه مى خورد بنابراين اين موضوع تاسف برانگيز است. وى در پايان گفت: با شرايط فعلى بايد يك مجلس ترحيم براى طراحى صحنه تئاتر برگزار كنيم. نيروهاى متخصص بدون جايگزينى نيروهاى جوان بازنشسته شدند نرمين نظمى ديگر فعال حوزه طراحى صحنه و لباس تئاتر هم معتقد است: ساخته شدن تالار فردوسى و انحلال بزرگ ترين مجموعه كارگاه هاى دكور و لباس قطعا بسيارى از امكانات اين حوزه را از بين برده است، هرچند كه در حال حاضر كارگاه نجارى، آهنگرى و خياطى در شكلى كوچك تر در مجموعه تالار وحدت فعال است. وى در ادامه به بازنشستگى بسيارى از نيروهاى متخصص فعال در كارگاه ها اشاره و افزود: بدون اين كه نيروهاى جوان و با تجربه اى جايگزين اين افراد بشوند. قطعا چنين شرايطى براى ما محدوديت هايى را ايجاد مى كند بنابراين اميدواريم كه مسوولان وقت به فكر جايگزينى براى اين افراد باشند. نظمى همچنين درباره وضعيت كارگاه دكور مجموعه تئاترشهر به ايسنا توضيح داد: هميشه براى دكورهايى كه ساخته مى شود تا زمان اجرا و استفاده آن ها مشكلات جزئى پيش مى آيد كه به روتوش هايى نياز دارند كه كارگاه دكور مجموعه تئاترشهر بهترين فضا براى اين كار بود. بنابراين با انحلال اين كارگاه در جريان بازسازى، هنرمندان تئاتر با مشكل مواجه خواهند شد. وى تصريح كرد: درحال حاضر كارمندان بخش صحنه به گروه هاى تئاترى كمك هايى را مى كنند، ولى قطعا اين ساخت وسازها و روتوش ها در تخصص آن ها نيست و به يك كارگاه هرچند كوچك براى دكورها نياز است، زيرا با وجود اين كارگاه علاوه بر تخصصى شدن و رعايت كيفيت هاى كار در انجام كار هم سرعت لازم به وجود مى آيد. نظمى ادامه داد: اى كاش تئاترشهر به عنوان بزرگ ترين مجموعه حرفه اى تئاتر فضاى بزرگ و مستقلى را به عنوان كارگاه دكور و لباس داشت، تا تمام مايحتاج گروه هاى تئاترى بدون نياز به هر نقل و مكانى در همان جا انجام مى شد، ولى با چنين شرايطى و با وجود چنين اتفاق هايى اى كاش حداقل يك فضاى كوچك براى انجام اين روتوش ها به مجموعه تئاترشهر اختصاص پيدا مى كرد. طرح بحث انحلال كارگاه دكور و لباس تئاتر شهر از سال ها قبل رضا شاپورزاده نيز كه سال ها به عنوان مدير كارگاه دكور و لباس مجموعه تئاترشهر فعاليت داشت با بيان اينكه بحث انحلال كارگاه دكور و لباس مجموعه تئاترشهر از سال ها قبل مطرح بوده است، ادامه داد: در دوره مديريتم، بنده در برابر اين اتفاق ايستادگى كردم، زيرا كه معتقد بودم چنين كارى ضربه بزرگى به تئاتر و حوزه طراحى صحنه و لباس وارد خواهد كرد. او همچنين به ايجاد دودستگى بين كاركنان كارگاه تالار وحدت اشاره و خاطرنشان كرد: تعدادى از اين افراد زيرنظر بنياد رودكى مشغول به كار هستند و گروه ديگرى زيرنظر مركز هنرهاى نمايشى فعاليت دارند. بنابراين مديريت كارگاه براى تامين خواسته هاى هر دو نهاد دستش بسته است و هركارى كه وارد مى شود با مشكلات متعددى روبه رو خواهد شد. شاپورزاده در ادامه به حضور گروه هاى خارجى و شهرستانى كه براى جشنواره تئاترفجر وارد تهران مى شوند اشاره كرد و گفت: قطعا دكورهايى كه از مسافت زيادى وارد شده به روتوش و بازسازى هايى نياز دارد، كه از عهده واحد صحنه تئاترشهر برنمى آيد. زيرا كه تخصص آن ها مونتاژ دكور است و براى انجام اين كار بايد مكاتبات تماس هاى بسيارى صورت بگيرد تا كاركنان كارگاه وحدت به مجموعه تئاتر شهر بيايند و يا اين گروه دكورهايشان را به آن مجموعه منتقل كنند كه چنين وضعيتى قطعا به تاخير و پائين آمدن كيفيت كار منجر خواهد شد. پيشنهاد سوله سرپوشيده اى در حياط تالار فردوسى كتايون فيض مرندى كارگردان و طراح صحنه و لباس نيز با انتقاد از وضعيت فعلى اين حوزه به ايسنا گفت: مجموعه تئاترشهر به دليل نداشتن ارتفاع و وسعت فضاى مناسبى براى يك كارگاه دكور نداشت و بايد عنوان كارگاه پشتيبانى را به آن مى داديم. نبايد فراموش كرد كه آن چه به حوزه طراحى صحنه و لباس بيشتر از هر چيزى آسيب رساند از بين رفتن كارگاه وسيع تالار وحدت و تبديل آن به تالار نمايشى بود. وى اضافه كرد: اين مجموعه پاسخگوى تمام توليدات تئاترى بود و مجموعه بسيار وسيعى از كفش دوزى، كلاه دوزى، طراحى لباس و دكور را در خود جاى داده بود اما متاسفانه با سوء مديريت و با از بين رفتن آن علاوه بر حذف يك واحد تخصصى، هيچ نيروى متخصصى هم براى اين حرفه تربيت نشد. مرندى با اشاره به بازنشسته شدن كاركنان صحنه و لباس خاطرنشان كرد: مشكل بزرگ ما عدم به كارگيرى نيروهاى متخصص و تحصيل كرده در اين حوزه است كه با از بين رفتن كارگاه هاى دكور و لباس اين اتفاق به شكل جدى ترى درحال انجام است. او در ادامه پيشنهاد راه اندازى يك سوله در حياط تالار فردوسى را مطرح كرد و گفت: اى كاش مسوولان وقت بعد از انحلال كارگاه دكور و لباس تالار وحدت حداقل سوله سرپوشيده اى را در حياط تالار فردوسى و يا جاى ديگرى راه اندازى مى كردند كه گروهاى تئاترى مجبور نباشند در سردترين و گرم ترين زمان و در فضايى غيراستاندارد دكورهايشان را جابه جا و درست كنند. كارگاه دكور تئاتر شهر فضاى استانداردى نبود سيامك احصايى طراح دكور و لباس نيز در همين رابطه به ايسنا، گفت: موضوع انحلال كارگاه دكور تئاترشهر ايده قديمى بود كه در جريان بازسازى بالاخره به سرانجام رسيد. اما از اين جهت كه با انحلال آن كارگاه هاى فنى مثل آهنگرى، نجارى و. . . ديگر نزديك به مجموعه تالارهاى نمايشى نيستند، اتفاق بدى نيست. وى ادامه داد: همه ما به خوبى مى دانيم كه كارگاه دكور مجموعه تئاترشهر فضاى استاندارد و مرتبى نبود و زمستان هاى سرد و تابستان هاى گرم بدون تجهيزات مناسب داشت، ولى حداقل فايده اين فضا استفاده آن براى روتوش سريع و جزيى طراحى هاى انجام شده بود. درحالى كه درحال حاضر براى اين كار مشكلات متعددى خواهيم داشت. احصايى كه اين روزها نمايش ترمينال را براى حضور درجشنواره فجر آماده مى كند، با اشاره به ايده جديد مركز براى چگونگى ساخت دكور و دوخت لباس، گفت: گويا قرار است براساس هزينه هر گروه اجرايى در بخش طراحى صحنه و لباس مبلغى به آن ها تعلق بگيرد و ساير خريدها توسط گروه انجام شود، درحالى كه چنين ايده اى اساسا به ضرر تئاتر كشور است. وى ادامه داد: همه ما بهتر مى دانيم كه خريد كلى در حوزه طراحى صحنه و لباس به صرفه تر از اين است كه هر گروهى به شكل مجزا تصميم به خريد جزئى وسايل مورد نياز خود بگيرد و اين ايده فقط باعث اتلاف انرژى، زمان و پول مى شود. اين كارگردان تئاتر در پايان پيشنهاد داد: با انجام بازسازى هاى مجموعه تئاترشهر و حذف كارگاه دكور در اين مجموعه، از اين فضا براى ساخت سالن انتظار، اتاق هاى فرمان مجهز، سرويس هاى بهداشتى و. . . استفاده شود و در فضاى ديگرى كارگاه مجهزى براى طراحى صحنه و لباس در نظر گرفته شود. و فريبرز قربان زاده عضو هيات مديره انجمن طراحان صحنه و لباس نيز چندى پيش در گفت وگو با ايسنا اعلام كرد: در شرايط حاضر فقط يك كارگاه كوچك نجارى و جوشكارى در تالار وحدت باقى مانده است كه در قياس با آن چه در ابتدا براى طراحان صحنه و لباس وجود داشت، هيچ است. او نيز مشكل ديگر اين حوزه را بازنشسته شدن نيروهاى متخصص و عدم جايگزينى افراد جوان برشمرد و گفت: در راستاى آن هر روز يك بخش در اين حوزه تعطيل و حوزه طراحى صحنه و لباس روز به روز كوچك تر مى شود. وى تعطيلى كارگاه هاى حرفه اى دكور و لباس را منجر به اتلاف انرژى، نيروى انسانى و پول دانست.
|
|
|
|
|
چشم شيشه اى
پس از آنكه مجموع فروش فيلم ها در آلمان در سال ۲۰۰۶ نسبت به سال قبل از آن رشد كرد سينماى اين كشور در سال ۲۰۰۷ با هشت تا ۹ درصد كاهش فروش مواجه شد. به گزارش خبرنگار مهر اسكرين ديلى اعلام كرد مجموع فروش فيلم ها در آلمان در سال ۲۰۰۷ حدود ۵/۹۸۳ ميليون دلار (۱۳/۶۸۴ ميليون يورو) شد كه نسبت به فروش ۰۶/۱ ميليارد دلارى (۰۹/۷۴۰ ميليون يورو) فيلم ها در سال ۲۰۰۶ كاهش داشت هر چند بيش از ۶/۹۶۷ ميليون دلار (۱۵/۹۷۳ ميليون يورو) سال ۲۰۰۵ بود. در مجموع ۷۴/۱۱۱ ميليون بليت در سال ۲۰۰۷ به فروش رسيد كه قابل مقايسه با فروش ۷۲/۱۱۳ ميليون بليت در سال ۲۰۰۵ است. سال ۲۰۰۶ اين رقم به ۱۲۳ ميليون قطعه رسيد. در ميان استوديوها استوديوى برادران وارنر با۳/۱۹ درصد بيشترين سهم را در بازار آلمان داشت. فاكس قرن بيستم سال ۲۰۰۶ و يونيورسال سال هاى ۲۰۰۴ و ۲۰۰۵ بزرگترين توزيع كننده اين كشور بودند. هرى پاتر و محفل ققنوس برادران وارنر با بيش از۵/۶۵ ميليون دلار پرفروشترين فيلم سال آلمان بود. دزدان دريايى كارائيب: در انتهاى دنيا ديسنى با حدود ۲/۶۲ ميليون دلار رده دوم جدول را از آن خود كرد. راتاتوى ديسنى حدود۸/۴۶ ميليون دلار فروخت و در رده سوم قرار گرفت. رده هاى چهارم و پنجم را دو فيلم «سيمپسن ها» فاكس و «اسپايدرمن ۳» سونى پيكچرز به ترتيب با ۹/۳۷ و ۳۱ ميليون دلار به خود اختصاص دادند. شرك سوم يونيورسال با ۲/۳۰ ميليون دلار ششمين فيلم پرفروش آلمان بود و تعطيلات آقاى بين يونيورسال ۴/۲۶ميليون دلار فروش داشت و در رده هفتم جدول قرار گرفت. آزاد زندگى كن يا سخت بمير فاكس با ۱/۲۵ ميليون دلار رده هشتم پرفروشترين فيلم هاى سال را به خود اختصاص داد. انيميشن ليسى و امپراتور وحشى ميشايل هربيگ تنها فيلم آلمانى فهرست ۱۰ فيلم پرفروش آلمان است. اين فيلم با ۱/۱۹ ميليون دلار در رده نهم ايستاد. سهم فيلم هاى آلمانى از مجموع فروش ها در سال ۲۰۰۷ هفت درصد بود كه كمتر از سهم ۹/۹/ درصدى سال ۲۰۰۶ است. فيلم سيزده يار اوشن وارنر نيز با ۸/۱۷ ميليون دلار دهمين فيلم پرفروش سال ۲۰۰۷ آلمان است.
|
|
|
|
|
نگاهى به فيلم بچه هاى ابدى ساخته «پوران درخشنده»
يك ملودرام از دست رفته
عليرضا نداف ۱- به مناسبت پخش آخرين فيلم خانم درخشنده اين روزها مجددا اين بحث قديمى و به نتيجه نرسيده تعريف سينما و تبيين نسبتش با مسايلى كه تحت عنوان «تعهد» از آن ها ياد مى شود مطرح شده است. كه البته نظرات افراطى و تفريطى پيرامون آن هم براى خود حكايتى دارد. مثلا آن هايى كه معتقدند هدف سينما تنها خود سينماست و نه هيچ معنا و انگاره اى معمولا جواب اين سوال را نمى دهند كه با اين ملاك و معيار آيا مى شود تصاوير مناظر طبيعت را هم كه از تلويزيون غالبا هنگام قطع تصاوير برنامه اى پخش مى شود سينما ناميد و اصلا مگر تصوير چه ويژگى مميزه اى از ساير اشكال هنرى دارد كه بتوان آن را عارى از معنايى خاص تلقى كرد؟ از اين بحث مطول كه بگذريم قطعا «بچه هاى ابدى» واجد درصد كمى از مفهوم سينما به عنوان يكى از اشكال هنر است. مثل اكثر فيلم هاى قبلى پوران درخشنده. ۲-ملودرام از دست رفته، اين شايد بهترين عبارتى باشد كه بتوان در تعريف فيلمى چون «بچه هاى ابدى» به كار برد. مضمون و پيامى كه در فيلم جلوه مى كند صرف نظر از ميزان درستى و بهره مندى اش از عقلانيت اجتماعى كه شايد كمى بعد به طور مختصر به آن بپردازيم بسيار مناسب بود. براى ساختن ملودرامى تاثيرگذار و دراماتيك با لحظه هاى چالش برانگيزى كه امكان تجربه اى متفاوت و شايد براى بسيارى از تماشاگران دست نيافتنى را فراهم كند. اما تاكيد و اصرار بيش از اندازه و جسارتا بايد بگويم ناشيانه و آماتورگونه خانم درخشنده بر القاى صريح و مستقيم و جويده شده پيام هاى اجتماعى و اخلاقى فيلمش و بدتر از آن فروريختن حجم زيادى از احساسات و عواطف تحميلى دست مالى شده بر سر تماشاگرش كه در جاهايى جواب هاى عكس مى دهد فيلم را چنان از رمق انداخته كه تماشاگر عاقل را وادار مى كند كه اگر مى خواهد به نوعى اشتباه خودش را در صرف وقت و هزينه براى ديدن فيلم بچه هاى ابدى جبران كند بگيرد بخوابد! ۳- قطعا بچه هاى ابدى هم همانند خيلى از فيلم هاى ديگر سينما كه خروجى مطلوبى را به عنوان يك اثر هنرى محصول ذهن انسان يا انسان هاى سازنده اش نداشته اند در مرحله اول از فيلمنامه ناقص و فكر نشده اش رنج مى برد. كمرنگ شدن تدريجى قصه و بى منطقى حوادث داستان كه احتمالا به علت گرفتن عواطف و احساسات تماشاگرش در فيلمنامه رخ داده (از مخالفت و رفتارهاى ناخوشايند پدر نگار در برابر على كه سرشار از بى منطقى است بگيريد تا چرخش ناگهانى او در رضايت به ازدواج دختر يا به قول خودش غنچه زيبايش با ايمان در حالى كه معضل على همچنان باقى است!) ساير بى منطقى ها و ضعف هاى دراماتيك از هر كدام ريشه در فيلمنامه فقير فيلم دارند اما بزرگترين ضعف و بى بندوبارى در فيلمنامه فيلم عدم انسجام و وحدت درونى آن است. فيلم با هسته دراماتيك ازدواج نگار و ايمان و مانع سرراه اين ازدواج يعنى برادر ايمان كه گره داستان تلقى مى شود آغاز مى گردد اما پس از گذشت دو سوم از فيلم اين گره دراماتيك به ساده انگارانه ترين شكل ممكن گشوده مى شود و با يك نقطه عطف بسيار ناشيانه و بى منطق (فرار يك كودك داراى سندرم داون از يك آسايشگاه با حضور آن همه نيروى امنيتى) فيلم هسته دراماتيك خود و به عبارت ساده تر قصه خود را عوض مى كند. البته كه واضح است اين تغيير فضاى قصه به منظور تقويت بعد عاطفى و احساسى تماشاگر فيلم است تا براى دريافت پيام متعهدانه فيلم بيشتر آماده گردد. اين كه اگر كودكان داراى سندرم داون را در منزل نگهدارى و تيمار نكرده و آن ها را به مراكز تخصصى نگهدارى از آن ها بسپاريم علاوه بر محروميت آن ها از اسباب بازى هاى گران قيمتشان، امكان فرار از آسايشگاه است و بعدتر معتاد شدن آن ها بى هيچ دليل توسط افراد شرور و خبيث و يا تصادف آن ها با اين همه ماشين كه شب ها با سرعت از خيابان ها و اتوبان ها و تونل هاى اين شهر درگذرند. اين گونه تماشاگر بخت برگشته پس از بيرون آمدن از سينما احتمالا دچار چنان عذاب وجدانى مى شود كه به محض رويت يكى از اين كودكان امكان همه مخاطراتى را كه خانم درخشنده نشانش داده تصور مى كند و حتى هنگام رانندگى هم حتما حواسش هست تا احيانا يكى از اين كودكان را زير نگيرد و اين گونه شايد ديگر در اتوبان هاى شهرمان شاهد سرعت هاى غيرمجاز از جانب رانندگان بى مسووليت نباشيم. ۴- فيلم با تصوير عجيب و غريب و دهشتناكش از مركز نگهدارى كودكان مبتلا به اين بيمارى كه آدم را ياد تصوير اردوگاه هاى شكنجه آلمان نازى مى اندازد تلويحا اين مضمون را كه اين كودكان را بايد در هر شرايطى در منزل نگهدارى كرد به عنوان يك ايده اجتماعى به مخاطب القا مى كند و همان طور كه گفتم اگر فيلم يك ملودرام موفق و حتى اشك انگيز آبرومند از كار درآمده بود وجه شخصى اين پيام و در واقع استفاده ملودراماتيك از اين ايده را مى شد دليلى بر شخصى بودن اين ايده دانست و با جدى نگرفتن آن دل به روابط و سرنوشت تراژيك قهرمان معلول قصه داد اما با تقويت جنبه اجتماعى و غنى كردن محتواى قصه در جهت آموزشى آن فيلمساز برنسخه اى كه براى قهرمانى اش پيچيده به عنوان يك ايده اجتماعى تاكيد مى كند و اينجاست كه اين ايده در تعارض با عقلانيت ابزارى اجتماعى و مقتضيات زندگى در يك كلان شهر قرار مى گيرد و درخشنده با رويكردى احساساتى و منصفانه و غيرعقلانى سعى در پاك كردن صورت مساله دارد. اتفاقا خود اين تعارض بود كه مى توانست نقطه ثقل وقايع دراماتيك داستان و محل چالش جدى براى آن باشد كه به تماشاگرانش هم امكان تجربه فضايى دشوار و نفسگير و انتخاب در اين فضا را مى داد. حالا اما حاصل چه شده؟ فيلمى سروستى كه نه حسى از تماشاگرش برمى انگيزد و نه موفق به القاى پيام خود به او مى شود. ۵- حضور پانته آ بهرام مثل اكثر حضورهايش در فيلم هاى ديگر خوب و حتى مى شود گفت عالى است اما اين وسط مى ماند حسرتى براى شهاب حسينى. بازيگرى كه واجد همه ويژگى هاى يك بازيگر كامل است و در سينمايى كه خيلى ها بيشتر از استحقاقشان گرفته اند اين جوان خوش سيما و محجوب با انتخاب هاى غلط خود باعث شده چشم هاى خيلى از فيلمسازان سينماى ايران به ناحق بر او بسته باشد.
|
|
|
|
|
|
|
|
|
اخبار كوتاه سينما، تئاتر
|
|
|
نادر برهانى مرند:
برنامه صبح تهران يك تريبون مهم براى اهالى تئاتر است
برهانى مرند برنامه زنده صبح تهران را يك تريبون مهم براى تئاتر معرفى كرد كه از حضور چهره هاى تاثيرگذار و موثر فرهنگ و هنر كشور بهره مى برد. نادر برهانى مرند كارشناس فرهنگى برنامه زنده صبح تهران كه هر روز صبح از شبكه پنج سيما پخش مى شود به سايت ايران تئاتر گفت: اين برنامه، يك روزنامه صبحگاهى براى مردم است كه به بيشترين دغدغه هاى مردم مى پردازد و طبيعى است كه مباحث ديگر مانند اقتصاد و ورزش نيز وقتى كامل مى شود كه در كنار مباحث فرهنگى مطرح شود. وى رويكرد برنامه صبح تهران را اطلاع رسانى عنوان كرده و افزود: سعى مى كنيم با توجه به اين تريبون مهم در همه زمينه هاى فرهنگى از جمله تئاتر به اطلاع رسانى اجراهاى تئاتر و گفت وگو درباره جايگاه تئاتر بپردازيم. البته با شكل و شمايلى ديگر، مديوم ديگر و احتمالا با مخاطب متفاوت تر. وى با بيان اين كه تا در دل كار نرويم شكل نهايى، جذاب و قدرتمند آن را به دست نخواهيم آورد، از ايجاد تغييراتى در دكور و جنبه هاى تصويرى برنامه خبر داد و افزود: بينندگان احتمالا بايد ۲۰ برنامه گذشته و ۷ يا۸ برنامه آينده را شماره صفر اين روزنامه در نظر بگيرند. از آنجا كه يك باره به دل كار رفتيم برخى از جنبه هاى تصويرى و دكور با فضاى مطلوب كارگردان و تهيه كننده فاصله داشت و با توجه به كاستى هايى كه اكنون داريم تغييراتى در سرى جديد برنامه خواهيم داشت. برهانى مرند برنامه زنده صبح تهران را يك تريبون مهم براى تئاتر و هنرمندان تئاتر عنوان كرده و با اشاره به حضور چهره هاى فعال و شاخص اين هنر به عنوان مهمان برنامه ابراز اميدوارى كرد هنرمندان تئاتر نامهربانى نكرده و اين برنامه را به نفع هنر تئاتر بدانند. وى اشاره كرد: دست يارى هنرمندان برايمان بسيار مهم است و اهميت دارد كه توانسته ايم اعتماد هنرمندان را جلب كنيم. حميد سمندريان كه همواره از گفت وگو و حضور در چنين برنامه هايى پرهيز دارد به هدف فرهنگى برنامه اعتماد كرد و ما پنج شنبه گذشته ميزبان ايشان بوديم. اميدوارم از اين پس نيز وقتى افراد را دعوت مى كنيم به ما اعتماد داشته باشند. وى در خصوص دعوت از مهمانان نيز توضيح داد: به عنوان كارشناس فرهنگى وظيفه دعوت از افراد به عهده من است كه البته با مشورت ديگر دوستان انجام مى شود. شايد در برنامه هاى آينده از حضور چهره هايى در عرصه اقتصاد و فرهنگ دعوت كنيم. تاكنون محمود استادمحمد به ما قول همكارى داده و شايد بتوانيم هفته اى يك روز از حضور وى در برنامه بهره مند شويم. اميد روحانى و ديگر بزرگان فعال عرصه هاى مختلف فرهنگى نيز قول همكارى داده اند. وى درباره موضوعات مورد بحث در اين برنامه گفت: درباره انتخاب موضوع قاب بندى خاصى نداريم. به ضرورت اطلاع رسانى امكان دارد سياست گذارى تئاتر و صحبت مسوولان را نيز داشته باشيم اما چون شكل برنامه روزنامه اى است، خيلى نمى توان به تحليل مسائل پرداخت بلكه بيشتر شناسايى و معرفى يك مسئله فرهنگى را انجام مى دهيم. به طور مثال همه مسائل مربوط به موضوع تئاتر شهر را نمى توان طى ۱۰ يا ۲۰ دقيقه بيان كرد اما در هر برنامه و طى صحبت با يكى از مسوولان شهردارى، شوراى شهر، كميسيون فرهنگى مجلس و. . . به تدريج به عمق اين مساله پرداخته مى شود. برهانى درباره پررنگ بودن بخش فرهنگى اين برنامه در روزهاى پنج شنبه تصريح كرد: معمولا روزهاى پايانى هفته به دليل وجود مخاطب بيشتر و تعطيلى آخر هفته بخش فرهنگى و هنرى پررنگ تر است. شايد اين اتفاق به شكلى ادامه پيدا كند كه كليت برنامه روز پنج شنبه به بخش فرهنگ اختصاص يابد. گفتنى است رويكرد مثبت شبكه هاى مختلف صدا و سيما هم چون شبكه ،۲ ۴ و اخيرا شبكه پنج نسبت به تئاتر را مى توان يكى از اتفاقات مهم اين سال ها ارزيابى كرد، كه توليد برنامه، معرفى اجراها، هنرمندان و فعاليت هاى مختلف تئاترى كشور را شامل مى شود. در سال هاى ۸۵ و ۸۶ بهبود رابطه دو رسانه تئاتر و تلويزيون سبب شد ساعات پخش برنامه هاى تئاترى در تلويزيون به زمان بهترى (از ۲۰ دقيقه بامداد به صبح و عصر) موكول شود.
|
|
|
ايوب آقاخانى خبر داد:
پايان نگارش نمايشنامه رودكى جادوگر واژگان سبز
ايوب آقاخانى كه هم اكنون به عنوان بازيگر در نمايش مرغابى وحشى ايفاى نقش دارد، از پايان نگارش نمايشنامه رودكى، جادوگر واژگان سبز خبر داد. ايوب آقاخانى، نويسنده و كارگردان تئاتر كه نمايشنامه اى درباره زندگى رودكى را به سفارش بنياد رودكى نوشته، به سايت ايران تئاتر گفت: در ماه رمضان از سوى بنياد رودكى با من تماس گرفته شد تا درباره زندگى اين شاعر ايرانى نمايشنامه اى بنويسم كه على پويان آن را در تالار وحدت روى صحنه ببرد. بعد از يك فرصت مطالعاتى ۲۵ روزه و كار روى شش منبع اساسى درباره رودكى و سامانيان، نمايشنامه را شروع كردم و بعد از يك ماه و نيم كار به پايان رسيد. وى درباره نگاه خود به رودكى به عنوان يك شخصيت تاريخى و پرداخت دراماتيك آن گفت: براى آنكه كار صرفا بر حوادث تاريخى تكيه نداشته باشد، سعى كرده ام در طراحى پيرنگ اثر زاويه هايى ايجاد كنم كه زمينه خلاقه كار را افزايش دهد. خلق يكى دو كاراكتر مطلقا خيالى، يك حادثه شگرف ساختگى و آگراندسيمان يك شخصيت فرعى در حوادث تاريخى دوران رودكى كه عملا راوى بسيارى از لحظه هاى كار هم محسوب
مى شود، جزو ترفندهايى بود كه در كنار ساخت زبان جذاب، شاعرانه، فاخر و حساب شده به مدد من آمد تا شكل قابل قبول روايت نمايشى زندگى رودكى با زبانى معقول براى حوصله مخاطب امروز ايجاد شود. وى در خصوص تعداد پرسوناژهاى اين نمايش توضيح داد: اين نمايش با هشت كاراكتر اصلى و ۱۲ نيروى كمكى شكل نهايى خودش را پيدا كرده و ظاهرا قرار است كه اواخر بهمن روى صحنه برود. آقاخانى درباره تجربه هاى گذشته خود روى موضوعات تاريخى تصريح كرد: اين سومين نمايشنامه من محسوب مى شود كه در حوزه تاريخ يا افسانه و اسطوره كهن شكل مى گيرد. اولين نمايشنامه، گيل گمش بود كه بر اساس نخستين اسطوره مكتوب بشرى نوشته شد و سال ۸۰ توسط نشر سنا به چاپ رسيد اما اجرا نشد. تجربه بعدى نمايشنامه ماه و مه بر اساس حماسه اسطوره اى رستم و سهراب بود كه چند اجراى جشنواره اى توسط چند كارگردان داشت و توسط نشر نيل بركس سال۸۲ چاپ شد. اين تجربه هم به نيت اجرا نوشته شده و امتياز آن متعلق به بنياد رودكى است. اين درام نويس درباره تجربه نوشتن بر اساس سفارش كارگردان گفت: من هميشه در فرايندهايى از اين دست تمام تلاش خودم را مى كنم كه اثر از يك سفارش صرف فراتر رفته، درون مرا به قليان و تاثير و تاثر درآورد. يعنى كارى مى كنم كه اين سفارش ساده را تبديل به دغدغه هنرمندانه خودم كنم. يكى از راه كارها اين است كه شاكله سفارش را با وجوه تماتيك ذهن خودم و دغدغه هاى هنرمندانه آن تركيب كنم. اين گونه خود به خود اهميت اثر برايم وسعت پيدا مى كند و تبديل به يك پله از نردبان حرفه اى خودم مى شود. به اين صورت نمايشنامه ام را خيلى دوست دارم. وى در پايان درباره همكارى مستقيم خود در مسير توليد نمايش افزود: كارگردان از من دعوت كرده كه در روند تمرين باشم ولى اين ديگر يك مفاهمه دوستانه در شكل دادن كار است. من به هر گونه دعوت دوستانه احترام مى گذارم و تلاش مى كنم آن را برآورده كنم. مضاف بر اينكه حضورم در اين پروژه به زمان هاى آزادم نيز بستگى دارد ولى برخورد پويان در طول نگارش متن توام با صبورى، بزرگوارى و فهم كامل در خصوص چالش هاى يك نويسنده بود. او فضاى امنى به لحاظ روانى برايم تدارك ديد كه از اين بابت ممنون هستم.
|
|
|
|
|
|
|