چهارشنبه ۳ بهمن ۱۳۸۶
۱۴ محرم ۱۴۲۹ - ۲۳ ژانويه ۲۰۰۸ - سال هشتم - شماره ۲۵۰۹
جوان قرآنى
Tel: 8894335
Sport@javandaily.com
sJavan.jpg
جستجو
pdf PDF
Edition
صفحه نخست
ايران
جهان
اقتصادى
حوادث
ورزشى
فرهنگى
جوان ورزشى
جوان قرآنى
سراى ايرانى
جامعه
بين الملل
دفاع مقدس
آرشيو
تماس با ما
آيت الله مكارم شيرازى:
استادشحات محمدانور قارى مشهور مصرى ،روز ۲۳ دى ماه به ديار باقى شتافت، كسى كه به موهبت قرائت هاى ماندگارش همواره چون ستاره اى پرفروغ در آسمان تلاوت و قرائت جهان اسلام خواهد درخشيد و تاريخ قرائت قرآن به وى افتخار خواهد كرد.
آيت الله مكارم شيرازى:
غلط هاى املايى قرآن عثمان طه مفهوم برخى آيات را تغيير مى دهد
دفتر آيت الله مكارم شيرازى با صدور اطلاعيه اى درباره اظهارات چندى پيش اين مرجع تقليد درباره غلط هاى رسم الخطى قرآن عثمان طه توضيحاتى ارائه كرد.
به گزارش جوان به نقل از پايگاه اطلاع رسانى آيت الله مكارم شيرازى، اين مرجع تقليد چندى پيش در ملاقاتى كه قرآن پژوهان با وى داشتند، اظهار كرد: قرآن عثمان طه از نظر املاء و رسم الخط پاره اى از اشتباهات را دارد كه لازم است اصلاح شود كه در نهايت جمعى از اقشار مختلف توضيح بيشترى در اين زمينه خواستند كه اين توضيحات به شرح زير است:
بسم الله الرحمن الرحيم
شك نيست قرآن كتابى است بدون هيچ گونه تحريف كه از عصر پيغمبر اكرم(ص) از طريق مكتوب به وسيله جمعى از صحابه و از آن بيشتر از طريق حفظ در حافظه ها به طور مستمر به ما رسيده و هيچ تغييرى در آن حاصل نشده است. ولى در بعضى از قرآن ها مانند قرآن معروف عثمان طه كه امروز در دسترس همه ماست اشتباهات فراوانى در املاء و رسم الخط آن واقع شده است كه بايد اصلاح گردد تا توده هاى مردم آيات را صحيح بخوانند.
متاسفانه تاكنون علماى حجاز اقدام به اصلاح اين اشتباهات رسم الخطى كه گاه معنى و مفهوم آيه را تغيير مى دهد، نكرده اند. آيا موقع آن نرسيده است كه هياتى از نمايندگان علماى تمام كشورهاى اسلامى دامن همت به كمر زنند و به اين كار مهم اقدام نمايند، زيرا انجام اين كار به صورت فردى تاثير كافى ندارد. در بخش ديگرى از اين اطلاعيه به عنوان نمونه به گوشه اى از اين اشتباهات اشاره شده است كه نوشتن واژه ان ما و ان ما به صورت متصل در ۱۰ آيه از اين قرآن ها در حالى كه بايد به صورت جداگانه (ا ن ما و ا ن ما) نوشته شود (زيرا ما در آن موصوله است و حتما بايد جداگانه نوشته شود تا با ا ن ما كه كلمه حصر است، و ا ن ما كه آن هم گاه به معنى حصر و گاه فقط براى تاكيد است، اشتباه نشود و معنى تغيير نكند) از جمله آن ها است. در ادامه اين اطلاعيه ۱۰ آيه مذكور بدين شرح عنوان شده است: سوره نحل آيه ،۹۵ سوره طه آيه ،۶۹ سوره ذاريات آيه ،۵ سوره مرسلات آيه ،۷ سوره آل عمران آيه ،۱۷۸ سوره رعد . آيه ۲۷ آيه ،۱۹ سوره مومنون آيه ،۵۵ سوره غافر آيه ،۴۳ سوره انفال آيه ۴۱ و سوره لقمان آيه
اطلاعيه ادامه داده است: عجب اينكه در موارد ديگرى به صورت صحيح و جدا از هم نوشته شده مانند دو آيه ۶۲ سوره حج و آيه ۳۰ سوره لقمان.
البته اشتباهات متعدد ديگرى نيز هست كه همه آنها پس از تكميل به صورت يك جزوه مستقل در اختيار علما و دانشمندان و فضلا قرار خواهد گرفت.
در پايان اين اطلاعيه آمده است: بار ديگر تكرار مى كنيم اشتباه فقط در املا و رسم الخط صورت گرفته و در آيات قرآن هيچ گونه تحريفى صورت نگرفته است.
استاد شحات محمدانور ستاره اى هميشه فروزان در آسمان قرائت جهان اسلام
استادشحات محمدانور قارى مشهور مصرى ،روز ۲۳ دى ماه به ديار باقى شتافت، كسى كه به موهبت قرائت هاى ماندگارش همواره چون ستاره اى پرفروغ در آسمان تلاوت و قرائت جهان اسلام خواهد درخشيد و تاريخ قرائت قرآن به وى افتخار خواهد كرد.
استاد شحات محمدانور از معدود قاريانى بود كه تلاوت هاى او در كام جان علاقه مندان و تشنگان قرآن به ويژه ملت قرآن دوست ايران مى نشست و جان هاى تشنه را از كلام يگانه الهى سيراب مى ساخت. اين قارى تواناى جهان اسلام روز يكشنبه ۲۳ دى ماه سال ۸۶ به علت ابتلا به بيمارى كبدى به لقاء الله پيوست و علاقه مندان به قرآن را سوگوار كرد.
وى در سال ۱۳۲۹ هجرى شمسى در روستاى كفرالوزير شهر ميت غمر كه مركزى دور افتاده در استان قهليه در كشور مصر است، متولد شد. بيش از سه ماه از ولادت او نگذشته بود كه پدرش وفات يافت و كودك خردسال نتوانست، خوبى هاى پدرداشتن را بچشد و چون هيچ مهر و عطوفتى مانند مهر مادرى نيست، مادرش فرزند كوچك را به دامن گرفت و براى اقامت در منزل پدرش رهسپار شد تا با دايى هاى او زندگى كند چرا كه دايى اش، استادحلمى محمدمصطفى وى را همچون پسر خود دوست مى داشت و به او عشق مى ورزيد.
او از همان كودكى به يادگيرى و حفظ قرآن اقدام كرد. در حاليكه هنوز هشت ساله بود، به كمك دايى اش، حافظ كل قرآن شد. وقتى به سن ۱۰ سالگى رسيد، دايى اش او را به يكى از روستاهاى مجاور (كفر المقام) برد تا تجويد قرآن را از مرحوم استاد سيداحمد فراحى فراگيرد و ديرى نپاييد كه در دوران جوانى به قارى قابلى تبديل شد و از اقصى نقاط كشور مصر براى تلاوت و قرائت از او دعوت مى شد.
استاد شحات، خاطرات ايام كودكى را چنين مرور مى كند: در آن دوره من با حفظ قرآن كريم سعادتى وصف ناشدنى يافتم، مخصوصا پس از پايان حفظ قرآن و در اثناى يادگيرى تجويد آن به خاطر اينكه صداى زيبايى داشتم و اداى لحن من شبيه قاريان بزرگ بود و از همدوره اى هايم پيشى گرفتم و در ميان آنان به استاد كوچك شناخته شدم. هم كلاسى هايم در مكتب به دنبال فرصت بودند تا استاد مشغول كارى شود تا از من بخواهند كه با تجويد، آيات قرآن را برايشان بخوانم و چنان مرا تشويق مى كردند كه گويى من قارى بزرگى هستم. يكبار استاد از دور صداى مرا شنيد و ايستاد و به تلاوت من گوش مى داد تا اينكه از تلاوت فارغ شدم و از آن پس اهتمام بيشترى به من مى كرد و تمركز بيشترى به من داشت چرا كه آينده خوب و روشنى را از من متوقع بود. به ياد مى آورم كه در ضمن يادگيرى قرآن كريم براى همكلاسى هايم زياد تلاوت مى كردم. روزى يكى از دوستانم فكرى كرد، او يك قوطى كبريت تهيه كرد و جعبه آن را توسط يك نخ بلند به كشوى آن متصل كرد من يك قسمت را در مقابل دهانم مى گرفتم و مى خواندم گويى كه ميكروفن است و هر يك از دوستانم قسمت ديگر را به گوش مى چسباندند تا طنين صدا را از آن بشنوند . همه اين ها راه و هدفم را در حالى كه طفل خردسالى بودم مشخص كرد و باعث شد كه من هر راه و هر وسيله اى را كه به واسطه آن از قرآن كريم متمكن مى شويم جستجو كنم كه از دستم نرود، بالاخص پس از آنكه جوانتر شدم و بعد از وفات دايى ام كه سرپرستى خانواده را به عهده داشت من بايد به خود ، مادر و پدر بزرگم تكيه مى كردم. هرگاه مى شنيدم يكى از بزرگان فوت كرده است و از يكى از مشاهير قر اء براى احياء مجلس عزا دعوت به عمل آمده در حالى كه طفل ۱۲ الى ۱۵ ساله اى بودم به مكان عزا مى رفتم تا به قرآن گوش فرا دهم و از قارى چيزى ياد بگيرم و در فضاى آن مناسبت قرار بگيرم تا اينكه اگر به چنين مجلسى دعوت شدم مثل همين مشاهير باشم.
استاد جوده ابوالسعود، السعيد عبدالصمدالزناتى و الشيخ حمدى الزامل كسانى بودند كه با حضورشان آتش رقابت را در منطقه شعله ور كردند ولى حقيقت اين است كه استعداد اين جوان مستعد ناگهان درخشيد و در آن ميان او را منحصر به فرد كرد و به مقامى انكار ناشدنى رسيد و عليرغم سن كمش مانند يك قارى بزرگ كه تمامى سر انگشتان به او نشانه رفته است، درخشيد و اين ها همه قبل از ۲۰ سالگى بود.
ابتداى كار استاد شحات با هر ميزانى كه بسنجيم دوران سختى بود. دگرگونى هاى زندگى به كودكى كه هنوز نياز داشت تا كسى دستش را بگيرد و سفره مهربانى برايش بگسترد و حصار عطوفت اطرافش بكشد به او رحم نكرد بلكه به جاى اينها بى خوابى و شب بيدارى را راه رسيدن دانست و به راستى چگونه چشمان او آرام بگيرد و بخوابد در حاليكه بايد به يك خانواده بزرگ خرجى بدهد بنابراين شروع به پاسخگويى دعوت هايى كرد كه از هر جا به سمت او روان شده بود. اين در حالى بود كه پسرى ۱۵ ساله بود، قرآن كريم را در همه روستاهاى شمال مصر با دستمزد كمى در آن موقع مى خواند و مقدارى را صرف كرايه ماشين مى كرد و باقيمانده دستمزدش را به جد و مادرش تقديم مى كرد. دعوت ها پياپى به او مى رسيد، دعوت هايى كه او را بر تحمل سختى هايى كه در راه رسيدن به زندگى با شرافت و كرامتى كه تاج عز ت و كرامت تلاوت قرآن كريم بر فرق آن مى درخشيد او را شجاع و صبور مى ساخت.
او در اين باره مى گويد: من توانستم در زمان بسيار اندكى از خود يك قارى قوى بسازم و در اين امر آنچه خداوند در من از بلند نظرى و عزت نفس و روشن بينى و هوش قوى به وديعت گذارده بود مرا كمك مى كرد.
قرائت در راديو قاهره
چنين جوانى كه مرتبا مى درخشيد و قرآن كريم از حنجره او مانند آب جارى در آبراه جريان داشت و شهرت او بر سن او بسيار سبقت گرفته بود آن قدر شايسته بود كه رييس مركز شهر (ميت غمر) در سبعينات دعوت نامه اى براى او بفرستد و او را به يكى از مناسبت هاى دينى كه مرحوم دكتر كامل البوهى، اولين رييس راديو در آن حضور داشت، فرا بخواند. استاد شحات در اين زمينه مى گويد: من دوست كارمندى در مجلس شهر ميت غمر داشتم. او به من گفت: رييس مركز براى مراسم افتتاحيه يك محفل دينى، تو را دعوت كرده است كه مسوولان بلند پايه و رييس راديو در آن حضور دارند و محفل در مسجد زنفلى برگزار خواهد شد. من قبول كردم و رفتم. وقتى مرحوم دكتر البوهى صداى مرا شنيد، گفت: شما با اين استعداد چرا اقدام نمى كنى كه در راديو قرائت كنى و مرا تشجيع كرد. من رفتم و تقاضا نامه اى نوشتم و مدتى بعد، نامه اى با تاريخ آزمون برايم آمد. طبق تاريخ رفتم، ولى هيات داوران با وجود اعجاب شديدشان نسبت به خواندن من گفتند: بايد مدتى براى فراگيرى نغمه ها و دستگاه ها كلاس ببينى. دو سال به آموزشگاه رفتم و همه مقامات و الحان قرآنى را با كيفيت عالى فرا گرفتم. در سال ،۱۹۷۹ دوباره تقاضانامه ام را نوشتم كه سرانجام موفق شدم. آنها برنامه اى براى تلاوت هايم به من دادند و از آن پس بود كه به راديو راه يافتم.
سفر به كشورها
استاد شحات پس از آن كه پايه شهرت خود را بنا نهاد، بر آن تكيه زد تا آزادانه اين بنا را با سفر و جستن مجد و عظمت بيشتر در سراسر دنيا، بپوشاند. هيچ قاره اى از دنيا نبود كه در ماه مبارك رمضان، از سال ۱۹۸۵ تا ۱۹۹۶ به آن مسافرت نكند. او بارها از طرف وزارت اوقاف مصر و بسيارى از اوقات، به دعوت هاى خصوصى ميليون ها نفر از دوست داران قرآن كريم در خارج از مصر مانند انگليس، آمريكا، آرژانتين، اسپانيا، فرانسه، برزيل، كشور هاى خليج فارس، نيجريه، زئير، كامرون و بسيارى از كشور هاى آسيايى، مخصوصا ايران كه به او علاقه مند شده بودند، سفر كرد و به قول خودش در همه اين مسافرت ها، جز رضاى خداوند و بهروزى مسلمين با استماع آيات كتاب الله مجيد را در نيت نداشته است. فرزند او، انور شحات محمد انور، از قاريان جوان و نامى است كه در مسابقات بين المللى قرآن عربستان، در سال ۱۳۸۰ رتبه نخست را به خود اختصاص داد. او پنج بار از سوى دارالقرآن نيروى مقاومت بسيج و سازمان اوقاف و امور خيريه و شبكه قرآن سيما، براى تلاوت در ماه رمضان به ايران دعوت شده و در ۲۲ استان كشور به اجراى برنامه پرداخته است. انور شحات پدر را بهترين اسوه و الگوى خود مى داند و معتقد است كه وى هيچ گاه نمى تواند جاى پدرش را در محافل قرآن پر كند.
همچنين محمودانور از ديگر فرزندان ايشان است كه طى دو سال اخير جهت تلاوت قرآن به ايران سفر كرده است و با تلاوت هاى زيبايش ياد و خاطره مرحوم شحات انور را گرامى مى دارد، فرزندى كه پدر را بهترين اسوه در قرائت و عمل به قرآن براى خود مى داند.
استاد شحات محمدانور چهار سال به دليل نوعى بيمارى كبدى در محافل قرآنى تلاوت نمى كرد. استاد مدتى در بيمارستان خاتم الانبياء (ص) تهران براى مداوا تحت نظر بود و سرانجام، ۲۳ دى ماه جان به جان آفرين تسليم كرد.
همايش بين المللى «قرآن، انسان، پرسش» برگزار مى شود
مديرعامل موسسه قرآنى معجزه ماندگار خاتم از برگزارى همايش قرآن،انسان و پرسش در سال آينده و به صورت بين المللى در شهرهاى قم و تهران خبرداد.
حجت الاسلام محمود رضا ذكاوت، مدير عامل موسسه قرآنى معجزه ماندگار خاتم با اشاره به اينكه همايش بين المللى قرآن، انسان و پرسش به منظور بررسى ابعاد مختلف پرسش هاى قرآنى و مراكز پاسخگويى قرآنى برگزار مى شود به شبستان گفت: طرح برگزارى همايش قرآن، انسان و پرسش توسط موسسه قرآنى معجزه ماندگار خاتم تهيه شده است و براى ارايه نقطه نظرات، پيشنهادات و مشاركت مادى و معنوى به ۳۴ نهاد فرهنگى و قرآنى دولتى و غير دولتى ارسال شده است.
وى تصريح كرد: در صورت همكارى سازمان فرهنگ و ارتباطات، مركز جهانى علوم اسلامى و موسساتى كه به نحوى با خارج از كشور ارتباط دارند و مى توانند نقطه نظرات مسلمانان خارج از كشور را منعكس كنند اين همايش به صورت بين المللى برگزار مى شود.
مدير عامل موسسه قرآنى معجزه ماندگار خاتم ادامه داد: اخبار دقيق فراخوان و زمان برپايى همايش در آينده اعلام مى شود و علاقه مندان براى كسب اطلاعات بيشتر مى توانند با شماره تلفن ۰۲۱۶۶۵۹۴۲۵۳ تماس بگيرند.
شايان ذكر است موسسه قرآنى معجزه ماندگار خاتم، نخستين مركز پاسخ گويى به سوالات و شبهات قرآنى در تهران و دومين مركز در كشور محسوب مى شود.
اين موسسه از سال گذشته راه اندازى شده است و تاكنون پاسخگوى پرسش هاى صدها نفر از شهروندان استان تهران بوده است.
برير بن حضيرهمدانى سيدالقراى عاشورا
برير بن حضيرهمدانى شرجه تميمى معلم و قارى قرآن در شهر كوفه بود كه به جمع ياران امام حسين(ع) در عاشورا پيوست و پايبندى خود به ثقلين را به نمايش گذاشت و با زمزمه قرآن شربت شهادت نوشيد.
«بريربن حضيرهمدانى شرجه تميمى» قارى و معلم قرآن در كوفه بود و به عنوان «سيد القراء» شناخته مى شد و از شيعيان بنام اين شهر بود.
وى در ميان قبيله همدان از ارزش و منزلتى برخوردار و در كوفه نيز مورد احترام بسيار بود.
وقتى قيام امام حسين(ع) آغاز شد، تلاش بسيار كرد كه عمربن سعد را از دوستى و همدلى با حكومت اموى و همكارى با يزيدبن معاويه باز دارد، اما موفق نشد و در سال ۶۰ هجرى از كوفه به مكه رفت و به امام حسين(ع) پيوست.
وى در روز عاشورا چندين بار خطاب به سپاهيان فريب خورده دشمن سخنانى را ايراد و تلاش كرد با قرائت آياتى از قرآن كريم، آن مردم را بيدار كند اما تلاش او بى فايده بود.
برير بن حضيرهمدانى در روز عاشورا پس از حر به ميدان رفت، وقتى يزيدبن معقل وى را به مبارز طلبيد، برير عازم نبرد با وى شد ، چنان ضربتى بر سر او زد كه نه تنها كلاه خود او را بلكه نيمى از سرش را هم شكافت.
پس از آن رضى بن منقذعبدى به نبرد وى آمد، ساعتى با هم جنگيدند، رضى از دوستانش يارى طلبيد و در اين وقت كعب بن جابر به سوى برير شتافت و نيزه خود را بر پشت برير فرو كرد.
عفيف بن زهير كه خود در كربلا بوده ، مى گويد كه به كعب گفتم ، اين برير همان است كه در مسجد كوفه به ما قرآن تعليم مى داد.
شرط ورود به قرآن طهارت ظاهرى و باطنى است
عضو فرهنگستان هنر با اشاره به اينكه هيچ دينى وجود ندارد كه آداب و عبادت هايش بدون موسيقى باشد گفت: موسيقى از زمان خلقت و تمدن بشر بوده و همه اديان با موسيقى همراه هستند چرا كه يادآور انسان به اصل خود است. اما هيچ موسيقى پيچيده تر و دقيق تر از قرائت قرآن نيست.
ايرج نعيمايى كارشناس موسيقى و عضو فرهنگستان هنر و مديرعامل سابق انجمن موسيقى ايران با اشاره به اينكه موسيقى از ابتدا با دين همراه بوده و مولوى نيز بارها به همين مطلب اشاره كرده اظهار داشت: موسيقى يادآور انسان به حقيقت و اصل خود است. بيان جدايى انسان از اصل خود و يادآور انسان به ازل خود است. موسيقى به ياد انسان مى آورد كه از كجا آمده است.
وى با بيان اينكه زبان و موسيقى با هم نازل شده اند نه اينكه به تدريج بشر اختراع و كشف كرده باشد تصريح كرد: در اساطير آمده است خداوند انسان را خلق كرده و به روح آن ابلاغ كرد كه وارد جسم شود روح حاضر نشد وارد جسم شود، خداوند به جبرئيل گفت كه موسيقى بنوازد و روح با نواختن وارد جسم شد. بنابراين مى توان گفت هيچ دينى وجود ندارد كه آداب و عبادت هايش بدون موسيقى باشد. همه اديان با موسيقى همراه هستند. هيچ دينى را تاكنون نديده ام كه عباداتش با موسيقى گره نخورده باشد.
اين كارشناس موسيقى با اشاره به اينكه همواره انسان پرستش مى كرد و همواره با موسيقى همراه او بود افزود: آنچه از باستان شناسى به دست آمده اين است كه در فلات ايران آثار مجسمه ها و نقاشى هاى بسيارى داريم يكى از مجسمه ها قدمتى هزار ساله دارد و نوازنده اى را كه سازى مى زند به تصوير كشيده است. نقاشى هاى موجود در بين النهرين نشانگر اين است كه بشر آن زمان در موسيقى به كمال رسيده و پيشرفته بودن موسيقى و تعالى آن را نشان مى دهد. از اين رو مى توان اذعان داشت موسيقى بيش از آنچه كه بشر فكر مى كند پيشرفت كرده و همچون زبان پيچيده است.
ايرج نعيمايى با تاكيد بر اينكه موسيقى در تمدن بشر از ابتدا بوده و بسيار هم كامل بوده گفت: در هر دوره اى از تاريخ به نسبت نوع انديشه حاكم تفاوتهايى وجود داشته و موسيقى از ديرباز همراه انسان بوده است و انسان با الهام كشف مشاهده و سلوك به مراتبى از موسيقى رسيده كه با تجربه آن اندازه به دست نمى آمد. از سوى ديگر معجزه حضرت داود (ع) موسيقى بوده است.
وى با تاكيد بر اينكه موسيقى در كلان خود نوا و آهنگى است كه در فواصل شكل گرفته و تاثير خاصى بر انسان دارد يادآور شد: با اين شكل عام موسيقى همه نغمه هايى كه در طبيعت وجود دارد تا الحانى كه انسان به وسيله تجربه خويش بيان مى كند تا به وسيله سازهاى مختلف به وجود مى آورد را در بر مى گيرد و بشر را هيچ گريزى از آن نيست.
عضو فرهنگستان هنر با اشاره به اينكه اگر دين اسلام را در نظر بگيريم مهمترين، جامعترين ،كاملترين و مقدسترين چيزى كه در اسلام وجود دارد قرآن است و قرآن بالاتر از همه انسانها است، تاكيد كرد: قرآن به قدرى مقدس است كه انسان حق ندارد بى طهارت به آن دست بزند يا نگاه كند يا بيان كند. شرط ورود به قرآن، طهارت ظاهرى و باطنى است. از ديدگاه انسانى قرآن مقدم است بر مخلوقات خدا. همين قرآن به دو شكل قرائت مى شود يا به صورت ترتيل و يا به صورت تحقيق.
ايرج نعيمايى با اشاره به اينكه هيچ موسيقى پيچيده تر از موسيقى قرائت قرآن نيست تصريح كرد: در حالت مقايسه مى توان گفت كه موسيقى مقامى يا رديفى مبتنى بر علم آواز است حتى اگر هم با ساز همراه باشد كلمه آواز را مى آورند. مثلا مى گويند آواز شور و با تار شروع مى شود. در علم آواز وقتى آواز خوانده مى شود آنچه كه خواننده بايد رعايت كند مثلا در دستگاه شور اشعار است كه در يك ترتيب بايد درست بخواند و تنها رعايتى كه لازم است انطباق شعر و گوشه هاست.
وى در ادامه گفت: مثلا يرملون بايد رعايت شود تا از جهت موسيقايى روانتر و زيباتر خوانده شود تا هم در گوش و هم در زبان سنگينى نكند و موسيقى كلمه هم بايد حفظ شود و از آن حساس تر موسيقى حروف است كه بايد رعايت شود. حروفى مانند ح، غ، ع، ق و... هر كدام بايد از مخارج خاص خود ادا شود. هر حرفى موسيقى خاص خود را دارد علم تجويد و قرائت تماما از جهت تحقق و تعيين بيان موسيقايى الفاظ كلمه و كلام است، بنابراين در قرائت قرآن سه نوع رعايت داريم رعايت لفظ كلمه و كلام.


|   شناسنامه   |   آرشيو   |