يكشنبه ۱۶ دى ۱۳۸۶
۲۶ ذيحجه ۱۴۲۸ - ۶ ژانويه ۲۰۰۸ - سال هشتم - شماره ۲۴۹۷
كتابخانه
Tel: white
red@javandaily.com
sJavan.jpg
جستجو
pdf PDF
Edition
صفحه نخست
ايران
جهان
اقتصادى
حوادث
ورزشى
فرهنگى
جوان ورزشى
سراى ايرانى
كتابخانه
سلام جوان
جامعه
زندگى
آرشيو
تماس با ما
آمادگى فرزندان براى خواندن
زهرا فيروزى راد
وقتى فرزندتان به كلاس اول مى رود با بچه هايى همكلاس مى شود كه ممكن است حدود يك سال با هم اختلاف سن داشته باشند، تفاوت سنى در اين مرحله يعنى تفاوت رشد جسمى، عاطفى و ذهنى، البته سن تقويمى كودك نسبت به عواملى چون جنسيت، درك تصويرى و شنيدارى، سلامت جسمى توانايى زبان و علاقه به خواندن، در آمادگى او براى خواندن تاثير كمترى دارد.
دخترها معمولا زودتر از پسرها براى خواندن آمادگى پيدا مى كنند. آمادگى بيشتر دخترها به اين واقعيت ربط دارد كه دخترها اغلب زودتر از پسرها زبان باز مى كنند و هنگام ورود به دبستان از دايره لغات گسترده ترى برخوردارند.
اطلاعات زمينه اى بچه ها، يعنى تجربياتى كه با خود به مدرسه مى آورند، در آمادگى آنها براى خواندن عامل كليدى اند. درك تصويرى نيز در بچه هاى مختلف با سرعت متفاوتى رشد مى كند. بچه هاى خيلى كوچك ممكن است ص و س را با هم اشتباه كنند چون نوك هر دو با يك صدا خوانده مى شود. درك شنيدارى در آمادگى براى خواندن به توانايى كودك براى تشخيص تفاوت صداى حروف يا تشخيص كلمات هم صدا مربوط مى شود. كودكانى كه مهارت آنها براى تشخيص تفاوت صداها به قدر كافى رشد نكرده، ممكن است نتوانند كلمات هم وزن را تشخيص بدهند.
مشكلات جسمى از قبيل ضعف بينايى يا شنوايى و ضعف مهارت هاى حركتى مى تواند بچه ها را از خواندن باز دارد و گاهى ناتوانى در تمركز، به مشكلات جسمى مانند كم خونى، كمبود خواب و سوءتغذيه برمى گردد و نه مشكلات عاطفى.
وقتى فرزندتان به كلاس اول وارد مى شود احتمالا معنى چند هزار لغت را مى داند و البته دايره لغاتى كه به زبان مى آورد و مى شنود بر آمادگى او براى خواندن تاثير به سزايى دارد. عامل موثر ديگر درك درونى او از ساختار و دستور زبان است. اگر يك درك درونى را داشته باشيد مسلما آنچه را مى خوانيد، بهتر مى فهميد. با اين درك درونى مى توانيد حدس بزنيد كلمه اى كه بعد از اسم آمده است و نمى توانيد آن را بخوانيد صفت است و اسم را توصيف مى كند و مى توانيد حدس بزنيدكه بعد از فاعل بالاخره فعل مى آيد.
لازم نيست اين واژگان دستورى را بلد باشيد، تنها چيزى كه لازم است بدانيد اين است كه يك زبان چگونه عمل مى كند. تمايل كودك براى خواندن تابع دو چيز است: رشد عاطفى او و برخوردهايى كه در خانه مى بيند. اگر با صداى بلند براى كودكتان مى خوانيد و به او نشان داده ايد كه خواندن كار با ارزشى است، كودكتان با علاقه براى يادگيرى به كلاس درس مى آيد. در هر گروهى از بچه هاى كلاس اول، هم بچه هايى پيدا مى شوند كه مى توانند كمى بخوانند، هم بچه هايى كه با كمى تلاش براى كسب آمادگى، خواندن را مى آموزند و هم بچه هايى كه تا يكى دو سال بعد آمادگى واقعى را به دست نخواهند آورد. كار معلم سخت است و سخت تر از آن احساس ناكامى والدينى است كه فرزندانشان در گروه سوم قرار مى گيرند.
ممكن است فرزندتان در سال دوم دبستان مهارت و علاقه لازم را به دست آورد تا به همكلاسى هاى خود برسد و اين خود تجربه خوبى است شايد از اين بترسيد كه فرزندتان هيچ وقت به سطح همكلاسى هاى خود نرسد اما مهارت هاى او ناگهان شكوفا شود و شما را به تعجب وا دارد.
چگونه فرزند خود را براى خواندن آماده كنيد:
تجربه
۱- از جاهاى جديد ديدن كنيد و درباره آن صحبت كنيد ۲- براى معرفى مفاهيم تازه از برنامه هاى آموزشى تلويزيون استفاده كنيد ۳- درباره تجربيات مختلف زندگى براى او با صداى بلند قصه بخوانيد.
درك بينايى
رسم شكل و نقاشى را از روى سرمشق تمرين كنيد ۲- با همديگر پازل درست كنيد ۳- با خمير بازى و آجرهاى خانه سازى كار كنيد.
درك شنيدارى
با هم با صداى بلند شعر بخوانيد و بازى هاى زبانى بكنيد، بازى هاى لغوى انجام دهيد كه شامل ذكر كلمه هايى مى شود كه مانند هم شروع يا تمام مى شوند.
مشكلات جسمى
قبل از ورود به دبستان بخواهيد كه چشم ها و گوش هاى فرزندتان توسط متخصص معاينه شود.
 توانايى گفتارى
۱- فرزندتان را تشويق كنيد جمله ها را به صورت كامل بيان كند ۲- وقت بگذاريد و از تجربيات خود براى همديگر تعريف كنيد و به حرف يكديگر گوش كنيد.
 تمايل براى خواندن
در هر فرصت ممكن با صداى بلند كتاب بخوانيد و به بچه هايى كه سواد خواندن ندارند كتاب با ظاهرى جذاب بدهيد.
زهرا (س) در تفاسير اهل سنت
حضرت فاطمه زهرا (س) در سال پنجم بعثت در شهر مكه به دنيا آمد. وجود نورانى اش قبل از خلقت آسمان ها و زمين از نور عظمت خداوند خلق شده و باعث قبولى توبه آدم صفى الله و حوا گرديده و وجودش در قالب بشرى و خاكى از ميوه بهشتى بوده است. وى كه پاره تن مصطفى، سيد نساءالعالمين و داراى صدها عنوان فضيلت و كمالات معنوى، كوثر قرآن و همسر على مرتضى ـ شير خدا ـ و مادر حسنين(ع) و حجت خدا بر خلايق بوده است. پدرش حضرت محمد خاتم الانبيا و افضل الرسل (ص) بودكه به گفته قرآن براى همه جهانيان رحمت و الگوى بشر در حيات انسانى بوده است.مادرش خديجه كبرى، محبوبه رسول اسلام بوده كه همدم و همه كس پيامبر بوده و پيامبر (ص) در زندگى براى او احترام خاصى قايل و بعد از وفات هميشه در ياد او بوده است. در اين زمينه سخنان عايشه كاملا گوياست. رسول خدا (ص) چون به خديجه زياد علاقه مند بود و هميشه او را به نيكى ياد مى كرد، عايشه اعتراض مى  كرد و مى گفت: خديجه پيرزنى بيش نبود، چرا اين قدر از او تعريف مى كنى؟! خداوند بهتر از او به تو عطا كرده است. پيامبر غضبناك شد و فرمود: به خدا سوگند! خدا بهتر از او به من نداده است. خديجه هنگامى ايمان آورد كه ديگران كفر مى ورزيدند و مرا تصديق نمود وقتى كه ديگران تكذيبم مى كردند. خدا نسل مرا در اولاد او قرار داد. عايشه مى گويد: تصميم گرفتم بعد از آن خديجه را به بدى ياد نكنم!
در منابع تفسيرى، روايى، رجالى و تاريخى اهل سنت صدها روايت در شان و منزلت حضرت فاطمه (س) ديده مى شود. جمع آورى و تدوين اين روايات چندين مجلد را مى طلبد.
روايتى از پيامبر (ص) نقل شده است كه مى فرمايند: وقتى كه خداوند حضرت آدم و حوا را آفريد، آنها در بهشت مى خراميدند و افتخار مى كردند، مى گفتند: آيا كسى هم از ما زيباتر هست؟ در همين حالت بودند كه ناگاه هر دو به بانويى برخورد كردند كه مثلش را نديده بودند و نور زيادى از او مى درخشيد كه چشم ها را خيره مى كرد، عرض كردند: پروردگارا اين كيست؟ خداوند فرمود: اين صورت فاطمه، سرور زنان فرزندان توست. گفتند: اين تاج كه بر سر اوست، چيست؟ خداوند فرمود: آن تاج على شوهر اوست. باز هم سوال كردند: دو گوشواره اش چيست؟ خداوند فرمود: دو فرزند اوست و بعد خداوند فرمود كه اينها در خزانه علم من قبل از دو هزار سال كه تو را خلق كنم وجود داشتند.
در منابع اهل سنت، رواياتى مختلف درباره انعقاد نطفه فاطمه(س) در شب معراج به سبب خوردن ميوه بهشتى ديده مى شود. ذهبى از ابن عباس روايت كرده است: هنگامى كه فاطمه بنت رسول الله (ص) متولد شد پيامبر نامش را منصوره گذاشت. پس جبرئيل نازل شد و گفت: اى محمد! خداوند به شما و به مولود شما سلام مى رساند و مى فرمايد: مولودى محبوب تر از اين به دنيا نيامده و او ملقب به اسمى بهتر از نامى كه گذاشتى مى شود و او فاطمه ناميده مى شود، زيرا او شيعيان را از آتش دور مى كند.
در منابع اهل سنت روايات قابل توجهى در مورد ازدواج فاطمه (س) با على (ع) به حكم و دستور خداوند وارد شده و اين روايات را بزرگانى چون امام على (ع)، عبدالله بن مسعود و … نقل كرده اند.
در برخى منابع اهل سنت مهريه حضرت زهرا (س) چهار صد درهم، در بعضى زمين و در برخى منابع، شفاعت امت به عنوان مهريه فاطمه (س) ذكر شده است.
كتاب شخصيت حضرت زهرا (س) در قرآن از منظر تفاسير اهل سنت نوشته يعقوب بشوى، توسط موسسه بوستان كتاب با قيمت ۳۹۵۰ تومان منتشر شده است.
امريكا بدون نقاب
فاطمه دميرچى
سرتاسر تاريخ امريكا حاوى نكاتى است كه بايد به آن توجه نمود و مدنظر داشت. در طول تاريخ، سياست امريكا كه يك سياست قتل عام، سلطه و چپاول است، تغييرى ننموده است.
كشورهاى اسلامى از آن چه كه بر مردم هاوايى گذشت، بايد درس عبرت بگيرند و در دامى كه امريكا براى آنان گسترده گرفتار نشوند. امريكا بيش از ۳۰۰۰ جزيره را در سرتاسر دنيا به عناوين مختلف ـ نظير مالكيت، توليت، شراكت و غيره ـ در اختيار دارد ولى هنوز هم در صدد است تا مناطق و جزاير ديگرى را به طرق مختلف در زير سلطه خود قرار داده و چپاول نمايد.
در مورد جنايات مهاجرين اروپايى كه در طول چهار صد سال اقامت خود در امريكا مرتكب شده اند، چه بايد گفت؟! از ظلم و جناياتى كه در داخل امريكا مرتكب شده اند و يا از كشت و كشتار و تصاحب كشورهاى ديگر، در خارج از امريكا؟! از ظلم و جناياتشان به سرخپوستان و يا از ظلم و جورشان به سياهپوستانى كه به عنوان برده به امريكا آورده اند؟! از كشتار مردم مكزيك و تصاحب سرزمين آنان و يا از جنگ و خونريزى عليه مردم ويتنام؟! از پرتاب بمب هاى اتمى بر ساكنين شهرهاى هيروشيما و ناكازاكى و يا كشتار مردم عراق به وسيله گلوله هاى محتوى اورانيوم تخليه شده از كشتار مردم سومالى و يا از قتل و عام مردم كشور گرنادا؟! بله امريكا بيش از چهارصد سال تاريخ درخشان؟! دارد.
سوزاندن پرچم امريكا به عنوان انزجار و تنفر از دولت و سياست هاى امريكا امرى نيست كه فقط در ايران و يا بعضى از كشورهاى ستمديده و يا خود امريكا اتفاق بيفتد، بلكه بارها و بارها در كشورهاى اروپايى نظير آلمان و فرانسه و ديگر كشورهاى اروپايى نيز اتفاق افتاده و مى افتد. حال اگر شهروندان كشورهاى اروپايى دوست امريكا چنين نظرى دارند، پس شهروندان كشورهايى نظير ايران كه دايما زير ظلم و ستم امريكا قرار داشته اند چگونه بايد فكر كنند؟ تلاش امريكا براى برقرارى رابطه سياسى، اقتصادى و فرهنگى با هر كشورى، فقط به منظور سلطه، چپاول و نابودى آن كشور است و يا نابود ساختن كشورى ديگر از طريق كشور مذكور مى باشد ونه رابطه اى براى اساس انصاف و عدل و يا احترام متقابل و يا خدمتى انسان دوستانه به آن كشور.
امريكا كودتاى ۲۸ مرداد را مانند ديگر جنايات خود انكار مى كرد، ولى بعد از گذشت بيش از دو دهه به ارتكاب اين جنايات اقرار نمود.
امريكا در طول مدت سلطه اش بر ايران جنايات زيادى مرتكب شد! سياستمداران صهيونيست طرفدار حقوق بشر و دموكراسى امريكا، هر جناياتى را كه در توان داشتند ـ از چپاول ذخاير كشور تا كشتار مردم از طريق ساواك و غيره ـ در طول اين مدت انجام دادند. هر زمان حركتى براى سرنگونى مزدور امريكا ـ محمدرضا معدوم ـ آغاز گرديد، به شدت سركوب شد. امريكا دايما مزدور و عروسك خود را ستود و از جناياتى كه مرتكب مى شد قدردانى مى نمود.
سياستمداران صهيونيست امريكا كه دايما دم از حكومت دموكراسى و طرفدارى از حقوق بشر مى زنند، نه تنها مهر سكوت بر دهان زده بلكه از تمام جناياتى كه در ايران اتفاق مى افتاد حمايت مى كردند، چون خود طرق شكنجه و ترور را به ساواك آموخته بودند و تمام شكنجه ها، ترورها و قتل عام ها زير نظر مستقيم آنان صورت مى پذيرفت! اينگونه جنايات نه تنها در ايران، بلكه در كشورهاى ديگر نيز توسط امريكا تحقق مى يافت.
شما اگر تاريخ امريكا را به دقت بخوانيد و در مورد جناياتى كه امريكا مرتكب شده است تحقيق نماييد، به اين نتيجه خواهيد رسيد كه هيچ دولتى جنايتكارتر از امريكا نيست.
اساسا سياست خارجى امريكا، يك سياست دوگانه و هدف غائى، قتل عام، سلطه و چپاول است و در اين راستا، تنها معيار و شاخص سياستمداران امريكا، گسترش و حفظ منافع آنهاست و نه ارزش ها، بلكه تمام ارزش ها نيز قربانى منافع مى گردند.
امريكا سعى مى نمايد تا از طرق مختلف اين سياست را دنبال و اعمال نمايد. حال بعضى مواقع در نقش يك قلدر ظاهر شده و رعب و وحشت ايجاد كرده و جنگ و ستيز و كشتار وحشيانه اى را مرتكب مى شود و مواقعى ديگر به عنوان يك فرشته نجات ايفاى نقش مى كند. بعضى مواقع امريكا با تبليغات و ساختن فيلم هايى از طريق هاليوود، اينطور وانمود مى كند كه امريكا از هر لحاظ، غولى است و امريكا بهشت برين است، چه از لحاظ صنعت و تكنولوژى و چه از لحاظ اقتصادى، نظامى و … و ملل ديگر بدون امريكا هيچ كارى نمى توانند بكنند و يا اين كه امريكا در هر زمينه، مشكل گشاست. به هر صورت، از اهرم هاى اقتصادى، نظامى، تبليغاتى، فرهنگى و غيره استفاده مى كند تا به هدف اصلى خود كه سلطه و چپاول است، دست يابد.
اصولا اولين حركت امريكا در ارتباط با نفوذ و پياده نمودن سياست سلطه و چپاول در يك كشور، تهاجم فرهنگى و اشاعه فساد در آن كشور است. به اين منظور، تاسيس و بر پايى شعبه اى از رستوران هاى مك دونالد در كشور مورد نظر، يكى از اين ابزار به شمار مى رود. شايد قبول اين موضوع، براى بعضى از افراد بسيار مشكل باشد، ولى اين يك واقعيت است و امريكا مى داند، به جهت تبليغات دروغينى كه در مورد ماهيت خود نموده است، وقتى فردى به اين رستوران ها رفته و همبرگرى را سفارش داده و آن را مى چشد، او به دنبال اين خواهد بود تا فرهنگ منحط و فساد صادر شده از امريكا را كه براى آنان هديه كرده اند، نيز در مراحل بعدى بچشد و قضيه فقط به خوردن يك وعده غذا ختم نمى گردد.
امريكا شعبه اى از رستوران  مك دونالد را در مسكو افتتاح نمود. بعد از مدت كوتاهى، تلويزيون هاى امريكا نشان مى دادند كه مردم شوروى در صف هاى طولانى ايستاده اند تا همبرگرى را از اين رستوران  بخرند. با رييس كمپانى پپسى كولا مصاحبه مى كردند و او مى گفت: روسيه تشنه مى شود و تشنگى خود را با پپسى كولا برطرف مى كند.
استفاده از اهرم هاى اقتصادى، يكى از ابزارهايى است كه امريكا از اول انقلاب عليه ايران استفاده نموده است تا شايد جمهورى اسلامى را از اين طريق، از پاى درآورد، ولى بحمداله موفق نبوده است. زمانى كه امريكا محاصره اقتصادى را بر ايران تحميل نمود، امام خمينى رحمه الله عليه فرمودند ما روزه مى گيريم و اين سخن امام، سيلى محكمى بر گونه كريه امريكا بود و در طول جنگ تحميلى و بعد از آن، اين محاصره موثر واقع نگرديد.
امريكا از اهرم هاى تبليغاتى خود نيز در سطح وسيعى، عليه جمهورى اسلامى استفاده نموده است. گذشته از تهيه فيلم هاى متعدد عليه جمهورى اسلامى و اسلام و مسلمين، محور عناوين تبليغاتى امريكا عليه ايران را مى توان، حمايت از تروريسم، توليد سلاح هاى كشتار جمعى و هسته اى و نقض حقوق بشر نام برد.
مواقعى نيز راجع به آزاد نبودن اقليت هاى مذهبى براى اجراى مراسم دينى خود و يا قلع و قمع بهائيان و جهودان، مخالفت و ايجاد وقفه در روند صلح در خاورميانه و بنيادگرايى اسلامى، مطالبى را اظهار مى دارند.
جنگى كه براى مدت هشت سال، توسط امريكا بر ايران اسلامى تحميل شد و نيز حملات مستقيم و متعددى كه دولت صهيونيست امريكا به ايران نمود، ملت مسلمان ايرانى را از پاى درنياورد و آنان با اتكاى به خداوند، در مقابل تمام اين جنايات ايستادگى نمودند و جوانان با آغوش باز به استقبال شهادت در راه خدا شتافتند و حتى پيرزن فقيرى كه در نهايت فقيرى به سر مى برد يك وعده از غذاى خود را تقديم به جبهه مى نمود و …
اينها چيزى بود كه امريكا به هيچ وجه تصور آن را نمى كرد و اين بار بايد از اهرم ديگرى استفاده مى نمود تا شك و شبهه اى در اعتقادات مردم ايجاد نمايد و عقايد دينى و مذهبى آنان را متزلزل سازد و به گونه اى ديگر، آنان را به اسارت خود در آورد و يك پرده تمام عيار از وجود آنان بسازد تا به جاى پيروى از قوانين و احكام الهى، برده شيطان باشند و آنان را نيز مانند خود، به جهنم سرازير سازند و…
لذا امريكا، تهاجم فرهنگى و اسلام زدايى را در سطح وسيعى آغاز نمود تا نه تنها خدشه، بلكه ايمان مردم را كاملا نابود سازد، تا در مقابل امريكا و صهيونيست بين الملل نايستند و اگر جنگى را صهيونيست ها بر ايران اسلامى تحميل نمودند، نه تنها به استقبال شهادت نرفته، بلكه به گونه اى عدم شركت خود در جنگ را توجيه كرده و فرار نمايند و نداى اسلام را در اين ام القراى مسلمانان دنيا، خاموش كنند. براى اجراى اين طرح، از روش و مدخل هاى مختلفى استفاده نموده و وارد شده اند.
ايران تنها كشورى نيست كه براى اعمال سياست هاى امريكا و در نهايت سلطه و چپاول آنها، مورد تهاجم فرهنگى قرار گرفته باشد، بلكه در كشورهاى اسلامى ديگر نظير لبنان و تونس و غيره، اين مورد تحقق يافته است.
امريكا سيستم حكومتى خود را، حكومت از مردم، براى مردم و به وسيله مردم مى خواند و نيز معتقد است كه دموكراسى، يك سيستم حكومتى است كه مردم ـ و نه يك گروه خاص ـ در اداره امور كشور سهيم شوند.
قضيه حقوق بشر نيز از شعارهاى ديگر امريكا است كه خود دايما آن را نقض مى نمايد. مانند جناياتى كه امريكا در كشورهاى ديگر به طور غيرمستقيم توسط عمال و مزدوران خود و يا خود مستقيما مرتكب شده است . امريكا خود دايما مردم بيگناه را در داخل اراضى خودش قتل عام مى كند، ولى كشورهاى ديگرى نظير چين و غيره را، در ارتباط با رعايت ننمودن موضوع حقوق بشر، مورد سرزنش قرار مى دهد و نيز از جناياتى كه توسط صهيونيست هاى اسراييل، هر روزه در فلسطين اشغالى و لبنان صورت مى پذيرد ، تقدير و حمايت مى كند.
پليس امريكا، مردم را دشمن خود مى داند و اين موضوعى است كه آنها خود اظهار مى دارند. در ضمن، پليس نيرويى است كه دولت امريكا براى سركوبى مردم و نابودى حركت ها از آن استفاده مى نمايد. البته در زمانى كه نيروهاى پليس براى سركوب مردم كافى نباشند، دولت امريكا از نيروهاى گارد ملى استفاده مى كند. حملات ددمنشانه پليس، موردى است كه بر كسى پوشيده نيست و دايما شهروندان امريكايى آن را نظاره گر مى باشند.
دولت امريكا از آگاهى سياسى مردم خشنود نيست و هر زمان كه در امريكا، تعدادى از مردم براى احقاق حق خود و نيز نابودى ظلم و ستم كه توسط دولت امريكا اعمال مى شود، به پا خواسته اند به طريقى توسط دولت قلع و قمع شده اند.
رسانه هاى گروهى در امريكا تاثير بسيار زيادى بر افكار عمومى مردم مى گذارند. سياستمداران امريكا به خوبى مى دانند كه از طريق رسانه هاى گروهى، جو را چگونه براى اجراى سياست هاى خود آماده سازند. آنها از طريق رسانه هاى گروهى چنان موقعيت را براى پياده نمودن خط مشى خود آماده مى نمايند كه كمتر موردى پيش آمده كه با مخالفت مردم روبه رو شوند.
كتاب امريكا بدون نقاب به قلم سيدهاشم ميرلوحى توسط انتشارات كيهان منتشر شد.
زمانه
روابط بين دولت ها سابقه و قدمت ديرينه اى دارد و با توسعه به گسترش بافت دولت هاى مدرن اين روابط حجم بيشترى يافته است. عوامل متعددى در تقويت و تشديد تمايل به اين روابط موثر مى باشد كه مجموعه عوامل در كليت نظام بين المللى در بعضى زمينه ها بين دولت مشترك و در زمينه هاى ديگر منحصر و مختص به دولتى خاص مى باشد. در گذشته انواع مختلفى از روابط بين دولت ها را شاهد بوده ايم كه اين تنوع تاكنون ادامه دارد. نگاهى به روابط خارجى ايران در طى يك صد سال اخير نشان مى دهد كه همواره دولت هاى قدرتمند غربى در سرنوشت و تحولات سياسى كشور چنان تاثيرات به سزايى داشته اند كه بازتاب اين تاثيرات در شكل گيرى يا فروپاشى دولت هاى حاكمه در ايران، تحولات داخلى و خارجى و ساير مصالح و منافع ملى كشور كاملا مشهود بوده است. با تاكيد بر اين پيشينه، روابط ايران با ساير قدرت هاى خارجى و به ويژه آلمان در خور بررسى و تحليل مى باشد. روابط ايران با آلمان از ديرباز جايگاه ويژه اى در سياست خارجى دو كشور و ساير كشورهايى كه به نحوى اين روابط بر تحولات سياسى و منافع ملى آنها موثر بوده، داشته است. روابط خارجى ايران و آلمان در اين دوره به لحاظ ماهيت انقلاب مردمى ايران دستخوش تحول اساسى و بنيادى گرديد؛ چرا كه اين انقلاب در جهت قطع ريشه هاى استعمار منافع قدرت هاى بزرگ را با مشكل مواجه نموده بود و در اين بين روابط ايران و آلمان نيز دستخوش اين تحولات گرديد. نگاهى به روابط ايران و آلمان در دو دوره پيشين نشان مى دهد ايران ضمن استقبال از تحكيم روابط خود با آلمان، تجارب ارزنده اين دو دوره را در ترسيم سياست خارجى و برنامه  ريزى و تصميم گيرى هاى مسوولانه مدنظر قرار مى دهد. اصولا نگاه صرفا خوش بينانه به دولت هاى معارض ايران و قدرت هاى بزرگ نه تنها با اهداف كلان جمهورى اسلامى در همه جا منطبق نيست، بلكه موجب مى شود از واقعيت هاى عينى نظام سلطه جهانى غفلت گردد. شصتمين شماره ماهنامه انديشه و تاريخ سياسى ايران معاصر كه به موضوع ايران و آلمان اختصاص دارد، توسط موسسه فرهنگى دانش و انديشه معاصر منتشر شد.
جامعه پذيرى سياسى
موضوعات سياسى را مى توان از زواياى گوناگون مورد كاوش قرار داد. به سخن ديگر چشم اندازى را كه ما از آن به رخدادها و مسايل سياسى مى نگريم، از محورهاى گوناگون مى توان مورد تامل قرار داد. نخستن آن كه بر پايه برخى پيش فرض ها و مبانى عقلى كه به مثابه قواعد و اصول ثابت به شمار مى روند، مسايل را بكاويم. در اين صورت رويكرد فلسفه سياسى خواهيم داشت. در فلسفه سياسى مسايل در رويكردى عقلى و بر پايه يك سرى پيش فرض ها كه مسلم فرض شده اند، مورد بررسى و تبيين قرار مى گيرند. دوم آن كه مسايل را بر پايه متدولوژى فقهى و با الهام از منابع چهارگانه كتاب، سنت، عقل و اجماع مورد كاوش قرار دهيم و در سايه آن به تبيين بايدها و نبايدهايى كه نشانگر رفتار افراد مى باشد، بپردازيم. چنين رويكردى به مسايل، نگرش هنجارى را تعقيب مى كند، اگرچه رويكرد فلسفه سياسى نيز هنجارى بوده و در پى تبيين بايدها و نبايدهاى عقلى مى باشد؛ يعنى الزام هايى كه مبتنى بر پيش فرض هاى عقلى و بديهيات مى باشد، اما ميان آن دو تفاوت هاى روشنى وجود دارد كه گفت وگو درباره آن، مجال ديگر مى طلبد. مسايلى را كه با چنين رويكردى مورد تامل قرار مى گيرند، در چهارچوب دانش فقه سياسى قرار مى دهند. سوم، بررسى جامعه شناختى مسايل سياسى است. در اين نگرش برخلاف نگاه فلسفى و فقهى كه در آنها محقق بر پايه يك سرى اصول و مبانى به تبيين مسايل مى پرداخت، نخست به توصيف و شناخت دقيق مساله اقدام و سپس به نظريه نايل مى شود. اين نگاه به پديده هاى سياسى توصيفى بوده مى كوشد  به مدد چهارچوب هاى نظرى و تئورى هاى جامعه شناسى سياسى، مسايل سياسى را تجربه و تحليل نمايد. در رويكرد جامعه شناختى از الگوهاى روش شناختى گوناگونى استفاده مى گردد. اهميت مباحث جامعه پذيرى بدان روى كه به تحليل رفتار سياسى افراد و عوامل موثر بر آن ها مى پردازد؛ در عرصه جامعه شناسى كم بديل است و در واقع از همين رهگذر است كه ريشه رويكردهاى افراد نسبت به پديده هاى سياسى نظير حكومت و احزاب و بازتاب هاى متقابل آن بر اشخاص حقيقى و حقوقى در قالب نهادهاى جامعه پذيرى اجتماع همانند خانواده، گروه هم سالان، مدرسه و وسايل ارتباط جمعى و حكومت كار ويژه مى شود. لذا روش هايى كه يك جامعه از طريق آن ارزش ها و هنجارهاى سياسى را به اعضاى خود منتقل مى كند همواره مورد توجه جامعه شناسى قرار گرفته است. چرا كه شخصيت انسانى از طريق كنش متقابل با ديگران شناخته مى شود و از طريق اين كنش، ما مى آموزيم چگونه خود را با جامعه هماهنگ ساخته و زندگى خويش را قاعده مند كنيم. اين فرايند اجتماعى شدن در فرهنگ و ساخت اجتماعى، براى هر فرد و جامعه على الخصوص در حكومت دينى امر حياتى است زيرا بدون اجتماعى شدن، ما نمى دانيم چه چيزى را ارزش بدانيم، چه كارى را انجام دهيم، چگونه فكر كنيم، چگونه سخن بگوييم و در مقابل ديگران چگونه پاسخ دهيم، اگر چه اين فرآيند در حكومت دينى به صورت مستقيم و غيرمستقيم انجام مى گيرد.مفهوم جامعه پذيرى سياسى نسبت به مفهوم جامعه پذيرى گستردگى كمترى دارد و تنها حوزه مسايل سياسى را در بر مى گيرد. از ديد علماى علم سياست، جامعه پذيرى نيز فرآيند يادگيرى مستمرى است كه طى آن افراد با نظام سياسى آشنا مى شوند و با كسب تجربه و آگاهى به حقوق، وظايف و نقش هاى خود در جامعه پى مى برند. جامعه پذيرى سياسى روندى آموزشى است كه با انتقال هنجارها و رفتار پذيرفتنى نظام سياسى مستمرى، از نسلى به نسل ديگر كمك مى كند. بنابراين هدف جامعه پذيرى سياسى تربيت يا پرورش افراد به صورتى است كه اعضاى كارآمد جامعه سياسى باشند. چاپ اول كتاب در مولفه هاى جامعه پذيرى سياسى در حكومت دينى نوشته على اخترشهر، توسط پژوهشگاه فرهنگ و انديشه اسلامى با قيمت ۳۳۰۰ تومان در دسترس علاقه مندان است.


|   شناسنامه   |   آرشيو   |