|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
برنامه هسته اى ايران و رياست ليبى بر شوراى امنيت
سال جديد ميلادى در حالى آغاز شد كه ليبى، يكى از اعضاى غير دايم شوراى امنيت رياست اين شورا را در نيويورك به عهده گرفت. رياست شوراى امنيت به صورت دوره اى و براى مدت يك ماه به صورت متوالى در اختيار اعضاى دايم و غير دايم شورا قرار مى گيرد. ليبى در حالى عهده دار اين مسووليت شد كه چندى قبل پرويز داوودى، معاون اول رييس جمهور كشورمان در جريان سفر به كشورهاى آفريقايى از طرابلس ديدن و با مقامات اين كشور از جمله معمر قذافى، رهبر ليبى ديدار و درباره مسايل دوجانبه ، منطقه اى و بين المللى گفت و گو كرد. در جريان اين سفر ۱۰ توافقنامه و يادداشت تفاهم همكارى اقتصادى ميان دو كشور به امضا رسيدو بر ضرورت گسترش مناسبات اقتصادى ايران و ليبى تاكيد شد. اگر چه اين سفر در چارچوب سياست هاى كلى دولت نهم در راستاى ارتقاى روابط با كشورهاى آفريقايى و آسيايى صورت گرفت اما از سوى ديگر با توجه به موقعيت طرابلس در شوراى امنيت و موضع گيرى اخير نماينده اين كشور در سازمان ملل و ابراز ناخرسندى اش از اعمال تحريم عليه تهران، نمى توان تاثير آن را بر مساله هسته اى ايران ناديده گرفت. نماينده اين كشور آفريقايى تاكيد كرد كه در طول دوران عهده دار بودن رياست شورا در برخورد با برنامه هسته اى ايران نقشى سازنده را ايفا خواهد كرد. اعضاى دايم شوراى امنيت و آلمان در سال ۲۰۰۷ ميلادى بنا را بر آن گذاشته بودند كه با شروع سال جديد مذاكرات درباره برنامه هسته اى ايران را از سر بگيرند و به تلاش براى اعمال تحريم عليه جمهورى اسلامى ادامه دهند. با وجودى كه هيچ نشانه اى از حل اختلافات اين كشورها در خصوص تحريم ها به چشم نمى خورد، انتظار مى رود، يكى از مسايلى كه اين ماه در شورا مورد بحث قرار مى گيرد، مساله دور جديد تحريم ها عليه ايران باشد. اين در حالى است كه جيادالا اتالهى، نماينده ليبى در سازمان ملل در پايان اولين ديدار اعضاى شورا در سال ۲۰۰۸ ، درباره چگونگى برخورد ليبى با مساله ايران در دوران رياستش گفت: ما سعى خواهيم كرد نقشى سازنده داشته باشيم. وى با تاكيد بر اهميت بازگشت كشورش به شوراى امنيت گفت: از ديدگاه ساير كشورها ما به حالت عادى بازگشته ايم. اتالهى درباره روابط ليبى با ايران گفت كه كشور از روابط خوبى برخوردارند و ليبى از حق ايران براى استفاده صلح آميز از انرژى هسته اى حمايت مى كند. وى همچنين اظهار كرد: اما ما به عنوان كشورى كه خود از تحريم ها رنج برده است مطمئنا هنگام روبرو شدن با پيشنهاد تحريم ها عليه ايران با موقعيت دشوارى روبرو خواهيم شد. ليبى كه برنامه تسليحات هسته اى را دنبال مى كرد پس از توافقى با واشنگتن اعلام كرد كه اين برنامه را رها مى كند و اين كار را در ازاى وعده دريافت مشوق هايى از جانب امريكا رها كرد اگرچه تا كنون چندين بار به اجرايى نشدن وعده هاى امريكا اعتراض كرده است. اين كشور كه به دليل دنبال كردن برنامه تسليحاتى از شوراى امنيت كنار گذاشته شده بود، اواسط سال ميلادى گذشته دوباره به شورا پيوست. ابراز ترديد ليبى تنها نسبت به منطق اعمال تحريم هاى بيشتر عليه ايران به عنوان رييس اين شورا در حالى مطرح مى شود كه روسيه و چين دو عضو دايم شورا كه از دارندگان داراى حق تعيين كننده وتو مى باشند، نيز با چنين اقداماتى عليه تهران با قاطعيت مخالفت كرده اند. كشورهاى گروه موسوم به ۱+۵ در سال ميلادى گذشته بيش از ۱۷ بار به طور حضورى و تلفنى درباره ايران مذاكره كردند اما وجود اختلافات جدى ميان اعضا مانع از رسيدن به هرگونه نتيجه ملموسى در اين خصوص بوده است. روسيه و چين بارها اعلام كرده اند كه اعمال تحريم هاى بيشتر عليه ايران اقدامى منطقى نخواهد بود. نمايندگان اين دو كشور تاكيد دارند كه هدف از ارجاع موضوع ايران به شوراى امنيت قرار دادن وزنه شورا پشت آژانس بين المللى انرژى اتمى و حمايت بيشتر از آژانس و نه تصويب سلسله وار قطعنامه عليه ايران بوده است. اين مخالفت ها تلاش هاى واشنگتن براى تصويب سومين قطعنامه تحريم عليه ايران را با مانع روبرو كرده است. تا جايى كه كاندوليزا رايس، وزير امور خارجه امريكا اواخر سال ميلادى گذشته خود اذعان كرد كه اعضاى شوراى امنيت قادر به توافق بر سر تحريم ايران نيستند. شايد حضور ليبى و موضع گيرى اش در قبال برنامه هسته اى ايران در پى سفر داوودى و تاكيد قذافى بر تداوم همكارى هاى برادرانه دو كشور در روند مذاكرات بر سر برنامه هسته اى ايران در شوراى امنيت بى تاثير نباشد.
|
|
|
|
|
ايران و آخرين تلاش هاى بوش در خاورميانه
جورج بوش آخرين سفر خود به خاورميانه در كسوت رييس جمهور ايالات متحده آمريكا را با دو دستور كار عمده انجام مى دهد: يكى مساله فلسطين اشغالى و ديگرى موضوع هسته اى ايران. دو دوره رياست جمهورى بوش پسر در سال جارى ميلادى در وضعيتى خاتمه مى يابد كه او در جايگاه مقام اولى يك قدرت جهانى با تصميم هاى خود بحران هاى متعددى را براى امريكا و كشورهاى مختلف جهان ايجاد كرده است. با نگاهى به لشكركشى به افغانستان و عراق مى توان گفت همين دست تصميم هاى بوش موجب شد نظامى گرى عصر جديدى را در دنياى مدرن تجربه كند. اين قبيل سياست گذارى هاى كاخ سفيد بود كه باعث شد اهداف متعالى جامعه بين المللى براى كاهش تسليحات در سطح جهانى باز هم بعيد به نظر برسند. نمونه اين امر را در خروج روسيه از پيمان نيروهاى متعارف در اروپا شاهد بوديم. گر چه مسكو براى اين حركت خود بهانه اى مبنى بر تصويب نشدن اين پيمان در بسيارى از كشورهاى عضو تراشيد، اما از نگاه كارشناسان چنين اقدامى پاسخى بود به تلاش امريكا براى استقرار سپرموشكى در همسايگى روسيه. بوش كه در اواخر دوره كارى اش به سر مى برد تلاش مى كند در كنار كارنامه مردودى خود دستكم از يكى دو درس نمره ناپلئونى بگيرد و زمينه اى را براى كسب دستكم يكى از جوايز نوبل فراهم كند. به همين منظور بود كه او چندى پيش كنفرانسى با نام آناپوليس را بر پا كرد كه بيشتر به اجراى يك نمايش خنثى با حضور بازيگران به نام عرصه سياست بين الملل شباهت داشت. او براى پيگيرى دنباله اين درام كمدى عزم سفر به خاورميانه كرد و هدف خود را آن گونه كه در مصاحبه اى اختصاصى با شبكه تلويزيونى العربيه اعلام كرد، مشخص كردن وضع كشور فلسطينى خواند كه در كنار رژيم صهيونيستى قرار گيرد. او در اين مصاحبه مدعى شد: اين ماموريت قبل از پايان دوره رياست جمهوريم انجام خواهد شد. اين همان سنگ بزرگى است كه به قول ما ايرانى ها علامت نزدن محسوب مى شود. سال هاى سال است كه سردمداران كاخ سفيد حل مساله فلسطين را سرلوحه دستور كار اصلى خود قرار داده اند بى آنكه گامى عملى و ملموس در اين رابطه برداشته شود. مساله مهم ديگرى كه بوش در اين سفر مد نظر گرفت، مساله هسته اى ايران عنوان شد. او به العربيه درباره سفرش به خاورميانه و رايزنى با كشورهاى حاشيه خليج فارس گفت: پيش از هر چيز بر اين اعتقادم تاكيد خواهم كرد كه ما تلاش مى كنيم اين مشكل (موضوع هسته اى ايران) را از راه هاى مسالمت آميز حل كنيم. او در همين حال عقيده صريح خود را در اين خصوص بيان كرد كه ايران را يك خطر مى داند زيرا تهران از ظرفيت غنى سازى اورانيوم برخوردار است. در حالى كه مساله هسته اى ايران به طور كامل زير نظارت آژانس بين المللى انرژى اتمى قرار دارد، بوش گفت: ايران در صورت برخوردارى از حق انجام غنى سازى اورانيوم خطر به شمار مى رود. او نقطه عطف سفرش به خاورميانه را متقاعد كردن كشورهاى منطقه به خطرناك بودن برنامه هسته اى ايران توصيف كرد و درباره نگاه سران اين كشورها به گزارش اخير نهادهاى اطلاعاتى امريكا كه برنامه هسته اى كنونى ايران را غيرنظامى دانسته است، گفت: در حقيقت توضيح مسايل پس از گزارش به نظر مى رسد كار سختى باشد، اما من اعتقاد دارم كه خواهم توانست آنها را متقاعد كنم (كه برنامه هسته اى ايران خطرناك است). آنچه آنها دوست دارند بدانند اين است كه آيا من اعتقاد دارم كه آنها (ايران) خطرناك هستند يا خير به آنها مى گويم اگر تمايل داشته باشند ما به آنها براى تقويت امنيت كمك مى كنيم. من با مردم (كشورهاى عربى) نيز به صورت مستقيم سخن خواهم گفت و به آنها تاكيد خواهم كرد كه ايران يك خطر به شمار مى رود. نفس هاى آخر تهاجم ديپلماتيك كاخ سفيد يك جمهورى خواه افراط گرا با اين سفر در حالى به شماره افتاده است كه ديپلماسى منطقه اى ايرانى در بالاترين سطح ظرف ماه هاى اخير به شكلى بى سابقه تشديد شده است: حضور محمود احمدى نژاد، رييس جمهور در اجلاس سران كشورهاى حاشيه خليج فارس در دوحه، شركت وى در مراسم عبادى سياسى حج، سفر على لاريجانى، دبير سابق شوراى عالى امنيت ملى به مصر و سوريه و پيگيرى ديپلماسى غيررسمى و. . . . ديپلماسى ايران بهار جديدى را در دوران حيات خود تجربه مى كند. از يك سو با رهنمود رهبر معظم انقلاب در خصوص ضرورت پيگيرى انسجام اسلامى فاز جديدى از همگرايى و پيگيرى يكى از مهم ترين اصول سياست خارجى كشور يعنى نزديكى به كشورهاى مسلمان را شاهديم و از سوى ديگر اقبال كشورهاى مسلمان و ملت هاى آنها به استقلال و احياى هويت اسلامى خود ملموس و محسوس است. براى همين است كه شاهديم مطبوعات امريكا گاه و بيگاه از شكست راهبرد كشورشان در قبال ايران خبر مى دهند. نمونه اخير آن مقاله روزنامه كريستين ساينس مانيتور به قلم مارك لينچ، استاد دانشگاه جورج واشنگتن، بود كه با عنوان چرا راهبرد امريكا در قبال ايران دچار مشكل شده است منتشر شد. وى با اشاره به اظهارات گيتس وزير دفاع آمريكا كه ماه گذشته در بحرين گفته بود هرجا مى رويد سياست ايران براى ايجاد بى ثباتى و آشوب را پيدا مى كنيد نوشت: اما در واقع هر جا برويد از قطر تا عربستان و مصر مى توانيد رهبران ايرانى را ببينيد كه تابوهاى طولانى مدت گذشته را مى شكنند و ملاقات هاى رسمى با همتايان عرب خود انجام مى دهند. به نوشته وى خليج فارس از استدلال هاى امريكا براى انزواى ايران فاصله گرفته و ضرورى است كه سياستگذاران امريكايى هم كار مشابهى انجام دهند. كشورهاى عضو شوراى همكارى خليج فارس در حال تطبيق خود با رشد وزن ايران در سياست هاى منطقه اى هستند. آنها كماكان بخشى از معمارى امنيتى امريكا در منطقه باقى مى مانند و ميزبان پايگاه هاى عظيم امريكا و تحت سلطه اقتصاد امريكا در مقابل حفاظت از خودشان خواهند بود، اما همانطور كه خالد دخيل، تحليلگر عربستانى مى گويد، آنها ديگر خشنود نيستند كه منفعلانه زير چتر امنيتى امريكا قرار بگيرند و نمى خواهند يك مهره سرباز در مبارزه ايران و امريكا براى قدرت باشند. آنها كه غرق پول هستند علاقه اى هم به جنگ كه تجارت را به هم مى ريزد، ندارند. در ادامه اين مقاله آمده است: از اين رو به نظر مى رسد تلاش امريكا براى اجراى طرح مهار ايران به طور فزاينده اى يك طرح قديمى به نظر مى رسد. اعراب خليج فارس آشكارا ستون اصلى راهبرد سال گذشته خاورميانه اى امريكا را بى اعتبار كرده اند. سعودى ها و مصرى ها عوامل اصلى مباحث ضد ايران بوده اند، وقتى آنها احمدى نژاد و لاريجانى را به پايتخت هاى خود دعوت مى كنند، اظهارات امريكايى ها درباره منزوى ساختن ايران كهنه به نظر مى رسد. امروز به ندرت چيزى درباره هلال شيعه شنيده مى شود كه منطقه را تهديد كند، چيزى كه زمانى مقامات عربى عليه آن به شدت هشدار مى دادند. اين استاد دانشگاه امريكا تاكيد كرد: اكنون به نظر مى رسد شوراى همكارى خليج فارس بيش از گذشته مطمئن و متحد باشد. آب شدن يخ ها در روابط ايران و اعراب در خليج فارس تنها نتيجه انتشار جامعه اطلاعاتى امريكا نيست، اين گزارش باعث كشيدن ماشه اين آب شدن بود و اعراب را متقاعد كرد كه جنگ آمريكا عليه ايران كمتر محتمل است. كاملا آشكار بود كه بيشتر حكام خليج فارس اشتهايى براى جنگى ندارند كه اوج اقتصادى آنها را نابود مى كند و آنها را در مقابل ريسك هاى بزرگ قرار مى دهد.
|
|
|
|
|
تنگه هرمز و رژيم حاكم بر آن
ادعاى اخير پنتاگون درباره رويكرد تهاجمى تعدادى از نيروهاى دريايى ايران در قبال سه ناو امريكايى در تنگه هرمز ما را بر آن داشت تا نگاهى به واقعيت هاى تنگه هرمز داشته باشيم. تنگه هرمز آبراهى بين المللى است كه آبهاى آزاد اقيانوس هند و درياى عمان را به منطقه انحصارى اقتصادى خليج فارس متصل مى كند. اين تنگه كه در مجاورت ايران و عمان قرار دارد، هلالى شكل بوده طول آن ۱۰۴ مايل و عرض آن بين ۴۱ تا ۵/۵۲ مايل و عمق آن بين ۳۶ تا ۱۴۰ متر مى باشد. در اين تنگه دو طرح تفكيك تردد كشتيرانى از سوى سازمان بين المللى دريايى تنظيم شده است كه يكى در منطقه درياى سرزمينى عمان و ديگرى در منطقه درياى سرزمينى ايران است. امروزه به طور معمول كشتى ها به هنگام ورود از قسمت شمالى تنگه و در زمان خروج از قسمت جنوبى تنگه عبور مى كنند. در نتيجه دولت عمان كليه اقداماتى را كه جهت تسهيل تردد كشتى ها از قبيل نصب علايم كمك ناوبرى و ارايه خدمات مخابراتى لازم باشد در مقابل در يافت هزينه هاى مربوطه انجام مى دهد. در عين حال حفظ امنيت تنگه و نظارت بر كشتيرانى در آن به طور مشترك بر عهده هر دو كشور است. در مورد وضعيت حقوقى كشتيرانى در اين آبراه هيچگونه مقررات معاهده اى خاصى وجود ندارد با اين حال تابع مقررات عهدنامه حقوق درياها مى باشد. طبق اين مقررات در زمان صلح كليه كشتى ها اعم از جنگى، دولتى و تجارى به هنگام عبور از تنگه هرمز از حق عبور ترانزيت برخوردارند. شناخت اين حق براى كليه كشتى هاى خارجى همواره مورد اعتراض ايران و عمان بوده است. ايران اعلام كرد كه بر اساس رژيم عبور بى ضرر اقدام به شناسايى نموده است و در برخوردى كه هفته پيش بين قايق هاى تندروى ايران و ناوهاى امريكا به وجود آمد. نماينده دولت ايران در كنفرانس سوم حقوق درياها در اعلاميه اى تفسيرى اعلام كرد كه حق عبور ترانزيت را تنها براى كشورهايى به رسميت مى شناسد كه عضو عهدنامه حقوق درياها باشند زيرا آن قسمت از مقررات كه ناظر بر عبور ترانزيت مى باشد، جنبه عرفى ندارد. دولت عمان نيز به نوبه خود در اين كنفرانس رسما اعلام كرد كه مقررات حقوق درياها نمى تواند مانع از اتخاذ اقدامات مقتضى آن كشور براى حفاظت از منافعش در صلح و امنيت باشد. اما در زمان بروز جنگ، مقررات حقوق جنگ بر اين تنگه حاكم مى شود. طبق اين مقررات اگر دو دولت ايران و عمان جزوكشورهاى درگير در جنگ نباشند، وضعيت عمان صلح حاكم است اما اگر يكى از آنها درگير جنگ باشد، براى او حق كنترل عبور و مرور و بازديد كشتى هاى تجارتى وجود دارد. با اين حال اگر ميان دو كشور جنگى درگيرد، به رغم شناسايى حق عبور ترانزيت ممكن است تنگه عملا كارآيى خود را از دست بدهد.
|
|
|
|
|
تلاش هاى ضد ايرانى يك نهاد پژوهشى در امريكا
مركز مطالعات راهبردى و بين المللى امريكا تحقيقاتى با عنوان امكانات و توانايى هاى نظامى و هسته اى ايران در دست تهيه دارد. اين مركز در سال ۱۹۶۲ در واشنگتن ايجاد شد و ۲۲۰ كارشناس و محقق تمام وقت دارد. موضوعات در حال تحقيق و بررسى در مراكز مطالعات راهبردى و بين المللى غرب به خصوص امريكا درباره مسايل ايران نشانگر آن است كه غربى ها به طور دايمى در حال بررسى و مطالعه مراكز، نهادها و مسايل مهم و حياتى ايران و پشتوانه هاى تامين كننده ثبات و امنيت در كشورمان هستند تا از اين طريق راه هاى ضربه زدن و ايجاد اختلال در روند آن ها را كشف و به مرحله اجرا در آورند. در چنين مراكزى امكانات و توانايى دفاعى، نظامى و فن آورى ايران و جايگاه و موقعيت نهاد بسيار مهم و انقلابى سپاه پاسداران انقلاب اسلامى در كنار ديگر نيروها كه همگى تامين كننده ثبات، امنيت و تماميت ارضى كشور است به شدت مورد توجه قرار مى گيرند. ثبات داخلى ايران و تعامل جناح ها، احزاب و گروه هاى فعال سياسى معتقد به قانون اساسى در روند مسايل داخلى و سياست خارجى يكى از مسايلى است كه توجه دشمنان را به خود جلب كرده و آنها را نگران كرده است. از ديگر مواردى كه چندان به مذاق دشمنان ايران خوش نيامده موضوع تنش زدايى و تحكيم روابط ايران با ديگر كشورهاى جهان به خصوص همسايگان است كه با تحكيم پايه هاى نظام ما و تامين منافع مشروع ايران در منطقه و جهان، حضور و منافع نامشروع بيگانگان را نيز به خطر مى اندازد. اين خود تاكيدى است بر توجه بيشتر به بهبود روابط با كشورهاى همسايگان از جمله كشورهاى حاشيه خليج فارس در راستاى تامين منافع كشور. مراكزى مانند مركز امريكايى مطالعات راهبردى و بين المللى به دنبال ايجاد تفرقه ميان قشرهاى مختلف ملت در يك كشور خاص و يا ايجاد تفرقه و دشمنى ميان كشورهاى همسايه و ملل جهان هستند. تلاش هاى اخير ايران در تحكيم، احيا و برقرارى هرچه بيشتر روابط با كشورهاى منطقه، كشورهاى آفريقايى و آسيايى حايز اهميت بسيارى است و توجه به اهميت اين روابط بود كه دستگاه ديپلماسى را بر آن داشت در اين راستا قدم هاى بيشترى بردارد. سفر على لاريجانى، نماينده مقام معظم رهبرى به مصر و ديدار با مقامات مصرى و تاكيد بر برقرارى هر چه بيشتر روابط با اين كشور، سفر پرويز داوودى، معاون اول رييس جمهور كشورمان به ليبى و تاكيد بر همكارى هاى دو جانبه و امضاى توافقنامه هاى همكارى، سفر منوچهر متكى به بحرين، سفر محمود احمدى نژاد به قطر و شركت در نشست شوراى همكارى خليج فارس كه مورد توجه محافل سياسى و رسانه اى قرار گرفت و نيز سفر وى به عربستان و سفر ديگر مقامات كشورمان به كشورهاى منطقه و انتقال پيام صلح و دوستى ايران را مى توان در اين خصوص برشمرد.
|
|
|
|
|
اولويت سفر بوش ايران نيست
سفر رييس جمهور امريكابه منطقه با هدف تهديد جلوه دادن ايران و ترساندن كشورهاى مسلمان منطقه از جمهورى اسلامى را مى توان يكى از مهم ترين و تاثيرگذارترين سفرهاى بين المللى در شرايط كنونى توصيف كرد. از سوى ديگر بسيارى از كارشناسان سر و سامان دادن به وضعيت اسراييل و پيدا كردن راه حل براى چالش هاى واشنگتن در پاكستان، افغانستان، عراق و فلسطين را هدف اصلى سفر بوش به منطقه مى دانند. از اين رو و با توجه به اهميت سفر رييس جمهور امريكا به منطقه گفت وگويى داشتيم با حسين رويوران، كارشناس مسايل خاورميانه كه در ادامه خواننده آن خواهيد بود. يكى از اصلى ترين اهداف بوش از سفر به منطقه بدون شك سر و سامان بخشيدن و كمك به وضعيت نابسامان رژيم صهيونيستى است. چون در حال حاضر وضعيت منطقه اى اين رژيم در خاورميانه با توجه به راهبردها و سياست هاى خصمانه اش از هر دوره ديگرى بدتر و پرخطرتر است. سياست هاى جنگ طلبانه اين رژيم در فلسطين و لبنان باعث شده تا كشورهاى منطقه نگاه خوبى به سردمداران اين رژيم نداشته باشند و از گسترش روابطشان با رژيم صهيونيستى بپرهيزند. از سوى ديگر نيز فعاليت هاى هسته اى رژيم صهيونيستى كه با اهداف جنگ طلبانه اى دنبال مى شود نيز دليلى شده براى تشديد افكار منفى منطقه عليه اسراييل. با توجه به اين شرايط سفر بوش را مى توان سفرى مهم براى همپيمانان اسراييلى اش در منطقه تعريف كرد. رييس جمهور امريكا در مرحله نخست به دنبال بهتر كردن وضعيت رژيم صهيونيستى در منطقه است. در مرحله دوم هم بوش پس از كنفرانس آناپوليس سعى دارد اين كنفرانس بى نتيجه را موضوعى مهم جلوه دهد، پس در اين سفر به دنبال مثبت نشان دادن و درشت نمايى نتايج كنفرانس آناپوليس خواهد بود، به اين وسيله دخالت دولت امريكا در كشور فلسطين را به نوعى پادرميانى مبدل كند. اين كارشناس مسايل خاورميانه در پاسخ به اين پرسش كه راهبردهاى امريكا در منطقه چه اندازه موفق بوده و تا چه اندازه شكست خورده است، گفت: امريكا تاكنون در راهبرد خاورميانه بزرگ شكست خورده است و عقب نشينى اين كشور از كليت خواهى طرح خاورميانه بزرگ به سمت محور اعتدال به همين دليل است اما تصور اين مساله كه امريكا عقب نشينى جدى و استراتژيك كرده است كاملا بى پايه و اساس است، چرا كه رفتار كنونى امريكا يك رفتار تفكيكى است. ممكن است اين كشور آسيب پذير شده باشد و اهدافش در عراق شكست خورده و در يك بحران جدى گير كرده باشد، ولى همين كه فرصت را براى يك تهاجم ديگر مناسب ببيند و احساس كند دوباره مى تواند تجربه هاى كشور گشايى و سياست هاى سلطه طلبى خود را تكرار كند، قطعا اين كار را خواهد كرد. امريكا در شرايط فعلى در پاكستان دچار مشكل جدى است، در افغانستان به صورت جدى ترى نسبت به گذشته آسيب پذير شده است، در عراق نيز در باتلاقى خودساخته به سر مى برد و همچنين در فلسطين با چالش هاى جدى مواجه است. اين موارد نشان مى دهد، اين كشور به دلايلى يك عقب نشينى تاكتيكى داشته است. با توجه به اين موضوع كه ايران يكى از محورهاى اصلى سفر بوش به منطقه خواهد بود، رويوران درباره راهكارهاى تهران براى خنثى كردن تبليغات منفى بوش و رسانه هاى غربى توضيح داد: البته بايد گفت تحليل سفر بوش به منطقه داراى ابعاد بسيار مهمى است، برخى از رسانه هاى منطقه سعى بر آن دارند كه موضوع تضاد با ايران را در اولويت قرار دهند كه البته موضوع درستى نيست. اصل تضاد ايران و امريكا يك تضاد دايمى است و دليل آن استمرار امريكايى هاست كه قابل تغيير است، چرا كه اگر واشنگتن از سياست هاى جنگ طلبانه خود عقب نشينى كند و رفتار متفاوتى از خودش نشان دهد، اين تضاد مى تواند تعديل شود لذا ايران در وضعيت فعلى براى امريكا يك واقعيت است، اما اولويت نيست و امريكا در منطقه دچار مشكلات بسيار ديگرى است و به همين دليل تصور من اين است كه در مرحله نخست بايد از اولويت بندى كه برخى از رسانه هاى عربى مطرح مى كنند دورى كرد و واقعيت هايى كه وجود دارد را منعكس كرد. آنچه اخيرا در ارتباط با حادثه تنگه هرمز مطرح شده و بزرگ نمايى اين حادثه نشان دهنده همين موضوع است كه رسانه ها در تغيير اولويت ها و تشديد تضاد امريكا و ايران چقدر نقش دارند. اين موضوع كه ناوهاى نظامى به دنبال شناسايى ناوهاى ديگر هستند، يك بحث عادى است كه روزانه شايد ده ها بار در منطقه خليج فارس تكرار مى شود. چون ناوها در مسير يكديگر قرار مى گيرند. اما نوع پرداخت و انعكاس اين مساله نشان مى دهد كه برخى رسانه ها چقدر در اين زمينه موثر و تاثيرگذار هستند. اين كارشناس مسايل خاورميانه درباره ميزان موفقيت كسب شده توسط ايران و مقابله با تبليغات منفى و تصميم هاى تاكتيكى تهران در اين زمينه گفت: در واقع ايران با پشت سر گذاشتن يك انقلاب مردمى نگاه كلى بر پايه وحدت به منطقه دارد و دنبال همبستگى امت منطقه و بهبود شرايط جوامع اسلامى از مغرب تا اندونزى است و اين موضوع سياست آشكار جمهورى اسلامى ايران است. تهران هيچ گاه به دنبال منافع خاص و تنگ براى خودش نبوده ، بلكه منابع ايران منافعى كلان است كه با ديگر كشورهاى منطقه اشتراك دارد. در تحولاتى كه در منطقه پيش آمده و جريان هاى مردمى مثل حزب الله، حماس و بسيارى از احزاب اسلامى شيعه و سنى كه در عراق به قدرت رسيده اند، اين خود موجب يك اعتبار و نفوذ خاص براى ايران شده است، چرا كه نمايندگان مردم و نه گروه هاى وابسته به غرب حاكم شده اند. پس چنين اتفاقاتى در نهايت به نفع جوامع منطقه و به نفع ايران است كه از اين ايده دفاع مى كند.
|
|
|
|