|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
تحكيم روابط تهران- مسكو در سال ۲۰۰۷
روزنامه هندو در مقاله اى نوشت: تحكيم روابط راهبردى ايران و روسيه از مهم ترين تحولات در سال گذشته ميلادى بود. ولاديمير پوتين، رييس جمهور روسيه به ايران كه اولين سفر رييس جمهور روسيه پس از سفر استالين به تهران بود، موجب شد روابط راهبردى اين دو كشور تحكيم و تثبيت شود. پوتين با وجود مخالفت هاى بسيارى كه از جانب امريكا در خصوص اين سفر وجود داشت، براى شركت در اجلاس سران كشورهاى حاشيه خزر راهى تهران شد. پوتين در اين سفر و در ديدار با مقامات ايرانى اعلام كرد كه روسيه حاضر است روابط خود را با ايران بدون محدوديت افزايش دهد و نيز متعهد شد كه ساخت نيروگاه بوشهر را تكميل كند. در اين مقاله با بررسى تحولات جهانى پس از ارايه گزارش آژانس هاى اطلاعاتى امريكا درباره برنامه هسته اى صلح آميز ايران آمده است: روابط ايران و روسيه درپى ارائه اين گزارش افزايش بيشترى يافته است. سعيد جليلى، دبير شوراى عالى امنيت ملى ايران يك روز پس از ارائه اين گزارش به مسكو سفر كرد و در ديدار با رييس جمهور روسيه گفت كه ايران متعهد است روابط راهبردى دراز مدتى با روسيه داشته باشد. اين روزنامه همچنين به توافق ايران و روسيه براى تعيين زمان جهت تكميل نيروگاه هسته اى بوشهر و ارسال اولين محموله سوخت اورانيوم از روسيه به ايران اشاره كرد. اولين محموله سوخت هسته اى در پايان سال ۲۰۰۷ ميلادى به رغم همه تعلل هاى انجام گرفته و مخالفت هايى كه با اين مساله صورت گرفته بود، به نيروگاه هسته اى بوشهر در جنوب ايران ارسال شد. ايران و روسيه اكنون در تلاشند روابط اقتصادى خود را افزايش دهند و دو كشور درباره ۱۳۰ طرح اقتصادى به قيمت ۱۰۰ ميليارد دلار در حال مذاكره اند و چنانچه اين طرح ها اجرايى شود، ارزش روابط تجارى تهران و مسكو از ميزان كنونى دو ميليارد دلار به ۲۰۰ ميليارد دلار در ۱۰ سال آينده خواهد رسيد. ايران و روسيه داراى ۲۰ درصد ذخاير نفتى جهانى و ۴۲ درصد گاز طبيعى ميان خود هستند و دو كشور در زمينه انرژى همكارى دارند. در اين مقاله با اشاره به افزايش همكارى دفاعى ميان ايران و روسيه آمده است: مصطفى محمد نجار، وزير دفاع ايران اعلام كرده است كه روسيه نظام ضد موشك۳۰۰-S را به ايران عرضه مى كند. اين امر موجب افزايش استعداد ايران براى خنثى كردن حملات هوايى و موشكى امريكا و رژيم صهيونيستى خواهد بود. در اين مقاله ضمن مقايسه روابط ايران و روسيه با روابط ايران و هند آمده است: روابط ايران و هند به خاطر حمايت دهلى نو از تحريم يكجانبه امريكا عليه ايران تضعيف شده است. دولت دهلى به دليل اتخاذ چنين موضعى با انتقادات شديد احزاب داخلى اين كشور روبرو شد. مخالفت هايى كه هنوز نيز فروكش نكرده است و دولت هند را هر از گاهى وادار مى كند در خصوص اين مساله و سياست هايى كه در پى آن اتخاذ كرده است، توضيحاتى را به منتقدينش ارايه كند.
|
|
|
|
|
سياست ناكارآمد مهار ايران
گلف نيوز در مقاله اى با عنوان سياست امريكا براى مهار ايران نوشت: سياست مهار كه امريكا و هم پيمانانش در قبال ايران در پيش گرفته اند سياستى شكست خورده است. رويارويى قايق هاى ايرانى با كشتى هاى امريكا در منطقه استراتژيك تنگه هرمز كه بدون هيچ بحرانى پايان يافت مى توانست به نخستين مواجهه واقعى دو كشور منجر شود . پنتاگون اين اقدام را ماجراجويانه و عمدى ناميد اما ايران آن را مساله اى عادى ناميد. زمان اين رويارويى بين دو كشور از اين نظر مهم است كه بوش در سفرى هفت روزه براى القاى اين مطلب كه ايران »تهديدى براى صلح و امنيت منطقه است به خاورميانه سفر كرد. بعيد است كه قايق هاى ايرانى قصد درگيرى با امريكايى ها داشتند. در هر حال امريكا نيز بلافاصله از اين حادثه بهره بردارى تبليغاتى كرد. به ويژه با توجه به اينكه بوش نيز در حال سفر به منطقه بود. نويسنده در ادامه مى افزايد سياست مهار تنها راهبرد امريكا در قبال ايران نيست. ديدارهاى مقامات عالى رتبه امريكا از منطقه نيز با هدف زمينه سازى براى اجراى اين سياست صورت مى گيرد همچون ديدار رابرت گيتس وزير دفاع امريكا و درخواست وى براى مهار ايران. البته اين درخواست از سوى كشورهاى عرب منطقه اجابت نشده است چراكه اين كشورها معتقدند راههاى ديگرى براى برقرارى امنيت و ثبات در منطقه وجود دارد. كشورهاى عضو شوراى همكارى خليج فارس حتى گام ديگرى برداشته و از ايران دعوت كردند در اجلاس اين شورا در قطر شركت كند و ملك عبداله پادشاه عربستان نيز از احمدى نژاد دعوت كرد در مراسم حج شركت كند. رئيس جمهور امريكا به دنبال تكميل ماموريتى بود كه وزير دفاعش نتوانست آن را انجام دهد. به علت ناتوانى امريكا در تبديل ايران به مساله اى جهانى سياست مهار ايران ماموريتى شكست خورده است. امريكا همچنين نتوانسته است تحريم هاى شوراى امنيت را بر ضد ايران وضع كند بنابراين اين سياست تنها به معناى اعمال فشار بيشتر بر كشورهاى عرب به ويژه كشورهاى حاشيه خليج فارس و نظامى كردن منطقه و جان تازه دادن به بازار جهانى تسليحات است.
|
|
|
|
|
ديپلماسى رسانه اى ضرورت مغفول مانده
جنجال اخير امريكايى ها در تنگه هرمز مثال خوبى را از جايگاه و نقش رسانه ها در برجسته كردن موضوعات مهم و بالعكس به نمايش گذاشت. در اين ماجرا، رسانه هاى امريكايى و در پى آن رسانه هاى غربى با آب و تاب قصه يك عمليات شناسايى معمول قايق هاى گشت زنى ايران در تنگه هرمز را چنان به مخاطبان خود عرضه كردند كه گويى در آستانه وقوع جنگ ميان ايران و امريكا قرار داشتيم. شبكه خبرى و رسانه اى نبود كه در همان روز انتشار خبر، تصويرهاى پنتاگون (وزارت دفاع امريكا) از اين واقعه را به نمايش نگذارد و تحليل و تفسير بود كه در پى اين جنجال سازى روى تلكس هاى خبرى و دكه هاى روزنامه فروشى مى رفت. اين داستان آنقدر جذاب شده بود كه سفر جورج بوش، رييس جمهور امريكا به خاورميانه را نيز تحت الشعاع خود قرار داد. رسانه هاى غربى پيش بينى مى كردند وى موفق مى شود با استفاده از اين تصويرسازى بر مخاطبان خود در كشورهاى منطقه تاثير مطلوب واشنگتن را بگذارد و ايران را با سند و مدرك، يك خطر و تهديد معرفى كند همان گونه كه او با سخنرانى در ابوظبى قصد داشت همين پيام را ارسال كند كه ناكام ماند. گر چه عملكرد به موقع نيروى دريايى سپاه پاسداران و پاتك آنها در پخش تصاوير واقعى از اين عمليات (براى اولين بار از شبكه هاى ماهواره اى پرس تى وى و العالم) اين توطئه امريكايى را خنثى كرد و حاصلى جز ناكامى براى تيم رسانه اى كاخ سفيد رقم نزد، اما اين ماجرا و سابقه هاى متعددى از تحريف واقعيت در قبال مسايل ايران در رسانه هاى غربى كه به ميل سردمداران آن كشورها صورت مى گيرد، نورافكن ها را به روى بعد مهمى از ديپلماسى متمركز مى كند: ديپلماسى رسانه اى. به صورت خلاصه مى توان گفت ديپلماسى رسانه اى، به كارگيرى رسانه ها براى تكميل و ارتقاى سياست هاى خارجى يك كشورمحسوب مى شود. شايد به گونه اى ديگر بتوان اينگونه در نظر گرفت كه چنين نوعى از ديپلماسى بهترين راه ورود به فضاى جهانى براى كشورهايى است كه از نظر مالى و اقتصادى توان برابرى با كشورهاى ابرقدرت را ندارند. اين قبيل كشورها مى توانند با استفاده از رسانه هاى نوين، خود را به عنوان يك قدرت فكرى و انديشه اى در سطح جهانى مطرح كرده و بر فضاى سياسى بين المللى افكار جهان حاكم شوند. به عقيده صاحبنظران، استفاده گسترده ديپلمات ها و رهبران كشورها از رسانه هاى نوين، به ويژه رسانه هاى جهانى براى پيشبرد مذاكرات ديپلماتيك و اجراى سياست هاى خارجى كشورهاى شان در جهت منافع ملى، همان ديپلماسى رسانه اى است كه فراهم كردن زمينه هاى مذاكرات، ايجاد اعتماد و بسيج افكار عمومى براى پشتيبانى از تصميمات ديپلماتيك از جمله كاركردهاى آن است. در سيستم هاى دموكراتيك، رسانه ها با بهره گيرى از تعامل با دستگاه سياست خارجى از يك سو و افكار عمومى و غيردولتى ها از سوى ديگر، افكار عمومى را وارد جريان تصميم گيرى هاى ديپلماتيك كشورشان مى كنند. بايد به ياد داشت كه ديپلماسى هنوز هم در اغلب كشورها، به عنوان سياست طبقه نخبه شناخته شده و افكار عمومى كمتر در آن دخالت داده مى شود. در حقيقت ديپلماسى رسانه اى مى كوشد تا اين فاصله موجود بين مسوولان حكومتى و عامه مردم را پر كند. بايد به خاطر داشت حضور رسانه ها براى آمادگى افكار عمومى جهانى در حمله هاى اخير امريكا به كشورهاى مختلف نشان دهنده نفوذ ديپلماسى رسانه اى در جهان است. شاهد بوديم كه سياه نمايى درباره طالبان براى ساختن يك دشمن فرضى از آن جهت حمله به افغانستان و همچنين بزرگنمايى درباره صدام و ارايه اطلاعات دستكارى شده در مورد تسليحات نظامى عراق چگونه به تجاوز به اين كشورها منجر شد. اين مثال ها نمونه هاى بارزى از نقش ديپلماسى رسانه اى در تاثيرگذارى بر افكار عمومى جهانى به حساب مى آيد. ضعف در ديپلماسى رسانه اى كشور كارشناسان امر معتقدند متاسفانه در حال حاضر رسانه هاى داخلى، صرفا انتقال دهنده اطلاعات هستند و با رويكرد و هدف ديپلماسى رسانه اى در عرصه ديپلماتيك حاضر نمى شوند. به همين خاطر است كه اين رسانه ها نمى توانند در اين عرصه نقش يك جريان ساز را ايفا كنند. بر اين اساس اين نظريه مطرح است كه براى داشتن ديپلماسى رسانه اى قوى در كشور، مى بايست هم رسانه ها به تحليل، دانش سازى و جريان سازى قوى بپردازند و هم دستگاه ديپلماسى، ارتباط قوى ترى با رسانه ها برقرار كند كه اين تعامل در ايجاد جريان هاى رسانه اى ديپلماتيك مطابق با منافع ملى كشور، در سطح بين المللى، بسيار موثر خواهد بود. از سوى ديگر بايد اذعان كرد رسانه هاى موثر در كشور دچار ضعف ساختارى هستند و اين مساله به عنوان مهم ترين مانع در كاربست ديپلماسى رسانه اى در كشور مطرح است. يكى از معيارهاى اصلى قابل توجه براى موثر شدن يك رسانه در عرصه بين المللى، رساندن مفاهيم به مخاطبان از طريق زبانى است كه مخاطب بتواند مستقيما به آن دسترسى داشته باشد. صرفا در اين صورت است كه مى توان مطمئن بود پيامى كه در پى انتقال آن هستيم، بى واسطه و تفسير و تاويل به مخاطبى كه آن سوى مرزها قرار دارد، مى رسد. در كمال تاسف بايد گفت چنين شاخصه اى نزد رسانه هاى ايرانى بسيار كمرنگ است. به سادگى اجازه داده ايم خبرگزارى ها و رسانه هاى خارجى وقايع داخلى را رصد كرده و آنگونه كه باب طبع شان است به مخاطبان خود عرضه كنند. جالب آنجاست كه گاه و بيگاه به ترجمه و انعكاس نگاه آنها به مسايل داخلى مان مى پردازيم و به عنوان يك سند براى مخاطبان عام داخل كشور در لابه لاى گزارش هاى مان با عناوينى همچون در آينه مطبوعات خارجى، بازتاب هاى خارجى و. . . مى گنجانيم. جنگ از طريق رسانه با توجه به حجم وسيع تبليغات غربى عليه ايران، هر ساعتى كه مى گذرد و اگر بزرگ نمايى نكرده باشيم هر لحظه اى كه سپرى مى شود بايد به اين سوال پاسخ دهيم كه در عرصه هاى مختلف تا چه حد در حفظ كيان كشور موفق عمل كرده ايم؟ مثال هايى در اين زمينه اوضاع را روشن تر مى كند: - امريكا با افزايش زمان پخش برنامه هاى برون مرزى براى ايران، كوبا و كره شمالى قصد دارد جنگ تبليغاتى خود عليه اين كشورها را گسترش دهد. در بودجه بوش منابع لازم براى تامين مالى اين اقدامات پيش بينى شده است. در همين راستا بودجه سال ۲۰۰۷ پخش برنامه هاى برون مرزى از جمله صداى امريكا (VOA) و راديو آسياى آزاد (RFA) با افزايش ۸/۳ درصدى به ۲/۶۶۸ ميليون دلار در سال ۲۰۰۷ رسيد. -مركز تضارب افكار شوراى سياست خارجى امريكا كه نهادى فوق العاده تندرو و نزديك به جمهورى خواهان است تبليغات گسترده و هدفدارى را با كمك تعدادى از رسانه هاى امريكايى عليه فعاليت هاى صلح آميز هسته اى ايران انجام داده است. در اين تبليغات كه هدف آن تحريك افكار عمومى و جلب حمايت اجتماعى مردم امريكا براى اقدام يكجانبه و غيرقانونى نومحافظه كاران عليه تهران است، ادعا شده كه امروزه ايران بزرگترين چالش براى اهداف و منافع امريكا در خاورميانه و مانعى براى پيروزى امريكا در جنگ عليه تروريسم است. در همين خصوص بخش موسوم به آزادى ايران! در شوراى سياست خارجى امريكا كه در سال ۲۰۰۶ با هدف كمك به سياستمداران امريكايى براى توسعه و اجراى استراتژى هاى امريكا در قبال ايران تاسيس شده، پخش تبليغاتى را به صورت آگهى هاى تبليغاتى ۳۰ ثانيه اى از شبكه هاى تلويزيونى CNN، MSNBC و همچنين كانال فاكس نيوز عليه فعاليت هاى هسته اى صلح آميز ايران داشته است. در متن يكى از اين تبليغات كه بر روى سايت اينترنتى شوراى سياست خارجى امريكا قرار گرفته با اشاره به اينكه زمان در حال اتمام است و عقربه ساعت رستاخيز هسته اى در حال نزديك شدن به ساعت ۱۲ (زمان نابودى دنيا به وسيله جنگ جهانى اتمى) است، ادعا شده بود: ايران بزرگ ترين حامى جهانى تروريسم است كه از حملاتى كه منجر به كشته شدن صدها امريكايى شده حمايت كرده است. با توجه به چنين مواردى است كه امروز بيش از هر زمان ديگرى نيازمند تقويت رسانه هاى كشور براى آمادگى در قبال هجمه تبليغاتى طرف هاى مقابل هستيم. در اين زمان است كه سياست گذاران نبايد به اشتباه رسانه ها را رقيب و محدود كننده خود در عرصه ديپلماسى بپندارند، زيرا رسانه ها با انتشار اخبار در زمان واقعى، ديپلمات ها را با انتشار اخبار فارغ از زمان و در لحظه وادار به موضع گيرى سريع مى كنند و اين يعنى همان حضور رسانه در بازى ديپلماسى كه بايد از آن در جريان هاى سياسى به نفع كشور بهره بردارى كرد. قرار بود پيش از سال ۱۳۸۵ وزارت امور خارجه به اعزام وابسته ارتباطات به سفارتخانه هاى ايران در كشورهاى خارجى مبادرت ورزد، اى كاش گزارشى از عملكرد آنان براى رسانه ها منتشر مى شد، زيرا بايد به خاطر داشت اين گام ها مفيد اما ناكافى است، زيرا توقع نابجايى خواهد بود اگر گمان مى كنيم رسانه هايى كه با بودجه كشورهاى غربى تامين مى شوند تصوير واقعى از ايران منعكس خواهند كرد.
|
|
|
|
|
ايران هراسى در ادامه اسلام هراسى
جورج بوش، رييس جمهور امريكا در سفر اخيرش به منطقه خاورميانه اهداف بسيارى را دنبال مى كرد كه پرداختن به موضوع ايران يكى از اهداف اعلام شده اين سفر بود. ايران هراسى موضوعى است كه در گفت وگويى با محمدصادق الحسينى كارشناس امور بين الملل به تحليل و بررسى آن نشستيم. پروژه ايران هراسى را مى توان درچهارچوب طرح اسلام هراسى امريكا تحليل و بررسى كرد. طرحى كه پس از جنگ سرد و به دليل ايجاد يك فضاى ميليتاريستى در معادلات جهانى از سوى دولت واشنگتن مطرح شد كه در اين چهارچوب بحث جنگ تمدن ها از سوى ساموئل هانتينگتون نيز مطرح شد. همچنين مقاومت مسلمانان در سراسر جهان كه ايران پرچمدار چنين مقاومت هايى در زمينه هاى سياسى بود، نيز از ديگر نقطه هاى قوت گرفتن پروژه ايران هراسى بود. پس از حادثه ۱۱ سپتامبر اسلام هراسى بسيار واضح شده بود و دنيا به طور كامل با اين موضوع آشنا شد. بعد از آن بود كه شكست هاى امريكا در افغانستان و عراق دليلى شد براى شروع جدى پروژه ايران هراسى. چون سردمداران امريكا ريشه تمام مقاومت هاى منطقه مانند لبنان و فلسطين را ايران اعلام كردند، آنچنان كه كاندوليزا رايس، وزير امور خارجه امريكا چندين بار ايران را محور و مركز مقاومت در منطقه معرفى كرد و مدعى شد ايران بانك مركزى تروريسم در منطقه و جهان است. اين كارشناس مسايل بين المللى در ادامه درباره دليل پيگيرى اين پروژه از سوى امريكايى ها و پيامدهاى آن تصريح كرد: روشن شدن شكست پروژه اسلام هراسى براى تمام ملت هاى مسلمان و غيرمسلمان جهان دليلى شد براى دامن زدن به پروژه ايران هراسى. امريكايى ها با متوسل شدن به اين پروژه جديد تلاش كردند ميان اقوام مسلمان جنگ به راه اندازند. آنچنان كه بحث اختلاف هاى ميان سنى و شيعه را در منطقه و ميان ايران و ديگر كشورهاى عرب مطرح كردند. پيامدهاى اين موضوع اولا تمركز فشار سياسى بسيار بر روى ايران بود. در عين حال مسووليت هاى ايران در متحد كردن ملل مسلمان منطقه به عنوان يك قدرت منطقه اى افزايش يافت و موظف شد درباره اسلام واقعى به كشورهاى منطقه اطمينان بدهد. از سوى ديگر ايران در داخل نيز به سوى اتحاد بيش از پيش رفت تا در مقابل حركت هايى چون ايران هراسى به طور كامل مقاومت كند. چون قصور در هر يك از فرصت هاى سياست خارجى و سياحت داخلى دليلى خواهد شد براى به وجود آمدن معضل هاى جدى براى كشور در اين صورت ممكن است اين فرصت ها به چالشى تبديل شوند كه كشور را در قبال مواضع خصمانه ضربه پذير كند. همين جاست كه بايد فرمايشات حضرت آيت الله خامنه اى، رهبر معظم انقلاب درباره نام گذارى سال جارى به نام اتحاد ملى و انسجام اسلامى را مورد تاكيد قرار داد. چون به طور حتم بهترين راه براى مقاومت در برابر پروژه ايران هراسى همين پايبند بودن به اتحاد ملى و انسجام اسلامى است. صادق الحسينى در ادامه ابزارهاى واشنگتن در پيشبرد پروژه ايران هراسى را مورد بررسى قرار داد و گفت: يكى از مهم ترين ابزارهاى امريكا تحريك حس پان عربيسم همسايه هاى عرب ايران است. از آن جايى كه ايران هميشه از جنبش هاى آزادى خواه و مظلوم مثل فلسطين، لبنان و عراق دفاع مى كند، تحريك اين حس مى تواند راهى براى رسيدن به اهداف استعمارى و مواضع خصمانه غربيان باشد. پس ايران بايد با تبعيض كامل اهداف و سياست هايش از تحريك اين حس در جهت منفى جلوگيرى كند. چون اين موضوع يكى از ابزارهاى جدى امريكا در سال هاى اخير بوده و هست. سخنان بوش در امارات نيز اشاره روشنى به اين موضوع داشت. از ديگر ابزارهاى رسيدن به پروژه ايران هراسى راه اندازى فتنه اختلاف ميان سنى و شيعه است. يعنى برجسته كردن تشيع ايرانيان و معرفى كشورمان به عنوان اقليت در جهان اسلام. امريكايى ها سعى دارند ايران شيعه را به عنوان خطرى براى اهل سنت معرفى كنند.همچنين بحث اعتدال و راديكال را نبايد از ياد برد. بسيارى به دنبال اين هستند كه ايران را به عنوان كشورى راديكال و غيرمعقول در مقابل كشورهاى معتدل منطقه معرفى كنند. بنابراين ايران بايد آنچنان كه تاكنون ثابت كرده، نشان دهد هيچ گونه راديكاليسمى از جانب ايران در كار نيست. و اين ادعاها تنها يك دروغ پردازى واضح از سوى امريكايى هاست.اما ديگر بخشى كه مورد بررسى اين كارشناس مسايل بين الملل قرار گرفت نگاه كشورهاى عربى و همسايگان ايران به پروژه ايران هراسى امريكا بود كه وى در اين باره گفت: با توجه به اظهارات مسوولان بلندپايه كشورهاى منطقه، بسيارى از دولتمردان، صاحبنظران و كارشناسان كشورهاى منطقه از اين طرح امريكايى دل خوشى ندارند و به نوعى وحشت دارند. دليل اين ناراحتى آن است كه اين كشورها هيچ كدام از دخالت هاى امريكا در تعاملات منطقه خرسند نيستند. برخى از آن ها معتقدند فكر سياسى بوش در ۱۱ سپتامبر متوقف شده است و هيچ تجربه اى از افغانستان و عراق به ذهن نسپرده است. آن ها خود را همسايه ايران مى دانند و موضع گيرى هاى خصمانه امريكا در قبال ايران را نمى پسندند و آن را ناشى از بى ادبى و بى لياقتى سياسى مى دانند.صادق الحسينى در پايان تعيين درست و واقعى اهداف و خط مشى سياسى ايران درباره استقلال، آزادى و اسلام معتدل و واقع گرا را از مهم ترين مسووليت هاى دلتمردان ايران شمرد و گفت: كشورهاى منطقه بايد با سياست هاى ايران و دولتمردانش به خوبى آشنا شوند و بدانند منظور ايران از اسلام و شيعه، اسلام راديكال مانند طالبان نيست .مسوولان ايرانى بايد به كشورهاى همسايه و مخصوصا اعراب نشان دهند كه اسلام مدنظرشان همان طور كه امام (ره) گفته بود اسلامى مساوى زندگى واقعى و در عين حال مقاوم است.
|
|
|
|
|
نشانى غلط براى تجهيز رژيم صهيونيستى
جورج بوش در سفرى كه به كشورهاى منطقه داشت با تمام توان كوشيد تا آنها را با خود عليه ايران همراه كند و بار ديگر بحث پيشنهادى را مطرح كرد كه چند ماه قبل در خصوص ارايه تسليحات به كشورهاى منطقه ارايه كرده بود. اين روزها با توجه به اينكه امريكا در جبهه هسته اى عليه ايران به دليل مخالفت هايى كه با تحريم عليه جمهورى اسلامى صورت مى گيرد، وادار شده است تا آهسته تر حركت كند، جورج بوش، رييس جمهور امريكا پس از سفر ناكام كاندوليزا رايس، وزير امور خارجه و رابرت گيتس، وزير دفاع كشورش به منطقه كه در تابستان گذشته و با هدف آماده سازى مقدمات معاملات نظامى با اعراب انجام شده بود، راهى كشورهاى منطقه شد. از سوى ديگر اين سفر در حالى صورت مى گيرد كه ايران مى كوشد روابطش با كشورهاى منطقه به ويژه عربستان را تحكيم و نيز روابطش با مصر را بهبود بخشد و در اين مسير با سرعت به پيش رفته است. جورج بوش در هر يك از توقف هايى كه هفته گذشته در كشورهاى منطقه داشت اتهامى را عليه ايران مطرح كرد و ايران را «حامى اصلى تروريسم» در جهان خواند. اظهاراتى كه «باعث شد سعود الفيصل، وزير امور خارجه عربستان تاكيد كند «اكنون زمان اقدامات تحريك آميز در منطقه نيست.» سخنان الفيصل در حالى بيان شد كه بنا به گزارش رويتر دولت امريكا دقيقا چند ساعت پس از ورود بوش به رياض اعلام كرد كنگره را از قصدش براى ارايه بسته اى از جنگ افزارهاى پيشرفته به عربستان به عنوان بخشى از معامله چندين ميليارد دلارى با كشورهاى عربى حاشيه خليج فارس مطلع كرد. در حالى كه بوش و ملك عبدالله، پادشاه عربستان در كاخ سلطنتى رياض با يكديگر ملاقات مى كردند، وزارت امور خارجه امريكا از اطلاعيه دولت درباره اين معامله تسليحاتى به كنگره خبر داد كه بر اساس آن هر نماينده مخالف ۳۰ روز فرصت دارد تا مخالفتش را اعلام كند. اين مطلب در حالى مطرح شد كه عربستان در حال حاضر در وضعيت خاصى قرار ندارد كه به جنگ افزارهايى بسيار پيشرفته براى «دفاع» از خود نياز داشته باشد. پس دليل يادآورى و اعلام دوباره اين پيشنهاد و اطلاع آن به كنگره در حين سفر بوش و در اين مقطع زمانى چه مى توانست باشد؟ امريكا پيشتر اعلام كرده بود كه قصد دارد مجموعه اى از معاملات تسليحاتى به ارزش ۲۰ ميليارد دلار را با عربستان و پنج كشور نفتى حوزه خليج فارس منعقد كند و نيز يك مجموعه كمكى ۱۰ ساله نظامى را به رژيم صهيونيستى و مصر پيشنهاد دهد و دليل اين كار را تقويت متحدانش در خاورميانه و مقابله با نفوذ روزافزون ايران در منطقه معرفى كرد. اين در حالى است كه ايران تا كنون هيچ گونه سابقه تهاجمى عليه هيچ كشورى از جمله كشورهاى منطقه نداشته است. با اين وجود در زمان طرح اين پيشنهاد كه اندكى پس از اولين نشست امريكا با ايران درباره عراق مطرح شد، واشنگتن ارايه اين بسته تسليحاتى را يكى از راههاى مقابله با ايران در منطقه و تقويت متحدان امريكا در برابر ايران خوانده بود. در واقع بوش از سويى با انگيزه مقابله با نفوذ روزافزون ايران در منطقه و تلاش براى ايجاد موج ايرانوفوبيا يا ايران هراسى و از سوى ديگر با هدف تقويت هرچه بيشتر توان نظامى رژيم صهيونيستى در منطقه به خاورميانه آمد. امريكا با ايجاد هراس در ميان كشورهاى منطقه مى كوشد تا بخشى از يك راهبرد منطقه اى گسترده تر را براى حفظ حضور مستحكم خود در منطقه رقم بزند و به دنبال آن است كه با ايجاد ترس و بى اعتمادى در خاورميانه، منطقه را به بى ثباتى بكشاند. طرف ديگر اين معاملات تسليحاتى پيشنهادى امريكا رژيم صهيونيستى بوده است و بنا به گزارش خبرگزارى رويتر به نقل از منابع امنيتى صهيونيستى، امريكا در روزهاى جارى بمب هاى هوشمند و تسليحاتى را در اختيار تل آويو قرار مى دهد كه بسيار بهتر از چيزى خواهد بود كه در اختيار عربستان و ديگران قرار مى دهد. در زمان اعلام اين پيشنهاد در تابستان گذشته گزارشاتى منتشر شد مبنى بر اينكه كمكهاى نظامى به رژيم صهيونيستى شامل ۳۰ ميليارد دلار و در جهت افزايش حمايتهاى نظامى امريكا از تل آويو است. افزايش كمك نظامى امريكا به اين رژيم تحت عنوان مبارزه عليه «ايرانى هسته اى و حامى تروريسم» انجام مى گيرد. اما به واقع به بهانه كمك به كشورهاى شيخ نشين خليج فارس و در راس آن عربستان، آخرين و جديدترين فن آورى هاى نظامى در اختيار رژيمى قرار مى گيرد كه تنها دارنده تسليحات هسته اى در خاورميانه است. به اين ترتيب با وجود قرار گرفتن تجهيزات نظامى در اختيار اعراب توازن توان نظامى همچنان به نفع اين رژيم باقى خواهد ماند. در عين حال بنا به گزارش رويتر تحليلگران مى گويند كه نشانه هاى رو به افزايشى از آن وجود دارد كه متحدين عربى امريكا ترجيح مى دهند با ايران تعامل داشته باشند، به ويژه با توجه به اينكه عربستان سعودى از محمود احمدى نژاد، رييس جمهور ايران براى شركت در مراسم حج دعوت به عمل آورد. احمدى نژاد، اولين رييس جمهور ايران بود كه با دعوت رسمى به مراسم سالانه مسلمين شركت كرد. از سوى ديگر ظهور رقابت تسليحاتى در منطقه در پى معاملات پيشنهادى امريكا كه دور از ذهن نيست و شركت هاى تسليحاتى امريكايى از آن نفع خواهند برد، تاكيدى است بر تلاش هاى واشنگتن براى ايجاد بى ثباتى هرچه بيشتر در منطقه در راستاى اعمال سلطه بر اين بخش حساس جهان. بنابراين انتظار مى رود كشورهاى منطقه با ديد وسيع ترى به اين مساله نگاه كنند و از اينكه به بازيچه اى در دست امريكا و رژيم صهيونيستى تبديل شوند، خوددارى كنند.
|
|
|
|