سه شنبه ۲ بهمن ۱۳۸۶
۱۳ محرم ۱۴۲۹ - ۲۲ ژانويه ۲۰۰۸ - سال هشتم - شماره ۲۵۰۸
جوان ورزشى
Tel: 88894335
sport@javandaily.com
sJavan.jpg
جستجو
pdf PDF
Edition
صفحه نخست
ايران
جهان
اقتصادى
ديپلماسى
حوادث
ورزشى
فرهنگى
جوان ورزشى
سراى ايرانى
جامعه
زندگى
آرشيو
تماس با ما
انباشت نگران كننده نيروها در امارات
بروز خوشبينى بيش از حد در دووميدانى
اتوفيستر:
انباشت نگران كننده نيروها در امارات
درخشش در ليگ تنبل ها
وصال روحانى
اجتماع و انباشت ايرانى ها در ليگ فوتبال امارات يك بار ديگر به حد نگران كننده اى رسيده است. بازى كردن بائو، معدنچى و سامره در باشگاه الشعب، حضور مسعود شجاعى در الشارجه، عضويت سياوش اكبرپور در الظفره، مشاركت كاظميان، مبعلى و اولادى در بازى هاى الشباب و حضور رضا عنايتى، مهدى رجب زاده و رسول خطيبى در الامارات و توفيق اكثر آنها در بازى هاى اين تيم ها به گونه اى بوده كه هميشه به چشم خورده و در صدر اخبار لژيونرهاى ما جا داشته است.
اما درخشش آنها اگر اين فايده و اثر مثبت را داشته كه نزد خود تصور كنيم ايرانى ها در جايى و مكانى ديگر و ليگى غريبه حرف اول را مى زنند، اين اثر منفى را نيز بر جاى نهاده كه گمان ببريم سقف پرواز اين نفرات همانى است كه مى بينيم و يا به اين باور نااميدكننده تر برسيم كه براى فوتبال ايران در سطوح بين المللى چيزى بهتر و بيشتر از اين فراهم و ميسر نيست و نمى توان به امورى فراتر از اين رسيد و اصولا ليگ امارات چيست و در كجاى دنياى فوتبال جاى دارد كه فروغ در آن امتيازى خاص به حساب آيد؟
 يك كار شخصى
پيشتر نيز بارها در اين خصوص اظهار نظر و ابراز نگرانى شده اما حقيقت آن است كه كمتر كسى به اين قضيه وقت اختصاص داده و توانسته است راه حلى قطعى بيابد. از يك سو موقعيت و پيشنهاد حضور در ليگ هاى كشورهاى عربى حوزه خليج فارس چيزى است شخصى و هر كسى در خصوص پذيرش يا رد كردن آن اختيار دارد و نمى توان بازيكنان فوق و هر كسى را كه در معرض اين گونه پيشنهادات و نظاير آن قرار مى گيرد، مورد ملامت قرار داد و از آنها خواست كه خلاف آنچه عمل كرده اند و در دل مى خواهند، اقدام نمايند و به گونه اى ديگر باشند. بازيكنانى كه در ليگ ايران درخشيده اند، يكى از آرزوهايشان بازى در ليگ هاى خارجى و كسب شهرت و درآمد بيشتر از اين طريق است و يكى از ليگ هايى كه در اين خصوص بسيار به كار مى آيد و مفيد و مثبت نشان مى دهد ليگ امارات است.
كار كم، پول زياد
حسن اين ليگ از ديد انتخاب كنندگان آن، كار كم و پول زياد است. اين را در قياس با ليگ هاى اروپايى مى گوييم كه بازيكنان شاغل در خود را در معرض تست هايى دشوارتر و سنگين تر قرار مى دهد و تمرينات در آن جان فرساتر است و طبعا پولى را هم كه نصيب افراد حاضر در خود مى كند، در حد پول هاى آسان تر و كم دردسرتر ليگ امارات جلوه نمى دهد، همه اينها بدين معناست كه مى توان آسان و راحت در امارات درخشيد، اما ما راجع به ليگى صحبت مى كنيم كه بسيارى از ستاره هاى خارجى اش برخلاف برخى نفرات گسيل شده ما به ميانسالى رسيده و از دوران اوج خود فاصله گرفته اند. اين در حالى است كه بعضى بازيكنان ما در آن جا دوران جوانى و اوجشان را مى گذرانند و جايشان در حال حاضر نه امارات بلكه لااقل ليگ هاى درجه دوم اروپا است و چون انتخابى كوچك تر از اندازه هاى حقيقى خود داشته اند، جاى تاسف دارد. اگر نمونه هايى در اين خصوص بخواهيد، مبعلى، كاظميان، اولادى، خطيبى و معدنچى و اكبرپور و همچنين شجاعى نام هاى مناسبى هستند و تعدد نفرات زير ۲۵ سال در ميان آنها به ما مى گويد كه هدف گذارى اين افراد به لحاظ فنى صحيح نبوده و يا خود غلط پنداشته اند و يا مشاوران به آنها اطلاعات نادرست داده اند.
صنعت بزرگ
اين در شرايطى است كه پول را مبناى اصلى انتخاب شان نيانگاريم كه اگر بيانگاريم، شرايط تغيير مى يابد و همه چيز روشن مى شود و احتياجى به استدلال اضافى وجود ندارد.
فوتبال اينك يك صنعت بزرگ و پولساز است و فارغ از عامل پول و فاكتور اقتصادى با هيچ چيز ديگر قابل بررسى و اندازه گيرى نيست و نبايد هم با ديد ديگرى آن را نگريست و در خصوص آن با لحن وروال ديگرى صحبت كرد. اما حتى به رغم جدا شدن نفراتى مثل فرهاد مجيدى و بازگشت شان به ليگ ايران طى يك سال اخير، درحال حاضر حدود ۱۰ مهره كليدى فوتبال ايران در امارات مشق اين رشته را مى نويسند و آن هم با خطى كه براى فوتبال دنيا غيرقابل خواندن و اتكاناپذير است.بدون اين كه بخواهيم از لفظ تنبلى استفاده كنيم، متاسفانه آنچه ليگ امارات به حاضران خود مى آموزد، تنبلى است زيرا معيار كوشش و دوندگى و نياز به آن در ليگ امارات بسيار كمتر از اروپا است و بازى در استاديوم هايى انجام مى شود كه براى پيدا كردن تماشاگران در آن بايد معمولا از تلسكوپ و دوربين استفاده كرد و سكوهاى خالى به طرز بدى خودنمايى مى كنند و حتى داغ ترين مسابقات نيز رونق چندانى ندارند.
بدون شور و توان
تنبلى اى كه از حضور در اين ليگ برمى خيزد، مى تواند به سطح ملى نيز بسط يابد و نفراتى را به اردوى ملى گسيل دارد كه نه شور لازم را دارند و نه توان مورد نياز را و اگر مى گوييم انباشت مجدد نيروهاى مستعد فوتبال ما در امارات امرى نگران كننده است و مثل موارد قبلى ( طى ۱۵ سال اخير) موجب تضعيف ما مى شود، به خاطر معادلات فوق است.
بروز خوشبينى بيش از حد در دووميدانى
به دنبال مدال هاى المپيك پكن
وحيد رسولى
وقتى پاى صحبت رييس فدراسيون دووميدانى مى نشينيد، متوجه اميدوارى فراوان وى و به خصوص در ارتباط با المپيك ۲۰۰۸ مى شويد و او در شرايطى از شانس هاى احسان حدادى، سجاد مرادى و احسان مهاجرشجاعى براى تصاحب مدال در پكن مى گويد كه به واقع فقط براى اولى ( حدادى) بخت هايى اندك در اين خصوص وجود دارد و براى دومى و سومى بايد چيزى بس بزرگ و شبيه به معجزه شكل گيرد تا بتوانند بر سكوى افتخار المپيك بايستند.
مصطفى كريمى مى گويد: صرف راهيابى به المپيك براى رشته اى كه تاكنون اين تجربه را نداشته نيز يك موفقيت است و با اين كه مرادى، مهاجرشجاعى و حدادى داعيه تصاحب مدال را دارند اما در مورد بقيه نبايد سختگيرى كرد و برعكس بايد برخوردى منصفانه داشت و حتى صعودشان از دور مقدماتى هم كافى خواهد بود. راهيابى سه اميدوار اول ما به دور پايانى مواد تخصصى شان نيز به درگرو انجام تمرينات فراوان و برنامه ريزى دقيق است. در اين ميان نماينده ما در دوى ۸۰۰ متر (مرادى) بايد بر حجم تمريناتش بيافزايد، به طورى كه قبل از آغاز فصل جديد ۳۵۰۰ كيلومتر را دويده باشد. مهاجر شجاعى به گفته مربى اش شرايط كسب مدال را در المپيك دارد و حدادى نيز با توجه به تمرينات و ركوردهاى خوبش در كنار مربى جديدش، از بخت هاى رسيدن به مدال المپيك به حساب مى آيد.
در كنار تمام اين مسايل بايد به جنبه هاى روانى و تغذيه و امكانات تمرينى ورزشكاران نيز توجه داشت كه در اين راستا آنچه در توان ما است، به كار خواهيم برد تا ملى پوشان از اين ميدان بزرگ سربلند بيرون آيند.
سهميه هاى اضافى
كريمى حتى اين اميد را هم دارد كه تعداد سهميه هاى حضور ما در دووميدانى المپيك ۲۰۰۸ به ۷ يا ۸ مورد برسد و به خصوص به محمد صميمى برادر كوچك عباس صميمى كه صاحب مجوز شركت در رشته پرتاب ديسك شده، چشم دارد تا او نيز مثل برادرش در همين رشته مسافر پكن شود. يكى از جاهايى كه احتمال دارد اين سهميه هاى اضافى را نصيب ما كند، پيكارهاى قريب الوقوع دووميدانى قهرمانى داخل سالن آسيا در قطر است و كريمى اميد دارد آنجا بتوان به سهميه هايى اضافى در موادى مثل پرش با نيزه و پرتاب وزنه و حتى پرش ارتفاع رسيد. كسب مدال در اين رقابت ها نيز صرف نظر از پيامدهاى المپيكى آن و اين كه مجوزهاى اضافى حضور در آوردگاه پكن را به يك يا چند ورزشكار ما ارزانى مى دارد، از اهميت ويژه خود برخوردار است و فدراسيون دووميدانى در نظر دارد به شكارچيان مدال هاى اين مسابقات جوايزى قابل توجه بدهد.
پيكارهاى انتخابى
در اين راستا ابتدا پيكارهاى انتخابى تيم ملى دووميدانى را در اوايل بهمن ماه خواهيم داشت و هر كس حد نصاب هاى ورودى را بگيرد، به قطر اعزام خواهد شد. حتى اگر به حرف هاى دووميدانى كاران ملى پوش نيز توجه كنيم، مى بينيم كه آنها نيز مانند رييس فدراسيون شان اميدوارانه به حاصل كار خود در المپيك چشم دارند و حتى اظهارات مهاجر شجاعى و مرادى درباره رسيدنشان به مدال در پكن را بيش از پيش خوش بينانه مى يابيم. مهاجرشجاعى كه در بازى هاى آسيايى دوحه به مدال برنز دوى ۸۰۰ متر رسيد، حالا به همان مدال در پكن ۲۰۰۸ نيز چشم دوخته است و مى خواهد در اين راه ۸۰۰ متر را در ۴۴/۱ دقيقه بدود كه اگر چنين كند، فوق العاده خواهد بود. ركورد جهانى اين ماده ۱۸/۱۴/۱ دقيقه است، ولى اين حد نصاب هر چند سالى يك بار هم تكرار نمى شود . در اكثر ميادين درجه اول هم زمانى حدود ۲۰/۴۳/۱ دقيقه  براى پيروزى كفايت مى كند و همين قياس ساده هم نشان مى دهد مهاجر شجاعى چه هدف جالب و دشوارى را براى خود تعيين كرده است.
مشخص نيست
اگر دووميدانى قهرمانى داخل سالن آسيا ۲۰۰۸ از ۲۵ بهمن در دوحه شروع مى شود، دووميدانى قهرمانى داخل سالن جهان نيز از ۱۷ تا ۱۹ اسفند در والنسياى اسپانيا صورت خواهد پذيرفت و اين نيز از اهداف مهاجر شجاعى است. آيا حضورى قوى را از وى در آن ميادين ناظر خواهيم بود؟ مشخص نيست، اما حتى اهداف بزرگ كريمى و دووميدانى كاران زبده ما تذكردهنده اين نكته است كه دووميدانى ما از قاب و قالب كوچك خود خارج شده و عرصه هاى بزرگ ترى را نشانه گرفته و آرزوهاى دور و درازترى دارد، هر چند به نظر مى رسد كه اكثر مدال هاى نشانه گرفته شده توسط آن ها حاصل نخواهد آمد.
اتوفيستر:
بدشانس نباشيم، قهرمان مى شويم

شيوا نوروزى

از مربيان صاحب نام آلمانى است كه جزو صادرات اين كشور محسوب مى شود. چرا كه آلمان كشورى است كه تا به امروز چندين مربى موفق را به جهان فوتبال معرفى كرده كه هم در عرصه بين المللى و هم در عرصه باشگاهى شگفتى ساز شده اند. اتوفيستر هم يكى از آنهايى است كه با وجود اين كه هنوز فرصت هدايت تيم ملى كشورش را به دست نياورده اما در قاره آفريقا و آسيا از شهرت خاصى برخوردار است. فيستر ۷۰ ساله تاكنون در كشورهاى زيادى مشغول به كار بوده كه در اين ميان مردم آفريقا به خاطر خدمات ارزنده اش او را بيش از سايرين ستايش مى كنند، او تا به حال در ۲۰ تيم مختلف مربيگرى كرده است، از سال ۱۹۷۲ تا ۱۹۹۹ در كشورهاى روآندا، بوركينا فاسو، سنگال، ساحل عاج، غنا، بنگلادش و عربستان عهده دار مسووليت ملى بوده و از سال ۱۹۹۹ تا ۲۰۰۵ در رده باشگاهى حضور داشت و مربيگرى تيم هاى زمالك قاهره، سفالكسى تونس، النجمه لبنان و المصرى مصر را برعهده داشت. تا اين كه در سال ۲۰۰۶ با مسوولان توگو به توافق رسيد و اين تيم را در جام جهانى هدايت كرد و اين در حالى بود كه اين تيم آفريقايى براى اولين بار به اين تورنمنت جهانى راه يافته بود. سپس براى مدت كوتاهى سرمربيگرى المريخ سودان را عهده دار شد تا اين كه با فدراسيون كامرون وارد مذاكره شد و مقرر شد كه جانشين آرى هان هلندى شود. از مهم ترين وعده هاى اتوفيستر به فوتبال دوستان كامرونى قهرمانى در جام ملت هاى آفريقا است كه قطعا كار چندان آسانى نخواهد بود.
با آغاز رقابت هاى جام ملت هاى آ فريقا كه به ميزبانى غنا برگزار مى شود، برترين مربى آفريقا در سال ۱۹۹۲ طى مصاحبه اى با سايت فيفا به تشريح وضعيت تيم ملى كامرون پرداخته است.
* كمى در مورد شرايط تيم كامرون بگوييد.
** خوشبختانه در وضعيت ايده آلى به سر مى بريم و كوچك ترين مشكلى وجود ندارد و اگر همه چيز اين گونه ادامه يابد قطعا موفق خواهيم شد. تمرينات سخت و جدى را برگزار كرديم و قصدم از بيان اين موضوع اين بود كه بگويم ما نهايت سعى و تلاشمان را مى كنيم تا براى كامرون افتخار كسب كنيم. تنها هدفمان هم به خانه آوردن جام است.
* همه ما مى دانيم كه سابقه مربيگرى شما بسيار زياد است و تا به حال هدايت تيم هاى ملى و باشگاهى مختلفى را برعهده داشتيد. اما به عقيده بسيارى هدايت كامرون نقطه عطفى در كارنامه شما محسوب مى شود.
** دقيقا خودم هم همين عقيده را دارم و همان طور كه اشاره كرديد تجربه كارى من زياد است اما تيم ملى كامرون با ديگر تيم هايى كه در آنها حضور داشتم بسيار متفاوت است چرا كه فوتبال اين كشور را مى توان يكى از بهترين هاى قاره محسوب كرد.
* چطور شد كه اين پست را قبول كرديد؟
** در سودان بودم و در تيم المريخ اين كشور كار مى كردم اما زمانى كه سران كامرونى با من تماس گرفتند و پيشنهاد خود را مطرح كردند من پس از بررسى شرايط باشگاه صحبت كردم و آنها هم به راحتى حاضر به فسخ قرارداد شدند. خيلى خوش شانس بودم كه رييس باشگاه كاملا من را درك مى كرد و هرگز حاضر نبود كه من اين فرصت ايده آل را از دست بدهم و جا دارد كه از او تشكر كنم.
به علاوه كامرون كشورى با فرهنگ و تمدن غنى است كه پتانسيل فوتباليست هاى آن خيلى بيشترى از چيزى است كه ما امروزه مى بينيم. كامرون يكى از محبوب ترين تيم هاى قاره آفريقا است و اين مساله كار را براى من سخت تر مى كند.
* شانس كامرون در اين دوره از مسابقات را چگونه ارزيابى مى كنيد؟
** به نظر من ما چيزى از ديگر رقبا كم نداريم و شانس همه را يكسان مى بينم. اگر حريفان را دست كم نگيريم، مصدوميت هاى نابهنگام نداشته باشيم و بازيكنان كارت قرمز بى مورد دريافت نكنند و به راحتى قهرمانى اين دوره را از آن خود مى كنيم. به غير كامرون تنها ۲ يا ۳ كشور ديگر هستند كه تا اندازه اى مى توان آن ها را مدعى قهرمانى دانست.
* منظورتان كدام تيم ها است؟
** مراكش يكى از بهترين هاى آفريقا است و از طرفى نمى توان سنگال و غنا را ناديده گرفت و معتقدم آنگولا با قدرتى مضاعف پا به مسابقات مى گذارد. به عبارتى ديگر تيم ضعيف وجود ندارد و معمولا تيم هايى كه رقبا را ضعيف قلمداد مى كنند سرانجام هم توسط يكى از همان تيم ها حذف مى شوند و بهتر است بگويم جام ملت هاى ۲۰۰۸ بهترين دوره اين مسابقات تا به امروز است.
* كار كردن با ساموئل اتوئو ستاره بارسا چگونه است؟
** خوشحالم كه چنين بازيكنى در تيم من توپ مى زند و هميشه به ستاره ها علاقه خاصى داشته ام چرا كه آنها معمولا مشكل ساز مى شوند و مربى را به چالش مى كشند. البته من قبلا هم با امانوئل آدبايور كار كردم و از اين كه اتوئو در تركيب باشد خوشحالم چرا كه خيالم را راحت  مى كند.
* يعنى اتوئو مى تواند عامل اصلى موفقيت كامرون باشد؟
** مطمئنم كه اين گونه مى شود و به صداقت مى توانم بگويم كه او از بهترين مهاجمين حال حاضر دنيا است و شايد جزو ۳ مهاجم برتر هم باشد. اما بايد به اين نكته هم توجه داشت كه اتوئو تنها بازيكن كامرون نيست و به غير از او هم بازيكنانى دارم كه آنها هم در اروپا توپ مى زنند و به طور كلى كامرون متشكل از چندين بازيكن در سطح ليگ هاى اروپا است. اگرچه عضويت در باشگاهى مطرح هم يكى از ملاك هاى مهم براى من است.
* سوال آخرم كمى خصوصى است چطور يك اروپايى تا اين اندازه در آفريقا و آسيا موفق بوده است؟
** حق با شما است و حضور مداوم من در اين كشورها كمى عجيب است. براى موفق شدن در عرصه مربيگرى مى بايست خيلى سريع و راحت به فرهنگ و آداب و رسوم جديد عادت كرد و مانند مردم آنجا رفتار كرد. مثلا اگر من در آفريقا مى خواستم مانند يك آلمانى رفتار كنم قطعا هرگز به جايى نمى رسيدم. اگر با وضعيت جديد وفق پيدا كنيد ديگر مشكلى نخواهد بود.
گذر و نظر
اسباب كشى به گلستان
چند وقتى بود كه زياد حرفى از صباباترى نزده بوديم البته خوب بنده هاى خدا مثل بقيه نتونستن حاشيه بسازن كه ما بريم سراغشون كه تقصير خودشونه و يه خورده از استقلال و پرسپوليس ياد بگيرن.
اما يه خبر شنيديم كه ديدم جون مى ده واسه گذر ونظر خداييش هر كى جاى من بود و مى شنيد كه دارن امتياز صبا رو مى دن به استان گلستان حتما يه مطلبى چيزى مى نوشت.
آره داشتم مى گفتم يه رسمى تو فوتبال به اصطلاح حرفه اى ما هست كه هر وقتى پول يه باشگاه ته مى كشه و حامى مالى درست و درمون پيدا نمى كنه فورى مى فروشنش به يكى ديگه حالا اينا كه مهم نيست نكته استثنايى اش اينجاست كه طرف فورى اسم تيم رو عوض مى كنه تازه بازيكنام چون قرارداد دارن مجبورن كه به هر شهرى بگن برن. بابا انصاف هم خوب چيزيه آخه اين كه نشد كار.
پاسى ها رو كه يادتون هست كه از تهران رفتن همدان. با اين كه تو قرارداد شهر تهران رو نوشته بودن ولى كارى از پيش نبردن و يه سرى از پاس كنار كشيدن يه سرى هم رفتن همدان.
قصه هاى دوپينگ
اوضاع بدجورى قمر در عقربه و هر كى از هر جا پيداش مى شه صاف مى ره سراغ دوپينگ و فوتبال، عجيب اين چند تا دوپينگى حال همه رو گرفتن و اينجور كه بوش مياد كاسه كوزه همه رو ريختن به هم از وقتى كه شايعه (واقعيت) فوتباليست هاى دوپينگى تيم ملى و ليگ برتر رو شده همه افتادن به جون هم و هر كى از هر جا مى تونه اون يكى رو مى كوبه. خلاصه حال داستان رسيده به جاهاى باهالش.
عليمرداى رييس فدراسيون پزشكى ورزشى گفته با كفاشيان صحبت كرده كه از اين به بعد اختيار آزمايش گرفتن از بازيكنان فوتبال رو به دست بگيرن و كسى هم نتونه دخالت كنه. از اون طرف شريف رييس كميته مبارزه با دوپينگ جواب داده كه عليمرادى زيادى دارى تند مى رى و شماها اصلا اعتبار ندارين چه برسه به اين كه تست دوپينگ هم بگيرين.
در يك كلوم اوضاع شير تو شيره و بايد از اين فرصت استفاده كرد و اگه مى خواين قرصى، آمپولى چيزى مصرف كنيد دست بجنبونيد كه فضا بر وفق مراده!
باز هم بازى تداركاتى؟
يادتون كه نرفته بازى ايران و مالى كه خيلى راحت و به خاطر باران رحمت كه معمولا براى ورزش ما زحمت تلقى مى شه لغو شد.
حالا بماند كه كلى پول هزينه شد تا مالى با اون همه ستاره هاش پاشه بياد ايران و يه بار از تهران برگشت بخوره و مجبور بشه بره كيش، يه بارم كه بارون بياد و … كفاشيان كه تازه اومده سر كار نه اين كه ديده خيلى ضايع است گفته چيكار كنيم چيكار نكنيم به فكرش رسيده كه خارجى هاى ليگ رو ۱۳ بهمن جمع كنه و دارابينيان رو هم بذاره بالا سرشون و بفرسته تو زمين كه با تيم ملى مسابقه بدن. اينجور كه ما شنيديم واسه اينا لفظ خارجى بودن مهمه نه سطح بازى اونا.
فقط مى خوان يه جورى وقت تلف كنن تا ۱۷ بهمن اولين بازيمون سر برسه البته فكر كنم اگه از كفاشيان بپرسيم كم نياره و بگه نه آقا خارجى هايى كه تو ايران هستن خيلى بهتر از سيسكو و ديارا و اصلا سيسكو انگشت كوچيكه اينام نمى شه و اشتباهى سر از رئال درآورده.
كارشكنى دوباره يانكى ها
چيز عجيبى نيست اگه بگم امريكا باز هم به بچه هامون ويزا نداده و طبق معمول با بچه بازى كه درآورده باعث سرگردونى ورزشكارامون شده. اين دفعه قرعه به نام دوچرخه سوارامون افتاده و اين بنده هاى خدا كه با كلى اميد و آرزو رفته بودن اتريش تا از سفارت اونجا ويزا بگيرن برن لس آنجلس بعد از چند روز اين در و اون در زدن مجبور شدن برگردن. جام جهانى دوچرخه سوارى بود و قرار بود ملى پوشاى پيست تو لس آنجلس سهميه المپيك بگيرن كه احتمالا ديگه شانسى براى پكن رفتن ندارن.
نمى دونم تا كى اين امريكايى ها مى خوان به اين كاراشون ادامه بدن و جلوى ما رو بگيرند اما تا به امروز كه نشون داديم با انگشت نگارى، ويزا ندادن و يا بهونه قرار دادن حجاب نمى تونن كارى از پيش ببرن و اراده ايرونى ها اينقدر زياده كه اگه بخوايم تو هر مسابقه اى مى تونيم شركت كنيم و مدال بگيريم.
روسيه بى روسيه
معمولا وقتى يه تيمى مى خواد بره يه سفر خارجى كلى از قبل برنامه ريزى مى شه و خيلى ها بسيج مى شن كه چند نفرى بتونن برن خارج و مسابقه بدن. تازه از قبل هم با يه عالمه جار و جنجال اعضاى تيم مشخص مى شه. تيم ملى كشتى آزاد هم قرار بود بره روسيه و تو جام ياريگن شركت كنه. ولى يهو از رفتن انصراف دادن و طبق معمول هم كه بدى آب و هوا رو بهونه قرار دادن. تازه اين دفعه گفتن ممكن بود كشتى گيرا مصدوم هم بشن. من نمى دونم اگه تابستون بود مى خواستن چه بهونه اى بگيرن.
تازه مگه روز اولى هستش كه به روسيه مى رن و ديگه از هر بچه اى بپرسين مى دونه كه روسيه هواش چقدر سرده و اگر تهران وضعيتش اينه ديگه واى به حال اونجا. اما باز هم مسوولان كشتى ما از قبل وعده و وعيد دادن و بعد هم خيلى راحت زدن زيرش و تازه ادعا مى كنن كه به نفع كشتى گيرا بود كه نپرن.


|   شناسنامه   |   آرشيو   |