|
|
|
تداوم مرگ هاى خاموش
|
|
|
|
آبى ها و كار شديد در فصل تعطيلات
|
|
|
|
|
|
|
تداوم مرگ هاى خاموش
كاپيتان اودانل در مستطيل سبز جان باخت
شيوا نوروزى فوتبال از آن دست ورزش هايى است كه جذابيت هاى خاص خود را دارد و بعضا به حدى مى رسد كه فراتر از يك تصور مى رود. اما در اين رشته ورزشى همه به انتظار حوادث جالب و زيبا هستند و كمتر كسى به لحظات تلخ فوتبال مى انديشد. اما وقتى اتفاق مى افتد چنان انسان را مبهوت مى كند كه تا مدت ها خاطره تلخ آن در ذهن مى ماند. درست چند روز مانده به آغاز سال نوى ميلادى فوتباليستى ديگر در زمين فوتبال جان خود را از دست داد. فيل اودانل بازيكن كهنه كار تيم مادرول در آخرين ديدار نيم فصل باشگاه هاى اسكاتلند در حالى كه قرار بود در اواخر ديدار تيمش برابر دندى يونايتد تعويض شود ناگهان نقش بر زمين شد و تلاش ۵ دقيقه كادر پزشكى تيم نيز موثر واقع نشد و او به بيمارستان انتقال يافت. اما همه اين تلاش ها ثمرى نداشت تا مادرول كا پيتان باسابقه خود را در اين حادثه ناگوار از دست بدهد و آغاز سال نو ميلادى براى اين تيم خوش يمن نباشد. با اين وجود مادرول موفق شد ۵ - ۳ حريف خود را شكست دهد. * اسطوره ماردول پس از فقدان كاپيتان ارزشمند مادرول قطعا اين تيم اسكاتلندى جاى خالى او را به وضوح حس مى كند. فيل دانل متولد سال ۱۹۷۲ در هميلتون بود كه اولين حضور حرفه اى اش را در سال ۱۹۹۱ با مادرول آغاز كرد و سابقه گلزنى در فينال جام حذفى اسكاتلند را نيز دارد. سال ۱۹۹۴ بود كه قراردادى به ارزش يك ميليون و هفتصد و پنجاه هزار پوند با سلتيك منعقد كرد كه سهم به سزايى در قهرمانى اين تيم در ليگ اسكاتلند داشت. اما وى از سال ۱۹۹۹ چندان خاطره خوشى به ياد ندارد چرا كه پس از اين كه به تيم شفيلد ونزدى پيوست گريبان گير مصدوميت هاى پياپى شد. سال ۲۰۰۳ بود كه سرانجام فيل از بند مصدوميت هاى مداوم رهايى يافت و اين بار اشتباه گذشته را مرتكب نشد و تصميم به بازگشت به تيم اصلى اش مادرول گرفت و اينجا بود كه بازوبند كاپيتانى تيم بر بازوى او جاى گرفت و به خوبى توانست از عهده اين وظيفه سنگين برآيد. اين در حالى است كه اودانل ۳۵ ساله تنها يك بار فرصت حضور در تيم ملى اسكاتلند را پيدا كرد و در بازى برابر سوئيس به ميدان رفت. كريك براون، سرمربى اسبق تيم ملى اسكاتلند كه دانل را براى اولين و آخرين بار به تيم ملى دعوت كرد پيرامون مرگ او مى گويد: بر هر كسى كه او را مى شناخت واضح و روشن است كه فيل فوتباليستى با اخلاق و متعهد به خانواده بود، خبر واقعا بدى بود و هنوز هم نتوانستم اين خبر را هضم كنم. هر كسى كه كمترين اطلاعاتى از فوتبال دارد مى تواند درك كند كه چه انسان بزرگى از جامعه فوتبال رفته است. رهبر تيم پس از اين حادثه مارك مك گى، سرمربى مادرول با حالتى كاملا دگرگون و بهت زده در جمع خبرنگاران حاضر شد و در حالى كه هنوز در شوك از دست دادن كاپيتان تيمش بود افزود: شاگردانم با هم بسيار صميمى هستند و تمامى آنها را از صميم قلب دوست دارم ولى فيل اودانل حكم رهبر تيم را داشت. او تنها يك بازيكن معمولى نبود بلكه افتخار و ابهت مادرول محسوب مى شد. بازيكنان هم قطعا به زمان زيادى نياز دارند تا بتوانند فراق كاپيتان فيل را بپذيرند و تا اندازه اى جاى خالى او را پر كنند. به صراحت عنوان مى كنم كه به شدت در وضعيت بد روحى قرار داريم و به شخصه هنوز نتوانستم اين تراژدى غم انگيز را باور كنم. همدردى هواداران فيل اودانل اسطوره تيمش محسوب مى شد و طرفداران پر و پا قرص او حتى پس از مرگش نيز حمايت خود را از او و خانواده اش دريغ نكردند و با فرستادن پيام هاى متعدد تسليت بر روى وب سايت باشگاه همدردى خود را با خانواده، همسر و ۴ فرزند او اعلام كردند. از طرفى مراسم ويژه اى جهت خاك سپارى ترتيب داده شده بود كه با حضور پررنگ هواداران مادرول و حتى سلتيك پررنگ تر شد. به علاوه تعداد كثيرى از بازيكنان مطرح تيم هاى مختلف نيز در اين مراسم حضور داشتند. به علاوه ۲ بازى مادرول هم به علت مرگ اودانل به تعويق افتاد كه لكس گولد رييس اتحاديه ليگ برتر اسكاتلند در اين خصوص اعلام كرد: از اين اتفاق بسيار متاثر هستيم و مى دانيم كمترين كارى كه مى توانيم انجام دهيم تا شايد تسلى خاطرى براى خانواده اودانل باشد اين است كه اين دو بازى را لغو كنيم. از طرفى يكى از اين مسابقات برابر سلتيك بود و سلتيك حريف هميشگى اين تيم بوده اما زمانى كه اين پيشنهاد مطرح شد هر دو باشگاه از اين اقدام حمايت كردند و حتى بر لغو مسابقه هم تاكيد داشتند. برنارد اودانل پدر فيل هم از خيل عظيم پيام هاى تسليت هواداران تشكر كرد و اعتقاد دارد كه اگر همدردى آنها نبود شايد پذيرفتن مرگ پسرش خيلى سخت و دشوارتر از اينها مى شد: درست نمى دانم كه چه بلايى به سر من و خانواده ام آمده فقط مى دانم كه فيل ديگر در ميان ما نيست اما هواداران او آنقدر به فيل علاقه داشتند كه حتى پس از مرگش هم او را از ياد نبردند. آخرين كلمات بد نيست چند خطى از آخرين مصاحبه اى كه اودانل با مجله تايمز داشت را بخوانيم تا به اميد او به زندگى و حتى پيشرفت هرچه بيشتر پى ببريم: در ماه مارس ۳۶ ساله مى شوم و گمان نمى كنم كه به اين زودى ها بازنشسته شوم چرا كه دوست دارم تا آنجا كه مى توانم در زمين حضور داشته باشم. به طور كلى تك تك بازى ها كه تا به امروز انجام دادم براى من مهم و ارزشمند بوده و هرگز به ياد ندارم كه مسابقه اى را دست كم گرفته باشم. دوست ندارم فقط به خاطر اين كه ۳۵ ساله هستم كفش هايم را آويزان كنم زيرا اين قابليت را در خودم حس مى كنم كه حداقل ۳ يا ۴ سال ديگر در ميادين حضور داشته باشم. لازم به ذكر است كه ديويد كلاركسون خواهرزاده اودانل هم عضو باشگاه مادرول است و در آخرين بازى او نيز حضور داشت و موفق به زدن ۲ گل هم شد اما پس از بيهوش شدن فيل سرمربى اين تيم از شدت ترس كلاركسون را هم تعويض كرد. اگرچه اين تنها حادثه تلخ در مستطيل سبز نبوده و نخواهد بود اگر به ياد داشته باشيد در سال گذشته ميلادى آنتونيو پوئرتا جوان ۲۳ ساله سويا هم در زمين مسابقه به كما رفت و پس از ۳ روز دست و پنجه نرم كردن با مرگ درگذشت. مارك ويوين فر هافبك كامرونى نيز در سال ۲۰۰۳ در جريان جام كنفدراسيون ها در فرانسه جان باخت. ميكلوس فهر بازيكن بنفيكا هم ديگر فوتباليست ناكامى است كه چند سال پيش جان خود را از دست داد. باشگاه اسكاتلندى مادرول طى بيانيه اى علت مرگ فيل اودانل را ايست قلبى معرفى كرد. اين بيانيه كه در وب سايت رسمى باشگاه منتشر شده است از ايست قلبى به عنوان دليل اصلى فوت دانل ياد كرده است.
|
|
|
|
|
آبى ها و كار شديد در فصل تعطيلات
ريزش مشروط در استقلال
وصال روحانى سفر به امارات و تلاش براى تقويت تيم جهت نيم فصل دوم ليگ برتر فوتبال ايران، برنامه استقلال در تعطيلات بين دو نيم فصل است كه براى آبى ها از مدتى پيش شروع شده و اول بهمن ماه با آغاز نيم فصل دوم ليگ پايان مى گيرد. اگر استقلال بخواهد واقع بين باشد، نمى تواند چندان به چشم تعطيلات از چنين منظرى به فاصله زمانى بين دو نيم فصل بنگرد، زيرا بايد تمام اين وقت را صرف ترميم خرابى ها وايراداتى كند كه در بازى تيم در نيم فصل اول نمود داشت و خسران هاى زيادى را به بار آورد و بنابراين سفر به امارات در عين اين كه باعث مى شود تيم حال و هوا عوض كند و روحيه بگيرد و غم هاى نيم فصل اول را تا حدى از ياد ببرد، صرف بررسى كاستى هاى تيم و يافتن راه حلى براى آن مى شود و در ضرورت انجام اين مهم ترديدى وجود ندارد. با اين حال به نظر مى رسد كه فيروز كريمى در مقام تصميم گيرنده اول فنى در تيم استقلال به درستى نمى داند كه چه بايد انجام بدهد و راه هاى صحيح تر و ارجح تر كدام است. كريمى قبل از رفتن از تهران به امارات گفته بود: مطمئن باشيد در بين دو نيم فصل دو سه نفر از بازيكنان تيم بار سفر را خواهند بست و از تيم كنار گذاشته مى شوند و تنها مساله اى كه ممكن است مانع از اين امر شود، مصدوميت احتمالى يك يا تعدادى از بازيكنان ما در روزهاى بعدى است! من گزارشى را در اين خصوص و درباره افرادى كه كنار گذاشته خواهند شد، به فتح الله زاده ( مدير عامل باشگاه ) داده ام و او هم موافقت اش را به طور تلويحى اعلام كرده و بنابر اين بازيكنان مذكور قطعا كنار گذاشته خواهند شد. دو دليل اما باز هم حرف هاى قبل و بعد كريمى توام با ابهام است و اگر هم او نكات روشنى را در ذهن داشته باشد، به خاطر شرايط خاص حاكم بر تيم برخى از آنها يا قابل اجرا نيست و يا اگر باشد تفاوت و تعدد آرا و نظرات در تيم استقلال كاملا محسوس است و همين مساله از وحدت لازم براى رسيدن به نتيجه و انجام آن چه واقعا مورد نياز است، مى كاهد و از چنان چيزى جلوگيرى مى كند و حتى ريزش مورد اشاره او و خدمت تعدادى از نفرات تيم را مشروط و امرى نامطمئن مى سازد. كريمى مى گويد: به دو دليل نمى توانيم بازيكن جديد جذب كنيم، نخست اين كه ليست استقلال در همان شروع فصل بسته شد و به جز يك بازيكن زير ۲۱ سال بازيكن ديگرى نمى تواند به تركيب ما اضافه شود، دليل دوم نيز اين است تا زمانى كه فرهاد مجيدى در تيم است او اجازه نمى دهد بازيكنى به تيم اضافه شود. يك بار بازيكنى را از نيجريه آورديم، فرداى آن روز مجيدى نزد من آمد و گفت كه اين بازيكن مايل است در استقلال باشد. پرسيدم از كجا فهميدى و او جوابى نداد. بعدا فهميدم كه او با آن بازيكن صحبت كرده و البته نمى دانم كه چه گفته كه او با جا گذاشتن كفش هايش كه شماره ۴۸ است از ايران فرار كرد و رفت! بحثى نيست حتى قدرى تفكر درباره حرف هاى فوق و ادغام مجدد امور شوخى و جدى كه تخصص كريمى است، نيز شما را به باورى مى رساند كه گفتيم و آن، نامشخص بودن آينده براى آبى ها است بحثى در اين نيست كه آنها در امارات به نكات و برداشت هاى جديدى مى رسند و كارشان تا حدى روبه راه تر خواهد شد، اما مهم تر از آن، جواب دادن برنامه هاى فنى شان و طراحى بر اساس داشته هايشان است و اين چيزى است كه حتى در دوره كريمى نيز رويت نشده است. لااقل آنها اين دلخوشى را دارند كه در آخرين بازى شان قبل از تعطيلات موقتى مسابقات در جام حذفى در زمين ذوب آهن اصفهان به برترى رسيدند و با اين اميدوارى به تهران برگشتند كه در نهايت اين جام را ببرند و حالا كه پرسپوليس حذف شده و ديگر در صحنه حاضر نيست، احتمال وقوع چنين چيزى را براى خود بيشتر مى بينند. نوسان هايى بزرگ بازى با راه آهن در مرحله يك چهارم نهايى جام تا حدى تكليف قسمتى از روياى شان را مشخص مى كند، ولى مهم تر از آن درس هاى فنى است كه استقلال از نيم فصل اول ليگ برگرفته است و بايد صرف درخشش در نيم فصل دوم ليگ كند. از آن جمله است بازيكنانى كه بايد مى درخشيدند و اصلا ندرخشيدند( و يا نوسان هايى بزرگ داشتند) و دعواهايى كه نبايد برپا مى شد اما به راه افتاد و اثرى ويران كننده داشت. به رغم تمام اين بحث ها و حرف ها به نظر مى رسد كه استقلال را پس از تعطيلات نيز با تغييرات فنى اندك در ميدان حاضر ببينيم، زيرا توش و توان و ابزار و برنامه هاى اين تيم مناسب و كافى براى حل تمامى مشكلات نيست و امكان عدم رفع آنها بيشتر از حل شان نشان مى دهد.
|
|
|
|
|
فريتس والتر، منتخب ژرمن ها در نيم قرن گذشته
حورا شكيبى در مراسم سالگرد يوفا، مقامات اين فدراسيون از مسوولان فوتبال تك تك كشورهاى اروپايى درخواست كرده بودند كه بهترين ستاره خود را طى ۵۰ سال گذشته معرفى نمايند. در اين ميان آلمانى ها يك نماينده شايسته را به يوفا معرفى كرد. فريتس والتر ستاره اى است كه نام او از اذهان پاك نمى شود. والتر از آغاز تا پايان دوران بازيكنى اش تنها براى يك باشگاه توپ زد. كايزرسلاترن باشگاهى بود كه از سن ۱۷ سالگى پذيراى اين آلمانى محبوب شد. درست دو سال بعد بود كه او در رقابت هاى بين المللى هت تريك خود را به همگان نشان داد، در تاريخ چهارم جولاى ۱۹۵۳ وى بازوبند كاپيتانى تيم آلمان غربى را در اختيار گرفت و موفق شد در فينال جام جهانى آن سال كه آلمان غربى با نتيجه ۳ بر ۲ مجارستان را در برن در هم كوبيد، جشن شادى برپا كند. اگر حضور ملى او به مدت ۸ سال و از سال هاى ۱۹۴۲ تا ۱۹۵۰منقطع نمى شد، قطعا اولين بازيكن ملى پوش آلمان لقب مى گرفت كه ۱۰۰ حضور ملى را رقم زده است. والتر يك استعداد به تمام معنا و ناب بود. شيوه منحصر به فرد او در كنترل توپ هميشه تيمش را دو پله بالاتر از حريف قرار مى داد. فريتس توانايى عجيبى در پيش بينى روند بازى داشت كه به او اين اجازه را مى داد سريعا در خصوص موقعيت پيش آمده تصميم گيرى نمايد. دست راست مربى هم تيمى هايش نام فرديش را برازنده او يافته بودند و ديرى نپاييد كه او از يك گلزن صرف به يك بازيساز قهار بدل شد تا آنجايى كه سپ هربرگر، سرمربى وقت تيم ملى از فريتس به عنوان دست راستش ياد مى كرد. در جلساتى كه گاها ساعت ها به طول مى انجاميد، اين دو به بحث راجع به تاكتيك ها مى پرداختند و قرار شد اگر حريف يك حركت پيش بينى نشده و دور از انتظار انجام داد، كاپيتان تيم با نيم نگاهى به سر مربى كه از روى نيمكت هواى شاگردانش را داشت، سرمشق بعدى را از طريق ايما و اشاره هاى سرمربى درس بگيرد. فوتباليست سياسى والتر در زمينه سياسى هم فعال بوده، او در پايان جنگ جهانى دوم توسط روس ها به اسارت گرفته شد و در كمپى در مرز روسيه ـ رومانى فوتبالش را با هماهنگى ميان زندانيان و نگهبانان ادامه داد. وقتى نگهبانان عملكرد فريتس را به فرمانرواى خود گزارش دادند ستاره آلمانى در تيم نگهبانان و عليه يك تيم ديگر از رومانى عرض اندام كرد. بازگشت به خانه از قضا فرمانده كمپ يكى از هواداران پر و پا قرص فوتبال از آب درآمد و زمانى كه اردوگاه منحل شد و قرار شد كه اسرا در حوزه اتحاد جماهير متفرق شوند، فرمانده مجوز آزادى فريتس را صادر كرد. وى دليل خود براى آزادى والتر را اين چنين بيان كرد: فريتس از كايزرسلاترن آمده و آن منطقه تحت سلطه فرانسه است پس فريتس هم فرانسوى است و مى تواند به خانه برگردد. پس از آن بود كه فوتباليست متبحر آلمانى راهى خانه شد تا به داد باشگاهش برسد. وى در باشگاه محبوبش به سرمربيگرى پرداخت. علاوه بر اينها نقش بازيكن، كميته اجرايى، حسابدار و مشاور را نيز بازى مى كرد. همانجا بود كه با همسر آينده اش آشنا شد كه وى مترجم نيروهاى اشغالگر فرانسوى بود. والتر ادامه مى دهد والتر ديدار نخست آلمان غربى در سال ۱۹۵۰ را به علت مصدوميت از دست داد و ۲ سال بعد در سن ۳۲ سالگى ناچار به خداحافظى از دنياى ملى شد. شايد علت استعفاى او تيترهاى آزاردهنده مطبوعات بودند كه او را ترغيب به خداحافظى نمودند. تيترهايى چون اين پيرمرد در تيم ملى چه كار مى كند؟ با اين حال به توصيه هربرگر، والتر وضعيت خود را سبك سنگين كرد و كارش را مجددا از سر گرفت. آلمان غربى قهرمان جهان شد اين چنين بود كه فريتس راهش را در ميان بيراهه ها ادامه داد و تيم خود را به فينال جام جهانى مقابل مجارستان سوق داد. مجارها كه پيش از اين در جام جهانى، آلمان غربى را با نتيجه ۸ بر ۳ مغلوب كرده بودند، اين بار با نتيجه ۳ بر ۲ از ميان راه برداشته شدند. آلمان غربى ۹ سال پس از جنگ جهانى دوم قهرمان نام گرفت و بار ديگر اعتماد به نفسش را كسب كرد. پايان راه در سال هاى بعدى والتر دوبار خداحافظى كرد اما براى جام سال ۵۸ بازگشت گرچه مصدوميت جدى در مرحله نيمه نهايى مقابل سوئد ميزبان دوره حرفه اى او را با ۶۱ ديدار و ۳۳ گل رسما پايان داد. در سال ۱۹۵۹ او آخرين بازى اش را براى كايزرسلاترن انجام داد. شهرت والتر هيچگاه دستخوش تغيير و كاستى نشد! او بدون شكايت و احساس هرگونه خستگى براى ثبات تيم هربرگر تلاش مى كرد و از جوانان محبوس در زندان بازديد مى نمود. والتر در ژوئن ۲۰۰۲ دار فانى را وداع گفت. وى علاوه بر اين كه حامى خوبى براى قهرمانى جهان در سال ۱۹۵۴ محسوب مى شد، پدرى خوب براى خانواده اش نيز نام گرفت.
|
|
|
|
|
|
|
|
|
گذر و نظر
|
|
|
چه پيشرفتى داشته اين دوپينگ!
بله اگه ما تو فوتبال نمى تونيم رشد كنيم، اگه نمى تونيم يه سرمربى واسه تيم ملى انتخاب كنيم، اگه فدراسيون ايران ۲ ساله كه بى در و پيكره و رييس نداره ولى هزار ماشاءالله فوتباليست هامون كم نمى ذارن و كار خودشون رو خوب بلدن. خلاصه اش كنم بالاخره نشون مى دن كه اگه بخوان مى تونن كلى پيشرفت داشته باشن. مثلا همين دوپينگ كه چند وقت پيش بود كه سرلك دوپينگى اعلام شد و محروم شد. حالا بشنويد از اين دو تا دوپينگى جديد كه تازه به اين قشر پيوستند كه اونا كسى نيستن جز افشين كمايى از استقلال اهواز و على مولايى از مس كرمان كه به ترتيب تا قبل از اين كه دستشون رو بشه به ترتيب ۲ و ۳ گل واسه تيماشون زده بودن. فدراسيون واسه هر كدوم ۲ سال محروميت بريده ولى مساله اينجاست كه اگه ۲ سال بشه ۲۰ سال بازم فرقى نمى كنه و بايد اساسى مساله رو پيگيرى كنن چون كم كم داره تو فوتبال اپيدمى مى شه.
|
|
|
قلعه نويى كرمانى شد
باور كنيد تقصير ما نيست كه هر دقيقه يه خبر جديد منتشر مى شه. نيك نفس همچنين گفته بود حضور ويرا قطعى شده كه همه باور كرديم، ما هم كه ساده ايم يه مطلب نوشتيم كه ويرا سرمربى مس شد. حالا نظرات آقايون عوض شده اين دفعه گفتن ديگه با قلعه نويى به توافق رسيديم و عمرا اگر مربى عوض كنيم. اين جور كه شنيديم قلعه نويى فعلا با پاختاكور هم به توافق رسيده البته واسه فصل آينده ازبكستان كه از خرداد شروع مى شه ولى چون مى خواد اين نيم فصل بيكار نباشه گفته حالا كاچى بهتر از هيچى، فعلا كرمانى ها رو سرگرم مى كنه تا ببينه چى پيش مى ياد. البته طرف اين دفعه تاقچه بالا نذاشته و سرى قبل كه ۴۵۰ ميليون واسه يه نيم فصل خواسته بود، لطف كرده ۲۵۰ ميليون خواسته. هرچى نيك نفس و بقيه مى خوان خبرا به بيرون درز نكنه نمى شه و ارقام نجومى به گوش مى رسه. خلاصه اين كه قلعه نويى سكان هدايت مس رو به عهده گرفته ولى گفته باشم اگه تا موقعى كه اين مطلب رو مى خونيد نظر آقايون عوض شده باشه اصلا به من مربوط نمى شه!
|
|
|
باخت دوم قطبى
همين چند روز پيش بود كه راجع به بازى پرسپوليس و پاس همدان نوشتيم كه معلوم نشد چرا قرمزها تو همدان به پاس باختن اونم اونجورى با ۳ گل و ۴ اخراجى و از جام حذفى، حذف شدن. راستش فكر نمى كردم دوباره به اين زودى ها مجبور بشم بازم از شكست هاى پرسپوليس حرف بزنم. ولى خوب تقصير من چيه پرسپوليس اين روزا اصلا حال و روز خوبى نداره و هر روز بدتر از ديروز مى شه. البته اين دفعه خيلى فرق داشت چون سپاهان حريف اصلى قرمزها است كه پرسپوليس نبايد به اين را حتى ۳ امتياز رو از دست مى داد چون كه الان اختلافشون فقط به ۲ امتياز رسيده كه اصلا صدرنشينى رو تضمين نمى كنه. اين سرى اصلا نمى شه باخت رو گردن كادر فنى انداخت چون اينجورى كه مدافعان و دروازه بانان دارن كار مى كنن سپاهان به جاى ۱۱ نفر، شده بود ۱۳ نفر. من موندم نصرتى و رودباريان چه جورى به تيم ملى دعوت شدن.البته حريفامون حسابى خوشحال مى شن.
|
|
|
ماجراى پروين و كاظمى
اگه باباى ما هم تيم مى خريد و همه كارش بود و كسى جرات جيك زدن نداشت، ما هم اونوقت كلى ادعامون مى شد كه چرا تعويض شديم و يا چرا بهمون گفتن چرا بد بازى مى كنى. استيل آذين يه بار ديگه نتيجه نگرفته و نتونسته گلى به تراكتورسازى بزنه البته گلى هم نخورده. ولى از وقتى فرهاد كاظمى اومده محمد پروين، آقازاده پروين بزرگ رو نيمه دوم تعويض مى كنه و نمى ذاره بيشتر از ۷۰ دقيقه بازى كنه. اين جور كه بوش مياد چندان دلخوشى از اون نداره. تازه يه بارم سر تمرين با هم حرفشون شده و زدن به تيپ هم. كاظمى تو اين بازى هم همين كار رو كرد و دقيقه ۷۱ محمد پروين رو تعويض كرد.
محمد هم كه حسابى شاكى بود به كاظمى محل نداد ورفت رو نيمكت نشست. خود كاظمى گفته چون پروين خوب بازى نكرده تعويض شده. به نظر من على پروين اگه مى خواد پسرش تو آينده يه چيزى بشه بايد يه كلاس واسش بذاره و يه نكاتى رو بهش ياد بده. مهم ترين چيزى هم كه خيلى زود بايد ياد بگيره اينه كه حرف حرف مربى تيم هستش و محمد پروين كسى نيست كه كاظمى بهش باج بده چون بزرگ تر از اونارو آدم كرده چه برسه به پسر پروين.
|
|
|
تمرين تيم ملى با چاشنى زد و خورد
به حمدالله تمرينات تيم ملى بعد از كش و قوس هايى كه داشت شروع شده و اينجور كه شنيديم اكثر بازيكنا مثل بچه آدم مى رن سر تمرين و از اين كه خوش شانس بودن و يهو به تيم ملى رسيدن ذوق زده شدن و فعلا جو گيرن و مى خوان نشون بدن كه حقشون بوده كه پيراهن تيم ملى رو بپوشن. حال ما به اين حرفا كارى نداريم. اولين روز تمرين حسابى شلوغ بوده و به جاى اين كه مسوولان به مردم و رسانه ها حق بدن كه بعد از اين همه مدت تيم ملى رو ببينن و خبرهاش رو منتشر كنن مثل برج زهرمار باهاشون رفتار كردن و ۲۰ دقيقه اول كه اصلا كسى رو راه ندادن بعدشم با ناز و عشوه، اجازه ورود به خبرنگارا رو دادن. اين وسط خبرنگار يكى از شبكه هاى تلويزيونى بدشانس بوده و با مامور حراست دهن به دهن شدن و اونم هرچه عقده داشته سر خبرنگار تلويزيون در مياره. نمى دونم تا كى اين حركات مى خواد ادامه پيدا كنه ولى اگه همين خبرنگارها نباشن كى مى خواد خبرهاشون رو انعكاس بده.
|
|
|
|
|
|
|