|
سرمقاله
معيار محورى يا چهره محورى
|
|
مدير مسوول
|
سطح عمده تحليل هاى خبرى و رسانه اى حول محور انتخابات بر اين نكته معطوف است كه در اين دوره از انتخابات چهره هاى سياسى، اجتماعى به صحنه وارد شده اند. تحليل فعالان سياسى دو جناح عمده اصولگرا و دوم خردادى چرا به اين نكته رسيد كه اين دور از رقابت ها فقط به چهره ها معطوف خواهد شد و افراد شايسته و با كفايت، اما گمنام اقبالى ندارند؟ واقعيت اين است كه بعد از انتخابات شوراى سوم خصوصا در سطح شهر تهران برخى از فعالان سياسى به اين نتيجه عينى رسيدند كه دايره انتخاب مردم به وادى چهره ها محدود شده است و مردم بيشتر در يك فرايند سهل و آسان به انتخاب افرادى مى پردازند كه سابقه اى از ايشان در ذهن خود دارند و انتخاب چهار نفر از چهره هاى دوم خردادى در منتخبين ۱۵ نفره تهران اين موضوع را مشخص كرد. چهره سازى و انتخاب چهره ها، داراى منافع و مضارهايى مى باشد و آنچه تاكنون گفته شده بيشتر در فوايد منافع آن كه آزموده را آزمودن! مى باشد، اما اين كه جناح هاى سياسى به چهره ها بسنده كنند نشانگر حقيقتى است كه نشان مى دهد ما در بسط توسعه سياسى و باز كردن سيكل گردش نخبگان و يوليگارشى سياسى كم كارى كرده ايم. حتى آنهايى كه داعيه توسعه سياسى داشتند و ۸ سال با اين شعار مردم را سرگرم كردند نه تنها نتوانسته اند كادرهاى سياسى براى تصدى مناصب و امور تربيت كنند بلكه در يك اليگارشى به چند فرد سياسى خاص بسنده كرده اند كه در مواقع مختلف از آنها استفاده مى كنند. يك روز وزير، يك روز معاون اول و يك روز رييس فلان سازمان و در روز ديگر در كسوت نامزدى براى قرار گرفتن در كرسى پارلمان. حضور چهره ها و استفاده از رانت آنها و دوئل سياسى با چهره هاى سياسى حكايت از واقعيت ديگرى است كه احزاب و گروه هاى سياسى به رغم سر و صداهاى فراوان محلى از اعراب ندارند و عوض اين كه افراد در ذيل آنها تعريف شوند، احزاب و گروه ها در بطن چهره ها تعريف شده اند و بار ديگر قائم به شخص بودن رفتار سياسى در كشور را ثابت مى كند. فرآيند مقطعى سياست ميدانى است كه چهره ها با تفكر و پيشينه اجرايى خود مى توانند آن را به پيش ببرند، اما حركت نظام مند سياسى و رفتار توام با منطق و آرمان هاى انقلابى نبايد در قالب اشخاص خلاصه شود بلكه بايد با معيارها تعريف شود. همه بايد تلاش كنيم معيار محورى جاى چهره محورى را بگيرد و مردم معيارها را انتخاب كنند نه اشخاص را.
|