شنبه ۶ بهمن ۱۳۸۶
۱۷ محرم ۱۴۲۹ - ۲۶ ژانويه ۲۰۰۸ - سال هشتم - شماره ۲۵۱۱
جوان ورزشى
Tel: 88894335
sport@javandaily.com
sJavan.jpg
جستجو
pdf PDF
Edition
صفحه نخست
ايران
سرمقاله
جهان
اقتصادى
حوادث
ديپلماسى
ورزشى
فرهنگى
سينما، تئاتر
جوان ورزشى
سراى ايرانى
سلام جوان
جامعه
سلامت
آرشيو
تماس با ما
پرسپوليس هميشه بدهكار است
قلعه نويى هنوز هم شاكى است، اما …
تجربه چندان مهم نيست ۲۰ ساله ها را باور كنيد
حورا شكيبى
بزرگى و شهرت آن گونه كه ما مى پنداريم در اثر تصادف و بخت و شانس نيست. اتفاقات ستارگان شهير در هر عرصه اى خصوصا ورزش فوتبال زاده نقاط خاصى از اين كره خاكى هستند. بزرگان فوتبال همان هايى كه از نقاط محروم برخاسته اند زير نظر يك سرى مربيان خاص پرورش يافته اند. اما يك مساله را نمى توان منكر شد وآن هم اين است كه به تاريخ تولد بيشتر آنها نگاه مى كنيد، هم سن و سالى را به وضوح مى توان در ميان آنها مشاهده كرد. پس در اين جا مى توان فاكتور تصادف را در موفقيت چهره هاى سرشناس پذيرفت. دليل منطقى هم وجود ندارد كه چرا سياره زمين استعدادهاى خود را بيشتر در سال هاى ،۱۹۸۲ ۱۹۸۷و يا ۱۹۸۷ نهفته است.
به ليست فوتباليست هاى متولد ۱۹۸۷ كه نگاهى بيندازيد، از مجموع آنها تيم قدرتمندى را خواهيد ديد كه در هر كجاى جهان كه باشند، خطرسازند و با افتخار مدعى قهرمانى هستند. در صدر ليست مى توان به جوزپه روسى و كريم بنزما، ستاره گلزن لوشامپيونه اشاره كرد. پس از اينها سمير نصرى و ليونل مسى خودنمايى مى كنند. اين ۴ نفر را مى توان غول هاى خط حمله ناميد كه هيچ خط دفاعى از خطر آنها رهايى ندارد.
كمى به عقب تر مى رويم. به خط ميانى زمين، قطعا جان ادبى ميكل و سسك فابرگاس هافبك هايى هستند كه جادوى آنها بر هيچ كس مخفى نيست. در پست هافبك تدافعى هم مى توانيد روى درخشش هاى جو، جرمى منس، لوئيز سارز، حاتم بن آرفا، اولك ساندرهلادكى و آرون لنون حساب كنيد، البته نبايد مارك نوبل و كوين پرينس بوآتنگ را از قلم بيندازيم.
نمى دانم چرا اما مدت زمانى كه مدافعان براى نشان دادن و اثبات خود نياز دارند بسيار بيشتر از زمانى است كه يك مهاجم با استعداد به دنياى فوتبال معرفى مى شود. گونزالو كاسترو و رويستن درنته مدافعانى هستند كه با وجود كم و سن و سالى خودى نشان دادند و علاوه بر پست خود گهگاه به حمله دست مى زنند. فدريكو فازيو و ژرارى پيكه نيز در كنار جوهارت و سرخيو راموس مدافعان كوچك اما مشهور دنياى توپ گرد محسوب مى شوند. شايد در تاريخ گذشته فوتبال نتوان دسته اى از ۲۰ ساله ها را يافت كه تماما در باشگاه هاى بزرگ توپ بزنند. ۹ تن از ستارگاه مذكور جزو تركيب ثابت تيم هايشان در رقابت هاى ليگ قهرمانان هستند و در خصوص مسى و فابرگاس بايد گفت كه اين دو نه تنها مهره هاى ثابت هستند بلكه ستون هاى كليدى محسوب مى شوند. داستان پيشرفت آنها نيز بر كسى پوشيده نيست. كافيست آنها را با ۱۰ بازيكن برتر سال اروپا ( كانديداهاى دريافت توپ طلا) مقايسه كنيد. فرانچسكو توتى كه دهمين بازيكن منتخب بود ۲۰ ساله كه بود هنوز به تيم ملى دعوت نشده بود. روبينيو كه در پله نهم جاى داشت فصل بدى را در كنار رئال مادريد مى گذراند. زلاتان ابراهيموويچ ( بازيكن هفتم ليست برترين ها) در اولين فصل حضورش در آژاكس چندان موفق نبود و گهگاهى جزو تركيب ثابت تيم مى شد. رود فان نيستلروى ( ششم) در سن ۲۰ سالگى همراه باشگاه دسته دومى من بوش هلند توپ مى زد. آندره آپيرلو(پنجم) در رجيناى قعرنشين روزگار مى گذراند. ديديه دروگبا(چهارم) در لومان ( باشگاه دسته دوم آن روزهاى فرانسه) حضور داشت.
مى رسيم به كاكا و كريستيانو رونالدو كه پله هاى اول و دوم را اشغال كرده بودند. اين دو براى باشگاه هاى بزرگى چون سائوپالو و منچستر يونايتد به ميدان مى رفتند كه اينها هم جزو استثناها هستند. نگران بازيكن هشتم و سوم نباشيد. اين دو مهره گمشده همان فابرگاس و مسى ۲۰ ساله هستند كه در مورد آنها به اندازه كافى بحث شد.
هنوز مقايسه اى ميان متولدين ۱۹۸۵ و ۱۹۸۶ انجام نشده اما به وضوع مى توان دريافت كه از سال ۵۷ تا ۸۲ اوج ناكامى ها و مصدوميت ها بود كه متاسفانه نمى توان ليست استثناهاى ۲۰ ساله را به آنها نسبت داد.
يك نكته ديگر كه بايد مورد توجه قرار داد اين است كه تنها ۳ تن از اسامى ليست ۱۰ نفره بالاى ۲۵ سال هستند ( دروگبا، پيرلو و نيستلروى) آنچه كه مسلم است واقعيت تغيير نسل ها به مرور زمان مى باشد. امروز، دوره اى است براى جولان دادن كم سن و سال ها نه فقط آنهايى كه اسمشان را ذكر كرديم. متولدين ،۸۵ ،۸۶ ۸۸ و حتى ۸۹ هم مى توانند نسل زرينى از بهترين ها را بسازند( امثال الكساندر پاتوو يا هر نوجوان ديگر).
در پايان بايد گفت كه اين اولين بارى است كه فاكتور تجربه نقشى تعيين كننده در موفقيت و شهرت ندارد.
پرسپوليس هميشه بدهكار است
پلمپ شدن؛ آرزوى دست نيافتنى قرمزها!
وصال روحانى
در حالى كه به گفته سران پرسپوليس خبرى از كمك ۲۵۰ ميليون تومانى سازمان تربيت بدنى به اين باشگاه نشده و قرمزها همچنان از كمبودهاى مالى رنج مى برند، وب سايت پرسپوليس اواسط هفته پيش خبر از احتمال پلمپ شدن باشگاه داد و آن را به سبب نپرداختن حق و حقوق بازيكنان قبلى سرخ ها دانست. البته عدم پرداخت هاى ماليات كلان باشگاه كه طبق اعلام قرمزها مربوط به مديريت هاى قبلى پرسپوليس مى شود ربطى به مديريت فعلى ندارد، نيز نقش مهمى در اين ارتباط دارد و ظاهرا در يكى از روزهاى هفته پيش از سوى اداره ماليات براى پلمپ باشگاه به محل رفته بودند. ماموران اداره ماليات براى اين كار حكم قانونى در اختيار داشتند ولى پس از گفت وگو با سران باشگاه رضايت دادند قدرى صبر كنند تا اين مديران فرصتى بيشتر براى پرداخت هاى معوقه خود بيابند و با رجوع به اداره ماليات مساله را ساماندهى كنند. گفته مى شود عدم پرداخت ماليات برخى بازيكنان قبلى پرسپوليس در شكل  گيرى وضعيت ناگوار فعلى اين باشگاه سهم عمده اى داشته است.
كم و بيش
برخى ظريفان بر اين باورند وضع مالى پرسپوليس آن قدرها هم بد نيست كه اخبار فوق گواهى مى دهند و بهتر بگوييم شرايط كم و بيش همانى است كه قبلا بود و اگر روابط عمومى باشگاه راسا روى سايت خود چنين اخبارى را مى فرستد به قصد ايجاد نوعى اضطرار در امور باشگاه و مجاب كردن سازمان تربيت بدنى و ساير نهادهاى دولتى به ارايه هرچه سريع تر كمك هاى مالى به قرمزها است! حتى اگر چنين باشد، نمى توان برآوردى از اين دست را وسيله اى براى ناديده گرفتن قروض هنگفت و بدهى هاى كمرشكن باشگاه قرار داد و چشم بر اين وضعيت بست و اوضاع نامساعد آنان را ناديده انگاشت و در حالى كه هر سال حداقل ،۴ ۵ بار خبر رسيدن كمك هاى چندصدميليونى نهادهاى دولتى يا علاقه مند به پرسپوليس( يا استقلال) مى رسد، ولى در عمل اين باشگاه هميشه مقروض است و پلمپ شدن احتمالى آنها نيز فقط بخشى از ماجرا و به واقع پى آمد مشكلاتى از آن قبيل است كه پيشتر هم مورد اشاره قرار گرفت و ورزش دوستان ايرانى آن قدر شنيده اند كه ديگر حتى كنجكاوى شان برانگيخته نمى شود.
 دور از چشم طلبكاران
باز ظريفى مى گفت كه پلمپ شدن اين باشگاه آن قدرها هم واقعه بدى برايشان نيست، زيرا سبب مى شود چند هفته يا چند ماه از مقابل چشم طلبكاران دور باشند. روز يا هفته اى نيست كه طلبكاران به باشگاه پرسپوليس سر نزنند و دستمزدهاى معوقه خود را نخواهند و طلب چيزى را نكنند كه باشگاه بايد در فصول گذشته به آنها مى پرداخت و هنوز چنين نكرده است و بعضى طلب ها به سه سال پيش و حتى به پيش از آن مربوط مى شود و مربيان و بازيكنانى را داريم كه قسمتى از حقوق سال ۸۲ خود را نگرفته و آن قدر به باشگاه مراجعه كرده اند كه حتى حوصله خودشان سر رفته است و معلوم است كه در چنين فضايى نتوان برنامه هايى قاطع و با ضمانت را براى آينده ريخت و چيزى را قطعى شمرد و يا اطمينانى را به برخى افراد و ماندن شان داشت. البته مديريت فعلى پرسپوليس كم نقص تر عمل كرده و سعى داشته است حسابش را با افراد تحت استخدام كنونى خود روشن و پاك نگه دارد و تاخيرى كلان همچون گذشته در پرداخت حق و حقوق بازيكنان و ساير اعضاى باشگاه نداشته باشد، اما مسايل مالى يك باشگاه مثل حلقه هاى يك زنجير با يكديگر مرتبط و مربوط به زمانى طولانى است و از يكديگر نشات مى گيرد و امكان ندارد كه با هم مرتبط نباشد و بنابراين شكل و بيلان كارهاى مالى فعلى در پرسپوليس از روابطى نشات مى گيرد كه پيشتر نيز در اين باشگاه بوده است و نمى توان هيچ يك را به طور مفرد سنجيد و انتظار داشت كه هر كدام بدون ارتباط با ديگرى سنجيده شود.
در هر زمانى
پلمپ شدن يا نشدن پرسپوليس نيز مهم ترين موضوع نيست، زيرا اين ا حتمال است كه در هر زمانى امكان وقوعش مى رود و حتى در فرداى روز بستن باشگاه فعاليت هاى آن ادامه خواهد يافت زيرا بدهكارى هاى مالى دليلى بر توقف حيات يك تيم ورزشى نيست و هر چند ورشكستگى دليل و عاملى بر آن امر تلقى مى شود، اما تجربه سال هاى طولانى به ما مى گويد كه هميشه عوامل و نشانه هايى هست كه از چنين اتفاقى جلوگيرى مى كنند و به حيات باشگاه استمرار مى  بخشد، ولى مساله مهم تر اين است كه به گواهى تمامى اتفاقات ۱۰ سال اخير راه حلى ديرپا و موثر براى اين مشكلات يافت نشده و پرسپوليس همچنان بدهكار و اميدوار به كمك هاى مقطعى و فصلى اين سازمان و آن سازمان براى حل مشكلاتش و جوابگويى يكى دو تا از طلبكارانش از اين طريق است و باورش اين است كه به هر حال زمان سپرى خواهد شد و با كمك هاى بعدى نيز مى توان كارهايى را در اين ارتباط صورت داد.
همين طرز نگرش است كه بايد تغيير يابد و كارى بايد صورت بگيرد كه قرمزها روى پاى خود بايستند و براى گذران امور اين قدر به كمك اين و آن محتاج نباشند. در اين ارتباط سياست گذارى صحيح در امر هدايت باشگاه نيز بسيار به كار مى آيد. وقتى تيم پرسپوليس به شدت خرج ساز است و به دشوارى مى توان مخارج آن را جور كرد، چه نيازى به راه اندازى ساير تيم هاى ورزشى در اين باشگاه؟ اين گمانه زنى در حالى صورت مى پذيرد كه در دوره يكى از مديران قبلى پرسپوليس نه فقط راهى براى كاستن از مخارج كمرشكن باشگاه يافت نشد بلكه تيم هايى در رشته هاى كشتى و هندبال و … نيز در پرسپوليس تشكيل و بار مالى كلان آن تيم ها برگرده اين باشگاه كه بدون محبت(!) اين رشته ها هم دچار كمبودهاى شديد مالى بود سوار و اضافه شد.
كش و قوس
اگر پرسپوليس قدرت اداره آن تيم هاى اضافى را داشت، باز جاى گله اى نمى ماند اما مى دانيم و مى دانيد كه چنين چيزى را نداشت. در نتيجه هنوز هم با بخشى از آن تيم ها تسويه حساب و مبالغ معوقه شان پرداخت نشده و كش و قوس بر سر آن مسايل ادامه دارد. اداره تيم فوتبال پرسپوليس به قدرى سخت و پرخرج است كه بايد به اين باشگاه توصيه كرد به هر تيم و رشته ديگرى تحت قيموميت گرفتن هر رشته ديگرى پرهيز كند. پرداخت مخارج نجومى قرارداد و دستمزد فوتباليست هاى پرسپوليس به قدرى سنگين و سخت است كه نمى  توان به طور همزمان يك تيم كشتى هم داشت و آن را هم وارد ليگ كرد و متوقع بود كه اگر در پرداخت حق الزحمه شان تاخير صورت پذيرفت هيچ نگويند.
متاسفانه مسايلى از اين دست هيچ گاه در جمع قرمزها در ،۱۰ ۱۱ سال اخير رعايت نشده و سريال پول نداشتن هاى آنان همچنان ادامه يافته و تكرار شده، بدون اين كه راه حلى براى آن يافت شود. پلمپى كه بر سر در باشگاه زده نشد، ممكن است فردا يا پس فردا زده شود و براى حل آن بايد برنامه هاى مالى دقيق تنظيم كرد و از روزمرگى ابا داشت. پرسپوليس دقيقا در جهت خلاف اين قضيه حركت كرده و فقط در انتظار كمك هاى اين و آن مانده و اين سياست در دوران حبيب كاشانى نيز كه با نظم فزون ترى در قياس با اسلاف وى همراه بود، استمرار يافته و بدهكارى هاى قرمز همچنان پا برجا مانده است و بيم آن مى رود كار روزى به جايى بكشد كه پلمپ شدن و تعطيل گشتن آرزوى قرمزها بدل شود، اما كسى پيدا نشود كه حتى اين خدمت ناقابل(!) را به آنان بكند!
قلعه نويى هنوز هم شاكى است، اما …
تيم ملى روحى تازه مى خواهد

وحيد رسولى

امير قلعه نويى هنوز هم ماجراى بركنارى ملايم و نه چندان قهرآميز خود از پست سرمربيگرى تيم ملى فوتبال ايران را قبول ندارد و فزون تر از ۶ ماه بعد از آن واقعه چنان راجع به آن حرف مى زند كه انگار؛ اولا بزرگ ترين ظلم به او شده است و ثانيا سران كميته انتقالى و سپس مديران جديد فدراسيون فوتبال با عدم دعوت مجدد وى يك فاجعه آفريده اند. او در هفته هاى اخير به كرات فراخوانى برخى دستياران خود شامل منصور ابراهيم زاده و ماركار آقاجانيان به كادر فنى جديد تيم ملى را نشانه صحت انتخاب هاى خود خوانده و با تعجب پرسيده است كه چگونه تمام منصوبين وى از نو دعوت شده اند، اما خود او نه و در جديدترين اظهارنظر خود پرسيده است كه مگر ما به افغانستان باختيم كه مرا ديگر دعوت نمى كنند؟!
نه، ما به افغانستان نباختيم و آنچه باعث حذف خبرساز ما در جام ملت هاى آسيا ۲۰۰۷ در مالزى شد، ناكام شدن به دست كره جنوبى در مرحله يك چهارم نهايى بود، اما مساله اين است كه اميرخان حتى قبول ندارد كه ما به وسيله اين رقيب حذف شده ايم و چون بازى در ۱۲۰ دقيقه بدون گل مساوى شده بود و ما در ضربات پنالتى تسليم شديم ۶ ماه است كه مى گويد و مى گويد و باز هم مى گويد كه ما بدون شكست از جام ملت هاى آسيا حذف شده ايم و چون قضيه از اين قرار بوده، او نبايد كنار گذاشته مى شد. قلعه نويى اصلا اشاره اى به خود واقعه حذف نمى كند و در حالى كه تمام ناظران متفق القول تيم اعزامى به دوره اخير رقابت هاى جام ملت هاى آسيا را ضعيف ترين تيم سال هاى اخير كشور مى نامند، وى بر سر اين كه آن تيم فوق العاده بوده است، پافشارى مى كند. مهم تر از همه اين كه اميرخان اصلا به اين نكته هم نمى پردازد كه تيم ملى با هدايت وى و لشكر سلم و تورى كه تحت عنوان كادر فنى تيم ملى به راه انداخته بود، در هيچ يك از ۴ مسابقه اش در جام ملت ها خوب بازى نكرد و معمولى و پراشتباه بود و در شرايطى از مقابل ازبك ها فرار كرد كه اگر آنها بداقبال نبودند و قدرى سياست داشتند و چنانچه ماكسيم شات كيخ به آن ديدار مى رسيد، آن بازى را واگذار مى كرديم و اگر چين سهل انگار نبود برترى ۰ -۲ اوليه خود بر ما را با تساوى ۲-۲ عوض نمى كردند و برد ۰-۲ بر مالزى هيچ ويژگى خاصى نداشت و در ديدار با كره جنوبى تمامى شهامت سابق قلعه نويى وى را ترك كرده بود و در حالى كه با هجومى تر كردن تيم ايران مى توانست در ۹۰ تا حداكثر ۱۲۰ دقيقه كلك حريف را بكند، آن قدر احتياط پيشه كرد كه در ضربات پنالتى بازنده شديم تا افشين قطبى كه ماه ها بعد از آن واقعه به ايران آمد و مربى پرسپوليس شد، به وضوح بگويد: كره اى ها از سياست هاى محافظه كارانه و بازى تدافعى تيم ملى در آن ديدار حيرت كرده بودند و فقط به خاطر چنان برخوردى از سوى ايرانى ها راه پيروزى را يافته اند.
يك تبصره
قلعه نويى اينها را نمى گويد و در عوض برخى مسايل موهوم را مى گويد و آن قدر در ماه هاى اخير در انتظار بازگشت به تيم ملى بوده است كه پيشنهاد چند باشگاه داخلى را رد كرد، تا ازبكستان رفت اما پاى قرارداد پاختاكور را امضا نكرد و حتى زمانى كه سرانجام با مس بست، يك تبصره الزامى قراردادش اين بود كه به محض درخواست تيم ملى، مس را رها خواهد كرد. اما مگر تيم ملى او را مى خواهد؟ اميرخان موقعى گمان برد كه جواب اين سوال مثبت است كه فدراسيون كفاشيان فقط يكى دو روز بعد از روى كار آمدن از مربيان قبلى تيم ملى دعوت كرد براى ارايه نظرات خود در خصوص انتخاب مربيان جديد اين تيم به محل فدراسيون بيايند و به فاصله چند ساعت مربيان ليگى را نيز جمع كرد و همين سوال را از آنان هم پرسيد و وقتى جملگى گفتند اولويت با داخلى ها است زيرا فرصت براى به كارگيرى مربيان خارجى اندك است، امير خان تصور كرد نيم ساعت بعد در اردوى تيم ملى خواهد بود!
معلوم نشد
اما فدراسيون كفاشيان در اولين تصميم بزرگ عجيب خود كه احتمالا آخرين نيز نخواهد بود در پايان همان روز متذكر شد كه سرمربى خارجى براى تيم ملى انتخاب خواهد گشت معلوم نشد اگر چنين نظرى در كار بوده چرا آن قدر مربيان ايران را سر كار گذاشته و در آن روز در دو نوبت گرد آمده و توصيه بر رويكرد اضطرارى و الزامى به مربيان وطنى داشته اند. شايد براى قلعه نويى از همه غيرقابل فهم تر روى آوردن مسوولان به ابراهيم زاده و سپردن پست غيررسمى سرمربيگرى تيم ملى به وى تا اطلاع ثانوى بوده باشد، زيرا وقتى تيم سرمربى نداشته باشد بديهى است كه دستيار اول سرمربى ( ابراهيم زاده) تا زمان معرفى سرمربى جديد سكاندار اصلى و چيزى در همان حد سرمربى خواهد بود، حتى اگر اين امر اعلام و به روشنى روى آن تاكيد نشود.
حرف ها و مصاحبه هاى مكرر قلعه نويى و ابراز گله هايش بابت اين مساله، ديگر تكرارى شده و توجهى را برنمى انگيزد و هرچه هست در حال حاضر رويكرد و گرايش چندانى به وى در سطح اول فدراسيون ديده نمى شود و ظاهرا به هر دليل موجه يا ناموجه قرار نيست پست سرمربيگرى به او عودت داده شود و بنابراين بهتر است وى به مس برسد و از افكار مختلف و عمدتا منفى اش در ارتباط با تيم ملى دست بردارد.
دست انداز
روزى اين پست به او دوباره پيشنهاد خواهد شد، اما لازمه اش اين است كه وى تا چنان زمانى مجدد اثبات لياقت كند و نشان بدهد كه جايش به لحاظ فنى در تيم ملى خالى است، حال آن كه شكست ۰-۴ در برابر مكزيك، بردهاى كم ارزش در برابر تيم هاى درجه چندم غنا و جامائيكا و سپس افتادن در دست انداز جام ملت هاى آسيا در مالزى چيزى خلاف مساله فوق را گواهى و نشان داد كه جاى ژنرال در ميان لشكر ملى اش چندان خالى نيست و شايد اگر نباشد افراد ديگر ( و حتى دستياران خود او) بتوانند روحى تازه تر و بهتر را در اردوى ملى جارى سازند. اين يك حقيقت است كه قلعه نويى به خاطر محافظه كارى افراطى اش در ماه هاى آخر حضورش در تيم ملى كارى كرد كه آن تيم درست مثل زمان برانكو ايوانكوويچ بازى مى كرد و نه شهامت حمله هاى تمام عيار را داشت و نه صرافت و هنر بهره گيرى از قابليت هاى برتر خود را و بيشتر بازى هاى كنترلى و دفاعى را در دستور كار خود داشت و بيننده ها را به اين باور و سوال مى رساند كه اگر است باز مثل دوران برانكو بازى كنيم، چرا او را برداشتيم و قلعه نويى را آورده ايم و اگر خود ايوانكوويچ باشد، بهتر نخواهد بود؟ هرچه باشد، همان مربى كروات پايه گذار آن سيستم بود و طبعا بهتر از قلعه نويى و سايرين راه اجراى موثر آن را مى دانست و احتمالا هنوز هم مى داند!
گذر و نظر
تلاش مسوولان پكن براى تدارك هرچه سريع تر مقدمات بازى هاى المپيك
گوجين لونگ شهردار پكن وعده داد مقدمات و تدارك بازى هاى المپيك سال ۲۰۰۸ را به خوبى پيش ببرد.
به گزارش خبرگزارى شين هوا از پكن ترافيك و آلودگى هوا از جمله مسايلى است كه مسوولان برگزارى بازى هاى المپيك پكن را به شدت نگران كرده است.
گو خاطرنشان كرد: بازى هاى المپيك و پارالمپيك رويداد بسيار مهمى براى چينى ها قلمداد مى شود. توسعه فرودگاه بين المللى پكن و خط آهن جنوب اين شهر امسال خاتمه مى يابد.
بكام به عنوان سفير يونيسف وارد سيرالئون شد
ديويد بكام يك فوق ستاره فوتبال از نيديك با فقر كوبنده سيرالئون مواجه شد و شاهد فعاليت هاى انجام شده در تلاش براى كاهش درد و مصيبت ناشى از ۱۲ سال جنگ داخلى در اين كشور بود. به گزارش خبرگزارى ها از فرى تاون، يك سخنگوى يونيسف در پايتخت سيرالئون گفت: وى(بكام) به عنوان سفير اين نهاد سازمان ملل وارد اين كشور شد تا در محل شاهد فعاليت هاى ما باشد. وى از چندين مركز مجرى برنامه احياى كودكان در شمال كشور و اطراف شهر كابالا واقع در نزديكى مرز گينه بازديد كرد.بكام كه از سال ۲۰۰۵ سفير يونيسف صندوق كودكان سازمان ملل است در حال بازديد از مراكز درمان مالاريا است كه سالانه حداقل ۸۰۰ هزار كودك زير پنج سال را در شبه صحراى آفريقا مى كشد.
درآمد يك ميليارد دلارى غنا از جام ملت هاى آفريقا
برگزارى بيست و ششمين دوره فوتبال جام ملت هاى آفريقا در غنا دست كم يك ميليارد دلار براى اين كشور سودآورى داشته است. به گزارش خبرگزارى شين هوا از لاگوس بازى هاى فوتبال جام ملت هاى آفريقا يكشنبه در اكرا پايتخت غنا آغاز شد. يكى از مسوولان برگزارى اين بازى ها گفت: غنا از برگزارى بازى هاى جام ملت هاى آفريقا يك ميليارد دلار درآمد داشته است.
فروش بليت، رزرو هتل، تاكسى و مصرف محصولات غذايى و ساير كالاها از جمله منابع كسب درآمد براى غنا طى برگزارى بازى هاى جام ملت هاى آفريقا بوده است.
ركورد سفر به دور دنيا شكسته شد
يك دريانورد فرانسوى در سفر به دور دنيا با قايق بادبانى ركورد جديدى به ثبت رساند. به گزارش شبكه يورونيوز، فرانيسى ژوايون دريانورد فرانسوى موفق شد دور دنيا را در پنجاه و هفت روز و سى و چهار دقيقه و سى ثانيه طى كند كه اين چهارده روز كمتر از ركورد قبلى ا ست. وى اخيرا به بندر برست فرانسه وارد شده است.
گبرسلاسى: در صورت آلودگى هوا در المپيك پكن شركت نمى كنم
دونده اتيوپيايى و دارنده دو عنوان قهرمانى بازى هاى المپيك و ركورددار دو ماراتن جهان گفت: اگر آلودگى شهر پكن ميزبان المپيك كاهش نيابد در رقابت دو ماراتن اين بازى ها شركت نخواهم كرد.
هايله گبرسلاسى در گفت وگو با سايت بى بى سى انگليس در خصوص آلودگى هوادر شهر پكن، ميزبان المپيك هشدار داد. وى گفت: اگر هوا به همين شدت آلوده باشد، سعى مى كنم به جاى دو ماراتن، در دوهاى استقامت شركت كنم. وى در طول دوران عمر حرفه اى خود ۲۶ بار ركوردشكنى كرده ولى در سال ۲۰۰۷ به خاطر مشكل تنفسى در رقابت هاى لندن شركت نكرد.
وى قصد دارد پيش از آغاز برنامه هاى آماده سازى خود براى شركت در دو مارتن المپيك پكن، در چند مسابقه دوهاى استقامت شركت كند.
پائولا ردكليف دونده زن سرشناس دو ماراتن سال گذشته از كارشناسان آلودگى هواى انگليس در خواست كرد تا به برنامه ريزى براى دويدن در دو ماراتن المپيك پكن كمك كنند.
گرى لاف همسر و مدير برنامه هاى ردكليف به بى بى سى گفت: وى به آسم ناشى از تمرين مبتلاست، احتمالا براى حضور در رقابت هاى پكن مجبور خواهد شد از داروهاى متفاوتى استفاده كند.
بهبود وضعيت جسمانى فوتباليست فرانسوى
مدير باشگاه تيم فوتبال نى يورت فرانسه حال ماركور آندريانا كه در مسابقه با يك تيم فرانسوى ديگر در شهر سدان دچار حمله قلبى شده بود را رضايت بخش اعلام كرد.
به گزارش شبكه پنج تلويزيون فرانسه، ماركور آندريانا مدافع تيم نى يورت در جريان ديدار با يك تيم فرانسوى در دقيقه ۲۳ دچار حمله قلبى شد.در حالى كه همه تصور مى كردند ماركور دچار ايست قلبى شده است، امدادگران بلافاصله با استفاده از تنفس مصنوعى و شوك الكترونيكى علايم حيات را به وى بازگرداندند. مدير اين باشگاه دسته دومى فرانسه حال اين بازيكن را رضايت بخش اعلام كرده است.
انتقاد روزنامه هاى اسپانيا از اضافه وزن رونالدينيو
خبرگزارى آسوشيتدپرس از بارسلون گزارش داد رونالدينيو بازيكن تيم فوتبال بارسلوناى اسپانيا بار ديگر مورد حمله و انتقاد قرار گرفت. اين بازيكن برزيلى كه در خط ميانى بازى مى كند و در حال طى دوره نقاهت ورم زانوى چپ خود است با انتقادهاى جديدى روبه رو شده است و روزنامه اسپانيايى آس رژيم غذايى اين بازيكن را مورد انتقاد قرار داد.
اين روزنامه اسپانيايى تصويرى از رونالدينيوى عرق كرده را در تمرين هاى تيم بارسلونا منتشر كرد و اعلام كرد بى تحركى اين بازيكن منجر به سنگين شدن وى شده است. اين نخستين بار طى يك سال اخير است كه وزن اين بازيكن ۲۷ ساله سوژه نشريات اسپانيا قرار مى گيرد.


|   شناسنامه   |   آرشيو   |