دوشنبه ۲۴ دى ۱۳۸۶
۵ محرم ۱۴۲۹ - ۱۴ ژانويه ۲۰۰۸ - سال هشتم - شماره ۲۵۰۲
فرهنگى
Tel: 88807116
art@javandaily.com
sJavan.jpg
جستجو
pdf PDF
Edition
صفحه نخست
ايران
جهان
اقتصادى
حوادث
ديپلماسى
ورزشى
فرهنگى
جوان ورزشى
گردشگرى
سراى ايرانى
سلام جوان
جامعه
آرشيو
تماس با ما
آيت الله احمد مجتهدى تهرانى، استاد حوزه علميه و مدرس اخلاق، ساعت
۳۰/۱۱ روز گذشته در سن ۸۴ سالگى در بيمارستان بازرگانان تهران درگذشت.
گروه ادب و هنر: سيدجعفر شهيدى، استاد زبان و ادبيات فارسى و پژوهشگر تاريخ، ساعت ۱۰ صبح روز گذشته در پى تحمل رنج بيمارى، در منزل دخترش درگذشت.
سيمرغ هاى جشنواره فجر اول بهمن ماه آماده مى شوند
گروه ادب و هنر: مدير امور بازرگانى بنياد سينمايى فارابى اعلام كرد كه سيمرغ هاى بيست و ششمين جشنواره بين المللى فيلم فجر در مرحله ساخت قرار دارند و تا اول بهمن ماه آماده مى شوند.
به گزارش جوان به نقل از روابط عمومى جشنواره فيلم فجر، عزت اله عليزاده ادامه داد: سيمرغ زرين جايزه ويژه سينماى ايران به نگاه ملى و نشان جايزه ويژه مصطفى عقاد هم اكنون در آخرين مراحل ساخت به سر مى برند.وى ادامه داد: سيمرغ هاى بلورين جشنواره فيلم فجر به دو شكل طراحى شده اند، دسته اول سيمرغ هايى است كه پايه طلايى دارند كه شامل سيمرغ هاى بخش هاى رقابتى بين المللى و گروه اول بخش سوداى سيمرغ و دسته دوم كه با پايه نقره اى ساخته مى شوند به گروه دوم بخش سوداى سيمرغ اختصاص مى يابند.
مدير بازرگانى بنياد تصريح كرد: همچنين سيمرغ هايى زرين به صورت لوح به هنرمندانى كه مراسم نكوداشت آن ها در جشنواره برگزار مى شود تعلق مى گيرد كه اين لوح ها نيز در حال ساخت است.
معرفى بانوان فرهنگ در تالار وحدت
گروه ادب و هنر: در مراسم اختتاميه جايزه بانوى فرهنگ، سيمين دخت وحيدى جايزه ويژه را به عنوان بانوى پيشكسوت فرهنگى از آن خود كرد.
به گزارش مهر، محمدحسين صفارهرندى وزير فرهنگ و ارشاد اسلامى در مراسم اهداى جوايز جشنواره كه صبح ديروز در تالار وحدت برگزار شد، ضمن تكريم اين جشن و تقارن آن با ماه محرم، گفت: وقتى از بانوى فرهنگ ياد مى شود درواقع سخن از زنان پاكدامنى است كه عرصه دانش، فرهنگ، ادب و هنر را با همه علايق مذهبى و عواطف دينى شان پيوند زده اند.
در اين دوره، مريم روزبهانه نويسنده تمشكهايى كه سفر نمى كنند و شمسى خسروى نويسنده نيمه نارنج برگزيدگان رتبه اول و دوم بخش داستان بزرگسال شدند. در بخش شعر بزرگسال مژگان عباسلو با كتاب مثل آوازهاى عاشق تو و قربان وليئى با ترنم داوودى سكوت برندگان اول و دوم شدند.
نفيسه نظرى با كتاب يك دقيقه سكوت و نرگس آبيار با كتاب نه روز بود نه شب برگزيدگان اول و دوم بخش زندگينامه داستانى جشنواره بانوى فرهنگ شدند.
در بخش نقد و تحقيق ادبى نيز پروين سلاجقه با كتاب از اين باغ شرقى و مريم مشرف به خاطر كتاب شيوه نامه نقد ادبى به عنوان نفرات اول و دوم معرفى شدند. در بخش شعر نوجوان، شكوه قاسم نيا با مجموعه برف و بهار اول شد و سيد سعيد هاشمى سراينده بهار در باديه جايزه ويژه اين بخش را از آن خود كرد. در بخش داستان نوجوان آتوسا صالحى به خاطر مثل همه اما مثل هيچ كس اول شد و مهدى ميركيايى با كتاب قالى و قنارى جايزه ويژه هيئت داوران را به خود اختصاص داد. جايزه بخش ويژه يا بانوى پيشكسوت جشنواره نيز به سيمين دخت وحيدى - از داوران بخش شعر - تعلق گرفت.
آيت الله مجتهدى تهرانى دعوت حق را لبيك گفت
آيت الله احمد مجتهدى تهرانى، استاد حوزه علميه و مدرس اخلاق، ساعت
۳۰/۱۱ روز گذشته در سن ۸۴ سالگى در بيمارستان بازرگانان تهران درگذشت.
134616.jpg
رسول كاتوزيان داماد آيت الله مجتهدى تهرانى، در گفت وگو با فارس، با اعلام خبر درگذشت آيت الله مجتهدى تهرانى اظهار داشت: مراسم تشييع جنازه اين عالم دينى امروز صبح از مقابل مدرسه عالى شهيد مطهرى برگزار
مى شود. وى افزود: آيت الله مجتهدى در حوزه علميه خودشان به خاك سپرده خواهد شد. آيت الله احمد مجتهدى تهرانى كه مدتى در بخش آى سى يو بسترى بود، از بيمارى عفونت ريه نيز رنج مى برد.
مرورى بر زندگى نامه آيت الله مجتهدى
ملامحمد على مجتهد، معروف به آيت الله حاج شيخ احمد مجتهدى تهرانى كه رياست علمى و مديريت يك مدرسه علميه در تهران را بر عهده داشت، از جمله علماء و استادان اخلاق مشهور بود. مرحوم آيت الله احمد مجتهدى تهرانى در نهم مهرماه سال ۱۳۰۲ شمسى در تهران چشم به جهان گشود.
وى در خاندانى با تقوى و ورع و فضل و شرف پرورش يافت .پدر ايشان مرحوم محمدباقر از كسبه هاى معروف و با تقوى و متدين تهران بوده و جد ايشان مرحوم ميرزا احمد از تجار مشهور و از مومنين و متدينين عصر خود بود. بعد از اين دو بزرگوار اجداد حضرت آيت الله مجتهدى همگى در كسوت روحانيت و از علماء جليل القدر و مبلغين اسلام و از ائمه جماعات مشهور كاشان بودند. از جمله اجداد ايشان آيات و حجج اسلام، حاج ملا محمدعلى مجتهد و حاج ملامحمد باقر مجتهد و حاج ملا محمد كاظم مجتهد كاشانى بودند. صاحب كتاب لبا ب الالقاب تاليف آيت الله مرحوم آخوند ملا حبيب الله شريف كاشانى متوفى ۱۳۴۰ قمرى درباره يكى از اجداد ايشان يعنى حضرت آيت الله حاج شيخ محمد على مجتهد كاشانى مى نويسد: او فرزند حاج محمدباقر كاشانى است و آيت الله حاج محمد على مجتهد كاشانى عالمى فاضل و مدرسى بزرگوار در علوم شرعى و عقلى بود، به حدى كه فضل و علم و زهدش بر ديگران مسلم و آشكار بود، و آن مرحوم فرزندى داشت به نام حاج ملا ابوالقاسم كه او هم حكيم و منجمى زبردست بود و من آن فرزند را ديده بودم و او در تهران فوت كرد (و در اطراف چهار راه مولوى كه در آن زمان قبرستان بود دفن گرديد) و مرحوم آيت الله حاج محمد على از شاگردان فقيه عاليقدر حضرت آيت الله سيدمحمد تقى كاشانى بود و از شاگردان عالم ربانى و معلم اخلاق حاج ملا احمد نراقى است و ملااحمد نراقى استاد شيخ مرتضى انصارى بود و وقتى كه ملااحمد نراقى از رحلت آيت الله سيد محمد تقى كاشانى باخبر شدند از شدت حزن و اندوه و با صداى رسا و بلند شديدا گريه كردند و از فقدان آن عالم بزرگوار تاسف خوردند.
آيت الله مجتهدى در سال ۱۳۶۲ قمرى و در سن ۱۹ سالگى به كسوت روحانيت درآمد و قبل از آن در بازار تهران مشغول به كار بود و پدر ايشان يعنى مرحوم محمد باقر راضى نبود كه فرزندش طلبه شود ولى بر اثر عشق و علاقه زيادى كه جناب استاد به علم و دانش داشت به سوى طلبگى روى آورد. با توجه به مخالفت پدر، سال ها با عسرت و سختى زيادى، در لباس روحانيت به تحصيل علم پرداخت و بعد از سال ها نه تنها پدر راضى شد بلكه بر وجود چنين فرزندى در نزد خويشان و نزديكان و در اجتماع افتخار مى كرد.
وى پنج سال بعد يعنى در سال ۱۳۶۷ قمرى و در سن ۲۴ سالگى ازدواج كرد و در همين سال دروس رسائل و مكاسب را نزد آيات و حجج اسلام آقايان فاضل (پدر حضرت آيت الله العظمى فاضل لنكرانى) و سيد حسين قاضى و آقا شيخ قاسم نحوى امتحان داد و با موفقيت به اتمام رساند.
بعد از قريب دو سال در سن ۲۶ سالگى و در سال ۱۳۶۹ قمرى امتحان كفايه و قسمتى از درس خارج را با موفقيت گذراند. آيت الله مجتهدى در ضمن تحصيل، به تدريس كتب حوزوى هم مى پرداخت و وقتى كه از قم به تهران آمد شب ها در مسجد امين الدوله كه مرحوم حاج شيخ محمد حسين زاهد در آنجا مشغول به تدريس و اقامه نماز بود، استاد هم، صبح و عصر به امر تدريس اشتغال داشت و چون مرحوم حاج شيخ محمد حسين زاهد در اواخر عمر و با وجود كهولت سن به سختى مشغول تعليم و تربيت طلاب بود، لذا از آيت الله مجتهدى تقاضا كرد كه علاوه بر تدريس، شب ها هم منبر برود و آيت الله مجتهدى در طول دو سال، شش جزء از اول قرآن را با استفاده از تفسير برهان كه مبناى تفسيرى ايشان بود براى مستمعين تفسير مى كرد.
پايان توليد مجموعه جديد روايت فتح با عنوان معبرى به آسمان
گروه ادب و هنر: توليد مجموعه جديد روايت فتح با عنوان معبرى به آسمان كه به شرح خاطرات و فعاليت هاى يگان تخريب در ۸ سال دفاع مقدس مى پردازد، به پايان رسيد. به گزارش فارس به نقل از روابط عمومى روايت فتح، فعاليت هاى يگان تخريب در طول جنگ تحميلى شامل باز كردن معبر در ميادين مين به هنگام عمليات هاى مختلف، پاكسازى ميادين مين به جامانده از دشمن بعد از عمليات، انفجارهاى مختلف و. . . مى شود كه از حادثه خيزترين و خطرناك ترين فعاليت هاى آن دوران بوده است. بنا بر اين گزارش، در اين مجموعه تلويزيونى به ماجراهاى گردان هاى تخريب لشكر ۵ نصر و تيپ ۲۱ امام رضا(ع) پرداخته شده است. همچنين موضوعات مطرح شده در قسمت هاى مختلف مجموعه معبرى به آسمان عبارتند از: آموزش تخريب، تشكيل گردان ويژه غواصى ياسين توسط نيروهاى گردان تخريب براى عبور از رود اروند و بازكردن معبر و شكستن خط اول دشمن در عمليات كربلاى ،۴ مرورى بر خاطرات عمليات هاى والفجر۸ و كربلاى۴ و كربلاى،۵ نقش گردان تخريب در حفظ جاده خندق در عمليات بدر، مرورى بر زندگى شهيد عليرضا عاصمى و شهيد مهدى ميرزايى كه هر دو از فرماندهان شجاع تخريب بودند و. . .
پخش برنامه هاى روايت فتح روزهاى پنجشنبه ساعت ۳۰/۱۸ از شبكه اول سيما است.
۱۴ نمايش در همايش سراسرى آيين هاى عاشورايى اجرا مى شود
گروه ادب و هنر: چهارمين همايش سراسرى آيين هاى عاشورايى با اجراى ۱۴ نمايش از اول تا پنجم بهمن ماه در تبريز برگزار مى شود.
به گزارش فارس، حسين پارسايى، مدير مركز هنرهاى نمايشى در نشست خبرى با عنوان تشريح برنامه هاى چهارمين همايش سراسرى تئاتر آيين هاى عاشورايى سخن گفت. وى در جمع خبرنگاران با اشاره به اهداف اين همايش بيان داشت: بعد از اعلام فراخوان ۱۳۶ متن به دبيرخانه رسيد كه توسط محمدعلى خبرى، سيدحسين فدايى حسين و محمودرضا الوند بازخوانى شد و در نهايت ۳۶ اثر قبول شد و سپس اين متون توسط فرشيد ابراهيميان، محمد على خبرى و رحمت الله محرابى بازبينى شد كه در نهايت ۱۴ نمايش به اين همايش راه يافت. اين مدير به مجالس تعزيه اشاره كرد و يادآور شد: ۱۰ مجلس تعزيه به اسامى مسلم بن عقيل، حر، حضرت على اكبر(ع)، حضرت عباس(ع)، شهادت امام حسين(ع)، بازار شام، وفات حضرت رقيه(س)، شاهچراغ، وهب نصرانى و عباس از۲۰ تا ۳۰ دى در خيمه گاه عاشورا در محوطه تئاتر شهر برگزار مى شود. مراسم افتتاحيه همايش ساعت ۱۰ صبح روز دوشنبه ۱ بهمن در مسجد كبود برگزار مى شود و همچنين مراسم اختتاميه ساعت ۱۵ روز ۵ بهمن در تالار استاد اقبال آذر برگزار مى شود.
در گذشت سيدجعفر شهيدى محقق و استادبرجسته دانشگاه
گروه ادب و هنر: سيدجعفر شهيدى، استاد زبان و ادبيات فارسى و پژوهشگر تاريخ، ساعت ۱۰ صبح روز گذشته در پى تحمل رنج بيمارى، در منزل دخترش درگذشت.
134613.jpg
به گزارش فارس، سيدجعفر شهيدى فرزند سيدمحمد سجادى كه از دانشمندان و مفاخر بزرگ ادبى ايران به شمار مى رفت، در سال ۱۳۰۶ هجرى شمسى در شهر بروجرد به دنيا آمد. وى دوران تحصيل ابتدائى و اندكى از متوسطه را در بروجرد و سپس ادامه آن را در تهران بسامان رسانيد. وى چند سالى را در عوالم طلبگى در قم سپرى و محضر آيت الله بروجردى و بسيارى از مراجع و بزرگان دينى را درك كرده بود. برخورد با شادروان محمد معين باب آشنائى و معرفى وى را به حضور استاد علامه، مرحوم دهخدا فراهم كرد و بعد از تشكيل سازمان لغت نامه دهخدا، معاونت سازمان رابه عهده گرفت. اخذ درجه دكترى با امتياز والا و استادى دانشكده ادبيات در فاصله سال هاى ۱۳۴۰ به بعد جزو مرحله دوم زندگانى استاد شهيدى بود. بعد از مرگ مرحوم معين، شهيدى مسئوليت اداره سازمان لغت نامه دهخدا را بر عهده گرفت. او در زمينه هاى ادب عرب و فارسى استادى بنام بود و درك محضر و مجالست با استادانى نظير بديع الزمان فروزانفر، دهخدا، جلال همائى و محمد معين اعتبار علمى و معنوى او را دو چندان كرد. زندگينامه ابوذر غفارى، انقلاب بزرگ، زندگى حضرت سجاد (ع)، زندگانى حضرت فاطمه (س)، زينب (س) شيرزن كربلا، محدوديت در اسلام... را مى توان از آثار ايشان نام برد.
چشمه سار ولايت
تضعيف فضاى همدلى و همكارى
هماهنگى مسوولانى كه در قواى مختلف با راى مردم انتخاب شده اند زمينه حل مشكلات را فراهم مى آورد و به همين علت بايد در دولت، مجلس، قوه قضاييه و عرصه هاى گوناگون سياسى و مطبوعاتى از طرح هر مساله اى كه اين فضاى همدلى و همكارى را تضعيف مى كند، خوددارى كرد و از كوتاهى هايى كه در اين مسير روى داده و مى دهد استغفار كرد و نگذاشت ادامه يابد.
رهبر معظم انقلاب
۸/۸/۸۴
آب و هوا
اصفهان= تمام ابرى همراه با بارش برف حداقل ۱۶- حداكثر ۱-
بندر عباس= تمام ابرى همراه با بارش باران حداقل ۱۲ حداكثر ۲۱
تبريز= صاف حداقل ۱۳- حداكثر ۴-
تهران= صاف حداقل ۱۲- حداكثر ۲-
رشت= نيمه ابرى حداقل ۲- حداكثر ۳
سارى= كمى تا قسمتى ابرى حداقل ۲- حداكثر۳
شيراز= نيمه ابرى حداقل ۱- حداكثر ۱۰
كرمان= تمام ابرى همراه با بارش برف و باران حداقل۴- حداكثر ۴-
مشهد= كمى تا قسمتى ابرى حداقل ۱۷- حداكثر ۷-
ادبستان
اگر به زلف دراز تو دست ما نرسد
گناه بخت پريشان و دست كوته ماست
به حاجب در خلوتسراى خاص بگو
فلان ز گوشه نشينان خاك درگه ماست
به صورت ازنظر ما اگر چه محجوب است
هميشه در نظر خاطر مرفه ماست
اگر به سالى حافظ درى زند بگشاى
كه سالهاست كه مشتاق روى چون مه ماست
حافظ
يادداشت فرهنگى
گذشتن از خط قرمزها براى بيان يك واقعيت
حبيب تركاشوند
گاهى وقت ها نشريات زرد براى جلب توجه و جذب مخاطب دست به ترفندهايى مى زنند كه تا حدودى مضحك است. مثلا اين صفحه را دختران نخوانند يا اين قسمت را پسران بخوانند.
و اتفاقا منظورشان برعكس بوده و فقط حساس كردن حس كنجكاوى جوانان را هدف مى گرفتند، شايد از اين طريق چند نفرى بيشتر مخاطب جذب كنند. اما به ناگاه مى بينيم چنين جمله اى در اول يكى از سريال هاى تلويزيونى آن هم شبكه اول نقش  مى بندد.
چند وقتى است كه آنتن جام جم مجموعه اى را روانه  خانه هاى مردم كرده كه بحث ها و حرف و حديث هاى بسيارى را به دنبال خود داشته است. تا جايى كه حتى شوراى نظارت بر صدا و سيما نيز در اين خصوص به صدا و سيما تذكر داد و گهگاه برخى نمايندگان مجلس در اين باره اعتراض و انتقاد مى كنند. اين مجموعه سوژه اى را محور كار خود قرار داده كه تاكنون حداقل در تلويزيون بى سابقه بوده است و آن بحث رحم اجاره اى است. اختصاص هفته اى سه شب به اين سريال، انتخاب پرمخاطب ترين ساعت شب و پخش آن از شبكه اول سيما نشان از پشتيبانى عظيم دست اندركاران پشت صحنه اين فيلم براى جذب مخاطب آن است.
هر چند مجبور شدند به خاطر كم كردن فشارها هفته اى يكبار آن را روى آنتن ببرند.
وقتى انتقادها به اين فيلم شدت گرفت، برخى سايت هاى اينترنتى نوشتند كه در شوراى معاونين رسانه  ملى نيز بحث بر سر توقف يا ادامه كار اين مجموعه بوده است.
اما چند روز پيش بالاترين مقام رسانه ملى با حمايت بى قيد و شرط از اين سريال از ادامه پخش آن بدون هيچ تغييرى خبر داد. بدون اين كه كوچكترين نقدى بر اين سريال را پذيرفته باشند.
هرچند اين مجموعه را نمى توان خالى از نكات مثبت دانست، اما نكات منفى فيلم آنقدر كم نيستند كه به سادگى بتوان از كنار آن گذشت. به چند مورد در ذيل اشاره مى كنيم:
۱- فراگيرى رسانه تلويزيونى برخلاف سينما، تئاتر و غيره، كه لازمه آنها خريد بليت و وقت گذاشتن براى سينما يا تئاتر رفتن و تماشا است، در تمامى منازل قابل دسترس است. از كهنسالان تا خردسالان جزو مخاطبين تلويزيون محاسبه مى شوند. بنابراين نمى توان يك مجموعه را خاص يك قشر دانست كه براى قشرى ديگر مضر باشد. اگر مجموعه اى واقعا براى فرض مثال زير ۱۶ ساله ها توصيه نمى شود، به چه حقى از رسانه ملى آن هم از شبكه اول كه بيشترين گستره پوشش را در سطح كشور داراست، پخش مى شود.
۲- در اين فيلم مردهاى جامعه يكسره منفى هستند و هيچ مرد سالمى را نمى توان در اجتماع يافت. اعتياد، هرزگى، آزار و اذيت زنان و سوءظن از خصلت هاى مردان است. گويى فيلمنامه اين مجموعه با نگاه خاص فمينيستى و مرد ستيزانه نوشته شده است.
۳- جامعه اى كه در ساعت شنى ترسيم مى شود امنيت اخلاقى و اجتماعى در آن بى معناست. پناهگاهى براى جنس مونث يافت نمى شود. اخلاق در فضاى جامعه رنگ و بويى ندارد.
آيا اين همان چيزى نيست كه دشمنان اين ملت و رسانه هاى بيگانه در حال تبليغ آنند و ما ناخواسته مهر تاييد بر آن بزنيم.
۴- ديالوگ هاى اكثر بازيگران آن سخيف، سبك و خارج از عرف اجتماع ماست، و نهايتا مى توان اين ادبيات را در برخى فيلم هاى سينما در دهه اخير يافت نه در شبكه ملى، اگر قدرى بخواهيم موشكافانه تر بررسى كنيم دهها نكته منفى را مى توان در اين فيلم مثال زد كه تاثيرات منفى بر اجتماع خواهد گذاشت. كما اين كه طى دو سه روز گذشته برخى نمايندگان مجلس خواستار حذف صحنه هاى غيراخلاقى اين فيلم شده اند. حالا بايد پرسيد مسوولان رسانه ملى از چه چيز دفاع مى كنند؟
مسلم بن عقيل
دكتر صابر امامى (قسمت چهارم)
فرزند عقيل، ديدى آن روز ديدى چه غوغايى به راه افتاد، مردم چه شورى از خود نشان دادند چه نجوايى در گوش هم خواندند، آنان مانند زنبورهاى عسل به بهانه شاخه گلى دور هم جمع مى شدند و از امام حرف مى زدند، شادى در چشم ها برق مى زد، خبر مثل صاعقه در آسمان كوفه پيچيده بود، مى گفتند امام آمده است و در نزديك ترين روستاى كوفه بيتوته كرده است!
تو خود نيز غافلگير شده بودى! آخر چگونه ممكن بود امام بدون اين كه تو را خبر كند اين گونه به تو نزديك شود، با اين همه، اگر راست بود چرا امام وارد كوفه نمى شد؟ او كه شب را استراحت كرده بود، واكنون مى توانست به راحتى وارد كوفه شود، پس چرا نمى آمد؟!
از امام خبرى نبود، اما غوغاى فرا رسيدنش در ميان غوغائيان غوغا مى كرد، خدايا اين چه اراده اى بود كه جارى مى شد؟ چه نقشه شومى بود كه پياده مى شد، چه فكر باطلى بود كه جامه حق مى پوشيد، چه دسيسه  پليدى بود كه دل هاى ضعيف را آلوده مى كرد؟
شامه تيز تو خبر از بادهاى مسموم مى داد. خبر از بادهاى هرزه كه نابهنگام مى وزيدند، شادى نابهنگام و بى اساس مردم، خبر از سادگى مقصر دل مردمانى مى داد كه فرزند ابوسفيان را بر فرزند ابوطالب پيروز كرده بود. اين ديگر سادگى نبود، بلاهت بود كه باعث مى شد، كسانى قدرت حكومت رسول خدا را به دست بگيرند كه تا آخرين لحظه فتح مكه با شمشيرهاى آخته در برابر محمد و محمديان ايستاده بودند، كسانى كه به زور در برابر رسول خدا و اسلاميان زانو زدند، اكنون خود را وارثان رسول خدا مى دانستند و صاحبان حق و مردانى چون على را كه پسرعمو و برادر رسول خدا بود به نام باطل در گوشه انزوا، دل هايشان را به خون مى نشاندند، اكنون بلاهت، همان زمينه مشترك ديروز و امروز، دوباره خود را نشان مى داد و به نام شادى براى فرا رسيدن حسين، دوباره زنگ خطر را براى تو مى نواخت، براى تو كه پسرعمو و برادر حسين بودى ...
مى گويم پسرعمو و برادر حسين ! يادت مى آيد؟ رشيد عقيل! يادت مى آيد؟ يادت مى آيد امام در نخستين نامه خود به كوفيان، تو را چگونه معرفى كرد؟ امام نوشت من پسرعموى خود را و برادرم مسلم بن عقيل را به سوى شما مى فرستم، خداى من! تاريخ تكرار نمى شد؟
كوفيان ديروز با پسرعمو و برادر محمد چه كرده بودند، امروز با تو پسرعمو و برادر حسين ...
نه؛ نه نه نه، زبانم لال، كور شوم اگر چنان رفته را دوباره ببينم، بشكند قلم اگر چنان ماجرايى را دوباره بنويسد، يخ بزند كلام اگرچنان تصويرى را دوباره سخن بگويد... اين همه كوفى، اين همه مرد، اين همه شمشير و اين همه نيزه، يكى يكى به ديدارت آمده اند، با تو دست داده اند و پيمان يارى سرورت حسين را بسته اند، مگر مى شود تاريخ برگردد و صفحات سياه خود را دوباره ورق بزند، مگر همين چند روز پيش به حسين نامه نفرستادى، مگر پيغام ندادى كه اكنون صدهزار شمشير زن در پيمان و طاعت توست ...
اما مگر هم اينان نيستند كه امروز سر از پا نمى شناسند و در شادى موهوم آمدن حسين، خود را كودكانه، بازيچه سنجش روان شناسانه دشمن قرار داده اند ...
دوباره قلبت شروع به لرزيدن كرد مسلم، حق با توست، تقدير انگار بازى ديگرى را مى آغازد، بارها خبر از تغيير فصل مى دهند، دشمن غدار، در اين شادى خيلى روشن و واضح با تو سخن مى گويد، صداى پليد شيطان را مى شنوى كه در ميان وزوز زنبوران فريب خورده عسل طنين انداز است؛ خب مسلم! مى بينى چگونه مى توانم فرزندانت را دچار هيجان كاذب كنم، مى بينى مسلم، اين مردم و اين همه بيعت قابل اطمينان نيست، مى بينى اينان اين قدر هم نمى دانند كه اگر امام در راه باشد و حسينى به كوفه نزديك شود، بايد خبر آن را از زبان پاك و راستگوى تو بشنوند، نه از دهان آلوده و دروغ پردازان عوامل من، مى بينى مسلم، بازى با مهره هاى نادان، چقدر سخت است...
عبيدالله بن زياد بعد از اين كه حكم فرماندارى كوفه را از يزيدبن معاويه دريافت كرد، شبانه به راه افتاد و در نزديك ترين روستاى كوفه به سر برد. فرداى آن روز در همان روستا اقامت كرد، در حالى كه شايعه فرا رسيدن امام- از جايى مرموز- كوفه را از جا كنده بود، در همان روستا به حيله درنگ كرد و غروبگاهان با لبانى سپيد و نقابى برچهره در ميان هلهله مردمان، چگونه مردى؟! وارد شهر شد، به در دارالاماره آمد، در زد، حتى نعمان را هم به حيله فريفت، سرانجام نعمان با معرفى خود عبيدالله متوجه آمدن او شد، و در به روى او باز كرد و عبيدالله در دارالاماره رفت و از ميان ياران حسين(ع) كه اكنون شرمنده فريب خوردن خود بودند، به سلامت جست.
يادداشت
بار ديگر عاشورا (۱)
معصومه اسماعيلى
عزادارى به معناى ذكر مصيبت، تعزيت و سوگوارى مى باشد. در فرهنگ اسلامى سوگوارى بر افراد از دست رفته با صبر بر مصائب و راضى بودن به قضا و قدر الهى منافاتى ندارد البته تا زمانى كه عزادارى حاوى حالاتى چون جزع و فزع افراطى، جامه دريدن، ضربه زدن بر بدن و نمايان ساختن مو توسط زنان در برابر مردان نباشد.
به هنگام عزا، مستحب است انسان آيه «انالله و انااليه راجعون» را كه آيه استرجاع مى نامند بر زبان جارى نمايد و از خداوند بخواهد به او پايدارى در مصيبت بدهد. گريستن نيز كه تظاهرى از حالت عاطفى انسان است از امور اختيارى نمى باشد تا در خصوص اجرا يا نهى آن تصميم گرفته شود، لذا اصل گريه و سوگوارى بر فقدان بستگان مشمول نهى شرعى نمى باشد بلكه در اين زمينه توصيه هايى از معصومين(ع) رسيده و سيره عملى آن بزرگواران مويد اين مطلب است.
پيامبر اكرم(ص)، سالها قبل از وقوع حادثه عاشورا هنگام تولد امام حسين(ع) بر مصائب كربلا گريست، اميرالمومنين(ع) نيز بر وقايع كربلا سوگوار بود، در جنگ صفين هنگامى كه سيدالشهدا(ع) با باز كردن مسير آب، مسلمين را از تشنگى نجات داد پدر بزرگوارش حضرت على(ع) به شدت گريست و ماجراى كربلا را يادآور شد.
همچنين بنا به نقل مورخان، وقتى حضرت زينب(س) در صحراى نينوا بر بالين برادر آمد جملاتى بر زبان جارى ساخت كه حالت مرثيه داشت و شنيدن آن دوست و دشمن را متاثر نمود. بدين گونه اولين عزادارى بر سيدالشهدا(ع) و ياران با وفايش، در همان صحراى كربلا توسط حضرت زينب كبرى(س) بر پا شد.
درباره عاشورا و تاثير حياتى آن بر سرنوشت اسلام، عالمان شيعه و سنى احاديث متعددى نقل كرده اند، يكى از اين احاديث، حديث نبوى «حسين منى و انا من حسين» است، يعنى حسين(ع) از من است و من از حسينم.
اين حديث به حقيقت استثنايى«عاشورا» در تاريخ اسلام اشاره دارد و از اينجاست كه گفته اند دين اسلام «محمدى الحدوث» و «حسينى البقاء» است كه اگر حادثه عاشورا با آن ابعاد ويژه نبود به مرور زمان اثرى از اسلام و قرآن بر جاى نمى ماند.
عاشورا، حضور مجدد آدم و نوح و ابراهيم و اسماعيل و موسى و عيسى- على نبينا و آله و عليهم السلام- است در قله فريادگرى و هدايت، حسين(ع) وارث آدم است يعنى نقطه اتصال همه حركت هاى الهى به صورت تجسم دوباره، به همين دليل ما در زيارت وارث مى خوانيم:
«السلام عليك يا وارث آدم صفوه الله، السلام عليك يا وارث نوح نبى الله، السلام عليك يا وارث ابراهيم خليل الله، السلام عليك يا وارث موسى كليم الله
السلام عليك يا وارث عيسى روح الله، السلام عليك يا وارث محمد حبيب الله ...»
با توجه به اين كه رسول خدا (ص) امام حسين (ع) را از خود و خويش را از ايشان مى دانستند مى توان نوعى اتحاد معنوى بين بعثت رسول اكرم (ص) و قيام كربلا كشف كرد.
عاشورا، حركتى انقلابى است كه فرزند عزيز پيامبر (ص) در راه زنده كردن قرآن و فعال ساختن ارزش هاى فراموش شده اسلام آن را پديد آورد. شهادت امام حسين (ع) با آن كيفيت دو معنا داشت: ۱- نفى آنچه به نام اسلام مطرح بود ۲- اثبات آنچه از اسلام فراموش و انكار شده بود و اين دو معنا با هم يعنى احياى اسلام آن هم در حكومت كسى چون يزيد بن معاويه بود.
مرثيه خورشيد(۴)
عزادارى اباعبدالله
شاكرى
عزادارى حضرت رباب خاتون(س)
رباب يكسال بر قبر امام حسين اقامت و عزادارى كرد و چون به مدينه برگشت، از شدت ماتم درگذشت.بعضى ها گفته اند: ايشان يكسال زير آسمان صبح را به شام و شام را به صبح مى آوردند؛ به احترام ابى عبدالله(ع) بى سايبان و مى گفتند:
«چگونه حسين(ع) سه روز و سه شب در زير آسمان باشد. من در خانه سرپوشيده زندگى كنم.» ايشان از فرط درد و اندوه جان سپردند.
عزادارى حضرت ام البنين(س)
پس از شنيدن خبر شهادت اباالفضل العباس (ع) حرف هاى اميرالمومنين براى ام البنين زنده شد كه :روزى ديدند كه اميرالمومنين(ع) عباس را در آغوش گرفته و بر دستانش بوسه مى زند و مى گريد. سبب گريه را چون پرسيدند، ماجراى شهادت آن دلاور يگانه را از زبان حضرت على(ع) شنيدند. فرياد و فغان از ايشان بلند شد و اهل خانه هم گريه كردند. اما بشارت اميرالمومنين(ع) به اينكه خدا به جاى دو دست به اباالفضلش دو بال در بهشت عطا خواهد كرد، ايشان را آرام نمود.
عزادارى امام سجاد(ع)
ايشان به رواياتى ۲۰ سال گريه كردند و جزو بكائون عالم هستى قرار گرفتند و مى فرمودند:«هيچگاه قتلگاه فرزندان فاطمه را به ياد نمى آورم مگر آنكه اشك و غم راه گلويم را مى بندد.»
روزى در مدينه يكى از شيعيان مجلس ازدواجى فراهم كرده واز امام سجاد(ع) تقاضا كرد كه آن مجلس را به قدوم شريف خود زينت دهند و آن حضرت انكار مى كرد. بر اثر اصرار زياد، حضرت فرمودند: اگر عهد مى كنى و مرثيه خوانى به مجلست دعوت مى كنى كه در مصيبت پدرم مرثيه بخواند، خواهم آمد. او قبول كرد و مرثيه خوانى دعوت كرد.
پس چون حضرت در آن مجلس وارد مى شوند، مرثيه خوان شروع به خواندن مى كند و ايشان و حاضرين گريه فراوانى مى كنند. چون مجلس تمام مى گردد و اهل مجلس قصد ترك مجلس مى كنند، صاحب مجلس متوجه مى شود كه امام در آستانه در ايستاده اند و كفش هاى حاضرين را پيش پايشان جفت مى كنند.
عزادارى امام باقر (ع) و امام صادق(ع)
حضرت باقر (ع) و امام صادق(ع) مجالس سوگوارى آن حضرت را اقامه و آن بزرگواران رداى مبارك خود را در عقبه در پهن مى نمودند و اظهار مى داشتند كه مادرمان حضرت زهرا(س) در مجلس حاضر شد و پس پرده با بقيه بانوان مشغول عزادارى است.عبدالله بن سنان مى گويد: بر مولاى خود امام صادق(ع) روز عاشورا وارد شدم، در حاليكه جمعى كثير پيرامونش بودند و چهره امام را غم پوشانده و آثار اندوه نمايان و اشك از چشمانش دمادم سرازير بود، عرضه داشتم: يا بن رسول الله! از چه مى گرييد؟ خداوند ديده شما را نگرياند. فرمودند: آيا تو در بى خبرى به سر مى برى؟ مگر نمى دانى در چنين روزى حسين(ع) به شهادت رسيد؟ گريه مجال سخن بيشترش نداده، خود گريستند و همه مردم به گريه افتادند.
عزادارى امام كاظم(ع)
همين كه محرم فرا مى رسيد، ديگر كسى خنده اى بر لب آن حضرت نمى ديد و همواره اندوهگين و غمين بودند تا دهه عاشورا بگذرد و چون روز دهم فرا مى رسيد، اين روز، نهايت غم و مصيبت بود. مى فرمودند:«اين است آن روزى كه جدم حسين(ع) در آن كشته شد.»
عزادارى امام رضا(ع)
ايشان اقامه مجلس سوگوارى براى جدشان مى فرمودند و به دعبل امر مى كردند به نوحه سرايى بپردازد تا مردم هم عزادارى كنند.
عزادارى امام زمان(عج)
ايشان در فرازهايى از زيارت ناحيه مقدسه مى فرمايند:«اى جد غريبم! بر تو صبح و شام ندبه كردم و به جاى اشك بر تو خون مى گريم، گريستنى كه بر اساس حسرت و تاسف بر تو است و اندوه و دلسوزى بر تو به خاطر فاجعه عظيمى كه بر تو وارد آمد. تا آنكه بر اثر سوزش اندوه و مصيبت هاى تو و غصه گلوگير، از دنيا بروم.»
و در جاى ديگر از همين زيارت مى فرمايند:«من به ياد مصيبت هاى حزن آلودت به قدرى مى گريم كه اشك چشمم پايان پذيرد. از بامداد تا شامگاه سرشك از ديده مى بارم و مصائب دردناكت را به ياد مى آورم.»
روى پيشخوان
«سوره»
سى و پنجمين شماره ماهنامه فرهنگى- تحليلى سوره با محوريت هنر دفاع مقدس منتشر شد.
در اين شماره كه ويژه مهر، آبان، آذر ۸۶ است ابتدا مطلبى با عنوان «درس هاى ناشناخته از دفاع مقدس» نوشته حسن بنيانيان آمده است. گزارش ديدار هنرمندان با مقام معظم رهبرى، رويدادهاى فرهنگى و هنرى آذرماه، گفتگو با محسن خرم دره، ماجراى تمايل اليور استون به ساخت مستند احمدى نژاد، گفتگو با محمد رضا ريخته گران درباره هيدگر، نگاهى به پديده باربى، مقاله يوسفعلى ميرشكاك درباره انسان مدرنيته زده، هرس كردن باغ هاى فرهنگ خويش نوشته مصطفى فعله گرى و ديدگاه شهيد باهنر درباره ايدئولوژى و وحدت از جمله مطالبى است كه در بخش اول اين شماره آمده است.فصلنامه تخصصى سوره با صاحب امتيازى حوزه هنرى در ۱۶۰ صفحه و با قيمت ۹۰۰ تومان در دسترس علاقه مندان مى باشد.
مثل باران
بايد استاد اخلاق داشته باشى
از مرحوم آيت الله مجتهدى تهرانى نقل است كه : اگر درس بخوانى واستاد اخلاق نداشته باشى، بر فرض آيت الله هم بشوى نفس تو هم، آيت الله مى شود آن وقت بيچاره مى شود.همان طور كه به دكتر مى روى و دستور رژيم غذايى مى گيرى بايد پيش استاد بروى و دستوراخلاق بگيرى، بايد استاد باشد كه نزد او بروى كه باد كبر و غرور تو را خالى كند، فكر نكنى حالا كه اين كتاب ها را مى  خوانى به جايى رسيده اى .


|   شناسنامه   |   آرشيو   |