شنبه ۱۵ دى ۱۳۸۶
۲۵ ذيحجه ۱۴۲۸ - ۵ ژانويه ۲۰۰۸ - سال هشتم - شماره ۲۴۹۶
بسيج و دفاع مقدس
Tel: white
red@javandaily.com
sJavan.jpg
جستجو
pdf PDF
Edition
صفحه نخست
ايران
جهان
اقتصادى
حوادث
ديپلماسى
ورزشى
فرهنگى
جوان ورزشى
سراى ايرانى
سلام جوان
جامعه
بسيج و دفاع مقدس
آرشيو
تماس با ما
بسيج و بازشناسى هويت فرهنگى
دكتر محمد منصورنژاد
الف) طرح مساله:
در مورد تعريف بسيج و بسيجى ( واژه اول به نهاد و ظرفى كه محل فعاليت بسيجيان است، اشاره دارد و مفهوم دوم به كسانى كه در اين عرصه فعال اند) متاسفانه اهتمام جدى صورت نپذيرفت و از اين رو با اين كه بيش از دو و نيم دهه از تاسيس اين نهاد مردمى مى گذرد، اما در مورد بسيج مستضعفين تعريف اجتماعى وجود ندارد و امروزه حتى مضاف اليه مستعضفين هم از بسيج برداشته شده است.
جداى از معناى لغوى بسيج كه به معناى فراخوان و به صحنه آوردن است، در معناى اصطلاحى به نهادى گفته مى شود كه در ۵ آذر ماه ۱۳۸۵ از سوى امام خمينى (ره) تاسيس گرديده و اين نكته همچنان در خور توجه و تامل است كه چرا امام خمينى (ره) با اين كه در آن مقطع نهادهايى مثل كميته، جهاد، سپاه و … تاسيس شده بودند، دست به تاسيس بسيج مستضعفين زدند، در صورتى كه هنوز بحث دفاع مقدس مطرح نبود؟
با اين وصف، مقصود امام خمينى (ره) از نهاد بسيج را بايد در انديشه و فرامين ايشان پيرامون بسيج واكاوى نمود و گرچه نگارنده از اين زاويه سابقا تلاش اجمالى داشته است، اما اكنون قصد طرح مطلب از آن زاويه نيست.
در اين تلاش قصد آن است كه هويت بسيجى را براساس ويژگى ها و خصايصى كه بسيجيان خصوصا در مقطع دفاع مقدس از خود بروز داده و آن گونه خود را به دوست و دشمن نشان دادند، تعريف و تحديد كنيم.
بسيجيان در دفاع مقدس هويتى عالى و آرمانى از خود بروز داده و ترسيم كرده اند كه امروزه مى تواند براى رده هاى مقاومت و نيروهاى بسيجى به عنوان ايده آل تايپ به تعبير جامعه شناسى آن مطرح بوده و بدان سمت و سو اقتدا كنند و حريم آن را پاس دارند؛ ويژگى هاى آن بسيجيان را بشناسند و بر مبناى آن، شرايط موجود بسيج و بسيجيان را به ارزيابى بنشينند. از آنجا كه مباحث هويتى در دو سطح قابليت طرح دارند، تاملات حاضر نيز درباره هويت بسيج و بسيجيان در دو سطح و لايه صورت مى پذيرد.
ب) هويت بسيج و بسيجيان در دو سطح:
۱) شناسايى هويت بسيج: در تعيين هويت، درباره چيستى و كيستى فرد يا افراد، نهاد و … پرسيده مى شود و مى گويند فلان فرد يا گروه كيست و چيست؟ در پاسخ بدين پرسش بايد نكاتى را كه موضوع مورد سوال را از ديگران متمايز مى كند، برشمرده شود و از اين رو گفته مى شود كه هويت در مقابل غيريت معنا پيدا مى كند. براى بيان خود فرد يا افراد و يا نهاد، بايد به ويژگى هاى يك فرد يا گروه را بسازند) اشاره داشت؛ آن خصايصى كه با آنها موقعيت او قوام مى يابد و علت وجود او هستند. از اين منظر شايد مهم ترين ويژگى هاى بسيج كه مجموعا از آنها نهادى منحصر به فرد و از بسيجيان افراد خاص خود مى سازد، به قرار زيرند:
۱-۱) بسيجى مظهر حماسه و عرفان: از آنجا كه فعلا قصد تفصيلى طرح موضوع نيست، فقط اشاره مى شود كه بسيجيان از آن رو كه به تبع امام خمينى(ره)، درون گرايى را با برون گرايى و رجزخوانى براى دشمنان را با تهذيب نفس و محاجه با خود، يكجا جمع كرده اند، نيروهاى رزمى منحصر به فرد به شمار مى آيند. گفته شد كه اين ويژگى  براساس حال و هواى بسيج و بسيجيان در دفاع مقدس بازسازى شده كه بسيجيان شيران روز و زاهدان شب بودند و به بركت حضور كثير و معنوى آنها، به رغم وجود دشمنان جهانى و منطقه اى،ايران از دفاع مقدس سربلند بيرون آمد.
براساس اين ويژگى، هويت بسيج و بسيجيان حداقل از دو گروه متغاير و متمايز مى گردد: اول: حماسه آفرينان محض؛ آنها كه تهجد، تضرع و خودسازى درونى و معنوى را در كنار رزم ندارند. از اين رو بسيجيان صرفا چريك هاى رزمنده ( مثل ويت گنگ ها و…) نيستند. دوم: عرفاى محض؛ همچنين بسيجيان اهل عرفان، زهد، اخلاق و خودسازى محض نيستند كه به گوشه اى خزيده و با نفس خود مبارزه كنند ( مثل مرتاض ها و يا صوفيون و …)
نكته مهمى كه به هويت حماسى بسيجيان بايد افزود آن است كه، بسيجيان ايران تشكيل يافته و در سازمان هاى رزمى تعريف مى شوند و از اين رو صرفا اهل رجزخواندن در مقابل ديگران با تشخيص خود نيستند، بلكه در قالب برنامه و سازماندهى نظامى از طريق فرماندهان، با فرماندهى كل قوا مرتبط اند و در مواقع ضرورى عمل مى كنند، مانور مى دهند، در گردان ها حضور مى يابند، گشت شبانه دارند و احيانا برخورد امنيتى و اطاعاتى مى كنند و …
با اين نگاه، فردى كه اهل حماسه آفرينى نباشد، نمى تواند بسيجى به معناى واقعى اش باشد و چنان كه اگر اهل خودسازى، مسايل معنوى و ارتباطات با خدا نباشد نيز بسيجى نيست. و چنانچه در مباحث ديگر اشاره شده، ويژگى هويتى بسيجيان آن است كه اين هر دو
( حماسه محفوف به عرفان) را با هم دارند وگرنه در طول تاريخ هم حماسه آفرينان فراوان اند و هم عرفا.
۱-۲) بسيجى نماد ايثارگرى:
درباره ايثارگرى نيز قصد اطناب مطلب نيست، فقط اشاره مى شود كه از ويژگى هويتى بسيجيان آن است كه از حقوق خود براى دفاع از حقوق ديگران ( افراد، كشور، مذهب و دين و …) مى گذرد و براى چنين فداكارى نيز اجرا و مزد مادى را سرلوحه كارش قرار نمى دهد.
به عبارت ديگر، ممكن است به يك بسيجى در قبال تلاشش مزدى بدهند، تقديرى كنند، قدرشناسى صورت پذيرد، اما آنچه بسيجيان از خودشان در دفاع مقدس نشان داده و ساخته اند، آن است كه آنها با خدا معامله كرده اند. هدف اصلى شان ذخارف دنيوى و دستاورد مادى نيست و به اندك دست آورد در اين ميدان راضى اند و از اين رو از معدود نهادهاى اين سامان اند كه كمترين هزينه را به نسبت وسعت تشكيلات به خود اختصاص مى دهند، اما بيشترين ثمره و دست آورد را براى كشور و مردم دارند. پس از ويژگى هاى بسيجيان قناعت، بخشش، بذل سخاوتمندانه جان و مال و وقت و آبرو و … در راه خدا براى كشور، ملت و … است.
با اين ويژگى هويتى، بسيجى حداقل از دو گروه متمايز مى گردد: اول، آنان كه تمام اهتمامشان آن است كه حقوق خود را اعاده نموده و به وضع خود و خانواده سر و سامانى بدهند و حتى نيم نگاهى نيز به ديگران ندارند. ممكن است افرادى داعيه مسلمانى داشته باشند، اما دغدغه ديگران نداشته باشند و لذا بسيجى شناخته نشوند.
دوم: آنان كه حتى به حدود و حقوق خود قانع نبوده و بلكه چشم طمع به اين و آن دارند و در سطح فردى و جمعى و خرد و كلان، متجاوز و متجاسرند.
در مقابل آنها، بسيجى از خوابش، از وقتش، از موقعيت هايش، براى حفظ حقوق و حدود ديگران مى گذرد و از اين رو در حالى كه مردم در استراحت اند، براى امنيت اجتماعى، در خيابان ها پاس مى دهد و ….
۱-۳) بسيجى سمبل هميشگى:
اگر مرد از همسبتگى، همدلى عمومى در سطح كلان و ملى باشد، كدام نهاد و مركزى در ايران را سراغ داريم كه در تمام شهرها و اغلب روستاها، نمايندگان و داوطلبانى داشته باشد كه مثلا به مناسبت هفته بسيج، پاسداشت هفته دفاع مقدس و …، همزمان و براساس برنامه مشابه وارد صحنه شده و ميليون ها انسان را در برنامه هاى منظم به صحنه ها بكشاند؟
بسيج، ملى ترين و مردمى ترين نماد و سمبل همبستگى در ايران بوده و در فلسفه تاسيس بسيج نيز اين نكته مستتر بود كه از ۳۵ ميليون جمعيت زمان تاسيس بسيج، بايد ارتش ۲۰ ميليونى برمى خاست، يعنى بسيج در واقع بايد مستجمع تمام نيروى انسانى بالغ مى شد. با اين وصف، مردمى بودن بسيج و از مردم بودن بسيج را به عنوان ويژگى هويتى كه منبع همبستگى و همگرايى است، مى توان تعريف و تحديد نمود.
آفتى كه ممكن است اين ويژگى هويتى بسيجيان را تهديد كند، آن است كه بسيج به جاى از مردم بود، بر مردم حاكم شده و از مردم فاصله بگيرد. اين انحراف ممكن است براساس عوامل بيرونى و دشمنان و يا حتى به سبب عوامل داخلى و خودى و بر اساس عملكرد سوء ايجاد گردد.
از آن سو، دشمنان از مردم بودن و فراگير بودن بسيج مى ترسند كه با ايجاد همبستگى ملى، ترفندهاى آنان در ايران جواب نمى دهد و تهديدات آنها به سخره گرفته مى شود.
البته ممكن است نيروهاى داخلى و حتى بسيجيان با تحليل هاى سطحى و نگرش هاى تعصب آلود و با گم كردن فلسفه وجودى بسيج، بسيجى را به جريانات سياسى، جناح بندى ها، تعصبات خاص مذهبى و … فرو بكاهند كه در آن صورت فقط براى افراد خاص( و نه همگان) جذابيت خواهد داشت كه در اين صورت نه بسيج سمبل همبستگى است و نه دشمنان از نام و ياد بسيج مى هراسند و نه ملت از حضور و تلاش آنها احساس امنيت مى كند و چه بسا كه افكار عمومى به قدرى عليه آنان آماده شود كه حتى تلاش هاى آنها براى حفظ امنيت مردم نيز با اعتراض مردمى مواجه گردد.
تا اينجا سه ويژگى مهم كه عمده ترين خصايص هويتى بسيجيان براساس تصوير حضور آنان در دفاع مقدس است، مورد اشاره اجمالى قرار گرفته و شناسايى شد.
۲) بازشناسى هويت بسيجى:
از آنجا كه هويت ها به رغم ميل به ثبات، پايدار و لايتغير نمى مانند و ميل به تحول دارند، از اين رو شناسايى ويژگى هاى هويتى فرد يا جمع براى هميشه پاسخگو نيست و حداقل از دو زاويه بايد مورد بازنگرى و بازشناسى قرار گيرند:
اول آن كه، آيا خصايص هويتى سابق، در شرايط حاضر نيز قابل دفاع و پاسخگو هستند؟
نكته دوم مرتبط با نكته نخست آن است كه آيا امكان دارد فضاى جديد و پرسش هاى تازه و مسايل نوين، هويت بسيج و بسيجيان را دستخوش تغيير سازد؟
ديديم كه از ويژگى هاى هويتى بسيجيان، مقرون بودن حماسه با عرفان، ايثارگرى و سمبل همبستگى بود، اما در شرايط حاضر كه جنگ و رزم به معناى دقيق نظامى آن وجود ندارد، آيا مى توان در بسيجيان روحيه حماسى ايجاد و يا فضاى حماسى سابق را حفظ كرد؟
در فضاى جبهه ها و در شرايطى كه فرد دايما با سختى و فشار دست و پنجه نرم مى كرد و حتى در مظان جان باختن بود، شب  زنده دارى و رياضت ها و بسيارى از مسايل معنوى، زمينه ظهور مى يافت، اما آيا در شرايط حاضر كه فضاى رقابت بر روى ماديات و تجملات است، نيز مى توان آن فضاى معنوى را حفظ و تقويت نمود؟
اگر ايثارگرى در آن فضا به راحتى مى توانست معنا يافته و ظاهر شود، آيا الان كه حتى از سازمان بسيج توقع حضور در عرصه هاى سازندگى و اقتصادى مى رود و يا بر سر غنايم جنگ رقابت وجود دارد و در شرايطى كه منسوب بودن به جبهه و جبهه رفتگان امتيازهاى مادى و منوى مى آفريند( از مجوز كارخانه، تا ارتقاى رتبه ادارى و تا كسر خدمت سربازى و …) توقع ايثارگرى به عنوان يك خصيصه بسيجى آيا ميسور است؟ آيا هنوز مى توان از بسيجيان توقع فداكارى و گذشت داشت؟ اگر امكان پذير است، با چه توجيهى؟ و اگر امكان پذير نيست، اين تحول هويتى بر چه مبنايى بايد تفسير گردد؟ تعميم بسيج به همه مردم ( سمبل همبستگى) آيا جاى بازشناسى و بازسازى ندارد؟ اگر بسيج بخواهد بر ارزش هاى فرهنگى به ارث رسيده از دفاع مقدس پافشارى كند، آيا آن ارزش ها در شرايط عصر و در فضاى ارتباطى جديد كه انواع محصولات فرهنگى، ارزش هاى جديد و فرهنگ تازه بيگانه را تبليغ مى كنند، خريدارى دارد؟
اگر آن ارزش ها امروزه جذابيت لازم را خصوصا در نسل جديد نداشته باشد، غربت بسيج را چگونه بايد تفسير نمود و چگونه امروزه نيز بسيج مى تواند نماد همبستگى باشد؟ آيا ورود نهاد بسيج به برخى منازعات سياسى، با سياست جذب همگانى سازگار است؟ در اين صورت آيا بايد بر سياست هاى خاص پاى فشرد و به قليلى از افراد بسنده نمود؟ و يا اين كه بايد در سياست هاى تجديد نظر نمود و از هدف همبستگى دفاع نمود.
در بازشناسى هويت بسيجى، در كنار نكات ياد شده مى توان نكات ديگرى را نيز افزود؛ از جمله آن كه، اگر در گفتمان جنگ و دفاع مقدس، نوع و قواعد بازى به تسليحات و امكانات نظامى و مانورهاى خاص و … گره خورده بود، در فضاى حاضر كه گفتمان صلح حاكم است و قواعد بازى عوض شده و سنگر و جبهه تغيير يافته و امروزه خطر نظامى حداقل به صورت ملموس و آنى ما را تهديد نمى كند، بلكه يك تعامل و حتى تقابل فرهنگى بين ما و ديگران برقرار است و اگر خطرى باشد، در جبهه فرهنگى است، رسالت بسيجيان در اين ميدان چيست؟
آيا نقش هاى هويتى سابق، خصوصا دو نقش اول ( حماسه و عرفان و ايثارگرى)، در اين ميدان مى توانند نقش جدى ايفا كنند و يا اين كه هويت بسيجيان را در شرايط جديد بايد بازتعريف نموده و نقش هاى پررنگ تر فرهنگى بدان ها داده و هويت اين نهاد را با مسايل جديد مورد شناسايى قرار داده و تحديد و تعريف نمود؟
خصوصا در شرايطى كه مخاطبان جوان نهاد بسيج در ايران امروزه از اقشار تحصيلكرده هستند، آيا براى چنين مخاطبينى مى توان بدون مسلح بودن به زبان علمى روز و با ابزارهاى مدرن ارتباطى پيام داشت؟ آيا مديران و فرماندهان با تحصيلات پايين، مى توانند نيروهاى با دانش بالاتر را مديريت كنند؟ آيا در بازشناسى موضوع، هويت جديد بسيجى، به نحوى با علم، فرهنگ، دانش، ارتباطات و … نبايد گره بخورد؟ و …
پس اگر هويت ميل به سياليت و پويايى دارد، بايد در يك كار جديد و دقيق و كارشناسى شده، هويت بسيجى و بسيجيان را يك بار ديگر با دقت، متناسب با پرسش هاى عصر و مسايل جديد، مورد بازنگرى قرار دارد، تا در نظر و عمل از بسيارى از تعارض ها و پارادوكس هاى موجود پيرامون نهاد بسيجى مصون  مانده، بسيج همچنان محبوبيت خود را حفظ نموده و قدرت جذب همه اقشار مردم و سازماندهى آنها را در قالب تشكل ها و رده هاى مقاومت، در دفاع از خودى ها و در مقابله با دشمنان در همه ابعاد داشته باشد.
*دكتراى سياسى از دانشگاه تهران، پژوهشگر و مدرس حوزه و دانشگاه
يادداشت بسيج و دفاع مقدس
به بهانه سالگرد شهادت حسين علم الهدى و شهداى دانشجو
شهدا و ايثارگران هم مثل ما بودند ولى...
محمدعلى آقاميرزايى
امروز در آستانه رسيدن به ۱۶ دى ماه سالروز شهادت حسين علم الهدى و ياران با وفاى او قرار داريم. دانشجويانى كه علاوه بر نبرد در سنگر فرهنگ و دانشگاه در هنگامه خطير حمله ها و عمليات ها، داوطلبانه راهى نبرد مى شدند تا دين خود را به انقلاب و امام خمينى(ره) رهبر كبير آن ادا كنند.
نمى خواهم از شهادت حسين علم الهدى و يارانش در ۱۶ آذر سخن بگويم كه بارها گفته اند، حسين فلان سال به دنيا چشم گشود، داراى فضايل اخلاقى بسيار بود و … در انتها بگويم كه در تاريخ فلان به ملكوتيان پيوست. مى خواهم از دانشجويانى حرف بزنم كه حسين علم الهدى نماد آنها بود. دانشجويانى كه مى توانستند به راحتى به بهانه تحصيل علم و دانش و بهانه هاى مختلف از زير مسووليت  سنگين دفاع از ميهن شانه خالى كنند ولى به خوبى به وظيفه سنگين خود واقف بودند و همواره مى كوشيدند مطيع امر ولايت باشند و چون اصحاب وفادار رسول الله (ص) و امامان، جان خويش را فداى اسلام و انقلاب نو پاى اسلامى كردند.
اين جوانان كودكى و نوجوانى خود را در حكومت خودكامه پهلوى گذراندند و جوانى خود را به انقلاب سنجاق كردند و با انتخاب درست تبديل به اسطوره هايى براى تمام جوانان، خاصه دانشجويان شدند.
نكته پراهميت در اين قضيه، اهميت فرهنگسازى در دوران سياه و پر از ظلمت ستمشاهى بود، در آن دوران مبارزان درجه اول و در راس آنها ، معمار كبير انقلاب اسلامى با تكيه بر فرهنگ غنى اسلام و تحليل و تبيين شاخصه هاى اساسى اين فرهنگ براى جوانان نسلى از جوانان را تربيت كردند كه انقلاب را به پيروزى رسانده و پس از آن در دفاع مقدس چنان درخشيدند كه گاه نسل هاى امروز مى پندارند رسيدن به چنان درجاتى خاص آنها بوده و آنها را بسيار دور از دسترس و موجوداتى فراتر از خود مى پندارند.
نه، رمز جاودانگى حسين ها و ديگر قهرمانان دفاع مقدس فرهنگ سازى قوى و غنى توسط رهبران و مبارزان درجه اول انقلاب و رهبر كبير آن امام خمينى(ره) بود. آن روزها چون اكثر افراد مبارز جز سنگرهاى فرهنگى پايگاه ديگرى نداشتند، برمنبرها و در نشست ها، هيات ها و … جوانان را با تمام توان با فرهنگ اسلام و شاخصه هاى آن آشنا كرده و آنان را چنان آماده مى كردند كه در مواقع لزوم اين جوانان بتوانند با انتخاب هاى درست و مناسب، حيرت جهانيان را برانگيزند.
ولى پس از وقوع انقلاب، مسووليت هاى سنگين و تصدى پست هاى مديريتى و تحمل سختى و حساسيت اداره كردن نظام نوپاى انقلاب باعث شد كم كم مساله پراهميت فرهنگ و فرهنگ سازى مغفول بماند، از اين رو اولا تعريف بيش از حد و بزرگ كردن شهدا و دفاع مقدس و كشيدن هاله اى از تقدس بيش از اندازه بر هر چيز در دفاع مقدس و از طرف ديگر عدم تبيين درست و استفاده مناسب از فرهنگ باعث شد تا بسيارى از جوانان فكر كنند كه شهدايى مثل علم الهدى يا همت يا …انسان هايى خاص بوده اند و برگزيده شده اند تا چنين دلاورى ها و ايثارگرى هايى را به نمايش بگذارند.
در حالى كه بايد مسوولان فرهنگى ما پس از دفاع مقدس تاكيد مى كردند كه اين همه شهيد و ايثارگر انسان هايى عادى مثل همه ما بودند. جوانانى كه اشتباه هم مى كردند عاشق مى شدند و انسانى عادى بودند ولى در هنگامه درست انتخابى شايسته كردند تا تبديل شوند به اسطوره هاى خاكى اين سرزمين كه به افلاك پيوستند.
يكى از آزادگان مشهور كه ۱۰ سال از عمر خود را در اردوگاه اسارت گذرانده است هميشه در صحبت هاى خود مى گويد: «دفاع مقدس ما آنقدر شيرين و زيبا بود كه حتى اگر به اندازه سر سوزنى بخواهيم به شيرينى آن بيفزاييم، دل ديگران را خواهد زد. اگر فقط واقعيات دفاع مقدس بدون كوچك ترين كم و زيادى را بتوانيم انتقال دهيم آن وقت مى توانيم نسل هاى ديگرى چون نسل ايثارگران دفاع مقدس بسازيم ولى اگر بخواهيم بيش از حد بر شيرينى هاى آن هشت سال بيفزاييم ممكن است در آينده عده اى از جوانان ناآگاه اصل قضيه را هم زير سوال ببرند يا اينگونه بينديشند كه هيچ گاه نمى توانند چون اين ايثارگران باشند.» چند روز ديگر سالگرد شهادت نماد دانشجويان شهيد است، حسين علم الهدى و يارانش كه براى حفظ شهر هويزه از تجاوز ۲۵ كيلومتر پيش روى كرده و سينه هايشان را در مقابل تانك هاى پولادين سپر كردند و با عشق و ايمان اين ارابه هاى آهنى را در مشت ها شان مچاله كردند.
حسين و يارانش درست مثل همه جوانان اين مرز و بومند، قهرمانانى كه در تاريخ اين سرزمين هر كجا كه صفحات آن را بگشايى سر برمى دارند و خود را به نگاه پرسشگر جستجوگران خواهند آويخت. آنها هم انسان بودند با تمام خصيصه هاى انسانى، اما با پذيرش منافع ديگران به جاى خود و انتخاب ايثارگرى، اسطوره شدند. ياد تمام قهرمانان اين سرزمين گرامى باد.


|   شناسنامه   |   آرشيو   |