پنجشنبه ۲۷ دى ۱۳۸۶
۸ محرم ۱۴۲۹ - ۱۷ ژانويه ۲۰۰۸ - سال هشتم - شماره ۲۵۰۵
سرمقاله
Tel: 88807156
Politic@javandaily.com
sJavan.jpg
جستجو
pdf PDF
Edition
صفحه نخست
ايران
سرمقاله
جهان
اقتصادى
حوادث
ورزشى
فرهنگى
جوان ورزشى
سراى ايرانى
سلام جوان
جامعه
يار مهربان
آرشيو
تماس با ما
سرمقاله
عبرت هاى عاشورا
134649.jpg
تاريخ بشرى داراى قله ها و اوج هايى است كه عظمت آن بخش هاى ديگر تاريخ را متاثر مى كند. يكى از قله هاى رفيع تاريخ انسانى، قيام اباعبدالله الحسين (ع) مى باشد كه مظلوميت و مجاهدات آن امام عارفان و سالار شهيدان، تاريخ حيات بشرى را رنگى ديگر بخشيد. شهادت امام داراى نكات فراوانى است و يكى از آنها، موضوع عبرت هاى عاشورا مى باشد. شايد از خود اين سوال را پرسيده باشيم كه چطور شد جهتگيرى جامعه اسلامى كه به دست پيامبر بنيانگذارى شد و توسط امير المومنين ادامه يافت در روزگارى نه چندان دور از زمان جامعه نبوى، به سمتى منحرف شد كه نواده رسول خدا و فرزند على (ع) و زهراى اطهر به دست افرادى شهيد شد كه آنها نيز داعيه ديندارى داشتند و از فردى فرمان مى بردند كه بر جايگاه رسول خدا تكيه زده بود.
راستى چه شد و چرا جامعه نمونه نبوى به سمتى انحراف پيدا كرد كه معاويه و يزيد توانستند بر مردم حكومت كنند و گوش و ذهن آنها را از خدعه و نيرنگ پر و آنان را فريب دهند. اگر اعتقاد داريم هر روزى عاشورا است بايد بيش از اين به عبرت هاى عاشورا و عواملى كه زمينه ساز پديدآمدن اين نهضت شد بپردازيم.
پديد آمدن عاشورا دلايل متعددى دارد ولى مهمترين آنها دنياگرايى و گرايش به لذات چرب و شيرين دنيا بود كه جماعتى را در آن دوره اسير خود كرد. افرادى كه دنيا چشم آنها را كور و گوش آنها را كر كرده بود، به خوبى مى دانستند كه حسين فرزند پيامبر(ص) است ولى وقتى دل در گرو دنيا باشد معلوم است كه نداى حق نمى تواند در آن جاگير شود. مقوله دنيا طلبى با خدا خواهى متفاوت است. انسان در مسير لغزش و دنيازدگى و دل بستن به زخارف دنيوى، آنى و يكدفعه در چنگال دنيا نمى افتد ، اين لغزش گام به گام است و توجيه روى توجيه، انسان را به ورطه دنيا طلبى مى كشاند. در جامعه آن زمان امتياز مادى ابتدا براى سابقين در دين در نظر گرفته شد، توجيه هم اين بود كه تساوى آنها با سايرين درست نيست و نمى توان آنها را با ديگران يكسان دانست. اين خشت اول انحراف بود. در دوران خليفه سوم وضعيت به گونه اى شد كه برجستگان صحابه جزو بزرگترين سرمايه داران زمان خود محسوب مى شدند. طلحه، زبير و سعدبن ابى وقاص كه سابقه مجاهدت در راه اسلام داشتند در رديف اول سرمايه داران آن روزگار قرار گرفتند.
رواج دنياخواهى، غيرت دينى و مسووليت ايمانى را ضعيف مى كند و جامعه اى كه در بند مال و منال دنيا باشد در كنارش فساد و فحشا نيز ترويج مى يابد، مثلا در جامعه آن روز و جامعه اى كه يزيد حكومت آن را بر عهده داشت، بهترين مغنيان و آواز خوانان در مدينه زندگى مى كردند و حتى براى دربار شام نيز از مدينه اين افراد را مى آوردند.
وادادگى خواص نيز از جمله مواردى است كه بايد در عبرت هاى عاشورا به آن توجه ويژه نماييم. وقتى عده اى از خواص كه از عناصر تاثيرگذار تشيع محسوب مى شدند از سرنوشت دنياى اسلام اعراض كردند و يا در نبرد بين حق و باطل زود خسته شدند و از ميدان به در رفتند آن وقت است كه جناح باطل جولان مى دهد و امام بايد براى اصلاح اين امت خواب و دنيازده به شهادت برسد.
در چنين شرايطى عوام نيز به دنباله روى خواص مشغولند و دنياطلبى عوام نيز از موضوعاتى است كه بايد در عبرت هاى عاشورا بدان نظر انداخت چرا كه وقتى انسان هاى ممتاز و باسابقه به انحراف مى روند و لغزش هاى حتى بزرگ نيز دارند عوام نيز گوى سبقت را مى ربايند و در اين بين جامعه پوك و تهى خواهد شد.
اين موضوعات، گذشته از خيانت خواص و در سپاه دشمن ظاهر شدن آنها مى باشد.
بنابراين بايد نگاه دوباره اى به قيام امام داشته باشيم و ببينيم هدف امام از نهضت اصلاحى خود چه بود و عبرت هاى اين قيام چه چيز هايى مى باشد، زيرا در عاشورا عبرت هاى آن مهم واساسى مى باشد و دنياطلبى خواص و عوام و چرب و شيرين دنيا از بديهياتى بود كه امام را به مسلخ شهادت برد. هنوز اين سخن امام در روز عاشورا در فراسوى تاريخ بلند است كه فرمود: بندگان خدا! از خدا بترسيد و از دنيا بر حذر باشيد كه اگر بنا بود همه دنيا به يك نفر داده شود و يا يك فرد براى هميشه در دنيا بماند پيامبران براى بقا سزاوارتر و جلب خشنودى آنان بهتر وچنين حكمى خوشايند تر بود ولى هرگز! زيرا خداوند دنيا را براى فانى شدن خلق نموده كه تازه هايش كهنه و نعمت هايش زايل و سرور و شادى اش به غم و اندوه مبدل خواهد گرديد، دون منزلى است و موقت خانه اى. پس براى آخرت خود توشه اى برگيريد و بهترين توشه آخرت تقوا و ترس از خدا است.
مقتل خوارزمى، ج ، ۱ ص ۲۵۳


|   شناسنامه   |   آرشيو   |