يكشنبه ۹ دى ۱۳۸۶
۱۹ ذيحجه ۱۴۲۸ - ۳۰ دسامبر ۲۰۰۷ - سال هشتم - شماره ۲۴۹۱
بين الملل
Tel: 88807156
intl@javandaily.com
sJavan.jpg
جستجو
pdf PDF
Edition
صفحه نخست
ايران
جهان
اقتصادى
حوادث
ورزشى
فرهنگى
سينما، تئاتر
سراى ايرانى
سلام جوان
جامعه
زندگى
بين الملل
يار مهربان
آرشيو
تماس با ما
انتخاب لى ميونگ باك به رياست جمهورى كره جنوبى
ايران، روسيه و امريكا؛ تداوم جنگ سرد
رضا حجت شمامى
جنگ سرد به اعتقاد بسيارى از صاحب نظران روابط بين الملل كه حدود نيم قرن بين دو ابرقدرت امريكا و شوروى سابق حاكم بود، در سال ۱۹۹۱ به پايان رسيد. بر اين اساس جهان با جنگى كه سرد دنبال مى شد خداحافظى كرد و اين بهانه اى بود تا امريكا پارادايم نظم نوين جهانى را وارد نظريات نظام بين الملل كند. اما آيا مى توان پايان جنگ سرد را در اين سال پذيرفت؟ آيا نمى توان در جايى ديگر نشانه هايى از جنگ سرد را ديد كه ايالات متحده امريكا با آن دست و پنجه نرم مى كند؟ به نظر مى آيد نمى توان به راحتى به پرسش دوم پاسخ منفى داد. بنابراين بايد به دنبال جنگ سرد ديگرى گشت كه امريكا را بيش از ربع قرن به خود مشغول ساخته است.
ماهيت جمهورى اسلامى ايران كه محصول انقلاب اسلامى سال ۱۹۷۹ است امريكا را با چالش هاى جدى در منطقه روبه رو كرده است و مرزهاى امنيتى اين ابرقدرت را كه كيلومترها از مرزهاى سرزمينى اش دور است مورد اذيت و آزار قرار داده است. بنابراين بايد گفت جنگ سرد پس از فروپاشى شوروى به پايان نرسيد بلكه تنها جغرافيا و محدوده آن تغيير كرد.
بر اين اساس مى توان از رويارويى بين امريكا و ايران به عنوان جنگ سرد كوچك ياد كرد كه مرحله اول و بزرگ تر آن بين امريكا و شوروى جريان داشت. كه اولين برخوردهاى اين دو ابرقدرت در قالب جنگ سرد بزرگ نيز در ايران و در غائله آذربايجان رخ داد.
نشانه هاى زيادى وجود دارد كه گوياى جنگ سرد بين ايران و امريكا است. اولين و مهمترين آن تفاوت ماهوى اين دو حكومت است كه دو ايدئولوژى كاملا متعارض حامى انديشه و عمل آنهاست: اسلام و ليبراليسم. اين دو ايدئولوژى در قالب دو حكومت ياد شده با تعريفى كه از خود ارائه مى دهند غيرقابل جمع هستند. همان گونه كه ليبراليسم نتوانست با ماركسيسم شوروى كنار بيايد.
دومين نشانه، انتخاب و چينش متحدان عليه يكديگر است. ايالات متحده با داشتن اسرائيل به عنوان متحدى استراتژيك و مخالف ايران در پى آن است كه بسيارى از كشورهاى عربى و غير عربى منطقه را روياروى ايران قرار دهد. طرح استقرار سپر موشكى امريكا در امارات متحده عربى و اسقرار پايگاه نظامى در جمهورى آذربايجان و… از جمله آنهاست. از طرفى ايران نيز بر اساس اصل يكصد و پنجاه و چهارم قانون اساسى در عين خوددارى كامل از هرگونه دخالت در امور داخلى ملت هاى ديگر از مبارزه حق طلبانه مستضعفين در برابر مستكبرين در هر نقطه از جهان حمايت مى كند.
اين مساله يادآور قطب بندى امريكا و شوروى سابق در طول نيم قرن است كه شرق و غرب را در قالب چپ و راست در برابر هم قرار داد. بر اين اساس مى توان گفت طرح ايرانى مبارزه مستضعفين در برابر مستكبرين در مرحله دوم جنگ سرد جايگزين رويارويى چپ و راست شده است.
سومين نشانه كه گوياى جنگ سرد بين ابرقدرت امريكا و قدرت منطقه اى ايران است، حمايت از متحدان بدون درگير شدن مستقيم است كه پيروزى هر متحد به عنوان پيروزى كشور حامى تفسير مى شود. جنگ ۳۳ روزه حزب الله و اسراييل در اين قالب قابل بررسى است كه بسيارى آن را جنگ بين امريكا و ايران و در نهايت پيروزى ايران تفسير مى كنند.
چهارمين نشانه مجادله هاى لفظى در عرصه بين المللى است كه مدام بين دو كشور رد و بدل مى شود. در اين قالب ايران امريكا را شيطانى بزرگ مى داند كه در پى استثمار و غارت جهان ستمديده است و امريكا نيز ايران را محور شرارت معرفى مى كند كه مى تواند جهان را به مخاطره بيندازد.
نشانه هايى از اين دست بيش از آن است كه بتوان به راحتى به انكار آن كوشيد و جنگ سرد پس از جنگ دوم جهانى را در سال ۱۹۹۱ تمام شده تلقى كرد. اما هر كدام چه راهكارهايى را در پيش گرفته اند تا بتوانند بر ديگرى فايق آيند.
ايران و شوروى سابق
بى شك شباهت و تفاوت هاى زيادى را مى توان بين جمهورى اسلامى ايران و شوروى سابق ديد. البته مقصود شباهت هاى ماهوى نيست بلكه برخى شباهت هاى روشى و ژئوپلتيكى است. اين مسئله باعث مى شود تا ايالات متحده با تجربه زيادى كه از جنگ سرد اول دارد راحت تر با ايران مواجه شود و بسيارى از روش هاى پيشين را در اينجا نيز به كار گيرد.
اما نبايد روى ديگر سكه را فراموش كرد كه برآمده از تفاوت هاى ماهوى ايران با شوروى سابق است كه اگر با درايت از آنها استفاده شود ورق را به سود ايران برمى گرداند.
فضاى اقتصادى، اجتماعى، فرهنگى، و سياسى از جمله شباهت هاى ايران و شوروى سابق است. ايران به اقتضاى انقلاب سال ۵۷ و برخورد با گروه هاى معاند به سمت اقتصاد دولتى پيش رفت و قدرت را دربين انقلابيون متمركز كرد.
اقتصاد دولتى در شوروى برآمده از پارادايم ماركسيستى- لنينيستى بود كه تا پايان عمر شوروى با آن همراه بود. بى شك اقتصاد دولتى در دنياى معاصر بسيار شكننده و ناكارآمد است. اين يكى از نقطه ضعف هايى است كه در جنگ سرد مى تواند به سود امريكا تمام شود. اما مساله به اينجا ختم نمى شود. اقتصاد دولتى شوروى برآمده از ماهيت آن دولت بود اما اسلام و جمهورى اسلامى ايران اين پتانسيل را دارد كه از اين نقطه شكننده بگريزد و بدون آن كه چهارچوبه هاى تئوريك نظام لطمه ببيند، به سمت اقتصاد بازار آزاد پيش برود. اين چرخش را مى توان در دولت هاشمى رفسنجانى و پس از آن به خصوص در سند چشم انداز بيست ساله و سياست هاى ابلاغى اصل ۴۴ از سوى مقام رهبرى مشاهده نمود.
بازى هاى اقتصادى به خصوص در فضاى تسليحاتى از جمله راهكارهاى امريكا در فروپاشى شوروى سابق بود بنابراين ايران با توجه به ايجاد تضمين هاى امنيتى - تسليحاتى نبايد به سمت چنين فضايى پيش برود چون چهارچوبه ها و پتانسيل اقتصادى ايران با توجه به اينكه هنوز اقتصاد ايران دولتى است، شكنندگى اقتصاد و سياست ايران را افزايش مى دهد.
فضاى اجتماعى- قومى ايران نيز به گونه هايى شبيه شوروى سابق از پراكندگى برخوردار است. وجود شش قوم بزرگ در يك محدوده سرزمينى مى تواند ابزارى باشد تا امريكا به حمايت آنها بپردازد و آنها را با دولت ايران دراندازد اما اين در صورتى امكان پذيراست كه دولت ايران نتواند در روند جامعه پذيرى سياسى صحيح آنها را نسبت به فرهنگ و دولت ايرانى وفادار نگهدارد. البته اين قوم ها طى قرن ها در اين جغرافيا زندگى كرده اند و همواره ايرانيت را به گونه هاى ديگر زندگى ترجيح داد ه اند.
اما به هر حال امريكا برروى آنها دست مى گذارد همان گونه كه شوروى از اين مساله رنج مى برد و بالاخره در فروپاشى آن بسيار تاثير گذاشت. بزرگ ترين تفاوت بين شوروى سابق و ايران در اين زمينه ماهيت دولت و هويت قوم ها است. چون در شوروى دولت، قوم ها را به دور خود جمع كرده بود اما در ايران تمامى قوم ها بوده اند كه دولت ايرانى را ساخته اند.
فرهنگ معترض و انقلابى از جمله شباهت هاى ديگر اين دو ملت است كه مدام خواهان وضعيتى بهتر هستند و در جا زدن را در شان و منزلت خود نمى بينند. در واقع چون هر دو كشور از پيشينه بزرگى برخوردار بوده اند، اگر چنين موقعيتى از سوى دولت ها فراهم نشود، اعتراض را براى گريز از انقراض ترجيح مى دهند.
تمامى اين ويژگى هاى آشكار و ديگر ويژگى هاى پنهان عاملى مى شود تا فرهنگ سياسى اين كشورها متفاوت از ديگر كشورها شود و مدام به سمت قدرت پيش بروند. بر اين اساس نمى توان گفت كه انديشه هاى ماركسيستى - لنينيستى عامل قدرت شوروى بود بلكه پتانسيل فرهنگ سياسى اين كشور است كه مدام شوروى سابق و روسيه كنونى را به سوى قدرت برتر پيش مى برد.
روسيه و مساله ايران
روسيه به يمن انديشه هاى پوتين و هم تيمى هايش به قدرت جهانى بازگشته است. اين ترس و اميد را مى توان در جمله هاى ميخاييل گورباچف، آخرين رهبر اتحاد جماهير شوروى و پدر پرسترويكا (فضاى باز سياسى) و گلاسنوست (فضاى باز اقتصادى، يعنى همان چرخشى كه با پايه هاى تئوريك نظام ناهمسان بود) در مصاحبه اختصاصى با فرانس ،۲۴ مشاهده كرد:
روسيه اكنون روى پاى خود ايستاده است و توانسته مشكلاتش را پشت سر بگذارند. روسيه اكنون به مقام ابر قدرتى دوباره رسيده است، زيرا مردم موفق شدند مشكلات خود را حل كنند. من فكر مى كنم اين خدا بود كه به ما كمك كرد. به همين دليل است كه من به دقت اوضاع را دنبال مى كنم. جرياناتى اتفاق مى افتد كه خوشايند من نيست. سياست نبايد اين گونه اعمال شود. من اين مشاجرات و دعواهاى هميشگى را سياست نمى دانم. كشورها به جاى گفت وگو، همواره با هم مناقشه دارند، اين نبايد قابل پذيرش باشد. ما بايد اين روند را دوباره برعكس كنيم. بايد با آلمان، فرانسه، امريكا دوباره گفت وگو كنيم و من اميدوارم كه نتايج آن اميد بخش باشد. با موشك و ساخت موشك مسايل حل نمى شود. بايد همين حالا اقدام كرد زيرا فردا خيلى دير خواهد بود و بحران همه جا را فرا خواهد گرفت. بايد دانست مشكل ما با توپ و جنگ حل نمى شود و گرنه تمام زمين و همچنين همه ما از بين خواهيم رفت.
اين بيم و اميد آخرين رهبر اتحاد شوروى گوياى آن است كه نبايد به گذشته تاريك و ترسناك بازگشت اما نشانه هايى از اين بازگشت هويدا است. اعلام استقرار سپر موشكى امريكا در شرق اروپا و خروج روسيه از يك پيمان مهم مربوط به جنگ سرد كه محدوديت هايى را درباره سربازان و سلاح ها اعمال مى كرد، حال و هواى جنگ سرد بزرگ را بازگردانده است. بر اين اساس وزارت خارجه روسيه در بيانيه اى حضور روسيه در پيمان نيروهاى متعارف اروپا را از نيمه شب سه شنبه(۲۰/۹/۸۶) به وقت مسكو به حالت تعليق در آورده است.
اين بحث ها نشان از آن دارد كه جنگ سرد در حال بازگشت به جغرافيا و محدوده خود است. يعنى گام گذاشتن به جنگ سرد سوم منهاى برخوردها و ايدئولوژى شورايى دو قطبى دوره اول.
اما نسبت اين دوره با ايران در چيست؟ از آنجا كه ايران در تمام زمينه ها بر روى حرف هاى اوليه خود مانده است از اين پس شايد راحت تر بتواند به سمت اهداف خود گام بردارد به شرط اينكه بتواند مدبرانه توپ را به زمين روسيه بيندازد و اگر اين بازى درست انجام شود مى توان گفت ايران براى رسيدن به اهداف خود امريكا و روسيه را در برابر يكديگر قرار داده است. يعنى جنگ سرد سوم نيز اولين گام هاى خود در ايران بر مى دارد همانند جنگ سرد اول.
اين چرخش چند مساله را به همراه دارد كه بايد بيشتر به آنها انديشيد. اول اينكه براى رسيدن به چنين هدفى تا كجا و چقدر بايد امتياز داد. دوم اينكه با احتساب چنين امتيازاتى تا چقدر مى توان دشمنى هاى امريكا را از ايران دور كرد و سوم اينكه چگونه بايد با كشورى روبرو شد كه در نزديكى هاى ايران در حال تبديل شدن به ابرقدرتى جهانى است زيرا نمى توان به اتحاد استراتژيك بين ايران و روسيه در فضاى بين المللى خوش بين بود.
چهارمين مورد كه از همه نيز مهمتر است، به اين نكته بازمى گردد كه ايران در كجاى جهان نوين كه در حال شكل گيرى است، خواهد ايستاد و آخر اينكه براى رسيدن به جايگاهى درخور و مناسب نبايد اوج گيرى قدرت هاى ديگر را از نظر دور داشت.
منبع:ايراس
انتخاب لى ميونگ باك به رياست جمهورى كره جنوبى
غروب سياست خورشيد درخشان در سئول
انتخابات رياست جمهورى كره جنوبى به پايان رسيده و با انتشار نتايج شمارش لى ميونگ باك، نامزد راستگراى حزب بزرگ ناسيونال پيروز قطعى اين انتخابات اعلام شد.
اما لى ۶۵ ساله كه سابقه مديريت موفق شركت كره اى هيونداى را در دهه ۱۹۸۰ در سوابق خود دارد، در حالى به كاخ آبى رياست جمهورى سئول نزديك مى شود كه به تازگى پرونده اى براى تحقيق درباره نقش وى در جعل اسناد بازار بورس سئول باز شده است.
در حقيقت هفته گذشته طرح مساله تشكيل كميته اى مستقل براى رسيدگى به پرونده لى از سوى نمايندگان حزب حاكم حزب اتحاد نوين دموكراتيك در صحن پارلمان كره جنوبى نمايندگان حزب بزرگ ناسيونال را بر آن داشت تا به شيوه اى كاملا فيزيكى مانع تصويب اين طرح شوند.
در نتيجه اين واكنش از سوى نمايندگان حزب بزرگ ناسيونال، زد و خوردى بين نمايندگان دو حزب در گرفت كه همان شب تقريبا در تمام شبكه هاى خبرى تلويزيونى سراسر جهان پخش شد و تصوير يكى از زشت ترين رقابت هاى انتخاباتى را در تاريخ كره جنوبى كامل كرد.
با اين حال و به رغم وجود اين پرونده به نظر مى رسد كه مردم كره جنوبى از پيش تصميم خود را گرفته و وعده هاى رشد اقتصادى چشمگير را به اخلاق مدارى و سياست نزديكى دو كره كه محورهاى اصلى تبليغات حزب حاكم اتحاد نوين دموكراتيك بودند، ترجيح داده اند.
اين در حالى است كه رو موهيون، رييس جمهور فعلى كه آخرين روزهاى حضورش در كاخ آبى سئول را سپرى مى كند نيز هرگز يك شكست خورده اقتصادى نبوده است. طى دوران ۵ ساله رياست جمهورى رو رشد اقتصادى كره جنوبى به عنوان دوازدهمين اقتصاد بزرگ جهان، به طور متوسط بين ۳ تا۵ درصد بوده است.
اما لى، رقيب اصلى چانگ دونگ يونگ، جانشينى كه رو از حزب اتحاد نوين دموكراتيك براى خود انتخاب كرده بود، وعده بازگشت به روزهاى خوش اواسط ۱۹۹۰ را به كره اى ها داده است روزهايى كه به لطف متوسط نرخ رشد ۷ درصدى، ثروتمند شدن در زمانى كوتاه كار بسيار ساده اى بود.
از سوى ديگر به نظر مى رسد افزايش قيمت مسكن و همچنين كاهش امنيت شغلى از ديگر مسائلى بوده است كه نامزد حزب رييس جمهور رو را به شكست خورده اين انتخابات تبديل كرده است.
چانگ دائه ريونگ، استاد دانشكده تجارت دانشگاه يون سى كره جنوبى، درباره دليل پيروزى لى مى گويد: لى ميونگ باك از جنس ديگرى ساخته شده و با ديگران فرق دارد. حمايت مردم از او از مرزهاى تقسيمات حزبى فراتر رفته است. او پيش از هر چيز يك تاجر موفق است و اين پيش زمينه موجب شده تا مردم تصور كنند كه تجارت و كسب و كار در دوران رياست جمهورى او رونق بيشترى داشته باشد.
در حقيقت نيز بايد اذعان كرد كه اقتصاد در كانون سياست هاى آتى لى ميونگ باك قرار دارد و خود او نيز دوشنبه زمانى كه پاى صندوق راى حاضر شد، از هوادارانش تشكر كرد كه به رغم آن چه او تهمت ها و افتراها خواند، به او راى داده اند و با اشاره به قرار گرفتن اقتصاد در محور سياست هاى خود گفت: اين بار بايد بدون هيچ ترديدى شيوه عملكرد دولت را تغيير دهيم.
اما در مقابل چانگ، رقيب لى از حزب حاكم كه مدتى متصدى وزارت اتحاد دو كره در كابينه رو موهيون بوده است، با اشاره به اتهاماتى كه متوجه رقيب اش است، انتخاب احتمالى او را به رياست جمهورى براى مردم كره موجب سرافكندگى خواند و گفت: اين انتخابات در واقع جنگى است بين دروغ و حقيقت. نظر سنجى هاى انجام شده قبل از اين انتخابات نشان مى دادند كه لى با اختلاف حداقل ۳۰ درصد بر رقيب اصلى خود پيروز خواهد شد و به همين خاطر چانگ از پيش تقريبا از پيروزى لى در اين انتخابات مطمئن بوده است.
به اين ترتيب به رغم اين كه لى به احتمال قريب به يقين پيروز اين انتخابات است، نمى توان مدعى شد راه او از امروز تا ماه فوريه كه به طور رسمى قدم به كاخ آبى رياست جمهورى بگذارد، راهى هموار و ساده است.
مساله دست داشتن او در جعل مدارك بازار سهام كه پيش از اين مطرح و پس از رسيدگى مراجع ذى صلاح رد شده بود، تنها چند روز قبل از انتخابات رياست جمهورى با انتشار فيلمى كه مخفيانه از جلسه ملاقات او با مديران يكى از شركت هايى گرفته شده بود كه در اختلاس از بازار بورس نقش اصلى را به عهده داشت، بار ديگر مطرح شده و پس از زد و خورد جانانه اى كه در صحن پارلمان در پى داشت، موجب شد با پذيرش حزب بزرگ ناسيونال، بار ديگر به كميته تحقيقاتى مستقلى سپرده شود.
اكنون لى براى طرح ادامه مسير دشوار خود تا كرسى رياست جمهورى شايد بايد منتظر بماند و ببيند كه مسير دور جديد تحقيقات درباره نقش او در اين رسوايى مالى به كدام سمت هدايت مى شود.
پايان كمك هاى سئول به پيونگ يانگ
اما فارغ از اين كه لى چه راه دشوارى تا كاخ رياست جمهورى بايد طى كند، انتخاب او براى همسايه شمالى سئول به معناى پايان روزهاى آفتابى است كه با سياست هاى خورشيد درخشان در زمان رياست جمهورى كيم دائه جونگ در اواخر دهه ۱۹۹۰ آغاز شده بود.
كيم دائه جونگ، رييس جمهور پيشين كره جنوبى از جناح چپ اين كشور در سال ،۱۹۹۸ يعنى يك سال پس از انتخاب به رياست جمهورى، با طرح سياست خورشيد درخشان با هدف نهايى اتحاد دو كره در آينده نه چندان نزديك، راه نزديكى با كره شمالى را در پيش گرفت.
در سال ۲۰۰۳ نيز زمانى كه كيم از رياست جمهورى كنار مى رفت سرمايه عظيم تبليغاتى كه او با موفقيت نسبى سياست خورشيد درخشان و همچنين رونق نسبى اقتصادى از خود به جاى گذاشته بود براى حزب جديدى كه از ائتلاف احزاب چپ به رياست رو موهيون پديد آمده بود كافى بود تا رو را به عنوان جانشين او بر كرسى رياست جمهورى بنشاند.
اما آن چه در دوران رياست جمهورى رو به عنوان تداوم سياست خورشيد درخشان اجرا شد بيش از آن كه نوعى ديپلماسى هوشمندانه براى كشيدن پيونگ يانگ به تعامل سياسى باشد (مانند آن چه در دوران كيم اجرا مى شد) بيشتر به نوعى تقليد مضحك و نعل به نعل از كارهايى تبديل شد كه زمانى كيم دائه جونگ با در نظر گرفتن شرايط بين المللى و روابط دو جانبه انجام داده بود.
براى مثال در حالى كه ديدار كيم دائه جونگ و كيم جونگ ايل، رهبر كره شمالى يكى از نقاط عطف تاريخ شبه جزيره كره به شمار مى رفت، ديدار رو مو هيون با رهبر كره شمالى با دستپاچگى تمام در آخرين روزهاى رياست جمهورى رو تنها به بهاى واگذارى امتيازهاى متعدد به پيونگ يانگ بدون هيچ گام موثرى در جهت يكپارچگى دو كشور كه هدف اصلى سياست خورشيد درخشان بود، برگزار شد.
به اين ترتيب در حقيقت در دوران رو به جاى اين كه سياست خورشيد درخشان ديپلماسى سئول براى به بازى گرفتن پيونگ يانگ باشد، اين پيونگ يانگ بود كه از نقطه ضعف رو (كه سرمايه زيادى روى پيشبرد اين سياست گذاشته بود) استفاده كرده و با به دست گرفتن ابتكار عمل در اين زمينه تنها به گرفتن امتيازاتى نظير كمك هاى بلا عوض اقتصادى و كمك هاى بشر دوستانه (مانند مواد غذايى و دارو) از همسايه سخاوتمند و ثروتمند جنوبى خود بسنده كرد، بى آنكه هيچ گام مثبتى در جهت هدف اصلى سياست خورشيد درخشان برداشته شود.
امسال نيز رو با تصور اين كه سياست خورشيد درخشان همچنان برگ برنده اى در دست احزاب چپ گراى كره جنوبى محسوب مى شود و با اين خيال كه هنوز با اتكا به احساسات مردم كره جنوبى درباره اتحاد نهايى دو كره مى توان آراى خوبى براى حزب به ارمغان آورد، چانگ را كه قبلا وزير اتحاد دو كره در كابينه اش بود، به عنوان نامزد حزب اتحاد نوين دموكراتيك انتخاب كرد.
اما در مقابل اين لى بود كه در انتخابات پيروز شد (اين طور كه تا كنون به نظر مى رسد) كسى كه معتقد است شرط تداوم كمك هاى كره جنوبى به كره شمالى نشان دادن حسن نيت از سوى همسايه شمالى است. لى مى گويد سئول به اندازه كافى تا امروز به پيونگ يانگ كمك كرده و به همان اندازه از سوى پيونگ يانگ پاسخ مثبت نشنيده است. به اعتقاد او اكنون نوبت آن است كه كره جنوبى كمك ها را به كره شمالى قطع كرده و منتظر بنشيند تا پيونگ يانگ تمايل خود را به تداوم اين سياست ها با گام هايى موثر در جهت هدف نهايى سياست خورشيد درخشان ثابت كند.
به اين ترتيب پيروزى لى نه فقط به مثابه شكست نحوه اجراى سياست خورشيد درخشان در دولت رو بلكه در حقيقت زنگ خطرى نيز براى پيونگ يانگ است كه فارغ از كمك هاى اقتصادى و انرژى كه در قالب همكارى با اجلاس شش جانبه (يك ميليون تن سوخت يا كمك اقتصادى معادل آن در قبال توقف فعاليت هاى هسته اى و پياده سازى و انهدام تاسيسات هسته اى كره شمالى) براى بقاى خود به مواد غذايى نيازمند است كه در قالب كمك هاى بشر دوستانه از كره جنوبى به اين كشور ارسال مى شود.
كره شمالى در سال هاى گذشته به خصوص از اواسط دهه ۱۹۹۰ تا كنون بارها دچار قحطى شده و در اين مقطع زمانى خاص كه كره جنوبى احتمالا سياست هاى خود را در قبال اين كشور تغيير خواهد داد بيش از هميشه به مواد غذايى اهدايى از سوى همسايه جنوبى خود محتاج است چرا كه در سال گذشته مناطق زير كشت كره شمالى شاهد چندين سيل ويران كننده بوده و ميزان توليدات مواد غذايى در اين كشور به شدت كاهش پيدا كرده است.
منبع: ديپلماسى ايرانى


|   شناسنامه   |   آرشيو   |