|
طالبانى چرا اشتباه صدام حسين را تكرار كرد؟
نويسنده: على موسوى خلخالى جلال طالبانى رييس جمهور عراق هفته پيش در يك موضع متحيرانه اعلام كرد ما به دولت ايران و نظام اين كشور احترام مى گذاريم و خواهان برقرارى يك رابطه حسنه با ايران هستيم اما به هيچ وجه حاضر نيستيم معاهده الجزاير كه در سال ۱۹۷۵ منعقد شده را به رسميت بشناسيم. وى در ادامه افزود: اين معاهده ميان دو رژيم مخلوع صدام حسين و محمدرضا پهلوى منعقد شده نه ميان ايران و عراق. طالبانى همچنين تاكيد كرد: من به همين دليل بسيارى از بيانيه هاى مشترك را به خاطر درج معاهده الجزاير در متن آن رد كرده و امضا نكرده ام. هر چند او دو روز بعد اظهارات خود را تكذيب كرد ولى اينكه چرا رييس جمهور عراق در شرايط كنونى اينطور موضع گيرى كرده، سوالى مهم است. براساس برداشتى كه مطبوعات عرب از گفته هاى اظهارات طالبانى درباره دولت شيعه مالكى و معاهده الجزاير داشته اند و آن را مستقيما به امضاى تفاهم نامه احزاب كرد با حزب اسلامى با گرايش سنى ربط داده اند، مى توان اينطور برداشت كرد كه كردها به نوعى به ايران و شيعيان، حتى مجلس اعلا و حزب الدعوه پشت كرده اند و جبهه تازه اى را در عراق باز كرده اند. برخى معتقدند، خصلت كردهاى عراق اين است كه براى حفظ منافع خود در عراق در مواقع لزوم به شدت كردى شده و از منافع كردها تا حد افراط دفاع مى كنند و با همين هدف در مواقع ديگر از منافع عراق به شدت حمايت كرده و آن را منافع خود مى دانند. به اعتقاد اين كارشناسان اظهارات جلال طالبانى دقيقا در همين راستا بيان شده و در حقيقت يك هدف دو گانه را دنبال مى كند. نخست، جلال طالبانى با اتخاذ يك موضع ملى گرايانه عراقى به دفاع از عقايد افراطى پان عراقى ها برخواسته و از سوى ديگر بر سر كردستان كه اين روزها محل مناقشات بسيار منطقه اى است و به شدت بر سر موضوع پ. ك. ك لحظات سختى را با تركيه و عراق مى گذراند، قصد دارد به نفع كردها امتياز بگيرد. اما برخى نيز معتقدند جلال طالبانى تلاش مى كند ضمن حفظ اين جايگاه علاوه بر آن يك مناقشه جديد نيز ايجاد كند. بدين معنا كه توپ موضوع معاهده الجزاير را پذيرفته خود به زمين بياندازد تا هم سويى خود را به سنيان نشان دهد و در همين حال در مقابل از سنيان مى خواهد كه خود به دنبال آن توپ بدوند و به آن شوت بزنند تا به منافع مشترك برسند. هم زمان در اين ميان آنها به استفاده از فرصت جديد پرداخته و براى تثبيت جايگاه خود تلاش كرده و دائما به امتيازهاى خود در كردستان مى افزايند. از سوى ديگر عده اى نيز بدبينانه معتقدند، نقش امريكايى ها در اين بازى جديد بى تاثير نيست. به اعتقاد آنها امريكايى ها با بسته شدن موضوع امنيتى عراق كه به اذعان آنها ايرانى ها براى كمك به برقرارى آن تا كنون تلاش هاى بسيارى درعراق كرده اند، قصد دارند موضوع تازه اى را عليه تهران بر روى ميز بگذارند تا ضمن باز كردن پرونده اى جديد مقابل نفوذ ايران در منطقه ، ايران را بيش از پيش تحت فشار بگذارند. اين افراد با اتكا به خصوصياتى كه طالبانى از آن برخوردار است كه بدان اشاره شد، محتمل مى دانند طالبانى با آگاهى كامل امريكايى ها سخن از لغو معاهده ۱۹۷۵ الجزاير سر داده و طبيعتا با اطلاع كامل آنها معاهده با حزب اسلامى سنى را منعقد كرده اند. اما عده اى نيز نگاهى از اين نيز بدبينانه تر دارند كه اگر اين تصور بخواهد صحيح باشد بسيار خطرناك خواهد بود و مشخص نيست چه پيامدهايى در برخواهد داشت. به اعتقاد اين تحليلگران هم پيمانى كردها با شيعيان فقط و فقط بر اساس مصالح استراتژيك بوده است. همانطور كه هم پيمانيشان با ايران نيز از همين ويژگى برخوردار است. بنابراين نبايد چندان بر روى هم پيمانى با آنها اطمينان كرد. اگر بخواهيم واقعيت را ببينيم، در حقيقت مشتركات كردها با سنيان بيش از شيعيان و ايرانى ها است. زيرا هر دو از يك مذهب واحد (سنى) تبعيت مى كنند. اين بدان معنا است كه گذر زمان مى تواند اختلاف هاى موجود ميان اعراب و كردها را بر طرف كند زيرا عنصر مذهبى كه ميانشان مشترك است، به مرور مى تواند اين اختلاف ها را حل كند. از سوى ديگر كردها به شدت بر سر منافع كردى خود پافشارى مى كنند و در تلاش هستند به هر نحوى كه شده به نهايت منافع خود در اين زمينه برسند. علاوه بر آن افزايش قدرت شيعيان نيز براى كردها نگران كننده شده است. زيرا شيعيان در نهايت حاضر نيستند به هر امتيازى كه آنها خواهان آن هستند، تن دهند. براى مثال آنها در برابر حمله تركيه به شبه نظاميان پ. ك. ك موضع چندان روشن و محكمى اتخاذ نكرده اند كه اين موضوع براى كردها به هيچ عنوان خوشايند نبوده است. مسعود بارزانى تا كنون بارها ناراحتى خود را از دولت مالكى بر سر سكوت در برابر برخورد تركيه با پ. ك. ك ابراز داشته است. علاوه بر اين كردها از آن مى ترسند كه با افزايش قدرت شيعيان احزاب شيعى گوى سبقت در كسب قدرت را از آنها ربوده و در آينده ديگر نتوانند مثل زمان حال به جولان در عراق بپردازند. در همين حال به خوبى مى دانند اگر پاى منافع شيعيان و كرد در ميان باشد، ايرانى ها بى دريغ از منافع شيعيان حمايت مى كنند. بنابراين تصور مى كنند با هم پيمانى با عرب هاى سنى كه مورد حمايت كشورهاى عربى هستند مى توانند ضمن كاستن از نفوذ ايران درعراق به منافع بيشترى در كردستان و حتى منطقه برسند و درهمين حال از افزايش قدرت شيعيان كه ديگر اكنون رفته رفته به سمتى مى روند كه ديگر به صورت بى درنگ خواسته هايشان را اجابت نمى كنند، بكاهند. بنابراين حتى اگر روزى ديديم كه اعراب با چراغ سبز كردها وارد خاك عراق شدند نبايد زياد تعجب كرد، زيرا كردها از قبل زمينه هاى آن را مهيا كرده اند. به هر حال به نظر مى رسد فصل تازه اى از روابط ايران و عراق يا بهتر بگوييم ايران و رهبران كرد در عراق رقم خورده است. كردهايى كه تا ديروز حمايت ايران را براى ادامه حيات سياسى خود لازم مى دانستند، اكنون به نظر مى رسد با تغيير قواعد بازى تلاش مى كنند با هم پيمانى با گروه هاى سنى يك بازى چند بعدى تازه اى ايجاد كنند تا بتوانند از گرد و خاك هاى آن به نفع خود استفاده كنند. مطرح شدن اروند رود و هم زمانى آن با درگيرى هاى كردها در شمال عراق و از سوى ديگر هم پيمانى با سنيان درهمان روز مى تواند بازگو كننده اين واقعيت باشد كه بازى شطرنج ايران و عراق اگر به مراحل پايانى خود نزديك شده بود اكنون بايد بازى تازه اى را آغاز كند. بازى اى كه مى تواند سخت تر و پيچيده تر از گذشته باشد و البته بازنده آن نيز دوستان عراقى باشند كه ايران را تا كنون خانه دوم خود مى خوانند. با اين همه بايد سخنان سخنگوى وزارت خارجه ايران را از ياد نبرد كه هرگونه رد عهدنامه ۱۹۷۵ را براى تهران غيرقابل قبول خوانده است. منبع: ديپلماسى ايرانى
|