دوشنبه ۱ بهمن ۱۳۸۶
۱۲ محرم ۱۴۲۹ - ۲۱ ژانويه ۲۰۰۸ - سال هشتم - شماره ۲۵۰۷
جوان ورزشى
Tel: 88894335
sport@javandaily.com
sJavan.jpg
جستجو
pdf PDF
Edition
صفحه نخست
ايران
جهان
اقتصادى
حوادث
ورزشى
فرهنگى
جوان ورزشى
گردشگرى
سراى ايرانى
سلام جوان
جامعه
سلامت
آرشيو
تماس با ما
وين رونى:
ماتئوس در لباس مربيگرى
ايران و المپيك پكن
وين رونى:
روزى بهترين بازيكن جهان مى شوم
شيوا نوروزى
۲۱ ساله است و چندان سن و سالى ندارد اما كسى نيست كه او را در ليگ جزيره نشناسد و حتى حريفان تيم ملى انگلستان هم از او هراس دارند، وين رونى بازيكن اسبق اورتون بود و روياى پيوستن به شياطين سرخ را از مدت ها قبل در سر داشت و خيلى زود توانست استعدادهايش را در سطح بين المللى نشان دهد. در سال ۲۰۰۳ جوان ترين بازيكن انگليس معرفى شد و همچنين جوان ترين گلزن تيم ملى انگلستان شد كه در سال ۲۰۰۳ در سن ۱۷ سالگى پايش به گلزنى باز شد، اما اوج شهرت او به جام ملت هاى اروپا ،۲۰۰۴ باز مى گردد كه آنچنان درخشيد كه حتى سرالكس فرگوسن سخت گير را هم مجذوب خود كرد و همين امر كافى بود كه فرگوسن به فكر امضاى قرارداد با او بيافتد، رونى كه طى سال هاى ۲۰۰۴-۲۰۰۲ در اورتون عضويت داشت در ۶۷ بار حضور در ميدان ۱۵ گل به ثمر رساند.
به اين ترتيب او به اولدترافورد آمد تا خيال فرگوسن از بابت خط حمله راحت شود.
در ادامه مصاحبه وين رونى مهاجم جوان منچستر يونايتد را با وب سايت رسمى اين باشگاه مى خوانيد:
* فصل را چگونه آغاز كردى؟
** خب، فصل چندان جالبى را شروع نكردم. دراولين بازى فصل كه پايم شكست و بعد از چند هفته استراحت دوباره به تيم بازگشتم. اما باز هم بدشانسى آوردم اين بار از ناحيه قوزك پا دچار مصدوميت شدم و خوشبختانه سريع تر از دفعه قبل از بند مصدوميت رهايى يافتم و چند گل هم به ثمر رساندم. از آن جا كه منچستر در ابتداى فصل نتايج مطلوبى نگرفت و همه و حتى خودمان هم نگران وضعيت تيم بوديم قدرى استرس در بچه ها نفوذ كرده بود كه باعث شد ما به آنچه كه مى خواستيم نرسيم. با اين حال با تلاش و تجربه ايى كه فرگوسن داشت خيلى سريع به خودمان آمديم و جايگاه اصلى خود را در ليگ پيدا كرديم. مهم ترين نكته ايى كه در موقعيت ما نقش داشت اين بود كه به اين نتيجه رسيديم اگر ما در چند بازى خوب ظاهر نشديم و امتياز از دست داديم، ديگر تيم ها نيزهمين وضعيت را دارند و رقباى جدى ما از جمله آرسنال و ليورپول هم تا اينجاى كار چندين بار امتياز از دست دادند.
* تو در مدت ۷ بازى كه در ماه هاى اكتبر و نوامبر انجام دادى ۸ گل به ثمر رساندى. با اين وجود فكر مى كنى كه به شرايط ايده آل رسيدى؟
** حقيقتا زمان زيادى نياز داشتم كه به فرم اصلى ام برسم و هنوز هم فكر مى كنم كه با رونى سابق فاصله زيادى دارم. ولى از نظر گلزنى هم عقيده دارم كه فوق العاده عمل كردم. به علاوه زمانى كه در يك بازى گلزنى مى كنى در مسابقه بعدى همين تب باز كردن دروازه حريف است كه شمار گل هاى زده ات را بالا مى برد.
* با انتقادهاى تند چگونه كنار مى آيى؟
** جو منچستر به گونه ايى است كه همه انتظار پيروزى هاى پى درپى از مربى و از مهاجمان انتظار گل هاى بسيار دارند. اگراين اتفاق بيفتد كه سكوت مى كنند در غير اين صورت جو در مدت كوتاهى عليه تو مى شود به طورى كه تقريبا همه رسانه ها و مطبوعات شروع به انتقاد مى كنند. به نظر من بهترين شيوه عادت كردن به اين گونه انتقادها است چرا كه طبيعت خبرنگاران چيزى جز انتقاد نيست.
* به عقيده بسيارى رونى و توز نمى توانند هر دو در يك تيم بازى كنند.
** نمى دانم چرا چنين صحبت هايى مطرح مى شود. توز بازيكن بزرگى است و تا اينجاى كار كه همكارى خوبى با هم داشتيم و مشكلى هم پيش نيامده است. همين همكارى هم تا اندازه ايى توانسته دهان منتقدين را بسته نگه دارد.
* بازيكنان تازه وارد منچستر  به نظر خيلى زود با محيط تازه كنار آمده اند.
** دقيقا همين طور است. مثلاى نانى شوم ترين بازيكن تيم است كه شوخى هاى او در رختكن روحيه همه را تغيير مى دهد و از طرفى او در مدت كوتاهى توانسته انگليسى  بياموزد و به راحتى با بقيه ارتباط برقرار كند. اندرسون هم پسر بانمكى است و توز كمى آرام تر از سايرين است و بيشتر به صحبت هاى ديگران گوش مى دهد. از آن جا كه اوون  هارگريوز اكثر فوتباليست هاى ليگ جزيره را مى شناخت مشكلى از بابت پيوستن به منچستر  پيدا نكرد و در كل تك تك بچه ها با تيم اخت شده اند و به راحتى در تمرينات و مسابقات شركت مى كنند.
* قبلا در جايى خواندم كه گفته ايى منچستر در اين فصل با بقيه فصول فرق مى كند. هنوز هم روى حرفت هستى؟
** صدردرصد و اين تنها يك شعار نيست و بازى هايى كه انجام داده ايم اين را ثابت كرده است. قدرت امسال ما را زمانى مى توانيد ببينيد كه بعد از مصدوميت يكى از بازيكنان كوچك ترين خللى در بازى ما ديده نمى شود و بقيه به راحتى جاى او را پر مى كنند. البته اين كه منچستر  قهرمان است و در هر حالتى باشد همه انتظار قهرمانى دارند هم كمى به اعتمادبه نفس ما مى افزايد و خود ما هم اين را باور كرديم كه تيمى قوى تر از منچستر  وجود ندارد.
* اين صحبت را قبول دارى كه فرگوسن بيش از حد روى تو و رونالدو حساب مى كند؟
** نه به هيچ وجه. همه مى دانند كه فوتبال ورزشى دسته جمعى است كه از عهده يك يا دو بازيكن خارج است و اين تيم است كه نتيجه مى گيرد و به ميدان مى رود نه يك نفر.
* چه طور شد كه شما تصميم گرفتى پيراهن شماره ۱۰ را بر تن كنى؟ آيا مسوولان تيم اين پيشنهاد را دادند؟
** وقتى نيستلروى اولدترافورد را ترك كرد ديگر كسى نبود كه شماره ۱۰ را بپوشد و از آن جا كه هميشه دوست داشتم اين شماره را بر تن داشته باشم با سرمربى در اين خصوص صحبت كردم كه خوشبختانه مشكلى هم نداشت. البته يك فصل منتظر اين پيراهن ماندم تا اين كه بالاخره از ابتداى اين فصل پيراهن شماره ۱۰ را تصاحب كردم. به علاوه مى دانم كه چه بازيكنان بزرگى صاحب اين پيراهن بودند و چه گل هايى براى منچستر  به ثمر رساندند. اما اين مساله ارزش اين شماره را بيشتر كرده و غرور و اعتماد به نفس عجيبى به من داده است. هميشه عادت دارم كه پيراهنى را كه در اولين بازى فصل مى پوشم را نگه دارم و در مقابل چلسى بود كه براى نخستين بار با اين شماره در ميدان حضور يافتم.
* بازيكنان بزرگى از جمله پله، پلاتينى، باجو، مارادونا، زيدان و رونالدينيو هم شماره ۱۰ را داشتند، تو هم دوست دارى با اين شماره به شهرت آن ها دست پيدا كنى؟
** اميدوارم، قبلا هم گفتم پيراهن شماره ۱۰ در سراسر دنيا ارزش خاصى دارد به خصوص در امريكاى جنوبى. خوب وقتى ببينيد كه چنين اعجوبه هايى اين شماره را در اختيار داشتند قطعا آرزو مى كنيد كه روزى شما هم مانند آن ها شويد. پيش از اين كه به منچستر  بپيوندم عاشق بازى مايكل اوون بودم و با اين كه براى ليورپول توپ مى زد اما شماره ۱۰ را مى پوشيد.
* اولين گل با پيراهن شماره ۱۰ را به رم زدى، درست است؟
** بله كاملا به خاطر دارم. اين گل خيلى شبيه گلى بود كه فصل گذشته به آث ميلان زدم. توپ را خيلى خوب كنترل كردم و به گوشه دروازه چسباندم كه دروازه بان به هيچ وجه نمى توانست آن رابگيرد. آن گل خيلى در روحيه من تاثيرگذار بود زيرا پس از رهايى از مصدوميت كه چند بازى را از دست داده بودم به ثمر رساندن گلى به اين زيبايى آن هم در چنين بازى مهمى اعتماد به نفس دوباره ايى به من داد.
* مارادونا در مصاحبه ايى گفت كه وين رونى به زودى بهترين بازيكن دنيا مى شود. خودت چه نظرى دارى؟
** باعث افتخار من است كه اسطوره فوتبال اين گونه از من حمايت مى كند و هر كسى هم جاى من بود خيلى خوشحال و با روحيه بهترى به آينده مى نگريست. اميدوارم كه به گونه ايى عمل كنم تا روزى عنوان بهترين بازيكن جهان را هم كسب كنم.
ماتئوس در لباس مربيگرى
پيش به سوى جام جهانى ۲۰۱۰

حورا شكيبى

بدون شك او يكى از ستارگان درخشان و بازيكنان موفق و با استعداد در دوران بازيگرى اش بوده و ۱۵۰ ديدار ملى را براى آلمان رقم زده است. لوتار ماتئوس تقريبا در۲۱ سالگى به هر عنوانى كه آرزو داشت رسيد. افتخار حضور در جام جهانى ،۱۹۹۰جام هاى اروپايى و ۷ قهرمانى ليگ با بايرن مونيخ و اينتر در كنار كسب دو يوفا در كارنامه اين مرد آلمانى رقم خورده است. ماتئوس مفتخر به دريافت جوايز انفرادى نيز شده است و در سال ۱۹۹۰ بهترين بازيكن سال فوتبال و در سال ۱۹۹۱ از سوى فيفا، فوتباليست برتر ناميده شد.
حال لوتار ۴۶ سال دارد و ۷ سال پيش كفشهايش را آويزان كرد و پس از آن روى به مربيگرى آورد. پس از حضور در پارتيزان بلگراد و قهرمان كردن اين تيم در ليگ صربستان در سال ،۲۰۰۳ شاگردانش را به ليگ قهرمانان سوق داد. ماتئوس در زمان مربيگرى در تيم ملى مجارستان شاهد بود كه تيمش ۲ بر صفر آلمان را مغلوب كرد. هم اكنون اين مرد جوان و موفق به عنوان كارشناس فوتبال در شبكه تلويزيونى آلمان مشغول به كار است.
درمصاحبه اختصاصى ماتئوس با وب سايت فيفا، وى از برنامه هايش در سال ۲۰۰۸ پرده برداشت. همچنين از يورو ۲۰۰۸ و جام جهانى ۲۰۱۰ آفريقاى جنوبى صحبت كرد.
* مردم در اين موقع سال براى ۳۶۵ روزى كه در پيش دارند، تصميم گيرى مى كنند، شما براى سال ۲۰۰۸ چه برنامه ريزى هايى داريد؟
** البته هر كس طرح ها و آرزوهايى دارد كه سلامتى در راس تمام مسايل خواسته شده است. در زمينه كار حرفه اى دوست دارم در تيمى مربيگرى كنم كه بتوانم مدت زيادى در آن جا باشم به همين دليل بايد به حرفه اى گرى و تلاشم ادامه دهم. فكر نمى كنم خواسته نامعقولى داشته باشم.
* شما سابقه مربيگرى در عرصه باشگاهى و ملى را داشته ايد. تفاوت اين دو ميدان در چيست؟
** به عنوان سرمربى تيم ملى شما نمى توانيد تاثير چندانى روى بازيكنان داشته باشيد تا زمانى كه هدايت يك تيم باشگاهى در اختيارتان باشد در يك باشگاه مى توانيد دستورات خود را موبه مو از بازيكنان بخواهيد و آنها را در زمين اجرا كنيد، در زمان حضور در يك تيم ملى مى بايست تا حدودى روانشناسى بدانيد كه البته فرصت براى اين كار هم اندك است. تنها ۲ تا ۳ روز در كنار تيم هستيد و نمى توانيد روى تك تك ملى پوشان تاثيرگذار باشيد.
* شما در زمان بازيكنى به طور قطع موفق ظاهر شديد. لوتار ماتئوس در سن ۴۶ سالگى چه چيز ديگرى مى خواهد؟
** دوست دارم به مربيگرى ادامه داده و عنوان كسب كنم. البته براى من مهمتر آن است كه شاگردانم پيشرفت كنند كه اين مساله ضمانت پيشرفت استانداردهاى تيم است. با پيشرفت تيم امكان كسب افتخارات و پيروزى ها نيز بالاتر مى رود.
* نكات برجسته دوران بازيكنى و مربيگرى تان كدام ها هستند؟
** قطعا اولين افتخارم قهرمانى آلمان در جام جهانى ۱۹۹۰ ايتالياست اما صادقانه بگويم حضور پارتيزان بلگراد در ليگ قهرمانان مزه ديگرى داشت . هيچ كس توقع چنين چيزى را از ما نداشت اما ما موفق شديم در نيوكاسل معجزه كنيم و در دور رفت كه يك بر صفر مغلوب حريف شديم در دور برگشت يك بر صفر پيش افتاده و در نهايت با ضربات پنالتى تيم برتر ميدان نام گرفتيم و اميد و آرزو را به قلب هوادارانى بازگردانيم كه دست به دعا بودند. اين وضعيت درست با قهرمانى آلمان در جام جهانى سال ۱۹۵۴ مشابه بود.
* هنر شما براى عرض اندام در اكثر نقاط زمين، شما را تبديل به يكى از بهترين هافبك هاى ميانى دنياى فوتبال نموده بود. بهترين بازيساز هاى امروز دنياى فوتبال را چه كسى مى دانيد؟ چه كسى مى تواند به بهترين دنياى فوتبال تبديل شود؟
** فوتبال در سال هاى گذشته فراى تصورات كاركرده. هيچگاه نمى توان امثال زيدان، زيكو، پلاتينى و خصوصا مارادونا را دوباره پيدا كرد. البته ليگو برزيلى كه هم اكنون در وردربرمن توپ مى زند، مى تواند در دسته ستارگان فوتبال جاى گيرد. او واقعا براى حريف ايجاد حريف مى كند و خودش مى تواند در تيم بازى را ديكته كند. باستين شوانشتايگه تا حد و حدودى مى تواند به پاى بزرگان برسد. البته اگر به روزهاى اوجش باز گردد. همه ما منتظريم تا ببينيم تونى كروس كه تنها ۱۷ سال دارد در آينده اى نه چندان دور تبديل به چه بازيكنى مى شود.
* چطور شد كه نقش يك بازيساز تغيير كرد؟
** سبك بازى ها در فوتبال مدرن متفاوت هستند پس نمى توان پيراهن شماره ۱۰ قديم يا هافبك تهاجمى آن روزها را دوباره در تيم يافت.
مارادونا و پلاتينى بازيسازهاى فوق العاده اى بودند. شخصيت فوتبالى داشته و تكنيك فوق العاده آن ها زبانزد بود، همچنين به هم تيمى هايشان اعتماد به نفس مى دادند و در زمان مواجه شدن با توپ خطر بزرگى محسوب مى شدند.
* كدام سبك بازى را بيشتر مى پسنديد؟
** شخصا طرفدار فوتبال تهاجمى باشگاه هاى چون آرسنال و بارسا هستم. بايرن مونيخ هم در آغاز فصل به همين شيوه كار مى كرد. در كل تهاجم را دوست دارم اما دفاع را نيز نبايد فراموش كرد.
* يورو ۲۰۰۸ به زودى از راه مى رسد. به نظر شما عملكرد تيم يوآخيم لو چگونه خواهد بود و چه كسى قهرمان تورنمنت مى شود؟
** پيش بينى نتيجه يورو ۲۰۰۸ بسيار دشوار است. تيم هاى شركت كننده با پس زمينه هاى كاملا متفاوت گردهم مى آيند و از ستارگانى تشكيل شده اند كه در ليگ هاى معتبر مشغول به فعاليت هستند. در اين گونه تورنمنت ها قدرت فيزيكى و نيروى ذهنى حرف اول را مى زند. اگر بخواهم در مورد آلمان صحبت كنم با اين نتايجى كه ژرمن ها تا به اين جا كسب كرده اند ، نمى تواند قهرمان شود. آنها پشت سر چكى ها و در پله دوم جاى گرفتند و در جام جهانى نيز پس از دو تيم مطرح اروپايى رتبه سوم را به خود اختصاص دادند آن هم در كشور خودشان. اگر به ليست ۵۰ نفره كانديد دريافت جايزه سال فيفا نگاهى بيندازيد، فقط دو آلمانى را مى يابيد.
اگر هم آمار به دست آمده را مدنظر قرار دهيد، متوجه مى شويد كه چندان رضايت بخش نبوده اند. البته تيم از زمانى كه زير نظر يوآخيم لو كار كرده، قدرى پيشرفت كرده است و هميشه با اعتماد به نفس به استقبال تورنمنت ها مى روند. البته آلمان در كنار اسپانيا، پرتغال و هلند يكى از شانس هاى موفقيت است. اما در كل ايتاليا و فرانسه شانس صعود به فينال را دارند.
* آيا آلمان فعلى به قدرت آن آلمانى است كه در جام جهانى سال ۱۹۹۰ قهرمان شد؟
** فوتبال در آن زمان تفاوت زيادى با حالا داشت و درست نيست فوتباليست هاى آن دوره را با اين دوره مقايسه كنيم.
* قرار است طى دو سال و نيم آينده شاهد اولين ميزبانى قاره آفريقا در جام جهانى باشيم. اين تورنمنت براى آفريقاى جنوبى چه اهميتى دارد؟
** قاره آفريقا و كشور آفريقاى جنوبى بايد به ميزبانى چنين تورنمنت باشكوهى افتخار كنند. برگزارى فوتبال در اين كشور فرصتى است براى مشاهده تاثيرات فوتبال در جاى جاى دنيا. قطعا اين كشور از نظر اجتماعى و اقتصادى سود مى كند. خود ما در جام ۲۰۰۶ شاهد چنين مساله اى در آلمان بوديم. به نظر من بايد يك مجسمه يادبود از فرانس بكن باوئر بتراشند كه او توانسته امتياز ميزبانى جام هجدهم را از آن آلمان كند.
* وضعيت مربيگرى شما تا جام جهانى بعدى چگونه خواهد بود؟
** براى يك مربى باعث افتخار است كه هدايت يكى از تيم هاى حاضر در جام را برعهده داشته باشد. جام جهانى را به عنوان يك بازيكن تجربه كرده ام و دوست دارم در قالب مربى هم در اين ميدان بزرگ حضور داشته باشم و تجربياتم را به شاگردان خارجى منتقل كنم. از اين گونه چالش ها ابدا نمى هراسم.
ايران و المپيك پكن
نقايص بدوى در كار تدارك ملى پوشان
وصال روحانى
به گفته دبير ستاد تداركاتى بازى هاى المپيك پكن، روند آماده سازى براى اين مسابقات آن قدرها هم كامل نبوده و در مورد برخى مسايل در گام هاى ابتدايى مانده ايم (نقل به مضمون). مهدوى كه حائز سمت فوق است، در نشست اخير ستاد مذكور گفته است: «متاسفانه در فاصله ۷ ماه تا آن رقابت ها هنوز درگير برخى نكات ابتدايى هستيم و انتظار مى رود گام هاى خود را با سرعت بيشترى برداريم. مثلا در فدراسيون وزنه بردارى كه تا به حال ۳ سهميه به دست آورده، هنوز در بحث تغذيه مشكل داريم. از طرف ديگر در بعضى فدراسيون ها رابطان فرهنگى كميته ملى المپيك را مى شناسند، اما در برخى فدراسيون هاى ديگر مشكل داريم و كادر فنى تيم هاى ملى هنوز با رابطان فرهنگى آشنا نشده اند.
محمد رضا كردى مسوول كميته علمى ستاد تداركاتى المپيك نيز با اشاره به يك مساله مهم ديگر گفته است: «تجديدنظر در مورد كيفيت غذاى ورزشكاران اعزامى هم بايد در دستور كار قرار گيرد و فكرى در اين خصوص شود و حل شدن اين مساله مهمتر از جلسات ما است. فدراسيون هايى مانند وزنه بردارى نيز هر كدام در ارتباط با غذا به فكر خودشان هستند و به تلاش براى حل اين مشكل پرداخته اند و مشكل غذا در اردوى جودو نيز وجود دارد.»
مسايلى از اين دست با قدرى تغيير در مورد ساير ورزش هاى كانديداى حضور در المپيك نيز حس مى شود و از آن جا كه مدتى است ستاد مذكور تشكيل شده و حتى ستاد تداركاتى بازى هاى آسيايى ۲۰۱۰ گوانگ ژو چين نيز تاسيس و از حالا مشغول به كار شده، شنيدن معضلات بدوى فوق در اين مقطع از زمان و در فاصله ۷ ماه تا شروع دوره بيست و نهم المپيك عجيب مى نمايد و خبر از وجود نقايص آشكار در كار ما مى دهد. اين كه به اعتراف مسوولان ارشد ستاد فوق هم در برخى كارهاى ابتدايى مانده باشيم و هم از مشكل تغذيه رنج ببريم، نكاتى است كه بايد در حال حاضر آنها را عجيب شمرد و يك هشدار تلقى كرد، زيرا وقتى اين گونه نقصان ها در كار است، بعيد نيست كه مشكلات فنى بزرگترى نيز در تيم ها و افراد اعزامى وجود داشته باشد و حتى اگر چنين نباشد، نقصان هايى از اين دست سبب مى شود كه كار تقويت و آماده سازى فنى تيم ها هم به مشكل برخورد كند و تلاش ورزشكاران حداكثر ثمر لازم را ندهد و باز هم بايد از اين كه ماه ها بعد از تشكيل ستاد از وجود نقايصى پايه اى و بدوى در امر آماده سازى ورزشكاران اعزامى به المپيك گله و شكايت مى شود، ابراز تعجب كرد و مگر نه اين است كه حل اين مشكلات و تامين نيازها، وظيفه نخست همين ستاد و امثال آن است؟
طالع و اقبال
اين كه ستاد تداركاتى المپيك پكن از فزون تر از يك سال قبل از شروع رقابت ها راه اندازى شود و كارها را رتق و فتق كند، مساله اى است كه در بعضى كشورهاى ديگر هم رويت نشده و اگر چين ميزبان رقابت ها را ناديده بگيريم، شايد ما و چين از معدود كشورهايى باشيم كه كارمان را اين همه زود شروع كرده ايم و اين نمى تواند اقدامى بد و يك طالع نامناسب براى تيم هاى اعزامى باشد ، اما وقتى ما برآوردهاى علمى را در دستور كار قرار داده ايم و متخصصان اين زمينه را به كار گرفته ايم و در بسيارى از رشته ها به مربيان خوب خارجى روى آورده ايم، انتظارها و توقعات نيز به موازات آن بيشتر شده است و جاى هيچ لغزش و كوتاهى و كمبودى نخواهد بود.
امروز يك بحث عمده برخى رشته هاى راه يافته به المپيك ۲۰۰۸ كسب سهميه هاى باقى مانده است و اين براى رشته هايى مثل كشتى (چه آزاد و چه فرنگى)، وزنه بردارى، بوكس و جودو صدق مى كند.
در هر يك از اين رشته ها چند سهميه اخذ شده، اما به همان تعداد سهميه اخذ شده باقى مانده و لازمه تصاحب آن ها فراهم آوردن جزئيات كوچك در كنار نيازهاى فنى است و اگر از اين امر غافل بمانيم، به آن چه مورد نياز و نظر ما است، در المپيك پكن نخواهيم رسيد و فقط كسب سهميه حضور در آن جا، مشكلى را از ما درمان نخواهد كرد، زيرا وقتى آن مسابقات شروع شود و ورزشكاران ما پاى در ميدان بگذارند، اين نتايج حاصله آن ها است كه حضورشان را موجه يا غيرموجه جلوه خواهد داد و نه رسيدن آن ها به سهميه و مجوز حضور كه از ماه ها پيش و در كوران مسابقات انتخابى به دست آمده است.
گذر و نظر
آرتور سيبيلو پريد
يكى بود يكى نبود يه روز داشتيم روزنامه مى خونديم يه دفعه چشممون خورد به يه عكسى كه خيلى شبيه قصاب محلمون بود و به همه شبيه بود الا سرمربى تيم ملى. بعد شروع كرديم به خوندن مطلب ديديم نه بابا قضيه جديه و اين آقا كه بهش آرتور جورج مى گفتند مى خواد بياد ايران. نه اين كه اون موقع كميته انتقالى همه كاره بود فكر مى كردن كه هر كارى مى تونن بكنن ولى نشد.
بعد از كلى جار و جنجال معلوم شد كه اين آقا چه كارنامه اى داره و اصلا رو به موته. بعدش هم كه انتخابات برگزار شد و كفاشيان شد رييس فوتبال خلاصه كفاشيان خيال همه رو راحت كرد و گفت آرتور بى آرتور و هر كى از اين به بعد اسمى از اين بابا بياره خونش حلاله.
صفايى و شركا را حلال كنيد
بله بعد از نزديك به ۲ سال آقايون كميته انتقالى و در راس اونا صفايى فراهانى رسما از فوتبال ملى و دخالت در كار فدراسيون كنار رفتن و به قول خودشون كار رو تحويل كفاشيان دادن. ميگن تو يكى از اين جلسات فدراسيون صفايى فراهانى لطف مى كنن سكان هدايت رو به بقيه مى سپارن و نه اين كه خيلى خسته شده و خدمات مفيدى واسه فدراسيون انجام داده و به همراه شركاش پاشونو از تو كفش فدراسيون و تيم ملى بيرون مى كشن. تازه اين روزا بازار تقدير و تشكر خارجى ها هم داغه. هر روز يه خبر مياد رو سايت ها كه بلاتر تشكر كرد، AFC تشكر كرد و...
آخر از همه هم بن همام از مهمون نوازى صفايى و شركا تقدير كرده و البته همه ايرانى ها مهمون نوازن ولى نمى دونم چرا فقط از صفايى فراهانى تشكر شده.
ولى از حق نگذريم زحمات و خدمات زيادى از كميته انتقالى ديديم: چند بار تعليق، چند بار تهديد به تعليق، بى در و پيكرى فدراسيون به مدت چندين ماه و... عمرا اگه كسى حلالشون كنه.
مربى ايرانى يا خارجى؟
جلسه پشت جلسه، اين مى ره اون مياد، اين مربى اون مربى. خلاصه همه جمعن. خوب ديگه اينم مد جديده. چند نفر رو دور هم جمع مى كنن گل مى گن و گل مى شنون. بعد از يه ساعتم يكى مياد بيرون ميگه هنوز به نتيجه نرسيديم و جمع بندى نكرديم. يكى ديگه ميگه نه همه موافقيم كه مربى ايرانى باشه چون الان فقط يه ايرانى مى تونه به تيم ملى كمك كنه. آخر سرم خود كفاشيان بعد از كلى خوش و بش بااين و اون آب پاكى رو مى ريزه رو دست همه كه نه خير بازم مربى خارجى ميارم و هيچ عجله اى هم نداريم. چون اگه عجله كنيم ممكن حواسمون پرت بشه و دوباره يكى از اين ويچ هارو ورداريم بياريم. البته ما كه نفهميديم منظور كفاشيان از اين كه عجله نداريم و عجله كار شيطونه چى بود. چون چند هفته ديگه اولين بازيمون رو بايد انجام بدهيم و انوقت تيم هنوز مربى نداره. البته چند نفر از مربياى وطنى مثل پروين، قلعه نويى، مناجاتى و... خودشون داوطلب شدن ولى كيه كه صلاحيتشون رو تاييد كنه تازه سايت گل نوشته بهترين گزينه افشين قطبى!؟
حال لوكارو مى گيريم
جاى سوال داره كه هر كى مياد تو فوتبال ما بعد از يه مدتى همچين از ما بدش مياد كه انگار مى خواد فرار كنه و هر جور شده خودش رو از مهلكه نجات بده. البته جديدا اين بحث بين مربيامون خيلى ديده مى شه كه تا يه پيشنهاد بهتر مى بينن، دين و ايمونشون رو مى فروشن و مى رن دنبال يه تيم ديگه. اصلا هم فكر نمى كنن چه به سره تيم قبليشون مياد يعنى واسشون مهم نيست، وقتى مربيان وطنى اين كار را بكنن اونوقت از خارجى هامون چه انتظارى مى تونيم داشته باشيم؟
همين لوكا بوناچيچ كه تا يكى دو ماه پيش سنگ سپاهان رو به سينه مى زد كه من بردمش جام باشگاه هاى آسيا، من باعث شدم بره جام باشگاه هاى جهان و از اين درى ورى ها كه همه مى گن. حالا كه چند تا شيخ عرب خوردن به تورش همچين اصفهان و تيمش رو يادش رفته كه انگار نه انگار ،۳ ۴ ساله تو اين شهره. ساكت كه گفته همه پولمون رو پس مى گيريم و مربياى ايرونى مى تونن بهتر از لوكا كار كنن، حالا بايد ديد ساكت به عنوان يه اصفهونيه ۲ آتيشه مى تونه كارى از پيش ببره يا نه.
كاشانى و يه جريمه ديگه
نيكبخت واحدى رو كه مى شناسيد و معرف حضورتون هست و اصلا احتياج به معرفى نداره. نه اين كه خيلى حرفه اى كار مى كنه هر جا بريم مى شناسنش. تازه اين فصل هم كه حسابى رو فرمه و اصلا اضافه وزن نداره. مهم تر از اون با قطبى خيلى ميونه خوبى داره و خداى نكرده با هم كارد و پنير نيستن. فقط يه مصاحبه كوچولو عليه افشين خان انجام داده كه همچين يه ذره به مذاق ايشون خوش نيومده و باعث شد كه نيكبخت رو به كميته انضباطى بكشونه. نيكبخت هم كه فكر مى كرد اين جلسه هم فرماليته است اولش كه بهونه آورد و جلسه رو لغو كردن. بعدش ادعا كرده بود كه نه اين كه توتيم ملى خيلى زحمت كشيده خسته است و نمى تونه يه سرى به كميته انضباطى باشگاه بزنه. اما ديد اين تو بميرى از اون تو بميرى ها نيست و كاشانى ويار جريمه و تنبيه گرفته و هر كى گنده تر از دهنش حرف بزنه قلع و قمع مى كنه. بله ۵ ميليون ناقابل جريمه نيكبخت كه دفعه آخرش باشه كه راجع به بزرگترش اين جورى حرف مى زنه. ولى اينا كه ،۳۰۰ ۴۰۰ ميليون مى گيرن، آخه ۵ ميليون كه واسشون پول خرده!!


|   شناسنامه   |   آرشيو   |