|
بوتو پاكستان و گذار ناگزير به دموكراسى
نادر مازوجى «دموكراسى ترور شد» عنوان تيترى بود كه بيشتر رسانه هاى جهانى در واكنش به ترور و مرگ بى نظير بوتو نخست وزير پيشين پاكستان به شكلى برجسته منتشر كرده بودند. اگر اندكى به عقب بازگرديم متوجه اين نكته خواهيم شد كه ترور بوتو در شرايطى رخ داد كه پاكستان دوران گذار ناگزير به دموكراسى را طى مى كرد. از چند ماه قبل به ويژه از زمان برگزارى انتخابات رياست جمهورى ششم اكتبر ،۲۰۰۷ ديگر كمتر خبرى از جنس فعاليت هاى شريعت خواهان تندرو شنيده مى شد كه آخرين بار با تجمع در مسجد سرخ در اسلام آباد و حمله به افراد، مغازه ها و ساختمان هاى دولتى، همه توان و نفوذ خود را به آزمون گذاشتند. از سوى ديگر ناكامى پرويز مشرف رييس جمهورى پاكستان در مبارزه با تروريسم و برچيدن پايگاه هاى القاعده و طالبان و همچنين دخالت نظاميان در امور غيرنظامى، ميزان پذيرش اقدامات نظاميان در داخل پاكستان را به پايين ترين سطح در تاريخ ۶۰ ساله پاكستان رسانده است. اعتراض هاى مخالفان به منصب نظامى مشرف در كنار رياست جمهورى اش را نيز بايد به اين موضوع اضافه كرد. در اين كشمكش، ارتش كه دولت را در دست داشت ناگزير شد براى جلوگيرى از تخريب بيشتر وجهه داخلى و خارجى خود چاره اى بينديشد و به همين دليل چاره را در تغيير چهره دولت نظامى ديد. افزايش عدم مقبوليت مشرف در داخل و ترديدهاى خارجى درباره كارايى او در مبارزه جدى با تروريسم در خاك پاكستان، زمينه را براى بازى سياستمداران غيرنظامى اما شناخته شده احزاب هموارتر كرد. مقامات امريكايى نيز كه از زمان حملات ۱۱ سپتامبر ميليون ها دلار به پاكستان براى مبارزه با تروريسم كمك كرده اند، خطاب به مشرف تاكيد كرده بودند كه براى مبارزه با تروريسم، دولت مردمى كه رهبران احزاب در آن حضور داشته باشند بهتر عمل مى كند. به همين دليل بود كه مشرف نتوانست توصيه هاى واشنگتن درباره ضرورت بازكردن فضاى سياسى و تقسيم قدرت با احزابى چون حزب مردم به رهبرى بوتو را ناديده بگيرد. پس از اين تحولات بازى دموكراسى رفته رفته گرم شد و مخالفان با تكيه بر قانون اساسى پاكستان تاكيد داشتند كه يك نظامى در حال خدمت نمى تواند همزمان سمت رياست جمهورى را نيز عهده دار باشد. در نهايت مشرف كه با كودتاى نظامى در سال ۱۹۹۹ قدرت را به دست گرفته بود مجبور شد يونيفورم نظامى را از تن درآورده و تنها به عنوان رييس جمهور فعاليت هاى سياسى اش را ادامه دهد. ترك سمت فرماندهى ارتش از جمله شرط هاى بوتو براى تقسيم قدرت با مشرف بود. بوتو بدون ترديد يكى از مهم ترين بازيگران صحنه سياست پاكستان بود. او در طول هشت سالى كه در تبعيد خود خواسته در دوبى و انگليس به سر مى برد چندين بار به صورت محرمانه با مشرف بر سر تقسيم قدرت مذاكره كرد. قرار بود در صورت انتخاب مشرف به رياست جمهورى، بوتو از سوى او به عنوان نخست وزير به پارلمان معرفى شود. بوتو ليست بلندبالايى از خواسته ها را روى ميز گذاشته بود كه از آن جمله رفع موانع قانونى براى نخست وزير شدن او براى سومين بار و نيز سلب اختيار از رييس جمهور براى انحلال پارلمان بود. بازگشت مرگبار بوتو كه پس از متهم شدن به فساد مالى و بركنارى از سمت نخست وزيرى و در پى كودتاى پرويز مشرف در سال ۱۹۹۹ به تبعيدى خود خوانده در لندن و دوبى رفته بود ۱۸ اكتبر ۲۰۰۷ پس از ۸ سال به پاكستان بازگشت. بوتو پيش از عزيمت در فرودگاه دوبى به خبرنگاران گفته بود بازگشت به پاكستان چيزى است كه او و دوستداران دموكراسى و حقوق بشر منتظر آن بوده اند. بوتو تاكيد كرده بود كه بازگشت وى به پاكستان يك نقطه عطف است و بازگشت از ديكتاتورى به دموكراسى و از خشونت به صلح است. اين در حالى بود كه مقام هاى پاكستانى خواهان تاخير در بازگشت بوتو به اين كشور شده و گفته بودند بايد وى منتظر راى دادگاه عالى در خصوص مشروعيت عفو او و تاييد اعتبار پيروزى مشرف در انتخابات رياست جمهورى از سوى دادگاه عالى پاكستان باشد. اما بوتو با تاخير در بازگشت مخالفت كرد. بوتو سرانجام در ۱۸ اكتبر در حالى كه ده ها هزار تن از هوادارانش به سوى كراچى حركت كرده بودند تا از او استقبال كنند به پاكستان بازگشت اما او ترجيح داده بود به جاى اسلام آباد پايتخت، در كراچى فرود بيايد. بازگشت بوتو پس از هشت سال، بدون حادثه نبود و تنها ساعاتى پس از ورود وى به كراچى به كاروان حامل او حمله تروريستى شد. اگرچه بوتو از آن جان سالم به در برد اما اين حمله بيش از ۱۳۰ كشته برجاى گذاشت. اين در حالى بود كه بوتو قبل از بازگشت، در فرودگاه دوبى به خبرنگاران گفته بود: «تهديدهاى زيادى براى ترساندن من و هوادارانم به كار گرفته شده اما مسلمانان مى دانند اگر زنى را مورد حمله قرار دهند به جهنم خواهند رفت.» بازگشت بوتو قرار بود موقعيت مشرف را به عنوان متحد امريكا تقويت كند. براى همين بود كه واشنگتن و لندن از اين حركت حمايت كردند. براساس آن طرح قرار بود مشرف به عنوان رييس جمهور انجام وظيفه كند و بوتو نيز به عنوان نخست وزير باعث ثبات و بهبود وجهه حكومت شود. اما بازگشت او اين موضوع را اثبات كرد كه وضعيت پاكستان تا چه اندازه بى ثبات است. همان زمان شايعاتى مطرح شد مبنى بر اين كه اين حمله تروريستى كار القاعده بود زيرا بوتو پيش از آن اظهاراتى در حمايت از اقدام عليه اسامه بن لادن رهبر القاعده مطرح كرده بود. بوتو اميدوار بود با بازگشت به پاكستان بتواند اين كشور را به مسير دموكراتيك بازگرداند اما ترور نافرجام (دفعه اول) و آن هم به محض ورود به كشور حاكى از آن بود كه به وى اجازه فعاليت هاى دموكراسى خواهانه داده نخواهد شد. پس از اين ترور، بوتو در جمع هوادارانش سخنان تندى را عليه مشرف ايراد و او را به ناتوانى در جلوگيرى از فعاليت هاى تروريست ها متهم كرد. اين اظهارات سبب شد كه بوتو در كمتر از ۱۰ روز دوبار تحت بازداشت خانگى قرار گيرد. اگرچه دولت مشرف اعلام كرد هدف از اين بازداشت حمايت از بوتو در برابر اقدامات تروريستى است اما واقعيت اين بود كه دولت مى خواست از اين طريق از اظهارات ضدمشرف بوتو جلوگيرى كند و از تماس بيشتر او با طرفدارانش بكاهد. اما فشار طرفداران به دولت از يك سو و توصيه مقامات كاخ سفيد به مشرف از سوى ديگر سبب شد تا بوتو از بازداشت خانگى خارج شود. اما او سرانجام در روز پنج شنبه ۲۷ دسامبر در حال بازگشت از يك سخنرانى انتخاباتى در راولپندى و در حالى كه در ميان انبوه طرفدارانش احاطه شده بود هدف دومين سوء قصد از زمان بازگشت از تبعيد قرار گرفت. اما اين بار تروريست ها دقيقاً به هدف زدند و اين رهبر دموكراسى خواه را براى هميشه از صحنه سياسى پاكستان حذف كردند. درخصوص عوامل قتل او، اما و اگرهاى زيادى وجود دارد. يك گروه، ترور بوتو را به القاعده و شبكه هاى تندرو نسبت مى دهند، اما گروه ديگرى معتقدند برخى ژنرال هاى بلندپايه ارتش پاكستان در اين ترور نقش داشته اند. زيرا بوتو چندين بار تهديد كرده بود در صورت رسيدن دوباره به قدرت، ژنرال هايى را كه پدرش ذوالفقار على بوتو را اعدام كرده بودند مجازات خواهد كرد. به هر حال تاكنون هيچ گروهى به صراحت مسووليت اين ترور را برعهده نگرفته است. اما بسيارى از تحليل گران بين المللى و كارشناسان پاكستانى معتقدند ترور يك رهبر مردمى همچون بوتو سبب به وجود آمدن پرسش هاى بى پاسخ زيادى شده كه مى تواند مسير پاكستان رابه كلى تغيير دهد. اين ترور در حالى انجام شد كه بحث هايى درباره احتمال بخشش افرادى كه در گروه هاى تندرو عضويت داشتند شنيده مى شد. ترور بوتو اين پرسش را به وجود آورده كه آيااكنون اين افراد عفو مى شوند؟ آيا نيروهاى دولتى پاكستان در ترور بوتو نقش داشته اند؟ و آيا نيروهاى دولتى با همكارى گروه هاى تندرو اين اقدام را انجام داده اند. نگاهى به اقدامات دولت پاكستان در برخورد با چنين حوادثى موجب شكل گيرى پرسش هاى بى پاسخ بيشترى مى شود. پرسش هايى درباره انگيزه هاى دولت و گروه هاى تندرو براى از ميان برداشتن بوتو، زيرا يكى از شعارهاى بوتو مبارزه جدى با تروريسم و مقابله با تندروهاى مذهبى بود. در عين حال ترور بوتو نه تنها اوضاع پاكستان را ناآرام كرده، بلكه بر اوضاع افغانستان نيز تاثير گذاشته و نبرد نيروهاى ناتو و افغان با نيروهاى طالبان تحت تاثير اين حادثه قرار مى گيرد. كارشناسان مى گويند ،پاسخ به هر يك از پرسش هاى يادشده و پرسش هاى ديگرى از اين قبيل، سبب به وجود آمدن فضاى جديدى در پاكستان مى شود كه به طور حتم مى تواند مسير پاكستان را تغيير دهد. بى نظير بوتو كه بود؟ خانواده بى نظير بوتو مانند خانواده نهرو- گاندى در هند، يكى از مشهورترين خاندان سياسى در جهان به شمار مى رود. پدرش ذوالفقار على بوتو در اوايل دهه ۱۹۷۰ نخست وزير پاكستان بود و دولت او يكى از معدود دولت هاى غيرنظامى در پاكستان پس از استقلال اين كشور بود. ذوالفقار درپى يك كودتاى نظامى در سال ۱۹۷۷ توسط ژنرال ضياء الحق دستگير و به اتهام قتل زندانى شد و دو سال بعد در ۱۹۷۹ اعدام شد. اما بى نظير در ۲۱ ژوئن ۱۹۵۳ در كراچى در يك خانواده بانفوذ و زمين دار متولد شد. مادرش يك ايرانى الاصل بود. بى نظير مقاطع ابتدايى و متوسطه را در كراچى و راولپندى گذراند و از سال ۱۹۶۹ تا ۱۹۷۳ وارد دانشگاه هاروارد امريكا شد. از ۱۹۷۳ تا ۱۹۷۶ در دانشگاه آكسفورد انگليس در رشته هاى حقوق، فلسفه، سياست و اقتصاد ادامه تحصيل داد. يكسال پس از فارغ التحصيلى از آكسفورد به پاكستان بازگشت و به حزب مردم پاكستان كه پدرش بنيانگذار آن بود پيوست. در ۱۸ دسامبر ۱۹۸۷ با آصف على زردارى از سرمايه داران بزرگ پاكستان و رييس قبيله زردارى ازدواج كرد كه حاصل آن يك پسر به نام «بلاوال» و دو دختر به نام هاى «آصفه» و «بخت آور» است. بوتو از سال ۱۹۷۷ تا ۱۹۸۴ به دليل فعاليت هاى سياسى و مخالفت با دولت نظامى ژنرال ضياء الحق رييس جمهور وقت پاكستان در زندان به سر برد. در ۱۹۸۴ ضياء الحق او را به مدت دو سال به انگليس تبعيد كرد كه در نهايت در ۱۰ آوريل ۱۹۸۶ به پاكستان بازگشت و مورد استقبال بى سابقه مردم لاهور قرار گرفت. وى البته در همان دو سال تبعيد، دفتر حزب مردم در لندن را تاسيس و فعاليت هاى سياسى خود عليه ضياء الحق را آغاز كرد. دو سال بعد از بازگشت از لندن يعنى در ۱۹۸۸ كه ضياء الحق براثر انفجار هواپيمايش كشته شد به عنوان اولين نخست وزير زن منتخب در يك كشور اسلامى به قدرت رسيد. او در آن زمان ۳۵ سال داشت. دوبار به مقام نخست وزيرى طى سال هاى ۱۹۸۸ تا ۱۹۹۰ و ۱۹۹۳ تا ۱۹۹۶ رسيد، اما هر دو بار به اتهام فساد مالى و سوء مديريت از اين سمت بركنار شد. آصف على زردارى همسر بى نظير هم با اتهاماتى مشابه مواجه بود و به مدت هشت سال در زندان به سر برد كه در سال ۲۰۰۴ آزاد شد. تاكنون نيز هيچ يك از اين اتهامات عليه بوتو و زردارى در دادگاه ثابت نشد. بوتو طى سال هاى ۱۹۹۶ تا ۱۹۹۹ كه محمدنواز شريف نخست وزيرى پاكستان را برعهده داشت به فعاليت هاى سياسى خود ادامه داد تا اين كه ژنرال پرويز مشرف در يك كودتاى نظامى در ۱۹۹۹ نواز شريف را بركنار و به عربستان سعودى تبعيد كرد. پس از آن بوتو نيز به تبعيدى خود خواسته در لندن و دوبى رفت. بوتو در اين زمان از يك سو با نواز شريف در تبعيد عليه سياست هاى مشرف فعاليت و همكارى مى كرد واز سوى ديگر در اواخر دوره رياست جمهورى مشرف چندين بار با او به صورت پنهانى مذاكره كرد. پس از افشاى اين مذاكرات از سوى رسانه ها، بوتو تصميم خود را براى بازگشت به پاكستان گرفت و در نهايت در ۱۸ اكتبر ۲۰۰۷ به كشور بازگشت و در ۲۷ دسامبر در اقدامى تروريستى براى هميشه پرونده زندگى اش بسته شد. بى نظير آخرين بازمانده خانواده سياستمدار بوتو بود. مرتضى برادر او كه گمان مى رفت رهبرى حزب مردم پاكستان را برعهده گيرد پس از بركنارى و اعدام پدرش به افغانستان گريخت. وى از آن جا و برخى ديگر از كشورهاى خاورميانه با تاسيس گروه نظامى ذوالفقار به مبارزه با دولت نظامى پاكستان پرداخت. مرتضى بوتو در تبعيد بود كه در انتخابات به نمايندگى مجلس ايالتى پاكستان برگزيده شد. او بلافاصله به پاكستان بازگشت اما در سال ۱۹۹۶ در شرايطى مشكوك كشته شد. شهنواز برادر ديگر بى نظير هم فعال سياسى بود كه در سال ۱۹۸۵ در آپارتمانش در جنوب فرانسه كشته شد. جانشين بى نظير در وصيت نامه بى نظير بوتو آمده است كه در صورت عدم حضور او همسرش آصف على زردارى جانشين وى در حزب مردم خواهد بود. اعضاى حزب نيز بلافاصله پس از قرائت اين وصيت نامه موافقت خود را با رهبرى زردارى بر حزب مردم اعلام كردند. اما زردارى گفت كه مايل است پسرش بلاوال به عنوان رهبر حزب زمام امور حزب مردم را به دست گيرد. با اين حساب، بلاوال و پدرش به صورت مشترك به عنوان جانشين بى نظير براى رهبرى حزب مردم فعاليت خواهند كرد. بلاوال سه روز پس از قتل مادرش ناگهان خود را وارث نه تنها يكى از شناخته شده ترين نام ها در سياست بلكه تاريخى آميخته با قدرت و خون ريزى مى بيند. او به عنوان رياست حزبى برگزيده شده كه توسط پدربزرگش ذوالفقار على بوتو تاسيس شد و همواره يكى از اعضاى اين خانواده رياست آن را برعهده داشته است. نزديكان بى نظير مى گويند او همواره بلاوال را وارث سياسى خود مى دانست اما مطمئنا نمى خواست پسرش در چنين سن پايينى اين وظيفه خطير را برعهده گيرد. بلاوال كه تنها ۱۹ سال سن دارد هنوز تا پايان تحصيلات خود فاصله زيادى دارد. وى دانشجوى دانشگاه آكسفورد است. گفته مى شود او تا پايان تحصيلاتش نقش تشريفاتى در حزب مردم خواهد داشت. خود نيز مى گويد ابتدا تحصيلاتش را به پايان خواهد برد سپس وارد جريان سياسى مى شود. بلاوال در مراسم تشييع پيكر مادرش در جمع هواداران حزب مردم گفت :«مادرم هميشه مى گفت دموكراسى بهترين انتقام است» بلاوال در سال ۱۹۸۸ و يكماه پيش از آن كه مادرش به عنوان نخست وزير انتخاب شود به دنيا آمد و نام او به معنى «بى همتا» است. او بيشتر عمر خود را در خارج از پاكستان گذرانده است و با مادرش همواره ميان لندن و دوبى در رفت و آمد بوده است. در سال ۲۰۰۴ در مصاحبه اى از او پرسيده شد آيا تمايلى به ورود به عرصه سياسى پاكستان دارد كه بلاوال در پاسخ گفت: «نمى دانم، من مى خواهم به مردم پاكستان كمك كنم. در نتيجه وقتى تحصيلاتم تمام شد در اين باره تصميم خواهم گرفت.» به نظر مى رسد او بسيار زودتر از آنچه انتظار داشت مجبور به تصميم گيرى شده است. نكته جالب آن كه پسوند خانوادگى بلاوال به جاى زردارى، بوتو است زيرا پدرش درپى مرگ بى نظير در جمع خبرنگاران اعلام كرد بلاوال از اين به بعد با نام خانوادگى مادرش بوتو شناخته خواهد شد. ناظران سياسى معتقدند روش جديدى كه براى رهبرى حزب مردم پاكستان در نظر گرفته شده به منزله اين است كه حزب مردم پاكستان براى دومين بار پايه گذارى مى شود و به نوعى چهره جديدى را به اين حزب بخشيده است. اما اين پرسش مطرح است كه آصف على زردارى قادر خواهد بود پاجاى پاى همسرش بى نظير بگذارد و به مقابله با چالش سختى كه حزب مردم با آن روبه روست بپردازد؟ ناظران مى گويند ترديدى نيست كه زردارى براى موفق شدن بايد روش هايى را كه بوتو در پيش گرفته بود دنبال كند. در پاكستان نيز بسيارى بر اين عقيده اند كه زردارى در گذشته نشان داده فردى زيرك است و مسايل را به سرعت فرا مى گيرد و به همين دليل هواداران حزب مردم پاكستان خيلى سريع اين مساله را پذيرفتند كه رياست حزب به زردارى واگذار شود. اين نكته را هم نبايد ناديده گرفت كه زردارى اگرچه سمت هاى سياسى رسمى نداشته اما در دوران نخست وزيرى بوتو در دهه ۱۹۹۰ مشاور غيررسمى او بود و به همين دليل از تجربه سياسى قابل توجهى برخوردار است. تحليلگران مى گويند تصميم زردارى براى برگزار شدن سريع انتخابات پاكستان به اين علت بوده كه اميد دولت مشرف را براى لغو انتخابات نقش برآب كند. به عقيده اين تحليلگران، حزب مردم پاكستان از بخت بالايى براى پيروزى در انتخابات برخوردار است زيرا درپى مرگ بوتو اين احتمال وجود دارد كه مردم پاكستان به نوعى به نشانه همدردى با حادثه ترور بوتو، به حزب مردم راى دهند و موجب افزايش حمايت مردمى از اين حزب شوند.
cmyk ۴ ro
|