|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
سازمان كنفرانس اسلامى ويژگى ها و ضرورت ها
درخواست ايران براى تشكيل جلسه اضطرارى سازمان كنفرانس اسلامى براى بررسى اوضاع غزه و افزايش جنايات رژيم صهيونيستى عليه مردم بى دفاع فلسطين پس از سفر جورج بوش رييس جمهور امريكا به منطقه ما را بر آن داشت تا به دلايل تشكيل سازمان كنفرانس اسلامى و چگونگى ساختار آن بپردازيم. در پى شكست اعراب در جنگ شش روزه در سال ۱۹۶۷ از رژيم صهيونيستى، رژيم هاى محافظه كار عرب در موضعى تدافعى ناچار شدند تا براى خاموش كردن آتش احساسات توده هاى مسلمان كشورهاى خود به اقداماتى هر چند ظاهرى و نمايشى دست بزنند. تشكيل اين سازمان به ابتكار ملك فيصل پادشاه وقت عربستان صورت گرفت. سران كشورهاى اسلامى در گردهمايى شان دررباط در سپتامبر ۱۹۶۹ به سازمان مزبور موجوديت بخشيدند. اعضاى سازمان كنفرانس اسلامى تا سال ۱۹۹۸ در برگيرنده ۵۵ كشور اسلامى بود. عضويت افغانستان و مصر به دليل اشغال نظامى افغانستان از جانب شوروى سابق و امضاى معاهده كمپ ديويد از جانب مصر در توافق با رژيم صهيونيستى، از جانب كنفرانس به حالت تعليق درآمده بود. با اين حال در چهارمين اجلاس سران كشورهاى اسلامى در كازابلانكا در سال ۱۹۸۴ مجددا از مصر براى عضويت در كنفرانس دعوت شد .در اجلاس ۱۸ وزيران امور خارجه در رياض در سال ۱۹۸۹ نيز تصميم بر آن شد كه كرسى افغانستان به مجاهدين افغانستان واگذار شود. اهداف سازمان طبق اساسنامه آن عبارتند از ارتقاى همبستگى اسلامى ميان كشورها، تحكيم همكارى كشورهاى عضو در حوزه هاى اقتصادى، اجتماعى، علمى، تلاش براى محو تبليغات و جدايى هاى نژادى و از بين بردن استعمار در هر شكل آن، انجام اقدامات لازم براى حمايت از صلح بين المللى و امنيت متكى بر عدالت، هماهنگ كردن تلاش هايى كه به منظور حفاظت اماكن مقدس صورت مى گيرد و پشتيبانى از مبارزات مردم فلسطين در كسب حقوق و آزاد ساختن سرزمين شان، ايجاد محيط مساعد براى افزايش همكارى و تفاهم كشورهاى عضو و ساير كشورهاى جهان. با توجه به اهداف اين سازمان انتظار مى رود كه تلاش هاى بيشترى در چهارچوب آن براى حمايت از ملت فلسطين انجام گيرد. سازمان كنفرانس اسلامى متشكل از چهار ركن است كه شامل كنفرانس سران كشورهاى اسلامى، كنفرانس وزيران امور خارجه كشورهاى اسلامى، دبيرخانه سازمان ود يوان بين المللى عدالت اسلامى است. كنفرانس سران كه عالى ترين ركن سازمان است هر بار در پايتخت يكى از دولت هاى عضو تشكيل مى شود. اين كنفرانس در سال ۱۹۹۷ در تهران برگزار شد. كنفرانس وزيران امور خارجه نيز نشستى ساليانه را برگزار مى كند. البته اين ركن در مواقع اضطرارى جلساتى فوق العاده را تشكيل مى دهد. دبيرخانه سازمان كه يكى ديگراز اركان سازمان است تحت رياست دبير كل مى باشد. انتخاب دبير كل براساس راى اكثريت دولت هاى عضو انجام مى شود و براى مدت چهار سال انتخاب مى شود. دادگاه بين المللى عدالت اسلامى، ركنى است كه پيش از اجلاس پنجم سران در كويت در سال ۱۹۸۷ وجود نداشت. در آن اجلاس اين كنفرانس به عنوان ركن چهارم سازمان تعيين شد. دادگاه متشكل از هفت قاضى است كه از سوى وزيران خارجه براى چهار سال انتخاب مى شوند. البته اين ركن با اصلاح ماده ۳ منشور كنفرانس تعيين شد. سازمان كنفرانس اسلامى متشكل از چهار ركن فردى ديگرنيز مى باشد: ۱- ارگان هاى فرعى متشكل از مركز اسلامى توسعه تجارت، مركز تحقيقات و بررسى تاريخ و فرهنگ و هنر اسلامى، موسسه اسلامى علوم و تكنولوژى و توسعه. ۲-نهادهاى تخصصى؛ بانك توسعه اسلامى، سازمان علمى، فرهنگى و تربيتى اسلامى سازمان خبرگزارى هاى بين المللى اسلامى. ۳- سازمان هاى وابسته؛ سازمان شهرها و پايتخت هاى اسلامى، اتحاد جهانى بانك هاى اسلامى، اتاق اسلامى تجارت، صنعت و تبادل كالا. ۴- كميته هاى تخصصى: كميته قدس، كميته دايمى تبليغات و امور فرهنگى.
|
|
|
|
|
بى اعتنايى كنگره به اردك لنگ
روزنامه استار چاپ تركيه در تحليلى درباره نتايج سفر اخير جورج بوش، رييس جمهور امريكا به خاورميانه نوشت در امريكا تمام روساى جمهور اين كشور در آخرين سال رياست جمهورى خود اردك لنگ توصيف مى شوند. مجلس نمايندگان سناى امريكا و ديوانسالارى اين كشور در آخرين سال رياست جمهورى فردى كه دو دوره رياست جمهورى را در اين كشور به عهده داشته است، چندان اهميتى به وى نمى دهند و وعده هايى كه وى به كشورهاى ديگر داده، از سوى حكومت امريكا چندان مورد حمايت قرار نمى گيرد. جورج بوش نيز اكنون در سال آخر رياست جمهورى خود با چنين وضعى روبروست. وى در مدت شش روز از هشت كشور خاورميانه ديدار كرد اما سلاطين شيوخ و روساى جمهورى كه بوش با آنان ديدار كرد تمام قول هايى را كه به وى داده شده بود، پيش از آنكه هواپيماى وى از حريم هوايى خاورميانه خارج شود به فراموشى سپردند. استار با اشاره به اينكه بوش در تمام كشورهايى كه از آنها ديدار كرد ايران را تهديد خواند، نوشت: با اين حال گزارش ماه گذشته سازمان هاى اطلاعاتى امريكا تقريبا اين ادعا را بى اساس دانسته است. به رغم اينكه مقامات اسرائيل از اين ادعاهاى بوش استقبال كردند اما عرب ها ترجيح دادند اين موضوع را خاطر نشان كنند كه بر اساس گزارش سازمانهاى اطلاعاتى امريكا پس از اشغال عراق از سوى ارتش امريكا ايران برنامه دستيابى به سلاح هسته اى را متوقف كرده است. بوش سخنانى را كه پيشتر در جريان برگزارى اجلاس آناپوليس مطرح شده بود، تكرار كرد، اما درباره غزه كه تحت كنترل حماس قرار دارد ، مطلبى بيان نكرد. در هر حال اسرائيل با حملات هوايى به تخريب اين منطقه ادامه مى دهد. بوش اين موضوع را به خوبى مى دانست كه كسى به سخنانش در اين باره اهميتى نخواهد داد. رييس جمهور امريكا خواستار تخريب شهرك هايى شد كه ميان دو بخش شرقى و غربى بيت المقدس احداث شده است اما پيش از آنكه سخنانش در اين باره به پايان برسد سازمان صهيونيست هاى امريكا اعلام كرد كه بوش نماينده افكار عمومى امريكا نيست. استار مى افزايد: بوش در عربستان سعودى و امارات متحده عربى آنچه را كه تهديدهاى ايران براى منطقه مى خواند، براى سران اين كشورها تشريح كرد. اما پيش از آنكه منطقه را ترك كند، بسيارى از شبكه هاى تلويزيونى و مطبوعات منطقه بر اين موضوع تاكيد كردند كه بوش اردك لنگ است و حتى اگر دستور حمله به ايران را صادر كند كنگره امريكا و سازمان هاى اطلاعاتى اين كشور به خواسته وى اهميت نخواهند داد.
|
|
|
|
|
روزشمارى براى گشايش فصلى جديد در دستاوردهاى هسته اى ايران
با فرا رسيدن ماه بهمن ملت ايران شيرينى پيروزى انقلابى را كه با تلاش و ايثار به ثمر نشاند، دوباره زير لب احساس مى كند. انتظار مى رود بهمن ماه سال جارى مقدمات يك پيروزى ديگر در يكى از عرصه هاى مهم سياست خارجى كشور رقم بخورد. در پى آخرين توافق صورت گرفته ميان ايران و آژانس بين المللى انرژى اتمى در سفر اخير محمد البرادعى، مدير كل آژانس بين المللى انرژى اتمى به تهران كه در تاريخ ۲۱ دى ماه انجام گرفت، قرار بر آن شد كه جمهورى اسلامى ظرف چهار هفته از آن زمان به تمامى پرسش هاى باقى مانده آژانس درباره برنامه هسته اى ايران پاسخ دهد. بنابر اين انتظار مى رود در ماه جارى ديده بان هسته اى سازمان ملل به پاسخ تمامى سوالاتى كه مطرح مى كند، برسد. تاكنون گزارشى از آغاز مذاكرات كارشناسى براى حل اين مسايل منتشر نشده است با اين حال شايد در همين لحظه نيز آژانس به برخى از اين پاسخ ها رسيده باشد. با وجودى كه احتمالا تا پيش از نشست بعدى شوراى حكام آژانس بين المللى انرژى اتمى در وين هيچ اعلام رسمى در مورد حل مسايل باقى مانده از جمله مساله آلودگى ها، پلونيوم ۲۱۰ ، و معدن گچين از جانب ايران يا آژانس صورت نمى گيرد اما انتظار مى رود در بيستمين گزارش البرادعى به ۳۵ كشور عضو شوراى حكام درباره برنامه هسته اى ايران به اين مسايل اشاره شود. نشست بعدى شوراى حكام در تاريخ ۳ مارس برابر با ۱۳ اسفند ماه برگزار خواهد شد و هر گونه اعلام رسمى در خصوص حل همه مسايل مطرح ميان آژانس با ايران در اين نشست به طور رسمى به اطلاع همه خواهد رسيد. بنابر اين با توجه به اينكه البرادعى به طور معمول دو هفته قبل از نشست شوراى حكام به طور غير رسمى گزارشش را به اعضا ارايه مى دهد، گمان مى رود كه تا پايان ماه جارى اين مسايل حل و فصل شده باشد. اگرچه در برخى گزارشات به نقل از ديپلمات ها آمده است كه احتمالا آظانى فرصتى شش هفته اى را در اختيار ايران قرار مى دهد. شوراى حكام در۹ قطعنامه اى كه ظرف چهارسال گذشته با فشارهاى امريكا و برخى ديگر عليه كشورمان صادر كرد، همواره از ايران در خواست كرده بود كه به سوالات آژانس درباره فعاليت هاى گذشته اش پاسخ دهد چرا كه اين فعاليت ها را عامل نگرانى مى دانست و شفاف سازى ايران را خواستار بود. حتى يكى از بهانه هاى ارسال موضوع به شوراى امنيت سازمان ملل حمايت از درخواست هاى آژانس از ايران در اين خصوص بود. حال اين سوال مطرح است كه با حل پرسش هاى اين نهاد از ايران ديگر چه دليلى براى باقى ماندن موضوع ايران در شوراى امنيت وجود دارد .اگر البرادعى بازهم تاكيد كند كه مواد و فعاليت هاى هسته اى اعلام شده ايران فاقد هرگونه انحراف به سوى فعاليت هاى غير است و اظهاريه هاى ايران با يافته هاى آژانس مطابقت مى كند - مساله اى كه از همين حالا اعلام شده به نظر مى رسد - امريكا و هوادارانش با چه توجيهى در صدد حفظ اين موضوع در شورا برخواهند آمد و چطور مى خواهند به عبارت تهديد براى صلح و امنيت جهانى تكيه كرده و به صدور قطعنامه تحريم عليه ايران دست بزنند. اگرچه در حال حاضر خبرى رسمى از حل ديگر مسايل اعلام نشده است اما مدير كل آژانس بين المللى انرژى اتمى هفته گذشته پس از ديدار با ژان كوبيس، وزير امور خارجه اسلواكى در براتيسلاوا به پيشرفت ايران در توضيح برخى سوالات اشاره داشت. اما در هر حال بازگشت موضوع ايران به شوراى امنيت بايد با موافقت اعضاى شورا و با صدور قطعنامه اى كه به لزوم بازگشت آن به وين اشاره مى كند، انجام گيرد. اقدامى كه كاخ سفيد با تمام توان از انجام آن جلوگيرى خواهد كرد و بخش هايى از اين تلاش را در هفته گذشته در برلين شاهد بوديم. وزيران پنج عضو دايم شوراى امنيت و آلمان در نشستى در برلين سعى كردند بر اختلافاتشان در خصوص صدور يك قطعنامه تنبيهى ديگر عليه ايران فايق آيند اما خودشان نيز از پيش از برگزارى اين نشست با آگاهى از بيهوده بودن اين رايزنى ها تلاش كردند تا سطح انتظارات از اين نشست را پايين آورند. تا جايى كه كاندوليزا رايس، وزير امور خارجه امريكا خود اذعان كرد براى رسيدن به قطعنامه راه درازى در پيش است. صدور تحريم ها از همان ابتدا با مخالفت هايى از جانب دو شريك تجارى ايران يعنى روسيه و چين روبرو بوده است. مخالفت هايى كه زهر تمامى تلاش هاى ضد ايرانى امريكايى ها و حاميان اروپايى شان را گرفته است و اين را در صدور دو قطعنامه تحريم پيشين شاهد بوده ايم. قطعنامه هايى كه بسيارى آنها را بى دندان و رقيق شده خواندند. سفرهاى متعددى كه در آستانه نشست برلين به پكن صورت گرفت گواه موضع سرسختانه چينى ها در قبال تحريم ها عليه تهران بود. جان نگروپونته، معاون وزير امور خارجه امريكا، آنگلا مركل، صدر اعظم آلمان و گوردون براون، نخست وزير انگليس در فاصله هاى زمانى كوتاهى به اين كشور سفر كردند و طبق معمول موضوع ايران و برنامه هسته اى اش از مهمترين موضوعات تحت بررسى در اين سفرها بود و هر يك كوشيدند تا مقامات چين را با خود همراه كنند. راديو كلن در گزارشى اعلام كرد: چين به هيچ وجه يك سياست افراطى نسبت به ايران نداشته و در آينده نيز نخواهد داشت. از سوى ديگر پكن به هيچ وجه نمى خواهد كه روابط تجارى خود با تهران را به ديكته غرب در اين زمينه موكول كند و مادامى كه مى خواهد روابطش با ايران در سطح بسيار مطلوبى باشد، مسلما اين موضع خود را حفظ خواهد كرد و اگر غرب در سياست هاى خود انعطاف بيشترى نسبت به ايران نشان بدهد، چين ديگر محدوديت گذشته را در روابط با ايران نخواهد داشت. سعيد جليلى، دبير شوراى عالى امنيت ملى ايران نيز در آستانه نشست اين شش كشور به پكن راهى شد و يكى از موضوعات مورد بررسى در اين سفر را نشست برلين اعلام كرد. جليلى در اين سفر از ديدگاه مثبت رهبران چين در روابط با ايران و مواضع پكن در برنامه هسته اى ايران قدردانى كرد و گفت: چين نگاه دوستانه اى به مسايل و مناسبات فيمابين دارد. دبير شوراى عالى امنيت ملى ايران همچنين گفت: انتظار داريم با توجه به رفع پايه هاى اتهامات پيشين عليه برنامه هسته اى ايران، پرونده به حالت عادى و به آژانس برگردد. تا زمانى كه ايران در حال همكارى گسترده و فعالانه با آژانس بين المللى انرژى اتمى است و آژانس در همكارى هاى ايران پيشرفت حاصل مى كند، هرگونه تصويب قطعنامه جديد عليه ايران غير ممكن به نظر مى رسد و اگر بازهم قطعنامه اى عليه تهران به تصويب شوراى امنيت برسد احتمالا از ايران خواهد خواست تا به قطعنامه هاى قبلى شورا اعتنا كرده و به در خواست هايش در خصوص تعليق غنى سازى اورانيوم عمل كند. بعيد است شورا قادر به تصويب قطعنامه اى جدى عليه ايران باشد چرا كه ديگر در موقعيت انجام چنين كارى قرار ندارد. مسوولين ايرانى نسبت به هرگونه صدور قطعنامه عليه تهران هشدار داده اند. در تابستانى كه پشت سر گذاشتيم با توافق ايران و آژانس در خصوص طرح اقدام (مداليته) تصويب قطعنامه سوم از سوى امريكا و متحدانش به نوامبر سال ۲۰۰۷ موكول شد و با تداوم همكارى هاى ايران و گزارش مثبت آژانس درباره ايران و نيز گزارش جامعه اطلاعاتى امريكا درباره برنامه هسته اى ايران كه تاييدى بود بر عدم دنبال كردن فعاليت هاى غير صلح آميز در ايران، صدور هر گونه قطعنامه و مذاكرات و رايزنى درباره آن به سال ۲۰۰۸ يعنى سال جارى ميلادى موكول شد كه اولين آن نشست بى نتيجه وزيران امور خارجه شش كشور در اين خصوص بود. همه اين اقدامات نيز در حالى انجام مى گيرد كه ايران در دنبال كردن فعاليت هاى هسته اى صلح آميز خود لحظه اى متوقف نشده و همواره به پيشرفت ادامه داده است. پيشرفت هايى كه پس از اعمال اولين دور از تحريم ها عليه ايران تا كنون هر روز سرعت بيشترى به خود گرفته است. در اين ميان نمى توان از ارسال بيش از نيمى از سوخت هسته اى نيروگاه بوشهر از روسيه به ايران اشاره نكرد. انتظار مى رود باقى مانده سوخت نيز به زودى در خانه اصلى اش در بوشهر جاى بگيرد. اگر چه اين مساله به خودى خود با اعمال تحريم ها عليه ايران ارتباطى ندارد اما با توجه به فشارهايى كه براى جلوگيرى از اين كار صورت مى گرفت و ارسال سوخت را به مساله اى سياسى تبديل كرده بود و در واقع به ابزار فشارى براى ايران تبديل شده بود، مى توان موضع روسيه را نيز در قبال مساله هسته اى ايران درك كرد. اگرچه عدم ارسال سوخت به ايران پيامدهاى بدى را براى اعتبار مسكو به دنبال مى داشت و اين خود يكى از دلايل كنار زدن فشارهاى امريكا در اين باره از جانب روس ها بود اما نمى توان اين را از نظر دور داشت كه توقف كامل برنامه هسته اى ايران براى روسيه كه به دنبال ساخت نيروگاه هاى بيشترى در ايران است، چندان خوشايند نيست. به ويژه اينكه در پى اختلافات روسيه و امريكا در خصوص استقرار سپر دفاع موشكى در اروپا مساله هسته اى ايران مى تواند عاملى براى اعمال فشار عليه امريكا از طرف مسكو باشد. در هر حال بسيارى از مسايل مربوط به آينده برنامه هسته اى ايران از نگاه غرب در زمان ارايه گزارش البرادعى، اين ديپلمات ۶۶ ساله مصرى روشن مى شود. گزارشى كه تحليلگر راديو آلمان در تحليلى درباره اش گفت بعيد است به ضرر ايران باشد. حل مسايل مطرح از سوى آژانس در پى تلاش هاى ايران باقى ماندن موضوع ايران در نيويورك را غير قانونى و غير منطقى مى كند و هر گونه تلاش بيشتر براى حفظ اين مساله در شوراى امنيت و يا اقدام به صدور قطعنامه تحريم عليه ايران چهره اين شوراى ۱۵ عضوى را كه در حال حاضر بيش از هر زمان براى حفظ آبروى خود تلاش مى كند، خدشه دار خواهد كرد و فقط تاكيدى خواهد بود بر اين كه شوراى امنيت ديگر مكانى براى حفظ صلح و برقرارى امنيت در جهان نيست بلكه ابزارى است در دست چند كشور كه تعدادشان برابر با انگشتان يك دست است.
|
|
|
|
|
برگ هاى برنده
ادامه صدور سوخت از روسيه به ايران با ورود پنجمين محموله به نيروگاه بوشهر و همچنين حمايت هاى آشكار و نهان روسيه از ايران در مقطع كنونى و از سويى مخالفت چين با صدور قطعنامه تحريمى سوم عليه ايران نشان مى دهد پيگيرى استراتژى نگاه به شرق در دولت نهم نتيجه بخش بوده است و اين دو كشور در حال حاضر به نوعى به عنوان متحدان ايران مخصوصا در بحث هسته اى محسوب مى شوند. در اين رابطه گفت گويى داشتيم با اسدالله اطهرى كارشناس مسايل سياسى و سياست خارجى. اطهرى درباره امكان استفاده از اهرم روسيه و چين در حل مساله هسته اى گفت: اين امر بستگى به درك و برداشت هاى مقامات ايرانى از نظام و تعاملات بين الملل دارد. اين كه نظام بين الملل در عصر كنونى تك قطبى است يا چند قطبى، در حال گذار است يا سكون. از سويى ديگر اين بحث را مى توان در چهارچوب استفاده از يك قدرت در مقابل قدرتى ديگر تعريف كرد. اين موضوع از زمانى مطرح مى شود كه پاى قدرت هاى بزرگى چون روسيه و چين به ميدان باز مى شود. بنابراين موضوعى كه دولت در حال حاضر به آن تاكيد بيشترى د ارد، سياست نگاه به شرق و متوازن كردن اين نگاه با نگاه به غرب است. در دوره قبل در تعاملات سياسى غرب بيشتر مدنظر مقامات ديپلماسى ايران قرار مى گرفت، چون اين تفكر وجود داشت كه از طريق مذاكره با اروپا مى توان امريكا را تحت تاثير يا فشار قرار داد. پس از اين ديپلماسى به سمت كشورهايى مانند روسيه و چين رفتند و وزن اين دو كشور در سياست خارجى ايران افزايش چشمگيرى پيدا كرد. ولى بايد به اين موضوع بسيار توجه كرد كه به طور مثال روابط تجارى گسترده چين با امريكا نيز براى اين كشور حايز اهميت است، اگر چه تبادلات سياسى اين كشور با ايران نيز بسيار قابل توجه است، اما چنين موضوعى نبايد باعث كنار گذاشتن چين و يا روسيه از تعاملات سياست خا رجى شود چون تا حد امكان بايد از پتانسيل چنين كشورهايى در نظام بين المللى بهره جست. از ديگر سو اين نيز خود به معناى اعتماد كامل نيست و نبايد هيچ گاه تمام تخم مرغ هايمان را در يك سبد بريزيم و فكر كنيم اين كشورها تا پاى منافع خودشان از ما دفاع كنند. اين كارشناس مسايل بين الملل در توضيح منافعى كه حل پرونده هسته اى ايران براى دو كشور چين و روسيه به همراه دارد تصريح كرد: ارسال سومين محموله سوخت هسته اى از سوى مسكو براى ايران آن هم پس از سال ها كارشكنى، نشان دهنده مقدار اهميتى است كه مقامات مسكو براى ايران قايل اند چون به هر حال روسيه مى داند كه ايران يكى از تاثيرگذارترين كشورهاى منطقه است. چين نيز با آگاهى به اين كه ايران هم اكنون يكى از سنگين ترين وزنه هاى منطقه است و مى تواند از برگ برنده ايران كه بسيارى از تعاملات بين المللى پيروز باشد به سمت تهران متمايل مى شود. ولى ايران نيز در اين ميان بايد از برگه روسيه در معادلاتش با ديگر كشورهاى جهان بهره گيرد. اين استاد دانشگاه درباره اين كه آيا بالا رفتن تبادلات تجارى و اقتصادى ايران با روسيه و چين مى تواند هشدارى به كشورهاى غربى باشد نيز گفت: با توجه به تبادلات تجارى و اقتصادى گسترده ما با اين دو كشور و افزايش روزافزون نياز كشور چين به منابع انرژى خليج فارس اين موضوع مى تواند به عنوان يك برگ برنده در روابط ايران و ديگر كشورها محسوب شود. اطهرى در ادامه به نقاط آسيب پذير مسكو و پكن اشاره و تاكيد كرد: يكى از اصلى ترين نقاط آسيب پذير روسيه و چين در مقابل ايران اين است كه اينها هيچ گاه روابطشان با غرب را فداى روابطشان با ايران نمى كنند، اين مورد بسيار مهمى است كه بايد در روابطمان با اين كشورها به آن توجه كنيم. چون آنها بيشتر به منافع مالى خودشان مى انديشند. البته راهكارهاى مقابله با اين نقاط آسيب پذير نيز بستگى به درك بزرگ ما از نظام بين المللى دارد. پس بايد در حال حاضر متوجه باشيم كه روس ها على رغم مشكلاتشان بيشتر تعاملات سياسى خود را با غرب تنظيم مى كنند و از سويى نيز از رشد اقتصادى چين نگران هستند. يعنى در آينده نيز نگاه روس ها به غرب بيشتر از نگاهشان به شرق است و اين همان موضوعى است كه بايد به طور كامل نسبت به آن هوشيار بود. اين كارشناس مسايل بين المللى در پايان در پاسخ به اين سوال كه با توجه به اهميت اصل نه شرقى و نه غربى در سياست خارجى جمهورى اسلامى و سياست نگاه به شرق در مقطع كنونى تا كجا مى تواند پيش برود كه نافى اصل مذكور نباشد، گفت: موضوع مهم در اصل نه شرقى و نه غربى بحث عدم سلطه است و نه عدم برقرارى روابط سالم با شرق و غرب. يعنى نبايد زير سلطه هژمونى غرب يا شرق قرار گرفت. بنابراين مى توان روابط با تمام كشورهاى غربى و شرقى را در عين استقلال گسترش داد.
|
|
|
|
|
واقعيات خاورميانه متفاوت از تصورات بوش
روزنامه سياتل پست نوشت: واقعيات خاورميانه با آنچه جورج دبليو بوش، رئيس جمهور امريكا در ذهنش مى بيند، هيچ شباهتى ندارد. رابرت فيسك نويسنده اين مقاله ادامه داد: بوش در كاخ ملك عبدالله، پادشاه عربستان سعودى از خواب بيدار شد تا دريابد كه خاورميانه نه هيچ ربطى با سياستهاى دولتش دارد !و نه هيچ ربطى با هشدارهايى كه او همواره به پادشاهان و اميران و حاكمان خليج فارس داده است. وى در اين هشدارها مدعى شد كه ايران دشمن آنان است نه اسرائيل تفاوت ميان واقعيت و دنياى رويايى دولت امريكا بسيار واضح و روشن است. بوش پس از دادن وعده تشكيل يك كشور مستقل و به هم پيوسته به فلسطينى تا قبل از پايان سال و وعده امنيت به اسرائيل و نه براى خاطر فلسطين وارد كشورهاى حاشيه خليج فارس شد تا پادشاهان و حاكمان كشورهاى نفت خيز منطقه را از آنچه خطر ايران خواند، بترساند. او طبق معمول با پيشكش هاى هميشگى امريكايى ها يعنى قراردادهاى بزرگ تسليحاتى براى محافظت از اين رژيم هاى عمدتا غير دموكراتيك در برابر ايران كه آن را دشمن اعراب مى خواند، وارد منطقه شد. اين نمونه اى از گردش ها و بازديدهاى حتى عجيب رييس جمهور امريكا در كشورهاى عرب خاورميانه و بازگشت به سياست ارعابى بود كه واشنگتن به طور مرتب در مورد رهبران خليج فارس در پيش گرفته است. او موافقت كرد كه دست كم چندين ميليون دلار فن آورى بمب هاى هدايت شونده به سعودى ها بفروشد كه بدين ترتيب ارزش كل قراردادهاى تسليحاتى واشنگتن با اين رژيم و همسايگانش در خليج فارس را به بيست ميليارد دلار مى رساند. طبق معمول واشنگتن به اسرائيلى ها قول داد كه برترى كيفى آنان از لحاظ سلاح هاى پيشرفته حفظ خواهد شد و به اين ترتيب در صورتى كه سعودى ها تصميم بگيرند حمله اى انتحارى به تنها متحد واقعى امريكا در خاورميانه بكنند، خطر بزرگى متوجه اسرائيل نخواهد بود. پيام بوش براى رهبران عرب كاملا آشنا بود. در دهه ۱۹۸۰ كه دولت رونالد ريگان از تجاوز صدام، ديكتاتور سابق عراق به ايران حمايت مى كرد، واشنگتن همواره به رهبران كشورهاى خليج فارس درباره خطر تجاوز ايران هشدار مى داد اما به محض تجاوز صدام به كويت تاكيد امريكا تغييركرد و حالا عراق بود كه بزرگترين خطر براى حكومت هاى خليج فارس معرفى مى شد. با اين حال پس از آن كه كويت آزاد شد، بار ديگر به پادشاهان و اميران كشورهاى نفت خيز خليج فارس گفته شد كه ايران دشمن آنان است. عرب ها ديگر تحت تاثير اين قصه به هم ريخته و وارونه خير در برابر شر قرار نمى گيرند. همانطور كه گول وعده هاى واشنگتن را در خصوص كمك به تشكيل كشور مستقل فلسطينى تا پايان امسال نمى خورند آنهم درست يك روز قبل از آنكه اسرائيل اعتراف كند كه قصد دارد واحدهاى مسكونى بيشترى را در شهركهاى غير قانونى يهودى نشين در سرزمين هاى فلسطينى احداث كند. اما براى درك ماهيت اين روابط غيرعادى با شيخ نشينان خليج فارس لازم است كه به ياد داشته باشيم از زمانى كه پدر رييس جمهور كنونى امريكا ايجاد بهشت صلح در خليج فارس را وعده داد واشنگتن در كنار انگليس و فرانسه و روسيه سيل تسليحات خود را به سوى اين منطقه جارى كرده اند.
|
|
|
|