يكشنبه ۲۳ دى ۱۳۸۶
۴ محرم ۱۴۲۹ - ۱۳ ژانويه ۲۰۰۸ - سال هشتم - شماره ۲۵۰۱
جوان ورزشى
Tel: 88894335
sport@javandaily.com
sJavan.jpg
جستجو
pdf PDF
Edition
صفحه نخست
ايران
سرمقاله
جهان
اقتصادى
حوادث
ورزشى
فرهنگى
جوان ورزشى
سراى ايرانى
سلام جوان
جامعه
زندگى
بين الملل
آرشيو
تماس با ما
كاظمى؛ قربانى بعدى سلطان
لوئيز ونگا ل
هديه سال نو ماشين گلزنى سويا
كاظمى؛ قربانى بعدى سلطان
حاكميت حاشيه ها بر تيم پروين
وصال روحانى
همان طور كه پيش بينى آن آسان بود، آب على پروين قائم مقام و همه كاره باشگاه استيل آذين و فرهاد كاظمى سرمربى جديد اين تيم خيلى زود در يك جوى نرفت و با اين كه كاظمى هنوز حائز همين سمت است اما با بساط فعلى هر روز امكان دارد روز آخر حضور سرمربى سابق مس كرمان، سپاهان اصفهان، پاس تهران و بهمن در پر سر و صداترين تيم ليگ دسته اول فوتبال كشور باشد.
مى گويند مورد اصلى عدم توافق بين كاظمى و استخدام كننده وى ( پروين) پسر قائم مقام اين باشگاه و بهتر بگوييم محمد پروين است. اين جوان در فصلى كه استيل آذين رو در رو با مشكلات خود ساخته و خودخواسته اى همچون انباشتن تركيب خود از نفرات نامدار فاقد انگيزه و تشنگى لازم بوده، گل هاى حساسى را به ثمر رسانده و در حضور افرادى كه بايد قاعدتا بهتر از او عمل مى كردند، چند بار به نجات تيمش آمده و به نظر مى رسد كه به مرحله بلوغ ورزشى نزديك تر شده باشد و بديهى است كه سلطان علاوه بر تعلق خاطر و علاقه گريز ناپذير خانوادگى دلايل بيشترى براى استفاده از پسرش در تيم يافته و حاضر به نيمكت نشينى وى نباشد. اما كاظمى كه در بدو ورود به استيل آذين با پروين اتمام حجت كرده و برعدم مشاركت و دخالت وى در امور فنى و ارنج تيم پاى فشرده و تهديد كرده بود در صورت دخالت سلطان از تيم مى رود، در دو سه هفته اخير چند بار محمد پروين را روى نيمكت نشانده و حتى داماد پروين
( آرش فرزين) را از لب خط دور كرده و بديهى است كه اينها به مذاق پروين خوش نيامده و بين او و كاظمى تقابل روى داده باشد.
همين مساله نيز مى تواند براى رفتن هر مربى اى از استيل آذين كفايت كند، اما كاظمى موارد ديگرى را هم در كارش شكل داده و بهتر بگوييم بعضى مسايل را در كارش رعايت نكرده و تركيب هايى را در زمين چيده كه پروين نمى پسنديده است.
* اگر قرار باشد …
مساله اى كه اين اقدام را ريسك آميز و امكان توفيق آن در درازمدت را كمتر كرده، نتيجه نگرفتن تيم در اكثر موارد است. يك برد نه چندان قاطع در ليگ و سه تساوى در همين ميدان چيزهايى است كه استيل آذين با هدايت كاظمى به دست آورده و اين در حالى است كه اگرنخواهيم حذف تيم در جام حذفى كشور به دست راه آهن را به حساب كاظمى بنويسيم زيرا آن واقعه فقط ۴۸ ساعت بعد از آغاز به كار وى در آن تيم روى داد، اگر استيل آذين مسابقات مورد بحث را مى برد، باز پروين بايد اوضاع را تحمل مى كرد و مسايل خلاف ميلش را مى پذيرفت، اما اگر قرار باشد تيم مثل گذشته نتيجه نگيرد و اتفاقات آن و بازيكنان مورد استفاده سرمربى نيز مورد توافق مرد همه كاره باشگاه نباشند، بديهى است كه كاسه صبرش لبريز شود و رودرروى سرمربى بايستد و اگر هم چيزى نگويد در دل مخالف چيزهايى باشد كه توسط كاظمى در تيم پياده شده است.
يك خوشبختى پروين و استيل آ ذين در اين نكته بوده كه به رغم تمام لغزش هاى تيم، فاصله آن با صدرنشين گروه اول ليگ دسته يك يعنى تيم داماش ايرانيان بيشتر از ۳ امتياز نيست و اين وضعيتى است كه در پايان هفته نهم ليگ بر جدول حكم مى راند و بنابراين يكى دو برد تيم پروين و يكى دو شكست ساير بالانشينان جدول كافى است تا تيم پرمشكل و سرشار از حاشيه پروين را ناگهان عارى از مشكلات كند و در صدر بنشاند.
اما اين احتمال و نويد هم براى محكم كردن جاى كاظمى در اين تيم كفايت نمى كند و او بايد از همان آغاز و لحظه پذيرش پيشنهاد پروين درمى يافت كه خودش را وارد دردسرهاى بزرگى كرده كه پرهيز از آنها عقلايى تر مى بود و ارجح آن بود كه اصلا به سمت آن نرود. به موفقيت نرساندن تيم پروين در صحنه مسابقات و عدم به كارگيرى وسيع و هميشگى پسر محبوب او ( كه از قضا بازيكن خوبى هم شده است) و انجام هر دوى اين خطاها(!) به طور همزمان چيزى نيست كه سلطان سابق سرخ ها برتابد و باز اگر تيم نتيجه مى گرفت و صدرنشين مى شد، ممكن بود پروين براى منافع درازمدت تيم چشم بر آن بربندد و چيزى نگويد، اما وضعيت كنونى چيزى نيست كه براى او قابل فهم و عقل باشد.
* تا مرحله انفجار
رفتن دى يونگ هلندى و سپس يانگ، مربى ديگرى كه معلوم نبود از كجا آمده است، نشانگر اين بود كه در استيل آذين چه روى داده است و چه چيزهايى در پيش است و آدمى پرتجربه چون فرهاد كاظمى بايد مى فهميد كه اين مسايل براى او نيز صدق مى كند و وى نيز از آن رهايى ندارد. اما او نخواست حقيقت را ببيند و اين حرف پروين را كه كاظمى همه كاره مسايل فنى تيم است پذيرفت و جدى گرفت، حال آن كه سرمربى بودن كاظمى فقط تا زمانى موثر و جارى است كه پسر سلطان به نيمكت ارجاع نشود و تيم نتيجه بگيرد و اگر قرار باشد اين امور برآورده نشود، بديهى است كه دردسرهاى جدى كاظمى شروع خواهد شد و هم اينك نيز آغاز شده و تا مرحله انفجار و نتيجه دهى آن چيزى نمانده است.
مشكل اصلى تر و مهم تر اين است كه اين نيز پايانى بر حاشيه ها در استيل آذين نيست و اين قصه ها تا پايان فصل در اين تيم ادامه خواهد يافت و حاكميت خواهد داشت، زيرا بعيد است استيل آذين به رغم تمام لغزش هايش تا پايان راه در مسير صعود از گروهش باقى نماند و در آن صورت هر هفته حرف و حديثى در تيم شكل خواهد گرفت و مربى اى خواهد بود تا پروين را مقصر و بانى مشكلات تيم بيانگارد و بر سر او خراب شود. يعنى كاظمى فقط سومين مربى اين فصل است كه در تيررس پروين قرار گرفته و جا براى پذيرش و اخراج رسمى و غيررسمى ساير مربيان و نفرات بعدى از اين تيم فراوان است!
لوئيز ونگا ل
رسانه ها دست به دامن حاشيه ها مى شوند
شيوا نوروزى
فوتبال دوستان در هر نقطه كه باشند سرمربى موفق هلندى لوئيز ونگال را مى شناسند و حتى آرزوى حضور او در تيم محبوبشان را نيز دارند. ونگال كه ۲ عنوان قهرمانى جام يوفا را در كارنامه دارد و به همراه آژاكس توانسته ليگ قهرمانان اروپا را نيز فتح كند، از معروف ترين بازيكنانى كه افتخار شاگردى او را داشتند مى توان به پاتريك كلايورت، سيدورف، ادگار داويدز، ادوين ون درسار و مارك اورمارس اشاره كرد. در سال ۱۹۹۸ بود كه به لاليگا اسپانيا رفت تا هند مربيگرى اش را در آنجا به نمايش بگذارد كه البته موفق هم بود و در سال ۱۹۹۸ و ۱۹۹۹ به قهرمانى لاليگا رساند تا آوازه ونگال هرچه بيشتر در اروپا به گوش برسد. سپس بار ديگر به آژاكس بازگشت و در سال ۲۰۰۵ بود كه هدايت آلكمار را برعهده گرفت تا خاطرات دوران بازيكنى اش را به خاطر آورد. يادآور مى شوم كه آلكمار آخرين تيمى بود كه ونگال در آن توپ مى زد.
در ادامه مصاحبه ونگال با سايت رسمى فيفا را مى خوانيد:
*اخيرا خبرهايى مبنى بر ترك آ.زد. آلكمار به گوش مى رسد و حتى در خبرها داشتيم كه يكى از گزينه هاى سرمربيگرى تيم ملى انگلستان بوديد؟
** متاسفانه اين روزها رسالت رسانه ها به طور كلى تغيير كرده است و به جاى انعكاس دقيق خبرها دست به دامن حاشيه ها مى شوند تا بلكه با استفاده از هياهوهاى رسانه ها اندكى مطرح شوند. در اصل رسانه هاى هلند از كاه كوه مى سازند . در صورتى كه من تا سال ۲۰۱۰ با آ.زد. آلكمار قرارداد دارم. گرچه چند پيشنهاد از چند تيم داشتم و كمى هم روى آنها فكر كردم اما نه من و نه سران باشگاه علاقه اى به اين جنجال هاى مطبوعاتى نداريم. در ضمن از اين كه در آلكمار هستم كاملا رضايت دارم و كاملا با جو باشگاه آشنا هستم و مشكلى ندارم.
* مى شود نتيجه گرفت كه به اين زودى ها قصد مربيگرى هيچ تيم ملى را نداريد؟
** البته اين چنين هم نيست چرا كه آرزوى من است كه با يك تيم معتبر به قهرمانى اروپا يا جهان برسم و قطعا هر مربى اين آرزو را دارد. از طرفى من هم تا به حال هيچ تيمى را قبل از پايان قراردادم رها نكردم و رياست باشگاه نيز در پى حفظ من در آلكمار است و چند سالى هم تا پايان قراردادم مانده و بعيد مى دانم تا آن زمان به هدايت هيچ تيم ملى دربيايم.
* سيستم مربيگرى شما شهرت جهانى دارد. نظر خودتان چيست؟
** بيشتر از اين كه سيستم بازى مهم باشد نحوه مربيگرى اهميت دارد چرا كه اين مربى است كه با شناختى كه از شاگردانش دارد مناسب ترين شيوه را انتخاب مى كند و از قبل نمى توان گفت كه كدام مربى با چه روشى تيم را به زمين مى فرستد. به عنوان مثال آژاكس را با سيستم ۳-۳-۴ و بارسلونا را با شيوه ۳-۲-۳-۲ تطبيق داده بودم و مشكل چندانى نيز نداشتيم. اين را مى خواهم بگويم كه عده اى گمان مى كنند كه من مربى سخت گيرى هستم كه به هيچ وجه نظراتش را تغيير نمى دهد. اما من در همين جا اعلام مى كنم كه به راحتى انتقادها را مى پذيرم و با اطمينان عنوان مى كنم در پذيرفتن اشتباهاتم بسيار انعطاف پذيرم.
* نقش سرمربى را تا چه حد تاثيرگذار مى دانيد؟
** به عقيده من مهم ترين نقش را سرمربى تيم ايفا مى كند و روابط بين بازيكن و مربى نيز اهميت فراوانى دارد. محوريت كار به دست مربى است و البته اين نبايد موجب شود كه نوعى ديكتاتورى در تيم حاكم شود. فوتبال ورزش تيمى است و قطعا نبايد عقايد يك نفر به بقيه تحميل شود بلكه مى بايست جوى صميمى و دوستانه برقرار باشد تا با همكارى يكديگر به سوى موفقيت گام برداشت. از طرفى وظايف تك تك بازيكنان بايد به آنها گوشزد شود و هر كس قبل از هر ديدار به انتظار مربى از شاگردانش واقف باشد تا ديگر كسى پس از بازى نتواند بهانه گيرى كند و تقصيرات را به گردن ديگرى بيندازد.
* فصل گذشته در آخرين ديدار از كورس قهرمانى بازمانديد. ناكامى سال گذشته تاثير منفى در روند كارى اين فصل شما نداشته است؟
** خوب، پس از ماه ها تلاش اگر نتيجه نگرفتيم ضربه بدى به تيم و حتى هواداران وارد مى شود و تا مدت ها اثرات آن را مى توان ديد، اما اگر بخواهيم از قدرت هاى هلندى به حساب بياييم مى بايست در اين فصل نتيجه بگيريم تا شايد به افزايش بودجه باشگاه بتوان اميدوار بود. چرا كه با بودجه ۱۶ ميليون يورويى كار چندانى نمى توان انجام داد و اين در حالى است كه آژاكس و پى اس وى آيندهوون هر كدام به ترتيب بودجه اى بالغ بر ۶۵ و ۶۰ ميليون در اختيار دارند. البته خود من نيز قبول دارم كه با پول نمى توان تيم درست كرد و جزو ۳ تيم برتر شد، اما در بسيارى از مواقع به راحتى تفاوت ها احساس مى شوند. به علاوه ۳ رقيب اصلى ما(آژاكس، آيندهوون و فاينورد) ۲ الى ۳ برابر دستمزدهاى حال حاضر ما را به بازيكنانشان پرداخت مى كنند.
* درست همين جاست كه بسيارى از بازيكنان را با مبالغ نجومى به عضويت باشگاه خود درمى آورند.
** زمانى كه بازيكنى را از سن خيلى پايين زير نظر دارى و در اصل نقش مربى سازنده او را بازى مى كنى، اگر ببينى كه آنقدر آماده و مهيا است كه تيم هاى مطرح براى او سر و دست مى شكنند و حاضرند مبالغ هنگفتى را هزينه كنند، احساس رضايت خواهى كرد و آن موقع است درمى يابى كه حاصل آن همه رنج و زحمتت نتيجه بخش بوده است. علاوه بر قابليت خود فوتباليست، شيوه اى كه در تيم پياده مى شود نيز اهميت دارد و از اين نظر ما مشكلى نداريم چرا كه همواره و در همه حال شيوه هجومى را در دستور كار داريم.
* تا حالا تصميمى گرفته ايد كه از آن پشيمان شده باشيد؟
** نبايد يك طرفه به قضيه نگاه كرد چرا كه ممكن است تصميمى به خودى خود اشتباه به نظر آيد ولى در مجموع به موفقيت بينجامد، من به شخصه از هيچ يك از تصميماتم در حيطه كارى پشيمان نيستم و بايد بگويم كه طرز تفكرم با گذشته هيچ تفاوتى نكرده است. به عنوان يك مربى از حرفه ام راضى هستم و اگرچه مشقت هاى زيادى هم در اين راه متحمل شده ام.
* در مورد فرانك رايكارد سرمربى كنونى بارسا نظرى نداريد؟
** فرانك هموطنم است و از اين كه موفقيت او را در تيم هاى مختلف مى بينم خوشحالم، اما تاريخ هميشه تكرار مى شود و مشكلى كه براى من و ديگر مربيان پيشين بارسلونا به وجود آمد حالا گريبان گير او شده است. در حال حاضر هم كه انتقادهاى تند منتقدين اسپانيايى جو بارسا را تحت تاثير گذاشته و حتى هواداران هم براى بركنارى او شمارش معكوس را آغاز كرده اند.
* شما تا به امروز بازيكنان برجسته اى را به دنياى فوتبال معرفى كرديد، بازى كدام يك را بيشتر مى پسنديد؟
** دوست ندارم اسم خاصى را ذكر كنم چون بازيكن به تنهايى معنا ندارد و اگر در تركيب تيم قرار بگيرد معنا پيدا مى كند. در تيم هاى مختلف بازيكنان مختلفى حضور دارند و مهم ترين مساله اين است كه فوتباليست بتواند خود را با وضعيت جديد تطبيق دهد و با شرايط كنار بيايد. به عنوان مثال ليتمانن در بارسا بهتر از آژاكس بازى مى كرد. به طور كلى فوتباليست بايد ياد بگيرد كه چگونه خود را با فرهنگ جديد عادت دهد.
* قشنگ ترين خاطره دوران مربيگرى تان چيست؟ و سال ۲۰۰۸ را چگونه مى بينيد؟
** كسب اولين عنوان قهرمانى ليگ هلند با تيم آژاكس آمستردام در سال ۱۹۹۴. در ژانويه همان سال همسرم را از دست دادم و در ماه مى بود كه جام قهرمانى را بالاى سر برديم. ضربه روحى سختى خورده بودم كه تصاحب اين جام تا اندازه اى برايم تسلى بخش بود و اميدوارم كه امسال سال شانس ما باشد و در ليگ قهرمانان موفق ظاهر شويم.
هديه سال نو ماشين گلزنى سويا
فابيانو: انجام وظيفه كردم
حورا شكيبى ممتاز
در دنياى فوتبال گلزنان كمى مانند لوئيس فابيانو يافت مى شوند كه داراى كارنامه اى درخشان باشند، البته اين جمله يك ادعاى بى اساس نيست بلكه تعداد گل هاى هر گلزن خود معرف هنر اين قشر حرفه اى است. اين گلزن ۲۷ ساله ضمن حضور در ۶ رقابت ليگ قهرمانان ۴ گل به ثمر رساند و در تيم ملى برزيل نيز در حال برهم زدن اسم و رسمى براى خود مى باشد. وى كه در فينال جام يوفا ۲۰۰۶ سويا مقابل ميدلزبرو نمايش خيره كننده اى داشت، همچنين در باشگاه هاى سائوپائولو، رن و پورتو توپ زده اما هيچ كدام را به اندازه سويا در كمك به پيشرفتش در دنياى توپ گرد موثر نمى داند. متن زير ترجمه مصاحبه فابيانو با بازديدكنندگان وب سايت يوفاست. در اين متن لوئيس به سوالات هواداران پاسخ داده است.
* مى توانى براى ما توضيح دهى كه چرا نسبت به سال گذشته اينقدر پيشرفت كرده اى در حالى كه شايد مهره اى كليدى براى سويا محسوب
نمى شدى؟
** به نظر من اين مساله به خاطر شانس خوب من بوده در اين فصل فرصت بازى كردن برايم بيشتر بود. هر دو سرمربى ( قديم و جديد) به من اعتماد داشتند و از من حمايت كردند و همين مساله باعث پيشرفت من شد. انتظار نداشتم كه در صدر ليست گلزنان لاليگا قرار گيرم. احساس خوبى است هدف من كمك به سويا براى راهيابى به صدر جدول و حضور در اروپاى فصل بعد است.
* به نظر تو بزرگ ترين مشكل سويا در لاليگا چيست؟ چرا اين تيم نتايج خوبى كسب نكرده و اين تيم با تيمى كه سال گذشته در جام يوفا درخشش داشت، بسيار تفاوت دارد؟
** اى كاش مى دانستم. اگر علت واقعى افت تيم را مى دانستم باور كنيد در جهت رفع مشكل اقدامى جدى مى كردم. فكر نمى كنم اين قضايا علتى جز اين داشته باشند كه افت و خيز جزيى از فوتبال است. قطعا براى همه بازيكنان باعث تاسف است كه اين روند را در پيش گرفته ايم. گرچه فرصت تا پايان فصل زياد است و ما مى توانيم در صدد جبران برآييم.
* نظرت در خصوص دربى آغاز نيم فصل مقابل رئال بتيس چيست؟ خصوصا اين كه ۳ گل اين ديدار را خودت به ثمر رساندى كه باعث شگفتى همگان بود.
** اين بازى از آن دسته اى بود كه هواداران هميشه از شما توقع برد و پيروزى دارند و اين بار هم فرقى نمى كرد. بازى واقعا سختى بود. اميدوار بودم يك بار ديگر خودم را به هواداران ثابت كنم و خوشحالم كه از پس آن برآمدم.
* سويا چگونه توانست با رفتن خوانده راموس كنار بيايد چرا كه او سرمربى بود كه موفقيت باشگاه را رقم زد؟
** عزيمت راموس واقعا غيرمنتظره بود و تاثير منفى روى من داشت. اما اعضاى تيم توانستند به مرور با اين مساله كنار بيايند. شخصا فكر نمى كنم خللى در كار من ايجاد شده باشد البته برايم سخت بود كه رفتن راموس را شاهد باشم. او براى هماهنگ شدن با فوتبال اروپايى زحمت زيادى كشيد و تكنيك هاى مرا تقويت كرد. بازى كردن بدون توپ يكى از آن جدال هايى است كه مهاجمان برزيلى هنگام حضور در ليگ هاى خارجى با آن مواجه مى شوند.
* هيچ گاه شده كه به ترك سويا فكر كنى؟ اگر اينطور بوده، چرا؟
** از بودن در سويا خوشحالم و تا سال ۲۰۰۹ با باشگاه قرارداد دارم. اما دروغ است اگر بگويم از پيشنهادات باشگاه  بزرگ اروپايى به خودم نمى بالم. حضور من در اسپانيا نتيجه زحماتم بوده و در حال حاضر مايل به ادامه فوتبال در سرزمين ماتادورها هستم. اما يك روز براى حضور در باشگاه هاى ايتاليايى يا انگليسى عازم اين كشورها مى شوم. واقعا جالب است كه پيش از ترك سويا افتخاراتى را با اين باشگاه كسب كنم و بعد سراغ يك باشگاه ديگر بروم.
* بازى كردن براى تو پس از مرگ هم تيمى ات آنتونيو پوئرتا به چه صورت بوده است؟
** شوك بزرگى براى همه ما بود و بدترين لحظه دوران فوتبالم را تجربه كردم. آنتونيو مرد بزرگى بود و از ۲ سالى كه با او هم تيمى بودم خاطرات خوشى دارم. هر روز جاى خالى او را احساس مى كنيم.
* آيا بازگشت تو پس از ماه ها دورى به تركيب تيم ملى برزيل برايت دشوار نبود؟ بازى تو مقابل اروگوئه چندان خوب نبود.
** اگر چند ماه پيش در مورد بازگشتم به تيم ملى برزيل با من صحبت مى كرديد، در واقع گويى از بابانوئل كه به خانه ام در سويا سر زده، حرف مى زديد. ابدا به مغزم خطور نمى كرد كه روزى دعوت شوم، با اين حال مصدوميت يكى از ملى پوشان درها را بر روى من باز كرد. ديگر چه مى توانستم از خدا بخواهم. زدن ۲ گل در مقدماتى جام جهانى در استاديوم مروبى، استاديومى كه سال ها با پيراهن سائوپائولو در آن توپ زده بودم، بيشتر به خواب و رويا شبيه بود تا واقعيت.
* به نظر خيلى ها تو بهترين مهاجم سويا هستى. از نظر تو كدام ۳ بازيكن در دنياى فوتبال امروز حرف اول را مى زنند.
** ممنون بابت اين همه تعريف، اما هنوز چيزهاى زيادى براى يادگيرى وجود دارد. درواقع ستارگانى كه مدنظر من هستند همان هايى اند كه در ليست برگزيدگان فيفا حضور داشتند، كاكا، مسى و كريس رونالدو. شايد فكر كنيد به اين خاطر كه كاكا در سائوپائولو بازى مى كرد روى او تعصب دارم اما واقعا شايستگى آن جايزه را داشت. او فصل فوق العاده اى را سپرى كرده بود. به نظر من هيچ بازيكنى به اندازه او قوى و سريع نيست.
گذر و نظر
سلام آقاى رييس
خدارو شكر نمرديم و رييس فدراسيونمون رو شناختيم، چون ديگه كم كم داشتيم نااميد مى شديم كه نكنه فدراسيون هيچ وقت صاحب نداشته باشه. ما كه گفتيم احتمالا خيلى ها به خاطر برف و سرما نمى رسن و از اين صحبتا. ولى هرچى بود گذشت و برگزار شد و حرفى ام توش نيست و در ضمن از شر كميته انتقالى و موش دوندن هاى بعضى ها راحت شديم. على كفاشيان كه يد طولايى در ورزش كشور داشت اين دفعه اومده كه يه تجربه اى تو فدراسيون فوتبال كسب كنه و تا حالا هرچى ياد گرفته رو به خورد تيم ملى بده كه انصافا هم خوش شانس بود و شب قبلش تنها رقيبش كنار كشيد و خيال همه راحت شد. راى گيرى هم كه نشد و كفاشيان به راحتى به صندلى رياست فدراسيون رسيد. خلاصه بعد از يك سال و اندى يه نفر اين پست رو قبول كرد تا ديگه هيچ كس جرات تهديدمون به تعليق رو پيدا نكنه.
حال سپاهان بد جور گرفته شد
نمى دونم چرا هميشه صبر مى كنيم يه اتفاقى بيفتد بعد يادمون مى افتد كه نه مثل اين كه يه جاى كار مى لنگد. تو فوتبال هم همين طوره اول يه نفر مصدوم مى شه بعدش كميته انضباطى جلسه مى ذاره و تازه تصميم گيرى مى كنه كه حال كدوم تيم رو بگيره. سپاهان ۳ ماه محروم شد و نمى تونه تو اصفهان بازى كنه و ۵ امتيازم از دست داد تا احتمال رسيدنش به پرسپوليس خيلى كم بشه. تازه ۵۰ ميليون هم بايد به سرباز بدشانس بده كه ۲۰ روز از اعزامش مى گذشته، ولى يه سوال دارم كه هر كى بتونه جوابش رو بده بايد بهش جايزه داد: اگه امتياز همه  تيم ها رو ازشون بگيريم، ۲ تا چشم اون بنده خدا بينا مى شه؟ يه خبر شنيدم كه يكى از چشماش خدارو شكر اعصابش از كار نيفتاده و پزشك ها گفتن شايد بشه بينايى يكى از چشم هاش رو به دست بياره. اميدواريم كه همين طور باشه.
زمستون و برف
كوچيك تر كه بوديم آرزو داشتيم همه اش برف بياد تا لازم نباشه بريم مدرسه و تعطيل بشه تا به جاى درس و مدرسه بريم دنبال برف بازى و آدم برفى ساختن. تا همين چند وقت پيش هم فكر مى كرديم فقط مدرسه ها تعطيل مى شن ولى با اين برفى كه اين سرى كل ايران رو گرفت تازه فهميديم كه ورزش مملكتم تعطيل مى شه. راحت بگم هر چى مسابقه تو سطح كشور بود لغو شد و همه رو به فكر انداخت كه درسته يه سرى تيم ها نتونستن خودشون رو به مقصد برسونن ولى تو اين تهران كه مثلا همه چيز داره يه استاديوم درست و درمون پيدا نمى شه كه اينقدر امكانات داشته باشه كه تو زمستون بتونه جوابگوى ورزش باشه؟! البته خودم اول مطلب جواب دادم، حتما نيست كه همه چيز با يه برف كه نعمت خداست به هم ريخته و به فكر برگزارى بازى هاى معوقه افتاديم. ولى فكر كنم ورزشكارا هم بدشون نمى ياد كه چند روزى تعطيل بشن و خستگى در كنن.
مرزبان اومد اما …
نه، يه بار يه حرف راست از يه باشگاهى شنيديم و عقده به دلمون نموند. آخه معمولا هر وقت هرچى تكذيب مى شه چند روز بعد به واقعيت مى پيونده. ولى مثل اين كه حرف استيلى واقعا حرفه و وقتى مى گه مرزبان برمى گرده يعنى برمى گرده. آره مرزبان اومد تا يه بار ديگه قطبى بوى مزاحمت رو احساس كنه و آماده باشه كه هر وقت خواست حسابى ازش ايراد بگيره. مرزبان كه آلمان تشريف داشت بعد از كلى التماس و منت كشى به ميهنش برگشت اما با جريمه ۲۵ درصد از دستمزدش كه فكر نكنم چيز كمى باشه و حالا قيافه مرزبان ديدن داره. تازه بعد از مدت ها ديديم يه كميته انضباطى باشگاه ديديم كه خيلى قدرتمند و همچين با جذبه عمل كرد و نشون داد كه هر كى ساز مخالف بزنه نقره داغ مى شه. احتمالا اين جريمه واسه بقيه هم درس عبرت خوبى مى شه.
مجيدى موندنى شد
چند روزى مى شه كه خبر رسيده فرهاد مجيدى كه كلى جار و جنجال كرد تا به استقلال برگرده و كارت آى تى سى هم نداشت و به هر زحمتى شده واسش گرفتن، حالا آقا زياد از ايران خوشش نيومده و فيلش ياد هندوستان كرده و بدش نمى ياد كه برگرده دبى. نه اين كه چند سالى اونجا بوده زياد به آب وهواى ايران عادت نداره. ما كه شنيديم با يه تيم عربى هم مذاكره كرده و خلاصه موضوعش جديد. ولى مسوولاى استقلال كه طبق معمول زير بار هيچ حرفى نمى رن اين ادعا رو تكذيب كردن و گفتن فرهاد تا آخر فصل تو استقلال مى مونه و با هيچ جايى هم مذاكره نداشته. نمى دونم بايد حرف كى رو باور كرد. ولى اينجور وقتا مى شه به بازيكن اجازه داد كه تيمش رو انتخاب كنه چون وقتى كسى دلش با يه تيمى نيست چه جورى مى خواهد واسه تيم دل بسوزونه و به قول معروف از جون مايه بذاره.


|   شناسنامه   |   آرشيو   |