|
خوراكى كمى فانتزى!
|
|
|
|
مصرف دارو فقط زير نظر پزشك
|
|
|
|
پسر من!
|
|
|
|
شايد فست فودها بى گناهند!
|
|
|
|
تلويزيون خوب يا بد؟
|
|
|
|
وقتى كه سرطان نداريم
|
|
|
|
|
|
|
|
|
خوراكى كمى فانتزى!
خوراك مرغ و آلو و زيتون
در اين شماره كمى از سفره خوش آب و رنگ ايرانى دور شده ايم اما در عين حال همه مواد لازم براى پخت آن در دسترس است. مواد لازم براى يك خانواده ۶ نفره: فيله و يا سينه مرغ: ۶عدد، زيتون سبز بدون هسته ۶۰ گرم، آلو ( حتى فريز آن): ۵۰ گرم، پوست رنده شده دو عدد ليمو، خردل: دو قاشق سوپخورى، پياز كوچك تند ( نوع قرمزش تندتر است): پنج عدد، روغن زيتون: سه قاشق غذاخورى، سير: يك حبه، مرغ: يك بسته و جعفرى و گشنيز: نيم كيلو. شيوه پخت: تكه هاى مرغ را تا طلايى شدن سرخ مى كنيم. در ظرفى جداگانه پياز و سير را تفت مى دهيم و در ظرف مرغ مى ريزيم و عصاره مرغ ( يا آب مرغ) و پوست رنده شده ليمو، زيتون ها و آلوها را به آن مى افزاييم و مى گذاريم با حرارت ملايم بپزد كمى كه پخت، نمك و فلفل را به غذا مى زنيم. وقتى قطعات مرغ پخته شدند جعفرى و گشنيز را كه قبلا خرد كرده ايم به مواد اضافه مى كنيم و از اين به بعد زمان پخت براى جا افتادن اين خوراك حداكثر ۱۰ دقيقه است. نكته: در صورت تمايل مى توانيد چند عدد سيب زمينى آبپز كنار اين خوراك بگذاريد و يا اساسا برنج بار بنهيد و رسما خوراك را به يك وعده اصلى بدل كنيد. سرآشپز صفحه زندگى در عين حال پيشنهاد ماكارونى را هم در كنار اين غذا به كدبانوى خانه مى دهد!
|
|
|
|
|
مصرف دارو فقط زير نظر پزشك
پيشگيرى از تداخل داروها و غذاها
بسيارى از داروها ممكن است با غذاها، مكمل ها و ساير داروها تداخل هاى منفى داشته باشند، برخى از اصول راهنما براى پيشگيرى از تداخل دارو و غذا اينها هستند: ۱- برچسب داروها را چه داروهاى تجويز شده به وسيله پزشك و چه داروهاى بدون نياز به نسخه را به دقت وارسى كنيد، تا ببينيد هشدارى بر روى آن درجه شده است يا نه.۲- دستورات روى همه داروها را به دقت رعايت كنيد.۳- هيچ گاه قرص ها را نشكنيد يا آنها را با غذا مخلوط نكنيد و هرگز محتواى كپسول را به درون غذا خالى نكنيد، مگر در مواردى كه دكترتان اجازه اين كار را داده باشد.۴- قرص هايتان را با يك ليوان پر آب بخوريد، مگر اين كه پزشك شما دستور ديگرى داده باشد.۵- داروهاى تان را همزمان با مصرف ويتامين ها يا مكمل هاى غذايى نخوريد.۶- داروهاى تان را با آب داغ مخلوط نكنيد، چرا كه حرارت ممكن است بر داروها اثر بگذارد.
|
|
|
|
|
پسر من!
دو پسر كه نامشان كريس بود
وقتى اولين فرزندم، كريستين(كريس)، كمى بيش از سه سال داشت، مبتلا به سرطان شد، پس از دو سه سال درمان و چندين عامل جراحى، براى پزشكان آشكار شد كه توانايى هاى يادگيرى اش از بين رفته است. با كمك كاركنان موسسه سرطان، توانستيم كريس را به كلاس هاى درس مخصوصى در مدرسه اى محلى بفرستيم. آموزگار خيلى زود دريافت در تشخيص دو پسر كه نامشان كريس بود، در كلاس مشكل دارد. هر زمان صدا مى زد كريس، هر دو نفر پاسخ مى دادند. بنابراين تصميم گرفت از هر كدام از آنان بپرسد كه مادرشان آنان را به چه نامى صدا مى زند. آن پسر كوچك ديگر پاسخ داد: كريس و پسر من پاسخ داد: عزيز دلم!
|
|
|
|
|
شايد فست فودها بى گناهند!
رييس و مرئوس همه بايد قدم بزنند
مهرى موسى وند اين ديگر انصاف نيست كه تمام تقصيرها را بر گردن نان خامه اى، بستنى، غذاهاى چرب، پيتزا، همبرگر و خلاصه انواع فست فودها بيندازيم! بيشتر چاق شدن هاى ما به دليل كم تحركى است. محققان استراليايى هشدار داده اند كه شغل هاى نشسته و بى تحرك كه متاسفانه روز به روز بر تعدادشان افزوده مى شود عامل مهمى در بروز چاقى و اضافه وزن است و سلامت كاركنان را به گونه اى جدى تهديد مى كند. تصور كنيد كارمندى را كه به تازگى نامه ارتقاى شغلى را به دستش داده اند و سمت پرطرفدار رياست يا مديريت بخشى كه در آن مشغول به كار بوده منصوب شده است. كارمند سابق با شوقى وصف ناپذير پشت ميز جديدش نشسته و آبدارچى خندان هر يك ساعت برايش چاى مى آورد و همكاران نيز براى عرض تبريك با جعبه هاى شيرينى و شكلات به اتاقش مى آيند. در عين حال قرار است بعد ازظهر در جلسه اى كه در ميز مجاور فقط چند قدم آن طرف تر برگزار شود، رياست جلسه را به عهده داشته باشد. اين كارمند خوشحال شغل جديدش را ديوانه وار دوست دارد و حتى تصورش را هم نمى كند كه اين منصب ممكن است به سلامتى اش آسيب جدى برساند. يافته هاى جديد: پژوهشگران استراليايى با بررسى ارتباط كارهاى نشسته، بى تحركى و جاقى پى بردند مردانى كه افزون بر شش ساعت در روز كار نشسته انجام مى دهند، دو برابر بيشتر از گروهى كه كمتر از ۴۵ دقيقه در روز پشت ميز مى نشينند در معرض چاقى و اضافه وزن قرار دارند. البته درباره زنان اوضاع كمى اميدواركننده تر بود. بررسى ها نشان داد كه زنان شاغل به طور ميانگين روزى ۲۰ دقيقه بيشتر از مردان راه مى روند. در روز چقدر راه مى رويد؟ چقدر قدم مى زنيد؟ چنان چه تا به حال به اين موضوع جدى فكر نكرده ايد خواندن نتايج بررسى هاى انجمن ورزشى امريكا خالى از فايده نخواهد بود. آنان ۹۸ نفر از كاركنان ۱۰ فعاليت شغلى مختلف را مورد بررسى قرار دادند. در اين پژوهش از افراد خواسته شد تا دستگاه پدومتر(گام سنج) را سه روز كارى پياپى همراه خود داشته باشند. سرانجام مشخص شد كه منشى ها به طور متوسط با ۴۳۲۷ قدم در روز، به عبارتى خيلى كمتر از حد پيشنهادى براى حفظ سلامت كه ۱۰ هزار قدم در روز ( وحشت كرديد!) است، كم تحرك ترين شغل را دارند. پس از آن معلم ها با ،۴۷۲۶ مشاوران حقوقى با ۵۰۶۲ و افسران پليس با ۵۳۳۶ قدم در روز در شمار گروه هاى كم تحرك قرار دارند. شغل هاى پرتحرك: حتما كنجكاو شديد بدانيد كه كدام مشاغل پرتحرك بودند. پستچى ها و نامه رسان ها با ۱۸۹۰۴ قدم در روز فعال ترين شاغلان شناخته شدند.(شايد به همين دليل نامه رسان چاق كمتر ديده ايم!) و پس از آنها سرايدارها با ،۱۲۹۹۱ پيشخدمت رستوران با ،۱۰۰۸۷ كارگران كارخانه هاى توليدى با ،۹۸۹۲ كارگران ساختمانى با ۹۶۴۶ و پرستاران با ۸۶۴۸ قدم در روز در شمار كاركنان پرتحرك با فعاليت هاى بدنى بالا قرار گرفتند. چاره اى نيست، ورزش كنيد: حتى اگر برنامه ورزشى جدى براى كاهش وزن نداريم لازم است فعاليت بدنى را در برنامه روزانه تان بگنجانيد. براى پياده روى و شكستن ركورد ۱۰ هزار قدم در روز نياز نيست به كلاس ورزش برويد يا در دوى ماراتن شركت كنيد. با انجام كارهاى عادى روزمره، پياده روى، رفت و آمد و انجام كارهاى ادارى به راحتى مى توانيد روزى ۲۵۰۰ قدم بيشتر قدم برداريد. تصميمى از سر دلخوشى: شب تصميم مى گيريد صبح ۲۰ دقيقه زودتر بيدار شويد و كمى ورزش كنيد اما صبح روز بعد زنگ ساعت را خاموش مى كنيد و مى كوشيد تصميم ديشبتان را فراموش كنيد. آن قدر خسته و خواب آلود هستيد كه حتى پنج دقيقه خواب بيشتر هم برايتان رويايى است. به خودتان دلگرمى مى دهيد و عهد مى بنديد كه عصر تلافى كسالت صبح را بكنيد اما آن هنگام نيز آنقدر خسته و بى حوصله ايد كه دلتان مى خواهد رو به روى تلويزيون دراز بكشيد و هنگام تماشاى برنامه چاى و كيك و يا عصرانه مورد علاقه تان را بخوريد. باز هم توصيه! ۱- چنان چه رييس هستيد گاه جلسات و گفت وگوهاى غيررسمى را در حال قدم زدن در محوطه باز انجام دهيد. ۲- گاهى به جاى استفاده از آسانسور از پله ها بالا برويد. ۳- به جاى فرستادن ايميل و پيامك به همكارتان كه در اتاق كنارى شما كار مى كند، موضوع را حضورى با او در ميان بگذاريد. ۴- حتى ايستادن يا راه رفتن هنگام حرف زدن با تلفن ( به ويژه تلفن همراه) هم مى تواند مفيد باشد. ۵- بكوشيد با ماشين شخصى به محل كار نرويد يا دست كم دو روز در هفته از پاهايتان كمك بيشترى بخواهيد! ۶- اگر از آن دسته كارمندهاى پشت ميز نشين هستيد كه روزى ۱۰ تا چاى نوش جان مى كنند به جاى قند و شكلات و … چند دانه كشمش بخوريد به اين ترتيب از ورود هفته اى ۵۰۰ كالرى اضافى به بدنتان جلوگيرى مى كنيد. ۷- سعى كنيد اولين داوطلب ماموريت هاى ادارى داخل شهر باشيد.
|
|
|
|
|
تلويزيون خوب يا بد؟
معماى جعبه جادو حل نشدنى است!
تقريبا هيچ بحثى درباره يك روز از زندگى كودك كامل نخواهد بود مگر اين كه نفوذ تلويزيون در ارزش ها و اخلاق او را در آن مقوله بگنجانيم. كودكان از تماشاى تلويزيون لذت مى برند. آنها اين جعبه جادويى را به كتاب خواندن، ورزش كردن و يا مشاركت در يك گفت وگوى دوستانه ترجيح مى دهند. براى تبليغات چى ها نيز كودكان شنوندگان كاملى به شمار مى روند: كودكان توصيه ها را مى پذيرند و تبليغات را باور مى كنند. آنها درباره برنامه ها بسيار كم سوال مى كنند و تقريبا هر روز با جنايت و انتقام و خشونت و تبليغات پرزرق و برق مواجه اند. والدين نسبت به تلويزيون دو نظر دارند. آنها اين واقعيت را كه تلويزيون كودكان را مشغول مى كند و آنها را از توليد دردسر دور نگه مى دارد، مى پسندند در عين حال متوجه آسيب احتمالى نيز كه به چشم ها و گوش هاى كودكان مى رسد هستند. از لحاظ بينايى، متخصصان به ما اطمينان مى دهند كه حتى در تماشاى درازمدت تلويزيون هم آسيب جدى به چشمان كودك وارد نمى شود با وجود اين اطمينان كمترى نسبت به تاثير شديد تلويزيون روى شخصيت كودك وجود دارد. متخصصان هم آراى گاه متناقضى دارند: ۱-تلويزيون براى كودكان اساسا بد است. تلويزيون تمايلى عمدى براى زورگويى، خشونت و چشمگيرى به وجود مى آورد و كودكان را نسبت به درد و رنج انسانى، بى تفاوت مى سازد. ۲- تلويزيون براى كودكان خوب است، زيرا خشونتى كه با نمايش بيان مى شود، كودكان را در خلاص شدن از انگيزه هاى خصومت آميز يارى مى كند. ۳- تاثير تلويزيون بر كودكان اندك است. شكل گيرى شخصيت و ارزش هاى كودكان هنگام تاثيرپذيرى از والدين و همسالان انجام مى شود به هنگام تماشاى تصاوير روى يك پرده. با وجود اين، واقعيتى انكارناپذير است كه همگان آن را مى پذيرند، تلويزيون بخش مهمى از شب و روز كودك را تلف مى كند. گاه بيشتر وقت آنها با تلويزيون مى گذرد تا با پدر و مادر. حتى اگر برنامه هاى تلويزيون تبليغات يا صحنه هاى خشونت بار نباشد، باز كودكان را از فعاليت هاى آموزنده تر باز مى دارد. در برخى از خانواده ها كودكان در زمان ها و برنامه هاى معينى كه با تصويب والدين گزينش شده اند، حق تماشاى تلويزيون را دارند. اين نوع از والدين معتقدند كه تلويزيون عين دارو بايد در اوقات تجويز شده و به اندازه مورد استفاده قرار بگيرد. به واقع بسيارند والدينى كه احساس مى كنند نمى توان انتخاب برنامه هاى تلويزيون را كاملا به كودكان واگذار كرد. آنها ميل ندارند بگذارند كه فرزندانشان در اتاق نشيمن خانه خودشان تحت تاثير جنايتكاران و آدمكشان قرار بگيرند. پدر و مادر اين حق را دارند كه اجازه ندهند فرزندانشان شاهد خشونت و تبليغات روزمره باشند. در عين حال كه كودكان نبايد به تمامى از تراژدى بشرى نيز بى خبر بمانند. بايد از سرگرمى هايى كه در آنها خشونت انسان ها نسبت به يكديگر تراژدى نيست، بلكه يك قانون است، مورد حفاظت قرار بگيرند.
|
|
|
|
|
وقتى كه سرطان نداريم
شخصيت مختل، بادكنكى است از ادعا!
سخت ترين كارى كه ممكن است يك روانشناس طى دوره درمانش با آن روبه رو شود درمان يك اختلال شخصيتى عميق است چرا؟ روانشناسان يك ضرب المثل اعتراف وار و تلخ، بين خودشان دارند با اين مضمون كه اختلال شخصيت باتلاق روانشناسى است، يعنى دانشى كه تاكنون پايش را از گليم خودش درازتر كرده و دارد روى چاقى، زخم معده، ديابت و حتى سرطان كار مى كند. زمانى كه با بيمار اختلال شخصيت روبه رو مى شود مانند آدمى كه در باتلاق مانده باشد، گير مى كند مدام مى كوشد اما اصلا انگار قرار نيست كه درمان بشود. بيمارى به نام اختلال شخصيت: به باور همان روانشناسان وقتى انسان طى دوران زندگيش تا شكل گيرى نسبى شخصيت ـ يعنى سن قراردادى ۱۸ سالگى ـ به گونه اى بزرگ شود كه راه هاى ارتباط برقرار كردنش با ديگران يا راه هاى حل مشكلاتش ناجور باشد و با مواردى كه همگان پذيرفته اند متفاوت باشد، مى گويند طرف اختلال شخصيت دارد. اين آدم ها روش هاى ناسازگارانه شان را در همه رفتارهايشان بروز مى دهند. به عنوان نمونه يك نفر كه تا پيش از ۱۸ سالگى همه مشكلاتش را با خلاف و بزهكارى حل كرده و كارش را پيش برده حتى با وجود راه هاى مشروع تر و سازگارانه تر، مبتلا به اختلال شخصيت ضداجتماعى است. من بيمار نيستم! به نظر مى رسد مشكل عمده آدم هايى كه اختلال شخصيت دارند اين است كه اصلا نمى پذيرند بيمار هستند و به همين دليل روانشناسان چندان كارى نمى توانند برايشان انجام دهند. مثلا اگر يك فرد مبتلا به افسردگى به سادگى مى پذيرد براى تغيير دادن رويه زندگى اش نزد روان درمانگر يا روانپزشك برود اما كسى كه اختلال شخصيت دارد و نسبت به همه چيز بدگمان است، به هيچ روى حاضر نيست به خاطر بدگمانى اش به يك مركز درمانى برود. چرا؟ آن گونه كه از نام اين بيمارى معلوم است، اختلال آن قدر عميق است كه كل شخصيت يك بيمار را در بر مى گيرد. اگر يك افسرده فقط خلق و خويش ناجور است و يك بيمار وسواسى فقط از افكار اضطراب آور رنج مى برد فرد مبتلا به اختلال شخصيت همه رفتارهايش در همه موقعيت ها به هم ريخته است. حال تصور كنيد فردى با چنين روحياتى بدون اين كه احساس بيمار بودن داشته باشد با ما در ارتباط باشد و اعصابمان را به هم بريزد. در اين صورت ما مى مانيم با اين پرسش بى پاسخ كه چرا او اين گونه با ما برخورد كرد. از خاطر نبايد برد كه به هر كسى نمى توان برچسب اختلال شخصيت زد. خيلى از ما ممكن است بنا به دلايلى در برخى از موقعيت ها بدگمان شويم، از شخصيت ساختگى مان بهره جوييم، عاشق تنهايى افراطى باشيم و يا بيش از حد منظم شويم اما در مجموع شخصيت سالمى داشته باشيم. كوتاه اين كه يك نفر را مبتلا به اختلال شخصيت دانستن نه كارى است خرد! اختلال شخصيت ضداجتماعى: اين آدم ها ممكن است بسيار دور و برمان ريخته باشند كسانى كه از آفتابه دزدى گرفته تا رد كردن عامدانه از چراغ قرمز! در محل كار خلاف هاى مالى بزرگ مرتكب مى شوند و با دوستان كه مى نشينند مرتب از شر و خلاف سخن مى رانند و بيشتر با نمايش دادن خودشان به اصطلاح سر حال مى آيند. شخصيت ضداجتماعى وابسته است : اين گونه شخصيت ها به روان و انرژى ديگران وابسته اند. در كودكى به والدينشان، در مدرسه به معلمشان و در دانشگاه نيز ( اگر ادامه تحصيل بدهند!) به دوستان اينترنتى و استادشان وابسته اند و شايد شما هم در حال حاضر سوژه آنها هستيد. آنها اعتماد به نفسى از خودشان ندارند و مى خواهند همه زندگيشان را با وصل بودن به شما معنا كنند. چنان چه حرفى بزنيد كه معناى قطع وابستگى بدهد يا چنين برداشتى از آن بشود بايد شاهد يك فاجعه باشيد! * شايد از دماغ فيل افتاده باشند: شخصيت هاى خودشيفته باور دارند كه از دماغ فيل افتاده اند و فكر مى كنند تمام عالم و آدم بايد جمع شوند و برايشان هورا بكشند. آنها فكر مى كنند بهترين چهره، بهترين پوشش و سليقه، بهترين همسر، بهترين محل كار و بهترين مدرك تحصيلى در دنيا در اختيار انهاست. يك خودشيفته اگر خودش را هم بكشد نمى تواند خودش را جاى يك آدم ديگر بگذارد. آيا شما سوژه ايد؟ روانشناسان يك توصيه دارند: تسليم نشويد! شايد همين دو كلمه كافى باشد. شخصيت هاى ضداجتماعى شيفته دور زدن افرادى مانند شما هستند. اگر خودتان را مطيع و تابع نشان دهيد آنها به هدفشان رسيده اند. از اين آدم ها هرچه بيشتر تعريف كنيد و هر چه بيشتر تحويلشان بگيريد با بادكنك گنده ترى روبه رو خواهيد شد كه هم كنترل كردنش دشوار است و در صورت تركيدن ادعاى بادكنك با مصيبت روبه رو خواهيد بود!
|
|
|
|
|
پختن غذاى سالم، آشپز ماهر نمى خواهد!
سرآشپز مى گويد براى پختن غذاهاى سالم نيازى نيست كه شما حتما يك آشپز ماهر و قهار باشيد. مى توانيد دو تكه سينه مرغ را روى اجاق كباب كنيد و به همراه كمى سيب زمينى آبپز شده و اسفناج پخته و سير و روغن زيتون از خودتان پذيرايى كنيد. در غذاخورى ها هم هنگام سفارش پيتزا بگوييد كه از پنير كمترى استفاده كنند و با غذايتان سالاد سفارش دهيد. از خوردن سبزيجات غافل نشويد و از خوردن برنج هم به خودتان واهمه راه ندهيد. براى خوردن ماكارونى به جاى سس مايونز از سس كچاپ يا گوجه فرنگى استفاده كنيد. مهم نيست كه تا امروز چه قدر به سلامت غذايتان اهميت داده ايد مهم اين است كه همواره مى توانيد اين تغيير را در زندگى تان ايجاد كنيد. بكوشيد به صورت تدريجى اين تغيير در ذائقه را وارد چرخه غذايى خود و خانواده تان بكنيد ويك بدن سالم حتما نبايد ايده آل باشد. در اين صورت پزشكان را از خود نااميد مى كنيد!
|
|
|
|
|
دردسرهاى مديريت از راه دور
كار كردن در خانه و ارايه كار به محل كار از طريق اينترنت، اگرچه ممكن است سبب تقويت روحيه و كاهش تنش افرادى شود كه به اين طريق فعاليت مى كنند اما احتمالا اين كار روى افرادى كه در محل كار حضور مى يابند، اثر منفى دارد. پايگاه اينترنتى رويترز نوشت: تيموتى گلدن استاد مديريت در موسسه پلى تكنيك رينسلاير گفت: افرادى كه در محل كار حضور فيزيكى دارند، وقتى مى بينند تعدادى از همكارانشان با استفاده از رايانه، تلفن همراه و ساير وسايل الكترونيكى فعاليت خود را در خارج از محيط اداره انجام مى دهند، از كار خود نارضايتى بيشترى پيدا مى كنند و احتمال بيشترى دارد كه كار خود را رها كنند. از حدود سال ۲۰۰۰ به بعد، كار كردن در خانه و ارتباط با اداره از طريق رايانه در امريكا روندى رو به رشد داشته است. در چند مطالعه اعلام شده است كه كار در قالب هاى قابل انعطاف، براى افرادى كه در خانه كار مى كنند و از طريق رايانه با اداره خود ارتباط برقرار مى كنند، فوايد جسمانى و روحى دارد اما تحقيق گولدن نشان مى دهد كه اين كار سبب مى شود كه همكارانشان كه در اداره حضور فيزيكى دارند، محيط كار خود را لذت بخش ندانند، ارتباطات عاطفى كمترى با همكاران داشته باشند و در مجموع تعهد كمترى نسبت به سازمان احساس كنند.
|
|
|
|