چهارشنبه ۲۶ دى ۱۳۸۶
۷ محرم ۱۴۲۹ - ۱۶ ژانويه ۲۰۰۸ - سال هشتم - شماره ۲۵۰۴
جوان ورزشى
Tel: 88894335
sport@javandaily.com
sJavan.jpg
جستجو
pdf PDF
Edition
صفحه نخست
ايران
جهان
اقتصادى
حوادث
ورزشى
فرهنگى
جوان ورزشى
سراى ايرانى
سلام جوان
جامعه
زندگى
انديشه
بسيج و دفاع مقدس
آرشيو
تماس با ما
آلاردايس هم كم آورد
فدراسيون جديد و وظايفش در قبال ليگ
آلاردايس هم كم آورد
خداحافظ نيوكاسل
شيوا نوروزى
خيلى دشوار است يك مربى كه با هزاران اميد و آرزو به تيمى ملحق مى شود و چندين و چند برنامه مدون هم ارايه مى دهد و در يك كلام نهايت تلاش خود را مى كند كه تيم موفقى بسازد، هنوز به پايان فصل نرسيده مجبور به ترك تيم شود. بعضا حواشى آنقدر زياد مى شود و دست هاى پشت پرده از نهايت نفوذ خود استفاده مى كنند تا جلوى پيشرفت تيم را بگيرند كه سرمربى چاره اى جز جدايى نمى بيند و در بسيارى از از موارد حتى شايد بهترين و عاقلانه ترين تصميمى باشد كه مى توان گرفت، چرا كه سكان هدايت تا زمانى مى تواند به دست مربى باشد كه اولا سران باشگاه با رغبت و تمايل از او حمايت كنند و ثانيا هواداران نيز به هنگام حضور در استاديوم عليه او شعار ندهند ، زمانى كه هيچ كدام از اين دو فاكتور در باشگاه ديده نمى شود مگر كاسه صبر مربى چقدر ظرفيت دارد و قطعا خيلى نمى تواند دوام بياورد و سرانجام كاسه صبرش لبريز مى شود.
اين بار قرعه به نام نيوكاسل و سرمربى بدشانس اين تيم سام آلاردايس افتاد كه پس از گذشت تنها ۸ ماه طى توافقى دوطرفه از نيوكاسل جدا شد. او كه تابستان سال گذشته به اين تيم پيوست جايگاهى بهتر از رده يازدهم ليگ برتر را نتوانست براى نيوكاسل به ارمغان بياورد كه حاصل تلاش او در ۲۴ بازى، ۸ پيروزى، ۶ تساوى و ۱۰ شكست بود. از طرفى آلاردايس مربى كم تجربه اى نبود كه به اين راحتى ها ميدان را خالى كند. او در مدت ۸ سال حضور در باشگاه بولتون نتايج چشمگيرى كسب كرد كه از جمله آنها مى توان به دو بار راهيابى بولتون به جام يوفا اشاره كرد. موفقيت هاى او به حدى بود كه سران نيوكاسل حاضر به امضاى قراردادى ۳ ساله شدند و شخص آلاردايس هم خواهان حضور ۳ الى ۵ ساله خود در اين تيم بود. از طرفى بسيارى از كارشناسان وى را جانشين مناسبى براى سرمربى اسبق تيم ملى انگلستان، اسون گوران اريكسون مى دانستند. اما مربى ۵۳ ساله كه درست يك روز قبل از واگذارى سهام، باشگاه به مايك اشلى توسط گلن رودر مالك اسبق نيوكاسل به اين سمت رسيد، نتوانست آن چنان كه بايد و شايد تجربياتش را به شاگردانش منتقل كند و تمامى نقشه هاى سران باشگاه و هواداران را نقش بر آب كرد.
داستان از آنجا شروع شد كه چند شكست سنگين در كارنامه آلاردايس به ثبت رسيد. شكست ۴ بر ۱ پورتسموث، باخت خانگى ۳ بر صفر از ليورپول به علاوه ۳ شكست آخر نيو ناكامى هاى او را كامل كردند. شكست ۲ بر ۱ از چلسى، ۱ بر صفر از ويگان و ۲ بر صفر از منچستر سيتى. اما نهايت تحمل اشلى كه چندان دل خوشى از او نداشت تساوى بدون گل مقابل تيم نه چندان مطرح استوك سيتى از سرى مسابقات جام حذفى انگليس بود و آخرين پيروزى آنها به ۱۵ دسامبر آن هم در مقابل فولهام برمى گردد. بحران زمانى به اوج خود رسيد كه نيوكاسل از ۴ بازى كه در تعطيلات كريسمس انجام داد تنها يك امتياز كسب كرد كه ديگر مايك اشلى و كريس مورت رييس باشگاه تاب نياوردند و راى به بركنارى آلاردايس دادند. البته كمتر كسى انتظار چنين برخوردى از آنها داشت چرا كه بازى روز شنبه آن در برابر منچستر يونايتد كه سرالكس فرگوسن را از سال ۱۹۸۶ روى نيمكت خود مى ديد از حساسيت بالايى برخوردار بود و اين در حالى بود كه نيوكاسل طى اين مدت بارها دست به تعويض مربيان خود زده است. با اين حال دستيار اول آلاردايس، نيگل پيرسون هدايت تيم را برابر منچستر يونايتد برعهده داشت.
آخرين كلمات
مطمئنا هر كسى جاى او بود تمايل چندانى به صحبت نداشت، بلكه چيزى براى گفتن به خبرنگاران پيدا نمى كرد: خيلى متاسفم كه نيوكاسل را ترك مى كنم ولى از صميم قلب آرزوى موفقيت اين تيم را دارم. اميدوارم هر كسى كه بعد از من روى نيمكت نيوكاسل مى نشيند تيم را به جايگاه اصلى اش بازگرداند. قصد دارم مدتى استراحت كنم و دور از هياهوى رسانه ها وهمراه خانواده ام باشم. اما پس از مدت كوتاهى دوباره كارم را از سر مى گيرم و من به اين راحتى ها از حرفه ام دست نمى كشم.
اما بد نيست كه سخنان كريس مورت را هم بخوانيم كه با زيركى خاصى قصد دارد توجه اذهان عمومى را به نقطه اى ديگر معطوف كند و خود را بى تقصير نشان دهد: من و اشلى صميمانه از زحمات سام تشكر مى كنيم و آرزوى موفقيت او را در هر تيمى داريم. بايد بگويم كه هنوز گزينه اى جدى براى جانشينى او معرفى نشده است و فكر مى كنم كه اندكى زمان ببرد تا جايگزين مناسب كه در حد و اندازه نيوكاسل باشد بيابيم. انصافا از حمايت بى دريغ هواداران نمى توان گذشت اما تيمى مانند نيوكاسل نبايد ۳ شكست سنگين را در كارنامه ببيند و درست اينجا بود كه حمايت به اعتراض تبديل شد و ديگر از دست ما كارى ساخته نبود. شايد اين گونه به نظر برسد كه ما فقط به جنبه هاى اقتصادى توجه مى كنيم اما حقيقت هم غير از اين نيست و مى بايست پيروز شويم تا اسپانسرها را از دست ندهيم و مهم تر از آن هواداران پر و پا قرص تيم را راضى نگه داريم. قبول دارم كه در چند بازى اخير شانس با ما يار نبود و خيلى راحت فرصت هاى گلزنى را از دست داريم. اما من مجبورم مصلحت باشگاه را در نظر بگيرم و تصميم گيرى كنم. از طرفى قصد داريم كه چند بازيكن جديد را هم به تركيب اضافه كنيم كه عقيده من اين است كه آنها را در تابستان به تيم بياوريم چرا كه هيچ گاه نقل و انتقالات زمستان فرصت خوبى براى جذب ستاره ها نبوده و به علاوه فرصت كمى هم براى تطبيق دادن بازيكن جديد با سايرين وجود دارد.
ردپاى شيرر و ردنپ
نهايت نااميدى براى يك مربى لحظه اى است كه خود روى نيمكت تيمى باشد اما هواداران نام كس ديگرى را فرياد بزنند آن هم به علامت اعتراض به حضور او و ناكامى هايش،چرا كه آنها از آلاردايس كه خيرى نديدند بلكه از كاپيتان اسبق انگلستان و نيوكاسل چيزى عايدشان شود. اما نقش ردنپ از شيرر هم جدى تر بود به طورى كه از اصلى ترين گزينه هاى جانشينى آلاردايس ياد مى شد. وى كه سرمربى پورتسموث است و در نيم فصل گذشته با ۴ گل نيوكاسل را درهم شكست، اما خود او كه به شدت هرگونه رابطه با سران نيوكاسل را تكذيب كرده و منكر هرگونه علاقه به رسيدن به نيوكاسل شده ،گفت: من اصلا علاقه اى به ترك تيم خودم ندارم و نمى دانم اين حرفها از كجا به گوش مطبوعات رسيده است چرا كه وضعيت بسيار خوبى در پورتسموث دارم. وقتى خبر جدايى سام را شنيدم تنها گزينه اى كه به ذهنم رسيد شيرر بود. اما با وجود اين همه تكذيب معلوم شد كه مذاكره او صحت داشته و او فقط قصد بازارگرمى داشته است. در نهايت هم او با رد پيشنهاد سرمربيگرى نيوكاسل به همه شايعات خط بطلان كشيد: موقعيت بسيار مناسبى بود اما من هم اكنون تيم خوبى در اختيار دارم و هيچ تمايلى براى رفتن به سنت جيمز پارك ندارم.
اما اشلى و مورت اصلا زمان مناسبى را براى سر و سامان دادن به تيمشان انتخاب نكردند چرا كه قبل از بازى با منچستر نبايد شوكى آن هم به اين شدت به تيم وارد مى شد. همين امر نيز كاملا به سود شاگردان سر الكس فرگوسن تمام شد. نيوكاسل بازى را واگذار كرد آن هم با تحمل ۶ گل. البته فرقى هم نمى كرد چون كمتر تيمى پيدا مى شود كه بتواند از پس شياطين سرخ زمانى كه ۶ گل از حريف پيش هستند برآيد.
فدراسيون جديد و وظايفش در قبال ليگ
اتحاديه باشگاه ها را وارد ميدان كنيد
وصال روحانى
شروع نيم فصل دوم ليگ برتر فوتبال كشور از سه شنبه ۲ بهمن، در صورتى كه سرماى شديد اين روزهاى كشور اجازه دهد، با آغاز به كار فدراسيون جديد اين ورزش مقارن شده و طبعا نه فقط جذابيت معمول را براى مردم و رسانه ها دارد، بايد زير ذره بين هيات رييسه تازه اين نهاد هم قرار گيرد تا شرايط و كاستى ها مشخص و در جهت حل آن اقدام شود.
على كفاشيان به رغم فوتبالى نبودن، به سبب ورزشى بودن به خوبى مى داند كه هنوز در بسيارى از استان هاى ما شرايط و امكانات براى برگزارى شايسته ليگ ناكافى و به مواردى بيشتر و بهتر نياز است تا ليگ ما واقعا حرفه اى شود. در حالى كه تاكيد AFC براى حرفه اى و كامل تر شدن ليگ هاى تمام كشورهاى عضو همچنان ادامه دارد و بسيار هم جدى است و حتى كشورهاى فاقد شرايط لازم به اخراج از مسابقات جام باشگاه هاى آسيا از ۲۰۰۹ به بعد تهديد شده اند، جا دارد كه فدراسيون جديد يكى از اولين وظايفش را رسيدگى به وضعيت ليگ و تقويت اساسى آن قرار دهد.
در شرايط فعلى، همان طور كه پيشتر نيز گفتيم آنچه در اين ليگ بيشتر حرفه اى است، نحوه و ميزان پرداخت ها و مسايل مالى وپول هايى است كه بازيكنان و اخيرا مربيان دريافت مى د ارند و در ساير موارد اين ليگ هر چيزى هست الا حرفه اى. براى اين كه باشگاه هاى ما در يك تعريف و قالب واقعى حرفه اى بگنجند، بايد كارهايى را صورت داد و اسباب و ابزار و وسايل برگزارى ليگ را تقويت كرد و از حجم مسايلى مانند زمين هاى بد، داورى هاى پرايراد و برخورد تاسف بار بر روى سكوها كاست و ليگ را هم كم مساله و فاقد حاشيه ساخت.
ماجراى اخير اصفهان كه از ضعف در كارهاى اجرايى و تشكيلاتى در ورزش آن سامان برمى خاسته است، بدون شك يك ضدتبليغ بزرگ براى ليگ بوده و انعكاس اين گونه وقايع در قاره مى تواند AFC را بر روى تعليق فوتبال ما حساس تر و مشكلات ما را بيشتر كند.
شواهد
درست است كه فدراسيون فوتبال در برخى از اين موارد نه مسوول است و نه تصميم گيرنده نخست اما شواهد به ما مى گويند كه نه ادارات تربيت بدنى استان ها گاه توانسته اند مجريان كم نقصى براى ليگ باشند و نه فدراسيون الگوى مشخصى داشته و فقط مى خواسته است كار انجام شود و تقويم اجرا و برنامه ها عملى گردد و كيفيت و شرايط در درجه بعدى اهميت قرار داشته است.
چنين نگرشى بايد عوض شود و فدراسيون ابتدا بايد به باشگاه هاى حاضر در ليگ تكليف كند كه تمام نيازها و شروط ذكر شده و اساسنامه ليگ را برآورده سازند و همانى باشند كه براى داشتن فوتبالى حرفه اى به آن نيازمنديم. همگان روى اين مساله متفق القول اند كه راه و وسيله اصلى ارتقاى فوتبال هر كشور صرفنظر از بها دادن به جوانترها، تقويت اساسى و ريشه اى مسابقات ليگ است و اگر چنين كنيد، مى توانيد به هر چيزى دست يابيد و اگر از اين راه وارد شويد، بازى هايى سازنده تر خواهيد داشت كه هر يك از شاخه ها و شئون  فوتبال ايران را تقويت خواهد كرد و اگر به سمت وسوى ديگرى برويد و ليگ را بارى به هر جهت برگزار كنيد، نه تنها فوتبالمان استوار و صاحب پيشرفت نمى شود، دير يا زود توسط AFC از مسابقات قاره اى به بيرون رانده خواهيد شد و اين بدترين اتفاق احتمالى است كه پس از تعليق فوتبالمان در سال پيش مى تواند براى ما روى دهد.
زمانى مناسب
شروع مجدد ليگ زير چشم و نظر اعضاى جديد هيات رييسه فدراسيون از قضا زمان مناسبى براى تست اين فرضيه هم خواهد بود كه آيا بهتر نيست با الگوبردارى از برخى كشورهاى صاحب فوتبال ( به خصوص انگليس) اداره و اجراى ليگ را در اولين فرصت ممكن به اتحاديه باشگاه هاى ايران بسپريم و فدراسيون از اين طريق بتواند به كارهاى كلان تر بپردازد و خودش را وارد دردسرهاى ساماندهى يك ليگ پرحاشيه و پردردسر نكند و نفس بكشد؟ حسن سپردن ليگ به اتحاديه باشگاه ها مسووليت طلبى از افرادى است كه چون خود به طور مستقيم در ليگ دخيل و صاحب منفعت و ضرر در آن هستند، هر كارى را براى بهبود آن صورت خواهند داد و شايد به لحاظ ميزان كوشش كسى با آنها برابرى نكند.
اكنون بخشى عمده از وقت و تلاش فدراسيون صرف ساماندهى امور ليگ و اجراى آن مى شود و حتى يك سازمان ويژه آن نيز در دل فدراسيون به وجود آمده و چون اين كار زمان زيادى مى برد و دردسرهاى اين مساله فراوان است و حاشيه ها از سر و كول ليگ بالا مى روند(!) بخشى از فدراسيون فاقد فراغى است كه براى تقويت اساسى اين نهاد و فوتبال به آن نياز است. بنابراين بد نيست فدراسيون جديد با فراخوانى كارشناسان بپرسد كه آيا اتحاديه باشگاه هاى كشور اين توان را دارد كه در يكى دو سال اول با مشاركت و كمك سازمان ليگ مجرى اين مسابقات باشد و پس از باتجربه شدن از سال هاى دوم و سوم خودش به تنهايى عامل اجراى آن شود. حتى اگر جواب اين سوال منفى باشد و اتحاديه در سال هاى نخست نتواند اين كار را انجام دهد، اين امر و آمادگى ذهنى حاصله مى تواند شروعى بر اجراى اين پروژه الزامى در سال هاى ديرتر و دورتر باشد.
وارد عمل
ليگ برتر فوتبال ايران طى ۷ سال برگزارى اش قطعا بسيار پيشرفت فنى كرده و اينك جا دارد كه به لحاظ تشكيلاتى و اجرايى نيز چيزى شود كه AFC مى خواهد. در شروع مجدد ليگ ۸۷-،۱۳۸۶ چشم هاى جديد فدراسيون بايد در اين خصوص وارد عمل شوند و تدابيرى اتخاذ كنند كه اولا مجرى اصلى ليگ تغيير يابد و اتحاديه باشگاه ها مركز ثقل اين ماجرا باشد و ثانيا راهكارهاى بهتر و بيشترى براى اين كه باشگاه هاى ليگ تمام ابزار و ملزومات حضور در اين مسابقات را كسب نمايند و حقيقتا حرفه اى تلقى شوند، يافت شود.
اگر فدراسيون جديد نيز ليگ را به شكلى كه تاكنون اجرا شده است، هدايت كند، جز رقابتى بارى به هر جهت چيزى نخواهيم داشت كه هرچند باز معدن هيجان خواهد بود اما بعيد است كه مشكل ما در AFC را حل كند.
ناكامورا: پاى چپم زبان گوياى من است
حورا شكيبى
قطعا همه شما از ضربات كوبنده شونسوكه ناكامورا چيزهايى شنيده ايد. برخى معتقدند كه اين هافبك ژاپنى مى تواند با يك ضربه پاى چپش در يك قوطى نخودفرنگى را باز كند و بى جهت نيست كه نام بكام آسيا را براى خود برگزيده اند.
اين فوق ستاره آسيايى هم اكنون در تيم سلتيك پا به توپ است. گروهى فكر مى كردند كه گوردون استراچان، سرمربى سلتيك با خريد ۴ ميليون پوندى اين بازيكن ۲۹ ساله از رجينا در سال ۲۰۰۵ مرتكب اشتباه شده اما ملى پوش ژاپنى تيم سفيد و سبزپوشان با ضربه پاى چپش مقابل منچستريونايتد كه به تاريخ نوامبر ۲۰۰۶ بازمى گردد، دهان منتقدين را بست. ضربه آزاد او در آن تاريخ كه از فاصله ۳۰ مترى نواخته شده بود، از كنار ادوين فان درسار گذشت تا سلتيك براى اولين بار در جمع ۱۶ تيم نهايى ليگ قهرمانان جاى گيرد. همين ضربات برگ برنده اى شد براى شونسوكه تا تيم سرالكس فرگوسن را از سر راه بردارد. اما كسى نمى داند كه در زمان زدن آن ضربه چه فكرى از ذهن ناكامورا مى گذشته. خود او پاسخ مى دهد: من هميشه همان روش را پياده مى كردم. اول از همه چيز به توپ و موقعيت دروازه بان نگاه مى كنم.
سپس قد و قواره سنگربان را مى سنجم و با خودم فكر مى كنم كه بهتر است توپ را با ارتفاع بلند روانه دروازه كنم يا آن را در ارتفاع پايين بفرستم. هر زمان كه لازم است ضربه آزاد بزنم اين فكر را مى كنم كه حتما گل مى زنم. آن شب احساس كردم كه مقدمات براى قهرمان شدن من مهياست و خوشبختانه افكارم را عملى كردم.
البته اگر كمى به عقب تر نگاه كنيم، به بازى خارج خانه سلتيك مقابل تيم فرگى در اولدترافورد مى رسيم كه ناكامورا باز هم گلزنى كرده بود و از آن جهت شهرت يافت كه اولين بازيكن ژاپنى بود كه در ليگ قهرمانان مفتخر به گلزنى شد. البته خود او اصرار دارد كه قدرت او در پاهايش نهفته نشده بلكه فيزيك بدن اوست كه شيوه بازى را به او ديكته مى كند. ناكامورا از همان دوران نوجوانى و حضور در يوكوهاما متوجه شد كه رمز موفقيت او در پاى چپش است.
شونسوكه در اين باره مى گويد: در آغاز بازى كردن با پاى چپ برايم دشوار بود اما به مرور تمركزم را روى توانايى ها و تكنيك هايم قرار داده و كم كم پيشرفت كردم. حالا هم در حد انتظار سريع يا قوى نيستم. در نتيجه زمانى كه توپ را به كنترل خودم درمى آورم، مراقب هستم تا بهترين عملكرد ممكن را با توپ ارايه دهم.
ناكامورا ۱۵ ساله بود كه رقابت هاى حرفه اى ليگ جى ( ليگ فوتبال ژاپن) آغاز به كار كرد و امثال پرى من و زيكو به عنوان بنيان گذاران فوتبال قدم در راه شرق آسيا گذاشتند. پيش از آن، ناكاموراى نوجوان روياهاى فوتبال حرفه اى را از طريق تورنمنت هاى پخش شونده از تلويزيون جست وجو مى كرد خصوصا زمانى كه برزيل، تيم محبوب او بازى داشت. زيكو به عنوان يكى ا زعوامل مهم در سرنوشت ناكامورا توانست فوتبال ملى او را پيشرفت دهد چرا كه فيليپ تروسيه، سرمربى تيم ملى ژاپن پيش از انتصاب زيكو، شونسوكه را از رقابت هاى جام جهانى ۲۰۰۲ در كره جنوبى و ژاپن حذف كرد. ناكامورا علاقه خاصى به ديگو مارادونا دارد و خودش مى گويد: لطفا به زيكو بگوييد كه من عاشق مارادونا هستم. اولين تورنمنتى كه از طريق تلويويزن شاهد آن بودم، جام جهانى ۱۹۸۶ بود كه مارادونا هم در آن حضور داشت. البته عاشق فوتبال برزيلى هم هستم و در فوتبال سرزمين قهوه هم براى خودم الگوهايى دارم. اما مارادونا چيز ديگرى است. گل مارادونا مقابل انگليس شگفت آور بود و به من انگيزه داد تا فوتبالم را حرفه اى تر دنبال كنم. زيكو كسى بود كه طرز فكر فوتبال ژاپنى را عوض كرد و براى همين است كه او براى فوتبال ژاپن ارزش زيادى دارد. زيكو قهرمان بزرگى در كشور من محسوب مى شود.
ناكامورا كه انتقالش از شرق به غرب را همراه چالش مى داند، در اين باره مى گويد: براى يك بازيكن ژاپنى دشوار است كه به فوتبال اروپا منتقل شود. در فوتبال هر كشور فاكتورهاى متفاوتى وجود دارد از استيل بازى گرفته تا تفاوت هاى فرهنگى، گاهى اوقات مورد تهاجم توهين هاى نژادپرستانه واقع مى شويد اما نه در اسكاتلند بلكه در ايتاليا كه اين مساله اصلا زيبا نيست.
ناكامورا پيش از ترك فوتبال ژاپن از علاقه مندى اش براى حضور در فوتبال برزيل يا اسپانيا صحبت كرده بود اما سر از سلتيك درآورد و هواداران اين باشگاه اسكاتلندى را خوشحال كرد. گرچه شونسوكه ۱۲ ماه پايانى قراردادش را مى گذراند، اما مى تواند در صورت تمايل با سلتيك تمديد كند. ناكامورا در خصوص حضور در ليگ هاى ديگر مى گويد: درباره بازى كشورهاى ديگر فكر كرده ام اما فعلا شرايط آن مهيا نيست. اگر در اوايل دهه ۲۰ سالگى ام بودم قطعا مسير فوتبالم را عوض مى كردم اما چون ۲۹ سال دارم برايم نقل و انتقال دشوار است. البته نمى خواهم بگويم كه از بازى براى سلتيك ناراضى هستم. پسرم هم اكنون ۵/۲ سال دارد و خوشحالم كه خانواده ام را در كنار خودم و در گلاسكو دارم. او بهتر از من انگليسى صحبت مى كند. البته من چندان مشكل زبان ندارم چون مترجم من، ماكوتا كانكو هميشه در كنارم هست. در ايتاليا هم وضع به همين منوال بود اما در گلاسكو رستوران هاى ژاپنى بيشترى وجود دارد و همين مساله مرا راضى مى كند!
در ايتاليا معلم مخصوص زبان داشتم اما در اين جا چون با كسى رفاقت ندارم، مشكل زبان اذيتم نمى كند. در فوتبال مهم ترين مساله ارايه بازى خوب در ميادين است و زبان اهميت چندانى ندارد.
پاى چپم خود گوياى اين قضيه است. ناكامورا در پايان در خصوص نژادپرستى صحبت كرده و گفت: از نژادپرستى هايى كه برخى هواداران مرتكب آن مى شوند، بيزارم. اميدوارم ريشه آن نه تنها در فوتبال بلكه در تمام ورزش ها بخشكد.
ورزش جهان در جوان
مراسم افتتاحيه مسابقات قايقرانى المپيك در دريا برگزار مى شود
شهر چينگ دائو در شرق چين يكى از شهرهاى ميزبان رويدادهاى قايقرانى المپيك ۲۰۰۸ قصد دارد مراسم افتتاحيه اين مسابقات را در دريا برگزار كند. به نوشته روزنامه مردم، جانگ آيمين معاون شهردار چينگ دائو ضمن بيان اين مطلب خاطرنشان كرد: مراسم افتتاحيه بايد با مسابقات همخوانى داشته باشد. وى با اشاره به تلاش هاى اين شهر ساحلى شرقى چين براى برگزارى بهتر رويدادهاى مذكور، گفت: تدابيرى نيز براى جلوگيرى از تاثيرات بدى هوا بر برگزارى مراسم افتتاحيه در نظر گرفته شده است. المپيك ۲۰۰۸ پكن هشتم اوت امسال آغاز مى شود و تا ۲۴ ادامه مى يابد و به دنبال آن بازى هاى پارالمپيك در ماه سپتامبر برگزار خواهد شد.
ده تيم برتر جهان از نگاه موسسه آمار فوتبال
موسسه آمار فوتبال، باشگاه سوياى اسپانيا را به عنوان برترين تيم جهان معرفى كرد. به گزارش شبكه تلويزيونى يورونيوز، تيم سوياى اسپانيا با كسب سيصد و شش امتياز از سوى موسسه آمار فوتبال به عنوان برترين تيم جهان معرفى شد. اين رده بندى براساس نتايج كسب شده توسط تيم هاى باشگاهى جهان در سطح مسابقات ملى، قاره اى و جهانى انجام مى گيرد. براساس جدول اعلام شده موسسه آمار فوتبال پس از تيم سويا، تيم هاى منچستر يونايتد انگليس، ميلان ايتاليا و چلسى انگليس به ترتيب با كسب ،۲۸۱ ۲۸۰ و ۲۷۷ امتياز در رده هاى دوم تا چهارم قرار گرفته اند.
كمبود افراد آشنا به زبان هاى مختلف در پكن
كميته تشكيلات بازى هاى المپيك ۲۰۰۸ پكن از كمبود نيروهاى داوطلب آشنا به زبان هاى كمتر رايج با گسترده كلامى آن در جهان خبر داد.خبرگزارى شين هوا به نقل از اين كميته گزارش داد: براساس آمار اداره داوطلبان اين كميته نزديك به ۸۰۰۰ هزار نفر براى انجام خدمات داوطلبانه در اين بازى ها ثبت نام كرده اند كه به ۱۰۰ هزار نفر از آنان نياز است. بنا به اين گزارش به رغم تعداد زياد ثبت نام كنندگان، مشكل ارايه خدمات به زبان هاى مختلف با توجه به كمبود استعدادها در اين زمينه وجود دارد. جانگ جو مينگ، معاون اداره داوطلبان بازى هاى المپيك ۲۰۰۸ پكن ابراز اميدوارى كرد خدمات به زبان هاى مختلف به ورزشكاران و هيات هاى ورزشى داده شود. وى گفت: اكنون خدمات براى ۵۵ زبان زنده جهان آماده مى باشد، اما بايد براى ديگر هيات هاى ورزشى كه به زبان هاى كمتر رايج سخن مى گويند، خدمات ارايه شود. بعيد است به آسانى داوطلبان كاملا آماده و خوبى براى اين هيات ها يافت شود.
مسابقه دو با راكت در ايتاليا
پيست چياسپولادا ايتاليا اخيرا ميزبان مسابقات دو با راكت بوده است. به گزارش شبكه يورونيوز شركت كنندگان در اين مسابقه مسافتى به طول شش كيلومتر را دويدند. در مسابقات امسال بيش از چهار هزار و ششصد دونده شركت داشتند. بسيارى از دوندگان خود را به اشكال گوناگون گريم كرده بودند و در اين مسابقه خودنمايى كردند.
مارادونا يك بازرگان را به دزدى متهم كرد
ديگو آرماندو مارادونا يك بازرگان رامتهم كرده كه صدها شى يادگارى او را به منظور برپايى موزه سيار ربوده است. به نقل از خبرگزارى فرانسه، ۶۰۰ قطعه يادگارى از جمله توپ طلايى سال ۱۹۹۵ و هدايايى از پله، اسطوره فوتبال جهان و همچنين فيدل كاسترو از سال ۲۰۰۳ در معرض ديد همگان قرار مى گيرد، اما اين موزه سيار اخيرا به دليل ناتوانى برگزاركنندگان در قبال انجام تعهدات خود برپا نمى شود.برپايه اين گزارش مارادونا در اين خصوص شكايت نامه اى را عليه ارنستو تكسو بازرگان ترتيب داده است. طبق اعلام سايت مارادونا، در اين شكايت نامه آمده است: تكسو و شركايش پس از اين كه قرار شد اين اشيا را در موزه مارادونا در كشورهاى آرژانتين، ايتاليا، مكزيك و چند كشور ديگر به نمايش بگذارند اكنون به طور غيرقانونى مالكيت آنها را از آن خود كرده اند. در بين اين اشيا همچنين چندين جايزه بين المللى ديگر از جمله لباس هاى مارادونا كه پس از انجام بازى هاى ملى با همتايان خود معاوضه مى كرد، وجود دارد.
باشگاه اختصاصى زنان آلمان اينجا ورود آقايان مطلقا ممنوع است
ورزش كردن زنان و مردان در كنار هم باشگاه هاى آلمان چيز غريبى نيست اما به تازگى در شهر كلن باشگاهى راه اندازى شده كه در نوع خود بى نظير است. باشگاهى كه ورود مردان در آن اكيدا ممنوع است.به نقل از صداى آلمان، باشگاه ورزشى حيات در نگاه اول مثل تمام سالن هاى ورزشى ديگر است كه نمونه آنها را در شهر كلن مى  توان به وفور پيدا كرد. يك باشگاه ورزشى معمولى در طبقه دوم يك ساختمان كاملا معمولى. اما اگر يك مقدار دقيق تر شويد و سرتان را اندكى بالاتر ببريد، نگاهتان به پنجره هاى قدى اين باشگاه ورزشى مى افتد كه كمى با بقيه باشگاه هاى ورزشى شهر كلن تفاوت دارد. پشت تمام پنجره ها كركره هاى ضخيم سفيد رنگى نصب شده اند كه فضاى داخل باشگاه را تماما از تيررس نگاه هاى كنجكاو ديگران يا بهتر است بگوييم مردان مى پوشانند. تنها كافى است چند قدم ديگر برداريد تا به در ورودى باشگاه برسيد. درست همانجاست كه مى شود دليل اصلى تمام سر و صداهاى به پا شده در زمان راه اندازى اين باشگاه را فهميد. دم در ورودى، زنگ سفيد رنگى قرار دارد كه روى آن با خط درشت و خوانا نوشته اند مخصوص مردان.براى اين كه مراجعه كنندگان متوجه شوند كه قضيه از چه قرار است، تابلويى سفيد رنگ در كنار زنگ مردانه به ديوار آويخته شده است: ورود مردان به اين سالن ورزشى ممنوع است. براى تحويل هرگونه بسته پستى يا پرسيدن سوال لطفا زنگ بزنيد و منتظر بمانيد. اين قانون براى تمام آقايان صادق است زيرا قلمرو اين باشگاه ورزشى تمام در اختيار زن هاست.


|   شناسنامه   |   آرشيو   |