سه شنبه ۲۵ دى ۱۳۸۶
۶ محرم ۱۴۲۹ - ۱۵ ژانويه ۲۰۰۸ - سال هشتم - شماره ۲۵۰۳
جوان ورزشى
Tel: 88894335
sport@javandaily.com
sJavan.jpg
جستجو
pdf PDF
Edition
صفحه نخست
ايران
جهان
اقتصادى
حوادث
ورزشى
فرهنگى
جوان ورزشى
جوان قرآنى
سراى ايرانى
كتابخانه
سلام جوان
جامعه
آرشيو
تماس با ما
راهى براى پايان دادن به برخوردهاى تاسف بار
پس از ناكامى در MLS
مشكلات ويژه زوران گاييچ
راهى براى پايان دادن به برخوردهاى تاسف بار
اين بار پاى راى كميته انضباطى بايستيم
وصال روحانى
حكم اخير كميته انضباطى فدراسيون فوتبال ايران در خصوص مسايل اصفهان و آنچه در مسابقه تيم هاى سپاهان ـ پرسپوليس روى داد، يك نقطه عطف در زمينه كارهاى ادارى، انضباطى و تشكيلاتى ورزش ما و چيزى ناب است كه اگر اكنون گرامى شمرده نگردد و قدمى براى حفظ و اجراى آن برداشته نشود، عواقب آن براى كل فوتبال ما به شدت زيان بار خواهد بود.
يكى از اولين عادات سال هاى اخير فوتبال ما، كشاندن حكم هاى كميته انضباطى به معبر شوراى استيناف فدراسيون و سازمان تربيت بدنى و تلاش براى تعديل و كاهش آن است و در اكثر قريب به اتفاق دفعات، اين كوشش ها به ثمر نشسته است.
خطاهايى كه در ديدار فوق روى داد، به قدرى كلان و كم سابقه بود كه جاى تاسف عميق داشت. نقطه اوج آن بلايى بود كه بر اثر پرتاب اشياى شديد محترقه به سوى يك سرباز نيروى انتظامى و از دست رفتن قوه بينايى او، بر وى نازل شد و دل ملتى را به درد آورد و اين مساله غيرقابل دفاع و چنان اغماض ناپذير است كه سپاهانى ها هرچه نيز بگويند، قابل پذيرش نخواهد بود.
به جز آن، نوع سازماندهى تشكيلاتى مسابقه فوق هم آنچنان با ايرادات متعدد همراه بود كه سبب شد هواداران دو تيم در فاصله اى نه چندان زياد با يكديگر بر روى سكوها مستقر شوند و در نتيجه امكان دسترسى آنها به يكديگر و پرتاب اشياى محترقه به سمت طرف مقابل براى آنها موجود بود و كار به جايى كشيد كه گفتيم و ديديد. مسووليت اين امر و چگونگى آن و محل مستقر شدن تماشاگران چيزى است كه هميشه برعهده ميزبان و هيات فوتبال شهرى است كه مسابقه در آن برگزار مى شود و با اين حساب مبرا دانستن اصفهانى ها از آن چه رخ داد، غيرممكن مى نمايد.
تبعات تلخ
به همان نسبت سپاهان كه هميشه نقش دقيق و وسيعى در سازماندهى و به ميدان كشيدن هوادارانش داشته است، نمى تواند بگويد آن چه طرفدارانش در آن روز انجام دادند، كاملا برايش بى مقدمه و سهم باشگاه در آن صفر بوده است. درست است كه خطاى مذكور، خطاى فردى و محصول نابخردى يك يا چند هوادار تندرو بوده است، اما وقتى ابعاد يك مسابقه ورزشى بزرگ مى شود و كنترل شايسته اى بر آن صورت نمى پذيرد، بديهى است كه حوادثى نظير آن چه در اصفهان ديديم، رويت خواهد شد و هيچ جور نمى توان تبعات تلخ قضيه را ناديده گرفت و همان طور كه پيشتر گفتيم سربازى كه آن گونه دچار حادثه شد و از هر دو چشم به شدت ضربه ديد، يك نمونه از هزاران جوان شريف و آرزومند ايرانى است كه هرگز نبايد قربانى بى مبالاتى هاى رايج در مسابقات داخلى ما و عدم كارايى تشكيلاتى يك يا چند باشگاه ما شوند و امروز همگان غصه سرباز شريف، محمد احمدى را مى خورند كه اگر قدرى سازماندهى درست تر بر روى سكوها و توسط سران سپاهان و مقام هاى فوتبال اصفهان اعمال مى شد، مشكل عظيم فعلى را نمى داشت و كار به اينجا نكشيده بود. با اين حساب حكم صادر شده از سوى كميته انضباطى نه فقط دور از حقيقت نيست، بلكه يك برخورد شايسته با اتفاق تلخى است كه اگر مهار وسركوب نشود، فرداى ورزش ما و به ويژه فوتبال را بسيار منفى تر خواهد ساخت.
به همين خاطر است كه مسوولان امر و هر كسى كه منفعت فوتبال كل ورزش را مى خواهد، بايد پاى راى كميته انضباطى بايستد و از برخورد آن با موضوع مهم و خطير اصفهان حمايت كند.
نوعى تشويق
شايد بتوان روى برخى از تبصره هاى حكم اين كميته بحث و جدل كرد و جريمه هاى مقرر را زياد يا كم دانست اما اگر اين مجازات ها به شدت كاهش يابد، مثل موارد مشابه قبلى نوعى تشويق مستقيم بدرفتارى بر روى سكوها بوده و راه فرار را به روى خاطيان بيش از پيش خواهد گشود. يعنى هر سازمان و باشگاه و فرد خاطى اين دلگرمى تاسف بار را خواهد داشت كه مى تواند به رغم انجام هر خطايى و دريافت هر حكمى، راهى را براى كاستن چشمگير آن بيابد.
شايد حكم اوليه براى هر خطايى، چيزى باشد كه به آن نياز است، اما وقتى بتوان در حكم ثانوى به ساحل نجات رسيد و بسيارى از مسايل را تغيير داد، بديهى است كه روال و بناى خطا و خطاكارى در ورزش و منجمله فوتبال ما غنا و استمرارى بيشتر خواهد يافت و اين چيزى است كه بايد اكيدا از آن پرهيز كرد.
عبدالرحمن شاه حسينى رييس كميته انضباطى فوتبال ايران كه نظر به پايان كار فدراسيون موقتى سابق حكم انضباطى ماجراى اصفهان را به عنوان آخرين حكم سازمان متبوعش در دوره حيات آن فدراسيون صادر و سپس به طور سمبليك از سمت خود كناره گيرى كرد و در انتظار موضع گيرى فدراسيون جديد باقى ماند، در سال هاى اخير نظمى خاص را به كميته انضباطى و قاطعيتى قابل قبول را در نوع برخورد اين نهاد با برخى موارد و اتفاقات انضباطى در فوتبال ما بخشيده است و از اين بابت بايد بر كار او مهر تاييد زد. درست است كه تعدادى از احكام وى نيز در قياس با خطاى مطروحه سبك بوده و بنابراين نتوانسته است يك عامل بازدارنده موثر و مناسب براى خطاهاى آينده باشد، اما در برخى موارد نيز كه حكم او موضوعيت ومناسبت داشته كه توسط اهرم ها و چرخه هاى ديگر سست و كم اثر شده است. چه بسيار احكام كميته انضباطى كه در راه اجرا در دفتر دبيركل سابق فدراسيون توقف پيشه كرده و كم تاثير و يا به كلى حذف شده است و چه بسيار دفعات كه احكام او در شوراى استيناف و محاكم تجديد نظر تعديل و تغيير يافته است.
كم اثر و منتفى
اين گونه برخوردها از شدت عمل فدراسيون در برخورد با خطاها كاسته و همان طور كه قبلا گفتيم يك اطمينان خاطر براى خاطيان بوده است تا بدانند اگر هم مساله اى رخ دهد، بعدا قابل توجيه و رفع و رجوع خواهد بود و مى توان مجازاتى بسيار سبك تر را از طريق محاكم انضباطى فوتبال، جور و استخراج كرد و به اصطلاح از زير قضيه در رفت.
تا چنين فضا و باورى در ورزش ما هست و مى توان هر چيزى را سبك تر از آنچه واقعا هست، درآورد و حتى وقايع سنگين و تلخ را نيز به گونه اى كم اثر و منتفى ساخت، نمى توان به بهبودى حقيقى امور در فوتبال و ورزش كشور چشم دوخت و متاسفانه بيم آن مى رود كه اين بار هم با حكم جديد كميته انضباطى كه از قضا كامل ترين و بهترين احكام اين كميته در دوران كارى آن است، برخوردى مشابه صورت پذيرد و از شدت و حدت آن در شوراى عالى استيناف و ساير نهادها چنان كاسته شود كه فراموش كنيم در آن روز چه روى داده است و چرا روى داده و چگونه سلامتى يك سرباز شريف قربانى آن شده است.
پس از ناكامى در MLS
بكام در انتظار دعوت كاپلو
شيوا نوروزى
فوتبال اين ورزش تجارى آنقدر به سمت صنعتى شدن ميل كرده كه در بسيارى از موارد مشكلات خاصى را به وجود آورده است. از برجسته ترين مشكلات مى توان به نگاه اقتصادى فوتباليست هاى حال حاضر دنيا به باشگاه ها اشاره كرد و اين كه دستمزدى كه آنها دريافت مى كنند در اغلب موارد حرف اول را مى زند، هم براى بازيكن و هم براى باشگاه.
به علاوه بازيكنانى كه ديگر به روزهاى بازنشستگى نزديك مى شوند و از روزهاى اوج خود فاصله كيلومترى دارند، به تيم هاى پايين تر روى مى آورند كه تنها از نظر مالى تامين هستند و حاضرند براى مطرح شدن اسم باشگاه هر هزينه اى را براى ترانسفر يك بازيكن مشهور و حتى مصدوم بپردازند. از اين دست باشگاه ها در حوزه خليج فارس كم نيستند كه بازيكنانى نظير روماريو را هم به خدمت گرفتند.
حال ديويد بكام ستاره سابق انگلستان نيز به چنين حال و روزى دچار شده و در وضعيت مطلوبى به سر نمى برد. درست چند ماه پيش بود كه خبر انتقال جنجالى بكام از رئال به لس آنجلس گالكسى نقل محافل شد و بيش از همه مبلغ نجومى قراردادش بود كه به مرز ۱۵۰ ميليون دلار نيز رسيد. در ابتدا همه تصور مى كرديم كه قطعا دليل رفتن ديويد دستمزد باورنكردنى بود كه گالكسى پيشنهاد كرده اما كم كم رويكردها به اين خبر تغيير كرد و مقاصد اصلى باشگاه رو شد. البته از بكامى كه حتى در زمان اوج فوتبالش نيز به كارهاى تبليغاتى مى پرداخت و در تيذرهاى شبكه هاى مختلف حاضر مى شد و درآمدهاى هنگفتى نيز به جيب مى زد انتظار ديگرى نمى رفت چرا كه مسوولان گالكسى به چهره تبليغاتى او بيشتر از هنر بازى وى در مستطيل سبز اهميت مى دادند و به همين منظور هم با آمدنش موافقت كردند. زيرا اطمينان داشتند با آمدن او به لس آنجلس خيل هواداران او به استاديوم ها سرازير مى شوند و به هر جا كه سفر كنند بكام ابزار تبليغى بسيار خوبى است كه فوتبال دوستان را از هر نقطه جهان متوجه خود مى كند. دقيقا اين نقطه ضعف ستاره انگليسى بود كه امريكايى ها به خوبى آن را يافتند و از آن استفاده كردند. البته اشتباه بزرگ شخص بكام را نمى توان ناديده گرفت چرا كه اگر او كمى بيشتر از اينها به فوتبال و حرفه اش اهميت مى داد و آنقدر به آگهى هاى تبليغاتى و خالكوبى هاى متعدد نمى انديشيد قطعا مى توانست تصميم بهترى بگيرد و مجبور نبود كه سيل انتقادها را تحمل كند. پيش از آن كه بكام رئال را ترك كند، هرگز تصور نمى كرد كه كاپلو سرمربى وقت كهكشانى ها سكان هدايت تيم ملى كشورش را برعهده بگيرد و او مجبور باشد رضايت اين مربى سخت گير را به دست آورد. اگر به خاطر داشته باشيد كاپلو دل خوشى از ديويد بكام ندارد تا جايى كه او را در اواخر حضورش در مادريد نيمكت نشين كرده بود.
فصلى سرشار از ناكامى
در امريكا و بالاخص لس آنجلس همه منتظر ورود او بودند و گمان مى كردند گالكسى با آمدن ديويد ديگر مشكل نخواهد داشت. بكام آمد و اما با كوله بارى از مصدوميت، به طورى كه سرانجام در هفتمين بازى به ميدان رفت و يك گل نيز به ثمر رساند. اما يك بازى و يك گل آن هم پس از چندين هفته آن چيزى نبود كه هواداران رمانتيك گالكسى انتظار داشتند، هوادارانى كه از مدت ها قبل از ورود بكام به امريكا، بليت تمامى بازى ها را خريدارى كرده بودند. انتقادها آغاز شد و هر روز هم بيشتر مى شد. حضور نصفه ونيمه بكام در ميدان، نتايج ضعيف تيم و سيل انتقادها همگى دست به دست هم دادند تا زمينه را براى استعفاى فرانك يالوپ ـ سرمربى گالكسى ـ فراهم كند. سپس بازار شايعات مبنى بر سرمربى جديد شروع شد و هر روز نام يك مربى مطرح مى شد و از جدى ترين آن ها مى توان به يورگن كلينزمن آلمانى اشاره كرد و از آنجا كه او در لس آنجلس اقامت دارد جدى ترين گزينه محسوب مى شد. اما سرانجام قرعه به نام رودگوليت افتاد تا نام لس آنجلس گالكسى هرچه بيشتر بر سر زبان ها بيفتد. گويا خود بكام هم متوجه اشتباه خود شده و از آنجا كه ليگ فوتبال امريكا تعطيل است و او به انگليس بازگشته و به نوعى سعى دارد خود را آماده نگه دارد تا در فصل آينده فوتبال امريكا مشكلى نداشته باشد. به همين خاطر بكام با كسب اجازه از آرسن ونگر، سرمربى توپچى ها در تمرينات اين تيم شركت مى كند تا به گفته خود آماده و سرحال در ماه فوريه به لس آنجلس بازگردد.
اميدوار به حضور در تيم ملى
قطعا هم بكام و هم فوتبال دوستان ادعاى او در مورد حضور در تمرينات آرسنال آن هم فقط براى حفظ آمادگى را نمى پذيريم چرا كه مى دانيم كه در ماه فوريه ديدار دوستانه اى بين تيم هاى انگليس و سوييس برگزار مى شود كه اولين حضور كاپلو روى نيمكت تيم ملى انگلستان نيز به حساب مى آيد. در نتيجه فابيو كاپلو از چند سو تحت فشار است.انتخاب بازيكنان و اعلام هرچه سريع تر اسامى تيم ملى، پيش داورى هاى مطبوعات و رسانه ها و بالاخص آنها كه چندان دوست نداشتن كاپلو روى نيمكت تيم ملى كشورشان بنشيند و همچنين دخالت هاى مربيان تيم ها و حتى مربيان اسبق انگليس مبنى بر انتخاب بازيكنان. از اين رو كاپلو در تكاپو است تا با دعوت از بهترين ها دهان منتقدان رابسته نگه دارد و بعيد به نظر مى رسد كه اين گمانه زنى ها تاثيرى روى او بگذارد. به علاوه كاپلو و ديويد بكام خاطرات خوشى از يكديگر ندارند و اين اختلاف به زمان حضور آنها در رئال برمى گردد.به هر حال ستاره ۳۲ ساله گالكسى تمام تلاش خود را مى كند تا بلكه نظر كاپلو را تغيير دهد. بكام مى گويد: كاپلو از محبوب ترين مربيان حال حاضر دنيا است كه از هر جهت به كارش وارد است و اميدوارم من هم در تيم جديد او حضور داشته باشم. مى دانم كه فراز و نشيب بسيارى در روابط من و كاپلو وجود داشته است اما اين گونه هم نيست كه او حرفه اش را با اين حرف و حديث ها به خطر بيندازد. به كشورم آمده ام و تمرينات خود را ادامه مى دهم تا فرم بدنم را حفظ كنم و خوشبختانه كاملا با شرايط آرسنال كنار آمده ام و حتى اگر در تيم كاپلو هم قرار نگيرم باز هم نااميد نمى شوم و به تلاش خودم ادامه مى دهم.
اعتراض شديد بلاتر
مرد شماره يك فيفا بار ديگر اعتراض خود را نسبت به بها ندادن به مربيان و بازيكنان داخلى ابراز كرد. سپ بلاتر ۷۱ ساله كه سابقه مبارزه با افزايش تعداد خارجيان حاضر در ليگ برتر انگليس را نيز دارد، ميدان دادن سران اين كشور به مربيان خارجى را به ضرر فوتبال جزيره و دليل عدم موفقيت آنها در عرصه هاى بين المللى دانست. پس از انتخاب فابيو كاپلو به عنوان سرمربى تيم ملى انگلستان كه جايگزين استيو مك لارن شد، بلاتر بار ديگر به مسوولان اتحاديه فوتبال انگليس هشدار داد: تا به حال نديدم كه كشورهايى از جمله آلمان و ايتاليا سرمربى خارجى را براى تيم ملى كشورشان بياورند و اكثر مربيان تيم ها را نيز از ميان مربيان هموطن خود انتخاب مى كنند. اما وضعيت فوتبال جزيره هر روز بدتر از روز گذشته مى شود و تيم هاى قدرتمند اين كشور را مربيان و بازيكنان خارجى اداره مى كنند. قصد ندارم به انتخاب كاپلو اعتراض كنم اما اگر سران اتحاديه در روند كارى خود تغيير ندهند جز سرخوردگى و محو شدن فوتباليست ها و مربيان انگليسى نتيجه اى نخواهند ديد.
مشكلات ويژه زوران گاييچ
راه پرپيچ و خم واليبال ايران در مقدماتى المپيك

وحيد رسولى

نحوه حضور زوران گاييچ در ايران و اشتغال همزمان او در تيم ملى واليبال ايران و يك تيم باشگاهى روسيه و ضررهاى حاصله اين قضيه براى واليبال ايران همچنان در اين ورزش خبرساز و موجب ايجاد حرف و حديث هايى است و چون فدراسيون واليبال آن را پذيرفته و ديگران نيز زندگى خود را براساس سلوك حرفه اى پردردسر اين مربى صربستانى تنظيم كرده اند، چاره اى نيست جز اين كه سوخت و ساخت و فعلا با روش هاى وى حركت كرد.
گاييچ مدعى است كه چون اين امر يعنى حضور توامان مربيان بزرگ در تيم هاى ملى و باشگاهى رايج است، نبايد موضوع او را بزرگ كرد اما بسيارى از كارشناسان مى گويند قلت حضور وى در ايران باعث مى شود مسابقات ليگ واليبال را به طور مستمر نبيند و در نتيجه دعوت از نامداران و شايسته ها به اردوى ملى در درجه اول براساس شناخت قبلى خود او و در مرحله بعدى توصيه اطرافيان صورت مى پذيرد و تيمى شكل مى گيرد كه بيشتر مصلحتى است تا فنى . درست است كه دار و ندار واليبال ما و نام و اوصاف برترين هاى اين رشته همانى است كه مى شناسيم و مى دانيد و معمولا تحول خلق الساعه اى روى نمى دهد و منتخبين گاييچ همان هايى هستند كه بايد باشند اما به يك مربى تمام وقت و هميشه حاضر نياز است تا اينك و در روزهاى اوج رواج ليگ واليبال هر هفته فراز و فرودهاى آن را ببيند و متوجه شود كه به چه كسانى نياز است و چگونه بايد كار كرد و در برخورد با مهره هاى مستعد و آماده بايد به كدام سو رفت و گاييچ در حال حاضر چنين نيست و هرگاه هم خبرنگاران در اين خصوص از او پرس وجو مى كنند، چنان قيافه حق به جانب به خود مى گيرد كه پرسش كننده ها مجبورند در قبال جواب هاى نه چندان استوار وى سكوت پيشه كنند.
تعريف و تمجيد شمارى از دعوت شده ها به اردوى ملى از گاييچ كه براى ماندن در اردو به اين سياست احتياج دارند(!) و مخالف خوانى بيرون مانده ها از اردوى ملى كه طبعا ميانسالان مشهور اين رشته اند، كار را پيچيده تر ساخته است.
هرچه هست محمدرضا داورزنى چاره اى جز زدن مهر تاييد بر اقدامات گاييچ ندارد. زيرا به هر حال وى مربى منتخب اوست و اگر رييس فدراسيون واليبال نيز از گاييچ انتقاد كند، خواهند پرسيد كه سبب استخدام وى چه بوده است. پس از اكتفا به رتبه پنجم در مسابقات قهرمانى آسياى ۲۰۰۷ در اندونزى و ارجاع تيم ما به پيكارهاى دشوار انتخابى المپيك، چاره اى جز ايستادن در پشت سر مربى قاطع صربستانى وجود ندارد و بايد تا پايان راه را با او طى كرد.
دو مرحله اردو
داورزنى سعى داشته است در ماه هاى اخير تحليل هاى مناسبى از واليبال ملى ايران و چگونگى مقدمات حضور آن در انتخابى المپيك به دست بدهد. او گفته است: برنامه ريزى براى تيم ملى واليبال بر مبناى اتفاقاتى كه در دور مقدماتى المپيك ( در ژاپن) براى ما در پيش است، صورت پذيرفته است. به اين خاطر در پايان رقابت هاى باشگاهى دو مرحله اردوى تداركاتى براى ملى پوشان خواهيم داشت كه يكى در تهران و ديگرى در روسيه خواهد بود و طى آن ديدارهايى دوستانه نيز برگزار خواهيم كرد كه مبنا و نوع انتخاب و اجراى آن براساس بازى هايى خواهد بود كه در ژاپن در انتظار ما خواهد بود.
مشكل بزرگى كه تيم ملى واليبال ما خواهد داشت، لزوم انجام ۷ بازى متوالى در ۷ روز و بدون هيچ فرصتى براى استراحت است. اين يك نيروى بدنى و استقامت عظيم را مى طلبد كه متاسفانه ورزشكاران ايرانى در آن هيچ گاه فوق العاده نبوده اند، داورزنى مى گويد: در اردوهاى تداركاتى تيم ملى نيز ۷ ديدار پياپى در عرض ۷ روز را براى تيم در نظر گرفته ايم تا ببينيم جواب مى دهد يا خير. از طرف ديگر با توجه به رابطه خوب واليبال ايران و روسيه مشكلى براى سفر به آنجا و برپايى يكى از اردوهاى خود در آن سامان نداريم و اين كار بعد از اتمام ليگ داخلى صورت خواهد پذيرفت.
از بين تيم هاى حاضر در مسابقات انتخابى المپيك يكى را به تهران دعوت خواهيم كرد كه شانس اسپانيا و صربستان بيشتر از سايرين است و اگر هم اين دو نيايند. تيم نامدار ديگرى را دعوت خواهيم كرد.
پير و جوان
با اين حال اسامى دعوت شده ها به سومين اردوى مقطعى تداركاتى تيم ملى واليبال كه اخيرا با شركت ۲۰ واليباليست برگزار شد، باز هم بحث برانگيز بود. اين كه گاييچ تاييد و تاكيد كرده از او مدال واليبال بازى هاى آسيايى ۲۰۱۰ گوانگ ژو طلبيده شده و در نتيجه مجبور به جوان گرايى است، براى آن زمان دليل مقطعى بر وفور افراد جوان در ليست منتخبين است و در عين حال وجود يكى دو مهره ميانسال در اردو و دعوت نشدن ساير مسن ها به اردوى ملى اين شائبه را ايجاد كرده كه گاييچ انصاف زيادى را مبنا و دستور كارش قرار نداده است.
او براى هدايت اين اردو چند روزى به تهران آمد و سپس به روسيه بازگشت تا به كارش در آنجا ادامه بدهد و اين هم بحث برانگيز بوده است. قدر مسلم اين كه گاييچ حداقل تا پايان مرحله انتخابى المپيك در واليبال ما خواهد ماند و از آنجا كه احتمال توفيق ما در آن رقابت ها اندك است به احتمال قوى به وى فرصت ادامه كار تا بازى هاى آسيايى ۲۰۱۰ هم داده خواهد شد.
يك احتمال
اين كه حاصل كار در آن زمان چه خواهد بود، بايد صبر كرد و ديد، اما اگر پاى صحبت هاى برخى مسوولان و دست اندركاران بنشينيد متوجه مى شويد كه چندان خوشبين نيستند و نوعى خط كشى و جبهه گيرى آشكار و پنهان هم بر عليه گاييچ وجود دارد و نمى توان آن را در شكل گيرى نتايج بعدى تيم ملى واليبال دخيل ندانست. پايان ليگ برتر واليبال ايران و شروع ثبت نتايج ديدارهاى تداركاتى تيم ملى تصوير بهترى از شرايط موجود را به دست خواهد داد، اما قدر مسلم اين كه راه صعود به المپيك بسيار دشوارتر و پر پيچ وخم تر از چيزى است كه برخى تصور كرده اند و اگر در دوره قبلى ( المپيك آتن) به رغم پيروزى بر امثال ژاپن و كره جنوبى راهى به المپيك نيافتيم، اين بار احتمال دارد همان توفيق ها نيز به دست نيايد.
گذر و نظر
حال و هواى قرمزاى تهرونى
خيلى دلمون مى خواست قيافه پرسپوليسى ها رو وقتى شنيدن ۵ امتياز از سپاهان كم مى شه رو ببينيم. آخه اينجور كه بوش مى ياد بعد از شنيدن اين خبر يه بزن و بكوب اساسى راه انداختن كه اون سرش ناپيدا. هر كى هم جاى اونا بود همين كار رو مى كرد.
من كه فكر مى كنم پرسپوليس اوضاع خوبى داره چون مرزبان كه برگشته و ديگه احتمالا مشكلى ندارن. ولى چرا يه حاشيه جديد دارن كه اونم كسى نيست جز نيكبخت كه خوراكش حاشيه ساختن واسه هر تيمى يه كه عضوش باشه.
اين دفعه ام مرحمت كرده و يه مصاحبه عليه قطبى انجام داده، ولى مگه به اين راحتى ها كاشانى از كسى مى گذره.مرزبان به اون بزرگى ۲۵ درصد از دستمزش پريد حالا واى به حال اين كه خود قطبى ام از دستش شاكيه.البته نبايد از شكرآب شدن ميون كاشانى و قطبى هم به سادگى گذشت، بله پرسپوليس آبستن حوادث تازه اى است.
دوپينگ هم عالمى داره!
چند وقتى ميشه كه خبرهاى كميته ضددوپينگ بدجورى رو بورسه و همين جور از در و ديوار مى باره. نمى دونم چقدر صحت داره ولى شنيديم كه ۸ تا دوپينگى ديگه هم تو راهن و به زودى اسامى شون اعلام مى شه كه چند تاشون ليگ برترى اند و حتى يكى دو تاشون هم عضو تيم ملى اند.
ما كه نمى دونيم كى راست مى گه كى دروغ. از يه طرف مطبوعات اين جورى مى نويسن از يه طرف دكتر شريف، رييس كميته ضددوپينگ از بيخ منكر همه چيز مى شه و ادعا مى كنه كه همه اين حرفا شايعه است و روزنامه ها شلوغش كردن.
دكتر كه خيلى از دستشون ناراحته گفته اگه كسى هم دوپينگ كنه ما خودمون زبون داريم و اسامى اونارو اعلام مى كنيم و نمى خواد شماها داييه مهربونتر از مادر بشين. ما هم مى گيم چشم ولى آقاى دكتر بهتر نيست خيلى زود و قبل از اين كه حاشيه اى درست بشه رك و راست بگى دوپينگى داريم يا نه؟
وقتى مربى تصميم گيرنده باشه
مى خواستيم عوض بازى هانزاروستوك رو سر قطرى ها در بياريم ولى اين دفعه ام نشد به قطرى ها نتونستيم گل بزنيم. البته اين بار كسى نمى تونه بگه كه شناختى از قطرى ها نداشتيم چون به اندازه كافى باهاشون بازى كرده بوديم و حسابى مى شناختيمشون. حقيقتش نمى تونم راجع به خود بازى حرفى بزنم چون اصلا مسابقه از تلويزيون پخش نشد كه بخوايم چيزى ببينيم.
از روز قبل مسابقه وقتى اخبار اعلام كرد كه ساعت ۶ بازى انجام مى شه ما فكر كرديم مثل هميشه مى تونيم از شبكه ۳ بازى رو تماشا كنيم ولى هرچى منتظر شديم چيزى نديديم خلاصه اعلام كردن كه سرمربى قطر خوشش نمى ياد كه تصوير خودش و تيمش از تلويزيون پخش بشه.
زيادم ازشون نمى شه انتظار داشت چون قطرى ها يه دفعه ام اين كار رو كرده بودن ولى مقصر اصلى احتمالا مسوولين ايرانى هستن كه اينقدر ضعيف عمل مى كنن و نمى تونن حرفشون رو به كرسى بنشونن.
سرگيجه
بابا خسته شديم از بس كه دنبال ژنرال اين طرف و اون طرف رفتيم، از ازبكستان تا گوشه، گوشه ايران چشمامون دنبال امير قلعه نويى رفت تا سرگيجه گرفتيم كه خبر عقد قرارداد مربى جوون فوتبال ايران با مس كرمان هم خودش رو آروم كرد، هم ما رو تا بالاخره يه كمى از بابت قلعه نويى خيالمون راحت بشه و ديگه تو ستون گذر و نظر چيزى راجع به اين موضوع ننويسيم و باصطلاح بى خيالش بشيم ولى خب مثل اين كه قراره قلعه نويى تبديل به پاى ثابت اين ستون بشه، حتما خودتون شنيديد كه اميرخان يكى از گزينه هايى است كه شايد دوباره سكان هدايت تيم ملى رو به دست بگيره، از شما چه پنهون ما شنيديم حتى چمدان هايش رو هم براى ترك كرمان و سفر به تهران بسته و فقط منتظر چراغ سبز كفاشيانه، خب با اين اوصاف بايد دوباره منتظر يك سرگيجه اساسى باشيم.
راستى تا يادمون نرفته برخى از تيزبين ها وقتى قلعه نويى همزمان با تيم ملى در كيش آفتابى شد چنين قضيه اى رو پيش بينى كرده بودند.
اجراى علامت مساوى با تهديد
از هرچى بگذريم سخن دوست خوش تر است. اين سپاهانى ها عجيب نقره داغ شدن و فكر نكنم تا به امروز هيچ تيمى اين جورى تنبيه شده باشه چون ۷۰ ميليون كه واسه يه تيم صنعتى چيزى نيست و تازه جريمه نقدى رو كى داده كى گرفته. اما ۵ امتياز رو نمى شه كاريش كرد.
از اونجايى كه بانى اين مجازات تاريخى كسى نيست جز شاه حسينى ( كه البته استعفا داده) سايت فارس يه خبرى گذاشته بود كه شاه حسينى يكى از علت هاى استعفايش رو تهديد به مرگ شدن عنوان كرده.
ولى خودشم نمى دونه كه اين افراد كى هستن و چى مى خوان ولى اگه يه خورده تيز باشيد مى تونين حدس بزنيد.
خوب شغل شاه حسينى هم خيلى خطريه و اگه خداى نكرده طرف حسابش بويى از عدالت نبرده باشه از اين اتفاقا زياد واسش مى افته.


|   شناسنامه   |   آرشيو   |