پنجشنبه ۲۰ دى ۱۳۸۶
۱ محرم ۱۴۲۹ - ۱۰ ژانويه ۲۰۰۸ - سال هشتم - شماره ۲۴۹۹
جوان ورزشى
Tel: 88894335
sport@javandaily.com
sJavan.jpg
جستجو
pdf PDF
Edition
صفحه نخست
ايران
جهان
اقتصادى
حوادث
ورزشى
فرهنگى
جوان ورزشى
سراى ايرانى
سلام جوان
جامعه
اقتصاد
بين الملل
آرشيو
تماس با ما
رهايى تازه وارد بايرن از كمند مصدوميت
درباره تيم ملى و بازى هاى تداركاتى اش
رهايى تازه وارد بايرن از كمند مصدوميت
يانسن: اميدوارم مسافر يورو ۲۰۰۸ باشم
حورا شكيبى ممتاز
شش ماه نخست حضور مارسل يانسن جوان در بايرن مونيخ همزمان شد با حضور ثابت او در ۱۴ ديدار باواريايى ها. مارسل ۲۲ ساله تابستان گذشته از بروسيا مونشن گلادباخ راهى آليانس آره نا شد. وى در اواسط ماه نوامبر با بدشانسى مواجه شده و اسير مصدوميت شد. پس از آن بود كه ناچار قوزك پايش را به تيغ جراحان سپرد. متن زير ترجمه مصاحبه مارسل با وب سايت باشگاه است:
* مارسل، از اواسط نوامبر خانه نشين بوده  اى، در حال حاضر وضعيت جسمانى ات چگونه است؟
** خيلى بهتر شده ام. با اين كه مصدوميتم جزيى بود اما همين كه مرا در اين مدت خانه نشين كرد، اسباب زحمتم را فراهم آورد. هر روز بهتر از روز قبل مى شوم.
* وضعيت تمرينات و بهبود مصدوميت تو در چه حالى است؟
** به مدت سه هفته كفش مخصوصى به پا كرده بودم تا مفاصل پايم را نزديك به هم نگه دارد. بيشتر وقتم را در كنار فيزيوتراپيست سپرى كردم. راه رفتن را در اواخر دسامبر كم كم آغاز كردم. حالا هم تمرينات با دوچرخه را آغاز كرده ام.
* چه وقت به تمرينات تيم باز مى گردى؟
** قرار است به زودى بازگردم و دوى نرم را آغاز كنم. دوست دارم تمام وقتم را صرف آمادگى ام نمايم. فعلا برنامه  ام همين است كه گفتم.
* به محض ورود به بايرن در تمام ديدارها حضورى ثابت داشتى. اين مصدوميت چقدر بر روند پيشرفت تو تاثير داشت؟
** وقتى اين اتفاق برايم رخ داد، بسيار ناراحت شدم. اما خيلى توانستم خودم را با شرايط مصدوميت هماهنگ كنم. مصدومانى را در نظر گرفتم كه ماه ها يا سال ها دور از ميادين بوده اند و با اين فكر كمى آرام گرفتم. مصدوميت جزيى از فوتبال است و بايد آن را پذيرفت.
* دوران مصدوميت را چگونه سپرى كردى؟
** دوران بد و خسته كننده اى بود. اما دوره مصدوميت يك مزيت دارد و آن هم اين كه شما مى توانيد از لحاظ ذهنى آرامشى داشته و خودتان را تقويت كنيد و با آمادگى بيشترى راهى زمين شويد.
* چند ماه اول حضورت در بايرن چگونه بود؟
** ترك گلادباخ در آغاز كار چندان آسانى نبود. گلادباخ سقوط كرده بود و به كمك نياز داشت. هنوز هم احساس تعلق شديدى به باشگاه سابقم دارم. اين باشگاه اولين باشگاه حرفه اى من بود. در آنجا هم متولد شده ام. در ابتدا قرار نبود راهى بايرن شوم و همه چيز به بن بست خورده بود اما ناگهان جريان انتقال من روى غلتك قرار گرفت و باشگاهم را عوض كردم. كنار آمدن با اين انتقال از لحاظ روانى كار چندان آسانى نبود. اما چيزى نگذشت كه احساس كردم كه در خانه خودم هستم. با همه آشنا شدم و ابدا احساس غربت نمى كردم.
در بايرن همه يكديگر را خيلى خوب مى شناسند و هواداران هم مرتب ستارگانشان را حمايت مى كنند.
* تفاوت اصلى ميان گلادباخ و بايرن مونيخ در چيست؟
** تفاوت اصلى در سطح توقعات و آرزوهاى دو باشگاه است. بايرن باشگاه بسيار بزرگى است كه هميشه براى كسب عنوان مى جنگد. پاس ها درست جلوى پاى شما نشانه مى روند و احتمال خطا كم است. اما به نظر من يك بازيكن تازه كار بهتر است كارش را در يك باشگاه ميانه جدول يا ته جدول آغاز كند چرا كه ناچار است براى پيشرفت تيمش بجنگد. در گلادباخ ما امثال ريبرى يا زى روبرتو را نداشتيم و ناچار بوديم به آب و آتش بزنيم. براى كسب حتى يك امتياز به آب و آتش مى زديم و مشخص بود كه فشار بر همه ما وارد است و هيچ كس از اين قاعده مستثنى نيست. وقتى گلادباخ سقوط كرد فشار بر ما بيشتر از گذشته شد. حتى وضعيت آن موقع را نمى شود با وضعيتى كه در باشگاهى بزرگ چون بايرن داريد، مقايسه كنيد.
* با مطبوعات چگونه كنار آمدى؟
** كاملا يادم هست زمانى كه جام جهانى ۲۰۰۶ آغاز شده بود، مطبوعات آلمان مرتب از كلينزمن توقع داشتند و به او اعلام مى كردند كه اين كار را انجام دهد، اين سيستم را به كار گيرد و … اما پس از شكست ۴ بر يك آلمان از ايتاليا و حذف ژرمن ها همان مطبوعات از سرمربى درخواست مى كردند كه بماند و كناره گيرى نكند. پس مى توان نتيجه گرفت كه خود مطبوعات هم نمى دانند چه كار مى كنند. البته براى مطبوعات احترام زيادى قائل هستم چرا كه جزيى از كار ما هستند.
* وضعيت در بايرن چگونه است و چگونه با خواسته ها كنار آمدى؟
** در آغاز كمى دشوار بود و هيچ گاه در يك هفته دو بازى انجام نداده  بودم. سطح توقعات در بايرن بسيار بالاتر است و ناچاريد به آن عادت كنيد.
* به عنوان يك مدافع چگونه توانستى طى ۶ ماه اين همه پيشرفت كنى؟
** وقتى مى شنوم كه مردم مى گويند وظيفه يك مدافع چندان هم دشوار نيست، ناراحت مى شوم اما بايد اين را بدانند كه در فوتبال مدرن مدافعان نقش كليدى در تيم دارند و علاوه بر حفظ خط دفاع ناچارند مراقب دروازه نيز باشند. نمى دانم چرا كار مدافعان در بيشتر اوقات ناديده گرفته مى شود حتى براى انتخاب برترين هاى سال فوتبال نيز مدافعان در درجه كمترى از اهميت برخوردارند.
* هدف تو براى سال ۲۰۰۸ چيست؟
** اهداف زيادى دارم اما كم كم بايد به آنها برسم و در هر زمان به يكى از آنها دست پيدا كنم. اولين هدفم رهايى از مصدوميت بوده و اين كه بتوانم با باواريايى ها تمرين كنم. هدف بعدى ام حضور ثابت براى تيم و كسب عناوين مختلف است. اميدوارم در يورو ۲۰۰۸ هم بتوانم جزو مسافران عازم سوئيس و اتريش باشم. بايرن براى من حكم يك دنياى جديد در فوتبال را دارد.
درباره تيم ملى و بازى هاى تداركاتى اش
ابتكار عمل در دست رقبا است
وصال روحانى
تيم ملى فوتبال ايران پس از كلى حرف و حديث از نوشكل گرفته است و پيش از رويارويى با سوريه در شروع دور مقدماتى جام جهانى ۲۰۱۰ كه ۱۷ بهمن در ورزشگاه آزادى خواهد بود، ۳ مسابقه تداركاتى ديگر را تجربه خواهد كرد. اگر پيشتر به سبب وجود نداشتن و فعال نبودن تيم ملى به مدت ۵ ماه اين ديدارها براى يك تيم نامريى(!) ترتيب داده شده بود، امروز كه تيمى هست و مسوول و مربى براى آن انتخاب شده و نفراتش نيز مشخص و معرفى شده و به تمرين و تدارك مشغول بوده اند، اين ديدارها جنبه حقيقى و فلسفه وجودى بيشترى يافته و همان چيزى شده اند كه تيم ما به آن نياز دارد.
ابتدا بايد متذكر شويم كه تيم ملى طبق برنامه هاى تنظيمى كميته انتقالى در روزهاى ۱۹ و ۲۳ دى و همچنين ۱۰ بهمن به ترتيب با تيم هاى ملى قطر، مالى و كاستاريكا بازى هاى دوستانه اى خواهد داشت كه گمان مى رود طى آن به خودشناسى بيشتر و آماده سازى خويش براى پيكار با سوريه و ۵ مسابقه بعدى خود براى دور مقدماتى جام جهانى نايل شود و شبيه به چيزى گردد كه انتظارش مى رود و از اين تيم طلب مى شده است.
(اين البته جدا از مسابقه اواخر اسفندماه با بحرين است كه گفته مى شود به عنوان بازى تداركاتى با كويت - در ۶ فروردين ۸۷ - مورد استفاده قرار خواهد گرفت) در اين حد فاصل تيم ملى اضافه بر تهران در كيش هم اردو خواهد زد تا از هواى مناسب تر آن سامان (در قياس با تهران سرد) بهره مند شود و چون اردو از ۱۱ دى شروع شده و به طور پيوسته و نا پيوسته تا ۱۷ بهمن به درازا مى انجامد، انتظار مى رود كه تيم ملى در زمان ديدار با سوريه به حد مطلوبى از آمادگى رسيده و چيزى باشد كه براى صعود به دور نهايى جام جهانى به آن نياز است. نخستين بازى دوستانه تيم ملى هم كه شنبه ۱۵ دى در برابر هانزا روستوك آلمان صورت پذيرفت در همين راستا بود.
موارد منفى
با اين حال همه تداركات و برنامه هاى تيم ملى نيز ايده آل نيست و موارد منفى و كمبودهايى هم وجود دارد كه بايد مورد توجه قرار گيرد، از يك سو روند انتخاب مديران و مربيان تيم ملى هم برخى نام ها و افراد را شامل شده كه آن قدرها براى پست هاى محوله به آنان ايده آل نيستند و انتصاب ديرهنگام شان اشراف آنها بر كار را دشوار ساخته و هم انتخاب برخى از اين تيم ها به عنوان رقباى تداركاتى گزينش هايى معقول و ارجح و اصلح نبوده است. در ميان اين رقبا فقط قطر است كه به سبب نزديكى بازى اش با امارات و كويت ما را در مسير مناسب براى كسب نتيجه در دوره مقدماتى جام جهانى قرار مى دهد و دو سه حريف بعدى هيچ يك اين خصلت را ندارند و برعكس باعث مى شوند ما از فضاى دور مقدماتى جام جهانى و رقباى مان در مرحله نخست آن ( سوريه، كويت و امارات) دور بمانيم و روبه روى حريفانى قرار گيريم كه بازى شان هيچ شباهتى با آن رقبا ندارد و اين گمانه زنى در مورد مسابقه اخيرمان با هانزاروستوك هم صدق مى كند.
نمونه هايى روشن
مالى و البته كاستاريكا كه براى دومين بار در دو سال اخير روبه روى ما مى ايستند، همان طور كه قبلا آمد نمونه هايى واضح و روشن در اين خصوص اند و با اين كه هر مسابقه تداركاتى حتى در برابر رقبايى از اين دست به هر حال براى خود فوايدى دارد، اما به نظر مى رسد كه گزينش مالى، كاستاريكا و هانزاروستوك بر اثر اجبار و در دسترس نبودن رقبايى بهتر بوده و وجه و گمان رايج ديگر اين است كه برقراركننده ارتباط و طرف اصلى ترتيب دهنده اين ديدارها، نه ما بلكه تيم ها و كشورهاى فوق بوده اند.
هانزاروستوك از زبان مربى مشهورش فرانك پاگلزدروف به صراحت گفته است كه از مسابقه ۱۵ دى ماه براى آماده سازى خود براى نيم فصل دوم بوندس ليگا سود جسته است و در همين ارتباط حداقل ۱۰ روز هم در هواى معتدل امارات مستقر خواهد گشت و بازى ايران در حد فاصل همان روزها برپا شده است. مالى به ايران مى آيد تا واپسين ديدار تداركاتى اش را قبل از شروع جام ملت هاى آفريقا برگزار كند ولى معلوم نيست ما از اين مسابقه و رقابت با حريفى كه تابع فرمول هاى كاملا متفاوتى در بازى خود است، چه بهره اى خواهيم برد، كاستاريكا نيز به دلايلى ناشناخته به ميدان مى آيد، زيرا در حول و حوش همان تاريخ (۱۰ بهمن) نه مساله عاجلى در دور مقدماتى جام جهانى و يا جام هاى ديگر دارد و نه لزومى به سنجيدن جدى خود در آن ايام دارد، مگر اين كه به اين نتيجه برسيم كه تاريخ فوق در حول و حوش هفته و روز فيفا بوده و چون براى ديدارهاى ملى در نظر گرفته شده است و فرصت مناسبى است، تيم هاى جهان براى محك زدن مجدد خود به هر شكل و ترتيبى از آن سود مى جويند.
زمين تا آسمان
به واقع در ترتيب دادن و برگزارى ديدارهاى فوق بيش از آن كه ما مجرى و صاحب ابتكار عمل بوده باشيم، اين رقباى ما هستند كه پا پيش گذاشته اند و به نظر مى رسد كه بهره هاى اصلى نيز شامل حال آنها شود. در غير اين صورت چطور مى توان تصور كرد كه ما از بازى با هانزاروستوك كه زمين تا آسمان با سه حريف ما در گروه پنجم انتخابى جام جهانى ۲۰۱۰ متفاوت بازى مى كند، به بهره هايى رسيده باشيم كه فراتر و بيشتر از سودهاى اختصاص يافته به تيم آلمانى باشد؟ شيوه بازى هانزا ( كه از قضا يك ايرانى به نام امير شاپورزاده را هم در اختيار دارد) به گونه اى است كه ما را به كلى از فضاى مسابقه با سورى ها و نيازهاى آن ميدان دور كرده و با اين كه از مضرات وصف كردن اين بازى ابا داريم، اما نمى  توان منكر شد كه هانزا از طريق بازى با ما بسيار بهتر و بيشتر به آن چه مى طلبيد( و آن بازگشت به شرايط مسابقه اى پس از چند هفته تعطيلى بوندس ليگا است) رسيده است تا مايى كه بايد با سوريه مسابقه دهيم اما با آلمانى ها مشق اوليه خود را نوشته ايم.
مالى براى سوريه؟!
همه آن چه گفتيم براى مسابقه با مالى هم صدق مى كند، مگر اين كه اين استدلال عجيب را بياوريم كه قدرت بدنى تيم هاى آفريقايى( و منجمله مالى) ما را براى تقابل با تيم فيزيكى سوريه آماده مى سازد، اما اين بيشتر يك دلخوشى غيرحقيقى است و حقيقت آن است كه اغلب رقباى تداركاتى ما به درستى و به فراخور برنامه هاى بعدى ما گزينش نشده اند و برعكس دور از سوژه هستند و حتى اين بهانه كه در اين مقطع از سال ( تعطيلات كريسمس و ژانويه) انتخاب رقبايى بهتر غيرممكن است نيز انتخاب مالى و روستوك و حتى كاستاريكا را توجيه نمى كند.
حرف و حديث
بحث مديران و مربيان انتخابى تيم ملى نيز نكات پر ايراد فراوانى را در بر دارد كه در مجال فعلى نمى گنجد و بعدا به آن خواهيم پرداخت، اما آن چه در مجموع مى توان به صراحت عنوان كرد، اين است كه بازى هاى پيش رو، تيم ملى را در شرايطى متفاوت با وضعيت مورد نياز براى ديدار با سوريه قرار مى دهد و به تبع آن بهره هاى زيادى نمى دهد و هر چند براى تيمى كه بيش از ۵ ماه تعطيل و دور از صحنه بوده، حتى مسابقه با حريفان بدوى نيز بهره هايى را در بر دارد اما براى تيم ملى بعد از اين همه ادعا و حرف و حديث و كمال طلبى كميته انتقالى، انتخاب هايى غيرعقلايى به نظر مى رسد و البته اين نيز تجربه اى تازه و امرى نادر براى ورزش ما نيست و در گذشته هم اين گونه موارد به دفعات در ورزش و به خصوص فوتبال ما ديده شده است و اگر جز اين مى بود، جاى تعجب مى داشت.
ارزيابى عملكرد فيفا در سال ۲۰۰۷
شيوا نوروزى
با پايان رسيدن سال ۲۰۰۷ ميلادى كنفدراسيون بين المللى فوتبال ( فيفا) با ارايه گزارشى به بررسى عملكرد يك ساله خود پرداخته تا اذهان عمومى را هر چه بيشتر با فعاليت هاى اين نهاد بين المللى آشنا سازد. يك سال كارى ديگر نيز به پايان رسيد و لحظات به ياد ماندنى آن هرگز فراموش نخواهد شد. البته فيفا هم مانند ديگر ارگان ها درگير مسايل بسيارى بوده كه بعضا با توجه به حساسيت هاى زياد نياز به بررسى هاى دقيق ترى داشته است.
اما نقطه اوج سال ۲۰۰۷ را مى توان به جام هاى جهانى برگزار شده اختصاص داد كه هزاران هوادار را به استاديوم ها كشانده و جوانان مستعدى را به دنياى فوتبال معرفى كرده اند. جام جهانى فوتبال زير ۲۰ سال كه به ميزبانى كانادا برگزار شد نشان داد جوانان حاضر در اين رقابت ها فاصله چندانى تا ستاره شدن ندارند و همچنين جام جهانى زير ۱۷ سال كره نيز بر اين موضوع صحه گذاشت.
جام جهانى فوتبال ساحلى و جام باشگاه هاى جهان سال موفق فيفا را تكميل كردند به ويژه كه نگاه ها نسبت به جام باشگاه هاى جهان كه ميزبانى آن را ژاپن برعهده داشت، تغيير كرده بود و به نظر مى رسد كه حتى دوره هاى بعدى نيز از اعتبار بيشترى برخوردار باشند. از طرفى حضور باشگاه آث ميلان ايتاليا جذابيت  خاصى به اين رقابت ها افزوده بود و خوشبختانه سران باشگاه براى كسب جام قهرمانى حساب ويژه اى باز كرده بودند و برنامه ريزى هاى دقيقى انجام داده بودند كه اين خود نشان مى دهد كه جام باشگاه هاى جهان با گذشته فرق بسيارى دارد و حتى باشگاه هاى مطرح دنيا نيز در جهت كسب قهرمانى تلاش مضاعفى مى كنند.
به علاوه نقطه عطفى نيز در فوتبال بانوان به چشم مى خورد كه جام جهانى فوتبال بانوان در چين موكد آن بود و فرصت بسيار خوبى بود براى جامعه فوتبال زنان تا سطح توانايى هاى خود را به نمايش گذارند. از طرفى خيل عظيم جمعيت كه در استاديوم ها حضور يافتند و اين مسابقات را از نزديك نظاره  كردند و افزايش روزافزون بانوان فوتباليست در سرتاسر جهان، رشد قابل توجه فوتبال زنان را به اثبات مى رساند.
تصميمات جديد و راه گشا
توجه به اين نكته ضرورى است كه هيچ موفقيتى بدون تفكر، برنامه ريزى و تلاش بى وقفه حاصل نمى شود و اگر سال گذشته براى دنياى فوتبال سالى پربار بوده قطعا از مدت ها پيش برنامه ريزى هاى دقيقى آغاز شده كه حاصل آنها را در سال ۲۰۰۷ مشاهده كرديم. در همين راستا تصميمات مهمى در جلسه اى كه در اواخر ماه اكتبر برگزار شد اتخاذ گرديد كه از جمله مى توان به پايان سيستم گردشى ميزبانى جام جهانى اشاره كرد. بر اين اساس ديگر حد و مرزى براى ميزبانى اين رويداد مهم وجود ندارد و تقريبا هر كشورى كه صلاحيت لازم را داشته باشد مى تواند عهده دار اين مهم باشد.
بر همين اساس آلمان ميزبان آينده جام جهانى فوتبال زنان در سال ۲۰۱۱ ميلادى خواهد بود.
در ماه دسامبر نيز راهكارهاى نوينى در جهت پيشرفت داورى فوتبال ترسيم شد كه دو فاكتور حرفه اى شدن داورى و افزايش سطح داورى در جام جهانى ۲۰۱۰ آفريقاى جنوبى در صدر اولويت هاى فيفا قرار دارند. از ديگر برنامه هاى جدى كه فيفا پيگيرى آنها را به عهده دارد تجهيز داوران به امكانات پيشرفته و تعامل هر چه بيشتر با فدراسيون هاى فوتبال است.
برزيلى هاى استثنايى
بدون شك مراسم انتخاب بازيكن سال جهان در سال ۲۰۰۷ را مى توان مهيج ترين رخداد دانست كه ۱۶۰ سرمربى و كاپيتان تيم هاى ملى دنيا در آن سهيم بودند. امسال نيز همانند گذشته برزيلى ها حضورى پررنگ داشتند و اجازه عرض اندام به كسى ندادند. كاكا مهاجم جوان آث ميلان علاوه بر كسب عنوان بهترين بازيكن سال اروپا، مرد فوتبال جهان نيز شناخته شد تا افتخاراتش را تكميل كرده باشد. ملاك انتخاب كاكا براى اين عنوان حضور موفق و چشمگير او در آث ميلان بود چرا كه او نقش بسزايى در قهرمانى آث ميلان در ليگ قهرمانان اروپا ايفا كرد. مارتا ديگر برزيلى بود كه اين بار در فوتبال زنان خوش درخشيد و برترين زن فوتباليست جهان شناخته شد. او بازى هاى درخشانى در جام جهانى زنان ـ چين به معرض نمايش گذاشت تا آنجا كه توانست بيشترين راى ۱۳۷ سرمربى و كاپيتان تيم هاى ملى زنان را به خود اختصاص دهد. به علاوه پله اسطوره فوتبال برزيل نيز جايزه ويژه اى به خاطر سال ها خدمت به فوتبال دريافت كرد. باشگاه بارسلونا نيز جايزه بازى جوانمردانه را به خاطر كمك هاى بلاعوض به يونيسف از آن خود كرد. يادآور مى شوم كه بارسلونا تنها تيمى است كه نام هيچ اسپانسرى روى پيراهن آنها حك نمى شود و تنها لوگوى يونيسف روى پيراهن هاى اين تيم نقش مى بندد.
سال ،۲۰۰۸ سال پركار براى بانوان
بازى هاى مقدماتى جام جهانى ۲۰۱۰ در برخى كشورها آغاز شده است و تيم ها رقابت خود را براى حضور در اين رويداد آغاز كرده اند. در عين حال بانوان نيز سال پركارى را در پيش دارند و جام جهانى زير ۱۷ سال در نيوزيلند و زير ۲۰ سال در شيلى از جمله آنها هستند كه بدون شك توجه بسيارى را به خود جلب خواهند كرد. با اين حال مهم ترين حضور بانوان در المپيك پكن است چرا كه تجربه نشان داده است كه از تيم هاى زير ۲۳ سال كه معمولا ۳ بازيكن بزرگسال نيز به همراه دارند پديده هاى نوظهورى شناخته مى شوند كه در اصل نسل آينده فوتبال كشورشان را مى سازند.
گذر و نظر
ابومسلم خطرناك مى شود؟
پرويز مظلومى سرمربى ابومسلم بدجورى داره واسه حريفا شاخ و شونه مى كشه و نه اين كه ليگ تعطيله و سوژه كم، مظلومى سعى مى كنه يك كمكى به اهالى مطبوعات بكنه چون هم ثواب داره و هم …
البته اين دفعه با دفعات قبل خيلى فرق مى كنه و بدجورى توپش پره. طبق گفته مظلومى بايد منتظر موند تا بازى ها شروع شه و اون وقت قدرت واقعى اين تيم خراسانى رو ديد. چون قراره نه داخل و نه خارج از خونه به هيچ حريفى باج ندن. از طرفى يه مدتى كه بازار شايعات داغه و سر مالكيت ابومسلم جنگ و دعواست. اين جور كه ما فهميديم خيلى ها دوست ندارن شفق مديرعامل تيم باشه. حالا هر چى ما خيلى دوست داريم تيم هاى شهرستانى پيشرفت كنن و قطب هاى فوتبالمون هر روز زيادتر بشن ولى خدا كنه كه اولا حرف هاى مظلومى در حد شعار نباشه ثانيا از راه درست قدرتمند بشن و خداى نكرده سراغ دوپينگ و اين حرفا نرن.
مديرعامل خوش خيال
نه اين دفعه زياد كارى به قلعه نويى ندارم و مى خوام يه كمى از مديرعامل باشگاه مس كرمان بنويسم.
سرمربى جديد مس كرمان كسى نيست جز امير قلعه نويى سرمربى اسبق تيم ملى. البته اينم بگم كه ايشون زياد مهمون كرمانى ها نيستن و با توافقى كه با مسوولان پاختاكور داشته خرداد ماه راهى ازبكستان مى شه. در نتيجه فقط يه نيم فصل در خدمت مس هستش. ولى اين وسط نيك  نفس انگارى نمى خواد دست از خيال پردازى هاش برداره و هنوز هم ميگه دلش مى خواد بيشتر در خدمت قلعه نويى باشه. نيك نفس اميدواره كه آخر فصل يه جورى قلعه نويى رو راضى كنه تا قراردادش رو تمديد كنه. تازه خيلى هم ازش حمايت مى كنه و گفته مبلغ قراردادش عرف فوتباله و روزنامه ها بى خودى شلوغش كردن. منم اميدوارم قلعه نويى اينقدر معرفت و مرام داشته باشه و جواب حمايت هاى بى دريغ آقاى مديرعامل رو بده و البته بهتره آقاى مديرعامل هم دست از اين خيال بافى ها بر داره و بيشتر به فكر تيمش باشه. ولى يه راه هست كه قلعه نويى رو موندگار كنه و اونم اين كه نيك نفس مبلغ پيشنهادى رو بالا ببره.
كميته انتقالى فقط پيشنهاد داد
ديگه رسما اعلام شد و كميته انتقالى بحث گزينش سرمربى رو تموم كرده. آرتور سيبيلو سرمربى و رائول آنتونيو كمك اولش مى شه و ابراهيم زاده هم تنها كمك مربى داخلى مون هست. اما اين نظر كميته است نه فدراسيون و رييس جديدش. واسه همين حرف اول و آخر رو رييس آينده مى زنه كه اگه خدا بخواد و كسى موش ندونه ۱۹ دى انتخاب مى شه. از كميته انتقالى كه ديگه نمى شه انتظارى داشت يعنى از اول هم انتظارى نداشتيم. ولى از رييس جديد مى خوايم كه به اين راحتى خام دلال هايى كه از دور دستى بر آتيش دارن نشه و پول بيت المال رو حروم نكنه. به جاى اين كار بگرده يه مربى واسه تيم ملى پيدا كنه كه حداقل سرش به تنش بيارزه. نه مثل جورج كه هر روز ازش يه چيز جديد كشف مى شه.
حالا مريضى و سكته و تومور به كنار، يه سرى حرف و حديث ديگه هم شنيده مى شه كه نمى دونيم باهاش چيكار كنيم؟ به هر حال اميدواريم به خير بگذره.
يعنى مى شه انتخابات برگزار بشه؟
لحظه شمارى شروع شده و ما شنيديم فردا انتخاباته اگه خدا بخواد و از لطف زياد اعضاى كميته انتقالى راپورتى به فيفا نرسه( عمرا اگه بتونن اين دفعه كارى كنن) انتخابات برگزار مى شه و بعد از مدت ها فدراسيون رنگ رييس رو به خودش مى بينه. ولى خدا كنه ۱۵ دى برف نياد نه اين كه معمولا تهران برف كه مى ياد مدارس تعطيل مى شه، خداى نكرده انتخابات رو هم تعطيل مى كنن. يا شايد چون هيچ كدوم ماشين ندارن و مجبورن با اتوبوس هاى شركت واحد بيان تو برف اتوبوس پيدا نكنن. شايد هم گاز قطع شه و از ترس اين كه يخ بزنن، هيچ كس جرات نكنه بياد. من كه هر چى فكر مى كنم علت ديگه اى به نظرم نمى رسه كه انتخابات برگزار نشه. البته اين جور مواقع بالاخره يه دليل پيدا مى شه.
چشم هايى كه ديگه نمى بيند
هميشه تو فوتبال دنبال نتيجه مى گرديم و اين كه كى مى بره كى مى بازه ولى هيچ وقت كسى راجع به حوادث تلخى كه تو استاديوم ها مى افته حرف نمى زنه. اما مگه اين دفعه مى تونيم چيزى نگيم. اگه يه ذره انسانيت داشته باشيم مى فهميم كه به خاطر هيچ و پوچ نبايد جون آدمارو به خطر انداخت. ولى همه مون فقط شعار مى ديم و وقتى پامون به استاديوم مى رسه ۱۸۰ درجه عوض مى شيم. كاش مى شد از اون نارنجك انداز قهار بپرسيم اگه يه دفعه ۲ تا چشماتو از دست بدى و ديگه قادر به ديدن نباشى چه حالى بهت دست مى ده؟ اين يه طرف قضيه است تقصير اصلى گردن مسوولان فوتبالمون چون تا حالا كه اقدام جدى رو ازشون نديديم. فقط تا آب ها از آسياب بيفته پشت سر هم مصاحبه مى كنن و شعار مى دن. دوباره همه يادشون مى ره و اونام بى خيال مى شن و منتظر مى مونن تا يكى ديگه يا بميره يا آنچنان مصدوم بشه كه آرزوى مردن داشته باشه.


|   شناسنامه   |   آرشيو   |