سه شنبه ۲۵ دى ۱۳۸۶
۶ محرم ۱۴۲۹ - ۱۵ ژانويه ۲۰۰۸ - سال هشتم - شماره ۲۵۰۳
كتابخانه
Tel: white
red@javandaily.com
sJavan.jpg
جستجو
pdf PDF
Edition
صفحه نخست
ايران
جهان
اقتصادى
حوادث
ورزشى
فرهنگى
جوان ورزشى
جوان قرآنى
سراى ايرانى
كتابخانه
سلام جوان
جامعه
آرشيو
تماس با ما
كتاب خواندن براى كودك
ليلا قنبرى
استعداد خواندن در كودكان خيلى قبل از اين كه به مدرسه بروند مشخص مى شود. برخى از متخصصان معتقدند معلمى كه در پايه اول تدريس مى كند خيلى كم مى تواند با بچه اى كه در طول پنج سال اول زياد درباره يادگيرى زبان با او كار نشده است كمك كند و اين كار نكردن اثراتى را به دنبال دارد كه معلم نمى تواند جبران كند. بچه اى كه كلاس اول است بتواند خواندن را به راحتى بياموزد معمولا بچه اى است كه از روى فكر صحبت مى كند و كتاب براى او خوانده شده است و نيز مى تواند يك داستان را دنبال كند وآن داستان را بازگو كند. معمولا اين بچه ها خواندن را يا در مهد و يا در خانه شروع كرده اند مثل آمادگى مى باشد كه اين دوره ها يادگيرى زبان را براى كودكان آسان مى كند. والدين هم مى توانند تجربه هاى مشابهى را براى كودكان در منزل فراهم كنند. زمان شروع اين تجربه ها يك سالگى است. يك كودك خردسال هم، آهنگ يك صداى دوستانه را دوست دارد در صورتى كه معناى آن را
نمى فهمند ممكن است براى صحبت كردن خيلى كوچك باشد اما با اداهاى مختلف پاهايش را به حركت درآورده و نيز به اين شكل حرف مى زند و لذت مى برد. در هشت و نه ماهگى بچه ها به اشعار و آهنگ ها و بازى هاى كودكان علاقه نشان مى دهند و صداهايى كه دوست دارد اگر بشنود جيغ مى زند. هر روز بيشتر بچه به حرف زدن نزديك مى شود تا زمانى كه كلمات را نوك زبانى بيان كند بعد از مدتى او از بازى هايى كه شعر و آهنگ دارد لذت مى برد.
۱- آماده شدن براى خواندن
وقتى شما از بازى هاى آهنگ دار با كودكتان لذت مى بريد، ممكن است اصلا به خواندن كتاب ها براى كودكتان فكر نكنيد، اما شما در واقع با اين بازى ها نقطه شروعى براى خواندن كودك خود ايجاد كرده ايد. او هم با در آوردن صداهايى از خودش پاسخگويى به شما را تجربه مى كند. بچه هايى كه كتابخوان هاى خوبى مى شوند معمولا آنهايى هستند كه خوب صحبت مى كنند. از اولين روزهاى زندگى كودك به او صحبت كردن و فكر كردن بياموزيد. بزرگ ترين لذت براى شما وقتى است كه او خوب ياد مى گيرد. البته بچه ها متفاوتند، بعضى ها ممكن است خوب صحبت نكنند ولى بعدا كتابخوان هاى خوبى بشوند. اگر شما در مراحل اوليه رشد بچه  با او حرف بزنيد به رشد سخنگويى او كمك كرده ايد. پس اگر اولين بازى هاى شما با ( كلمات زيادى همراه باشد و لالايى و شعرهاى ساده هم داشته باشد، در سخنگويى او بسيار موثر خواهيد بود. اگر اشعار كودكانه را فراموش كرده ايد از كتاب هاى كودكان استفاده كنيد.
۲- كودكان دارند با آهنگ كلمات بازى مى كنند
بعضى وقت ها بچه ها كلماتى را دوست دارند كه در آنها صداهاى مشابهى وجود دارد مانند بو، مو، كو، آنها از اين كلمات تقليد مى كنند وصداهاى آنها را بارها تكرار مى نمايند. غالبا اين تكرار به خاطر اين است كه بچه ها از آهنگ اين كلمات لذت مى برند يا سعى
مى كنند از صداهاى قديمى، صداهاى جديد بسازند بعضى وقت ها ممكن است بچه ها يك رديف لغاتى كه از يكديگر ساخته مى شوند بسازند در اين لغات به نظر مى آيد كه بچه ها با آهنگ صداها بازى مى كنند و تمام وقت بچه صرف مى شود تا ياد بگيرد كه صداهاى مشابه را از هم متمايز كند .او گوش بسيار تيزى براى تمايز صداها دارد. تمام اين كارها به حرف زدن و بعدا به خواندن او كمك خواهد كرد.
۳- بچه ها تكرار صداها را دوست دارند
شايد دليل اين كه بچه ها اشعار كودكانه را خيلى دوست دارند همين تكرار صداها باشد. اشعارى كه در آنها خيلى تكرار صداها وجود دارد.
۴- براى بچه هاى خيلى كوچك كتاب را با صداى بلند بخوانيد
كودك در سن هشت يا نه ماهگى از اشعار كودكانه والايى لذت مى برد. در دواز ده تا پانزده ماهگى به عكس هاى كتاب موقع خواندن شعر و آواز نگاه مى كند. در يك سال و نيم تا دو سال كتاب را ورق مى زند و كم كم داستان ها را خوب ياد مى گيرد و اگر شما در خواندن كتاب اشتباه كنيد او را تصحيح مى كند. اگر بچه شما در اين سنين مطالعه را دوست ندارد نگران نشويد، هر بچه اى رشد مخصوص به خود را دارد. وقتى براى بچه ها كتاب هاى زيادى را با صداى بلند مى خوانيد به تدريج مى فهميد كه آنها از چه چيزى خوششان مى آيد اگر منصف باشيد قبول مى كنيد كه خودتان هم از خواندن داستان ها لذت مى بريد. بعضى از فعاليت ها و كارهاى جانبى در مطالعه، بيش از خواندن با صداى بلند به رشد فكرى كودك كمك مى كند نبايد انتظار داشت كه بچه، هم به شما و هم به كتاب توجه كند همين كه شما توجه او را به كلمات وعكس ها جلب كنيد احساس رضايت خواهيد كرد.
۵- كتاب هايى براى بچه هاى زير چهار سال
هيچ كتابى را نمى توان دقيقا براى سن به خصوصى معرفى كرد. مثلا ممكن است كتابى كه براى يك بچه سه ساله مناسب باشد براى بچه سه ساله ديگر خيلى زياد و ياخيلى بچه گانه باشد. غالبا كتابى كه در سه سالگى مورد علاقه بچه واقع مى شود ممكن است براى سال هاى بعد هم مورد علاقه بچه قرار گيرد.
معمولا كتاب هايى كه داراى كار هنرى و نقاشى هاى ساده و رنگ هاى روشن هستند براى اين بچه ها مناسب مى باشند. كتاب هاى شعر كودكان نيز مورد علاقه اين سنين است .كودكان اين نوع كتاب ها را دوست دارند و آنها را سريع ياد گرفته و بازگو مى كنند. داستان هايى كه موقع خواب براى بچه ها مى گوييد معمولا براى كودك بعد از يك روز بازى جالب و سوال برانگيز مى باشند.
هر پدر و مادرى بايد با توجه به ذوق و كنجكاوى كودكان خود كتاب هاى مناسب را انتخاب كنند. كتاب هايى كه عكس هاى واقعى از حيوانات دارند نيز مورد توجه و علاقه بچه ها در اين سنين مى باشد.
منبع: چگونه بچه هايمان را به مطالعه تشويق كنيم
نويسنده: دكتر نانسى لاريك
مترجم: مهين محتاج
فرااخلاق
پاره اى از مسايل آنچه امروز فلسفه اخلاق خوانده مى شود، از ديرباز موضوع انديشه دانشوران بزرگى چون سقراط، افلاطون و ارسطو در مغرب زمين و ابن سينا و خواجه نصير الدين طوسى در مشرق زمين بوده است، اما فلسفه اخلاق، به مثابه دانشى مستقل، مولودى نوپاست كه در مغرب زمين تولد يافت و به سرعت رشد نمود و جايى فراخ در انديشه معاصر براى خود گشود.
واژه اخلاق جمع خلق و در لغت به معناى سرشت و سجيه است. معناى اين واژه در فرهنگ عالمان اخلاق نزديك به معناى لغوى و برگرفته از آن است. در خلق حالتى راسخ براى نفس است كه او را به انجام دادن كارهاى بدون انديشه و تامين برمى انگيزاند.
علم اخلاق، دانشى است كه به آدمى مى آموزد:
۱- خلق هاى پسنديده و خوى هاى ناپسند كدام است
۲- راه پيراستن نفس از خلق هاى ناپسند چيست
۳- روش آراستن نفس به سجاياى پسنديده كدام است
امر مهم نزد عالمان اخلاق مسلمان همان آراستن نفس به خلق هاى پسنديده است. نزد ايشان فعل پسنديده در واقع وسيله اى است براى تحقيق صفات راسخ نيكو در جان آدمى. اين ديدگاه ريشه در انسان شناسى خاص اين عالمان دارد كه گوهر وجود آ دمى نفس او است و كمال او در پرتو كمال جان او شكل مى گيرد.
اما عالمان مغرب زمين علم اخلاق را امرى مربوط به رفتار آدمى دانسته اند نه سجاياى او. فولكيه مى گويد: علم اخلاق عبارت است از مجموع قوانين رفتار كه انسان با عقل به آن مى تواند به هدفش نايل آيد. و ژكس مى نويسد: علم اخلاق عبارت است از تحقيق در رفتار آدمى بدان گونه كه بايد باشد. تمام علوم بشرى به دو بخش كلى تقسيم مى گردد: حكمت نظرى و حكمت عملى.
حكمت نيز به دو شاخه ياد شده تقسيم مى گردد و عبارت است از علم به حقايق اشيا آن چنان كه در واقع هست، به اندازه توان آدمى. با توجه به تقسيم معارف بشرى به دو شاخه حكمت نظرى و حكمت عملى، عقل كه در راس قواى مدركه آدمى است، به عقل نظرى و عقل عملى تقسيم شده است. عقل نظرى شناخت امور دانستنى را كه ارتباط مستقيمى با عمل ندارند بر عهده دارد و عقل عملى شناخت امور بايسته و نبايسته را كه مستقيما به حوزه عمل انسان مربوط مى شوند. كتاب فرااخلاق تاليف على شيروانى، به همت انتشارات كانون انديشه جوان منتشر شد و در دسترس علاقه مندان مى باشد.
آيين خردپرورى
فاطمه دميرچى
فيلسوفان و انديشمندان بزرگ، از دير باز خرد آدمى را مهم ترين ويژگى جداكننده وى از حيوانات برشمرده اند. خرد، هديه اى ربانى و مائده اى آسمانى است كه انسان را در سير استكمالى جاودانه و بى منتهايش به سوى آن مقصد خردآفرين مطلق نشان، خداى جان و جهان همراهى و ياورى مى كند.
بدين سان، پرورش و تكميل اين گوهر گران سنگ ملكوتى، وظيفه اى بس حساس و حياتى است كه همواره كانون توجه ارباب آيين ها و اصحاب انديشه ها بوده و هست.
اسلام، اين آخرين و كامل ترين دين الهى نيز به گونه اى شايسته و در خور، بر مقام و منزلت ممتاز عقل صحه گذاشته، در دوعرصه كلام الهى و گفتار معصومان (ع)، خطوط كلى و اصول وروش هاى اساسى پرورش عقل را ترسيم نموده است.
كمال و پويايى اين دين زنده و جاودانه، فراهم آورنده كليه شرايط و عواملى است كه براى تربيت تمام ساحت هاى وجود آدمى و از جمله، ساحت عقلانى وى، ضرورتى تام و تمام دارند. بر دينداران عالم و انديشمندان است كه با تلاشى بى وقفه در راه شناسايى، استخراج و تدوين آموزه هاى تربيتى دين مبين اسلام، گام نهند و يافته  هاى پژوهشى خويش را در معرض ديد و نظر اصحاب علم و فرهنگ و معرفت قرار دهند.
كتاب آيين خردپرورى رهاورد يكى از اين تلاش هاست. در اين كتاب، سعى شده است تا طى پژوهش نظامدار، گفتارهاى امام على (ع) را از منظر تربيت عقلانى، تجزيه و تحليل نموده، در قالب يك نظام تئوريك خرد پرورى طبقه بندى و عرضه كنند.
عقل، پايه و ا ساس انسانيت، محبت باطنى خداوند، وسيله فهم و دريافت معارف بنيادين دينى و يكى از منابع استنباط احكام فقهى اسلام است. در ميان ابعاد گوناگون شخصيت انسان، بعد عقلانى، جايگاهى فراتر و جلوه اى گيراتر از ديگر ابعاد دارد و چونان نورافكنى پرفروغ، بر تارك وجود وى مى درخشد. در يك كلام، سرچشمه منحصر به فرد تمامى كمالات نظرى و عملى است. اين محبوب ترين و برترين آفريده الهى هم سرآغاز علوم روشنگر بشرى و هم سرمنشا اعمال نيكوى انسانى است. بدين سان، پرورش صحيح عقل، ركن ركين پرورش ديگر ساحات وجودى آدمى خواهد بود.
اسلام نيز براى اين گوهر نفيس ملكوتى كه با دست پروردگار خرد آفرين در صدف جان آدمى تعبيه گرديده، منزلى ارجمند قايل است. در قرآن كه كامل ترين كتاب آسمانى براى راهنمايى بشريت است و نيز در سخنان معصومان(ع) كه مصاديق عينى قرآن و شايسته ترين الگوهاى تربيتى اند، شواهدى فراوان بر اين مدعا يافت مى شود.
اين كتاب بر محور گفتارهاى حكمت آموز و خردپرور سرسلسله امامان معصوم، حضرت على (ع) مى گردد.
دومين عامل تعيين كننده شخصيت عقلانى آدميان، تربيت است. اين عامل است كه مى تواند عقل بالقوه يا عقل هيولايى - در تعبير حكيميان ـ را از قوه به فعل درآورد و از مرحله امكان استعدادى به مرحله ثبوت و تحقق خارجى برساند. از منظر فلسفى، مربى، «علت معدّه» فعليت يا بى خرد ناشكفته متربى است. بدين سان و با احتساب ديگر عوامل موثر در شكوفندگى توانش عقلانى موضوع تربيت ـ هر قدر مربى خردمندتر باشد، ضريب احتمال رشد عقلانى متربى نيز بيشتر خواهد شد.
پيامبر (ص) و على (ع)، وحدت ملكوتيه و كثرت ملكيه دارند. آن دو، حقيقتى واحدند كه با يك كن وجودى هست گرديده، خاكدان ظلمانى ما را با فيضان نورانى خويش، روشنايى بخشيده اند، آنها يك نور روحانى اند كه در دو قالب جسمانى، جلوه گر شده اند، سنت پيامبر (ص) و ديگر معصومان (ع)، مشتمل بر سه بخش قول، فعل و تقرير آنهاست.
كلام على (ع) به عنوان جلوه اى بارز از شخصيت خردمندانه آن حضرت، در اوج فصاحت و بلاغت ظاهرى و حكمت و معنويت باطنى است. على(ع) در همه ميدان ها و از جمله، در ميدان سخن و سخنورى، اميرى بى هماورد بود.
كلام على (ع)، گذشته از اين جنبه هاى شگفت انگيز، خردپرور نيز هست. از اين رو، مى توان از سخنان آن حضرت، مولفه هاى گوناگون يك نظام تربيت عقلانى را استخراج و متناسب با شرايط و مقتضيات عصر حاضر، تدوين نمود. اهميت فراوانى كه على (ع) براى خرد و خردپرورى قايل گرديده، كافى است تا كنجكاوى حقيقت پژوهان خودشناس را برانگيزد وآنان را به سوى تحقيقات و مطالعاتى نوين سوق دهد. على (ع)، خرد را فضيلت انسان و اساس دين معرفى كرده  است. آن حضرت، خرد را تربيت پذير و خردپرورى را از هدف هاى بعثت انبيا مى داند. بدين ترتيب، انسانيت و ديانت در گرو عقلانيت است و حجت هاى بيرونى خداوند
( پيامبران) در خدمت رشد و شكوفايى حجت درونى (عقل) اند.
در تبيين و معرفى شان و منزلت گوهر نفيس ملكوتى ـ عقل ـ كه با دست تدبيرگر مبدا بى همتاى جهان، در صدف جان موجودى ارجمند و شريف به نام انسان، نهاده شده، دين را هم به عقل منسوب فرموده است.
با بررسى در مجموع سخنان حضرت على (ع) اين نتيجه به دست مى آيد كه عقل، منشا دو نوع كمال نظرى و عملى در انسان است. برخى از سخنان حضرت نمودار مصدريت عقل براى كمال فضيلت نظرى انسانند.
به اين ترتيب، فعليت و تحصل انسانيت انسان، چه در بعد علمى و چه در بعد عملى، متوقف بر تربيت اين دو بعد و تربيت اين دو بعد، متوقف بر تربيت عقل است. اگر عقل، به درستى پرورش يابد و با روش ها و راهكارهاى مناسب در مسير رشد و تكامل قرار گيرد، انسان را به كمالات شايسته اش مى رساند و سعادت او را در دنيا و آخرت، تضمين مى كند. چنين است كه طبق فرمايش حضرت على (ع) آشكار ساختن و به فعليت رساندن عقول آدميان كه همچون در مكنون در زير خاك هاى جهل و بى خبرى مدفون شده، از فلسفه هاى بعثت پيامبران است، بعثت پيامبران در گرو تكميل عقل آنهاست و عقل ايشان بر كل عقول امت آنان برترى دارد.
تاكنون درباره پرورش عقل، در شرق و غرب عالم، از قرون باستان تا قرون جديد و معاصر، كوشش هاى بسيارى از حيث نظرى و عملى، انجام شده؛ اما از آنجا كه عقل آدمى با همه قوت و قدرتش، چه بسا گرفتار خطا، گمراهى و عدم تشخيص حق و صواب مى شود، با گذشت زمان و روشن شدن افق ها و چشم اندازهاى جديد، بسيارى از اين نظريه ها متزلزل و مخدوش گرديده است.
افزون بر اين، نظام هاى آموزشى مبتنى بر اين نظريه ها نيز با دستيابى به پيشرفت ها و حقايق جديد، دستخوش تغيير شده و احيانا رو به زوال رفته است. به دليل همين محدوديت و كمبود عقلانى است كه خداوند، گروهى را كه طبق روايتى، حجت درونى ناميده شده اند، مامور تكميل و تربيت عقول محدود و ضعيف بشرى كه حجت درونى ناميده شده، كرده است. به اين ترتيب، شريعت يا عقل بيرونى براى پرورش و شكوفايى و هدايت عقل يا شريعت درونى است و از اين جا آشكار مى شود كه عقل و دين، نه تنها با يكديگر تناقض و تخالفى ندارند، بلكه در وفاق و همخوانى كاملند.
پايه و اساس بودن عقل براى انسانيت هم مورد تاييد اسلام است و هم شواهد عينى و تجربى دارد؛ اما ديدگاه اسلام در اين زمينه، از قرآن و كلمات پيشوايان معصوم(ع) به دست مى آيد. براى نمونه قرآن از كسانى كه اهل تفكر نيستند، به چهارپايان و گمراه تر از چهارپايان تعبير كرده است. تجربه هم نشان مى دهد كه انسان فاقد عقل، حيوانى بيش نيست.
حجيت عقل در قرآن و روايات نقش اساسى عقل در شناخت حقايق اساسى هستى يا اصول مسايل اعتقادى، مطلبى است كه هم در قرآن و هم در اخبار مورد تاييد قرار گرفته است. دعوت قرآن به تفكر و تدبر درباره مبدا و معاد و ضرورت وجود دين و نبوت، اقامه براهين عقلى بر اين موارد، درخواست از كافران و مشركان براى ارايه دليل و برهان، تصريح اخبار و روايات به معيار بودن عقل در شناخت حقايق اساسى هستى، دعوت به تعقل و تفكر درباره اين حقايق و حتى تصريح روايات به موضوع حجيت؟ عقل، همگى بيانگر شان و منزلت ويژه اى است كه دين اسلام، يعنى واپسين و كامل ترين دين آسمانى، براى عقل قايل شده است. در اين صورت، پژوهش درباره چگونگى تربيت اين موجود ارزشمند و اين حجت الهى، اهميت و ارزش خاصى دارد تاثير تربيت عقلانى بر ساير انواع تربيت نيز حضور و مدخليت دارد.
وجه ديگر اهميت عقل، نظام مندى و سازمان يافتگى آن است.
واپسين وجهى كه اهميت دارد كمبود منابع پژوهشى لازم در جامعه اسلامى ما است. از يك سو، پرورش عقل، ركن پرورش ديگر ابعاد وجود آدمى است و از سوى ديگر، اسلام، يعنى واپسين و كامل ترين دين الهى، اهميت فوق العاده اى براى عقل قايل شده است.
اسلام افزون بر آن كه عقل را به رسميت شناخته، با تكيه بر منبع خطا ناپذير وحى به كمك آن آمده است؛ پس اين دين كامل، بهترين و دقيق ترين برنامه ها را براى تربيت عقلانى دارد. با وجود اين، در زمينه استخراج ديدگاه اسلام در حوزه تربيت عقلانى، پژوهش هاى علمى در آغاز راه است.
كتاب آيين خردپرورى پژوهشى در نظام تربيت عقلانى بر مبناى سخنان امام على (ع) نوشته سعيد بهشتى توسط موسسه فرهنگى دانش و انديشه معاصر با قيمت ۳۰۰۰ تومان منتشر شده و در دسترس علاقه مندان مى باشد.
زمانه
يكى از شاخصه هاى بارز ملت ايران، پشتوانه تمدنى اصيلى است كه گرايش فرهنگى اين ملت به اعتقادات ريشه اى دينى را نشان مى دهد.
تاريخ كهن اين مرز وبوم هر  انديشمند و پژوهشگر منصف را بر تكريم خردورزى اين ملت و تعظيم در برابر پيشينه تاريخى و دستاوردهاى فكرى فرا مى خواند.
ايرانيان همواره با پيروى ازديانت اصيل و جاودانه اسلام و ايجاد رابطه عميق و تعامل گسترده ميان آن با انديشه هاى كهن اين سرزمين، عملا صلاحيت و قابليت خويش را در پذيرش و توزيع جاودانگى انديشه ناب الهى نشان داده اند.
اين خصيصه عامل تحولات عميق تاريخى، تحكم وفاق و همبستگى ملى، تقويت پايدارى اجتماعى ملت ايران در تاريخ بوده است ،به گونه اى كه با اين همبستگى اجتماعى، كه ريشه در اعتقادات ناب دينى دارد، توانسته است سختى ها و ناملايمات و حوادث ناگوار را تحمل كند و تحقق انقلاب اسلامى، آزمون هاى پيش روى را با كاميابى و موفقيت به منصه ظهور برساند. تجربه تاريخى مويد آن است كه دشمنان اين ملت بزرگ، تاب تحمل اين قابليت تمدنى را ندارند و آن را مانعى در راه تحقق اهداف استعمارى خود مى  دانند وسعى كرده اند به شيوه هاى مختلف، اين اعتقادات را منحرف، زمين گير يا استحاله كنند.
آنان در صدد برآمده اند باورها و ارزش هاى اعتقادى جامعه را سست كنند، انديشه هاى ساختگى معارض را رواج دهند و نوعى تقليدگرايى محض را شايع سازند تا از اين طريق، ريشه اعتقادى و دينى اثربخشى ملت را خشك گردانند.
نگاهى به شكل گيرى آرا و انديشه هاى معارض با ريشه هاى داخلى با توجه به زمينه هاى خارجى آن نشان
مى دهد كه اين ملت با آگاهى و هوشيارى، عكس العمل در خور ستايشى را از خود نشان داده است، اما همچنان اين اقدام، سلاحى است كه استعمار در سراسر جهان و خصوصا در كشور ما به كار گرفته است و خواهد گرفت و طبعا بايد براى مقابله با آن و خنثى سازى اش تمهيدات و تدابير لازم انديشيده و اعمال شود. فرقه بهائيت از جمله اين مسلك هاى سست و بى بنياد است كه از سويى فاقد اصول، معيارها و ملاك هاى دينى قوى و مستند است و از سوى ديگر فاقد پيشينه سياسى ـ تاريخى قابل دفاع براى رهبران و بنيانگذاران خود. توجه به نكات زير، ضرورت بحث در مورد فرقه بهائيت و بررسى آن را بيش از پيش آشكار مى سازد:
۱- ضرورت شناخت استعمار و شيوه هاى دسيسه و عملكرد آن بر كسى پوشيده نيست.
۲- دكترين مهدويت و فلسفه انتظار، ريشه اى ترين و اثربخش ترين اصول اعتقادى اسلام و تشيع به كار مى رود و تاثير مثبت آن بر تحول سلوكى انسان و بسترسازى براى حضور متعهدانه و تاثيرگذار وى در جامعه، بسيار جدى و اساسى است.
لذا نظام سلطه به منظور بى اثر كردن اين منبع توليد انرژى معنويت گرايى، به حمايت از فرقه هايى نظير بهائيت پرداخته است تا از اين راه، باورها و ارزش هاى عميق مهدويت را در ايران و جهان مسخ و نسخ كند و با منتفى ساختن فلسفه انتظار منجى موعود، وضع سنگين موجود را تثبيت نمايد.
۳- ريشه هاى شكل گيرى جريان بهائيت در ايران را به مانند بعضى فرقه هاى مشابه ـ بايد در محيط هاى پيرامونى جست وجو نمود كه به صورت نهادسازى( و نه فردى) با اهداف مشخص و همگام با نهادهاى ديگر جهانى، به تخريب اصول دينى و ملى يك كشور اقدام مى كنند شصت و يكمين شماره از ماهنامه انديشه و تاريخ سياسى ايران معاصر «زمانه»، حاصل پژوهش و تحقيق برخى صاحبنظران در موضوع بهائيت و بابيت مى باشد.
ذهن
فلسفه غربى نامى براى دو مجموعه از فلسفه هاست. فلسفه قاره اى كه فلسفه غالب كشورهاى آلمانى و فرانسوى زبان است و فلسفه تحليلى كه فلسفه غالب كشورهاى انگليسى زبان است. اين فلسفه در بسيارى موارد با فلسفه هاى قاره اى سرستيز دارد. فلسفه تحليلى حاصل جريان هاى فلسفى متعددى در غرب مى باشد كه مى توانيم از جمله به جريان هاى فلسفى، پوزيتيويسم منطقى، اتمسيم منطقى و فلسفه زبان روزمره، اشاره كنيم. فلسفه تحليلى يكى از جريان هاى زنده در فلسفه غرب است. مسايلى كه در اين فلسفه مطرح شده اند تا حدى در برخى از علوم اسلامى مطرح بودند و از اين رو، مجال طرح مباحث تطبيقى در اين باره بسيار گسترده است.
فلسفه تحليلى با فلسفه زبان تفاوت اساسى دارد و از اين كه برخى مباحث ميان آنها مشترك به نظر مى آيد نبايد نتيجه گرفت كه اين دو تفاوتى با هم ندارند.
فلسفه زبان مباحث فلسفى درباره زبان را مطرح مى كند. زبان و مباحث زبانى در فلسفه زبان محتوا را تشكيل مى دهند ولى در فلسفه تحليلى مباحث زبانى روش را فراهم مى آورند.
اين فلسفه از روش تحليلى زبانى در حل مسايل فلسفى كمك مى گيرد. فصلنامه تخصصى معرفت شناسى و حوزه هاى مرتبط ذهن، با قيمت ۱۲۵۰ تومان توسط پژوهشگاه فرهنگ و معارف اسلامى منتشر شد. اين شماره از ذهن به برخى از مباحث فلسفى تحليلى و مباحث تطبيقى در اين زمينه اختصاص دارد.
زنان، اولويت ها و رويكردها
برگزارى نخستين هم انديشى بررسى مسايل و مشكلات زنان، اولويت ها و رويكردها فرصت مناسبى براى بازشناسى كمبودها و كاستى هاى مطالعاتى و پژوهشى در حوزه مباحث زنان بود.
اگر در يكى دو دهه گذشته از مسايل و مشكلات زنان بسيار سخن به ميان آمده و نهادها و دستگاه هاى مختلف تقنينى و اجرايى نيز به فراخور حال خود به ارايه راه حل هاى مقطعى براى حل اين مسايل و مشكلات پرداخته اند اما در اين ميان كمتر شاهد مطالعات و پژوهش هاى عميق و بنيادين بوده ايم و لذا مى بينيم كه در همه اين سال ها دو موضوع اساسى مورد بى توجهى يا كم توجهى قرار گرفته است:
۱- تدوين الگوى جامع شخصيت و جايگاه زن در نظام اسلامى كه دو رسالت اساسى بر عهده دارد:
اول تبيين شخصيت فردى و جايگاه اجتماعى زنان براساس مبادى، مبانى و منابع دينى و دوم تعيين وضعيت مطلوب زنان در عرصه هاى مختلف فرهنگى، اجتماعى، حقوقى و اقتصادى براساس موازين دينى.
به عبارت ديگر اين الگو بايد مشخص كند كه اولا زنان جامعه ما در حال حاضر در كجا قرار دارند و ثانيا به سوى كدامين مقصد و مطلوب بايد گام بردارند.
۲- تدوين سياست هاى كلان نظام اسلامى در حوزه مباحث زنان و خانواده؛ نبود سياست كلان در هر يك از حوزه هاى اجتماعى و از جمله حوزه زنان و خانواده منجر به درهم ريختگى، سردرگمى، روزمرگى و در نهايت اتلاف امكانات مادى و انسانى و عدم تحقق اهداف و آرمان هاى مورد نظر
مى شود.
مقالات هم انديشى بررسى مسايل و مشكلات زنان، اولويت ها و رويكردها، به همت محمدحسن باجلان و اسماعيل آقابابايى در دو جلد گردآورى شده و توسط دفتر مطالعات و تحقيقان زنان منتشر شده است.
فيلسوف فطرت
هر انسانى هر گاه به فطرت ( وجدان) خود رجوع كند
مى يابد كه به خود آگاهى دارد؛ يعنى خودبين است. با كمى دقت معلوم مى شود كه اين آگاهى از آن بعد مادى و طبيعى انسان نيست؛ به دليل اين كه وقتى چيزى، فكر ما را به خود مشغول كند قواى حسى ما، آنچه را در حال عادى درك
مى كند ادراك نخواهد كرد؛ هرچه فعل و انفعالات طبيعى كماكان باقى است. پس معلوم مى شود ادراك از آن بعد غيرمادى انسان است.
وقتى آدمى به درون وجود خويش باز گردد، مى يابد كه عاشق خود و كمالات خود است؛ بلكه آنچه را كه نسبت و اضافه اى به او دارد، دوست مى دارد.
يعنى بشر خودخواه است. حتى كسى كه دست به خودكشى مى زند، از باب حب ذات و خودخواهى است. خيال مى كند بدين وسيله خود را از زندگى تاريك و ظلمانى نجات مى دهد. هر انسان كاشف امور و مطالبى است؛ يعنى در آغاز اعمال و پايان افكار، مصالح و مفاسد امور به او الهام مى شود.
سپس در مقام سودجويى زيان گريزى بر مى آيد. انسان ها عاشق راحتى مطلق اند؛ به طورى كه براى تحصيل آن خود را به رنج و زحمت فراوان دچار مى كنند.
چون اين راحتى مطلق در عالم ماده نيست، پس بايد در عالم ديگر و به اعتبار بعد ملكوتى براى انسان بوده باشد. كتاب فيلسوف فطرت كه نگاهى به احوال و افكار عارف حكيم آيت الله العظمى محمدعلى شاه آبادى است به قلم على حيدر مرتضوى، توسط پژوهشگاه فرهنگ و انديشه اسلامى منتشر شده است.


|   شناسنامه   |   آرشيو   |